از دموکراسی نترسید، ایران با اتحاد داوطلبانه حفظ میشود

از دموکراسی نترسید، ایران با اتحاد داوطلبانه حفظ میشود. اگر با اتحاد داوطلبانه حفظ نشود همان بهتر که نشود. با دیکتاتوری نمیتوان مردمان مختلف را به زندان کرد. اگر یک قرن دیگر هم برای اینان زندان درست کنیم سرانجام این زندان ویران خواهد شد و هر یک به راه خود خواهند رفت.
تنها چیزی که میتواند همزیستی و همبستگی و ایران را حفظ کند همین « اتحاد داوطلبانه» است.
 
بعضی ها برای« ایجاد اتحاد نیرو ها»، شرط « حفظ ایران»، یعنی عدم جدایی، را گام نخست همبستگی مطرح میکنند، و عمل خود را نیز دموکراتیک میشمارند. و حتی خود را نیرویی دموکرات به حساب میاورند.
کسانی نیز هستند که چون مخالف جدایی هستند خود را دموکرات نمیدانند و روشن میگویند. 
به درستی باید گفت حق با اینان است و شرط حفظ ایران ربطی به دموکراسی ندارد و آنها بدون ریا و تزویر خود را دموکرات نمیدانند. 
اینجا لازم است روی هر دو نظر کمی مکث کنیم. 
 
اینکه نظری از ترس تجزیه ایران دیکتاتورمابانه به تحمیل شرط و شروط خود به دیگران روی آورده و بر دیکتاتوری خود نیز تأکید میکند باعث تأسف است. نشانه ی آن است که هنوز که هنوز است نتوانسته خود را  از فرهنگ کلنگی دیکتاتوری رها سازد. ولی با اینهمه در آرزوی بهزیستی ست.
در واقع این آرزو نقشی برآب است و زندگی اجتماعی بهتر با تحمیل چنین شروطی به دیگری و دیگران ممکن نیست. اگر ممکن بود مردم در جوامع دیکتاتوری از زندگانی خود راضی بودند که می بینیم چنین نیست. راه حل برای مشکل این دوستان ترک اصول دیکتاتوری ست. و پیش شرط حفظ ایران چنین شرطی ست، که ضروتاً باید به دور انداخته شود. اما آلترناتیو آن چه میتواند باشد در زیر میاید.
 
برگردیم به نظز دیگر که میگوید دموکرات است و حفظ ایران را پیش شرط میگذارد. نادرستی  این ایده اینجاست که اولا همبستگی را نفی میکند، دوما چیزی را تحمیل میکند، سوما مخالف « آزادی و برابری» یعنی دموکراسی ست. در واقع با پیش شرط خود هم « اتحاد و هم دموکراسی» را نفی میکند. نتیجتا رسیدن به  رهایی ، دموکراسی، همبستگی،  غیر عملی میشود. باید گفت آزروی زندگی بهتر این افراد نیز نقش برآب زدن است. که نه به رهایی و نه اتحاد و زندگی بهتر منجر میشود. لاجرم مثل دیدگاه اول از سلطه حکومت حاکم و اسارت آن قادر نیستند خود را  آزاد کنند و این هم بسیار طبیعی ست.
 
اگر چهار عنصر اساسی دموکراسی  یعنی « داوطلبانگی، برابری، آزادی، خود مدیریتی» را در نظر گیریم هر دو ایده ی یاد شده نافی این عناصراند و تنها « تحمیل و زورگویی و خود سلطه گری» باقی میماند. مهم نیت این دوستان نیست، بل نتیجه ی عمل شان مهم است که « دیکتاتوری ناب» می باشد. اینان هنوز به این تربیت اجتماعی دست نیافته اند که « حق انتخاب» را به دیگری محترم بشمارند و آنوقت دادشان از دیکتاتوری بلند است. در حالیکه « استبداد» را در تارو پود خود نهادینه کرده اند. اینان در زندگی روز مره ی خود طبیعاً نمیتوانند حق انتخاب را از فرزندان خود بگیرند و مجبورند آنرا رعایت کنند ولی در سیاست میخواهند حق انتخاب و داوطلبانگی اکثریت یک جامعه ی حدود 80 میلیونی را نقض و نفی کنند و کبیر آنها شوند و به بهشت « ایران یکپارچه» هدایت کنند. 
وقتی این اندیشه و رفتارها را مشاهده میکنیم می بینیم اینان نیز مشغول بازی « نمایشنامه ی  ضغارت حاکمان» هستند. و خود خبر ندارند.
بدیهی ست که با این افکار مشکل جامعه ایران حل نمیشود. و هیچ نیروی متحدی برای ایجاد دموکراسی و گذر از دیکتاتوری به وجود نمیاید. اگر هم به وجود آید بدون شک  تبدیل به یک نیروی استبدادی میشود.
 
راه حل آلترناتیو چیست؟  رعایت عناصر دموکراسی ست. از جمله «  « داوطلبانگی، برابری، آزادی، خود مدیریتی جامعه» . از دموکراسی نترسید، ایران با اتحاد داوطلبانه حفظ میشود. اگر با اتحاد داوطلبانه حفظ نشود همان بهتر که نشود. با دیکتاتوری نمیتوان مردمان مختلف را به زندان کرد. اگر یک قرن دیگر هم برای اینان زندان درست کنیم سرانجام این زندان ویران خواهد شد و هر یک به راه خود خواهند رفت.
تنها چیزی که میتواند همزیستی و همبستگی و ایران  را حفظ کند همین « اتحاد داوطلبانه» است.
 
فرهنگ نهادینه شده ی ناسیونالیسم خودی را بشکنید، این فرهنگ در مقابل خود ناسیونالیسم های دیگر را ایجاد کرده که به منزله ی دینامیت جامعه میتوانند عمل کنند، در صورتی که به کوره ی ناسیونالیسم خودی بدمید. همه مشکلات جامعه ما تنها از راه دموکراسی قابل کنترول و حل اند. دمیدن به رگه های ناسیونالیسم خودی نمیتواند ایران را حفظ کند. زندگی مشترک تنها با قبول آزادی و داوطلبانگی ممکن است.
اگر میخواهید نیروهای متحدی ایجاد کنید، اگر میخواهید رهایی از حکومت حاکم را فراهم کنید، همزیستی و پیشرفت داشته باشیم ، جز اتحاد داوطلبانه و دموکراسی راه دیگری نیست. مجبوریم این فرهنگ را به جای فرهنگ استبدادی و ناسیونالیسم خودی در جامعه ی سیاسی نهادینه کنیم.
جامعه ی ایران با جوامع دیگر  منطقه خیلی فرق دارد، با تأمین دموکراسی متلاشی نمیشود. چیزی که جامعه ما را میتواند متلاشی کند عدم پذیرش دموکراسی و اتحاد داوطلبانه است. تنها زور گویی و استبداد و دیکتاتوری ست که میتواند آن را متلاشی کند. از این رو تز « اتحاد نیروها با حفظ ایران »، ربطی به دموکراسی ندارد، و ایده ی درستی نیست. و به جای حل مشکل بسیار دشواری آفرین است.
 
ممکن است گفته شود ایده ی « اتحاد داوطلبانه» به منزله ی « جام زهری» ست که به بیمار میدهیم تا بمیرد! گرچه ظاهراً چنین جلوه میکند، ولی در واقعیت امر « جام آب حیات» بیمارماست.
جامعه ی ما به علت نبود دموکراسی مریض است و دارد میمیرد. دموکراسی را فردا لازم ندارد که دیر است، آن  همین امروز ، همین حالا، به آن شدیداً نیازمند است. چرا که امید و اعتمادی به دموکراسی ندارد. 
چون آنرا ندیده، حس و لمس نکرده، و از این رو نیز به سخن جامعه ی سیاسی اعتمادی ندارد. تنها با « مشاهده و تجربه» ی عمل و رفتار و برنامه ی سیاستمداران خود است که میتواند  به وجود و میزان دموکراسی در جامعه ی سیاسی ، پی ببرد و امید و اعتمادی داشته باشد.  برای مردمان بدون امید و اعتماد پیاده شدن دموکراسی در عمل و رفتار و زندگی روزمره ی سیاستمداران، رهگشای اعتماد و همبستگی ست. و این دقیقا همان چیزی ست که جامعه بیمار ما را از تلاشی و ویرانی رهایی می بخشد. جامعه ما به دموکراسی فردا، نیازی ندارد که ممکن است دیگر فردایی برایش موجود نباشد، ولی اکنون چون آب حیات به آن نیازمند است.
و این دموکراسی را در درجه ی اول از کسانی انتظار دارد که خود را عضوی از جامعه ی سیاسی میدانند، و در «عمل و نظر» آنرا نشان میدهنذ. برای حفظ جامعه فردا باید هم اکنون  دموکراسی آن را حفظ و پیاده کرد.  آن هم  دموکراتیزه شدن « عمل و نظر» جامعه سیاسی، و امید و اعتماد آفرینی به آن است. پذیرش ایده ی اتحاد داوطلبانه گام مهمی ست در دموکراتیزه شدن جامعه ی سیاسی ایران. و این برای سعادت جامعه ما به منزله ی جامی پر از  آب حیات است.
 
