زندان تبریز جهنم واقعی در حکومت اسلامی!

نمونه زندان تبریز را فقط در زندان های قرون وسطی که در فیلم های تاریخی دیده ایم می توان تجسم کرد اما با این که زندان تبریز برای زندانیان یک زندان قرون وسطائی است در همین حال اینجا برای زندانیان سیاسی زندان در زندان است!

 

 

★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★

 زندان تبریز جهنم واقعی در حکومت اسلامی!    

 زندان تبریز از قدیمیترین زندان های ایران است که حداکثر ظرفیت آن ۲۰۰۰ زندانی می باشد ولی اکنون بیش از ۶۰۰۰ زندانی در آن محبوس هستند یعنی سه برابر ظرفیت! این دقیقا نمونه آن آماری است که رئیس زندان ها چند سال قبل اعلام کرد: زندان های ما ظرفیت ۸۰ هزار زندانی را دارد در حالی که بیش از ۲۴۰ هزار زندانی داریم! در حالی که معمولا آمار مسئولین همیشه کمتر از واقعیت می باشد! در تمامی بند های زندان تبریز علاوه بر تخت های دور تا دور اطاق ها و سالن ها، کف خواب در داخل اطاق ها و در مواقعی که اعتراضات و تظاهرات در بیرون جریان دارد کف خوابی در سالن ها نیز امری عادی و مرسوم شده است! کمبود پتو که در مواقع دستگیری های گسترده یعنی درست زمانی که کوچه ها و خیابان ها پذیرای اعتراضات هستند برای هر نفر یک پتو می رسد و این موضوع از نظر مسئولین نه تنها مهم نیست بلکه امری عادی محسوب می گردد! و بی شرمانه با تمسخر اعلام می کنند آن هم از سر شما زیاد است! این دیگر از برکات تربیت و اخلاق اسلامی است!

 در این زندان بهداشت وجود واقعی ندارد. در عوض وجود سوسک، شپش، موش و ..... کاملا عادی شده و به وفور یافت می شوند. وضعیت سرویس های بهداشتی افتضاح است که حال هر کسی را به محض ورود به هم می زند و برخی از زندانیان تازه وارد چند روز اول را با حالت شدید تهوع سر می کنند. جای شستن ظروف، لباس، محل توالت و حمام همگی در یک فضای به شدت کثیف و بسیار کوچک و متروک می باشد. نمونه این وضعیت را فقط در زندان های قرون وسطی که در فیلم های تاریخی دیده ایم می توان تجسم کرد! تقریبا ظرف مایع دستشوئی همیشه خالی است. ممکن است در هفته یک روز در آن مایع دستشوئی دید. زندانیان موقع خروج از توالت دست های خود را با آب خالی، آن هم آبی که هرگز تصفیه نشده در واقع آب مضاعف می شویند! از همین آب برای حمام، شستن ظروف و آشامیدن استفاده می کنند! همه نوع امراض به وفور یافت می شود. حتی بیماری های جدید هم ظهور می یابند. از طریق زندانیان آزاد شده یا به مرخصی رفته، این امراض به خانواده ها و سپس به کل جامعه هم تسری پیدا می کنند!

 چیزی به نام درمان، درمانگاه و بهداری واقعا وجود خارجی ندارد! به طوری که در خردادماه سال جاری سه نفر در بندهای ۹ و مالی به علت عدم رسیدگی جان باختند. فردی که در بند مالی این گونه به قتل رسید تا صبح از درد به خود می پیچید و ضجه می زد و هر چه دیگر زندانیان مسئولین را صدا کردند کسی جواب به درد بخور نداد تا این که آن فرد نزدیکی های صبح مرد! در بند ۱۲ یک نفر بر اثر کشیدن دندان خود قبل از ظهر در مثلا درمانگاه زندان دچار خونریزی شدید شده بود. آمپول انعقاد خون وجود نداشت و مسئولین هم برای تهیه آن هیچ زحمتی به خود ندادند تا این که با فریادهای زندانی که بر اثر خونریزی هر لحظه ضعیفتر می شد و با اعتراضات دیگر زندانیان به حمایت از او و تلاش بسیار زیاد خانواده اش بالاخره ساعت سه نیمه شب مسئولین اجازه دادند آمپولی که خانواده اش تهیه کرده بودند به دست زندانی برسد و در آخرین لحظات از مرگ نجات یابد!

 اغلب سرما خوردگی های معمولی به دلیل عدم رسیدگی و آلودگی شدید محیط به شدت مزمن و اپیدمی شده و باعث بستری شدن بسیاری در اطاق های زندان می گردند که البته هر روز بر ضعف و بیماری آنها افزوده می شود به طوری که دائما در هر اطاقی حداقل ۴ نفر سرما خورده درازکش هستند! در این زندان برای ۶۰۰۰ زندانی فقط ۲ پزشک عمومی وجود دارند که آنها نیز اغلب مواقع حضور ندارند! طبق شمارش زندانیان هر ماه حداقل یک زندانی بر اثر بیماری ساده و پیش پا افتاده کشته می شود.

 غذائی که به زندانی ها داده می شود به قدری بی خاصیت، بدبو و آلوده است که اغلب زندانیان به علت کمبود همین غذا مجبور به خرید از فروشگاه با چندین برابر قیمت واقعی هستند. آنهائی که قدرت خرید ندارند (۷۰ درصد از زندانیان) مجبور می شوند با کار برای نظافت عمومی و حتی شستن لباس و ظروف افراد پولدار مخارج خود را تاحدودی جبران کنند و چون کار شستشو نسبت به تعداد افراد بی پول بسیار کم است بسیاری مجبورند از طریق اعمال دیگر مانند خرید و فروش قرص های اعصاب و روانگردان، مواد مخدر و حتی تن فروشی نیازهای اولیه خود را به دست آورند!

 خرید و فروش و مصرف مواد مخدر کاملا علنی و مرسوم است. مثلا هر کام شیشه ۱۰۰۰ تومان و دو کام ۱۸۰۰ تومان است یعنی به قیمت یک کارت تلفن! با توجه به این که پول نقد به طور رسمی در زندان یافت نمی شود معامله ها کالا به کالا است! مثلا دو کام شیشه می گیری در عوض یک کارت تلفن که با کارت حساب بانکی از فروشگاه زندان خریده ای می دهی! کسی که کارت تلفن را دریافت کرده است به کس دیگری می دهد و از طریق کارت حساب بانکی گیرنده کارت تلفن، یک کیلو میوه یا دو بسته سیگار می گیرند و همه کالاها را به این صورت خرید و فروش می کنند که البته سیگار کالای واسطه درجه اول است! در هر وعده غذای خورشتی که به زندانی می دهند به اندازه ده گرم گوشت وجود ندارد. چیزی به نام دسر معنی ندارد. زندانی هائی که توان مالی دارند اقدام به خرید مواد غذائی و میوه البته با چندین برابر گرانتر از قیمت اصلی می کنند!

 تمامی زندانیان با جرائم مختلف از جمله مالی، مخدر، دیه، قتل، لواط، زنا و سیاسی یک جا نگهداری می شوند! به طوری که افراد عادی در کنار مجرمین خطرناک همیشه در معرض انواع تعرض های علنی، تجاوز جنسی، آلودگی به مواد مخدر و ..... قرار دارند. توسط شاهدان عینی بیان می شود که از اول سال ۱۳۹۰ تا کنون در بند ۱۲ محکومین چهار نفر جوان که به ۳ تا ۶ ماه زندان محکوم شده بودند معتاد شده اند و سپس مورد لواط و بردگی جنسی قرار داده شده اند. این هم از برکات اسلام ناب محمدی است! طبق تحقیقات غیر رسمی در میان زندانیان بین ۶۰ تا ۷۰ در صد افراد سالم مخصوصا جوانان وقتی از زندان آزاد می شوند معتاد هستند!  

 برخورد مأمورین و مسئولین زندان با زندانیان به شدت تحقیرآمیز و سرکوبگرانه است، هر گونه اعتراض و حتی درخواست ها را به شدت سرکوب می کنند و زندانی را در بدترین شرایط ممکن قرار می دهند (انتقال به انفرادی، لغو مرخصی، تلفن، ملاقات و تمامی حقوق زندانی را به مدت طولانی حتی چندین ماه قطع می کنند) اکثریت قریب به اتفاق مأمورین و زندانبان ها از نادانترین و پست ترین افراد جامعه دست چین شده اند و به علت مشکلات روانی و عصبی و دیدگاه های ایدئولوژی عقب مانده مذهبی دچار رفتارهای هیستریک و پرخاشجو هستند که با کوچکترین بهانه زندانیان را مورد ضرب و شتم و آزار قرار می دهند. ضمن این که زندان تبریز برای زندانیان یک زندان قرون وسطائی است در همین حال اینجا برای زندانیان سیاسی زندان در زندان است!

 ده ها زندانی سیاسی از فعالین ملی، کارگری و دانشجو گرفته تا افراد مستقل مانند وکیل، روزنامه نگار و ..... در این زندان تحت بدترین شرایط و پراکنده در بندهای مختلف نگهداری می شوند. کوچکترین تماس و حرکت های آنها تحت نظر مأمورین قرار دارد و شدیدا زیر فشار روحی و روانی به سر می برند. زندانیان سیاسی را به عمد در میان خطرناکترین مجرمین و قاتلین، روان پریش ها و معتادها و ..... قرار داده اند از این طریق ضمن تحت فشار و شکنجه روحی و روانی قرار دادن آنها با پراکنده نگهداشتنشان از اقدامات و زندگی و برنامه های مشترک آنها جلو گیری می کنند. از جمله محمد جراحی از فعالین کارگری را در بند ۹ که بند مجرمین خطر ناک است نگهداری می کنند به همین ترتیب محبوب بوداغی، شاهرخ زمانی و نیهات تونجر را در بند ۱۲ محکومین که حداقل ۵۸ نفر مجرم قتل وجود دارد نگهداری می کنند. ۱۵ نفر از مبارزین ملی در بند خطر ناک سه گانه مزدوران حکومتی با فشارهای مضاعف محبوس هستند. در داخل زندان برای سیاسیون زندان در زندان درست کرده اند.

 دو مبارز سیاسی ترکیه ای که سال های زیادی در بند مالی باهم بودند به نام های جمهور و نیهات تونجر را از هم جدا کردند، نیهات را به بند ۱۲ محکومین و جمهور را به بند ۹ دادند. در بند ۱۲ مزدور جانی به نام جواد آل جواد به نیهات تونجر شدیدا تذکر داده است که در صورت ارتباط با شاهرخ زمانی به بند بدتری مثلا بند ۹ منتقل خواهد شد. جواد آل جواد یک جانی، عقده ای، بد دهن و خشن و به معنای واقعی کلمه لمپن است، زندانیان به شدت از او متنفرند. آل جواد به حد جنون ضد بشر و ضد انسانیت است که با دیدن یا شنیدن مبارز سیاسی جنونش به اوج می رسد. علیرغم تلاش و ایجاد ترس و وحشت توسط این مزدور، زندانیان معمولی ارتباط بسیار خوبی با زندانیان سیاسی داشته و با احترام خاصی با آنها مراوده دارند. به خصوص نیهات تونجر در بند مالی و همه بندهائی که او را می شناسند مورد ستایش زندانیان است، به خصوص زندانیان قدیمی او را بسیار دوست دارند. با این حال زندانیان سیاسی از کوچکترین حقوق اولیه خود مانند بند مستقل، کتابخانه، روزنامه، گفتگوی دسته جمعی و ..... محروم هستند!

 تشدید نارضایتی عمومی زندانیان  

 با توجه به لغو ملاقات های حضوری زندانیان به علت عدم شرکت در کلاس قرآن و همچنین لغو مرخصی ۱۵ روزه عید فطر و سرگردانی خانواده های آنان و ..... جو و فضای زندان به شدت ملتهب است و مسئولین نسبت به این موضوع آگاهی دارند و بسیار نگران هستند و با توجه به شور و هیجانی که اعتراضات خیابانی در شهرها ایجاد کرده است هر لحظه امکان شورش وجود دارد. به خصوص با توجه به شورش در سال های ۸۵ - ۷۸ که امروزها بیان خاطرات مستقیم یا شنیده شده از دیگران به نقل مجالس در میان زندانیان تبدیل شده است که نشان از یک روحیه قوی اعتراضی دارد. همچنین لازم به ذکر است که در چند روز گذشته در بندهای مختلف درگیری های پراکنده با بهانه های مختلف ریز و درشت بین زندانیان و مسئولین بوجود امده است که یکی از آن درگیری ها در بند سه گانه منجر به شکسته شدن شیشه های پنجره سالن بند فوق گردید.

 ★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★

 

  لازم به بیان چند نکته در رابطه با کل زندان های جمهوری اسلامی است:

۱-  سال ها است که پول نقد در نزد زندانیان ممنوع است بلکه هر زندانی یک حساب بانکی دارد که از طریق کارت دیجیتالی پول به حساب او می ریزند و او برای خرید از فروشگاه زندان از آن کارت استفاده می کند. این کارت متعلق به یکی از بانک هائی است که خود آن بانک ها متعلق به نیروی انتظامی یا سپاه و یا وزارت اطلاعات می باشد و با نگهداری پول زندانیان سرمایه بزرگی کسب می کنند که سود بسیاری دارد! مثلا فرض بگیرید هر زندانی روی هم رفته ۱۰۰ هزار تومان در حسابش باشد. با توجه به ۲۴۰هزار زندانی بیست و چهار میلیارد تومان سرمایه به صورت اجباری در اختیار این نظامیان قرار می گیرد! حال سهامداران این بانک ها همان فرماندهان سپاه، نیروی انتظامی، بسیج، وزارت اطلاعات و ..... هستند که از این سرمایه سود می برند!

