چرخش سیاست ایران نسبت بە آذربایجان

در گذر تاریخ معاصر ایران از کوردها بمثابە موش آزمایشگاهی مورد مطالعە و با آنان رفتار نمودەاند. دکترین سیاسی ایران برای مهار و برخورد با بافت چند ملیتی ایران ابتدا فضای رعب وحشت و سرکوب شدید در کوردستان راە انداختە و از طریق فضای ایجاد شدە کوردستان سیگنال خود را بە دیگر مناطق ایران زدە و بە دیگران نشان دادە کە در صورت میل بە ملی گرایی آیندەای همچون کوردها در انتظارشان خواهد بود. اینکە چرا گزینە حاکمیت سرکوب کوردها برای ثبات نظام متمرکز بودە، در واقع نە از روی تهدید جدی کوردها علیە تمامیت

اعلام تدریس زبان کوردی در دانشگاە کوردستان بعداز سفر حسن روحانی بە سنندج  بحث  فراوانی میان  روشنفکران آذربایجانی برانگیخت و در واقع آذربایجانیان از تصمیم دولت و رعایت نکردن بزرگی و کوچکی از جانب دولت شوکە  شدند. برخی از فعالان تورک  آنرا حداقل حقوق حقە کوردها و بنوعی تبریک گفتند، برخی آنرا بی توجهی دولت نسبت بە تورکها و برخی نیز آنرا اعلام جنگ دولت علیە تورکها بوسیلە کوردها قلمداد نمودند. بدون تردید هرکدام از نظرات مطرح شدە حاوی نکاتی واقعی و سوال برانگیز است کە سعی براین است در این نوشتە کوتاه بطور اجمالی بدان بپردازم.

در گذر تاریخ معاصر ایران از کوردها  بمثابە  موش آزمایشگاهی مورد مطالعە و با آنان رفتار نمودەاند.  دکترین سیاسی ایران  برای مهار و برخورد با بافت چند ملیتی ایران ابتدا  فضای رعب وحشت  و سرکوب شدید در کوردستان راە انداختە و از طریق فضای ایجاد شدە کوردستان  سیگنال خود را بە دیگر مناطق ایران زدە و بە دیگران نشان دادە کە در صورت میل بە ملی گرایی آیندەای همچون کوردها در انتظارشان خواهد بود. اینکە چرا گزینە حاکمیت سرکوب کوردها  برای ثبات نظام متمرکز بودە، در واقع  نە از روی تهدید جدی کوردها علیە تمامیت ارضی ایران بلکە عکس آن صادق است و در واقع سرکوب کوردها بهانەای برای پیشگیری از جنبشهای مشابە در مناطق عربی و تورکی ایران و ایجاد ترس و وحشت در میان آنان  بودە است.  اینک با ایجاد تغییرات  منطقەای در ارتباط با مسئلە کورد  شاهد چرخشی در سیاست رژیم ایران هستیم  وهمین امر سوالاتی در اذهان تورکها ایجاد نمودە کە آنان در کجای معادلات جدید قرار دارند.  ماجرای تاسیس تدریس زبان کوردی در دانشگاە کوردستان بدون توجە بە زبانهای دیگر منجملە زبان تورکی بسیار آگاهانە و باید پشت پردە این قضیە را جستجو نمود.

خارج از ارزش نیست قبل ورود بە بحث بە ذکر خاطرەای از سفری کە تقریبا اواسط   دهە ٧٠ بە اردبیل داشتم بپردازم تا فضای ملی گرایانە آذربایجان را بهتر تشریح نمایم.  در جریان سفر خانودەگی بە اردبیل  مهمان یکی از دوستان قدیمی بودیم  کە  ازمعتمدین شهر اردبیل بود. علیرغم خبرهای ناخوشایند فقر و در ضمن  جنگ با ارمنستان،  احساس خوشحالی آنان  از  استقلال جمهوری آذربایجان بسیار بود. با این وجود  تاثیرات جمهوری تورک زبان ( آذری )  آذربایجان محسوس بود.  در سفر اردبیل تا اندازەای از رکورد تفکر شیعی آگاە شدم و احساس ملی را همچون آتش زیر خاکستر مشاهدە نمودم. بهنگام بحث با میزبان خود مدام از حقوق کورد و تورک صحبت میکردیم. آنان از ما بیشتر از کاست  خوانندە کورد "  شێریڤان کوردی "  لذت میبردند ودر عوض  ترانە خوانندگان آذربایجان شمالی را بە گوش ما میرساندند و هدایایی بە ما دادند. در میانە بحثها از  تنفر عمومی مردم  کورد از تورکها سخن بمیان آوردم و گفتم  فضایی بر کوردستان حاکم است کە اکثر  مدیریتهای کلان و کوچک  در دست تورکهاست و ضمنا  کشتار روزانە  مردم بی دفاع کوردستان توسط سپاهیانی کە اساسا تورک هستند صورت میپذیرد . دوست بندە قبول کرد و گفت  سیاست تفرقە بینداز و حکومت کن یعنی همین!. ایشان تعریف کرد  کە در سالهای دهە چهل  نفرت عمومی مردم اردبیل  از کوردها بی سابقە بود. گفت:  در جریان قیام پانزدە خرداد ٤٢ واعتراضات پیرامونی اغلب توسط پلیس سرکوب میشد و عموما کورد و  از کوردهای کرماشان و سنندج بودند.

 استان شدن اردبیل امتیازی برای تورکها بمنظور رفع خواستەهای آنان بود.  باید بخاطر آورد  دولت ایران بعداز آزادی کوردستان عراق بمنظور اقناع کوردهای زیر سلطە خود بحث تاسیس استانی دیگر بمرکزیت سقز را بمیان آورد اما با توجە پسرفتهای حکومت اقلیم کوردستان و گرفتار شدن در فضای جنگ و نومیدی آنرا مسکوت گذاشتند.  آذربایجان ایران کە  بعداز انقلاب ٥٧ بواسطە مبارزە آنان با رژیم پهلوی از کانال مذهب درگرفتە بود شیعی گری  در اوج خود بود و از این منظر دهە اول انقلاب ماە عسل حاکمیت ایران  و مردم آذربایجان بشمار میرفت و  روابط دیرینە کورد و تورک کە بهترین تجارب دورە جمهورهای آذربایجان و کوردستان را پشت سر خود داشتە و  دارد  زیر تیغ فرهنگ  تشیع لە شدە بود. و اگذاری مشاغل ریزو کلان کوردستان بە تورکها بیشتر برای تطمیع و رفع نیاز تورکها انجام میگرفت.  با این وجود شواهد نشان میدهد کە نیازهای هویتی آنان بر تطمیع چیرە شدە و دولت نگران این خواستە اساسی تورکهاست. خواستەای کە چهرەهای مطرحی چون دکتر اکبر اعلمی نمایندە سابق مجلس نیز آنرا در اولویت فعالیتهای سیاسی خود قرار دادەاند.  اینک دولت بطور تاکتیکی با آذربایجان برخورد میکند و بهنگام روی کار آمدن دولت روحانی  از احتمال انتصاب یک استاندار کورد برای اورمیە از کانالهای غیر رسمی  سخن بمیان آمد. این یکی از  شگردهای تفرقەاندازانە رژیم  بود تا تورکها را بترساند و بیشتر وابستە بخود نماید. سوال آنجا بود کە چرا  دولت حاضر بە انتصاب استاندار کورد برای دیگر استانهای صددرصد کورد نیست اما برای استان دوملیتی آذربایجان غربی موضوع استاندار کورد را مطرح میکند؟

در یکی دو دهە گذشتە  رژیم ایران با ملتهب  نشان دادن و حالت انفجارآمیز  میان کورد و تورک و بزرگنمایی هدفمندانە در این زمینە  خود را عامل آرامش و امنیت این وضعیت نشان دادە است  و روی این مسئلە مانور میدهد.  اتخاذ همچون روشی مورد پذیرش جریانات اپوزسیون خارج از کشور نیز واقع شدە و سرپوش نهادن بر مسئلە را  زیر سایە خطرات احتمالی میان وکورد و تورک بهانە قرار دادەاند،  البتە نباید حوادث اوایل انقلاب در نقدە را بی تاثیر گذاشت.  

نکتە قابل تامل دیگر،  در چند سال گذشتە فعالیتهای مشترک و تاثیرگذار میان فعالان  تورک و عرب  در داخل و  خارج ازکشور فزونی یافتە و تاثیرپذیری محسوسی از همدیگر داشتەاند.  دوتیم فوتبال تراختور و اهواز  سنبل هویت خواهی دو ملت تورک و عرب و همچون بازوی تحرکات ملی درآمدە اند.  خودسوزری دست فروش اهوازی  و خدوسوزی یک نفر  تورک تبریزی تقریبا در یک زمان نزدیک بهم حس مشترکی میان آنان برانگیخت، اعتراض مدنی هر دو ملت  نسبت بە خشک شدن دریاچە اورمیە و رود کارون نمونەهایی از اشتراکات اعتراضی آن دو ملت است. در سطح محافل روشنفکری نیز نزدیکیهای زیادی در مبحث آنان بچشم میخورد. تحرکات دو ملت عرب و تورک  کە برخلاف کوردها و بلوچهای سنی شیعە  هستند خوشایند نظام نیست و بیشتر این شکاف را نشان میدهد کە ماهیت مبارزات ملی دینی نیست مثل آنچە دلیل مبارزات کوردها و بلوچ و تورکمنها را از زاویە دینی تعریف میکردند. دو ملتی کە در  دو حوزە جغرافیایی بسیار ژئواستراتژیک قرار گرفتە  و  شاهرگ اقتصادی ایران را در دست دارند.

همچناکە قبلا هم اشارە شد علیرغم تاریخ زرین و مشترک مبارزاتی کورد و تورک ،  ماە عسل تورکها و عربها دلایل دیگری دارد و آن نیز بواسطە اینکە هیچکدام ادعای ارضی بر دیگری ندارند و در ضمن دولت ایران قادر بە بروز اختلاف میان آن دو نبودە است. حاکمان ایران بخوبی میدانند کە اگر چنانچە بازیهای آنان در ایجاد شکاف میان تورک و کورد رنگ ببازد و نوعی هماهنگی میان کوردها، عربها و تورکها ایجاد شود عواقب نگران کنندەای برای امنیت ملی ایران بدنبال خواهد داشت. بنابراین یکی از ابزارهای خنثی سازی فعالیتهای ملی گرایانە تورکها و عربها جلوگیری از پیوستن کوردها بە انان  است. 

موضوعی کە بە خود جامعە تورکها مربوط میشود و آسیب پذیری آنانرا نشان میدهد این است کە جامعە تورکها نیزهمانند دیگر ملتهای غیرفارس  یکدست نیستند و از چند پارچگی رنج میبرند. برای نمونە حس ملیگرایی تورکهای زنجان و قزوین  از حس ملی شهرهای اردبیل، تبریز و بخش تورک نشین اورمیە  بسیار ضعیفتر است و همچون مناطق آذربایجان حاضر بە هزینە دادن نیستند . موضوع دیگری کە ماهیت مبارزە آذربایجانیها را زیر سایە انداختە است اغراق و بزرگنمایی هایی غیرواقعی فعالان آذری در مورد آذربایجان است. برخی جریانهای تورک جمعیت خود را بیش از سی میلیون و برخی چهل میلیون در ایران میشمارند ویا اینکە بجای توجە بە همکاری با جریانات سیاسی کورد  مدام در فکر توسعە حوزە جغرافیایی خود هستند و درست آن چیزی کە نهادهای امنیتی ایران نشان میدهند.