انتشار از: 

دیدگاه‌ها

تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ادامه
8- روشن است که بنیاد این سه خطا وجود فرهنگ جهان سومی ماست که حاصل سلطه ی استبداد و دیکتاتوری بوده و هست. این خطاها هنوز هم عمل میکنند و مانع رشد فرهنگ سیاسی دموکراتیک اند. اینها مسایلی هستند تفکری و شناختی که جامعه ی سیاسی میتواند با کمی زحمت از آنها عبور کند.
اما متاسفانه نه راست و چپ و نه ملیتی ها توان درک عملی آنها را دارند.

9- حاصل درک عملی آنها و گذر از این خطاها موفقیت در ایجاد « اتحادها و ائتلاف هاست». که می بینیم کارهای مثبتی تحقق نیافته است. و همه گرفتار تفرقه اند.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مسئله عدم درک مقوله ی«رابطه»:
-----
مشکل مهم دیگر ما ( جامعه ی سیاسی ایران)، عدم درک مقوله ی « رابطه» و «رفتار دموکراتیک» با این فنومن است.
«پدیده ی رابطه» را از یک زاویه در مقاله ی « انسان و مناسبات» http://www.iranglobal.info/node/61206
کمی توضیح داده ام ، اینجا ضروری میدانم از زاویه دیگر توجه را به آن جلب کنم.
حداقل انتظار از جامعه ی سیاسی خواهان تغییر این است که مفهوم « رابطه» را در عرصه های مختلف، از زوایای گوناگون با دانش پایه یی علوم بتواند درک کند و رفتار علمی و دموکراتیک با آن داشته باشد. ولی متاسفانه نه تنها حکومت، بل حتی جامعه سیاسی خواهان تغییر هم این مقوله را درک نمیکند تا بتواند برخورد درست با آن انجام دهد.
نه بخشهای چپ و راست جامعه ی سیاسی درک میکند و نه بخش میلیتی ها. حکومت و مردمان تحت سلطه که جای خود دارند.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شعار « جدایی خواهی»:
1- یک ایده، خواست، تلاش و حقی ست. از این زاویه از نظر من حرکتی « آزاد» است.

2- شعار جدایی در پی شکست سازمانهای سیاسی از حکومت ایران، تلاشی بلوک شرق، عدم تحقق خواسته های دو انقلاب مشروطیت و بهمن، و جنبشهای سیاسی 100 ساله، تحت تأثیر او ضاع منطقه از جمله جنگها، به خصوص « استقلال جمهوری آذربایجان و خودمختاری اقلیم»در میان فعالان ملیت ها به عنوان « راه حل خروج از وضعیت بد موجود» مطرح شده است. در سطح جهانی و منطقه گروهی از سیاستمداران هم با این راه حل به خاطر « منافع خود» روی خوش نشان میدهند.

3- «شعار جدایی خواهی»، منطبق با شرایط جامعه ی ما نبود و نیست. زود هنگام یا دقیق تر بدون وجود شرایط عینی و ذهنی انجام آن، احساساتی، از روی بی تجربگی، تحت تأثیر استقلال جمهوری آذربایجان (حد اقل در مورد ما)،توسط گروههای سیاسی طرح شده و میشود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آقای الیار میرایی زبان فارسی انچنان بارز هست که خود فارس پرستان بین خودشان برای اتحاد مشکل دارند.همانطور که شاهد هستید چندین نظریه پرداز متناقض در حال نسخه پیچی برای تغییرات در شکل نگارش و حتی تغییر الفبا و سایر مشخصه های زبانی هستند.اینان خود فهمیده اند اساس فرهنگشان می لنگد و چاره را در بزیر کشیدن دیگران یافته اند.با این حساب زمینه اتحاد با چنین افرادی بصورت ریشه ای موجود نیست زیرا فرهنگی که با ان بزرگ شده اند فرهنگ شاهنامه ای هست که همیشه بر طبل دیگر ستیزی کوبیده.اگر این ادبیات دشمنی و عداوت را از فرهنگشان حذف کنید دیگر چیزی برای افتخار کاذب نخواهند داشت.لازمه اتحاد دو طیف متفاوت قایل شدن و اعتقاد داشتن به حد اقل اصول مشترکی هست که شما قادر نخواهید بود در میان این افراد پیدا کنید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ائلیار، دمکراسی برای فراهم آوردن شرایط زندگی بهتر، آسوده و مطمئن تر همه مردمان یک کشور است. حال اگر کسانی بخواهند بخاطر منافع بیشتر شخصی خود، موجب دردسر بقیه مردم برای تحقق این مهم شوند، بدیهی است که اصول براین خواهد بود که با چنین اشخاصی برخورد شود. نوع برخورد بستگی به راه و روش آنان دارد.
ازنظرمن، ازآنجا که براین باورم درفردای ایران، آزادی و دمکراسی برای تحقق زندگی بهتر، آسوده و مطمئن تر برای همگان برقرار خواهد شد،ازاینرو، باتوجه به نابرابری هایی که از همه جهات بویژه درخصوص توسعه و رشد اقتصادی درمناطق عقب نگه داشته شده وجود دارد، ساز جدایی خواهی بهیچوجه قابل قبول نیست. ضمن اینکه من یکی حتی درصورت اینکه شرایط برابرهم وجود میداشت، باز با جدایی خواهان مشکل داشتم و جزو مخالفین این طیف حتما قرار میگرفتم.
بهرروی پیشنهادمیکنم،
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
گفتیم انجام "کار انتخاب"شامل همه ی عرصه ها میشود.یعنی شامل « منافع» هم میشود. بدین معنی که تکلیف منافع - در همه عرصه ها- را انتخاب آگاهانه و دموکراتیک خود « یک مردم» برای خودش معین میکند؛ نه فرد و گروه و حزب.که با مردم متفاوت اند.در یک رای گیری همگانی طی یک دوره ی تفکر و روشنگری این کار میتواند عملی شود. با آمادگی شرایط.
حالا نلاش نیروهای باز دارنده ی داخلی و بیرونی خارج از عرصه ی « انتخاب و دموکراسی» ست و متضاد با آن، که موضوع دیگری ست.
-نیروهای مخالف انتخاب ممکن است منافعشان در « ایجاد دریای خون» باشد، بحث مقاله سر ایجاد دموکراسی ست نه عمل بازدارنده آنها. که میتواند عنوان مقاله ی دیگر باشد. اما به کوتاهی اشاره شده که با دیکتاتوری نمیتوان مردمان مختلف را به زندان کرد. اگر یک قرن دیگر هم برای اینان زندان درست کنیم سرانجام این زندان ویران خواهد شد و هر یک به راه خود خواهند رفت.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ائلیار، آنچه که ظاهراً متوجه اش نیستید، بحث منافع است. اساساً هرکسی یا جریان و قدرتی بخواهد منافع کسی را بخطر بیاندازد، بدیهی است که آن شخص برپایه توان خود نسبت به آنانی که منافع اش را بخطر انداخته است، برخورد نماید یا بجگند. و دراینجا دیگر بحث انتخاب دمکراتیک جایی ندارد.
البته این را نیز اضافه کنم، آنانی که فکرمیکنند با جدایی خوشبخت میشوند، من به سهم خودم از آنان میخواهم بیایند کل حکومت را در دست گیرند تا بقیه مردم را نیز خوشبخت کنند. چرا این خوشبختی را ازدیگر مردم میخواهند مضایقه نمایند؟
نه آقای محترم، ازنظرمن انسانی که نگرش انسانی داشته باشد، با جدایی خواهی مشکل را حل نمیکند، بلکه تلاش میکند حقوق انسانی کل جامعه ایی که ازآن برخاسته است را با مبارزات و راه کارهای خود حل و تأمین کند.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستانی که در پیامها « مسئله ایران» را مطرح کرده اند:
1- لطفاً راه حل خود را ارائه دهند. بدون پیشنهاد و راه حلی ، نمیتوان نظری داد.
2- مقاله راه حل « اتحاد داوطلبانه» را پیش رو نهاده است. که بر اساس انتخاب است و نه بر اساس
چیزهای دیگر. و پاسخ دقیق سخنانی ست که دوستان نوشته اند.
---
3- انسان تندرست و بالغ و قیم ناشناس ، حق انتخاب برای خود قایل است. چه در مورد دین و چه در مورد مملکت و سیاست و زندگی و آینده.
4- «حق انتخاب» ، در آن عرصه ها، هیچ تابویی نمی شناسد. در هیچ زمینه ای. نقض حق انتخاب « دیکتاتوری و زور گویی » ست. و فاقد ارزش . حق انتخاب ، تصمیم گیری فردی و جمعی انسان است در زمینه های مذکور.
5- انتخاب میتواند درست یا نادرست باشد، ولی این امر موجب سلب آن نمیشود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ائلیار، بعد از گذشت یک هفته از سئوالاتی که از شما پرسیده ام، هنوز پاسخی نداده اید.!
آیا فکر نمیکنید عدم پاسخگویی به سئوالات دیگران، معنای خوبی ندارد؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بسیاری به برقراری دمکراسی در ایران دل بستند و امیدوارند و برایش تلاش میکنند. اکنون نزدیک به صد سال یا بیشتر از آن دمکراسی می گوییم و دمکراسی می شنویم.
تجربه به دنبال تجربه اما از تجربه درس نمی گیریم. دیگران هم از درسهای و آموزشهای ما درس نمی گیرند. ما هر چه نصحیت بکنیم و هر چه درس دمکراسی بدهیم کسی یا حزبی دمکرات نمی شود.. چرا؟
شرایط عینی و اوضاع ایران چنین است که دمکراسی در آن رشد و تقویت نمی شود. به نظر من در ایران برقراری دمکراسی غیر ممکن است.
1 - چون مردم مذهبی و اسلامی هستند و اسلام ضد دمکراسی و آزادی است.
2 - چون ملت فارس با افکار فاشیسم ، راسیسم آریایی پرورش یافتند و ملت فارس خود را برتر از دیگر ملل میداند.
3 - چون در ایران ملل مختلف وجود دارند. ملت حاکم فارس مجبور است برای حفظ تمامیت ارضی ایران از تجزیه و استقلال ملی ملتها و

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای آ. ائلیار، نخست اینکه: آنانی که تفکر جدایی دارند، دلایل جدایی شان را به ظلم و ستم‎هایی است که حاکمان وقت، نه تنها براین طیف که خواهان جدایی هستند،بلکه برهمه مردم نموده اند.
دوم اینکه: اساس مخالفت اکثریت کنشگران سیاسی با رژیم به دلیل انجام همین ظلم ها توسط رژیم است و مقصود و هدف اصلی شان رفع طلم و ستم میباشد.
دراینجا ازشما میپرسم:
1- درصورت برقراری حاکمیت ملی (حاکمیت مردم برمردم باتضمین حقوق شهروندی اقلیت) آیا بواقع این طیف جدایی خواهان، دلیلی برای جدایی میتوانند داشته باشند؟
2- نقش دشمنان ملت ایران، در تشدید تفکر جدایی خواهی چه میزان است؟
اگرپاسخ مثبت است. 3- نقش ایرانیان درمقابله با نقش دشمنان درچدایی خواهی چه میتواند باشد؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ساختار ذهنی ملت های اسیر در دست پانفارسیسم و شعوبیه گری بدلایل زیادی که منشا شان همان شعوبیه گری هست از درک دموکراسی و حقوق بشر عاجز بوده و عملا دافع و مانع دموکراسی هستند.گذشته از تاثیر مخرب حکومت ها در دستیابی به دموکراسی رفتار مردمان اسیر شان در محدوده خانواده به عنوان کوچکترین اجتماع نشان از ان دارد که از پدر سالاری مادر سالاری فرهنگ صغیر و کبیر پنداری در عذابند.این افراد تحت تاثیر ایدیولوزی های ملکه ذهن شده شان قادر نخواهند بود لحظه ای بدون تعصب و منطقی فکر کنند از ان گذشته وضعیت اقتصادی بزرگ ترین عامل بردگی ذهنی این مرمان و ملت هاست.بهترین راه برای تشویق فرهنگی و ارتقای فکری تلاش برای خلاصی از چاه های نفت خواهد بود تا پترودلار ها تاثیرشان را برای برده کردن ملت ها از دست بدهند.انگاه رقابت طیبعی بین افراد مشوق تجارت و روابط دوستانه خواهد بود.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پیشنهاد شما در شرایط حاضر جامعه ایران چیست؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
متاسفانه اکثر چپها دهانشان را که باز میکنند مشخص است مطالعه ندارند کلمات را فله ای به کار میبرند. سخنان شما نه حقوقی است نه سیاسی نه بر گرفته از تجارب چند هزار ساله بشر است ماشالله به همه چیزی که بتوان به آن اطلاعات گفت پشت کرده اید

جامعه بین الملل که محصول آن قوانین حقوق بشری است که از طرف اکثر کشورها امضا شده تا شما با کلمه حقوق بشر اشنا شوید، منطقا، عقلا و بر اساس حقوق واضح بینامللی از مللی ساخته شده است که دولتها آنها را نمایندگی میکنند. و هیچ دولتی نمیتواند وجود داشته باشد اگر تمامیت ارضی نداشته باشد . در واقع تمامیت ارضی که شما آن را دیکتاتور مابانه تصور میکنید پایه وجود صلح و حقوق بشر و جامع بیناملل است. با نگاهی به مناطقی که این مسله مسخ شده است میتوان مشاهده کرد که چه ارمغانی برای مدنیت داشته.

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری