محمد جراحی پس از سال ها درد و رنج و زندان و شکنجه درگذشت!

محمد جراحی، کارگر سوسیالیست تبریزی و فعال سرشناس حقوق کارگران پس از آن که گردانندگان رژیم دژخیمان و شکنجه گران فریاد دادخواهی او را با پرونده سازی و زندان و شکنجه پاسخ دادند سرانجام پس از سال ها درد و رنج و زندان و شکنجه جانش را از دست داد!

 

 

 

اگر یکی از آخوندهای مفت خور وابسته به رژیم گندیده و پوسیده ولایت فقیه پس از سال ها خوردن و خوابیدن از سیری بترکد و بمیرد بی درنگ رسانه های رژیم دژخیمان و شکنجه گران هیاهو به راه انداخته و با پول مردم ندار و گرسنه ایران مراسم سوگواری پر آب و تابی با هزینه های گزاف برگزار می کنند! اما اگر هزاران تن از کارگران ایرانی که برای گردانندگان رژیم ولایت فقیه ارزشی برابر با جانوران و حتی کمتر از جانوران دارند بیمار شوند یا بمیرند گردانندگان این رژیم دوزخی می گویند: "من چه کنم، به من چه!"

چنان که انگل های سیاسی به ویژه ناسیونالیست هائی که در راه نابودی رژیم جمهوری اسلامی سنگ اندازی می کنند نیز وابستگان به بورژوازی و سرمایه داری بوده و کسانی هستند که خوراکی کمتر از فیله ماهی و بوقلمون سرخ کرده را نمی پسندند و گفته ها و نوشته های اینان با هزاران درد و رنج مردم دردمند و درمانده و گرسنه ایران از بنیاد بیگانه هستند! کسانی که پیاپی درباره نژاد اهورائی آریائی و دبستان به زبان مادری و کورش و سومر و پانترکیسم و پانفارسیسم و عطسه کردن خشایارشاه در دوهزار و پانصد سال پیش و سرفه کردن فردوسی در هزار سال پیش می گویند و می نویسند کارگران را انسان نمی دانند بلکه جانورانی از نژادهای گوناگون می دانند که باید کار کنند تا شکم ها و جیب های اینان پر شوند!

در این میان اگر چند کارگر پیشتاز و پیشرو مانند افشین اسانلو و شاهرخ زمانی و محمد جراحی پیدا شده و پس از بریدن امیدشان از گردانندگان رژیم آخوندی و انگل های سیاسی به دفاع از حقوق کارگران و رنجبران برخیزند رژیم دزدان سرگردنه آنها را در زندان ها و شکنجه گاه هایش می کوبد و له می کند! رژیم دژخیمان و شکنجه گران مرگ افشین اسانلو را مرگ بر اثر سکته قلبی نامید بی آن که از شکنجه هایش بر افشین اسانلو سخنی بگوید! و مرگ شاهرخ زمانی را مرگ بر اثر سکته مغزی نامید! آیا کارگر گرسنه ای که پیکر شکنجه شده اش پوست و استخوانی بیش نیست باید برای داشتن چربی خون بالا دچار سکته مغزی و یا سکته قلبی شود و یا گردانندگان رژیم دزدان سرگردنه که از بس خورده و نوشیده اند که از سیری دارند می ترکند؟

این بار نیز نوبت محمد جراحی، کارگر سوسیالیست تبریزی و فعال سرشناس حقوق کارگران بود که پس از آن که گردانندگان رژیم دژخیمان و شکنجه گران فریاد دادخواهی او را با پرونده سازی و زندان و شکنجه پاسخ دادند جانش را از دست بدهد! محمد جراحی به جز چندین بار بازداشت ریز و درشت پنج سال در زندان تبریز زندانی بود و با آن که در آغاز دچار بیماری خوش خیمی بود اما پس از پنج سال بی درمان ماندن در زندان تبریز بیماریش رو به بدخیمی رفت و سرانجام روز پنجشنبه سیزدهم مهرماه سال ۱۳۹۶ پس از سال ها درد و رنج و زندان و شکنجه جانش را از دست داد! از این روی رژیم گندیده و پوسیده ولایت فقیه و کارگزاران آن کشنده محمد جراحی هستند!

یاد محمد جراحی در تاریخ مبارزات کارگران ایران باقی خواهد ماند / بهروز سورن

محمد جراحی عضو سندیکای نقاشان ساختمانی درگذشت و کارگران ایران یکی از فعالان بنام خود را از دست دادند، وی که سال ها در سیاهچال های رژیم ضد کارگری جمهوری اسلامی به سر برده بود و از امکانات درمانی حداقلی نیز محروم بود در سن شصت سالگی و بر اثر بیماری سرطان به زندگی سراسر مبارزه و افتخار خود پایان داد، این واقعه نشانگر آن است که دست اندرکاران حاکمیت با ایجاد محدودیت های بسیار و بی تفاوتی در برابر خواست ها و مطالبات حداقلی زندانیان سیاسی و فعالین کارگری دربند در پی زجرکش کردن آنها هستند و چنان چه امروز محمد جراحی پس از آزادی از زندان مخوف رژیم به مرور جان سپرد اما در آینده کدام یک از زندانیان سیاسی و فعالین کارگری اسیر در انتظار چنین سرنوشتی می باشند؟ هر یک از این وقایع ناگوار نمایانگر نقش فعال رژیم حاکم در رخداد آنهاست، جراحی هم همانند افشین اسانلو، کورش بخشنده و شاهرخ زمانی از میان کارگران ایران رفت، جراحی های دیگر و دربند را دریابیم!

محمد جراحی درگذشت! / مینا احدی

او را کشتند! محمد جراحی فعال کارگری که اسیر حکومت اسلامی بود و زندانبانان و حاکمین خونخوار اسلامی در حالی که او مبتلا به سرطان تیروئید بود از آزار و اذیتش دست برنداشته و با شکنجه روحی و جسمی او نه فقط به خانواده اش نشان دادند که چه ظرفیتی در بی رحمی و سنگدلی دارند بلکه با این سیاست خواستند به کارگران و معلمین و معترضین و منزجرین از حکومت اعلام کنند که نتیجه اعتراض می تواند به اینجا کشیده شود! غافل از این که قهرمانی ها و شجاعت امثال محمد جراحی ها و شاهرخ زمانی ها، "نه" گفتن این قهرمانان در بدترین شرایط به حاکمین انسان کش اسلامی تودهنی محکمی به سران این رژیم از محافظه کار تا اصلاح طلبشان بوده و اعتراضات در ایران را گسترده تر و روحیه اعتراضی و تهاجمی را بیشتر و بیشتر کرده است، روزی نیست که در مقابل مجلس حاکمین اسلامی و قاتلین کارگران تعدادی از مردم معترض تجمع نکنند، این را همه مردم ایران و سران وقیح اسلامی شاهدند، مردم ایران پایه های حکومت اسلامی را نشانه رفته اند و دیر نیست روزی که با سرنگونی این حکومت همه به احترام شاهرخ زمانی ها و محمد جراحی ها به پا خاسته و با نصب مجسمه های این عزیزان در ایران و در دنیا به عنوان یادبود دوران سخت مقابله با جنبش اسلامی در ایران نام و یاد آنها را جاودانه کنند!