از جهت دیگر  اگرچە کسی منکر جمعیت قابل توجە تورکهای مقیم تهران نیست اما واقعیت این است اگر کل تهران هم تورک باشد بازهم نمی توان بر تهران  ادعای مالکیت  نمود کە برخی از تورکها بعضا روی این مسئلە مانور میدهند. رژیم و نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی از این احساس تورکها نهایت بهرە را میبرند.  لازم بذکر است موقعیت و شرایط تورکها در ایران بیشتر مشابە کوردها در تورکیە است. کوردها در تورکیە جمعیت خود را بیش از بیست وپنج تا سی میلیون عنوان میکنند اما در یک نگاە واقعی جمعیت کورد در آن کشور چیزی میان ١٥ تا ١٨ میلیون نفر است. رژیم تورکیە بسیار آگاهانە جمعیت کوردها را ٢٥ میلیون اعلام کرد و از این طریق میخواهد نشان دهد کە از آن جمعیت ٢٥ میلیونی کوردها  تنها بخش کمی گرایش ملی گرایانە دارند. در ایران هم دولت بازی مشابەای با تورکها انجام میدهد. با تمام اینها آذربایجان دردسر بزرگی برای حاکمیت ایران خواهد بود و فعالان سیاسی تورک مسئولیت سنگینی  بعهدە دارند.

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آفای صوفی زاده! شما که به خیال خودتان با زبردستی ادای مطلب میفرمائید، و خیلی نرم با به زیرسئوال بردن حرکت ملی مردم آذربایحان، سعی در کسب وجه برای اکراد میباشید، حتا بطورظریف چنان از ارومیه و آذربایجان غربی صحبت بمیان میکشید، که گویا ارومیه ملک تاریخی تان است. و شماها آن را بنا کرده اید، که دیگران خبر ندارند. در صورتیکه اگر کمی واقع بین باشید، اذعان میکنید در واقع ناسیونالیستهای کرد، و احزاب کردی هستند که با نقشه های خیالی خود سرزمینهای تاریخی آذربایجان را جز کوردستان قلمداد میکنند، در صورتیکه اغلب مردم کورد ساکن در مناطق جغرافیای آذربایجان به صورت مهاجر ازعراق و هم اکنون از سوریه به سرزمینهای نواحی مرزی آمده و در آنجا اسکان گزیده اند. بخشی نیز در زمان صدام حسین از عراق رانده شدند. اما مردم آذربایجان با مهمان نوازی آنان را پذیرفتند و اسکان دادند. اما اکنون اکراد


عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
باسلام آقای صوفی زاده! مقاله ی شما رو به دقت خواندم واولین چیزی که مشاهده کردم بی طرف نبودن و متعصب بودن شما بود شما در چند جا با ظرافت خاصی از بعضی اصطلاحات و جملات استفاده کردید که قابل تامل است مثلا " منطقه ی تورک نشین ارومیه..." یا " استاندار کورد برای اورمیه .... صحیحش استاندار کورد برای آذربایجان غربی بود..." یا " برجسب زدن به تورکها مبنی بر علاقه آنها به کشتار کوردها در لباس سپاهی ... " یا " ایجاد شبهه در جمعیت تورکهای ایران ..." "...وجود تاثیرات جمهوری تورک زبان ( آذری ) آذربایجان... (حتی اینجا هم نتوانستید بی طرفی خود را حفظ کنید و با ندای درونتان از کلمه ی آذری، که منفور تورکهاست استفاده کرده اید)..." و اما نکته ی ظریفی که این مقاله رو برای من جذاب کرده بود نوع نگارش بسیار زیرکانه ی شماست

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نوشته آقای صوفی زاده بدون شک قابل توجه است ؛ مسئله این است که بدبینی بین کورد و تورک آزربایجان با ادعای ارضی جریانات کردی و سلطه ایدئولوژیکی پ ک ک شدت بیشتری یافت؛ در این میان البته که تا کنون بیشترین نفع عاید حاکمین تهران شده است؛ بر کسی پوشیده نیست که ایده دولت –ملت با محوریت و هژمونی فارسی با بحران عمیق روبروست ، در این شرایط عقل سلیم حکم میکند ملل تحت ستم به مثابه یک مشت ارکان ستم ملی در ایران را مورد هدف قرار دهند ؛ ولی چنین نیست ،

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان اگر دقت کنید کل صحبت های آقای صوفی زاده بر محور دوستی و اتحاد ملل تحت ستم استوار است و من هم چنین فکر میکنم که باید دنبال مکانیزیم همکاری و اتحاد ملل تحت ستم باشیم و این مسئله ادعای اراضی توسط پژاک « پ ک ک» به میان انداخته شد و وزارت اطلاعات رژیم بزرگترین بهره برداری را از این مسئله کرده و امیدوارم نیروها و روشنفکران ملت کرد هر چه زودتر راه چاره ای به این مسئله پیدا کنند چون این مسئله باعث اختلاف و جدائی دو ملت ترک و کرد شده و بی خودی انرژی میگیرد و در واقع زنجیری برای تداوم اسارت شده .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با تشکر از مقاله .... ولی دوست گرامی شما چرا همیشه از بیان ادعای ارضی احزاب کردی در قبال اراضی آذربایجان تفره می روید؟؟؟؟ چرا این تفکر غلط را که «نیروهای ترک سپاه فرزندان واقعی آذربایجان هستند و ترک‌ها کردها را می شکند» در بین کردها نقد نمی کنید... مگر یادتان رفته در شهرستان نقده که ترک‌های اکثریت مطلق هستند همین نیروهای سپاه در خرداد 1385 نزدیک 7 نفر را شهید و 250 نفر را زخمی کردند و نزدیک 250 پرونده دادگاهی تشکیل شد... بله همین سپاهیان ترک بودند که خود ترک‌ها را به گلوله بستند!!! متسافم که هنوز روشنفکری کردی در این مورد خیلی عوامانه می اندیشد!!! از 1385 کلاس‌های زبان کردی در شهری که اکثریت مطلق آن ترک هستند برگزار شده و زبان ترکی کلا تحریم شده و روزی نیست که آخوندهای شیعه ترک بر علیه ترک‌‌ها سخنرانی نکنند!!!؟؟؟ در حالی که ترک‌ها یک تیر هم شلیک نکرده‌اند چنین مورد لطف خود ترک‌ها قرار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب هادی صوفی زاده عزیز، تحولات جدیدی در منطقه در شرف وقوع است که لازم دیدم در اینجا بیان کنم، به تازگی "" شورای همکاری کشور‌های عربی‌ خلیج "" سرکوب تروریست‌های پ ک ک توسط ترکیه را محکوم کردند. "" به جز قطر ""، این کشور‌های عربی‌، تمایل زیادی به تشکیل کردستان بزرگ داشتند چونکه در دید کلان تحولات ژئوپلتیک منطقه، کردستان بزرگ کشور ایران را نیز، به کام خود می‌‌کشید، این حرکت کشور‌های عربی‌، عجولانه و تا هادی فاقد عمق استراتژیک بود و "" نتیجهٔ آن، به احتمال زیاد نزدیکی‌ ترکیه و ایران "" خواهد بود. اگر این احتمال به عملی‌ شدن نزدیک شود شاهد نزدیکی‌ """ آزربایجان، ترکیه و ایران """ خواهیم شد، باید دید روند حوادث چگونه پیش خواهند رفت، امروز روسیه با "" دو طرح پیش نویس "" جهت رسیدن به توافقی پیرامون لوله گاز "" نوار یا جران ترکی "" با طرف ترک وارد مذاکره شده، اگر امکان

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب صوفی زاده
شما بر چه اساسی کردها را دارای ملیتی جدای از ملیت ایرانی می دانید.فقط خواهشمندم در توضیحات خود مرز و جدایی حکومت هایی چون پهلوی و رژم جمهوری اسلامی را با ملت ایران در نظر داشته باشید.کردهای ایران با داشتن اشتراکات ریشه ای فرهنگی با دیگر اقوام ایرانی و صرف نظر از سرسپردگی به قانون اساسی(قانون اساسی ج.ا موردپذیریش هیچیک از اقوام ایرانی نیست) با نظرداشت حفظ منافع ملی، و از نظر جغرافیایی سیاسی در کنار دیگر اقوام ایران، جزء ملت ایران محسوب می گردند یا نه؟
کردهای عراق و سوریه و ترکیه که بنابر جبر تاریخ از ایران جدا شدند، آیا دارای فرهنگ مشترک هستند یا نه؟ و بازهم آیا این سه اقلیم اشتراک فرهنگی با کردهای ایران و دیگر اقوام ایرانی دارند یا نه؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نوشته آقاى صوفى زاده خوب و قابل توجه است. قبل از نوشتن جوابى عجولانه بايد در مورد آن فكر كرد. اين نوشته تفاوت و موارد اختلاف را عمده نمى كند, بلكه بر همكارى كردها و تركها در رسيدن به برابر حقوقى تاكيد مى كند. تز اصلى مقاله اتحاد مليتهاى ايران در رسيدن به هدفشان است. در اين مورد فكر كنيم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
متاسفانه از زمانی که مافیای ترانس نارکوتیک پ ک ک زمام امور حرکت آزادی بخش کرد را در دست گرفت این حرکت به بیراهه رفت . این مافیای کثیف با انتشار نقشه های خیالی کردستان که نصف آزربایجان لرستان و الاهواز را در خود داشت عملا به این سه ملت اعلام جنگ داد. متاسفانه قشر روشنفکر در کردستان ایران هم در برهه ای با ساز این مافیا رقصیده و دارد میرقصد. آتش زدن پرچم ترکیه در شهرهای کردستان تظاهرات برای اوجالان جانی تظاهرات برای عین العرب همه قطعه هایی ازاین سمفونی پ ک ک است در حالی که همین تروریست ها اجازه فعالیت به کردهای ایران نمی دهند الان مرادقره ایلان و جمیل بایک به ایران متواری شده اند. واقعا این سیگنال ها برای روشنفکران کرد مفهومی ندارد که دارد بازیچه مافیای قاچاق مواد مخدر پ ک ک سپاه قدس و حزب الله می شود. کردها به جای دشمنی کورکورانه با مردم آزربایجان و ترکیه باید دنبال دشمن اصلی باشند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با تشکر از مطالب مفید و ارزنده ای که ارائه شده و تقریبا مقدار بسیاری زیادی از آن حقیقت محض است اما در بخش پایانی در مورد ادعای ارضی نسبت به کردستان از طرف فعالین آزربایجانی جای تامل و تعجب بسیار است و قطعا شما از تبلیغات بسیار حجیم گروههای کردی در کردستان نشان دادن آزربایجان غربی و ادعاهای واهی به اورمیه خبر دارید . حتما می دانید چکونه دهها هزار ترک ازربایجانی از پیرانشهر ، جلدیان و اشنویه اخراج شدند( اوایل انقلاب را عرض می کنم ) و می دانید که حزب دمکرات در نقده چه کرد. من اورمیه ای هستم و خاطرات نوجوانیم مشحون از حملات دامنه دار و طولانی مسلحانه کردها به اورمیه و دهات اطراف است . بهتر است روشنفکر ، نویسنده و فعال مدنی همچون شما که متاسفانه تعدادشان در بین کردها کم است بیشتر وقت بگذارند و سعی کنند از این حس عجیب شوونیستی که اخیرا در میان کردها با القائات بی بی سی و سایر ارباب جراید و مدیای