رفتن به محتوای اصلی

● صفحه شما

دوستان و خوانندگان عزیز، امکان کامنتها واقعا به شما تعلق دارد. هدف ما ایجاد محیطی دوستانه برای تبادل نظر است. آزادانه نقد، نظر، خبر، تفسیر، تحلیل و... بنویسید اما خواهش می کنیم بدون نام بردن از اشخاص حقیقی و حقوقی در کمال امنیت برای خود و دیگران فضایی ایجاد نمائید که بدور از توهین و اتهام و جوسازی و مسموم کردن محیط تبادل نظر باشد. توجه داشته باشید کامنتهایی که این موارد را در نظر نگیرند، منتشر نخواهند شد.

لطفا اعتراض، انتقاد و پیشنهاد خود را به آدرس info@iranglobal.info ارسال کنید. از پاسخ به اعتراضات در کامنتها معذوریم.

افزودن دیدگاه جدید

تاریخ: چهارشنبه, 24. آوریل 2024 - 12:00
نویسنده: محسن کردی
عنوان دیدگاه: آقای سعید اثباتی
دیدگاه:

 شجاعت داشته باشید نام ببرید چه کسانی از نظر شما در صحنه سیاست ایران کنونی قابلیت رهبری به تنهایی یا گروه رهبری را دارند؟ 

ادامه نظر:
اگر میخواهیم مشت نمونه خروار موانع پیروزی ایرانیان در مقابل رژیم اسلامی را ببینیم همین آقای سعید اثباتی با همین چند جمله مشخصات چنین شخصی را به ما نشان دادند. ایشان رضاپهلوی را فاقد ارزش سرمایه ای می بینند و به نظرشان آن خانمی که در تهران بدون روسری در مقابل ماموران رژیم ایستادگی میکنه خیلی بیشتر از رضا پهلوی و بعضی از دیگران در پیشبرد این جنبش نقش داره و تاثیرگذاره. بسیار خوب. نظر شما متین. حالا آقای اثباتی.. برای حرکت مان نیاز به یک نیرو داریم. رضاپهلوی که خب با آن وکالت از نظر شما ارزش مبارزه ای نداره و آورده ای نداره. به تبع او لابد بقیه هم از قبیل مسیح علینژاد یا اسماعیلیون هم باید بار ارزش مبارزه ای کمتری داشته باشند .. یا بیشتر دارند؟ این را هم مشخص بفرمایید ممنون میشم.
حال میخواهیم یک حرکتی راه بیاندازیم. نظر قاطع بیشترین جامعه شناسان این است که برای یک حرکت سازمان یافته برانداز به رهبر یا گروه رهبری نیاز است. شما چه کسی یا کدام گروه را پیشنهاد می کنید که بیشتر از به قول شما دو نیم درصد رضاپهلوی بار سرمایه ای بیشتری داشته باشد نام ببرید لطفا. شعار ندهید که اگر مبارزان و ایران دوستان و ملی گرایان و هواداران کارگران و زحمت کشان گرد هم بیایند و .. اینها شعار است. شجاعت داشته باشید نام ببرید چه کسانی از نظر شما در صحنه سیاست ایران کنونی قابلیت رهبری به تنهایی یا گروه رهبری را دارند؟ تا اینجا که ما نظر شما را به خانمی که روسری سر نمی کنه دیدیم. بسیار خوب. حالا که او از رضا پهلوی موثر تر هست اون خانم را پیدا کنیم و یا سایر خانم هایی که روسری به سر ندارند شما حاضرید در لوای آنها حرکت کنید؟ اگر پاسخ تان آری هست.. من دیگر شما را جدی نمیگیرم چرا که یک پارادیم نشدنی را مطرح می کنید که فقط به شعار بسنده کرده باشید و شانه های تان را از گناه بی حرکتی سبک کنید. خب خیال تان راحت است که از آن راه نمیشود رهبری ساخت. فقط جرات کنید.. جرات کنید و نام چند تن را بیاورید و بگویید که اگر اینها به میدان بیایند و رهبری حرکت را بدست بگیرند آن خانمهای بی حجاب در تهران این گروه را دنبال خواهد کرد. و لطفا از نرگس محمدی و تاج زاده و زیبا کلام نام نبرید چون بازهم به سرنوشت شعار قبلی دچار میشوید. اینها نلسون ماندلا نیستند و گروه پشتیبان ندارند و در زندان سالها هم که بپوسند کسی سراغی از آنها نمیگیرد که اگر میگرفت امروز هزاران نفر در مقابل زندان برای آزادی آنها شعار میدادند.
من نمی فهمم واقعا یک سری از دوستان اگر راه حل ندارند چرا سر راه دیگران سنگ میاندازند و نا امیدی؟ بگذارید دیگران کارشان را بکنند. رضاپهلوی این بیست و هفتمین گروهی بود که براه انداخت و شکست خورد. اگر شما باشید می گویید که او توانایی این کار را ندارد و وقت مان را سرش تلف نکنیم. من میگویم چه پایمردی است که 26 بار اسبش را پی کردند و افتاد و دوباره برخاست و نیزه برداشت و بر اسب سوار خواهد شد. و شما و امثال شما آیه یاس خوانان.. فقط به نظاره مشغول خواهید بود.
ضمنا اگر جراتش را ندارید که نامی بیاورید نه که مضحکه بشوید من کمک تان می کنم: فرخ نگهدار، مسیح علینژاد، شیرین عبادی، حامد اسماعیلیون، مسعود و مریم رجوی، نرگس محمدی، تاج زاده، میرحسین موسوی و کروبی و ..
اگر نظرتان بر این افراد نیست پس یک راهی نشان بدهید.. چه کنیم؟
ببخشید یک مقدار تند نوشتم اما واقعا جای وقت تلف کردن نیست. عمرمان به سر میرسد در غربت می میریم و من این را نمیخواهم. در جوانی بسیاری در عین نادانی کپسول سیانور زیر زبان که هنوز هم به آن می بالند و امروز این همه پاسیو بودن و نظاره گر بودن و در عین حال ادعا داشتن.. نه به اون غوره نشدن مویز شدن و نه این وضع امروز.
بله آقای اثباتی.. به میدان آمده اید و رد کرده اید که هنر نیست. راه نشان بدهید که شدنی باشد. و اگر راهی ندارید.. بگذارید دیگران کاری بکنند حتا اگر دو نیم درصد بهشان رای بدهند.
اگر بدون غرض ورزی به قضیه وکالت رضاپهلوی بنگرید.. و اگر نگاهی خالی از پیشداوری داشته باشید میتوانستید بنویسید که رضاپهلوی بسیار بیش از اینها رای می آورد اگر مردم ترس نداشتند. برای آمار زنگ بزنید ایران از فامیل بپرسید.. همان ها که میگویید نوستالژی دارند که دیکتاتور سابق را صدا میکنند. بهرحال واقعیت این است که گول خوردن ساده لوحی یا هرچه.. آمار بگیرید از بیست نفر اطرافیان نزدیک خود شما چه تعداد حاضرند به یک نظام جمهوری آزاد مثل فرانسه رای بدهند و چه تعداد نه به پادشاهی فردا.. بلکه به دیکتاتوری محمدرضاشاه و بگیر و ببند ساواکش. اگر از آن بیست نفر 18 نفرشان به محمدرضای دیکتاتور رای دادند بدانید که فردا صد درصد نظام پادشاهی در ایران خواهید داشت. و بدانید که از این پس رضاپهلوی به تنهایی و بدون نیاز به شریک کردن دیگران در کار رهبری - حتا اگر صالح ترین ایرانیان باشند - جلو خواهد افتاد و آن صالح ترین ایرانیان با رهبری و تایید شاهزاده قادر خواهند بود که مفید واقع شوند و نقش شاهزاده .. فقط و فقط این است: نهادن یک مهر تایید بر راهکارهایی که فعالین سیاسی پیش روی او میگذارند. این را خود شاهزاده اخیرا گفته که فعالین حرکت کنند و او پشتیبانی می کند. اگر شما فکر میکنید که او مانع است، یا نیازی به رهبری او نیست - او به کمتر از این قانع نیست و نباید هم باشد- خب همین راهی که دارید را ادامه دهید.
تاریخ: چهارشنبه, 24. آوریل 2024 - 10:47
عنوان دیدگاه: تهی شدن از خویشتن و پُر شدن از دیگری
دیدگاه:

موجز و مختصر.

«برتولت برشت» میگوید که «آدم، آدم است». ولی من به شما نشان خواهم داد که با همین آدم، چه کارها که نمیشه کرد. انسان را زمانی میتوان به حیث وسیله به کار برد که او را در روان و اندیشیدن قائم به ذات، تخریب و متلاشی کرد. بدون تخریب انسان، محال است بتوان از او همچون ابزار استفاده کرد. تمام ادیان/مذاهب/ایدئولوژیها/نظریّه های آکبندی و امثالهم که با ادّعاهای «انساندوستی» و شعارهای آرمانخواهی و امثالهم شبانه روز در رقابت با یکدیگر هستند و برای فریب انسانها به هر نوع دامگذاری اقدام میکنند، فقط و فقط یک هدف را دنبال میکنند، آنهم تهی کردن انسان از آنچه «به ذاتش هست» و سپس پُر کردن انسان از آنچه که نصوص و اصول عقیده/مذهب/ایدئولوژی و امثالهم است. انسانی که خودش نیست و تلاش نمیکند اصالت فردیّت خودش را بزیید و با مغز و فهم خودش بیندیشد و خیر و شرّ خود را تمییز و تشخیص دهد، انسانیست که به آسانی میتوان او را وسیله ای برای اجرای هر نوع کاری گماشت. در طول تاریخ فجایع بشری میتوان انواع و اقسام امثله را برشمارید که چگونه انسانها با فروافتادن در باتلاقهای مذهبی/ایدئولوژیکی به اجرای هر نوع جنایت و رذالتی توانمند بوده اند. از دوران انقلاب فرانسه بگیرید تا بیایید به سیستم توتالیتری کمونیستی در شوروی سابق و نازیسم در آلمان و فاشیسم در ایتالیا و آپارتاید در آفریقای جنوبی و حکومت خلفای الله در ایران.

ادامه نظر:
آنچه زمینه های ایجاد و دوام حکومتهای خونریز و خاصم فرهنگ و زندگی و شادخواری را امکانپذیر میکند، خالی شدن انسان از اصالت فردیّت خودش است. تلاش برای اندیشیدن در باره آنچه که انسان را به «وسیله و ابزار زرّادخانه ای» تبدیل میکند و سنجشگری رادیکال موانع، راهیست به سوی انگیزاندن انسانها برای کشف و شناخت و شکوفا کردن گوهر وجودی انسانها در فردیّت منحصر به فرد خودشان. در اصالت داشتن. در خود بودن. در با مغز و روح و روان خود اندیشیدن. در رادمنش بودن. در کرامت و شرافت و ارجمندی داشتن. انسانی که «خودش به ذات خویشتن» نیست؛ بلکه بلندگو و مبلّغ و پدافنگر ایدئولوژی /مذهب/عقیده آکبندی/نظریّه های مدّ روز و امثالهم است، انسانیست که در یک چشم به هم زدن به ابزاری در دست قدرتپرستان و جنایتکاران حرفه ای تبدیل میشود. تمام مدافعان و مبلّغان ایدئولوژیها/مذاهب/ادیان نوری/نظریّه های علمی نما از خاصمان سر سخت استقلال اندیشیدن و خود بودن و قائم به ذات زیستن انسانها هستند. قدرتپرستان فقط «ابزار شدن انسان» را طالبند تا بتوانند به آسانی به سوائق و غرائز افسارگسیخته خودشان جامه عمل بپوشانند. از میزان آمار و نفوذ انسانهای ابزاری در جامعه میتوان فاجعه فقر فکری و سطحی نگری و سر به هوا بودن مدّعیان کنشگری و تحصیلاتی را در جامعه تخمین زد و اثبات کرد که آنچه را وظیفه و رسالت و تکلیف آگاهان و فرزانگان و فهمندگان جامعه بوده است، تا چه اندازه از آن در طول تاریخ معاصر غفلت و نادیده گرفته شده است؛ یعنی تلاش برای «آموزش و شناخت و هنر خویشاندیشی».
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان
تاریخ: چهارشنبه, 24. آوریل 2024 - 10:24
نویسنده: نظرات رسیده
عنوان دیدگاه: آنچه که در این آشفته بازار…
دیدگاه:

آنچه که در این آشفته بازار یافت می نشود،آنم آرزوست!😢

ادامه نظر:
تاریخ: چهارشنبه, 24. آوریل 2024 - 10:21
نویسنده: نظرات رسیده
عنوان دیدگاه: Saied Esbatiسلام ابوالفضل…
دیدگاه:

Saied Esbati

سلام ابوالفضل عزیز، امیدوارم که خوب و سلامت باشی. بنظرم انتظار بیهوده‌ای است که انرژی و وقت صرف بشه برای به میدان کشیدن این افراد برای حمایت از مردم و جنبش زنان در ایران.

بعد از شروع جنبش مهسا و فراخوان‌های که هر کدام از این افراد به تنهایی و یا گروهی برای گسترش اعتراضات دادند و میزان استقبال را هم همه دیدیم. بخصوص در مورد شخص رضا پهلوی که دنبال وکالت چند میلیونی بود ولی بیشتر از ۴۰۰ هزارتا نشد. بیشتر از ۸ میلیون ایرانی در خارج از کشور زندگی میکنند و کمتر از ۵ درصد آنها به رضا پهلوی بله گفتن که ممکن است نصف آنها هم داخل ایران باشند. خوب برای کسی که فکر میکنه خیلی هواخواه داره میشه گفت احتمالا ۲.۵ درصد بهش امضا دادند. حالا این آدم چه نقش جدی و غیر طلبکارانه میتونه در این میانه داشته باشه؟ چه حرکت مشخصی در چند ماهه اخیر کرده که نشون بده در بطن مبارزه است. به باور من آن خانمی که در تهران بدون روسری در مقابل ماموران رژیم ایستادگی میکنه خیلی بیشتر از رضا پهلوی و بعضی از دیگران در پیشبرد این جنبش نقش داره و تاثیرگذاره.

موفق باشی.