ننگ ابدی بر ستمگران و سرکوبگران / جعفر عظیم زاده

محمد جراحی پس از ماه ها ایستادگی در برابر  بیماری سرطان صبح امروز در بیمارستان تجریش چشم از جهان فرو بست، مرگ محمد داغ ننگی است بر پیشانی سرکوبگرانی که تاب تحمل فریاد عدالت خواهی این کارگر مبارز را نیاورند، او را به مدت پنج سال تحت ضد انسانی ترین شرایط به زندان انداختند، در زندان مراقبت های پزشکی را از او دریغ کردند، تا آخرین دقایق پایان محکومیتش علیرغم جسم بیمار و رنجورش او را در زندان نگه داشتند و محمد به فاصله کمتر از یک سال از رهائیش از زندان بر بستر بیماری افتاد و امروز به یار دیرینش شاهرخ زمانی پیوست! مرگ محمد هرچند که برای همه ما دردناک و تحمل ناپذیر و برای جنبش کارگری ایران ضایعه ای بزرگ است اما ما در غم از دست دادن محمد زانوی غم در بغل نخواهیم گرفت و محکم و استوار خواهیم ایستاد و لحظه ای در مبارزه برای تحقق آرمان های بزرگش درنگ نخواهیم کرد، ننگ ابدی بر ستمگران و سرکوبگران، بدرود رفیقم، بدرود محمد عزیز، بدرود سرو قامت جنبش کارگری ایران، بدرود، بدرود، بدرود .....

این مرگ را جمهوری اسلامی به محمد جراحی تحمیل کرد! / بهروز خباز

رفیق محمد جراحی بعد از سه دهه مبارزه کارگری و پس از جدالی سخت با بیماری سرطان صبح امروز ما را ترک کرد، در جسم او قبل از زندان خبری از سرطان نبود، زندانی شدن او در بند معتادین در ماه های اول همراه با شکنجه های جسمی و روحی بود، محمد در نامه ای  در شهریور سال ۱۳۹۲ به سندیکای کارگران نقاش می نویسد:

"این جانب محمد جراحی فعال کارگری و عضو سندیکای نقاشان با قریب به سی و شش سال فعالیت سندیکائی هستم که به دفعات به خاطر دفاع از حقوق کارگران بازداشت و مورد آزار و اذیت قرار گرفته ام! این جانب در خردادماه سال ۱۳۹۰ به اتهام فعالیت در دفاع از حقوق کارگران توسط اداره اطلاعات تبریز بازداشت و پس از نزدیک به دو ماه بازداشت توأم با شکنجه و آزار و اذیت جسمی و روحی، توسط دادگاه انقلاب تبریز طی یک حکم ناعادلانه به پنج سال حبس تعزیری محکوم شده ام و هم اینک بیش از دو سال است در زندان مرکزی تبریز مشغول گذراندن محکومیت خود هستم! در طول این مدت به دلیل شرایط سنی (پنجاه و پنج سال) و وضعیت نامناسب زندان تبریز از نظر تغذیه و بهداشت به بیماری هائی اعم از سرطان تیروئید، دیابت و چربی خون دچار شده ام ولی متأسفانه تا به حال اقدامات مناسبی از طرف مسئولین زندان در راستای درمان بیماری هایم انجام نگرفته است، شایان ذکر است بنده به خاطر ابتلا به بیماری سرطان تیروئید یک بار مورد عمل جراحی قرار گرفته ام و طبق نظر پزشکان متخصص مراحل درمانی باید در بیرون از زندان پیگیری شود، از این رو این جانب با تکمیل پرونده پزشکی خود و ارسال آن به پزشکی قانونی جهت صدور نظر کارشناسی مبنی بر عدم تحمل حبس اقدام کرده بودم و اکنون با گذشت پنج ماه از طرف مسئولین امر پاسخی دریافت نکرده ام! باید عنوان کنم این جانب در طی دو سال گذشته از مرخصی بهره نبرده ام و حتی پس از عمل جراحی تیروئید و علیرغم نظر پزشکان مبنی بر استراحت کامل مسئولین زندان از اعطای مرخصی استعلاجی به بنده خودداری و بلافاصله پس از عمل جراحی به زندان منتقل شده ام!"