۲-  فروشگاه های زندان ها متعلق به شرکتی است که صاحبانش از همان فرماندهان به صورت غیر مستقیم می باشند! بنا بر این از این طریق نیز سود هنگفتی به جیب می زنند. مثلا غذا را نامطلوب می کنند تا زندانیان مجبور به خرید از فروشگاه شوند! در همین حال از بیرون برای زندانی هیچ چیزی نمی گذارند بیاورند یعنی زندانیان مجبورند هر چیزی که لازم دارند مانند لباس، خوراک و ..... از فروشگاه خریداری کنند و البته به قیمت بسیار گران!

۳-  در رابطه با نظافت زندان ها، تهیه غذا برای زندانیان، ضد عفونی کردن زندان و دیگر خدماتی که باید به زندانی برسانند همگی به شرکت های پیمانکاری سپرده می شوند که تمامی شرکت های پیمانکاری به صورت غیر مستقیم متعلق به همان فرماندهان است که از این طریق نیز با هر چه بیشتر کم کردن خدمات و غذا و غیره هر چه بیشتر سود می برند و بین خود تقسیم می کنند!

۴-  مورد بعدی وجود مواد مخدر در زندان ها است که هیچ شکی وجود ندارد که مسئولین و مأمورین در وارد کردن آن مواد به زندان ها دست دارند و سود بالائی به جیب می زنند!

۵-  درتقسمات جدید زندان ها هر بند یک وکیل بند دارد و همچنین هر سالن و هر اطاقی مسئولی دارد و غیره که همگی از میان زندانیان می باشند. آنها به دستور و خواست مسئولین زندان ها هزینه های تعمیر و بازسازی و نگهداری زندان ها را از خود زندانیان می گیرند! مثلا برای نظافت کردن از هر زندانی هفته ای ۳ الی ۵ هزارتومان به صورت کالائی می گیرند و آن کالا توسط مأمورین به پول تبدیل می شود و زندانیانی که توان پرداخت سهمیه هفتگی را ندارند باید خودشان کار کنند که کارها عبارتند از نظافت و شستشوی عمومی و خصوصی زندانیان پولدار، از این طریق نیز سودی به فرماندهان و سهامداران شرکت های پیمانکاری می رسد چون وظیفه آنها را خود زندانیان انجام می دهند ولی پول آن را شرکت پیمانکار دریافت می کند! در همین حال زندانیان تعمیر و نگهداری تأسیسات و ساختمان زندان را انجام می دهند و مواد مصرفی لازم را می خرند اما مسئولین زندان ها صورتحساب تهیه کرده پولش را به جیب خود می ریزند!

 با توجه به پنج بند بالا که سود سرشاری می برند فرماندهان و نهادهای مرتبط بدشان نمی آید که زندانی هر چه بیشتر باشد و هر زندانی هر چه بیشتر در زندان بماند! آنها اکنون ضمن این که وظیفه دینی و حکومتی خود را در جنایت علیه زندانیان پیش می برند در همین حال منافع مالی بسیاری نیز به جیب می زنند که باعث می گردد هر چه بیشتر جانی و جنایتکارتر شوند!

 ★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★

 

 تبریزی: گزارش های رسیده از زندان تبریز نشان می دهند که زندان تبریز هم اکنون از آن چه که در این نوشتار آمده است نیز بدتر شده است! همچنین برخی از زندانیانی که در این نوشتار از آنها یاد شده است اکنون به جاهای دیگر رفته اند.

منبع: 
http://pishgaam13.wordpress.com/2011/09/11/zendan-tabriz
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بنده نيز 2 سال پيش در زندان تبريز به جرم فعاليتهاي سياسي محبوس بودم و تصديق مي كنم كه آن دو نفر از كوردهاي تروريست تركيه مي باشند چون از زبان خودشان متوجه عقايد و فعاليتهايشان شده ام.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این گزارش مربوط به شهریور دو سال پیش است . و آن دو نفر زندانی سیاسی ترکیه ای در واقع دو نفر تروریست وابسته به حزب کارگران کردستان هستند. بقیه موارد هم در کلیت درست هستند. فقط شرایط بدتر شده است .

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری