سیاست توسعه طلبانه ی ناسیونالیسم کرد آفرینده ی فاجعه ی آینده

فاجعه ایکه نطفه اش با طرح تغییر ترکیب جمعیت منطقه توسط دو حکومت -شاه و شیخ-و استقبال احزاب کردی از آن، بسته شده ، و با سیاست توسعه طلبی ارضی کرد ها تکمیل میشود، میرود در آینده، در شرایط مهیا دو ناسیونالیسم « ترک و کرد» را در یک دریای خون در گیر کند.
به عهده ی روشن بینان هر دو خلق است که این فاجعه را ببینند و از حالا چاره یابی کنند. اگر نمیخواهند شاهد فجایع باشند...

ایده لوژی ناسیونالیسم کرد ،
که مجموعه ای از  خواسته ها و آمال و آرزوهای قشر فوقانی( بخش استثمارگرو توسعه طلب" ارضی" ) جامعه ی کرد،  برای حکمرانی خود است، و تحقق آنرا در « اقلیم» به عینه می بینیم ،
اکنون از قلم یک ناسیونالیست توسعه طلب،  تحت عنوان « تاملی دربارە شرق کوردستان http://www.iranglobal.info/node/55529 » جاری شده است و همانطور که در نوشته آمده  « عضو کنگره ملی کردستان» نیز هست. 
 که نام درست اش اصولا و با توجه به ماهیت سیاست اش « جمع ناسیونالیستهای توسعه ارضی» می باشد. براستی عضو چنین جمعی بودن چه اعتباری جز بی اعتباری برای یک « روشنفکر» میتواند داسته باشد.
تصور کنید : من بگویم «عضو یک جمع ناسیونالیست هستم- که توسعه طلب نیز هست». یعنی میگویم « من در خدمت بهره کشان اشغالگرم»! و به این هم افتخارکنم. آیا نشان دهنده ی سطحی بودن اندیشه ی من نیست؟

این جمع ناسیونالیست و عضو  آن چرا توسعه طلب است؟
شونیسم از عناصر و خاصه های ناسیونالیسم است که میل اندیشگی و سیاسی،  به توسعه طلبی دارد. فاکت آنرا ما در پان ایرانیسم که "ایران بزرگ" را مطرح میکند می بینیم. همین میل در ناسیونالیسم کرد نیز هست که از " کردستان بزرگ» سخن میگوید. شاید گفته شود این دو ناسیونالیسم متفاوت اند. بله ، متفاوت اند ، ولی در ایده لوژی به اصطلاح ملی و شونیسم و توسعه طلبی مشترک اند. و هیچ گریزی هم از آن نیست. ناسیونالیسم شخص را به شونیسم و توسعه طلبی سوق میدهد و دست خود آدم نیز نیست. گام بعدی نیز فاشیسم است. که مجبور است برای تحقق توسعه طلبی خود بدان گرایش پیدا کند. و ژنوساید ها بیافریند. تحت نام « وطن».
این راهی ست که دوستان کرد ما پا به آن گذاشته اند.
در فقر اندیشه و سیاست. 
حقیقتا تأسف برانگیز است.

سیاست کور:

نویسنده ی مقاله ی مذکور با «  تقسیم اراضی» و « وسیله قرار دادن رشته ی علمی تاریخ در خدمت سیاست توسعه طلبانه»،  میکوشد  سهم خود ،  «  شرق کردستان» ، یا بخشی از آذربایجان را،  نشان دهد. 
او دقیقاً مثل شونیست ها - که تاریخ را ابزار سیاست خود کرده اند- دست به دامن تاریخ می یازد. همینطور مسئله ی « ملک من و تو» یا سیاست « تقسیم ارضی» راه میاندازد. و آگاهانه اختلاف خلقهای تحت تبعیض را به تضاد تبدیل میکند که نتیجه اش « درگیری مسلحانه بین دو خلق تحت ستم است».
اینجاست که مجبورم بگویم ناسیونالیسم کور است. و مادر جنگها. و شونیسم و فاشیسم.
اینها نتایج این راه است و بارها و بارها در تاریخ اثبات شده است. 

تبعیض دیدگی تقدس ایجاد نمیکند:
نویسنده به تبعیضاتی اشاره میکند که همه ی خلقهای ایران در آنها مشترک اند. اما با  سیاست ملک من و تو، توسعه طلبی، و شونیستی، تیشه به ریشه ی « همدردی مشترک» میزند.  و میکوشد با تبعیض دیدگی تقدس بیافریند. در حالی که ستمدیدگی تقدس ایجاد نمی کند. تنها سیاست درست است که حمایت میافریند. و دوستان کرد نیز فاقد آنند.

سیاست توسعه طلبی فاقد خرد سیاسی:
نویسنده با سیاست « ملک من و تو» نشان میدهد نه تنها خود بل جمعی که او عضو آن است نیز فاقد خرد سیاسی اند. چرایش اینه که:
بین تبعیض دیدگان و حتی همه ی ستمکشان در ایران تضاد آفرینی میکند. در حالی که خود فاقد همه چیز است. چون  کردستان و آذربایجان در حال حاضر عملا در دست حکومت اسلامی ایران است. و در این شرایط ادعای « مال من و تو» بیخردی سیاسی ست. به قول ما آذربایجانیها " آت آلمامیشدان -یهرین آختاریر". اسب نخریده به دنبال زین اش میگردد. 
روشنفکرانی که تکیه گاهشان ملا مصطفی بارزانی  و عبداللە اوجالان است روشن است چه سعادتی میتوانند برای ستمکشان به ارمغان آورند. 

بهم زدن ترکیب جمعیت منطقه:
حکومت شاه و اسلامی برای اینکه از حکومت دموکراتیک آذربایجان بیش از پیش انتقام بگیرند کوشیده اند با اسکان کردها در آذربایجان تا میتوانند ترکیب جمغیت منطقه را توسط هم تباران آریایی خود بهم بزنند. کرد و ترک را در مقابل هم قرار دهند و فکر حکومت را از ذهن آذربایجان دور کنند. کردها هم بدشان نیامده  که از این نقشه استقبال کنند. آنها خیلی خوشحال اند و تا میتوانند از این برنامه سود میجویند و نقشه را تکمیل میکنند.

دو ناسیونالیسم در برابر هم :
فاجعه ایکه نطفه اش با طرح تغییر ترکیب جمعیت منطقه توسط دو حکومت -شاه و شیخ-و استقبال احزاب کردی از آن،  بسته شده ، و با سیاست توسعه طلبی ارضی کرد ها تکمیل میشود، میرود در آینده، در شرایط مهیا دو ناسیونالیسم « ترک و کرد» را در یک دریای خون در گیر کند.
به عهده ی روشن بینان هر دو خلق است که این فاجعه را ببینند و از حالا چاره یابی کنند. اگر نمیخواهند شاهد فجایع باشند. 
از دید من چاره آن است که دوستان کرد سیاست نادرست توسعه ارضی را که به نام « شرق کردستان» بزرگ، پیش کشیده اند ترک کنند.  راه حل مسایل مورد اختلاف را به سیستم حکومتی آینده و فضای دموکراتیک محول کنند.
 و از نامهای مصطلح رسمی کردستان ایران و آذربایجان غربی استفاده کنند. و دست از همکاری با حکومت در بهم زدن ترکیب جمعیت بردارند. 
در صورتی که سیاست توسعه ارضی خود را ادامه دهند متاسفانه برخورد دو ناسیونالیسم اجتناب ناپذیر خواهد شد. و حکومت نیز همین را میخواهد.

 

 

--------
در پیوند ، از آ.ائلیار:

1-آوانتوریسم ناسیونالیسم افراطی کرُد
http://www.iranglobal.info/node/38984
2-ملاحظاتی پیرامون آزادی خلقهای تحت ستم
http://www.iranglobal.info/node/38894
3-سیاست ما و مسایل خانه و همسایه
http://www.iranglobal.info/node/53673
4- آرشیو نوشته های آ.ائلیار:
http://www.iranglobal.info/taxonomy/term/81
5
-آیا در شرایط کنونی، مسئله ملی راه حل نظامی دارد؟
http://www.iranglobal.info/node/55493
6-« استان ارومیه»، اسم رمز شب ، برای اشغال آذربایجان
http://www.iranglobal.info/node/55281
7-سیاست توسعه طلبانه ی ناسیونالیسم کرد آفرینده ی فاجعه ی آینده
http://www.iranglobal.info/node/55579

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-این نظربسیارخوبی است ؛ولی من به همه دوستانی که درخارج هستند؛بایدعرض کنم ؛جنبش آزادیخواهی درآزربایجان دیگربه یک تعدادانگشت شمارشامل نمیشود.اهداف این جنبش به خواست عمومی ملت تبدیل شده .این جنبش درگروه های صدهزار؛پنجاه هزار وکمتروبیشتردرتلگرام به نشرواشاعه نظرخودمی پردازند،مااولین وظیفه ایی که داریم ندادن تاوان وهزینه های انسانی راباید سرلوحه خودقرارداده وخواست های مدنی رامثل یک ضرورت واقعی تبدیل کردن هستیم.
امروزحدود35نفرازبهترین جوانان اردبیل رانیروهای دولتی دراطراف خیاودستگیرکرده است.
ماوظیفه داریم ازهرراهی برای آزادی آنهاتلاش کنیم.دوستان محافظه کاری رادرانگ زدن ها بایدکنارگذاریم که دیگران بماچی میگویند.
مگرهمین الان نیروهای فاشیست وتمامیت خواه بادولت هم دهن نشده وهرچه لایق خودشان است بمانمیگویند.
من بانظرکلی آقای ائلیارموافق بوده واین کارراهرچه سریعترانجام دهیم؛یک گام به پیش است.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
« جبهه ی متحد جنبش آذربایجان»
که در بالا بدان اشاره شد، مثلا میتواند برای تشکیل خود چنین راهی و یا مانند آنرا انتخاب و طی کند؛ که پیشنهاد میشود :

1-لازم است « داخل و خارج » یک منشور( که مثلا از پانزده، بیست ماده درست شده » با مشورت هم از طریق اونلای ، بیرون دهند.

2- براساس این منشور ارگانی اونلای در خارج تشکیل شود که سیاست منشور را پیش برد و پاسخگو باشد. در مقابل فعالان. و مردم و جامعه.
شورای جبهه را- از هر گروه یک نفر و از جمع منفردین نیز یک نفر- تشکیل میدهند- و هر دو سال نیز اعضای جدید معرفی و برگزیده میشوند. در گرد همایی های حضوری. از بین داوطلبان.

3- ارگان میتواند سنخگوی فعالان آذربایجان در سطح جهانی باشد. جهت حلب حمایت حقوق بشری.

4- در مورد سیاستها و تاکتیهای داخلی تصمیم گیرنده خود فعالان داخل هستند.

---------

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کرد ها قومی ذاتا خشن .... در ایران که خدایی نکرده نژادپرستی
علیه هر کسی بوده علیه کرد ها نژادپرستی نداشتیم و اون ها با داشتن بیشترین گروهک تروریستی ایران ستیز و
برنامه ریزی نسل کشی آینده در ایران ....

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پس چرا شما و تجزیه طلبان راسیست ، مدام برخورد ضد بشری نژادگرایانه با فارس و زبان فارسی و ایران و فرهنگ و تاریخ و اسامی ایرانی میکنند ؟ ! یا اینکه 2 زاری شما همیشه بعدا می افتد ؟
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مسایل آذربایجان چیزهای جدیدی نیستند. حداقل دهه هاست مطرح میشوند و در عمل و نظریه بازتاب های مختلفی را پدید آورده و میاورند.
کلیات این مسایل در چهار بخش جای میگیرند:
1- مسایل خود جنبش آذربایجان
2- مسایل در برخورد با حکومت
3- مسایل در برخورد با جنبشها و احزاب، به خصوص با احزاب کردی
4- مسایل در برخورد با خارج از ایران
---------
«استراتژی - تاکتیک جنبش آذربایجان » طی دهه ها عملاً « مبارزه ی مسالمت آمیز » بوده و هست.
بر این اساس بر خورد به مسایل نیز در چهار چوب یادشده صورت گرفته است.
چون مبارزه در آذربایجان « جنبشی»ست، و نه سازمانی و حزبی، از اینرو « برخورد به مسایل» متفاوت بوده با برخورد « تشکیلاتی» به مشکلات.
جنبش نکات مثبت و منفی دارد. نه میتواند جای تشکیلات عمومی را بگیرد و نه محدودیت تشکیلات را دارد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای بهمن موحدی( بامدادان ) در کامنت دیروزشان پان کرد ها به زباله دانی می انداخت . "مطمئن باشید زمانی که خلق قهرمان ایران با قیام خود رژیم جنایتکار وچپاولگر جمهوری اسلامی را جارو کرد وبه زباله دانی انداخت پس از آن به سراغ تجزیه طلبان پان ترک وپان کرد وپان عرب ودیگر دشمنان میهن وخلق مانند سلطنت طلبان شاه اللهی خواهند رفت وآنها را نیز کنار آخوندهای ضدبشر وضد ایرانی خواهند فرستاد
"امروز طبق دستور " سخن گفتن از ناسیونالیسم کردی بی معنی است. " جلل خالق . رنگ عوض کردن باین سادگی .

"

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مشکل آزربایجان و آزربایجانی با مقاله نویسی ائلیارها و جداری ها حل نمی شود. همین ائلیار چند ماهی است که تازه یادش افتاده که آزربایجان در خطر است و قبلا ساز پان ایرانیست ها را میزد و به حرکت ملی می تاخت ولی چون اهل تفکر و اندیشه است احتمالا یکبار هم که شده نشسته و فکر کرده و به این نتایجی رسیده که حرکت ملی 20 سال است آن را می گوید. الان دیگر کسی برای روشنفکر و مقالاتش حتا در ناف مهد تمدن و دموکراسی ارزشی قائل نیست الان پول و خشونت و قدرت حرف اول را در سیاست بین المللی می زند. الان هرکسی موشک و اسلحه دارد احترام دارد والا برای قلم کسی تره هم خرد نمی کند. جناب ائلیار باید بداند تا زمانی که آزربایجان مسلح نشود(سوء تفاهم نشود نگفتم دست به اسلحه ببرد) هر تنبان گشادی برای مردم ما خط و نشان خواهد کشید. تفکر کرد و ارمنی مثل هم است. الان در همین آزربایجان شمالی یک گوشمالی کوچک به ارامنه دادند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کردها در مناطق خودشان زندگی می کنند. حتماً باید دور خودشان حصار بکشند و بعد هم دیگر را تکه پاره کنند؟ کردها قوم کوچنده ای هستند. از هزار سال پیش هم تغییری نکرده اند. حصار کشیدن به دور آن ها یعنی خفه کردنشان. این تخم لق کشور داشتن را هم غربی ها در دهان آن ها شکسته اند. بخشی از تاریخی را هم که جوانان کرد شب و روز مزه مزه می کنند، مأموران غربی برای آن ها درست کرده اند. ما در ایران گلوبال یاوه زیاد می گوییم ولی دنیا این قدر ها هم که گمان می کنیم، الکی نیست.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اشاره به دو نکته میکنم:
1- در دوره شاه آذربایجان غربی به استان تبدیل شد. آذربایجان غربی شامل و متشکل از اراضی آذربایجان و کردستان است. ناسیونایستهای افراطی کورد و ناسیونالیستهای افراطی و پانترکیست تورک اینرا خوب بدانند. مثلا شهرهای بانه، سردشت، مهاباد، بوکان از شهرهای کردستان در آذربایجان غربی هستند. مجموع ترکها در این چهار شهر بزرگ به چند صد نفر هم نمی رسند این تعداد معدود هم یا ارتشی هستند یا پاسدار. شهرهای ارومیه؛ میاندواب، خوی، سلماس، ماکو، بازرگان و نقده از شهرهای تورک آذربایجان هستند. هر وقت این دو ملت مستقل شدند صاحب این شهرها خواهند شد. اما مشکل تنها ناسیونالیستهای افراطی کورد نیست و ناسیونالسیتهای افراطی پانترکیست هم مشکل ساز هستند و آنها هم مانند کوردهای افراطی کل آذربایجان را متعلق به آذربایجان میدانند و توسعه ظلب آذربایجانی هستند. هر دو گرایش افراطی کورد و تورک
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
زمانی که هنوز کشور مستقل کردستان تشکیل نشده است، سخن گفتن از ناسیونالیسم کردی بی معنی است. کردها هنوز کشوری مستقل ندارند چه برسد به اینکه سیاست توسعه طلبانه ی ناسیونالیستی داشته باشند!!؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
واقعا جمال آقا جمال رو عشق است. ماشاالله اشتهاشون بیش از اندازه زیاده. هنوز یه وجب خاک ندارند، دنیا رو می خوان صاحب بشند؟ این حرف ها رو تو ارومیه بزنه....

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای جمال درست میگوید.زمانی که بچه بودم از نزدیک زندگی کردهایی که از عراق آمده بودند را دیدم. اگر قرار به جدایی کردستان باشه من به کردها رای میدهم. رهبران کرد مرحوم عبدالرحمان قاسملو و صادق شرفکندی را انسانهای با شرف و آزاده ای میدانم. با احترام به هموطنان آذری باید بگویم که پان ترکها مظلوم نمایی میکنند. انها مثل دلالان خانه و انبوه سازان که خانه ها را تجمیع میکنند تا نقشه زمین خوب در بیایید از الان در رویای خود از گوشه ی دریای خزر تا مرز ترکیه
را طوری ترسیم کرده اند که آذربایجان به اصطلاح جنوبی خوش نقشه و در بغل برادر ترکیه لمیده باشد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به همین خیال باش. جمالتو عشق است. آرزو بر جوانان عیب نیست. در برابر این وزّاریات سکوت بهتراست.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پان تورک و شوینیستی کە با ماسک مادر ترزا هم نمیتواند تخیلات و تفکر پان تورکی خود را پنهان کند مزخرفات پان تورک در رابطە با اسکان کوردها در آذربایجان شما بخوانید کوردستان ،، پان اتراک امثال آ لیار عمدأ دارند شیپور را از سر گشاد آن میدمند و دقیقأ از همان ایدوئولوژی استفادە میکنند کە در 100 ها سال استفادە کردند دزدی میکنند و برای رد گم کردن هوار میکشند آی دزد بە دیگران اشارە میکنند مسئلەی اسکان کورد در آذربایجان چە هست سال 1975 بعد از قرار داد الجزایر و همکاری رژیم شاه با صدام حسین و شکست جنبش کورد در عراق نزدیک بە 200000 کورد بە ایران آوارە شدند از این تعداد بیشتر آنها در کرمان و شیراز و شهرهای مرکزی ایران اسکان دادە شدند و تعدادی هم در کرج و تعدادی هم در زیوە در تر گور و مرگور از استان اورمیە کە زیوە و تر گور و مرگور 100٪ همیشە کورد نشین بودە بدون یک خانوار تورک آذری

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آنچه عوض دارد ، گله ندارد . سرانجام ناسیونالیسم و سونیسم و قوم گرایی و سپاراتیسم و جعل و تحریف و دروغ و توطئه و رمانتیسم و زیاده خواهی زمین، جنگ با اطرافیان است . مردم ایران همچون گذشته با نیروی توده ای خود هر دو طرف را سر جایشان خواهند نشاند و خونریزی در میهن اهورایی از طرف تجزیه طلبان ممنوع خواهد بود . سبک و منطق ترکها در اینجا نشان میدهد که مقصر تضاد با کرد و ارمنی و فارس و ایرانی هستند . تمام این خلقها باید در سرکوب تجزیه طلبان متحد گردند .