بر اساس آن چه که محمد جراحی نوشته است او را می توان همانند بسیاری دیگر همچون شاهرخ زمانی در زمره قربانیان خاموش زندانیان سیاسی نامید! جمهوری اسلامی با امتناع از رسیدگی پزشکی زندانیان سیاسی آنان را به سوی مرگ هدایت می کند و در واقع به این شکل مخالفان خود را در زندان و بیرون از آن به قتل می رساند! ما محمد جراحی و شاهرخ زمانی را از دست دادیم، بیائیم نگران رضا شهابی، سهیل عربی، اسماعیل عبدی، محسن عمرانی، سعید شیرزاد و دیگر زندانیان سیاسی که به شدت در معرض خطر هستند بیاندیشیم، به این فکر کنیم که چطور می توانیم دست عوامل امنیتی را از سر این عزیزان کوتاه کنیم، آخرین بار که با رفیق محمد جراحی صحبت کردم از آرزوهایش و از سوسیالیسم گفت که تا آخرین لحظه او را همراهی خواهد کرد، او من و دیگر فعالین کارگری را به رفاقت و همبستگی برای اهداف جنبش کارگری فرا خواند، من این ضایعه بزرگ را به خانواده، رفقای محمد جراحی در سندیکای کارگران نقاش و کمیته پیگیری تشکل های کارگری تسلیت می گویم و می دانم که تنها و تنها سازماندهی و تشکل یابی در مسیر اهداف جنبش کارگری می تواند این غم بزرگ را التیام دهد.

قلب رفیق محمد جراحی برای همیشه از تپش باز ایستاد! / بهزاد سهرابی

محمد جراحی فعال کارگری و عضو کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری، یار و همرزم زنده یاد شاهرخ زمانی امروز پنجشنبه سیزدهم مهرماه سال ۱۳۹۶ قلبش برای همیشه  از تپش باز ایستاد! محمد جراحی کارگر مبارزی بود که در راه رهائی طبقه کارگر و رفع استثمار انسان از انسان برای یک لحظه از پای ننشست و به این دلیل  توسط بیدادگاه های رژیم جهل و سرمایه به پنج سال زندان محکوم شده بود، او در شرایطی دوران محکومیت زندان را به پایان  رساند که از بیماری تیروئید رنج می برد و او در دوران بازداشت تحت هیچ گونه معالجه ای قرارنگرفت و ازهیچ گونه امکانی برای مرخصی  درمانی برخوردار نشد! بی شک عدم رسیدگی و عدم معالجه او در زندان، شکنجه های جسمی و روانی، فشارها و استرس های وارده توسط حامیان نظام سرمایه داری، بازجویان و شکنجه گران جمهوری جهل و سرمایه اسلامی ایران عامل بسیار مهمی در مرگ نا به هنگام  این رفیق مبارزه بوده است.

با ابراز تنفر و انزجارعمیق و بی پایان خود نسبت به نظام جهل و سرمایه اسلامی ایران که عامل مرگ محمد جراحی بوده باید یادآور شوم که حافظان سرمایه داری در ایران با نقشه هائی از پیش تعیین شده و با تمام امکانات موجود (حتی دادن داروهای مرگبار در دوران بازداشت به زندانیان!) در تلاش بوده و هستند که کارگران و فعالین کارگری که در امر مبارزه تلاشگر هستند را به شیوه های گوناگون به قتل برسانند! این نقشه شوم امروز در مورد رضا شهابی دارد صورت می گیرد! نباید اجازه داد با ادامه بازداشت رضا شهابی شاهد فاجعه ای دیگر برای جنبش کارگری ایران باشیم!

در اینجا به رسم کارگران در مقابل تلاش ها، فداکاری ها، جسارت و از خود گذشتگی های محمد جراحی در امر پیشبرد مبارزه طبقاتی کارگران سر تعظیم فرود آورده و فقدان و از دست دادن این رفیق عزیز را به خانواده او و جنبش کارگری ایران تسلیت می گویم، همچنین  از یاد نخواهیم برد که سنت جنبش کارگری به ما آموخته است که سازماندهی و باز هم سازماندهی آن راهی است که می تواند ما را به سر منزل مقصود برساند، یاد محمد جراحی و تمامی جانباختگان راه رهائی طبقه کارگر از استثمار نظام سرمایه داری گرامی باد.

درگذشت محمد جراحی، فعال کارگری و زندانی سیاسی / حسن رحمان پناه

بنا به گزارشات منتشر شده صبح امروز پنجشنبه سیزدهم مهرماه ١٣٩٦ محمد جراحی کارگر سوسیالیست و عضو کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری و فعال سیاسی که به دلیل وضعیت وخیم جسمی به تهران انتقال یافته بود در بیمارستان شهدای تجریش درگذشت. این فعال کارگری به بیماری سرطان تیروئید مبتلا بود و با مشکلات جسمی دیگری نیز دست و پنجه نرم می کرد. کارگر مبارز محمد جراحی سه دهه فداکارانه و صادقانه در صفوف جنبش کارگری برای تحقق آرمان های والای سوسیالیستی مبارزه کرد، ایشان در بدترین شرایط مالی و با جسمی بیمار اما مقاوم و خستگی ناپذیر زندگی خود را فدای آزادی و رهائی طبقه کارگر از ستم نظام ظالمانه و ضد انسانی سرمایه داری نمود، محمد جراحی در بدترین شرایط زندان تبریز تمامی پنج سال حبس را بدون مرخصی سپری کرد! این فعال کارگری و زندانی سیاسی طی مدت پنج سال حبس زیر شدیدترین اذیت و آزار و شکنجه های جسمی و روحی  قرار گرفت اما در برابر جانیان اسلامی هرگز سر تعظیم فرود نیاورد، زندان و فشارهای جسمی و روحی، بی توجهی مقامات رژیم نسبت به بیماریش و اجازه ندادن به معالجه پزشکی در خارج از زندان منجر به مشکلات جسمی عدیده و تسریع مرگش گردید، محمد جراحی از یاران نزدیک فعال کارگری رزمنده و جانباخته شاهرخ زمانی بود که در زندان توسط قاتلان اسلامی شرایط مرگش فراهم و به دلیل سکته قلبی جان باخت، با مرگ محمد جراحی جنبش کارگری ایران یکی دیگر از یاران و فعالین راستین و رزمنده خود را از دست داد، ضمن گرامیداشت یاد فداکاری و از خود گذشتگی فراموش نشدنی محمد جراحی با تنی رنجور و مریض در زندان ها مرگ نا به هنگامش را به خانواده، دوستان، بستگان و همرزمانش در کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری و کل جنبش طبقاتی و سوسیالیستی تسلیت گفته و خود را در غم و اندوه آنان شریک می دانم.

محمد جراحی را از جنبش کارگری ایران گرفتند / جوانمیر مرادی

محمد جراحی عضو کمیته پیگیری، مدافع جسور، خستگی ناپذیر و مبارز راه آرمان های طبقه کارگر بعد از تحمل پنج سال بدترین و غیر انسانی ترین شرایط زندان همراه با شکنجه های جسمی و روحی که منتج به سرطان شد در حالی که حدود یک سال بود که از زندان و از توهین و تحقیر زندانبان و شکنجه گر رهائی یافته بود امروز درگذشت، مرگ محمد جراحی یک باره رقم نخورده بود، روند مرگ او سال ها پیش در دوران بازداشت، شکنجه و زندان شکل گرفت و با محروم شدنش از معالجه و حتی داروهائی که خانواده اش با هزینه شخصی تهیه می کردند بیماری او به مرحله بحران و لاعلاجی رسید که امروز بعد از سال ها تحمل درد زندگی را بدرود گفت، بدون شک مرگ محمد جراحی برای جنبش کارگری واقعه ای دردناک و خسارت جبران ناپذیری است اما راه و آرمان او همچنان که هم اکنون هر روزه در اعتصابات و اعتراضات توفنده کارگران و معلمان شاهد هستیم پر رهرو است و یاد و خاطره او مانند مبارزانی همچون شاهرخ زمانی و کوروش بخشنده همراه لحظه به لحظه مبارزات جنبش کارگری ایران خواهد بود، ما با از دست دادن هر همرزمی باری گران بر دوش احساس می کنیم اما مطمئنا بار غم از دست دادن آنان را با همبستگی و اتحاد قدرتمندتر خود برای رسیدن به آرزوهایشان بر خود هموار خواهیم کرد.

محمد جراحی ما را تنها گذاشت (پيام جمعى)

کارگران، مردم آزادیخواه، محمد جراحی یکی از فعالان کارگری که مدت پنج سال به اتهام دفاع از طبقه کارگر در زندان بود و در زندان دچار انواع مریضی شده بود متأسفانه امروز پنجشنبه مورخ سیزدهم مهرماه ۱۳۹۶ بعد از پنج ماه دست و پنجه نرم کردن با مریضی سرطان در بیمارستان شهدای تجریش در تهران جان باخت، ما ضمن تسلیت به جنبش کارگری ایران، جهان، دوستان و خانواده محمد جراحی خود را در غم و اندوه آن عزیز مبارزشریک می دانیم، یادش گرامی، از طرف عثمان اسماعیلی، سامان بخشنده، کاوه حکیمی، سیدعلی حسینی، مروارید شریف پور، عزت نصری، نجیبه صالح زاده، یدالله صمدی و محمود صالحی

پیام تسلیت سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه به کارگران و خانواده گرامی محمد جراحی

با کمال تأسف امروز مطلع شدیم که فعال کارگری، عضو کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری قلبش برای همیشه از تپش باز ایستاد، محمد جراحی یکی از مبارزان راه رهائی طبقه کارگر بود که به خاطر مبارزات کارگری به پنج سال حبس محکوم شده بود، او در شرایط بسیار سخت و با داشتن  بیماری دوران زندان را بدون مرخصی به پایان رساند، عدم رسیدگی پزشکی در دوران محکومیت می تواند یکی از عامل های مرگ نا به هنگام  محمد جراحی باشد، ما کارگران هفت تپه و اعضای هیأت مدیره سندیکای   کارگران نیشکر هفت تپه این ضایعه را به خانواده جراحی و تمامی کارگران ایران تسلیت گفته و خود را شریک غم آنان می دانیم، یادش گرامی باد، در اینجا جا دارد نگرانی خود را نسبت به ادامه بازداشت رضا شهابی کارگر شرکت واحد تهران و حومه و عضوهیأت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اعلام داریم، وضعیت جسمانی رضا شهابی با توجه به گفته همسر او ربابه رضائی بسیار وخیم اعلام شده  است و جا دارد فوری و بی قید و شرط رضا شهابی آزاد و تحت درمان قرار گیرد، در آخر درگذشت محمد جراحی را به خانواده محترم و تمامی کارگران تسلیت می گوئیم، به امید اتحاد و همبستگی تمامی کارگران جهان.

اطلاعیه اتحاد بین المللی حمایت از کارگران ایران به مناسبت درگذشت محمد جراحی

شنیدن خبر ناگوار درگذشت محمد جراحی دلمان را به درد آورده است، همه می دانیم که چه رنج هائی این رفیق گرامی در راه مبارزه برای آزادی طبقه کارگر با دلیری تحمل کرد، محمد جراحی از مبارزین جنبش کارگری ایران و از اعضای کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری بود که در خرداد سال۱۳۹۰ به همراه زنده یاد شاهرخ زمانی و تعدادی از فعالین دانشجوئی دستگیر شد و به خاطر فعالیت های کارگری به پنج سال زندان محکوم گردید، محمد جراحی که پنج سال حکم خود را در زندان تبریز گذراند در زندان به سرطان بدخیم تیروئید دچار شد، در ابتدا بخشی از غده تیروئید محمد جراحی به دلیل سرطانی بودن طی عمل جراحی در بیمارستانی در تبریز برداشته شد، بنا به نتایج قطعی آزمایش ها و طبق تشخیص کمیسیون پزشکی ضروری بود که محمد جراحی هر چه زودتر در بیمارستانی در خارج از زندان بستری و تحت درمان قرار گیرد و آزاد گردد اما به رغم تشخیص پزشکان معالج و پیگیری خانواده محمد جراحی مقامات زندان و مراجع قضائی جمهوری اسلامی اجازه بستری شدن و درمان او در خارج از زندان را صادر نکردند!

عدم صدور مرخصی درمانی برای محمد جراحی و آزاد نکردن او جان وی را به خطر انداخت و امکان علاج و بهبودی در زمان مناسب را از او کاملا سلب کرد، روشن است که جدا از علت  درگذشت محمد جراحی در سیزدهم مهر ۱۳۹۶ در بیمارستان تجریش رژیم ضد کارگر جمهوری اسلامی ایران مسئول مستقیم ایجاد شرایطی است که محمد جراحی را به کام مرگ کشانید، مقایسه تصویر جراحی پیش از زندان و پس از آن خود گواهی است از صدمات شدیدی که به این رفیق در مدت حبس وارد شده بود، نباید اجازه داد جان هیچ یک از فعالین کارگری ایران بار دیگر در زندان ها و کشتارگاه های جمهوری اسلامی به خطر بیفتد، باید با تمام توانمان برای آزادی فوری کلیه فعالین کارگری زندانی و زندانیان سیاسی بیش از پیش تلاش کنیم.

اتحاد بین المللی درگذشت غم انگیز زنده یاد محمد جراحی را به خانواده و یاران ایشان و به طبقه کارگر ایران صمیمانه تسلیت می گوید، ما خود را در این ایام سخت در کنار این عزیزان می دانیم و تندرستی و آرامش خاطرشان را آرزو داریم، طبقه جهانی ما به داشتن مبارزی استوار و ثابت قدم چون محمد جراحی افتخار می کند، نام محمد جراحی در تاریخ مبارزات کارگران ایران برای محو سرمایه داری و برقراری آزادی و برابری و سوسیالیسم با حروفی درشت و درخشان ثبت شده است، درود بر محمد جراحی

قلب محمد جراحی فعال کارگری از تپش ایستاد! / کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری

در کمال اندوه خبر یافتیم که قلب پرتپش محمد جراحی فعال کارگری و عضو کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری و همرزم زنده یاد شاهرخ زمانی صبح روز پنجشنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۶ در بیمارستان تجریش از تپش ایستاد! محمد جراحی سه دهه از زندگیش را در راه مبارزه با ستم سرمایه و اعتلای جنبش کارگری گذراند و در این راه بارها دستگیر و زندانی شد که ٱخرین بار به مدت پنج سال بدون حتی یک روز مرخصی در زندان بود و همان جا بود که به علت عدم رسیدگی درمانی به بیماری مبتلا شد و پس از آزادی از زندان نیز درمانش به جائی نرسید و امروز در بیمارستان درگذشت، محمد جراحی نمونه ای از صدها فعال کارگری بود که در راه مبارزه برای بهبود شرایط زندگی طبقه کارگر جان باخت، بی شک قوه قضائیه و سازمان امور زندان ها در این مرگ دخلیند و باید پاسخگو باشند چرا که سرطان را همین ها به جان او انداخته بودند! طبقه کارگران ایران کنشگری مقاوم و دلسوز را و کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری یار و همرزمی باورمند را از دست داده اند، ما این ضایعه اسفناک را به خانواده بزرگ جراحی و به کارگران و زحمتکشان ایران تسلیت می گوئیم، بدیهی است که یاد محمد جراحی همواره با کارگران خواهد بود و عزم همرزمانش را برای رسیدن به جامعه ای عاری از ستم و برخوردار از رفاه و شایسته زیستن بیشتر خواهد کرد، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

محمد جراحی درگذشت! / کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

صبح امروز سیزدهم مهرماه محمد جراحی کارگر مبارز و عضو کمیته پیگیری بعد از تحمل سال ها رنج زندان و بیماری چشم از جهان فروبست، محمد جراحی که به دلیل فعالیت های کارگری از خردادماه سال ۱۳۹۰ دستگیر و به پنج سال حبس محکوم شده بود در طی مدت اسارت به بیماری تیروئید دچارشد، بیماری ئی که در صورت عدم درمان می تواند تبدیل به سرطان تیروئید شود و در مورد محمد نیز چنین شد، در تمام مدت پنج سال زندان با وجود ابتلا به چنین بیماری مهلکی به وی اجازه مرخصی و درمان ندادند و یک بار هم که به دلیل وخامت حالش با دستبند و پابند از زندان به بیمارستان منتقل شده بود آن چنان مورد اذیت و آزار و توهین مأمورین همراه قرار گرفت که دیگر راضی به مراجعه به بیمارستان نشد! این چنین بود که شمع وجود نازنین محمد جراحی ذره ذره آب شد و سرانجام خاموشی گرفت تا بار دیگر شاهد عمق کینه و عداوت سرمایه و ایادی آن به کارگران و فعالین صدیق جنبش کارگری باشیم!

همچنان که دو سال قبل شاهرخ زمانی دیگر کارگر صدیق و خستگی ناپذیر جنبش کارگری نیز که در تمام مدت پنج ساله حبسش از مرخصی محروم بود در زندان به شکل مشکوکی جان خود را از دست داد، هم اکنون نیز رضا شهابی کارگر زندانی به دلیل اعتصاب غذای پنجاه روزه اش در اعتراض به محکومیت غیر قانونی نهصد و شصت و هشت روزه خود با وجود وضعیت وخیم جسمی در شرایط بد زندان به سر می برد، این در حالی است که علیرغم توصیه پزشکان معالج برای ادامه معالجه رضا هنوز او به بیمارستان منتقل نشده و چه بسا بار دیگر شاهد فاجعه ای از این دست باشیم! کارگران، مردم آزاده و وجدان های آگاه و بیدار ایران وجهان، روزی نیست که شاهد بگیر و ببند و زندانی شدن کارگران و معلمان آگاه، فعالین کارگری و اجتماعی نباشیم، این واقعیتی است که این قبیل زندانیان تنها آزادی خود را از دست نمی دهند بلکه به دلیل شرایط بسیار سخت و نامطلوب زندان به سلامتی جسمی و روانی زندانیان نیز آسیب وارد می شود، زندان های ایران امروز در واقع به قتلگاه کارگران آگاه و مبارز و فعالان کارگری و اجتماعی تبدیل شده است، بی جهت نیست که محمد جراحی در نامه ای از زندان شرایط غیر انسانی حاکم بر آن را این گونه توصیف می کند:

"..... من محمد جراحی، كارگر زندانی و عضو كمیته پیگیری ایجاد تشكل های كارگری هستم، من بیش از دو سال است در زندان تبریز به سر می برم، در زندان دچار بیماری غده خوش خیم تیروئید شدم، هنگام مراجعه به بیمارستان با دستبند و زنجیر به پا چنان از توهین و بدرفتاری زندانبان و مأموران همراه اذیت و آزار شدم كه دیگر راضی به مراجعه به بیمارستان نیستم! هم اكنون به اطلاع می رسانم كه مرا به دلایل واهی به شش سال زندان محكوم كردند، من یک كارگرم و كلیه فعالیت هایم در جهت تشكیل سندیكا و دیگر تشكل های كارگری بوده است، ایجاد تشکل‌های کارگری و سندیکا طبق مقاوله ‌نامه سازمان جهانی کار آزاد است، دولت جمهوری اسلامی ایران هم عضو این سازمان جهانی است و متعهد به انجام این مقاوله نامه ها است، ایجاد سندیکا و دیگرتشکل های واقعی از ابتدائی ترین حقوق ما کارگران است، من یک کارگرم و تا ایجاد تشکل ها و سندیکا فعالیت خواهم کرد! ....."

محمد جراحی با افتخار خود را یک کارگر می خواند، کارگری که دغدغه تشکل یابی هم طبقه ای هایش را داشت، به راستی که او کارگری آگاه و مبارز بود، کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری فقدان این عزیز را به خانواده و دوستان و همراهان وی تسلیت می گوید و بر ادامه راه این کارگر صدیق و پیگیر جنبش کارگری یعنی تلاش برای ایجاد تشکل های کارگری تأکید می نماید، یادش گرامی.

 

بخش: 
انتشار از: 

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری