دیدگاهها



سنه وطنداشام
وطنه داشام
از آدم متعصب باید ترسید چون با هیجان و احساسش تصمیم می‌گیرد نه با عقل خویش. یکی از دلایلی که باعث شده ایرانی‌ها احساسی رفتار کنند همین ماراتن خطوط قرمزها و تعصبات بیجاست. تعصب در هر زمینه‌ای انسان را بی رحم می‌کند، نمونه مسلمش همین داعش بیخ گوش خودمان. ناسیونالیست، آتئیست، فمنیست و غیره هم نمی‌شناسد.
بررسی اندیشه فلسفی در ایران یک نیاز اساسی است. چرا ایران یونان نشد؟ این پرسش شاید یک آبستراکسیون مطلق باشد ولی پرسش وابسته به آن اینستکه چرا در ایران فکر فلسفه تنومند نشد؟ عوامل تاریخی و اجتماعی و فرهنگی و روانشناسانه و آنتروپولوژیکی و دینی، که مانع رشد فلسفه شدند، کدامند؟ ما نیازمند این پرسشگری هستیم. نظریه جواد طباطبایی انگشت بر انحطاط فکری و حاشیه نویسی می‌گذارد. نظریه آرامش دوستدار برآنست که فرهنگ دینی مانع فکر کردن است. ما نیازمند پرسش‌های گوناگون و پاسخ‌های متعدد هستیم.
اعلاميه جنبش سکولار دموکراسی ايران
اندکی کمتر از یک ماه پس از برگزاری پنجمین کنگرهء سکولار دموکرات‌های ایران در ۲۸ و ۲۹ ماه اکتبر ۲۰۱۷ در شهر کلن آلمان، و بدون هیچگونه ربطی با آن، و بدون حضور نمایندگان جنبش سکولار دموکراسی ایران، و نیز حزب سکولار دموکرات ایرانیان که در مرامنامهء‌اش خود را جزئی از این جنبش می‌داند، گردهمائی دیگری با نام «کنفرانس شورای دموکراسی خواهان»، در همان شهر، برگزار شده است.
زلزله ای در راه ولی قویتر و ویرانگرتری است که روزی بنیاد این حکومت را به هم خواهد ریخت. منتطر این زلزله باشید.
نويسنده و گردآورنده : احسان فتاحي
قبل از هرچيزيي بايد گفت : تعداد قابل توجهی از پناهجویان یا مسلمانان سابق بگونه ای فرصت طلبانه به مسیحیت می گروند تا جواب و اقامت پناهندگی دریافت کنند. اغلب این افراد بعد از گرفتن جواب دیگر به کلیساها سر نمی زنند! یک مرتبه از زندگی مذهبی و شرکت در مراسمی که همواره حاضر و فعال بودند غیبت می کنند! این امر شک تعداد زیادی از کشیش ها و خانواده های مذهبی را که از این افراد حمایت می کردند،
خاورمیانە بە مرکز بحران های گوناگون بدل شدە است. این منطقە مرکز ظهور و انقسام ادیان و مذاهب مختلف می باشد. علاوە بر رویدادهای تاریخی کە ریشە در عمق زمانە دارند، بسیاری از مسایل مورد بحث این خطە با قرون گذشتە در ارتباط تنگاتنگ قرار دارند. دولت ها، ملت ها، اقلیت های ملی و مذهبی و عموما جامعەهای این واحد جغرافیایی تحت الشعاع رویدادهای گذشتە و سیاست کشورهای بزرگ خلاقیت سیاسی و اقتصادی خود را از دست دادەاند.
داریوش فروهر از سنت سیاسی لیبرال نمی‌آمد. اتفاقا کاملا برعکس خاستگاه داریوش فروهر سنت ملی‌گرایی رادیکالی بود که دولت مقتدر را بر دموکراسی تقدم می‌بخشید و آن را برای بنای دولت-ملت ضروری می‌دانست. همان سنتی که در خلال جنگ اول در برلین با تجمیع روشنفکران سرخورده از تجربه مشروطه در چارچوب نشریه کاوه شکل گرفته و در طول ۲ دهه نخست سده کنونی خورشیدی پروژه خود را عملیاتی ساخته بود.
لات ولگردی به نام علی روستایی پس از سال ها کار در پست های ریز و درشت ارگان های سرکوب رژیم آخوندی در تبریز و آذربایجان و استان های دیگر ایران با درجه ژنرالی از نیروی انتظامی رژیم ولایت فقیه بیرون رفت، سپس مدير عامل شركت عمران شهر جديد سهند شد، سرانجام از این شرکت هم بیرون رفت تا در سایه رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی به میلیاردرها و زرسالاران آذربایجان بپیوندد!