نسل ما ونسل جدید، آیا قادریم گفتگوی دو نسل را شاهد باشیم ؟

تعداد مشاهدات: 
385
حال فاصله ما با نسلی که در خیابان پای می کوبد ونسلی که در صحنه اجتماعی فعال است دو یا سه نسل است .اگر تغیرات در زمان ما را نسبت به نسل قبل در نظر بگیریم ، تغیرات اجتماعی و فن آوری در دوران ما ونسل قبل از ما بسیار بطی بود! طوری که اختلاف نسلی زیادی را باعث نمی شد. نسل ما تاحدود زیادی نسل قبل از خود ویک نسل قبل از آن را می شناخت و اعتقادات کما بیش نزدیک به هم داشتند. امری که در سطح جهانی نیز چنین بود.

  اما در این چهل سال،  دامنه تغیرات در عرصه های اقتصادی ، اجتماعی وفرهنگی که عمدتا نیز بر اساس تغیرات سریع در عرصه فن آوری رخ داده بسیارعظیم وبا شتاب است.   نه تنها نسل ما قادر به درک نسل های جدید نیست ، بلکه نسل دوم نیز به سختی قادراست نسل سوم وچهارمی که به صورت نوجوانان پا به میدان نهاده اند درک کند.

 فاصله و اختلاف بسیار زیاد  بین نسل ها به وجود آمده است.  این نسل سوم ونیم نسل چهارم که بین پانزده سال وهجده سال دارند ، فرزندان عصر دیحتال اند! عصری که تغیرات در آن روزانه است.

 نسل ما نسل نهادها ، نسل کتاب ، محفل ها و بحث ها  ، گفتگو، حزب ، سندیکا ، تشکل ها ، جلسات سخن رانی ، شعر ورفتن به میان مردم بود، نسلی کم توقع با خواسته های محدود آن زمانی.

  اما این نسل نسلی است که همه چیز را از دنیای مجازی می گیرد!  کودک ده ساله تلفن هوشمند به دست نیاز های خود را از انترنت بیرون می کشد.  دیدار های کوچه ، بازی با هم سالان ، جای خود را به دیدار های انترنتی و بازی  در فضای مجازی داده است .  فضائی که نوجوان وجوان در آن یکه تازی می کنند وهر طور که دلشان می خواهد رویاهای خود را شکل می دهند. در آن واحد به اطلاعات و دانسته هائی دست رسی پیدا می کنند که برای نسل ما ناممکن بود!  ودر صورت امکان مدتها وقت می برد که آنرا به دست آوریم. او درجلو وما با شرمساری به دنبال او بدون آن که زیاد از کار وفکرشان سر دربیاوریم !  اصلا نمی دانیم او چه می کند ، چه چیزی را دنبال می نماید ودر نهایت چه می خواهد !   این دست رسی گسترده آن ها به دنیای مجازی ، عدم ارتباط فکری او با نسل های قبل ما رابه شدت از آن ها دور ساخته است .

  ما واقعا نمی دانیم در دنیای آن ها چه می گذرد ! زیبا شناسی ، نگاهشان  به مسائل اجتماعی، از ازدواج گرفته تا تشگیل خانواده ، کار، ونگاه به مسائل سیاسی !همه وهمه برای ما درکشان مشگل گردیده است.

 نگاه کم باور آن ها به درکی که ما از روابط امروز بین آن ها داریم نشانه  فاصله وهمین عقب ماندگی نسل ماست ! بیگانه با ساختار فکری او ، ساختاری که عمدتا از مدیای جهانی رهبری می شود از نوع لباس تا نوع غذا ونهایت نوع حکومتی که طلب می کند ، همراه با احاطه اوبه جهان معاصر ، به تحولات ، چشم اندازها ، فرصت ها  و نوع نزدیک شدن آن ها به مسائل وعمل کردشان ، عملا ما را از چرخه پیوند عمیق با آن ها خارج می کند .

  ارزش های زمان ما که عمدتا  ریشه  سنتی داشت  پایه اعتقادات ما را تشگیل می دادند! اعتقادتی که با اندکی کم وزیاد کردن تا امروز ادامه پیدا کرده ودر شیوه نگاه ، نقد وعمل ما حرف آخر را می زند. بی آنکه متوجه باشیم این امر فاصله ما را بیشتر وبیشتر می کند و آن ها را از دسترس ما خارج می سازد .

 از این رو حضور آن ها این قدر درمحافل ما کم رنگ است! از حضورشان دراحزاب و سازمان های ما که نگو !  اصلا حال وحوصله ما را در هیچ زمینه ای ندارند ! بلافاصله محافل ما برایشان کسل کننده می شود ! الخصوص اگر همراه با نصیحت و رهنمود و باید هائی باشد که جزو اصول کارکتری ماست . از همین روست که ما هم ترجیح می دهیم نان و ماست خودمان را به خوریم وکمتر سرمان را توی دنیای آن ها بکنیم.  ما حرف خودمان را برای هم نسلان و مخاطبان دیر آشنای خودمان می زنیم و لذت هم می بریم ! به هر حال این هم سرگرمی ماست.

 میدانی می گویند در فاصله همین بیست سال  اخیرصدها کلمه نو  بین نسل جدید ساخته شده که ما یک از صد آن ها را نمی دانیم ! اگر به خواهند به قول خودشان سر کارمان بگذارند با همین کلمات صحبت می کنند که ما اصلا نمی فهمیم .  می خندد  ما زمان خودمان هم حتی با هم نسلان خود اختلاف وفاصله داشتیم ! بسیاری ازدگرگونی وتغیر در نسل جوان همان دوران راهم درک نمی کردیم و بر نمی تافتیم.  از لباس پوشیدنشان ، تا موی سرشان ، از موسیقی جاز تا خواندن گوگوش.  ما بانسل خود نیز بیگانه بودیم!  تا چه برسد به نسل پاشائی که ده ها هزار جوان برای مراسم تدفینش جمع می شوند ، در حالی به ندرت کسی از نسل ما اورا می شناخت.  مذهبی های چپ ! فکر نکن خیلی عوض شده ایم! هنوز که هنوز است ما از بنان و دلکش عبور نکرده ایم وهنوزفرم ولباس پوشیدنمان همان فرم چهل سال پیش است. هر کسی در ما نگاه کند بلافاصله می داند از کدام دسته نسل پنجاه بودیم .

  این در تفکر ما نیز هنوز عمیقا در لحظات سربزنگاه خود رانشان می دهد . هنوز ما تمام ساختارفکریمان همان ساختار حزبی ، سلسله مراتبی وبورکراسی است  که اسمش را گذاشته ایم خرد جمعی است. نگاه کن هنوز درنیافته ایم که این نسل سوم وچهارم اصلا ما را نمی شناسند. نوع شناسه ها ، المان ها، وسیگنال های  آن ها فرق می کند.

 کاربران انترنتی امروز اصلی ترین تعین کنندگان نوع نگاه ، بازی و عمل کرد اجتماعی جوانان هستند.  آن ها می توانند براحتی حتی با نام های مستعار با شاه کلیدی که دارند در میان جوانان، نوجوانان  قدم بزنند وهر دری که خواستند باز کنند و وارد شوند ، پیام و فرا خوان خود برای هرنوع اقدام بدهند! خارج گردند، بی آن که رو در رو دیده شوند .  به همه جای دنیا بروند ،گفتگو کنند ،نظر بدهند، نظر خواهی کنند ، دنیای وسیعی که تمام خلوت جوانان ونو جوانان را پر می کند، در آن واحد خرید می کنند، آخرین مد ها را چک می کنند ، همراه آن نیازهای خود را افزایش می دهند و بر همان اساس توقع از خانواده ، دولت وجامعه را بالا می برند.

