دیدگاهها

دو سال پیش در مورد دیدگاههای کلی خانم اشرف دهقانی در مورد مشی چریکی و تاریخ سازمان چریکهای فدایی خلق بحث شد
مدعی می شود که در مقابل شکست دیپلماسی، گزینه نظامی منطقاً خود را تحمیل می کند. یعنی درست تبلیغات اسرائیلی آمریکایی را بدون پس و پیش تکرار می کند. حتا یک کلمه از بی منطقی چنین حمله ای انتقاد نمی کند و از حقانیت ایران برای داشتن امکانات دفاعی سخن نمی گوید. پس مردم این وسط چه خواهند شد؟ او بر این باور است که در صورت حمله اتمی شاهد حس اتحاد ملی کمتری از زمان حمله ی صدام حسین به ایران خواهیم بود! واقعاً آفرین برحس میهن پرستی و غیرت و حمیت شاهزاده. چراغ سبز دادن روشن تر از این نمی شود.
در تقسیم بتدی تاریخ اروپا، سال های بین 1550-1300 با سه اصطلاح پیوند خورده است: دوره واپسین –متاخر- سده های میانه، رنسانس و اصلاح مذهبی. این سه اصطلاح در عین حال بازتابی از انحطاط جامعه و فرهنگ سده میانه ای و نوسازی دینی، هنری و روشنفکری است.
حسن روحانی در سخنرانی ۲۲ بهمن گفته بود: «اگر جایی ما با هم بحث داریم، به اصل ۵۹ قانون اساسی مراجعه کنیم. اگر در دو تا مسئله ما اختلاف نظر داریم دعوا ندارد! صندوق! هر چه مردم گفتند به آن عمل کنیم».
نکته دیگر به زمینه اعتراض های سال های ۷۱ تا ۷۴ باز می گردد که از مشهد شروع شد. یکی از مهم ترین مولفه ها در آن دوران هم احساس ظلم ناشی از بی عدالتی بود که موتور محرک اعتراض ها شد. ۲۵سال بعد از آن ماجرا دوباره مردم در مشهد به دلیل قربانی شدن در سیاست های ناکارآمد اقتصادی و بی عدالتی دست به اعتراض زدند. در واقع آنچه در هشتاد شهر ایران در دی ماه ۹۶ رخ داد، یک تصویر بزرگ تر و عمیق تر و پیچیده تر از آن چیزی بود که ۲۵سال در چند شهر ایران رخ داده بود.
دادگاه انقلاب جمهوری اسلامی، با دستاویز کردن تبصره ی ماده ی 48 قانون آیین دادرسی کیفری، مانع از حضور وکلای مستقل در پرونده‌های امنیتی می شود.... تبصره ی ماده ی 48 قانون آیین دادرسی کیفری، که حق متهم در انتخاب وکیل را نقض کرده است، با اصول و مبانی حقوق کیفری و دادرسی عادلانه مغایراست
برگردان: 
افسانه دادگر
چگونه تصور می‌کنیم که فقرا، آوارگان، یا مردم سرزمین‌های اشغالی می‌توانند به بقای خود ادامه دهند، هنگامی که جوامع‌شان محو و نابود شده است؟ آیا آن‌ها هم باید به سادگی محو شوند؟ آیا می‌توانیم بفهمیم که هستی مدام آن‌ها جزء ضروریِ انسانیتِ مشترکِ ما است؟ اگر نتوانیم این را بفهمیم، چگونه می‌توانیم از پیشرفت «تمدن» سخن بگوییم؟
غرب ِ بهره مند از جهانی شدن، به راحتی از پذیرفتن مسئولیت‌هایش امتناع می‌کند، اگرچه وضعیت بسیاری از پناهجویان نتیجه‌ی حرص ذاتی در یک نظام سرمایه داری جهانی است.
چند لحظه پیش به گفتگوی دوست عزیز آقای عیسی خان حاتمی با آقای کیانوش توکلی در سایت ایران گلوبال گوش می کردم
یکی از چالش هایی که اعتراضات دیماه اخیر با آن روبرو شد، خلاء رهبری واحد معترضین کف خیابان بود. نه دلیل اعتراضات متعین بود و نه هدف آن. در این میان، تنها گروه اپوزیسیون نوپای ری استارت بود که توانست با لیدری واحد سیدمحمد حسینی، اقداماتی را علیه جمهوری اسلامی انجام دهد. اما سوالی که ذهن بسیاری از مخالفان را به خود مشغول کرده آن است «چرا فراخوان های گروه های اپوزیسیون ریشه دار اغلب ناکام مانده و به ثمر نمی رسد، ولی فراخوان های شومنی مانند اهورا خالقی در ظاهر به سرانجام می رسد؟»
حال دانشگاه شریف خوب نیست و مجموعه سیاست‌های دهه‌های اخیر این دانشگاه را با سرعت بالایی به سمت بی‌کیفیتی برده است. گلشنی با انتقاد از یکی از مسئولان دانشگاه می‌گوید: «مشکل دیگر، مردن اخلاق در دانشگاه است.او صراحتا هشدار داد که دانشگاه در حال سقوط است، بی‌کیفیتی در دانشگاه را فریاد زد. سیاست‌هایی مانند جذب دانشجوی پولی در پردیس‌ها را زیر سوال برد. همچنین از واقعیت مهمی در نحوه مواجهه مدیریت آموزش‌عالی در ایران با دانشجویان، پرده برداشت و گفت: «فرار مغزها عبارت درستی نیست، فراردهی مغزها درست است.