ادامه نظر:
تاریخ: چهارشنبه, 24. آوریل 2024 - 08:41
نویسنده: نظرات رسیده
عنوان دیدگاه: از نگاه ع.ب.تورک اوغلی/ همه…
دیدگاه:

از نگاه ع.ب.تورک اوغلی/ همه بی سوادند و علینک ته استکانی می زنند. در ضمن اقای محققی هر گز جز دستگاه رهبری فدائیان  نبود . او در تمام عمرش کتاب خواند ه است و بیشتر از  هزار برابر تو ؛ نوشته ات فقط پروپاگاندا و خراب  کردن دیگران است وبدنبال  ترکستان بزرگ هستید

ادامه نظر:
تاریخ: چهارشنبه, 24. آوریل 2024 - 00:51
نویسنده: ناشناس
عنوان دیدگاه: چرادسیاسیون خارجی وداخلی
دیدگاه:

سالام
این نوشته یک متن بی ارزشی بود،که فقط آرزوی یک نفر سردرگم را که درعالم
هپروت گیرکرده نشان میدهد،
این عزیز،که ادعا دارد،زمانی سیاسی بوده،
وخطاهایی که عمدی یا سهوی رهبریت
فداییان بدان گرفتار بوده وهستند،
میباشد،که افرادی مثل جناب محققی
سست ایمان و کم سواد راچرا به این
اندازه بالابردن.
که نتیجه اش اکنون دیده میشود،
وعریان است،
این همشهری ما حتی نمیتواند،تحلیلی
درست از ایجادچنین فضایی یک تحلیل
درست داشته باشد.
ناراحت نباشند،
چون وقتی فردی مثل ..........،
درهرنوشته ایی باخودنمایی
میخواهد،حتی نوشته هرزخودرا دوبار
فورواردکرده و در کوچکترین اعتراض
زمین وزمان وانگ های مختلف را
نثارت میکند،از چنین آدمی توقعی نیست،
ولی از آقای محققی که ادعا دارد،فدایی
ودرسطح رهبری داشته و سازمان هم
خدایی برایش کم نگذاشته وبه این روز
افتاده ،بایدهم چنین نوشته بی سروته
داشته باشیم.
نکته دوم دوستی باتحلیلی بسیار عالی
ازشروع تفکرات کمونیستی تا امروز را
با نگاه علمی وسوسیالیتسی
واقعن سوادی عالی در بیان حرکات کمونیسم داشته ،که متاسفانه فقط خوانده وآموخته ایشان ازکمونیسم و ازنوشته های کمونیست ها است،
این عزیز ،بفکرمن در دیگرمکاتب مطالعه
خوبی نداشته وتنها تفکرات کمونیستی
را بخوبی به قلم آورده است.
درمورد نوشته آقای .............
نمی نویسم
چون نوشته ایشان را دوبارخوانده و ارزش جواب دادن ندارد
ولی جناب محققی نمی دانم چرا مقداری
به مسائل عمیق وریشه ایی نگاه نمیکنند؟
درنوشته های خود واقعن تفکری که دارد
اصلا این تفکریکی ازعلل همبستگی
مردم است
انگار که اعتراضی بصورت مهندسی ،
وتخلیه کردن جو نارضایتی ایجاد می‌شود
خودحکومتی ها یا دوتا فرصت طلب
واردجمعیت شده شعار رضاشاه روحت
شادمیدهد،
این اولین آسی

ادامه نظر:
ضدانقلاب نشان دادن این اعتراضات است،
دومین آفت اش سست کردن اتفاق و همبستگی نشان دهندگان است
سومین این شعارهای بیمارگونه شدت
سرکوب و درنطفه خفه کردن اعتراضات است.
جناب محققی ،می‌گوید بچه زنجان وخلخال است
نمی دانم چرا ،نمی تواند جنایت زولفقاری ها در زنجان و صارمی ها دراردبیل راببیند،
چرا نمی تواند،داستان یا آتش بدون دود
نادرابراهیمی را که درزمان شاه نوشته شده پیدا کرده بخواند،
چرا نمی تواند،دلیل کودتای انگلیس،
کودتای آمریکا را درسال ۱۲۹۹ و۱۳۳۲ را
مطالعه کند،
چرا نمیخواهد،درمورد فراماسیونری یافراموشخانه کتابی بخواند،
ولی میخواهد،بجای کشتار مزدکیان بدست انوشیروان. یاسای چنگیزخان
را بزرگ کند؟
برادرم ، خودت یکی از عاملین این اتحاد
ایرانیان هستی ،تفکرخودت و امثال همفکران شما این تزلزل را بوجود آورده اند.
اگربخواهم درمورد این نوشته شما یک تحلیل درست بنویسم ، باید یک کتاب نوشت،
جناب محققی ،
توروخدا الان یک نوشته درمورد،تتلو نوشتم ،آنرا بخوان،
جناب محققی ،راستی شما چرا در اروپا نشسته ولی به دموکراسی آنجا اصلا
نگاه عمیق نمی کنید؟
بابام جان، زمان سیبیل و ریش پروفسوری، عینک ته استکانی نیست،
انقلاب انفورماتیک را دریابید،
من این تذکررا به بازجوهای چند نفری
وچند روزه اداره اطلاعات هم درست
حدود یکماه ونیم قبل از جریان مهسا امینی کتبا نوشتم وامضا کردم،
که اگرزمان را درنیابید،بدترازشاه و
عوامل آنها خواهیدشد.
بشما هم میگویم،شماها بااین تفکرتان
عامل عدم اتحاد سیاسیون داخلی وخارجی ومردم هستید.
چه این نوشته چاپ شود،یانه. حتمن
لاقل سانسورچی ها خواه‌خواهندخواند.
تاریخ: سه‌شنبه, 23. آوریل 2024 - 23:52
نویسنده: ناشناس
عنوان دیدگاه: خیلی ها گول خورده اند
دیدگاه:

سالام
درپروژه مهساامینی ، اول ازهمه خوداین
دختربیچاره گول خورد،
شما که گناهی ندارید،
تعدادی ازخیل عظیم این زنان ودختران
گول خورده جان عزیزشان را ازدست
دادند،
محدودیت و دیکتاتوری حتی عقلا را
گول میزند،
گناهی هم ندارند،
چون انسانها آزادی رادوست دارند،
همین الان که حدود دوسال ازاین جریان
گذشته تعدادی سیاسی کار که خودرا
تئوریسین میدانند،
هنوز درمیدان مهندسان این پروژه بازی
میکنند.
تعدادی هم هنوز دوست دارند آتش این
تنور پایدارمانده تا آنها مردم رانگذارند
به راه درست بروند،
این پروژه ها داستان دارازی دارند،
جناب تتلو باید بدانند،
که بچگی کرده و شغل وزندگی خودرا
برای یک پروژه مهندسی شده بباد داده است.
آقای تتلو،وامثال ایشان که ازسیاست
چیزی نمیدانند،بایدحداقل و عقلانی ترین کار دراین گونه موارد سکوت است،
بیسوادی سیاسی ،حقوق پایمال شده
درسیستم توتالیتریسم،احساسات و
غیرعقلانی حرکت کردن را به انسان تحمیل میکند،
وقتی ساختار های سیستم درست چیده
نشده وازسالهای آخرقاجار این بلا را
دچارجان مردم کردند،
ودرنهایت تمام کلاف های بافته شده در
عهد قاجارها را با حاکمیت کودتایی
فاشیستی حاکم کردند،
نتیجه دیکتاتوری و توتالیتاریسم، عدم
تمرین دمکراسی و نتیجه اش بیسوادی
سیاسی خواهدشد،
پس پسرخوب اگر ازادشدی،
همیشه بدان که با طناب کی وارد چاه میشوی.

ادامه نظر:
تاریخ: سه‌شنبه, 23. آوریل 2024 - 22:29
نویسنده: ناشناس
عنوان دیدگاه: .اتحاد کارگر،برزگر،ارتشی.
دیدگاه:

انقلابیون زمان شاه باید غیر از کارخانه و مزرعه، بقول حزب ترازنوین، به سربازخانه هم میرفتند تا ارتشی ها را آگاه کنند و همراه خود نمایند؛ چون مثلا فرامرز دادرس که اکنون در فضای مجازی فعال است، میگوید در دانشگاه افسری، استاد درس ضد جاسوسی بوده، و درجه اش فقط ستوان 2 بوده ..... که سابق مقاله نویس کیهان لندن و هفته نامه نیمروز لندن بوده،
این دو مثال نشان میدهد که در پادگانها و سربازخانه ها نیز نیاز به روشنگری افراد انقلابی می بود تا ارتشی ها و نظامیان به حقوق خود آگاه شوند واین حق کشی نظام سلطنتی در مورد ایشان،ها انجام نمیشد.
-- البته با عذرخواهی از حزب ترازنوین ایران که شعار : کارخانه- مزرعه- سربازخانه- آن در توضیح مخالفت با مشی مسلحانه قبلا اینجافراموش شده بود.

ادامه نظر:
تاریخ: سه‌شنبه, 23. آوریل 2024 - 21:43
نویسنده: محسن کردی
عنوان دیدگاه: شما متدین و مارکس اللهی هستید!
دیدگاه:

نوشته اید: «مشی چریکی همانطور که بازرگان در دادگاه گفت، معلول شرایط خفقان و دیکتاتوری شاه و ساواک بود وگرنه انقلابیون مجاهد و فدایی و اعضای کنفدراسیون می بایست در کارخانه ها و روستاها کارگران و زحمتکشان را آگاه میکردند و سازماندهی می نمودند». درست مثل یک ملا که روایت و حدیث می اورد استدلال می کنید. بازرگان ابن فلان از فلان شنید که چنین پس راه درست همین است که در حدیث آمد. اگر نروی به این راه اپورتونیست و نیهیلیست و کافر حربی هستی و مرتد فطری و چه و چه! 

یه سوال! از کجا اینقدر با اطمینان میگویید که « انقلابیون مجاهد و فدایی و اعضای کنفدراسیون می بایست در کارخانه ها و روستاها کارگران و زحمتکشان را آگاه میکردند و سازماندهی می نمودند؟» شما گویا هرگز پای تان به روستا نرسیده و در کارخانه یک جنس را مونتاژ نکرده اید. روستایی و زحمت کش کجا شما را تحویل میگرفتند که بخواهید آنها را سازماندهی کنید؟ کدام زحمت کش اتحاد شوروی از زندگی اش راضی بود؟ در روستا ها که مسلما ول معطل بودید و حرف زیادی میزدید روستایی شما را میداد دست ژاندارمری. کارگران هم اگر جذب شما میشدند از بیسوادی و ساده دلی روستایی مآب شون بده که بهشون وعده بهشت سوسیالیسم رو میدادید. عزیز دل.. شما یک متدین به این دین هستید که مرتد فطری مثل محققی را اینجا وعده جهنم میدهید و ... بی جهت نبود که خمینی توانست روی دوش تان سوار شود. 

ادامه نظر:
تاریخ: سه‌شنبه, 23. آوریل 2024 - 21:42
نویسنده: محسن کردی
عنوان دیدگاه: شما متدین و مارکس اللهی هستید!
دیدگاه:

نوشته اید: «مشی چریکی همانطور که بازرگان در دادگاه گفت، معلول شرایط خفقان و دیکتاتوری شاه و ساواک بود وگرنه انقلابیون مجاهد و فدایی و اعضای کنفدراسیون می بایست در کارخانه ها و روستاها کارگران و زحمتکشان را آگاه میکردند و سازماندهی می نمودند». درست مثل یک ملا که روایت و حدیث می اورد استدلال می کنید. بازرگان ابن فلان از فلان شنید که چنین پس راه درست همین است که در حدیث آمد. اگر نروی به این راه اپورتونیست و نیهیلیست و کافر حربی هستی و مرتد فطری و چه و چه! 

یه سوال! از کجا اینقدر با اطمینان میگویید که « انقلابیون مجاهد و فدایی و اعضای کنفدراسیون می بایست در کارخانه ها و روستاها کارگران و زحمتکشان را آگاه میکردند و سازماندهی می نمودند؟» شما گویا هرگز پای تان به روستا نرسیده و در کارخانه یک جنس را مونتاژ نکرده اید. روستایی و زحمت کش کجا شما را تحویل میگرفتند که بخواهید آنها را سازماندهی کنید؟ کدام زحمت کش اتحاد شوروی از زندگی اش راضی بود؟ در روستا ها که مسلما ول معطل بودید و حرف زیادی میزدید روستایی شما را میداد دست ژاندارمری. کارگران هم اگر جذب شما میشدند از بیسوادی و ساده دلی روستایی مآب شون بده که بهشون وعده بهشت سوسیالیسم رو میدادید. عزیز دل.. شما یک متدین به این دین هستید که مرتد فطری مثل محققی را اینجا وعده جهنم میدهید و ... بی جهت نبود که خمینی توانست روی دوش تان سوار شود. 

ادامه نظر:
تاریخ: سه‌شنبه, 23. آوریل 2024 - 21:11
نویسنده: محسن کردی
عنوان دیدگاه: کاسه داغ تر از آش!
دیدگاه:

باز این تورک اوغلو اومد اینجا زد تو سر ما!  خدایا چه ظلمی به ما کردی که ما را ترک نیافریدی که این نزنه تو سرما! چقدر خفت باید بکشیم که زبان مادری مان فارسی هست آخه!   کدام خری از آوردن نام شاعر ترک ناراحت شد جناب؟ من که تعریف کردم منتها اینقدر شما با من به دلیل ترک نبودنم دشمنی و عناد داری که اصن نگرفتی که من چه تعریفی از این شاعر کردم.  اتفاقا گفتم آنا آخماتوا برای همه مبارزان جهان این شعر رو گفته از جمله ایرانیان. شاعر و هنرمند متعلق به بشریت است. اگه آنا آخماتوا کنارت نشسته بود از این حرفا میزدی همچی با پشت دست میزد دهنت که دندونات بریزه تو دهنت! من هیچ تشکری از هیچ شاعری ندارم بکنم و مهم هم نیست که زبان مادری شون چی بوده و به چه زبانی شعر سرودن. شعر گفتن برای دل شون برای من که نگفتن! حالا ما هم حالشو میبریم و به به چه چه میکنیم. دیگه بدهکارشون که نیستیم. تنها کسی که برای من شعر گفته فقط فردوسی بوده که من سپاسگذار او بودم. او برای دلش شعر نگفت برای نگهداری از زبان پارسی از گزند روزگار حماسه شاهنامه را سرود و بسی رنج برد در آن سال سی، عجم زنده کرد بدین پارسی! بقیه مثل حافظ نشسته کنار آب رکن آباد و حال میکرده شعر میگفته. آن دیگری سعدی که رفته سفر برگشته شیراز و سروده سعدی اینک به قدم رفت و به سر باز آمد، مفتی ملت اصحاب نظر باز آمد وو الی آخر! دمش هم گرم. من واسه چی بدهکار سعدی باشم؟  والا خود این شاعرانی که شما نام بردید و آنها که نام نبردید هیچکدام توقعی که شما از من دارید رو ندارند که ازشون تشکر کنم و قدر شناس باشم! مرد حساب تو اصلا قدرت تمیز نداری که اینجا بخوای نظر بدی و خودت رو مضحکه خاص عام کنی! آغا دوتا رفیق نداره این بابا یه زنگ بهش بزنه بگه دیگه گند نزنه؟ 

ادامه نظر:
تاریخ: سه‌شنبه, 23. آوریل 2024 - 19:57
نویسنده: ناشناس
عنوان دیدگاه: چیزی بنام نژاد پرستی و بی عدالتی
دیدگاه:

نژاد پرستی از نظر من اینگونه است:
هرروز صبح تعدادی دانش‌آموز معلول فرنگی را من به دبستان میبرم و پس از ظهر آنها را به خانه باز میگردانم.
شب ها تله وز یون نشان می‌دهد چگونه سربازان یهودی مردم بی دفاع فلسطینی و بویژه کودکان را قتل عام می‌کنند.
غرب نشان داد ماسکی بنام دمکراسی بر چهره دارد و دروقت بزنگاه انسان وانسانیت را قربانی منافع خود می‌کند.
مواضع دولت های غربی دربرابر دولت یهود به‌واقع شرم‌آور و نژاد پرستانه است.
توجه دارید همان مردم یهودی که هر روز برای گروگانها تظاهرات می‌کنند، فراموش می‌کنند، دو لت یهود هزاران کودک فلسطینی را قتل عام کرده است.
نگاهی به زندگی مردم یهود درهمان اسراییل نشان می‌دهد که سطح زندگی آنها همانند مردم اروپا میباشد.
در مقابل بیش از هفتاد سال است مردم فلسطین در فقر واکنون در عهد حجرزندگی می‌کنند.
مظلونمایی قوم یهودفریبی بیش نیست و یهودان ثابت کردند ، همانند نازی ها پیامبران مرگ
نیستی نابودی دیگران هستند.