نسل سوم ایران و نسل چهارم نوجوان که تازه پا در میدان نهاده بیشترین کار بران انترنتی هستند . میلیون ها تلفن هوشمند دردست این جوانان ونو جوانان مانند نبض یک جامعه می زند . چه کسانی در پشت این مدیای عظیم ایستاده اند ؟ آنوقت نسل ما  گرفتار در باورهای خود  هنوز بسیاق سابق می خواهد حزب بسازد ، پیام وفرا خوان بدهد. درحالی که در خوشبینانه ترین تحلیل مخاطبان جوان ما یک در صد هم نیستند.  از این رو وقتی چنین خورد وباز خوردی بین نسل ما واحزاب ما با جوانان وجود ندارد، طبیعی است که مقوله جوانان  چه در ذهن وچه در عمل کم رنگ شود ودر محاق قرار گیرد وبه یک سری شعار های کلی بسنده گردد.

 سرنوشت ما واحزاب وسازمان های ما تازمانی که خون تازه در رگهای آن جاری نشود ! سرنوشتی است مختوم که دیر یا زود باید کنار برویم بی آن که حزب یا تشکل خود را جوان تر ساخته باشیم .

 دریغ از نسل نو وجوان که جای گزین ما گردد. در تمامی این احزاب و تشکل ها خبری از کادر های جوان وجوانان در رهبری  که مقبول نسل های سوم وچهارم باشد نیست. اصولا این نسل جدید رغبتی به کار سازمانی وسلسله مراتب درون آن ندارد.

 زمان انقلاب سیمای فدائی ، مجاهد ، سیمای جوانی بود شاداب ، پر تحرک ،امیدوار به آینده ونقش خود در آن ، با نیروی جوانی که معتقد به رهبران و سازمان سیاسیشان بودند.  حال چهل سال می گذرد تمامی آن نیروها چه  رهبران ، چه اعضا ، وچه هواداران پیر شده اند.  مسلما این احزا ب وسازمان ها نیز مانند ما پیر شده اند.  بافت های بدنه سازمانی سلولوزی وصلب شده اند.  خون غلیظ تر!  بدن کم بنیه تر ومغزی که می رود دچار آلزیمر شود و در خاطراتش زندگی کند .  ما متاسفانه قادر به دیدن وقبول آن نیستیم ! حتی حاضر نیستیم نگاه کنیم که چه تعدا د افراد به سایت رسمی ما مراجعه می کنند ، حتی هم نسلان !

 براستی چه میزان جوانان به سایت های ما سر می زنند ؟

 چه میزان کاربران جوان جستجو گر فیس بوکی ، تلگرامی ، مسنجری ما هستند ؟

 چه میزان از همین تلاش های پیرانه سری ما وقف یافتن راه هائی برای درک ونزدیکی ما به نسل های جوان می شود ؟ تا بتوانبم حداقل بخشی از تاریخ وتجربه خود رابه عنوان میراث یک نسل در اختیار آن ها بگذاریم و آن ها را به ریشه های تاریخیشان پیوند بزنیم و خود نیز از طریق آن ها به تغیری حداقل در باورهایمان برسیم !  تا بتوانیم بخشی از دنیائی که آن ها در آن سیر می کنند و آن را شکل می دهندرا درک کنیم !

   آیا قادریم به چیز جدیدی ورای آن چه که فکر نسلی ما ساخته است ! فکر کنیم ؟

  براستی اراده ای برای  این کار وجود دارد؟

 آیا ممکن نیست تلاش کنیم با تمام وجود  برای یافتن وبه وجود آوردن فضائی برای < گفتگوی بین دونسل >؟    تلاش برای یافتن راه هائی که این گفتگورا ممکن سازد  و اندکی از این فاصله عمیق و بزرگ بکاهد !                                                            

برگرفته از: 
ایمیل دریافتی
انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: