دیدگاهها

نخست از یک‌حکمِ کلی آغاز کنیم: به‌گواهِ تاریخ معاصر ایران و منطقه و جهان، در مملکتی که در آن اپوزیسیون رسمی و به‌رسمیت شناخته‌شده وجود نداشته باشد، حکومتِ آن مملکت حکومتی است بی‌آینده. و ناگفته پیداست که منظور اپوزیسیونی است و اقعی‌ که از حداقل آزادی برای سیاست‌ورزی برخوردار باشد و نه اپوزیسیونِ حکومت‌ساخته‌ برای تزیین پشتِ شیشه‌ی سمساری حکومت.


سیاست و نبرد قدرت
کنگره ملی نه حزب است و نه جبهه، هم از اولی فراگیرتر است و هم از دومی". کنگره ملی با ایجاد "شورای هماهنگی" آغاز می شود و در روند شکل گیری مبارزات به کنگره ملی میرسد. تشکیل کنگره ملی هم امروز به فردا ممکن نمی شود. کنگره در ابتدا ارگان دیالوگ و مشاوره ملی است، متشکل از احزاب، سازمانها، جبهه ها، افراد و شخصیت های ملی. کنگره در ابتدا سازوکارهای گردهمآیی سياستمداران را فراهم می سازد. کنگره ابزار دیالوگ و قاعده مند کردن رقابت نحله های گوناگون اپوزیسیون و اعتمادسازی میان آنان است.
آن عده از شعبده بازان سیاسی داخلی ما که مانند دلقک هایی به دنبال عمو سام و نوچه های منطقه ای آنها از جمله بی بی نتنیاهو و محمد بن سلمان به رقص در آمده و به ساز آنها میرقصند، به این امید دل خوش کرده اند تا زیر سایه بالهای قدرت عموسام، بعد از گمارده شدن حکومتی دست نشانده توسط آنها، اینها هم به نان و نوائی خواهند رسید، در صف مقابل آمال های ملی مردمی ما قرار دارند.
فتواهای خود را نیز برای دوستانتان و دانشجویانتان بفرستید وگرنه هدیه شما زیر نام زنده یاد بختیار برای جنبش سیاسی ما، آوردن فردی امنیتی از رژیم پیشین و جا انداختن او در اپوزیسیون بوده است که امروز با برخی توده ای های سابق در یک برنامه تلویزیونی هفتگی، درباره کسانیکه واقعاً برای جدایی حکومت و مذهب در ایران زحمت کشیده اند، حرف مفت پخش می کنند.
آن چه که مهم و استراتژیک است، داشتن نگاه معطوف به جامعه و تقویت و شکل گیری یک جنبش نیرومند و آگاه به منافع و مطالبات خود و نقش آفرینی آن ها در میانه میدان است یعنی نگاهی جامعه محور و نه قدرت محور. آن چه که نهایتا قدرت را می تواند مشروط و تابع مطالبات جامعه کند و در بهترین حالت اجازه نمایندگی و عرض اندام به آن ندهد وجودیک جنبش نیرومند با مطالبات خویش در وسط میدان است. چپ باید در همین جا حضور داشته باشد و همین روند را تقویت کند.
ما انسانها، فطرتا و بطور غريزي، خواهان تأييد خودمان از طريق شنيدن چيزهايي هستيم كه باش موافقيم و دوست داريم دوباره، سه باره و صدباره بشنويم. اما، ما انسانها، تنها در نتيجه تمرين، تحصيل، مطالعه و تجربه ياد ميگيريم كه از مطالعه و شنيدن چيزهايي كه نميدانستيم و نميدانيم (بجاي چيزهايي كه قبولشان داريم) لذت ببريم.
درست مثل لذت بردن از يك جوك پيش پا افتاده و سهل الهضم (كه همه بطور غريزي ميتوانند از شنيدنش لذت ببرند) و لذت بردن از يك اثر شوپن (كه لذت بردن از آن نيازمند يك ذائقه تمرين كردن دارد.)
نقدی مختصر بر نوشته آقای زیدابادی.
بی اعتنایی حاکمان نسبت به خواست مردم، نشان بارزی از حاکمیت دیکتاتور منشانه ی حاکمان جمهوری اسلامی است....حاکمان جمهوری اسلامی با مردم فاصله ی بسیاری دارند، زبان حاکمان زبان زور و قلدریست ....خواهش در برابر زور گویان آنان را جری تر می کند
عواطف حتی خالص‌ترین تفکر عقلانی ما را هم تحت تأثیر قرار می‌د

برای بقای من، حال خوب داشتن ضروری‌تر از فکر خوب داشتن است. فرایض مذهبی نوعی ارتباط اجتماعی است که برای سلامتی روانی مفید است. وقتی که کسی عزیزی را از دست می‌دهد، دین برای او مراسم و اعتقاداتی روان‌درمانگرانه ارائه می‌دهد که باعث تولید اکسی‌توسین، اپیوئید، دوپامین، و دیگر اثرات آرام‌بخشی می‌شود که به سازش‌پذیری فرد و بقای او کمک می‌کنند. ایمان و اعتقاد نقش مهمی ایفا می‌کند، هرچند که تنها سازوکار موجود برای به‌کاراندازیِ این نیروهای درمانگر نیست. در عوض، فرایض مذهبی (مثل مناسک، مراسم عبادتی،....