رفتن به محتوای اصلی
جمعه 15 اسفند 1404 - Friday, 6 March 2026

● سیاست

کانون حقوق بشر ایران، ۸ اسفند‌ماه ۱۴۰۴ – گزارش‌ها و تصاویر منتشرشده از اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ حاکی از شلیک مستقیم به سر و قلب معترضان است. این مقاله، الگوی ادعایی شلیک مرگبار در اعتراضات سراسری را بر اساس قواعد صریح حقوق بین‌الملل بررسی می‌کند.
کانون حقوق بشر ایران، شنبه ۹ اسفند‌ماه ۱۴۰۴ – هم‌زمان با افزایش تهدیدهای ناشی از درگیری‌های نظامی و احتمال گسترش آن، موضوع آزادی زندانیان بی‌خطر در چارچوب قوانین داخلی و مقررات بین‌المللی مورد توجه قرار گرفته است. فعالان حقوقی بر اجرای مصوبه شماره ۲۱۱ شورای عالی قضایی تأکید کرده‌اند.
ویژه ایران گلوبال
پیام جنجالی علی کریمی ؛ تفاوت سکولاریسم با تقابل مذهبی، وحشت کشورهای عربی، هویت ترکیبی چیست؟
احمد مداح
وقتی امثال شمس الواعظین و عبدالکریم سروش که هزاران کشته توسط لشکر خامنه ای را مامور موساد و جاسوس ومنافق خطاب کردند مردمان عزا دار ایران را به همراهی خویش و "نه به جنگ" دعوت میکنند! واقعاََ تماشائی می شوند!
استمرار هفتگی کارزار«سه‌شنبه‌های نه به اعدام » در طول دو سال گذشته، آن را از یک واکنش مقطعی به یک روند تثبیت‌شده اجتماعی تبدیل کرده است. شعار نه به اعدام دیگر محدود به دیوارهای زندان نیست؛ در خیابان‌ها، دانشگاه‌ها، مراسم‌های یادبود و تجمعات مردمی نیز شنیده می‌شود
ما اعضای کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در همراهی با مردم ایران و خانواده‌های کشته‌شدگان با آنان اعلام همبستگی می‌کنیم و به دانشجویان از دانشگاه‌ شریف، تهران، امیرکبیر، هنر و ملی تا دانشگاه مشهد درود می‌فرستیم
احمد مداح
صدها هزار در جنگ کشته شدند، ملیونها بی خانمان شدند، فساد هیئت حاکمه جمهوری اسلامی هستی و نیستی یک ملت را غارت کرد، هزار هزار در خیابان ها و حتی کوچه های بن بست به رگبار و تک تیر و تیر خلاص بسته شدند، فساد عجیب و غریب و سبعیت آخوند شیعهِ حکومتگر و اسلام سیاسی عالم گیر شد، کارگران و زحمت کشان ایرانی به گرسنگی و فقر مطلق کشانده شدند تا قهرمان های دیروز به ضد قهرمان تبدیل شوند و نسل بسیار جهاندیده تر و جهان شناس(۱) تر از نسل ۵۷ قهرمانان خود را به نمایش بگذارد!
اقبال اقبالی
انقلاب «زن زندگی آزادی» نشان داد که جامعه ایران، نگاه به آینده دارد و نه به استبداد دینی تن می‌دهد و نه به هیچ شکل دیگری از دیکتاتوری. جامعه‌ای که پرچم کرامت انسانی و حقوق برابر را برافراشته، آینده خود را به اراده جمعی جامعه ایرانی،و نه به اقتدار فردی می سپارد. جامعه شهروندی که حماسه «زن زندگی آزادی» را آفرید، خود را نه بعنوان رعیت، نه پیرو دین و مکتب، و نه عضو قوم و قبیله تعریف کرده، بلکه بعنوان شهروند آزاده پا در میدان گذاشت تا آینده ای درخشان برای خود، جامعه و میهن بسازد.
بعد از آن تراژدی خونین و آن فاجعه سیاه و حیرت انگیزی که نسل ها در اندوهش خواهد گریست حالا برخی هواداران حاکمیت به جان مردم افتاده اند که «جنگ» بلای بزرگی است و ایران را تبدیل به عراق و سوریه و لیبی خواهد کرد تو گویی حاکمان ایالات متحده گوش به فرمان مردم درمانده ایران نشسته اند که بزنند یا نزنند این ها کشور را به مرز نابودی کشانده اند و صنعت و محیط زیست و اقتصاد را ویران کرده اند و ملتی را در داغ عزیزترین فرزندانشان نشانده اند و حالا که در اثر ماجراجویی های خودشان شبح جنگ دور تا دور مرزها را گرفت
ابوالفضل محققی
دارم به برنامه تلویزیون ایران انیترنشنال در ارتباط با نقش کادر درمان وفداکاری بزرگ آنها در یاری رساندن به مجروحان نگاه می کنم .که چگونه زیر نگاه قصابان ساطور بر دست که می تواند به بهای جانشان تمام شود بوظیفه انسانی وشغلی خود عمل می کنند .
تمام وجودم لبریز از احساس مجبت به این کار بزرگ وانسانیست .
ابوالفضل محققی
کوچه‌ های بی ‌انتهای تبریز، امیرخیز، کوچه باغ، ششکلان، خانه ‌های کاه ‌گلی با درب‌ های چوبی قدیمی. مردان و زنانی که خارج می ‌شوند، یا که داخل می گردند. "دلی جواد" جواد دیوانه در حال راه ‌افتادن است. ترمز را می ‌کشد با دهانش صدای حرکت ماشین را در می ‌آورد. پسرک با لقمه نانش از خانه به ازدهام کوچه می ‌زند. حمزه در حال بازی با سگش «ساره» است سگ دم تکان می‌ دهد.
احمد مداح
بیائیم آنطور که گروهی از جمهوری خواهان می گویند، برا ورد پلیس کشورهای سرمایه داری و احتمالا طرفدار شاهزاده رضا پهلوی! را اغراق آمیز فرض کنیم و همه را نصف کنیم! با براورد تعداد تظاهر کنندگان بروکسل توسط پلیس یعنی ۷۰۰ نفر چه باید کرد؟ اینهم می شود نتیجه دشمنی پلیس فاشیست و فلان و بهمان بروکسل باشد! انرا ده برابر می کنیم و به ۷۰۰۰ افزایش میدهیم! پس از این جرح و تعدیل با سخن ارقام چه می کنید؟
احمد مداح
وقتی کسی روش رفتاری تظاهر کنندگان و فراخوان دهنده یک قیام علیه استبدادی وحشی را بیشتر نقد می کند تا فرماندهان قتل عام را، چشمها بر نمایشگاهی از پستی و بی صفتی و تبهکاری خیره می شود!
امیر طاهری
«ما تصمیم گرفته‌ایم که کشورمان نیازمند تغییر است و در این مسیر، مصمم هستیم که یک قانون اساسی بنویسیم و پس از آنکه در رفراندوم تصویب شد، نظام نویی را بر اساس دموکراسی و سکولاریسم بنا کنیم.» این سخنان مرد جوانی بود که نزدیک به یک ربع قرن پیش در هتل بارکلی لندن برای مصاحبه با مجله فرانسوی پولیتیک انترناسیونال (سیاست بین‌المللی) حاضر شده بود؛ مصاحبه‌ای که با واسطگی یک سفیر پیشین فرانسه، تی‌یری دوبوسه، شکل گرفته بود.
ابوالفضل محققی
این سرکوب وکشتار شدید که جامعه را در بهت برده آیا قادر است نقطه پایانی بر اعتراضات و آمدن مجدد مردم به خیابان ها گردد؟ مسلما نه !چرا که تمام عواملی که باعث گردید چنین دریائی از جمعیت به خیابان ها سرازیر شوند نه تنها به قوت خود باقیست .بلکه این بار با شطی از خون ونفرت از حکومتی چنین بی رحم ومردم ستیز چنان در وجود هر ایرانی به عنصرانتقام و دیدن سرنگونی این حکومت تبدیل شده که حمله امریکا واسرائیل را کمکی در راستای یاری رساندن به سرنگونی حکومتی می دانند
اصغر جیلو
نظریه "فریب خوردن" مردم و نیروهای مخالف شاه ازروح الله خمینی درهر سالگر۲۲ بهمن، فضای رسانه‌ای مخالفان جمهوری اسلامی را اشباع میکند، بدون اینکه بتواند نوری برتاریکیهای موجود در این زمینه به تاباند.
احمد مداح
آن یکی هنوز نمی فهمد چرا مردم به گروهش و تفکرش اقبالی نشان نمیدهند! او تبلیغ این وان را دلیل نفرت عمومی ازچپ میداند! نمی فهمد چرا در دیگر کشورها چپ منفور نیست! و در ایران هست! چپ ایران، ملی مذهبی ها ، پیرمرد یخ زده در ۲۸ مرداد نمی فهمد، همه آنها که به قدرت رساندن خمینی کمک کرده اند منفورند!
ابوالفضل محققی
هر روز تعلل ما در برابر او که تنها از طریق یک مبارزه مشترک متشکل از نیرو های مختلف که جملگی بر سر سرنگونی او اجماع دارند امکان پذیر است.
اگر این کار صورت می گرفت ویک اتحاد وسیع میهنی شکل می گرفت شاید جمهوری اسلامی نمی توانست چنین سرکوبی را سازمان دهد .
ابوالفضل محققی
برای من که سال ها درون بزرکترین تشکیلات چپ بر علیه استبداد بخصوص بزرکترین حکومت استبدادی تاریخ ایران جمهوری اسلامی مبارزه می کردم وسپس جدا شده در سیمای یک جمهوری خواه خواهان سکولاریسم ودموکراسی به مبارزه خود ادامه می دهم .همیشه این سوال برایم مطرح بود که دموکراسی در عمل چگونه از غالب شعار در آمده و خود را نه درحیات عمومی جامعه حتی اگر شده در حیات همان حزب وسازمان نشان می دهد ؟ تا الگوی کوچکی باشد برای تعمیمم دادن ابعادی بزرکتر در جامعه.سوالی که هنوز دروسعت بیشتر برایم مطرح است.
علیرضا نوری‌زاده
خانم گلشیفته فراهانی به شیوه پدر هنرمندشان، بهزاد، که از نوجوانی در چنبره چپ فرو افتاد و هنوز هم، درباره مداخله خارجی هشدار داده‌اند. البته این خارجی اگر پوتین و کا‌گ‌ب باشد، اشکالی ندارد، اما مرگ بر امپریالیست‌های آمریکایی و انگلیسی و آلمانی و البته لهستان و چک و بلغار که بعد از فروپاشیدن امپراتوری سرخ، آن‌ها هم به صف امپریالیست‌ها پیوسته‌اند.
ابوالفضل محققی
درفکر نوشتن مطلبی بودم که کدام امر قدرتمندی بود که مرگ رادر برابراین نسل چنین حقیر کرد ؟ چند روزیست که قادر به نوشتن نیستم .تلاش می کنم کمتر به تصاویر وفیلم های رسیده از کشتار وحشیانه دو روز از فاجعه بار ترین روزهای تاریخ ایران نگاه کنم . اما کنجکاویم مرا دنبال خود می کشد .کنجکاوی این که چگونه می شود.که چنین جو انقلابی بر جامعه حاکم می گردد که بزرگ وکوچک دست در دست هم به خیابان می آیند شعار می دهند با دست خالی در مقابل گلوله می ایستند !آزادی را فریاد می کشند .کدام عنصر روحی ؟کدام اراده در پشت ا
امیر جاوید
لنین می گفت چپ افراطی و راست افراطی دو اسب هستند, که یک درشکه را حمل می کنند!
ملیحه شریف‌زاده
نقد «دفترچهٔ اضطرار» بدون یک مقدمهٔ صریح، افشاگر و مسئولانه، خود نوعی مماشات با تاریخ است. ما در کشوری زندگی می‌کنیم که بهای تصمیم‌های شتاب‌زده، اعتمادهای بی‌پرسش و واگذاری قدرت بدون تضمین، با زندان، تبعید، فقر، اعدام و سرکوب چند نسل پرداخت شده است. در سال ۱۳۵۷، در فضایی آکنده از خشم، امید و بی‌اطلاعی، اکثریت مردم ایران به رهبری آیت‌الله خمینی و نظامی رأی دادند که نامش «جمهوری» بود اما در عمل به یکی از خشن‌ترین و بسته‌ترین اشکال استبداد بدل شد. آن رأی، صرفاً یک انتخاب سیاسی نبود؛ نقطهٔ آغاز یک ف
ابوالفضل محققی
قسمت نخست مقاله بازخورد های نسبتا زیادی داشت. طبق معمول تعدادی آنرا مثبت تلقی کردند وتعدادی نیز بجای نقد نوشته ، نویسنده را زیر سوال بردند! که گویا زیرکانه تلاش می کند برای چپ وجمهوری خواهان در بین نیروی وسیع مردمی که با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی بمیدان آمده جانبازی کرده
احمد مداح
بهاره پس از انقلاب بدنیاآمده است هم نسل سوختگانِ زاده در دهه ۶۰ است، در محیط خفقان آلود دهه ۶۰ و ۷۰ به مدرسه و دبیرستان رفته است ، مجبور به پوشش مقنعه و مرگ بر امریکا گفتن و احتمالا قران و دعا خواندن و مرگ بر ولایت فقیه گفتن شده است، معنی اعدامِ زندگی معمولی برای عموم ایرانیان و زندگی سیاه زن بودن را تجربه کرده است و بخاطر سپرده است.
بهاره که زهر انقلاب ۵۷ که در ان شرکت نداشته زندگی و جوانیش را تباه کرده مسمومش کرده است ، نمی تواند خشمگین از همه آنها که انقلاب کردند نباشد.
ابوالفضل محققی
تصویری بر گرفته از پرفایل آقای اصغر جیلو .دوستی دیرین که دوستی ما به سال های کودگی به مدرسه جعفری ،دبیرستان امیرکبیر ،دانشگاه تبریز وسال های مهاجرت بر میگردد.
احمد مداح
با درود و احترامی عمیق به جوانان ایران که از پدرانِ پرمدعای خویش هم داناترند و هم فداکار ند و میهن دوست ، که پرچم ملی ایران دوباره به اهتزاز در می آورند!
بلشویک ها و کمونیست ها هم انتظار نداشتندکه پس از ۷۰ سال جماعتی خسته و آرزو باخته را در هر کران و گوشه کشور پهناور روسیه زیر پرچم سرخ به خط کردن، در اولین روزهای پس از فروپاشی شوروی پرچمِ روسیه تزاری را که پرچم ملی کشورشان می شناختند در فدراتیو روسیه برافرازند.
احمد مداح
بگذارید اول مقدمه ای بگویم، در شهری که من بدنیا آمدم آنروزها حدود چهل هزار نفر جمعیت داشت . نوشته ای در صفحه من دوروز پس از ذبح فقاهتی ایرانیان یا هلوکاست ایرانی و یا هرچه که میخواهید نام نهید هست که تعداد قربانیان جنایت علی خامنه ای و شرکا بیش از ۵۰۰۰۰ نفر تخمین زده شده است.
ابوالفضل محققی
تمام کسانی که در برابر چنین جنایتی چشم بسته ،زبان در کام کشیده انگشت اشاره از روی جنایت کار اصلی وحامیان برمی دارند وآنرا بسوی میلیون ها ایرانی بتنگ آمده که کمرشان زیر بار پنجاه سال حکومت بمراتب بد تر از حکومت خارجی شکسته و امروز به امید رهائی بمیدان مبارزه آمده اند را متوجه شخص شاهزاده رضا پهلوی می کنند شریک این کشتارند . مردمی که هر اعتراضشان فقط با گلوله پاسخ گرفته و هر نسل جوانش نا امید تر از نسل قبل سرکوب گردیده است .
ابوالفضل محققی
جنایتی بس هولناک بوقوع پیوسته .جنایتی بدستور یک بیمار روانی که مانند خمینی هیچ حسی نه به این مردم ونه به این آب وخاک ونه حتی به یار قدیمی خود که لباس خلفت بر تن او کرد نداشت و ندارد .مردی خود.شیفته که امر بر وی مشتبهه گردید که از زبان خدا سخن می گوید.
اقبال اقبالی
در مسیر سرنگونی دشمن مشترک‌مان، نباید اجازه دهیم اختلافات و تفاوت‌ها، هدف اصلی را مخدوش کنند.
سیاست انکار، تفرقه، خصومت و کینه توزی، جایی در جبهه‌ی مردم و اپوزیسیون ندارد.
سیاست ما، براندازی حکومت اسلامی و نقد و انتقاد آزادانه در اپوزیسیون است.

امروز، وظیفه‌ی ما روشن است:

مبارزه ما نه برای کسب قدرت برای یک فرد، گروه، فرقه، حزب، بلکه برای برچیدن حکومت اسلامی توسط مردم و انتقال قدرت به نمایندگان مردم در مجلس موسسان نظام نوین پس از انقلاب است.
احمد مداح
در خرداد ۸۸ پس از اعلام جنگ خامنه ای به مردم، قلب ندا آقا سلطان سیبل بسیجی خامنه ای شد!
خامنه ای در نماز عیدشان گفت " اگر به دعوت به اعتراضات ادامه دهند مسئول خون ها خشونت ها و هرج مرج آنهایند"(اخیرا به جای "آنها" اسم دیگری پیدا شده ) از ان پس بود که خشونت ها شروع شد، بانگها و اتوبوس ها به آتش کشیده شد،اتومبیل قوای انتظامی از روی مجروحِ به خاک افتاده برای اطمینان از مُردن فرد زخمی چندین رفت و برگشت داشت.
ابوالفضل محققی
نام من ایران است ! شجاعت است ،غروراست، شورش است وطغیان !سربلندی است وافتخار!زمانیکه فرزندانم سینه در برابر گلوله می گشایند وفریاد آزادی سر میدهند.نامم نشانی از اتحاد یک ملت است تنیده شده در طول تاریخی بس کهن ازاین روست زمانی که "مهسا" دخت کردستان، دخت ایران زمین درتهران بدست جانیان قانونی بقتل می رسد میلیون ها انسان در سرتاسر این سرزمین وسیع به پا می خیزند و جنبش عظیم مهسا را رقم میزنند
احمد مداح
در روزگاران گذشته که هوا شناسی و ماهواره ها در کارنبودند، مردم از پرواز ناگهانی پرندگان که با فرمی متفاوت بال میزدند پیش بینی میکردند طوفانی در راه است.
متاسفانه پرندگان نمی توانند وقوع جنگ را پیش بینی کنند، اما قیمت طلا می تواند! در عرض ۲۴ ساعت گذشته قیمت یک اونس طلا حدود ۱۱۵ دلار افزایش پیدا کرد ، رشد قیمت در این حدبگمان من نشانگر پیش بینی بازار از جنگی قریب الوقوع است.
امضا نا شناس
باید با صراحت گفت: مشاوران کنونی شاهزاده، ذره‌ای به تقسیم قدرت و یا اصول دمکراسی باور ندارند، نه با احزاب سیاسی، نه با جامعه مدنی و نه با نیروهای مستقل. آنان از شاهزاده به‌عنوان ابزاری برای پیشبرد پروژه‌ای اقتدارگرا استفاده می‌کنند، پروژه‌ای که هدف آن ساختن دیکتاتوری‌ای نوین است: نه مذهبی، بلکه مبتنی بر همان منطق طرد، سرکوب و تمرکز قدرت و در نهایت با همان نیروهای نظامی ،امنیتی رژیم اسلامی.