سه کلنگی ها : K3

جامعه ما جهان سومی ست. و عقب نگهداشته شده. برای ایجاد دموکراسی، باید اکثریت مردم تشکلهای مدنی-سیاسی دموکراتیک داشته باشند. که ندارند. استعداد و شرایط ایجاد آنها را ندارند. مانده اند « دست خالی».
مگر خالی خالی هم میشود نظام دموکراتیک مستقر کرد.
از دل این نیروها و مردم که ما داریم نظام دموکراتیک در نمیاید. ما مثلی داریم گویند، شووورلو اوشاق- پوخوندان بلیدی. Şuvurlu uşaq poxundan bəllidi بچه ی عاقل از گوهش پیداست.
جامعه کلنگی، اپوزیسیون کلنگی، آینده کلنگی
ما مردمان « سه کلنگی» هستیم: K3

 

اپوزیسیون بعد از 38 سال ، حد اقل در خارج، نتوانسته « آلترناتیو ، یا آلترناتیوهای دموکراتیک اکثریت پسند» ایجاد کند.
چرا؟ چون «استعداد» ش را نداریم. 
منظور « دانش و تجربه و آگاهی» یک قشر نیست، این هست، بل منظور آمادگی اکثریت مردم جامعه است. حداقل درخارج.

این امر نیز عملی نیست. یعنی آمادگی اکثریت مردم . چرا؟
چون اپوزیسیون فاقد« ارتباط سازنده » با داخل است.
کی میتواند ارتباط سازنده داشته باشد؟
وقتی که خود در خارج «متشکل »باشد.
چرا نمیتواند متشکل شود؟
چون « بویی از دموکراتیسم» نبرده است. چرا؟
چون « ذهن عقب مانده» دارد. از این رو نیز فاقد استعداد است.
خیلی از نیروها و مردم دموکراسی میخواهند.
بله، میخواهند، ولی خواستن توانستن نیست. برای ایجاد دموکراسی لازم است « حداقل استعداد و تربیت دموکراتیک» را دارا بود. 
ما زیر حداقل قرار داریم. منظور اکثریت نیروهای تعیین کننده است.
بنابرین نه در داخل و نه در خارج،  « هیچ آلترناتیو دموکراتیکی»  که مرکز ثقل تلاشها باشد شکل نخواهد گرفت! 
چرا؟ چون « ماهیت جامعه ی کلنگی» چنین است و جز این نیست.

پس چه پیش خواهد آمد؟
اسیر پیشامدها خواهیم بود. همچنان که هستیم. 
و این رخ خواهد داد که « آلتر ناتیو حکومت ، در میان پیش آمدهای تصادفی ، در ارتباط با حمایت نیروی های خارجی»، و در جهت منافع خارج « چلبی سازی » خواهد شد.
از چه نیروهایی؟
از میان مجموع این گروهها :« مجاهدین- پهلوی- خمینی، مصدقی» چلبی سازی خواهد شد.
چه جامعه دچار انقلاب شود و چه گرفتار حمله ی نظامی گردد. و چه حکومت از داخل خودش دچار فروپاشی شود.
 انقلاب پیاید چرا به دموکراسی منجر نمیشود؟
وقتی منجر میشود که نیروی انقلاب در یک آلترناتیو دموکراتیک، با برنامه ی مشخص، متشکل شده باشد، و نقطه ی ثقل و تمرکز خود را ، با پشتوانه ی اعتماد مردمی، یعنی نیروها و اقشار دموکراتیک جامعه، نشان دهد . و مردمان جامعه عملا مشاهده کنند که توانایی استقرار نظام دموکراتیک را دارد.
می بینیم که وضع چنین نیست. 
نظام دموکراتیک با تشکل های مدنی سیاسی دموکراتیک می تواند مستقر شود، ما این ابزار را نداریم.

دیکتاتوری شاه ، آزادی را برانداخت. و جامعه قیام کرد. اما نتوانست جانشین بهتری ایجاد کند. کار از قبل هم خرابتر شد.
قبول نکردن دیکتاتوری یک چیز است و اینکه « قدرت ایجاد دموکراسی» را داشته باشی چیزی دیگر .
دموکراسی را « تشکلهای قدرتمنذ مدنی-سیاسی» ایجاد میکنند.

اینها هستند که سیستم حکومتی دموکراتیک» سرکار میاورند. در جایی که آنها به علت وجود دیکتاتوری، پا نگرفته باشند، روشن است که دیکتاتوری جدید جای قبلی را پر میکند. این بلایی بود که برسرجامعه ی ایران آمد.
باز هم تکرار این رخداد دور از انتظار نیست. چون اکنون نیز جامعه فاقد « تشکلهای قدرتمنذ مدنی- سیاسی» ست.

جامعه ما جهان سومی ست. و عقب نگهداشته شده. برای ایجاد دموکراسی، باید اکثریت مردم تشکلهای مدنی-سیاسی دموکراتیک داشته باشند. که ندارند. استعداد و شرایط ایجاد آنها را ندارند. مانده اند « دست خالی».
مگر خالی خالی هم میشود نظام دموکراتیک مستقر کرد.
از دل این نیروها و مردم که ما داریم نظام دموکراتیک در نمیاید. ما مثلی داریم گویند، شووورلو اوشاق- پوخوندان بلیدی.  Şuvurlu uşaq poxundan bəllidi

بچه ی عاقل از گوهش پیداست. 

 در گذشته اکثریت جامعه توان پذیرش خمینی را داشتند. و در حد اندیشه ی خمینی بودند، و نه در حد پذیرش « نیروی دموکرات و چپ» جامعه.؛ که در اقلیت بود. 
این است که غرب خمینی را به عنوان آلترناتیو شاه در مقابل « نیروی دموکرات و چپ» حمایت و راه اندازی کرد. 
سیاست غرب حمایت از اسلامیستها بود. که دیدیم خمینی، طالبان، داعش و القاعده و غیره علم شدند.
آلترناتیوسازان و نیروهایی که استعداد چلبی شدن دارند، آماده اند سریع در میان پیشامدهای تصادفی پرچم خود را برهمه جا بکوبند. 
ما در مثل دیگر گوییم: آغیللی آغلینا سالاناجان- دلی وورار آرارادان چیخار. Ağıllı ağlına salanacan-dəli vurar aradan çıxar

تا عاقل اندیشه کند دیوانه کار را تمام کرده است.
**

به احتمال قریب به یقین « یک دیکتاتوری جدید با ژست و لاف دموکراتیک» پا خواهد گرفت .
اگر جامعه گرفتار جنگ داخلی نشود. که احتمالش بعید نیست.

این تقریبا سرنوشت تغییر ناپذیر جامعه ی ماست. مگر اینکه معجزه ای خلاف این امر رخ بدهد و تحقق یابد.
آیا جامعه ما میتواند « معجزه کند»؟ من که باور ندارم. 
اما تلاش میکنیم معجزه کند.

جامعه کلنگی، اپوزیسیون کلنگی، آینده کلنگی
ما مردمان « سه کلنگی» هستیم: K3

 **
سیاست ترامپ
در مورد ایران مستقر کردن یک یا چند نظام چلبی گونه و بهره بر داری از نفت ایران است. حتی با حمله ی نظامی. 
نشد با ایجاد جنگ داخلی.
چین و روسیه این را میدانند و به نوعی با ایران همبستگی نموده اند. 
راه حل جامعه ما در این میان اتحاد نیروهای « ضد تبعیض، خواهان دموکراسی و عدالت اجتماعی» ست.
برای استقرار یک نظام دموکراتیک که خلقها خود در مورد سرنوشتشان تصمیم بگیرند.
 متاسفانه استعداد چنین اتحادی را نداریم.
این است که اسیر حوادث خواهیم شد . 

 **
1- آمریکا، عربستان و اقمارش، اسرائیل، متحدین بعدی با آمریکا
2- ایران،روسیه، چین، حزب الله ها و اسلامیستها در عراق و لبنان و سوریه و دیگرجاها
دو صفی ست که اکنون تا حدی روشن اند که در مقابل یکدیگر قرار گرفته اند. احتمال درگیری زیاد است.
---
آذربایجان ما چه باید بکند؟
قبلا نوشته ام چاره ی ما « تشکیل جبهه ی متحد از همه ی گرایشهای فعال در آذربایجان» است.
آیا استعداد تشکیل چنین جبهه ای را داریم. متاسفانه نه!
آیا در صورت وقوع جنگ میتوانیم قدم مثبتی حداقل برای آذربایجان برداریم؟ بدون جبهه نه!
پس سرنوشت ما چه خواهد شد؟ اسیر حوادث خواهیم شد. و تحت فشار « نیروهای متشکل» دیگر قرار خواهیم گرفت.
شرایطی ست که آذربایجان غربی  میتواند قلوبی تو دهن نیروهای توسعه طلب کرد بیافتد.
بدون تشکل جبهه ای روبرو شدن با شرایط « جنگ آمریکا-ایران» از یک طرف و  از طرف دیگر با «جبهه ی توسعه طلبان ارضی کرد» ، و « جبهه ی شوونیستها»
شکست ما حتمی ست. 
برای روبرو شدن با چنین شرایطی آمادگی قبلی لازم است. ما ابدا به چنین چیزی اهمیت نداده ایم. ضروری بود جبهه ی متحد با دهها سال تجربه،  اکنون آماده بود.
حداقل مانند کردها. متاسفانه شرایط نشان میدهد که ما به هیچ چیز آمادگی نداریم. اینها مسایلی که می بایست از دهها سال پیش حل میشد که نشده است.

 **

وضعیت کنونی جامعه ی ما مسئله و مشکل ماست:
1- نطام حکومت دیکتاتوری داریم: راه حل اش استقرار نظام دموکراسی ست.

2- مسئله ی ارضی داریم: راه حل اش « انتخاب مردمان مختلف جامعه است» که این چهار چوب را میخواهند حفظ کنند 
و یک کشور داشته باشند، یا اینکه نمیخواهند، و به نفع خود مییابند که 7 کشور داشته باشد.

یعنی چهار چوب ارضی مسئله ای ست که تصمیم گیرنده در مورد آن مردمان مختلف و در رأس آنها « پارلمان » این مردمان 
هستند. نه من و شما و یا کس دیگر. یا این گروه و آن حزب.

3-« پارلمان » یک مردم ، میتواند تشکیل شود « در فضای دموکراتیک، با شرکت مردم در انتخابات آزاد و دموکراتیک» در داخل جامعه.

4- پارلمانهای مردمان گوناگون جامعه ، 
- در مورد چهارچوب و مسئله ی ارضی و اختلافات مابین ، با دیالوک سیاسی در صلح و فضای آزاد، و همینطور در مورد نظام حکومتی تصمیم گیری میکنند. 
-----
اما برای اتحاد اصولی هست که رعایت آنها میتواند راه را هموار کند:
آن هم در کل مجموعه ی تصمیمات یک پارلمان است که به نمایندگی از طرف یک مردم میگیرد. 
-----
اینها کلا راه حل مسایل برای آینده است. 
اما اکنون شرایط خاضی وجود دارد و میتواند خاص تر هم بشود.
مشکلات پیش رو:
1- احتمال جنگ آمریکا و ایران: با اقمار هر دو طرف.
2- پیش آمدن جنگ داخلی
3- در گیری سر اختلاف ارضی بین مردمان مختلف 
4- جنگ نیروی حکومت و اسلامیست ها علیه مخالفان خود در بین مردم جامعه
5- جنگ کردها برای تسلط بر آذربایجان غربی
6- جنگ موافقان ادامه ی تبعیض علیه مخالفان تبعیض 
7-جنگ تمامیت ارضی خواهان علیه استقلال طلبان.
8- دخالت احتمالی داشناکهای ارمنستان در حمایت از دوستان خود. 
9- دخالت احتمالی جمهوری آذربایجان و ترکیه در حمایت از دوستان خود.
-----
اینها مسایلی ست که میتوانند جامعه و منطقه ی ما را به تمامی به جهنم تبدیل کنند. بدتر از سوریه.
با خروج از این جهنم تنها میتواند خاکستر باقی بماند و نه چیز دیگر.
-----
راه حل عمومی مشکل : 
1- در جنگ احتمالی آمریکا و ایران لازم است خط ایجاد دموکراسی در همه ی نقاط کشور و جامعه پیش گرفته شود بدون وابستگی به دو طرف. و اقمارشان.
2- پارلمانهای مردمان مختلف ، نمایندگان مردم خود هستند و لازم است منتظر تصمیمات آنها باشیم ، راه حل درست مسایل ماست.
3- تا تصمیمات پارلمانها نباید اختلاف ارضی بین خلقها مطرح شود. و یا تسخیری در کار باشد.
----
خواسته های عمومی تبعیض دیدگان ایران را میتوان چنین خلاصه کرد:
1-تقسیم قدرت سیاسی 
2- استقلال فرهنگها و شکوفایی آنها
3- خدمات مضاعف برای مناطق تبعیض دیده
4- تأمین آزادی و برابری و عدالت اجتماعی
5- حق تعیین سرنوشت 
6- حقوق بشر و عدم اعدام
7- جدایی دین و دولت
-----
توجه و رعایت عملی اصول یاد شده به نفع صلح و دموکراسی و دوستی و اتحاد همگانی ست.
در چنین صورتی پیروزی از آن همه ی مردمان و انسانهای جامعه ی ماست.
-----
اما آیا ما فرهنگ رعایت این چیزها را داریم؟ جواب من منفی ست.

شخصی پیش دکتر رفت و گفت حالم خیلی بد است. دارم میمیرم.
دکتر دوایی نوشت و به دستش داد . مریض گفت: این را نمی توانم استفاده کنم.
دکتر گفت: پس میمیری.

-----
مسئله حمله نظامی به ایران و راه حل مشکلات

1- اعلام یک نه-ی قاطع مستقل- جدا از حکومت -از سوی همه گروههای اجتما عی و سیاسی و فرهنگی جامعه و حرکات ضد تبعیض ملیتها در داخل و خارج به «حمله نظامی و استبداد و دیکتاتوری حاکم». به هر طریقی و در هر شرایط مناسبی که عملاً ممکن است.

پیش از حمله ، هنگام حمله و بعد :

2 - تشکل نیروهای صنفی و سیاسی «مخالف جنگ و تبعیض و استبداد و دیکتاتوری حاکم»، در داخل و خارج در انجمنها، سندیکاها، NGO ها ، و کانونها و ارگان ها و سازمانها با استفاده از ابزار انترنتی و غیر انترنتی از راه ایجاد ارتباطات افقی و شبکه ای و سازمانی.

3- مبارزه «علیه دیکتاتوری و جنگ» برای تعیین سرنوشت سیاسی ایران به دست خود.

4- کوشش برای «برقراری دموکراسی و نظام غیر متمرکز» به عنوان اهداف.

5- آیا توان انجام موارد بالا را داریم؟ فرق نمیکند پاسخ مثبت است یا منفی.
راه حل : «کوشش به هر طریق ممکن» در این مسیر است .

من نام این مسیر را گشودن « جبهه ی سوم  » نهاده ام. نه به حکومت. نه به جنگ.
آری ، برای تعیین سر نوشت ایران به دست خود تشکلهای مردمی از پایین.

6- نباید به دنبال نیروهای آمریکا و حکومت افتاد، راه درست گشودن جبهه ی سوم است.

7- جبهه ی هر خلق لازم است سه نیروی عمده ی « ضد تبعیض، عدالت اجتماعی طلب و دموکراسی خواه» خود را  متشکل کرده برای تعیین سرنوشت جامعه در همبستگی با دیگر خلقها بکوشد.

و امنیت مردم و محیط دموکراتیک خود را تأمین کند. هیچ گروهی حق اعمال دیکتاتوری ندارد . وظایف عمده :
- تلاش برای تشکل داوطلبانه ی سه نیزوی عمده ی جامعه
حفظ محیط دموکراتیک برای همه ی گرایشهای سیاسی
-
حفظ امنیت مردم 
- کمک به عادی شدن زندگی روزمره ی مردم
- حفظ روابط عادی با دیگر خلقها و عدم طرح اختلاف ارضی

8- جبهه ی سوم تا پایان جنگ  نباید اختلافات درون خلقی ارضی مطرح کند.

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ائلیار
با تشکر از اینکه به جای دیگری جواب دادید. ایشان یا اینکه اعتصاب کلمه کرده یا دیگران را کمتر از خود حساب میکند.
در هر صورت این مایه تاسف است.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آنچه به خود ما برمیگردد این ست که
از نظر اندیشه پیشرفت کرده ایم.
و میدانیم برای حل مشکلات لازم است « فکر و اندیشه» داشته باشیم و این را هم دهه هاست یافته ایم:
« آذربایجان چلیق» و « تورک چولوق».
به زبان فرنگی یعنی « آذربایجانیزم» و « ترکیزم».
از نظر ایده شناسی یعنی « ایده لوژی آذربایجانیسم و ترکیسم».
از زاویه ی جامعه شناسی « مجموعه ی سیستم نظریات و خواسته های » ثروتمندان سطح بالای جوامع « اذربایجان و ترکیه » و مانند اینها.

از آنجاییکه سرنوشت هر جامعه را « ثروتمندان و قدرتمندان» تعیین میکنند راه چاره را در این دو ایده لوژی که « گوهر " ملت چیلیق" ناسیونالیسم» ماست کشف کرده ایم.
دنیا دنیای « کار آفرینان» است و ضروریست که حاکمیت در جوامع مذکور به این قشر اجتماعی که همه صاحبان ابزار مدرن تولید و ترقی و تمدن اند، منتقل شود.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
علی گرامی
1- « جوودها» یعنی « همه ی یهودیان. از کوکان تا پیرمردان» از ملت یهود تا دولت یهود.
گفتید" با جوودها مسئله دارید"! آیا شما با نوزادان و پیرمردان و ملت یهود مسئله دارید؟
البته هیتلر هم با اینها مسئله داشت. خمینی خامنه ای و احمدی نژاد هم مسئله دارد. مثل هیتلر.
من با ملت یهود مسئله ندارم. به سیاست دولت آن نقد دارم.

برایت نوشته ام :
حساب دولت با ملت جداست.
کسی که خود را آذربایجانی میداند و « مینویسد با جوود مسئله دارد»، نشانه ی آنست که « کودکان و مردم عادی را » با سیاست دولت اسراییل عوضی گرفته و درک نمیکند ، "جوود"( با پوزش از استعمال این کلمه) شامل بیگناهان هم میشود.
و نمیخواهد درک کند که مردم عادی با سیاست دولت فرق دارد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بفرما اقای ائلیار وقتی کسی در این شر ایط حساس گفته های خودش را سبک و سنکین نمی کند . یک کرد هم از گفته های تو سو استفاده کرده و بنام تورک ازربایجان هر چه دلش می خواهد به ازربایجان می گوید و در عوض کردهای کوهی را به عرش اعلا می برد.همین کامنتی که بی نام زیر مقاله تو منتشر شده. این حرف تو که ما ازربا یجانیها شکست می خوریم و حمایت تو از جوودها . تا حالا هر که بافته بودی پنبه شد
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
راز گرامی،
در صحنه ی سیاسی زیر دگنگ اختناق و دیکتاتوری « بیر حصیر قالیب- بیرده ممد نصیر».
Bir həsir qalıb-bir də Məməd Nəsir

در فارسی گویند: علی مانده و حوض اش.
------
اما گذشته از این "شوخی -حقیقت" ، در مقاله نام بازیگران چنین آمده:
-«خمینی ، یهلوی ،مجاهد، مصدقی»
در مقاله ی جبهه هم از نام تشکلهای آذربایجانی بخشی را ذکر کرده ام.
اضافه میکنم در کل :
- چپ و تشکلهای ملیت ها را هم میتوان به چهار جریان مذکور افزود و صحنه ی سیاسی ایران را دید.
در داخل همه مخفی اند ولی در خارج همه تبلیغات دارند. نمود آنها را در رسانه ها میتوان دید.
----
وضعیت « مشکل گشایی» بازیگران در صحنه ی سیاسی ایران کلا چنان است که:
- امکان چلبی سازی آماده شده
- شرایط در گیریهای داخلی آماده شده
- آنچه به معجزه شبیه است دستیابی به دموکراسی توسط این بازی گران است.
البته اینها در مقاله هم ذکر شده.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ائلیار
فراموش کردید راجع به جريان های در حال حاضر فعال در صحنه هم بنویسید.
با تشكر
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 

مسئله حمله نظامی به ایران و راه حل مشکلات

1- اعلام یک نه-ی قاطع مستقل- جدا از حکومت -از سوی همه گروههای اجتما عی و سیاسی و فرهنگی جامعه و حرکات ضد تبعیض ملیتها در داخل و خارج به «حمله نظامی و استبداد و دیکتاتوری حاکم». به هر طریقی و در هر شرایط مناسبی که عملاً ممکن است.

پیش از حمله ، هنگام حمله و بعد :

2 - تشکل نیروهای صنفی و سیاسی «مخالف جنگ و تبعیض و استبداد و دیکتاتوری حاکم»، در داخل و خارج در انجمنها، سندیکاها، NGO ها ، و کانونها و ارگان ها و سازمانها با استفاده از ابزار انترنتی و غیر انترنتی از راه ایجاد ارتباطات افقی و شبکه ای و سازمانی.

3- مبارزه «علیه دیکتاتوری و جنگ» برای تعیین سرنوشت سیاسی ایران به دست خود.

4- کوشش برای «برقراری دموکراسی و نظام غیر متمرکز» به عنوان اهداف.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ائلیار عزیز
وضعیت مردم از هر لحاظ در ایران بسیار خراب است ولی مردم مرعوب شدند، خرافی شدند و اهل انقلاب نیستند. احزاب هم در عین ضعیف بودن بسیار قدرت طلب و دیکتاتور شده اند. اگر انقلاب یا قیامی هم صورت بگیرد اوضاع بهتر از حالا نخواهد شد. مردم در ایران بسیار عقب مانده، خرافی و ضد دمکراتیک هستند و در ایران برقراری دمکراسی ممکن نیست.
در آذربایجان هیچ جریان و تشکل جدی و توده ای نیست و از جریانات فارس هم دیکتاتورتر هستند و همه را جز خودشان و رهبران فاشیست ترکیه را مانقورد می شناسند. آذربایجانیها و روشنفکران بی سوادش هم از خود بیگانه هستند و از سیاست چیزی نمی دانند. از این ملت فارس زده و رهبران دیکتاتور انتظاری نیست که کاری به آذربایجان بکنند.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
برای جبهه، به مقاله ا م مراجعه شد:
1- ضرورت تشکیل جبهه ی متحد جنبش آذربایجان

http://www.iranglobal.info/node/55621
من تعیین نمیکنم چه گروههایی میتوانند در جبهه باشند بل جمع گروهها خودشان تعیین میکنند.
من در مقاله ی جبهه، اصولی را پیشنهاد کرده ام و بر درستی آنها تأکید میکنم.
گروههایی که این یا اینگونه اصول را برای جبهه بپذیرنذ و جبهه را تشکیل بدهند و اصول را رعایت کنند ، در چنین حالتی جبهه میتواند مورد تأییدم باشد.

2- مقاله ی مکمل ، رجوع :
آزادی یا جنگ داخلی ( راه حل مسئله ملی در ایران)
http://www.iranglobal.info/node/56807

3- مقالات دیگر در آرشیو من:
لینک آرشیو:
آ. ائلیار: http://www.iranglobal.info/taxonomy/term/81

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ائلیار
اگر ممکن است یک جمعبندی از اسپکتروم جریان هایی که خود را منتسب به حرکت فدرال یا استقلال آذربايجان میدانند بفرمایید. صحبت از جبهه کرده بودید. کدامیک از این جریان ها در جبهه مورد نظر شما ميتوانند شركت کنند. اگر میشود ابن جبهه را هم لطفاً تعریف کنید.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست عزیز نادر گرامی،
اجازه بدهید نظر احزاب را به خودشان محول کنیم و مسئله ی تاریخ را به تاریخدانها بسپاریم.
مشکل ما را اکنون نظر احزاب و تاریخ حل نمیکند.

وضعیت کنونی جامعه ی ما مسئله و مشکل ماست:
1- نطام حکومت دیکتاتوری داریم: راه حل اش استقرار نظام دموکراسی ست.

2- مسئله ی ارضی داریم: راه حل اش « انتخاب مردمان مختلف جامعه است» که این چهار چوب را میخواهند حفظ کنند
و یک کشور داشته باشند، یا اینکه نمیخواهند، و به نفع خود مییابند که 7 کشور داشته باشد.

یعنی چهار چوب ارضی مسئله ای ست که تصمیم گیرنده در مورد آن مردمان مختلف و در رأس آنها « پارلمان » این مردمان
هستند. نه من و شما و یا کس دیگر. یا این گروه و آن حزب.

3-« پارلمان » یک مردم ، میتواند تشکیل شود « در فضای دموکراتیک، با شرکت مردم در انتخابات آزاد و دموکراتیک» در داخل جامعه.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقای ائلیار امروز نوشته ای از حزب توده ایران به (به مناسبت صدمین سالگرد انقلاب سوسیالیستی اکتبر ۲۰۱۷ - ۱۹۱۷ - دربارهٔ حق ملّت‌ها در تعیین سرنوشت خویش) میخواندم که امیدوارم توجه شما نیز به ان نوشته جلب شود . انچه در نوشته طولانی حز ب توده بچشم نمیخورد سخن از ایران وبه باور من تمامیت ارضی ایران و به باور شما مسئله اذربایجان است. حز ب توده حل مسئله را هنوز در قالب اندیشه لنین بررسی و به ان باورمند است . با این روش لنینی حزب توده 70 سال است که ازادی واستقلال مردم ایران را قربانی اهداف دولت شوروی میکند و قشر باسواد و کاردان کشورو چپهای ایرانی را به دشمنی با ازادی وایران و ایرانی انداخته است .اما ما نیک میدانیم که حز ب توده دروغ میگوید و لنین و استالین در باره میلتهای شوروی دست به چه جنایات هولناکی زدند . میدانیم که لنین دستور اتش زدن باکو را داده بود .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
یعنی چه ما شکست خواهیم خورد؟ این حرف تو علیه ازربایجان است. اگر تو می ترسی بشین همان پشت کامپیوتر ولی روحیه دیگران را نگیر. این را مطمعن باش اگر کردها علیه تورکها شلوغ کنند از ازربایجان بطور کامل پاک سازی می شوند برای همیشه. بنظر من بهتر است هر کس در چیزی که احساس راحتی می کند نظر بدهد.
در روز موعود ازربایجان قهرمانان زیادی دارد که جنبش را سازماندهی خواهد کرد. و اتفاقات اینده یک روزه یا یک هفته ای نیست که یکی بزند و در برود سالها طول خواهد کشید. تخمی که در صد سال گذشته انگلیس کاشته و فارسها از همه طیف ان را ابیاری کرده اند حالا از توی ان تخم یک گودزیلا در خواهد امد
من دوست نداشتم زیر مقاله تو کامنت بگذارم ولی با این نوشته مجبورم کردی.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نادر گرامی ، دوست عزیز،
مطمئن باشید کسی از مردم فارسی زبان متنفر نیست.

- تنفر از« تبعیض» داریم. نه از انسان. که عاملش حکومت و تأیید کنندگان تبعیض اند.
-اتحاد مردمان مختلف ایران زوری نمیشود باید داوطلبانه باشد.
-هر نیرویی، چه کرد و چه فارس حقوق ما را رعایت کند دوست ماست.
- با نقض کنندگان حقوق مان نمیشود اتحاد و دوستی داشته باشیم.
-امیدوارم این فرهنگ را داشته باشیم که همه حقوق یکدیگر را رعایت کنیم و مشکل درست نکنیم.
- اختلافات بین مردمان مختلف در صلح و فضای دموکراتیک با دیالوگ حل خواهد شد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
منم بابک خرم دین ازآذربایجان : جناب آ. ائلیار خود شما و امثال شما مشکل اصلی جامعه ایران هستید .شما باید داده های صحیح بدهید تا بتوانید نتیجیه صحیح بگیرید.دوست عزیز آیا فرق پزان و اوپوزان را میدانید کل عجمین ما ناراضیان سیاسی هستیم . زنده یاد بختیار آخرین اوپوزسیون بود که با همکاری بی دریغ فرانسه اورا کشتند .اگرسازمان مجاهدین به قانون اساسی جمهوری اسلامی (داعش شیعه ترکی ) رأی داده بود میشد آنان را اوپوزان خواند.جمهوری جهل جنون اسلامی (داعش شیعه ترکی ) برای خودش یک گلخانه مصنوعی درست کرده و در ان از جمله اوپوزسیون ساخته و در ساخت و پا خت های سیاسی خارج از کشور مشروعیت تام دارد .بیشتر انهم کپی کاری روسی است .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من فکر کردم نویسنده دغدغه ایران دارید. روشن شد که شما هم از این نمد کلاهی برای خود میخواهید . اقای محتر م شما اشتباه می کنید . زمانی جریان چپ مردم را به دور شعار مرگ برشاه و مرگ بر امپریالیسم به خیابان اورد و نتیجه انرا دیدیم و اکنون با شعار تجزیه طلبی و مرگ بر پارس و اذربایجان ما چه باید بکند مردم را تحریک می کننید.یایان شعار های دهان پرکن خلقها و همبستگی جهانی به ترس از کرد و تنفر از پارس و ایران ستیزی کشیده شده است .با این اندیشه های خام نه از تاک نشانی خواهد ماند ونه از تاک نشان .