ادامه نظر:
تاریخ: سه‌شنبه, 23. آوریل 2024 - 19:04
نویسنده: ناشناس
عنوان دیدگاه: اپورتونیسم روشنفکربازی.
دیدگاه:

شاید بتوان گفت زندگی انقلابی در پیش گرفتن؛ مانند ازدواج است و نباید پشیمان شد و اگر شدی بزبان نیاور تا روحیه دیگران ضعیف نشود. گاهی زمان و شرایط تاریخی اجتماعی، انسان را وادار میکند که همچون دوران تراژدیک یونان و ایران، فرد معترض و انقلابی دررامری شرکت کند ؛وگرنه وجدان نا آرام انسان را مدام رنج میدهد. اگر انقلاب مشروطه بی تاثیر از انقلاب 1905 روسیه نیود، انقلاب 57 نیز بی تاثیر از دوران جنگ سرد و جنبش دانشجویی 1968 اروپا ،و سایر انقلابات و تحولات جهانی قرن 20 نمی بود.
مشی چریکی همانطور که بازرگان در دادگاه گفت، معلول شرایط خفقان و دیکتاتوری شاه و ساواک بود وگرنه انقلابیون مجاهد و فدایی و اعضای کنفدراسیون می بایست در کارخانه ها و روستاها کارگران و زحمتکشان را آگاه میکردند و سازماندهی می نمودند؛ و نه اینکه جان گرانقدر خود را در عملیات شبه آنارشیستی و یا انتحاری قهرمانی، از دست میدادند. ارزش انقلابیون جان برکف میتواند حتی عظیم تر از رسالت پیامبران در طول تاریخ باشد، چون ما هنوز نام بابف و بلانک و زاپاتا و چگوارا و ستارخان و حلاج و سقراط و جزنی و حمید اشرف و موسی خیابانی و .... را فراموش نکرده ایم. برنده جایزه صلح نوبل اخیر ایران خانمی است که در سالهای نوجوانی شاهد دهها مجاهد اعدامی در میان خویشاوندانش بوده. این خاطرات تلخ، وی را چنان مبارز و سرکش و معترض و نستوه نمود که حداقا 13 بار تاکنون به زندان افتاده و شکنجه شده و تسلیم فاشیسم آخوندی نگردیده و حتی محروم از رابطه با فرزندان خود گردیده،و موجب افتخار و امید امثال ما خارج نشینان شده تا ما با اظهار پشیمانی های خود موجب دلسردی مبارزان درون وطن نگردیم.

ادامه نظر:
بابف اعدام شد، بلانک حبس ابد گرفت، مارکس جهانی شد.یک قرن میان مشی چریکی بابف- و حزب پرولتری مارکس.بابف، انقلابی فرانسوی در سال 1760 میلادی بدنیا آمد و در سال 1779 اعدام شد. ایده های انقلابی اجتماعی او روی کمونیسم اروپایی و روی فلسفه مارکسیستی تاثیر مهمی گذاشت. وی را میتوان نماینده یک کمونیسم تخیلی از جنبش یاکوبی فرانسه و فعال پرولتری در آغاز جنبش کمونیستی دانست. بابف در سال 1796 میلادی رهبر یک شورش توده ای منتهی به شکست بود. از جمله اهداف او: لغو مالکیت خصوصی و اعلان پیروزی انقلاب بعنوان دیکتاتوری خلق بود. بابف رهبر انجمن " توطئه عدالت خواهان" بود. او مالکیت خصوصی را دلیل به زنجیرکشیده شدن خلق، و بی نظمی آنارشی در اقتصاد عیرکمونیستی را، دلیل استثمار و تمام زشتی های نظام سرمایه داری میدانیت.
بابف میگفت تا زمانیکه کالاهای لوکس در اختیار همه مردم نباشند، آنان نباید تولید شوند. گرچه بابف و هوادارنش در سال 1796 در راه مبارزه، مخفی شدند، تئوری اجرای کمونیسم زودرس او در آغاز جامعه سرمایه داری با شکست روبرو شد. بابف مسلح کردن خلق و اقدامات دیکتاتوری برای سرکوب ضد انقلاب و ثروتمندان را توجیه میکرد. تجربیات جنبش دیکتاتوری انقلابی یاکوبی به بابف نشان داد که ایده ال دمکراسی انقلابی فقط در کمونیسم عملی است، با این وجود او جنبشی را هدایت نمود که در میان پرولتاریای مانوفاکتوری آنزمان منجر به کمونیسم علمی و حزب مارکسیستی پرولتری بعدی گردید.
بابف گرایی، شاخه انقلابی کمونیسم کارگری و مدافع جنبش طبقاتی آنتاگونیستی بود. آنها فقط تجربیات انقلاب بورژوازی را داشتند و نه استراتژی و تاکتیک سوسیالیسم علمی را. فقدان پرولتاریای صنعتی موجب شد بعدها پاره ای از بابف گرایان مانند رفیق بلانک بسوی آوانگارد کمونیستی تمایل پیدا کنند. سرانجام ولی نئو بابف گرایی پیش درآمد ایدئولوژی مارکسیستی و مقدمه کمونیسم علمی مارکس-انگلس گردید. آن آغاز ماتریالیسم پیشامارکسیستی بود. در تزهایی پیرامون فویرباخ، مارکس میگفت: پرولتاریا هنوز در زنجیر روابط استثماری کهن گرفتار است.
بابف گرایان مبارزه علیه: ایدئولوژی بورژوازی و خرده بورژوازی، علیه روحانیون مسیحی، و علیه مالکیت خصوصی بورژوایی، جویای یک سیستم جهانبینی ماتریالیستی-کمونیستی، خواهان تغییر مرام دینی به نوعی کمونیسم، و ادامه خط آته ایستی بابف بودند. نئوبابف ایسم مخالف: نظام پادشاهی پادگانی درباری، مخالف قرارداد ازدواج، و متکی به ماتریالیسم فلسفی قرن 18 میلادی بود. انجمن نئوبابف گرایان "توطئه برای عدالت"، مخلوطی از نظرات: بابف، سن سیمون، فوریه، و عرفان قناعت پیشه گی بود. بابف گرایان جریان و جنبشی انقلابی اتوپیستی کمونیستی در پایان انقلاب فرانسه بود که موجب رشد نطفه های کمونیسم کارگری در فرانسه و در انگلیس گردید.
بابف کمونیسم را در چهارچوب روشنگری قرن 18 میلادی، یک برنامه مبارزاتی علیه جامعه کاپیتالیستی نمود. مارکس از طریق بابف گرایان نخستین، به تئوری حزب کمونیست روشنگر و بشکل سازمانی مبارز علیه استثمار و سلطه رسید. نظرات فرانس نوئل بابف در شورش 1795 میلادی متکی به آموزشهای ضد فئودالی؛ ولی بر اساس حقوق طبیعی انسان عصر روشنگری، با محتوای کمونیسم عامیانه، موجب زمینه کشف کمونیسم علمی مارکس-انگلس و ایدئولوژی پرولتری شد.
رفیق بلانک (1881-1805)، کمونیست انقلابی فرانسوی، شاگرد بابف، خواهان دیکتاتوری انقلابی و انقلاب کمونیستی بود. او بدلیل مبارزاتش 41 سال در زندان و حدود 10 سال در تبعید زیست. از جمله وظایف مبارزاتی وی: سازماندهی انجمن های هوادار رفیق بابف در محلات انقلابی پاریس علیه سلطنت و ارتجاع حاکم بود. او همچون بابف مرد عمل و نخستین انقلابی حرفه ای ضد نظام کاپیتالیستی زمان خود بود. رفیق بلانک بر این باور بود که عملی نمودن نظام و جامعه کمونیستی نیاز به مردمی بافرهنگ و آموزش دیده دارد.
به ادعای بعضی از مورخین چپ ،بلانک و بابف از جمله آموزگاران کبیر انقلاب کمونیستی تاریخ بشر هستند. بلانک همچون بابف میگفت: آوانگارد میتواند با سازماندهی تودهها سلطنت را براندازد و اعلان جمهوری سوسیالیستی کارگری بنماید؛ به نظر او، یعنی حتی یک سازمان چریکی در شرایط مناسب میتواند دولت را براندارد و شاه را فراری دهد. به زبان دیگر، در نظر بلانک هر انقلابی میتواند نتیجه کودتای یک سازمان چریکی متکی به تودهها باشد


تاریخ: سه‌شنبه, 23. آوریل 2024 - 18:28
نویسنده: ناشناس
عنوان دیدگاه: قدردانی کن، جای رشک و حسد
دیدگاه:

آقای محسن کردی، با سلام شما چرا از آوردن نام یک شاعر تورک تارتار بنام آنا احمد اوا، در شوری سابق اینهمه حساسیت بخرج داده ناراحت میشوی؟ شما بخوبی میدانی که ترکها مردمانی پرکار، مبارز و سخت کوش اند. چه در زمینه ادبیات، چه در تغییر و تحولات اجتماعی و انقلابات، چه در زمینه اقتصاد، چه در زمینه فرهنگ و ادب. شما که از نام بردن شاعر تورک تاتار در شوری سابق اینهمه غبطه میخوری؟ در همین ایران اگر التفات کنی، اغلب شعرا و نویسندگان ایرانی تورک هستند، از پروین اعتصامی بگیر تا فروغ فرخزاد، از صادق هدایت بیگیر تا رضا براهنی رمان نویس، از صمد بهرنگی بگیر تا احمد شاملو، از غلام حسین ساعدی بگیر تا اخوان ثالث "اوچ قارداش" قوچانی، از محمد حسین شهریار غزل سرای شهیر بگیر تا مشیری تورک همدانی، از حافظ شیرازی قشقائی بگیر تا سیاوش کسرائی تورک اصفهانی، از عارف قزوینی بگیر تا صائب تبریزی، از مولوی تورک بگیر تا شیخ صفی اردبیلی ادیب و غزل سرای بنام، و صدها شاعر و نویسنده دیگر..! پس ملاحظه میفرمائی که این ترکها هستند که زبان و فرهنگ ایران را اعتلا داده، در زمینه شعر و رمان و داستان تولید ادبیات بسیار نموده اند. اگر دقت کنی همین آقای کسروی تورک تبریزی بود که برای زبان فارسی قواعد دستوری نو تدوین کرد. کتاب "زبان پاک" او را مطالعه کن به این امر پی میبری.
همچنین نباید از خاطر دور داشت که این علامه دهخدا تورک بود که برای زبان فارسی لغتنامه جامع تدوین کرد. در واقع جز سعدی، و فردوسی نژاد پرست، اغلب نویسندگان و شعرای ایرانی تورک تبارند. پس لطفا قدر شناس باشید و از آنان بخاطر استعداد فوق العاده و خدمات ارزنده در زمینه هنر و ادبیات تشکر و سپاسگزاری کنید.

ادامه نظر:
تاریخ: سه‌شنبه, 23. آوریل 2024 - 14:27
نویسنده: نظرات رسیده
عنوان دیدگاه: مغز شازده اسدالله میرزا…
دیدگاه:

مغز شازده اسدالله میرزا مساوی است با مغز نداشته ترامپ!

ادامه نظر:
تاریخ: سه‌شنبه, 23. آوریل 2024 - 13:11
عنوان دیدگاه: عشقهای پوشالی و اشکهای تمساحی
دیدگاه:

درووود بر ابوالفضل عزیز!

اندکی گپهای سرمستانه برای گریختن از مجلس عربده!

نیازی به تکرار آنهمه سنجشگریهایم نیست که بیش از بیست و هفت سال از قدمتشان تا امروز میگذرد. سنجشگریهایی که همچنان به قوه اعتباری و استدلالی و منطقی خودشان سفت و سخت استوار هستند. همونطور که بارها گفته ام، - اگر مردم را در جامعیّت وجودی فعلا کنار بگذاریم-  علّت و ریشه دوام حکومت فقاهتی فقط و فقط در «رفتار و گفتار مدّعیان اپوزیسیون در خارج و مخالفان آخوندها در درون مرزها» هستند و منظورم از مخالفان درونمرزی دقیقا همانهایی هستند که از بدنه حکومت خلفای الله بریده اند؛ ولی با به میخ و به نعل زدنهای رفتاری و گفتاری هنوزم در همان سمت و سوی دوام خلفای الله موضع گرفته اند. مخالفان داخلی را میتوانی از اسلام راستین سازان شیّاد و شارلاتی همچون عبدالکریم دبّاغ و دیگر اسلام راستین سازان بی وجدان و پست فطرت در اقصاء نقاط ایران و جهان در نظر بگیری تا مدّعیان اصلاحات و خزعبلاتی از این دست. من هیچوقت به چیزی به نام اپوزیسیون اعتقادی نداشتم؛ زیرا هر گرایشی، معنای سمتگیری اپوزیسیونی خودش را در «تسخیر قدرت و حاکمیّت جناح ایده آل خودش» میداند؛ نه در سمت و سوی «آزادی و ایجاد فضای انتخابات رقابتی».  

 

ادامه نظر:
به همین دلیل در میدانی که گرایشها فقط در فکر «تسخیر قدرت و حاکمیّت نحله اعتقادی خودشان» هستند، نمیتوان به هیچ وجه به مخرج مشترک واحدی دست یافت؛ زیرا هر گرایشی، «معیار» را نه در میدان «آزمونها و هماوردیهای رقابتی»؛ بلکه در بطن ذهنیّت اعتقاداتی خودش میداند. برای همین نیز هر گرایش سیاسی تقلّا میکند که موضع خودش را به هر طریقی که هست، تثبیت و تحکیم کند. از مقتدرین فقاهتی گرفته تا دیگرانی که در هول وولای تسخیر قدرت هستند. هر کدام از این گرایشها نیز به «مفاهیم و ایده آلها و آرمانها و آرزوهای عام»، مسلّح هستند و از آنها به حیث پوششهای استتاری استفاده ممتد میکنند؛ چه در گفتار و نوشتار، چه در رفتار موضعی و ادّعا داشتن.
همه مدّعیان اپوزیسیون، عین انسانی میمانند که تصوّر میکنند با گرفتن «گواهینامه راهنمایی و رانندگی» میتوانند رانندگان بی نظیری در جاده های ترافیکی باشند بدون آنکه به کلاس پراکتیکی رفته باشند. مسئله گردآمد مدّعیان اپوزیسیون به این منوط است که هر گرایشی از ادّعای تسخیر قدرت و اقتدار مطلق واپس نشیند و فقط در فکر ایجاد فضای آزادی باشد و با همدیگر همکاریهای مشترک را به پیش ببرند؛ طوری که نه تنها مردم ایران، شاهد چنین همگرایی و همبستگی و باهماندیشی باشند؛ بلکه جهانیان نیز بتوانند به عین ببینند و دریابند که حکومت فقاهتی واقعا میتواند بدیلهایی شایان اهمیّت داشته باشد. هنوز نمیتوان بعد از چهل و پنج سال از حکومتی که تمام تار و پودش در تخصّص فقط برای خونریزی و تجاوز و کشتار و شکنجه و غارت و تبلیغ جهالت و بی شعوری محض و توسعه خرافات و ترور و جنگ و زورگویی و ریاکاری و تظاهر و رذالت توصیف ناپذیر، تعریف اثباتی بدون هیچ خدشه ای میشود، ایرانیانی مدّعی کنشگری و تحصیلاتی را پیدا کرد که عمق فاجعه را فهمیده و حسّ کرده باشند و بخواهند کاری کارستان را در کنار یکدیگر به پیش ببرند. هنوز نمیتوان میزگردی را در هیچ نقطه ای از جهان سراغ داشت که در آن، اشخاصی مثل: «شاهزاده رضا پهلوی، نماینده مدّعیان چپ، نماینده مصدّقیها، نماینده لیبرالها، نماینده سوسیال دمکراتها، نماینده فلان و بیسار» در کنار یکدیگر تجمّع کرده باشند و به گفتگو بپردازند. علّتش را من بارها و بارها از زوایای مختلف توضیح داده ام و در باره اش بحث کرده ام. نیازی به تکرار نیست.
اگر امیدی به تغییر در سیستم حکومت خلفای الله باشد، شاهرگهای تغییر فقط در «ایران» هستند؛ نه بیرون مرزها. بیرونیها آنقدر اسیر و ذلیل و حقیر شده «عقاید و ایدئولوژیها و نفرتها و کینه توزیها و پدرکشتگیهای خود نسبت به یکدیگر» هستند که هنوز نمیدانند در کجا مقیمند؛ چه برسد به آنکه بتوانند کاری ارزشمند را پیش ببرند.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان
تاریخ: سه‌شنبه, 23. آوریل 2024 - 13:01
نویسنده: ناشناس
عنوان دیدگاه: مومنت مومنت
دیدگاه:

انگل فرزانه... فکر میکرد با یورِشِ وحشیانه ۷ اکتبر بوسیله حماس... برنامه پذیرفته شدن اسرائیل در جامعه کشورهایِ عربی را به هم زده است... اکنون بخشِ راداری سیستمِ S-300 را که ستون فقراتِ این سیستم است را نیز از دست داده است و آسمانِ سرزمینی ایران برایِ هرگونه تهاجمِ بعدی باز شده است. از سویِ دیگر با تصویب لایحهٔ صلح از موضعِ قدرت.. (تکیه کلامِ ترامپ) و در کنارِ آن قانونِ مهسا ...رژیمِ شیطانی در آستانهٔ ورود به سراشیبی سقوط قرار گرفته است. لذا اسرائیل نیازی به بمباران مراکزِ تولید و صادراتِ نفت نداشته است و این امر به تصویبِ لایحهٔ صلح از موضعِ قدرت و تصویبِ قانونِ مهسا سپرده شده است.
نتیجه اینکه: زمانی که لایحهٔ صلح از موضعِ قدرت و قانونِ مهسا به قانون تبدیل شوند همهٔ سیستمِ حکومتیِ آمریکا در مسیرِ اجرای آنها قرار خواهند گرفت و این قانونها حتی پس از سرنگونی رژیمِ شیطانی نیز مانند شمشیر داموکلس بر فرازِ سرمان خواهد بود.
اگر وقتتان را به خواندن و شنیدن اراجیفِ تحلولگران به هدر دهید... آنهایی که رژیمِ شیطانی را سرنگون کنند...برای شما تصمیم خواهند گرفت و در واقع ماها همچنان نه .. سرِ پیاز و نه ته پیاز... خواهید ماند.
لذا اینکه سال ۲۰۲۵ آغاز سرنگونی حتمیِ رژیمِ شیطانی است را پشت گوش نیندازید

ادامه نظر:
تاریخ: سه‌شنبه, 23. آوریل 2024 - 10:33
نویسنده: نظرات رسیده
عنوان دیدگاه: این سوالی ست که از دیر باز…
دیدگاه:

این سوالی ست که از دیر باز فکر مرا هم بخود مشغول کرده!براستی چرا ما در ساحل عافیت نشستگان توان همراهی و همکاری با هم را نداریم؟در صورتی که با تحصن و تظاهرات در جلوی سازمان ملل،جلوی وزارت امور خارجه کشورهای محل زندگی مان می‌توانیم صدای ملت به گروگان گرفته شده ایران را به گوش بسته دولتیان و مردم شان برسانیم.تا مجبور شوند دست از مماشات با حکومت اشغالگر بر دارند و در دفاع از حقوق بشر با رژیم جنایتکار برخورد قانونی کنند.
براستی ما را چه میشود؟!😩😢
سرنگون باد حکومت اشغالگر جنایتکار.
آزادی ایرانم آرزوست.🌻

ادامه نظر:
تاریخ: سه‌شنبه, 23. آوریل 2024 - 07:01
نویسنده: محسن کردی
عنوان دیدگاه: کیف کردن تورک اوغلی
دیدگاه:

 من از فردا در مقابل موسسه ایران گلوبال به خاطر تبعیضی که قائل میشود اعتصاب غذا خواهم کرد. از همه فارس زبانان نیز تقاضا میکنم در مقابل این موسسه برای اعتراض گرد هم بیاییم.  این که نمیشه که اینجا حتا یک بار هم از سعدی یا حافظ که معبود میلیونها ایرانی هستند کسی چیزی ننویسه بعد از «آنا اخمو» که از اخم اسمش معلومه که با فارس زبانان زاویه بندی داره شعر بگذارید که این رفیق ترک شوونیست ما تورک اوغلو حال کنه! 

تورک اوغلو بابت این مطلب به عنوان یک ترک از ابوالفضل محققی تشکر میکنه! من نمیفهمم چه جای تشکر داره؟ تورک اوغلو میخواد بگه که در اینجا به ترک زبانان ظلم میشه لذا تشکر میکنه از این که یکی پیدا شده به ترک ها رحم کرده از یک شاعر ترک هم مطلب گذاشته. آقای محققی نه بخاطر ترک بودن آنا آخماتوا بلکه به خاطر محتوای شعرش این شعر را اینجا گذاشته. محتوای این شعر الهام دهنده همه مبارزینی است که بر علیه ظلم یک اشغالگر بیگانه مبارزه می کنند و خطاب این شعر به همه جهانیان است نه ترک ها! ایران ما را آخوند اشغال کرده. اما از نظر یک عنصر کینه ورز مثل تورک اوغلو فارس زبانان آذربایجان را اشغال کرده اند و برای همین تلاش داره  این اثر را مصادره به مطلوب بکنه و اینجا با کامنتش تاکید بکنه که این شعر متعلق به ترکهاست. اگرنه چه جای تشکر با تاکید بر ترک تاتار بودن آنا آخماتوا؟ چرا این آدم دست از کینه ورزی بین اقوام بر نمیداره؟ مشکل این آدم چیه؟ 

ادامه نظر:
تاریخ: دوشنبه, 22. آوریل 2024 - 23:41
نویسنده: ناشناس
عنوان دیدگاه: ممنون از زیرنویس های این اشعار
دیدگاه:

سالام
ممنون ازاطلاعاتی و شرحی که ازاین شاعرتورک تاتار گذاشته و درمورد
سبک اشعارش توضیحات بسیار
ارزشمندی گذاشته اید.
استالین بدترین جنایتش درمورد تورکان
تاتار بود،
استالین یکی از پایه گذاران ناسیونالیسم
کور اسلاویسم درشوروی بود.
دنیایی را به اسارت اسلاوها بانام کمونیسم گرفته بود،
چند روز پیش یک نویسنده وتحلیل گر
روسی پرده از جنایت اسلاویستها
درشوروی برداشت،
گفت ما در منطقه قزاق،قرقر،آذری،
تورکمن،ازبک ،تاتار وغیرنداشتیم،
همه اینهارا تورک میگفتند
که اسلاوها مخصوصا استالین این
نامهارا گذاشت ،تا دربین اینها اختلاف
اندازد،
استالین بدترین جنایت رادرحق تورکان
تاتار کرد،
اینها بعلت مخالفت با کمونیست،
در واگن‌های حمل حیوانات جمع
وبعدازقفل دربها آنهارا تا سیبری
میفرستاد که درراه اکثرا کشته میشدند،
آنا اخماتوف نیز ازاین ظلم و ستم
ظهورکرد.

ادامه نظر:
تاریخ: دوشنبه, 22. آوریل 2024 - 15:58
نویسنده: ناشناس
عنوان دیدگاه: مومنت مومنت
دیدگاه:

ما نمی‌توانیم مخالف جنگ باشیم اما با عامل اصلی جنگ که رژیم امت‌گرای اسلامی است مبارزه نکنیم و یا عامل اصلی خطر جنگ را اسرائیل بدانیم. البته شما می‌توانید همچون آهن بیرون آمده از کوره، زیر سُمِ عامل اصلی جنگ بایستی و با جنگ مخالف باشی.
اما از آنجائیکه اولویت نیروهای ایرانگر حفظ ایران به هر قیمت می‌باشد، بدرستی می‌دانند که برای جلوگیری از آغاز جنگ و جلوگیری از آینده‌ای شوم برای ایران، باید با عامل جنگ یعنی رژیم اسلامی امت‌گرای ضد ایران به مبارزه یکپارچه برخیزند و پشت سر شاهزاده رضاپهلوی، این نماد وحدت ملی ایران همچون فولاد بیرون آمده از کوره، این رژیم ضد ایرانی را به زیر کشند و ایران را حفظ کنند.

علی کشتگر

ادامه نظر:
تاریخ: دوشنبه, 22. آوریل 2024 - 11:59
نویسنده: ناشناس
عنوان دیدگاه: .ادبیات اجتماعی
دیدگاه:

جای خانم آنا احمدآوا در ادبیات شوروی سابق کجاست؟. گویا او یا شوهرش ریشه تاتار مسلمان داشتند . وی یکی از زنان شاعر در رتبه جهانی است و بدلیل اعتراض اش به نظام استالینیستی هم در غرب و هم در شرق مشهور گردید. او در جوانی بدلیل زیبایی قفقازی خاص خود، مدل عکس برداری مشهوری در شوروی آنزمان بود. رفتار دیکتاتوری استالینیسم با شوهر و پسر وی موجب شد که او نیز قربانی رنجهای زیادی گردد.

ادامه نظر:
دربخش سوم تاریخ ادبیات شوروی اشاره ای به سالهای 1985-1954 میلادی میشود که همزمان بود با حکومت خرشچف و برژنف. بعد از بقدرت رسیدن خرشچف، او وزیر اطلاعات و امنیت زمان استالین را اعدام نمود و حدود 10 سال به افشای جنایتهای استالینی پرداخت وبه کنگره نویسندگان بعداز20 سال ممنوعیت دوباره اجازه تشکیل جلسه داد.
نویسنده ای بنام انبورگ در سال 1954 با نوشتن رمانی با عنوان "ذوب یخها و هوای آفتابی" دوره آزادی نسبی بعد از مرگ استالین را در زمان خرشچف این چنین نامید. در زمان برژنف موج سومی از اهل قلم به خارج فرار کردند؛ گروه اول در دوره بعد از انقلاب اکتبر،گروه دوم بعد از پایان جنگ جهانی دوم، و گروه سوم در دهه 70 قرن بیست.
شکوفایی مجدد شعر و داستان کوتاه و نوول خصوصیت خاص ادبیات پسااستالینی بود چون اوبا حمایت از رمانهای تبلیغاتی سفارشی دولتی آبروی این ژانر را برده بود. ادبیات جنگی تنها ژانری بود که سالها در زمان استالین رونق داشت. با تکیه برآثار چخوف وادبیات دهه 20 قرن گذشته، داستان وداستان کوتاه رنسانسی تازه یافت.
گروهی از مهاجران در خارج به مسیحیت گرویدند وهمچون گوگول طنز را مخالف عقاید واخلاق مسیحی میدانستند. در زمان استالین اداره سانسور کتابی منتشرکرد که درآن ازموضوعات ممنوعه در رسانه ها وادبیات نام برده شده بود. روشنفکران به این کتاب "تلموذ" اداره سانسور میگفتند.
بعد از مرگ استالین اختلاف میان طرفداران ادبیات لیبرال و طرفداران مکتب رئالیسم سوسیالیستی بشکل اختلاف میان دو نسل "پدران و پسران" ظاهرشد. در سال 1985 کتابی باعنوان "شوروی ضد شورایی" منتشر شد که درآن اشاره به سه نوع آگاهی کذایی انسان در شرایط فضای بسته اجتماعی میگردید؛ یک جور فکر کردن، جور دیگری حرف زدن، نوع دیگری عمل کردن.
در کنگره نویسندگان در سال 1954 در رابطه با انتقاد از فضای ادبی شوروی نویسنده ای گفته بود اجازه بدهید بیشتر بنویسیم تا بیشتر جلسه برقرار کنیم !. در فضای غیردمکراتیک جامعه، ادیبان غالبا به کارمندان و بوروکراتهای اداری تبدیل شده بودند.حتی تا سال 1989 یعنی تا زمان گورباچف از مکتب رئالیسم سوسیالیستی دفاع میشد و آثاری درباره "صداقت در ادبیات" منتشرمیگردید.
سرانجام بعد از 20 سال ممنوعیت درادبیات، طرح احساسات شخصی مانند طلاق و عشق و الکلی شدن و احساسات شنگولی و حرامزادگی و غیره اجازه نشریافت.بجای نویسندگان چپ و راست پیشین در اواخر، نویسندگان" لیبرال و سنت گرا "بوجود آمدند. سالها در ادبیات شوروی نه احساسات انسانی بلکه ماشین و پروسه تولید در ادبیات مطرح میشد وخوانندگان از نویسندگان میخواستند که به توصیف انسان همچون زمان رئالیسم روس درآثار تولستوی وچخوف و تورگنیف و گورکی جوان بپردازند. گروهی هم با اشاره به آثار تورگنیف و بولگاکف و لرمانتف و داستایوسکی خواهان طرح اصول اخلاقی در ادبیات شدند و به انتقاد از رشد یک اریستوکراتی حزبی درادبیات پرداختند.
درآن سالها قوانین فرهنگی هنوز با مدرنیسم درادبیات مخالفت میکرد و اگر کسی میپرسید جدیدترین موج ادبی چیست؟ دیگری به طنز پاسخ میداد "فشارجدید !". از سال 1970 علاقه به موضوعات تاریخی درادبیات شوروی آغازشد. ادبیات روستایی نیز در دهه 70 قرن بیست شکوفایی حاصی یافت. از جمله نویسندگان این ژانر، راسپوتین و استانف و بلوف بودند. شک به عواقب پیشرفت صنعنی موجب رشد تفکر حمایت از محیط زیست از طریق ادبیات روستایی شد گرچه قبلا نویسندگانی مانند لئولف و پلاتونف و تواردوسکی و شلوخف آثاری در این زمینه خلق کرده بودند.
منتقدی درباره ضرورت احترام به فرهنگ خلقی و فولکلوریک هشدار داد و نوشت" اگربا تفنگ به گذشته شلیک کنید، آینده با توپ بشما جواب خواهد داد". اشاره شده که در ادبیات روستایی با برابری زن و مرد مخالفت میشد چون استحکام خانوادگی دچار لرزش میگردید. نثر روستایی همچون نثرتاریخی از جمله نثرهای جدید پررونق بود. در مقابل تمایلات غلط فرمالیستی عده ای به دفاع از رئالیسم وخلقی بودن ادبیات پرداختند.
در دهه 80 قرن بیست ژانرهای جدیدی مانند رمان پلیسی و رمان اروتیک رونق گرفت ودر رابطه با هنر سوررئالیستی گروهی به تولید آثاری در زمینه رئالیسم تجاری و سودجویانه پرداختند. زمانیکه برژنف سعی نمود عضو انجمن نویسندگان شوروی گردد، منقدی نوشت" او تنها کسی است که نه تنها کتابهایش را خودش ننوشت بلکه آنان را نیز هیچگاه نخواند".
در بین سالهای 1985-1954 گروهی از شاعران هنوز زیرتاثیر سبک شاعرانه و نظرات سیاسی مایاکوفسکی بودند. مرحله شعر غیرسیاسی با آثار خانم آخماتوا شروع شد که وظیفه شعررا شادنمودن خواننده نمیدانست بلکه یادآوری درد و رنج شخصی وی. در رابطه با شعر دهه های 60 و 70 قرن بیست، بوریس اسکوسکی نوشت "که شاعر تلفن نیست بلکه کابل تلفن است".
مقاله ارنبورگ در باره بحث میان یک زن شاعر وشوهر فیزیک دانش که مخالف شعر وجانبدار علم بود باعث موج " شاعران و فیزیک دانان " در ادبیات شوروی گردید. در پایان دیگر داستایوسکی دیو ارتجاعی بشمار نمی آمد و به همینگوی و پیکاسو تحقیرآمیز " سبک گرا " نمی گفتند و به نویسندگان غربی مانند اشتاین بک، برناردشاو، استفان تسوایگ، توماس مان، هاینریش مان، کافکا، کامو، پیراندلو، سارتر، آگا کریستی، موراویا، و ماوریاک ،اجازه نشر دادند.

تاریخ: دوشنبه, 22. آوریل 2024 - 10:31
نویسنده: ناشناس
عنوان دیدگاه: نتانیاهو بلف نمیزنه واقعا میره سنای آمریکا و
دیدگاه:

همه را به غلط کردیم میاندازه.

ادامه نظر:
تاریخ: دوشنبه, 22. آوریل 2024 - 09:27
نویسنده: نظرات رسیده
عنوان دیدگاه: آنا آخماتووا یکی از مهمترین…
دیدگاه:

آنا آخماتووا یکی از مهمترین شاعران روسیه قرن بیستم است و شاید نامدارترین آنها. شاید طنزی غریب باشد: زنی که خود را "غیرسیاسی" می‌دانست، امروزه نماد مقاومت و اعتراض هنرمندانه به نظام "کمونیستی" شناخته می‌شود.

آنا آخماتووا ۲۳ ژوئن ۱۸۸۹ در نزدیکی شهر بندری اودسا، در کرانه دریای سیاه به دنیا آمد.

نام اصلی او آنا آندریونا گارنکو بود. موقعی که از ۱۱ سالگی شروع به سرودن شعر کرد، پدرش، که مهندس بود و با شعر میانه‌ای نداشت، آنا را از این که نام خانوادگی را بر شعرهای خود بگذارد، منع کرد. دختر باذوق تصمیم گرفت با نام نیاکان مادری خود شعر بگوید، که از خان‌های تاتار بودند. پدربزرگ مادری او "آخمات خان" نام داشت که تلفظ روسی "احمدخان" است.

ادامه نظر:
آنا آخماتووا دختری نوجوان بود که به پتروگراد (لنینگراد بعدی) رفت، در دنیای شعر و عالم عشق غوطه‌ور شد و هر دو را در وجود شاعری جوان به نام نیکلای گومیلیوف بازشناخت.

در دنیای پرتب و تاب شعر مدرن روسیه، او به همراه گومیلیوف به جنبش ادبی آکمه‌ایسم پیوست که سیمای مهم دیگر آن اوزیپ ماندلشتام بود. با این سبک هوایی تازه به فضای شعر مدرن وزیدن گرفت که زیر تسلط سمبولیسمی کهنه و قراردادی، شور و طراوت را از دست داده بود.

آکمه‌ایسم نوآوری را با حفظ میراث درخشان شعر کلاسیک روس همراه می‌کرد‌‌. آکمه‌ایست‌ها بر وضوح زبان شعری‌، کاربرد عینی و صحیح کلمات‌، سادگی (‌البته نه به‌مفهومی عامیانه‌)‌ و روانی زبان تأکید داشتند‌.

سادگی و روانی زبان، ایجاز بیانی و قدرت عاطفی، سه شناسه‌ی اصلی نخستین شعرهای آخماتووا هستند. جانمایه‌ی شعرهای ساده و کوتاه او، مهر آتشین زنی پراحساس است که اسیر حسادت است و از عشقی ناکام رنج می‌برد؛ تغزل با رنگ تند اروتیک، شکوه و گلایه از بیوفایی یار، درد هجران و جدایی و... با زبانی ساده و گاه روزمره به بیان می‌آید، اینجا و آنجا با نمادهای مذهبی و عرفانی، به ویژه در خطاب و عتاب به یار.

آخماتووا از همان نخستین اشعاری که منتشر کرد، نشان داد صدایی ویژه و یگانه به میدان آمده‌ که با صدای هیچ شاعر دیگری اشتباه نمی‌شود‌. سبک آکمه‌ایسم عمری کوتاه داشت و تمام توش و توان آن به زودی در آشوب و اضطراب جنگ جهانی اول و سپس انقلاب و "جنگ داخلی" و سرانجام استقرار نظام بلشویکی نابود شد.
تاریخ: دوشنبه, 22. آوریل 2024 - 08:15
نویسنده: ناشناس
عنوان دیدگاه: کار کار انگلیساست
دیدگاه:

....آنکه از نبرد با دشمن تامین معاش میکند، علاقه دارد تا دشمنش زنده بماند
فردریش نیچه

ادامه نظر:
تاریخ: یک‌شنبه, 21. آوریل 2024 - 08:35
نویسنده: ناشناس
عنوان دیدگاه: کار کار انگلیساست
دیدگاه:

بر مبنای شواهد و گفته ها اسراييل سامانه پدافند هوایی اس ۳۰۰ روسی حکومت اشغالگر ایران را زده است.
یعنی دستگاهی که قرار بوده از آسمان ایران محافظت کند را هدف گرفته اند.
پیامی روشن و بی نیاز از توضیح اضافی.

روسها در قبال نزدیک به یک میلیارد دلار پس از ده سال تکنولوژی تقریبا چهل ساله را با منت به اینها فروختند. متاعی که در دوران جوانی هم حریف همتای غربیش نبود.

اما مهمترین بخش داستان آنجاست که فهمیده ایم ایران، امروز نه نیروی تهاجمی کارآمد دارد و نه دفاعی و هیچ کشوری هم دیگر چیز نظامی حسابی به اینها نخواهند فروخت. افسانه قدرقدرتی حکومت ملایان که گاهی به برخی از ملی گرایان رومانتیک هم ماساژ روحی می داد اکنون فرو ریخته است.

یاد ارتش شاهنشاهی نیز بخیر باد. در زمان خود زبانزد و ممتاز بود و شالوده اش بر مبنای ایرانگرایی بنا نهاده شد.

ادامه نظر:
تاریخ: شنبه, 20. آوریل 2024 - 21:14
نویسنده: ناشناس
عنوان دیدگاه: مومنت مومنت
دیدگاه:

بعد از شب رژیم اسلامی می‌فهمد که دفعه بعد تأسیسات هسته‌ای‌اش در تیررس قرار خواهند گرفت.
تحلیل از @amirbohbot: حمله (ادعای) اسرائیل در شب گذشته به ایران خسارت بیشتری نسبت به حمله ایران با استفاده از یک دهم تسلیحات وارد کرد.
بنا بر گزارش ها، هدف این حمله رادار سامانه موشکی ضد هوایی اس-300 بوده است - بوهبات می گوید روسیه باید نگران شکست این سامانه در رهگیری موشک ها باشد.
....دیشب سیگنال روشنی به ایران داد مبنی بر اینکه اسرائیل می‌تواند به تاسیسات هسته‌ای ایران دست یابد که فاصله زیادی با هدف حمله شب گذشته ندارد. و همه اینها علیرغم فشارهای آمریکا و اتحادیه اروپا بر اسرائیل برای تشدید اوضاع بود.

ادامه نظر:
تاریخ: شنبه, 20. آوریل 2024 - 19:43
نویسنده: ناشناس
عنوان دیدگاه: اگر هم مانده بودند از اتفاق…
دیدگاه:

اگر هم مانده بودند از اتفاق انقلاب نکبت بار حمایت می‌کردند. هنوز هم بابت این نکبت به مردم بدهکارید.

ادامه نظر:
تاریخ: شنبه, 20. آوریل 2024 - 18:27
نویسنده: محسن کردی
عنوان دیدگاه: تنفگت رو بردار
دیدگاه:

 ما تمرکز گرایان میلیونها آدم روانی هستیم و تو سالم هستی. حرف ما اما حر حساب است. تعیین شکل و محتوای نظام آینده ایران با مجلس موسسان است که همه مردم ایران نمایندگان شان را به آنجا میفرستند. تو اما نمیخواهی کلمه ای در مورد مجلس موسسان حرف بزنی چرا که پیش خودت حساب میکنی که از 40 میلیون ترک آذربایجان همه شون که فدرالیست نیستند. فوقش سه چهار نفر باشند. اسم شون تورک اوغلی و شاملی و لاچین و این چیزاست. خب طبعیی هست که بقیه 90 میلیون با شما سه نفر همرای نیستند. خب میبازی. نتیجه چی میشه؟ این که هی میایی اینجا میافتی به التماس به پای کیانوش توکلی. و تهدید هم میکنی که اگر اجازه ندهد تو مشکلات روحی ات را با فرغون بیاری اینجا خالی کنی با فردا کیانوش توکلی با 40 میلیون آذری طرف هست. قارداش.. میشه لطفا برگه نمایندگی ات از جانب 40 میلیون آذری را به من نشون بدی؟ شاهزاده یک وکالت خواست بگیره اینهمه خود تو براش لغز خوندی. بعد اومدی اینجا با نام مستعار، حالا حتا با نام حقیقی داری خودتو نماینده 40 میلیون ترک معرفی میکنی. میخوای بگی این 40 میلیون ترک با بقیه مردم ایران تفاوت دارن. اگر فدرالیسم خوبه پس چرا فقط 40 میلیون ترک؟ چرا همه 90 میلیون ایرانی نه؟ ینی 40 میلیون ترک ایران فردا میخوان چراغ قوه بردارن دنبال کیانوش؟ برو عمو.. اینجا تا ابد هم لغز بگی و چرت بنویسی همینجوری جواب میگیری. 90 میلیون ایرانی همه از دم بیسواد هستن چون عقاید تو را دست میندازن. فقط یک آدم بی شخصیت و پرت و پر از کینه میتونه اینقدر انرژی داشته باشه دم به ساعت به کیانوش التماس بکنه. میشه لطفا وجود نحس ات رو از اینجا ببری تو سایت های ترکی برای آن 40 میلیون ترک ایران بنویسی؟ من همیشه اینجا هستم که تو را دست بندازم روانی. 

ادامه نظر:
تاریخ: شنبه, 20. آوریل 2024 - 12:45
نویسنده: ناشناس
عنوان دیدگاه: .عوام واقعگرا هستند.
دیدگاه:

مبارزه و جنبش را نباید وابسته به شخصیت ها نمود. مردم را باید دریافت. از یک طرف مانند شهرام همایون میگویند جداشدگان از رژیم زا بپذیریم و از طرف دیگر میخواهند آنها را برانند. کارگر و برزگر و زحمتکش و روستائیان و افراد آگاه و روشنفکر که به کار و واقعیت و تولید سروکار دارند، بیمار نمیشوند. بعضی از دیگر اقشار بدلیل از خودبیگانگی و بیگانه با جامعه و تولید و ترس مذهبی و تهدید آتش جهنم و ضعف وجدان، ممکن است دچار مشکل تعادل روانی بیماری گردند.
بعد از کوشش برای تخریب اپوزیسیون خارج ، نباید حالا به تخریب اپوزیسیون داخل پرداخت !
زن.مقاومت.رهایی
سیمای آزادی.

ادامه نظر:
تاریخ: شنبه, 20. آوریل 2024 - 08:36
نویسنده: ناشناس
عنوان دیدگاه: از قدیم هم این کلک وجود داشته.
دیدگاه:

وقتی دو نفر دعوا میکردند یکی بعنوان میانجیگری و جدا کردن طرفین دعوا وارد معرکه میشد و زمانیکه طرف مورد قبول خودش داشت ضربه میزد میگفت بیطرف هستم و هنگامیکه این یکی غالب میشد دستش را میگرفت که دعوا نکنین.
حالا هم آمریکا خودش را انداخته وسط و از همه چیز هم خبر داره. اگر کسی بخواهد به اسرائیل تو بگوید براق میشود و سراپا آماده حمله میشود و زمانیکه ملیجکش ضربه میزند فقط طرفین را به خویشتن داری فرامیخواند.

ادامه نظر:
تاریخ: شنبه, 20. آوریل 2024 - 07:57
نویسنده: ناشناس
عنوان دیدگاه: حالا چه فرقی میکنه که آمریکا خبر داشته یا نداشته؟
دیدگاه:

اگر آمریکا خبر از حمله داشته و جلویش را نگرفته که یعنی همدستی با ضارب.
ولی پاسخ رژیم اشغالگرایران هم آدم را بیاد رفتار ارتش نازی با مردم محلی در کشورهای اشغال کرده خود میاندازه که اگر کسی یک لیوان آب روی سرباز آلمانی میریخت, بعنوان تنبیه نازیها چندین نفر را در همان محله میگرفتند و جلوی جوخه آتش میگذاشتند. حالا شده نقل برخورد عمال خونخوار رژیم اسلامی با خانمها که بجبران خفتی که از اسرائیل دیده اند بجان زنان ایرانی افتاده و انتقام سخت از اسرائیل را با شکنجه دادن اینها میگیرند. خجالت هم نمیکشند. چون دارند بحکم دینشان عمل میکنند. چه خوش گفت:
بیزارم از دین شما این رسم وآئین شما..

ادامه نظر:
تاریخ: جمعه, 19. آوریل 2024 - 23:07
نویسنده: ناشناس
عنوان دیدگاه: چرا همچون ملانصرالدین به فدرالیسم نگاه میکنید،
دیدگاه:

سالام،
متمرکزگراییان واقعن بیسوادند،یا همه را
بیسواد وخودرا باسوادمیدانند،
آن کسی که همه را درمن می بیند،
وپشت سرهم در تمام سیاهی نامه های
بی ارزش خودنام من رابه دیگران گذاشته ،خودراتخلیه روحی میکند،
واقعن بحالش دلم میسوزد،
بیسواد این متمرکزخواهان قابل شمارش نیست،
اگرفدرالیسیم همان تجزیه ایران وتجزیه
طلبی است،
پس چرامدرنترین کشورهای صنعتی اکثرا فدرال هستند،
بقیه کشورهای پیشرفته هم دراصل ازقوانین فدرال استفاده کرده تنها نامشان فدرال نیست،
دراین صورت و با نوشته این نویسنده
و وزیرساواک سه رژیم شاه اللهی،شیخ
الهی،توهم الهی ،تمام کشورهای فدرال
و ادیبان وحقوق دانهای آنها چیزی نمی فهمند،واین عقب مانده نشسته درکشتی
آنها از آنهابیشترمیداند.
المان،آمریکا،کانادا،استرالیا،روسیه،
وتمام کشورهای اروپایی بانام وباقوانین
فدرال مدیریت میشوند،
ولی ایران دیکتاتورزده اجنبی توتالیتر
وفاشیستی داعشی رضاپالانی و ماسیونی که نتیجه عملکردآنها که جمهوری اسلامی رابار آورده و همان شیوه وتوتالیتریسم را اگرتبدیل به سیستم فدرال کنیم ،ایران تجزیه میشود،
اینها همه بهانه بخاطر درراس حکومت
ماندن فاسبست های فارس وتجزیه قدرت آنها وافشای داعشی برخوردکردن صدساله خودشان ،
ترس برشان داشته وصغرا وکبرا می چینند،
ومیدانند،که چه جنایتی درخق مردم کرده اند،
چه دروغهایی بخاطر در راس حکومت ماندن گفته اند
چه وطن فروشی هایی به اجانب کرده اند،
چه جعلیات خودشان واربابانشان درمورد تاریخ وهویت ومنطقه کرده اند،
چقدرپول داده اند،در اروپا وآمریکا با۴۰دلاربرایشان تاریخ وهویت دروغ نوشته اند،
داعش خودتان بودید،وطن فروش خودتان بودید،هستید،
چرا آدرس عوضی میدهید؟

ادامه نظر:
تاریخ: جمعه, 19. آوریل 2024 - 19:17
نویسنده: ناشناس
عنوان دیدگاه: سنگینی سایه شوم سانسور بر کامنتها
دیدگاه:

ظلم سالیانی که بر..
سنگینی سایه شوم سانسور بر کامنتها
آقای توکلی با سلام، چرا کامنت های ما را سانسور میکنی. اما به افراد راسیست و لمپن هر گونه اجازه فحاشی به دیگران را میدهی؟ شما که انقلابی بودی. چه شد آنهمه آرمان و آرزوها؟ به حرب توده ایراد میگرفتی، که گویا خلقی نیست. اکنون حال و روز خودت را تماشا کن! اگر کسی فکر میکند، که با ماتریالیسم دیالکتیک مقابله کرده پیروز خواهد شد، به معنای آنست که با چشمان بسته سرش را به دیوار میکوبد. شما گویا به توصیه پان ایرانیستهای تمامیت خواه میخواهی امکان کامنت نویسی را تخته کنی، فکر میکنی چه چیزی نصیبت خواهد شد؟ فراموش نکن، در فردای ایران، چهل میلیون آزربایجانی را در مقابل خود خواهی دید. اگر کسی فکر میکند که با سانسور افکار مقابل بر عدالت خواهی و اندیشه فلسفه ماتریالیسم و پروسه تاریخی پیروز میشود، تا بحال امپریالیسم و نوکرانش مثل فاشیسم شاه الهی و شیخ الهی به این هدف نایل می آمدند. اما بچشم خود میبینی که یکی پس از دیگری به زباله دان تاریخ سپرده میشوند. به پرهیز از آن روزی که در داستان و ادبیات آزربایجان،" ایرانگلوبال و مدیراش" به عنوان سمبل سانسور به تصویر کشیده شوند.

ادامه نظر:
تاریخ: جمعه, 19. آوریل 2024 - 18:36
نویسنده: ناشناس
عنوان دیدگاه: اکثریت
دیدگاه:

علت وجودی جیش العدل چیست؟زمینه مساعد اینچنین گروه ها انهم در مناطق بسیار فقیر و تحت زور و تبعیض نظام ولایی!!. اقای مقاله نویس،شما از کشتار مردم بلوچ اصلا شنیده اید ؟حتما شسنیدید. ایا در محکومیت بیش از یکصد نفر از نماز گزاران چیزی نوشتید؟
جمهوری اسلام نفرت ،کینه (به مصداق باد کاشتن و طوفان درو کردن)تبعیض و.. در بلوچستان ،کردستان کاشت ،انتظار داری چی درو کنید؟.خامنه ای و سپاه اختلاسگر و غارتگر اموال عمومی بجای خراب کردن افراد اصلاح طلبی چون مولوی عبدالحمید ،بایستی به چنین انسانهایی که نفوذ دارند و خواهان گفتگو !! میدان میداد بجای دستگیری اطرافیانش.من معتقدم بجای محکوم کردن اعمال تروریستی جیش العدل ها که بر امد کینه و نفرت از این حاکمیت است ،علت وجودیشان را بر رسی کنید . چرت و پرت های شما که در خدمت امریکا و اسراییل و.. همان سیاست نظام ولایی !!راحت ترین راه تجزیه وتحلیل قضایا ست.در وحله اول شما بانی وعامل اصلی تشکیل چنین گروه هایی را بررسی و محکوم کنید. جیش العدل هیچ نفذی دربین بلوچ هانداره ولی مردم از کشته شدن نیروی سرکوبگر هم بدش نمیاد و تو دلشان خوشحال هستند.اگر عقلت رسید علت خوشحالی شان چیه؟حتما خواهید نوشت همه بلوچ ها در خدمت اسراییل و امریکا و تحت فرمان انها هستد.شما این تحلیل های ابکی را در روزنامه کیهان شریعتمداری نشر دهید.

ادامه نظر:
تاریخ: جمعه, 19. آوریل 2024 - 12:13
نویسنده: محسن کردی
عنوان دیدگاه:  از سطر سطر این مطلب لاچین…
دیدگاه:

 از سطر سطر این مطلب لاچین شامل تورک اوغلی نفرت از ایرانیان می بارد. اینها نفرت پراکنی قومی دست میزنند که کشور آشوب زده ما را دچار آشوب و بلا کنند. در ایران فردا باید مراقب این قبیل آدم های مریض بود. این همه نفرت بعید نیست که فردا جای داعش و طالبان را بگیرد و در تهران یا تبریز با جلیقه انفجاری خود را منفجر کند. این خطر را میتوان در سطوری که او نوشته است ملاحظه کرد: این فدرالیسم نیست که ایران را تجزیه خواهد کرد بلکه شونیسم فارس, پان ایرانیست های رنگارنگ ,  ایرانشهری, باستانگرایی و نزادپرستی شعوبیه فارس است که ایران را تجزیه خواهد کرد. در عصر شکوفایی دیجتالی ملت های تحت ستم این سرزمین آن چنان به رشد و آگاهی سیاسی دست یافته اند که می دانند منافع ملیشان در کجا نهفته است.

  این آدم ایرانیان را به زبانها تقسیم می کند و راز دلش را که تجزیه ایران است را به فارس زبانان می چسباند. میگوید شوونیسم فارس ایران را تجزیه خواهد کرد. خب من یک شوونیست فارس! چگونه ایران را تجزیه خواهم کرد؟ تفنگ بر میدارم و آذربایجان را از ایران جدا می کنم؟ نه.. این تویی که داری تهدید می کنی که حاضر به تجزیه ایران هستی اگر ایران فدرال نشود. حتا در این نیت تو نیز من شک دارم. فدرال یک بهانه است. تو از من نفرت داری. کینه شخصی داری چون سربلندی ایران را میخواهم. از میلیونها ایرانی آذری و غیره که سربلندی ایران یکپارچه را میخواهند نفرت داری.  این آدم نژاد پرست از فارس زبانان نفرت شخصی دارد. مشکلش سیاسی نیست شخصی است. باید از این آدمها ترسید. او یک بمب آماده انفجار و افکار مسموش خوشبختانه در میان جوانان آذری جایی ندارد. 

ادامه نظر:
تاریخ: جمعه, 19. آوریل 2024 - 11:55
نویسنده: محسن کردی
عنوان دیدگاه: آقای تورک اوغلی
دیدگاه:

آقای تورک اوغلی! ایکاش فارس اوغلی بودی شاید بهتر فارسی را درک میکردی. اصلا وارد بحث اصلی نمیشی. برای تو اینجا چارچوبی که نویسنده باید رعایت کند را گذاشتم که کامنت شما باید با موضوع مقاله در ارتباط باشد. بارها و بارها به شما تذکر داده شده. فارسی بلد نیستی که هستی، پس چرا در مورد موضوع حرفی نمیزنی؟ من بسیار مشتاقم نظر شما را فقط در مورد ظلمی که سازمان مجاهدین به شکنجه شده های تواب کرده در این سالها بدانم. برای این مقاله نوشتم. در مورد فدرالیسم با هم میهنان کرد سالها قبل حرفهای مان را زده ایم و حرف دیگری که نشنیده باشیم نمانده. الان صحبت این مقاله در مورد تواب هایی هست که بهشون ظلم شده. ینی شما هیچ همدردی با اینها نداری؟ مشکل داری که اینجا سازمان مجاهدین زیر ضرب رفته؟ که اونجا می نویسی من به سازمان ها توهین میکنم؟ این مقاله من توهین به سازمان هست یا دادخواهی برای مظلوم؟ شما هیچ همدردی با این زندانیان سابق که سازمان آنها را بریده مزدور میخواند نداری؟ همه درد تو ایران فدرال هست؟ داداش، قارداش، در مورد ایران فدرال من با تو حرفی ندارم. اما تو زیر هر مقاله من میگی فدرالیسم خوبه و اگر کسی موافق نباشه شوونیست و پان فارسیست و جنگ طلب و بسیاری صفت های دیگری که لایق خودت هست را ردیف میکنی.  مدیرسایت بارها تذکر داده کامنت شما در باره موضوع باشه. باز اگر کسی از طرز تهیه کشک بادمجون مطلب بگذاره شما میایی یه جوری ربطش میدی به فدرالیسم و برای بهتر شدن کشک بادمجان بهتر است مردم ایران یک نظام فدرال را انتخاب کنند چون شاه  ساواک شکنجه میکردند. بعد خیال میکنی با تکرار و تکرار ما و سایر خوانندگان قانع میشیم. خب وقتی حرف حساب نفهمی من شکی ندارم  یک مشکل روانی داری. توجیح دیگری نداره. 

ادامه نظر:
تاریخ: جمعه, 19. آوریل 2024 - 10:55
نویسنده: ناشناس
عنوان دیدگاه: بی اخلاقی ادیان
دیدگاه:

از گفتن حق مردم فلسطین نباید خسته شد که عامل اصلی چند جنگ در خاورمیانه و موشک پرانی دو گروه افراطی مسلمان و یهودی است.
بحران خاورمیانه ریشه در باورهای دین یهود دارد و تا زمانیکه پیروان این باور در قدرت هستند، جنگ و تنفرعلیه مردم یهود ادامه خواهد داشت.
رفسنجانی زمانی گفته بود راه حل مردم فلسطین در اروپا وآمریکا میباشد. این سخن یعنی جنگ با اسرائیل باید متوقف شود و ترور ر دستور کار قرارگیرد. به سخن دیگر اروپا و آمریکا را باید بجان دولت یهود انداخت.
عقل سالم حکم می‌کند مردم اسرائیل حق مردم فلسطین را به رسمیت بشناسند راه را برای زندگی آرام و دور ازترس و خشونت را برای نسل های آینده فراهم اورند.
متاسفانه دولت اسراییل پشیزی برای حق مردم غیر خودی قائل نیست و همین موضوع دلیلی بر بوجود آمدن جنگ خواهد شد.
هرچند اکثریت قاطع مردم ایران خواهان صلح وزندگی مسالمت آمیز با مردمان دور ونزدیک هستند ولی دولت اسراییل نشان داد اخلاق اساسن بی معنی است و توان نظامی اصل است.
بر این اساس هر دولت و حکومتی در ایران باید خود را ملزم به داشتن سلاح بازدارنده اتمی از هر گونه شبیخون کند.
نیت خوب ایرانیان و داشتن رابطه حسنه با مردم منطقه هر چند قابل تحسین است ولی داشتن بمب اتم اطمینان بخش است.
دولت های اروپایی نشان دادند در مواقع ضروری درکنار دولت یهود و به زیان مردم منطقه از دولت نژاد پرست یهود دفاع می‌کنند.
دولت آلمان با سیاست های خود نشان داد باوری به حقوق بشر و حقوق مردم مسلمان جهان نداردو اساسن باخرسندی چابلوسانه قتل عام مردم فلسطین را میپذیرد.
اگر روز ی دادگاهی تشکیل شود، رهبران اروپایی در صف متهمین جنایت علیه بشریت قراردارند.

ادامه نظر:
تاریخ: جمعه, 19. آوریل 2024 - 09:29
نویسنده: ناشناس
عنوان دیدگاه: .مغزشویی انسان بیدفاع.
دیدگاه:

اسلام سیاسی در لباس دین شبه فاشیستی، نشان از تاخیر حداقل 300-100 ساله اصلاحات دینی و روشنگری در جامعه ای نیمه فئودالی و نیمه سلطنتی؛ با کاست حکومت آخوندی در ایران فلک زده دارد. خوشبختانه همانطور که فاشیسم و استالینیسم و مائوئیسم نتوانستند تمام مردم را حزبی کنند، و در مغزشویی و تبلیغات برای تشکیل لشکر سیاه حامی خود شکست خوردند، نظام آخوندی احمق تر از آنست که بتواند در قرن رسانه ها و گلوبالیسم و ،وجود دهها هزار روشنفکر مسئول و مبارز و مردمی،تضمینی برای دوام خود بوجود بیاورد.

ادامه نظر:

عموما مرام فاشیسم برای آخوند،به معنی مغزشویی و ترور بشکل ابزار ایجاد وحشت و انفعال است.خصوصیات فاشیستی دردیکتاتوری های زمان حال شباهت زیادی دارند.فاشیسم واژه ایست ایتالیایی که در آلمان بشکل نازیسم بین سالهای 1945-1933 بقدرت رسید و به معنی حکومت دیکتاتوری زور و خشونت آشکار تروریستی که ناشی از جنبش راستگرایانه بود.
فاشیسم و نازیسم و ارتجاع مذهبی در لباس اسلام سیاسی، اندیشه ای عمیقا شونیستی ناسیونالیستی مذهبی که ضد هومانیسم و علیه دمکراسی، ضد سوسیالیسم و کمونیسم بود. مشخصه آن: باندگرایی، ماجراجویی سیاسی، و زمینه سازی برای جنگهای منطقه ای یا امپریالیستی است. جامعه شناسی بنام دیمیتروف آنرا دیکتاتوری تروریستی آشکار خشن ارتجاعی و بی شرمانه علیه نیروهای خلقی، دمکراتیک، و ترقی خواه است. آن جنبشی شدیدا شونیستی و محصول عناصر سرمایه مالی امپریالیستی بود.
فاشیسم در لباس سیاست در اروپا ظاهر شد. آن سیستم قدرت و ایدئولوژی امپریالیسم در دوره عمومی بحران کاپیتالیسم است و ایدئولوژی شونیسم افراطی راسیستی ضد کمونیستی است. فاشیسم حتی به نابودی دمکراسی های بورژوایی پارلمانی می پردازد. آن امپریالیستی ترین عناصر سرمایه مالی کاپیتالیسم جهانی و دیکتاتوری عریان تروریستی دولتی است. هسته مرکزی ایدئولوژی ضد انسانی فاشیسم، ضد نظام شورایی، ریوانجیست انتقام گیر، راسیست، و بلندگوی دماگوگی؛ یعنی اشاعه دروغ های شاخدار و تنفر ضد بشری است.
فاشیسم سمبل سیاسی ایدئولوژیک حکومت موسولنی در ایتالیا بین سالهای 1945-1922 میلادی بود که روی آلمان هیتلری و اسپانیای قرانکو نیز تاثیر گذاشت. فاشیسم بعدها در چند کشور دیگر اروپا بقدرت رسید گرجه مخوف ترین نوع آن بین سالهای 1945-1933 در آلمان، دولت را در دست گرفت. در کشور پرتقال دیکتاتوری بنام سالازار رهبر فاشیستها شد. در وقایع نگاری فاشیسم موسولنی در ایتالیا آمده که: در سال 1919 فاشیستها با هم متحد شدند و در سال 1921 حزب فاشیست را تشکیل دادند، در سال 1922 موسولنی راهپیمایی بسوی شهر رم را رهبری نمود، در سال 1925 وی کودتا نمود و اعلان دیکتاتوری دولت متحده اتوریته فاشیستی کرد، و 1943 کودتای بادوگولیس انجام شد. در دهه قرن بیست در کشورهایی مانند لهستان، مجارستان، ایتالیا، و 1933 در آلمان رژیم های فاشیستی به روی کار آمدند. در دهه 30 قرن بیست با کمک فاشیسم آلمان و ایتالیا، در اسپانیا روی کار آمد.
ایدئولوژی نازیستی آلمان فاشیست متکی به 3 اصل: راسیسم، میلیتاریسم، و ناسیونالیسم، بود. این جنبش سیاسی سلطه گر در آلمان متکی به حزب کارگران ناسیونال سوسیالیستی بود. 2 کتاب مهم جهانبینی فاشیسم در آلمان عبارت بودند از: کتاب "اسطوره قرن 20" که توسط روزنبرگ در سال 1930 منتشر شد، و کتاب "نبرد من" هیتلر که در سال 1925 بچاپ رسید. وقایع نگاری نازیسم آلمان به این قرار بود: 1921 هیتلر رهبر حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران فاشیست آلمان شد. در سال 1923 کودتای شهر مونیخ شکست خورد و حزب منحل شد، 1925 حزب نازی مجددا بنیاد گذاشته شد، 1932 حزب فوق قویترین حزب آلمان گردید، و در سال 1933 بقدرت رسید و تمرکز قدرت برای ترور و جنایت و جنگ جهانی در دست هیتلر قرار گرفت.
نازیسم جنبشی اجتماعی سیاسی بود که بعد از 1918 میلادی در آلمان بوجود آمد و سرانجام بشکل دیکتاتوری خشن دولت امپراتوری رایش سوم بقدرت رسید. فاشیسم هیتلری مدعی برتری نژاد آریایی جعلی بر سایر نژادها بود و با ادعا و دروغ اینکه خلق های آلمانی زبان بدون مکان و سرزمین کافی هستند، خواهان توسعه کشور خود بسوی اروپای شرقی نژاد اسلاو شد. آلمان خواستار لغو قرارداد ورسای، ناشی از شکست در جنگ جهانی اول با فرانسه نیز گزدید. فاشیسم حاکم خواستار نابودی قوم یهود در اروپا شد چون آن مدعی بود که نژاد یهود در طول تاریخ دفرمه و معیوب شده و شغلش فقط استثمار مردم از طریق بانک و دریافت سود، و تخریب خلقهای میزبان است.
هیتلر بعد از عملی نمودن نظام تک حزبی و حکومت دیکتاتوری در سال 1935 به تعقیب مخالفین چپ و راست و ملی و مذهبی پرداخت و از سال 1933 به ساختن اردوگاههای کار اجباری و کورههای آدم سوزی و فشار و کنترل بر جامعه توسط سازمانهای فاشیستی گشتاپو، اس-آ، اس-اس، و سازمانهای جوانان، دوشیزگان، زنان، برای مردم فریبی نمود. تشکیل اتحادیه ای شغلی، جبهه کار، سازمانهای رفاه و خیریه، از دیگر کوششهای او برای سازماندهی عوام سیاهی لشکر بود. ایدئولوزی ،ناسیونالیستی فاشیستی هیتلر بشکل اغراق آمیزی موجب افزایش آگاهی ناسیونالیستی، توسعه طلبی قدرت سیاسی،محدود کردن اقلیت ها مانند کولی ها و یهودیان، تعقیب دگراندیشان و سوسیال دمکراتها و روشنفکران، و کوشش برای نابودی فیزیکی آن ها.
نازیسم جنبشی سیاسی ایدئولوژیک بود که بشکل تک حربی و نظامی سازماندهی شده بود و رهبر دماگوگ آن مردم را با کمک دروغ و اشاعه تنفر فریب میداد، جزم گرا بود و به تحقیر اقلیت ها و سرکوب اپوزیسیون میپرداخت و در مقابل دگراندیشان بی گذشت و غیرتولرانس بود. از طریق پروپاگاندای ضد انسانی علیه اقشار ضعیف، زمینه مناسب برای قتل و ترور را آماده می نمود. در فاشیسم همیشه ترور ابزاریست برای ایجاد وحشت و منفعل نمودن مبارزان تا کسی نتواند سر عناد داشته باشد.
بعد از جنگ جهانی اول در سال 1917 در چند کشور سرمایه داری اروپا نظامهای دیکتاتوری و فاشیستی به روی کار آمد. دلیل آن: ضعف جنبش طبقه کارگر، دودستگی و تجزیه احزاب سوسیال دمکرات و سندیکاهای کارگری، پیروزی انقلاب اکتبر در روسیه، خطر مارش انقلابی طبقه کارگر بسوی قدرت در بعضی دیگر از کشورهای اروپایی بود. حزب نازی آلمان در سال 1919 پایه گذاری شد که منافع طبقاتی بخش ارتجاعی جنبش سرمایه مالی را نمایندگی میکرد. ایجاد تنفر میان تودهها، تبلیغات ضد کمونیستی، تشویق به جنگ، از جمله کوششهای آن بود. حزب نازی المان در سال 1933 تنها حزب دولتی حاکم و مهمترین ابزار قدرت امپریالیسم المان فاشیستی شد.
خلاف ادعای جامعه شناسان راستگرای سوسیال دمکرات، فاشیسم محصول خرده بورژوازی آلمان نبود بلکه ابزار رشد سرمایه مالی انحصاری اقتصاد آلمان بود. از طریق اصل رهبری متمرکز در چند کشور، دمکراسی و آزادی سرکوب شد و خلقهای بعضی از کشورهای اروپایی به زیر سلطه فاشیسم کشیده شدند. فاشیسم میکوشد از طریق سرمایه مالی بورژوازی روابط تولید موجود را حفظ کند چون آن شکل ظاهری امپریالیسم در عصر بحران عمومی کاپیتالیسم است. هدف فاشیسم تشکیل دولت تک حزبی اتوریته از طریق رهبری شونیستی راستگرایانه است. آن مفهومی است سیاسی از زمان جنگ جهانی اول برای جنبش های خودجوش بدون رهبری، وقتی حکومت طبقاتی نتواند دیگر با روشهای دمکراسی بورژوایی حفظ گردند.
فاشیسم در بحران عمومی کاپیتالیسم، جنبشی سیاسی و شکل سلطه دولتی بخش ارتجاعی کاپیتالیسم انحصاری و پناهگاه آنست. حمله اصلی فاشیسم علیه طبقه کارگر و حزب انقلابی آن، همراه با استثمار و فشار مداوم به زحمتکشان و زمینه سازی برای جنگ، نابودی نیروهای ترقی خواه و خشونت علیه خلقهای دیگر است. فاشیسم دشمن دمکراسی و منهدم کننده سازمانهای کارگری، عمیق کردن اختلاف طبقاتی و استثمار، و کوشش برای برای فریب تودههاست. عناصر ارتجاعی سرمایه مالی سراغ فاشیسم میروند چون وسایل و روش های لازم سلطه بر مردم زیر منافع سرمایه مالی برای اجرای اهداف خشن و برای امپریالیسم نظامی، تضمین کافی برای نگهداشتن قدرت را بتدریج از دست داده اند.
بعد از شکست فاشیسم در سال 1945 توسط متفقین و انحلال سازمانها و تشکیلات سیاسی اجتماعی آنان، سران فاشیستی توسط متفقین در دادگاه نورنبرگ محاکمه شدند. دول پیروز کوشیدند به مبارزه با باقیمانده های فرهنگی، نظامی، سیاسی، و ایدئولوژیک فاشیسم بپردازند و آنان را نابود کنند، گرچه هنوز گاهی جنبش نئوفاشیسم در بعضی از کشورها تا 20 درصد رای می آورد، ولی بعد از یک دوره انتخاباتی معمولا منحل میشوند و با نام جدیدی کاندید میگردند.



تاریخ: جمعه, 19. آوریل 2024 - 07:57
نویسنده: ناشناس
عنوان دیدگاه: مومنت مومنت
دیدگاه:

چرا شب جمعه؟

شبِ جمعه اصطلاحی است که برای شبِ پیش از روزِ جمعه (پنج‌شنبه‌شب) گفته می‌شود. این اصطلاح در فرهنگ ناب ایرونی و زبان پارسی بسیار رایج است و دارای سابقه‌ای طولانی می‌باشد. اصطلاح شب جمعه در ایران و برخی کشورهای دیگر به چهار منظور کاربرد دارد:

۱- زمانی است برای رفتن بر مزار و فاتحه‌خوانی برای مردگان.
۲-‌ زمانی است مناسب برای پخش خیرات و همچنین به جا آوردن عبادات مذهبی مثل نماز و نیایش.
۳- زمانی است برای انجام سفر به سرزمین همیشه آفتابی سانفرانسیسکو
۴- صبح شب جمعه زمانی هست که یواش یواش میفهمی جنگ نعمت نیست بلکه رحمت است

ادامه نظر:
تاریخ: جمعه, 19. آوریل 2024 - 00:08
نویسنده: ناشناس
عنوان دیدگاه: سالام
آقای محسن کردی،بازهم…
دیدگاه:

سالام
آقای محسن کردی،بازهم جناب توکلی
یاشما یکی ازنوشته های خوب من را حذف کردید،
البته اسما این ساین مدیرش توکلی ،
و
درواقع شما ویک باستانگرای هم ولایتی
ما همه کاره هستید،
اگر توهبنهای شما ها و هجویات کتابی همچون ذبیح الله منصوری اون نبود،
فکرکنم ،من اصلا وابدا وارد بحث دو
عقب مانده نمیشدم،
چون تفکرات شماها ویکی دیگر را مردم
ایران درسال ۵۷ دفن کردند،
صحبت براین است،
که هجویات شما سه نفرگیرکرده در تاریخ تاریک و دیکتاتوری بدتراز راسبسم
هيتلری وفاشیسم موسیلینی مجبورمان
میکند،
لاقل دیگران هم بهره ایی ازاین سایت
بکنند.
جناب کردی،من شمارا به تيمارستان معرفی نمیکنم
همین که شما ها برای هم نره خوردکرده
ودر باتلاق تاریک گیرکرده اید،
همه چیزواضح است.
تعجب ازتوکلی است،
که چرا اجازه میده هرچرندی دراینجا
چاپ شود.
ولی نوشته های روشنگرما را حذف می‌کند.
گفتم که شما شاید همه کاره باشید شایدهم جناب توکلی با روزنه شما ها
به مسائل نگاه می‌کند.
الکی هم بهانه نیاورند،که ویراش میکنم،
بگذارند،با همان علط ها چاپ شوند.

ادامه نظر:
تاریخ: پنج‌شنبه, 18. آوریل 2024 - 20:45
نویسنده: ناشناس
عنوان دیدگاه: مومنت مومنت
دیدگاه:

اکنون دولتِ کنونیِ اسرائیل میدانند که رژیمِ شیعی را به تلِه انداخته است و اینرا نیز میداند که این اَمر با کمکِ فکریِ آمریکا صورت گرفته است. بایدن به ناتانیاهو گفته بود که اهدافِ متعالی تر و بهتری برایِ جنگ تعریف کُند. حال میبینید که این تغییرِ رویکَرد با به میدان کشانیدنِ اوباشانِ شیعه به مِیدانِ جنگ به وقوع پیوسته است.
دولتِ اسرائیل نباید به وعده هایِ توخالیِ تحریمهایِ اروپایی اهمیّتی بدهد. زیرا فقط حرف هستند. جو بایدن نیز نشان داده است که چه پُخی است. تحریم در طاقچه و کِشو میز ارزشی ندارد و بسیار شبیهِ فرهنگِ تویِ طاقچه است که با فرهنگِ جاری در زندگیِ روزمرّه قابل مقایسه نیست.
حمله به منابغ و مراکزِ استخراج و خروجیهایِ نفت و پتروشیمی از اوجَبِ واجبات است و رژیمِ شیعی را به صورتی تضمین شده از تولید و فروش آن تحریمِ مِیدانی میکند و نیازی به وعده هایِ توخالیِ ارائه شده از طرفِ آمریکا و اروپا وجود ندارد.
بمبارانِ مراکزِ تولیدِ پهپاد و موشک و زاغه هایِ نگهداریِ آنها در مرحلهٔ نخست نیز ظرفیتهایِ رژیمِ شیعی را به شدّت کاهش میدهد.
پس از انجامِ این مرحله... اروپا و آمریکا با شرایطِ جدیدی روبرو میشوند و باید راهِ چاره ای برایش بیندیشند.
اگر اسرائیلیها حمله به مراکزِ گوناگونِ نفتی و پتروشیمی را در حملهٔ چند روزِ آیندهٔ خود از قَلَم بیندازند بسیار احمق هستند

ادامه نظر:
تاریخ: پنج‌شنبه, 18. آوریل 2024 - 20:44
نویسنده: محسن کردی
عنوان دیدگاه: عزیز دل برادر  در بخش درباره…
دیدگاه:

عزیز دل برادر  در بخش درباره سایت ایران گلوبال رو بخون ببین اصن تو حق داری اینجا بنویسی یا نه 

-- سایت، همگامی و اتحاد عمل کلیه نیروهای سکولار ایرانی برای حقوق بشر و دمکراسی در کشور را پی می گیرد.

-- سایت مخالف هزگونه نژادپرستی و راسیزم و اختلافات و جنگهای قومی-ملی است. مطالبی که مبلغ نژادپرستی و فاشیزم، ایجاد کینه و دشمنی در میان اقوام و ملیتها و مردمان ساکن ایران باشند، منتشر نخواهند شد ولی بحثهای نظری و تئوریک درباره این مقولات امکان انتشار در سایت را دارند.

-- ایران گلوبال  به معرفی مطالب و دیدگاههای ایرانیان حول مهمترین مسایل جنبش دمکراسی خواهی می پردازد!

 

ادامه نظر:

این عزیز دل برادر ما اینقدر در خودش فرورفته که همین روزهاست که تبدیل به یک سیاهچاله بشه کل منظومه شمسی و کهکشان راه شیری را هم ببلعد.

عزیزمون نوشته: با سلام محضر خوانندگان و آقای توکلی، ایشان با تاسف یک ............... ( جای نقطه چین کلی فوش خارمادر بذارید چون انچه را کیانوش حذف کرده حرف دلش نبود ) آزاد گذاشته تا با نثار بد و بیراه به افراد و سازمانهای مختلف در واقع جو مسالمت آمیز سایت ایران گلوبال را به نزاع مشمئز کننده و ........... عمومی بدل کند. یکی از شیوه های جناب توکلی اینست که در اثر فشار شاه الهی ها، اگر کامنتی در خصوص موضوعی ارسال گردد، و حتا آن مطلب به طور مؤدبانه نوشته شده باشد، اما چون باب طبع ایشان نیست و در خصوص حقوق ملیتهاست. البته موقعیت او نیز قابل درک است که ایشان از طرف پان ایرانیستهای شاه الهی و شیخ الهی، مخصوصا از طرف جمهوری خواهان تمرکز گرای دو آتشه تمامیت خواه پانفارسیسم تحت فشارست.
خب دوستان.. ادب را ملاحظه فرمودید؟ اگر شما مثل میلیونها ایرانی دیگر به نظام تمرکز گرا برای رستگاری کشور میل داشته باشید از نظر ایشان این صفت ها برازنده تان است: پان ایرانیستهای شاه الهی و شیخ الهی، مخصوصا از طرف جمهوری خواهان تمرکز گرای دو آتشه تمامیت خواه پانفارسیست.
ینی یک لات چاک دهنش رو باز کنه به من فوش خارمادر چارواداری بده ها.. ترجیح میدم به این که شاه الهی و تمامیت خواه و پانفارسیست وو و که این آدم روانی به ماها میگه خطاب بشم. تازه میگه مودبانه مینویسه. من اینجا به سازمان مجاهدین در رابطه با ظلمی که به شکنجه شدگان نوشته ام این معترضه که چرا من به سازمان مجاهدین پریده ام. و سوال اینجاست که چرا برای مجاهدین پستان به تنور میچسبونه؟ خب من که تو رو میشناسم.. از نگاه تو سازمان مجاهدین هم یک سازمان تمرکز گرا و پانفارسیست و شیخ الهی هست.. اما اینقدر تو از حرف حساب من خشم داری که اصلا به کله ات نمیره حرف حساب. ینی اهل حرف حساب نیستی. در بخش کامنتها گفته در مورد موضوع مقاله کامنت بگذار. من اینجا بنویسم طرز تهیه خورشت کدو شما سه چارتا میایید میگویید ملت تورک ال، ملت بلوچ بل، بهترین شیوه کشور فدرالیسم است. خب پدرجان چند بار بهت بگن که برای خودت یک مقاله بنویس و هرچه میخواهد دل تنگت بگو. چرا میایی زیر مقاله دیگران نامربوط مینویسی؟ بارها امثال تو تورک اوغلی و یونس شاملی را با توجه به محتویات مطالب تان اثبات کرده ام که دارید به نفرت پراکنی قومی دامن میزنید و این اصلا با منشور این سایت ایران گلوبال سازگار نیست! اصلا رفتی بخش «درباره ما» در سایت رو بخونی؟ والا کیانوش خیلی مرد هست که تحمل تو را داره. و این تحمل کیانوش نسبت به شماها کم لطفی و ظلم به بقیه ماهاست که کیانوش به ما ظلم میکنه. ما برای کی فعالیت می کنیم و مینویسیم؟ برای ملت ایران و این ظلم به ملت ایران هست که تو اینجا مینویسی.
حالا برات مینویسم که در بخش «درباره ما» چه اصلی را زیر پا میگذاری. و چرا بنا بر این اصل تو نباید اینجا بیایی. آنجا آمده:
-- سایت، همگامی و اتحاد عمل کلیه نیروهای سکولار ایرانی برای حقوق بشر و دمکراسی در کشور را پی می گیرد.

-- سایت مخالف هزگونه نژادپرستی و راسیزم و اختلافات و جنگهای قومی-ملی است. مطالبی که مبلغ نژادپرستی و فاشیزم، ایجاد کینه و دشمنی در میان اقوام و ملیتها و مردمان ساکن ایران باشند، منتشر نخواهند شد ولی بحثهای نظری و تئوریک درباره این مقولات امکان انتشار در سایت را دارند.

-- ایران گلوبال به معرفی مطالب و دیدگاههای ایرانیان حول مهمترین مسایل جنبش دمکراسی خواهی می پردازد!

و شما سه چهار نفر .. یک تابلوی مظلومیت به دست تان میگیرید، اینجا تبلیغ پانترکیسم، جنگ قومی، فحاشی به فارس زبانان، آنها را هندی و البرزی و شبیه آلت تناسلی مردان نامیدن و بسیار توهین های دیگر می کنید و با وقاحت.. وقاحت.. وقاحت به ما میگویید توهین می کنیم. خب من راحت میتونستم به جرم نفرت پراکنی قومی یونس شاملی را بدهم دست قانون. خب شماها نه قانون سرتون میشه، نه دمکراسی سرتون میشه.. نه شرم و حیا..
آیا من حق ندارم بگم تو روانی هستی؟ والا من دلم برات میسوزه بخدا. برات وقت گرفته بودم روانشاسهای تبریز. بچه های خوبی هستن بگو آشنای محسن کردی هستی کارت رو زود راه میندازن. بهشون سفارش کردم دوز بالا بدن بهت. بهشون سلام برسون. قربانت .... خدافس
تاریخ: پنج‌شنبه, 18. آوریل 2024 - 14:34
نویسنده: ناشناس
عنوان دیدگاه: حال و روز ایشان قابل درک است
دیدگاه:

با سلام محضر خوانندگان و آقای توکلی، ایشان با تاسف یک ............... آزاد گذاشته تا با نثار بد و بیراه به افراد و سازمانهای مختلف در واقع جو مسالمت آمیز سایت ایران گلوبال را به نزاع مشمئز کننده و ........... عمومی بدل کند. یکی از شیوه های جناب توکلی اینست که در اثر فشار شاه الهی ها، اگر کامنتی در خصوص موضوعی ارسال گردد، و حتا آن مطلب به طور مؤدبانه نوشته شده باشد، اما چون باب طبع ایشان نیست و در خصوص حقوق ملیتهاست. آقای توکلی بازتاب همان کامنت را آنقدر به تاخیر می اندازد، که مقاله و یا ویدئوی مربوط بکلی از صفحه اصلی حذف شود. بخوبی میداند که بعد از حذف آن مطلب از صفحه اصلی کمتر کسی بسراغ مطلب حذف شده خواهد رفت، تا بتواند کامنت را بخواند. اینهم از شگردهای مخصوص جناب توکلی است. برای نمونه اگر کسی در خصوص مطلب جناب شاملی کامنتی ارسال کند، آقای توکلی تا زمانیکه کامنتی ارسال نشده آن مطلب را در صفحه اول نگه میدارد، اما به محض اینکه کامنتی در آن خصوص ارسال شود، مثل جیمزباند، همان ویده ئو و یا مقاله را از صفحه اول حذف میکند. تا کامنتهای ارسالی در لابلای بلبشوی بخشهای مختلف مدفون گردد. البته موقعیت او نیز قابل درک است که ایشان از طرف پان ایرانیستهای شاه الهی و شیخ الهی، مخصوصا از طرف جمهوری خواهان تمرکز گرای دو آتشه تمامیت خواه پانفارسیسم تحت فشارست. بقول معرف: انقلابی شدن کافی نیست. انقلابی ماند شرط است. این نیز آسان نیست. اینست آری، حال و روز جناب توکلی که برایمان قابل درک است. حتا در این خصوص با ایشان احساس همدری میکنیم. که زیر فشار و تهاجم پان ایرانیستهای نژاد پرست، و تمامیت خواهان تمرکز گرای شونیسم قرار دارد. خداوند تبارک به امدادش رسد.

ادامه نظر:
تاریخ: پنج‌شنبه, 18. آوریل 2024 - 12:17
نویسنده: محسن کردی
عنوان دیدگاه: توهین به سازمان مجاهدین
دیدگاه:

 کیانوش عزیز، منظور نویسنده ناشناس از توهین اونجاست که من در مورد تهمت زدن و شانتاژ و بی آبرو کردن کسانی که شکنجه شده و در راه مسعود رجوی جان نداده و اعدام نشده اند گفته ام این کار نامردی است و شرم بر شما مجاهدین. خب شرم داره دیگه افتخار نداره! این انتظار داره من مثلا بنویسم خلاف حقوق بشر است. خب این اصطلاحات سیاسی رو من در مورد اینا کنار میذارم کمی قابل لمس براشون مینویسم که بلکه بفهمند. این کار نامردی و پستی پلیدی و پست فطری است که شما یک زندانی شکنجه شده و اعتراف بزور گرفته شده را تهدید کنید و هزاران صفحه را در مورد شان سیاه کنید. این آدم از بس وقیح است خودش را حق به جانب می بیند. شاید انجا که نوشته ام زن طلاق دادن و گرفتن و مثلا فیدل کاسترو این کار رو نکرده. خب این که توهین نیست خودشون گفتن ما که حرف در نیاوردیم. حالا اگه بهتون زور میاد مشکل شماست. بهرحال توهین نیست یک واقعیت است و سازمان براش تبلیغ هم کرده. شاید اونجا که گفتم تریسام بزنید.. خب این حرفو پس میگیرم ببخشید. ما که شاهد تریسام یا بیشترش نبودیم. اما مصاحبه آقای سیامک نادری و کتابهای ایرج مصداقی.. بابا خجالت بکشید. دیگه از توهین نگو! یه وقت میگی مسعود احمق است.. خب این توهین است. یک وقت میگی مسعود  احمق است چون بلیطش برنده نشد خودش را از  طبقه دهم به پایین پرت کرد این دیگر توهین نیست. شرح ماجراست. 

ادامه نظر:
تاریخ: پنج‌شنبه, 18. آوریل 2024 - 11:25
نویسنده: کیانوش توکلی
عنوان دیدگاه: جتاب ناشناس گرامی / برای من…
دیدگاه:

جتاب ناشناس گرامی / برای من فرق ندارد ؛ کسی که توهین بکند _ نام  حقیقی و صاحب آکانت  باشد ویا اسامی مستعار _ بلاک می شود ؛ لطفا عین نوشته اقای محسن کردی را بیاورید که ببیتم آیا او به  کسی توهین کرده است؟

ادامه نظر:
تاریخ: پنج‌شنبه, 18. آوریل 2024 - 11:22
نویسنده: کیانوش توکلی
عنوان دیدگاه: پاسخ به  سیروس احدی >" ای‌بی…
دیدگاه:

پاسخ به  سیروس احدی >" ای‌بی‌سی به نقل از یک مقام ارشد آمریکا گزارش داد مقام‌های جمهوری اسلامی و سپاه برای حمله اسرائیل در سطح بالای آماده‌باش هستند و برخی از آنها در خانه‌های امن و تاسیسات زیرزمینی به سر می‌برند."

در ضمن با عقل هم جور در میاید؛ اسمان  ایران برای اف 35 ها باز است و توانایی موساد و ارتش اسرائیل توانایی ترور رهبران ایران را دارد

ادامه نظر:
تاریخ: پنج‌شنبه, 18. آوریل 2024 - 08:58
نویسنده: ناشناس
عنوان دیدگاه: آقای توکلی .
نوهین های محسن…
دیدگاه:

آقای توکلی .
نوهین های محسن کردی را خودت منتشر میکنی یا او بدون کنترل شما مستقیما کامنت و مقاله هایش را نشر میدهد در اینجا؟
چرا پاسخ توهین هایش را یا سانسور میکنی یا منتشر نمی کنی؟پ
این ....... چرا اجازه دارد به دیگران مدام توهین کند و شما خودت را به حماقت میزنی ؟

ادامه نظر:
تاریخ: پنج‌شنبه, 18. آوریل 2024 - 07:08
نویسنده: ناشناس
عنوان دیدگاه: با درود
شما این خبر را از…
دیدگاه:

با درود
شما این خبر را از کجا بدست آورده‌اید
نکند این هم مانند خبر ( پناهنده شدن مقامهای نظام به ونزولا ) فیک و دروغ باشد
اینقدر مردم را احمق فرض نکنید،کافر همه را به کیش خود پندارد

ادامه نظر:
تاریخ: پنج‌شنبه, 18. آوریل 2024 - 06:45
نویسنده: ناشناس
عنوان دیدگاه: مومنت مومنت
دیدگاه:

....از کنار خطاکاران و دزدان و جانیان و سرکوبگران دور شوید که به شما آسیب نرسد ... خداوند نگهبان ایران باد...

ادامه نظر: