ژئوپولتیک و ژئواستراتژی نفت (بخش چهارم - نسخه دوم )

یک واقعیت است که در حال حاضر نیروهای نظامی غرب نیز در تامین امنیت انتقال مواد انرژی زا ، یعنی نفت و گاز ، از حوزه دریای خزر به اروپا ، رسماً شکت می کنند. افسران ارتش ترکیه ، همراه با همقطاران گرجستانی و آذربایجانی ، بطور منظم ، در مانورهای نظامی در راستای تامین امنیت شاه لوله های انتقال نفت از باکو به تفلیس و بندر جیحان ( B.T.C ) و تامین شاه لوله های انتقال گاز از باکو به تفلیس و ارض روم ( B.T.E ) شرکت می کنند . وهمچنین قرار دادی بین نیروهای ناتو و نیروهای نظامی آمریکا...

سلاح نفت ، سلاح برای نفت .

 

ژئوپولتیک و ژئواستراتژی  قدرت های جهانی و منطقه ای در رابطه با منابع نفت و گاز  دریای خزر و آسیای مرکزی .

 

 به قلم : کاظم رنجبر ، دکتر درجامعه شناسی سیاسی .

قبل از مطالعه مقاله ، از  خوانند گان گرامی  تقاضا دارم  یک لحظه به این نقشه  که در آن منطقه حوزه دریای خزر و شاه لوله هائیکه برای انتقال نفت و گاز از حوزه دریای خزر ، روسیه و آسیای مرکزی  بطرف اروپا و چین منتقل میشوند نظربیاندازند :

 

 

   Annexe 5 ; le projet Nabucco

 این نقشه متعلق به سال 2008 است .(ماخذ )

 تا مین امنیت تولید و انتقال انرژی در زمان بندی وسیاست بین لمللی  آمریکا واتحادیه اروپا ، و سازمان دفاعی ناتو ، در اولویت قراغر دارد. اتحادیه اروپا ، 50 درصد مایحتاج  انرژی خود را از خارج وارد میکند. این درصد دردرسال 2030 ، به 70 درصد خواهد رسید .یک چهارم نفت مورد احتیاج اروپا را  روسیه تامین می کند که مقدار آن در 20 سال آینده به 40 درصد خواهد رسید .مسئولین کشورهای اروپائی به عمق این وابستگی آگاهی کامل دارند.به این جهت نیز مسئولین کشور های اروپائی می دانستند که در بحران سیاسی بین مسکو وکیف دردسامبر 2005 ، روسیه تردید نخواهد کرد که از قدرت و فشار اقتصادی شرکت روسی  تامین کننده گاز :GAZPROM –در پیشبرد اهداف سیاسی خود ، علیه اوکرائین و اروپا ، استفاده نکند. همچانیکه روسیه از این سلاح استفاده کرد.

از سه کشور قفقاز جنوبی ، تنها جمهوری آذربایجان  است که گاز ونفت تولید می کند ، واین دو مادهً انرژی زا به این منطقه ، اهمیت مسلم ژئوپولیتیک می دهد. لذا ثبات سیاسی منطقه یک عامل حیاتی برای انتقال لاینقطع ایم ماده انرژی زا برای مصرف اروپا و چین می باشد. متخصصین معادن نفت و گاز ، میزان ذخیره نفت و گاز قفقاز جنوبی را ، 3تا4 درصد ذخیرهً نفت دنیا  و 4 تا 6 درصد ذخیره گاز دینا را ، تخمین زده اند .

این مقدار محدود ذخیره نفت و گاز در قفقاز جنوبی  به ذات خود مقدار مهم و با اهمیتی نیست ، ولی از آنجائیکه  امکانات و تامین  نفت و گاز از منطقه خلیج فارس و حتی خود روسیه چندان مطوئن و اطمینان بخش نیست ، لذا انتقال نفت و گاز منطقه دریای خزر و و آسیای مرکزی ، یعنی قزاقستان –ترکمنستان ، بیش از پیش از اهمیت بزرگ برخوردار هستند. این امتیاز مهم ، یعنی وجود امنیت و دسترسی به منابع انرژی نفت و گاز دریای خزر و آسیای مرکزی ،این منطقه را وارد رقابت های قدرت های بزرگ اروپای غربی میکند ، تا از این طریق ،درجه وابستگی  خود به نفت و گااز روسیه را  تا اندازه ای کم بشود.

 

این تقلیل وابستگی اروپای غربی به نفت و گاز روسیه ، با ساختن شاه لوله های انتقال گاز و نفت ، وابستگی اروپای غربی را به نفت و گاز روسیه و کنترل آن توسطاین کشور را تقلیل می دهد .در راستای این هدف است که پر.

وژه انتقال نفت  از طریق : باکو –تفلیس –جیحان (BTC ) و انتقال گاز از طریق : باکو –تفلیس –ارض روم (BTE ) بین آذربایجان –گرجستان و ترکیه  و همچنین پروژه :آتاسو –آلشانا کو(Atasu-Alashnakou )، بین : چین و قزاقستان و همچنین پروژه :نابیکو(Nabucoo )  بین : رومانی –مجارستان و اطریش ، در دست مطالعه و اجراء هستند. همچنین اجرای عملی این پروژه ها ، یعنی انتقال انرژی نفت و گاز آذربایجان ، باعث نزدیکی کشور های حوزه دریای خزر به اتحادیه اروپای غربی  می شوند. گشایش این مذاکرات  تا اندازه ای باعث مذاکرات ترکیه و اروپای غربی  در رابطه با وروداحتمالی  ترکیه به این اتحادیه  اروپا شده است. (لازم بیاد آوری است که همین سیاست است که  ما امروز در ایران ، شاهد فعا لیت تجزیه طلبان در آذربایجان ایران  هستیم ، که این سیاست تجزیه طلبی را کشورهای ذینفع  بمانند تجربه تلخ سیاست توسعه طلبی روسیه تزاری و روسیه شوروی ،و امپراطوری عثمانی در گذشته ، ما ملت ایران شاهد بودیم. همین تبلیغات توسط  یک مشت خائنین  به وحدت ملی در ایران امروز در آذربایجان ، کردستان ، خوزستان و بلوچستان  به پشتبانی  مالی و سیاسی کشورهای ذینفع تبلیغ می شود .

راه حل جنگ های منطقه ای در حال انجماد قفقاز جنوبی.

دولت آمریکا برای تامین تسهیلات لازم سرمیه گذاری در بخش انرژی در منطقه قفقاز جنوبی و حفظ منافع مشترک خود با کشور های ذینفع و اتحادیه اروپا ،، استقرار ثبات سیاسی در منطقه را ، یکی از اهداف مهم خود قرار داده است .در راستای این  حل منازعات قره باغ اولیاء بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان ، و مناطق تجزیه طلب های گرجستان که در حقیقت برای جلوگیری از نفوذ آمریکا ، و اروپای غربی ، در قفقاز جنوبی را ، روسیه این آتش جنگ تجزیه طلبان را روشن کرده است ( تجزیه طلبان آبخازی :Abkhazie- آوستی جنوبی :Osséti  ) آمریکا وارد صحنه عملیات سیاسی در منطقه شده است که چندان خوش آیند روسیه نیست .

اهداف بطور روشن و آشکار  توسط طرفین اعلام شده اند. آمریکا و اتحادیه اروپا ، میخواهند نقش بزرگی را در قفقاز جنوبی داشته باشند . در مقابل ، روسیه از آنجائیکه از زمان تزار ها منطقه قفقاز  و خصوصا قفقاز جنوبی را ، بخشی از منطقه ژئواستراتژیک خود می داند ، و از آن می ترسد که در آینده مجبور به ترک قفقاز جنوبی خواهد شد ، لذا با تمام زرنگی  از وجود اختلافات و منازعات قومی ، به عنوان وسیله و ایجاد مانع در موفقیت غرب در نفوذ به منطقه قفقاز جنوبی را فراهم می سازد ، تا از این طریق از سرمایه گذاری غرب و همچنین از ورود گرجستان  به پیمان نظامی ناتو ، مانع شود .تا زمانی که قدرت های بزرگ و سازمانهای بین المللی به یک توافق و هم زیستی مسالمت آمیز نرسند ، تشدید و تصادمات  موجود در منطقه ، آرامش نخواهد یافت ، واین تصادمات و تشدد ها مانع رشد اقتصادی  کشور های قفقاز جنوبی خواهد شد .

 منازعات قره باغ اولیاء و همچنین منازعات موجود در گرجستان  که هر دو بهم شباهت دارند ، در واقع بازیگران و رقبای اصلی  این جنگ ها ، در حقیقت  : روسیه ، آمریکا ، و اتحادیه اروپا و :O .S.C.E  -( Organization for Security and Co-operation in Europe –  سازمان برای امنیت و همکاری  در اروپا ) هستند، که بظاهر هر کدام تقاضای مشلات و ایجاد تفاهم و صلح در منطقه را دارند . در صورتیکه تنها آمریکا است که او نیر در استای منافع دور مدت خود در آینده ، خواستار  پایان دادن به این منازعات است . آمریکا بیش از اتحادیه اروپا ، از امکانات سیاسی نظامی و اقتصادی لازم برخوردار است  که بتواند برای حل اختلافات ارمنستان و آذربایجان تاثیر گذار باشد . اما حل اختلاف بین آذربایجان و ارمنستان ، همچنین حل اختلافات درون گرجستان  ، لازمه اش همکاری بازیگر اصلی ، یعنی روسیه است .  به عبارت دیگر ، بدون توافق روسیه رسیدن به صلح و آرامش درمنطقه ، امکان پذیر نیست

 

نقش نیروهای نظامی در تامین امنیت انرژی .(انررژی نفت و گاز)

 

نقش نیروهای نظامی قدرت های امپریالیستی در تامین امنیت انتقال انرژی نفت و گاز .

از زمانیکه تهدید های تروریستی سازمانهای مختلف سیاسی –مذهبی –نظامی  در صحنه بین المللی ظاهر شده اند ، نیروهای مسلح ملٌی و اتحادیه های نظامی دولت های مختلف ، با انتقال نیروهای مسلح خود در پایگاه های مختلف و نکات حساس و ژئواستراتژیک جهان  خصوصا در مناطق حملو نقل و انتقال نفت و گاز ، مستقر هستند. در بطن اتحادیه های :G.U.A.M  (اتحادیه گرجستان-اکرائین-آذربایجان – ملداوی )  بر خورد های لفظی از یک طرف رخ می دهد و مسئولین این کشور های را ملزم به یافتن راه حل و طرح های جدید وا می دارد . در این موقعیت ها ها روسیه در در یافتن  استراتژی جدید  نقش اساسی دارد . خصوصاً اینکه  در اتحادیه :G.U.A.M. ، جمهوری آذربایجان تنها کشورتولید کننده نفت و گاز است .و بعلاوه نفت و گاز تولیدی کشورهای آسیاسی مرکزی در انتقال به بازار های اتحادیه اروپا ، الزاماً از خاک آذربایجان و روسیه  می گذرد .لذا روسیه درنحوه و سیاست انتقال نفت و گاز تولیدی از آذربایجان و آسیای مرکزی به اروپا  ، نقش اساسی بازی میکند .از زمانیکه تغیرات و تحولات سیاسی د رکشور اوکرائین رویداد ،به نظر می رسد که نقشه های امنیتی برای انتقالنفت و گاز گروه اتحادیه گرجستان –اوکرائین-آذربایجان- و ملداوی ، از اهمیت درجه یک به اهمیت درجه دو سقوط کرد .  (انتخابات ریاست جمهوری اوکرایئن 25 فوریه 2010 و روی کار آمدن طیف طرفداران سیاست روسیه  Viktor Ianoukovytch )

در حال حاضر نیروهای نظامی روسیه مسئولیت حفظ امنیت موسسات تولیدی و همچنین معادن  نفت در حال استخراج نفت دریای خزر را بر عهده دارند .  دربین گروها و سازمانهای  سیاسی و اتحادیه های نظامی که بعد از فروپاشی  اتحاد جماهیر شوروی ، دولتمردان آن کشور، در بین جمهوری های سابق  شوروی تشکیل دادند ،  سازمان پیمان امنیت دسته جمعی :C.S.T.O    ، مخفف : Collective Security Treaty Organisation  - که روسیه رهبری و سلطه نظامی خود را بر این سازمان تحمیل کرده است ، امنیت تولید و انتقال نفت و گاز  تولیدی دریای خزر  را برعهده دارد .

روسیه دربین گروه :C.S.T.O   ، روسیه رهبری گروه و سلطه بر آن را بر عهد ه دارد ، وخود این امر نشان می دهد که امنیت تولید نفت و گاز و انتقال آن ، در درجه اول اهمیت قرار دارد. در راستای بالا بردن درجه امنیت تولید و انتقال انرژی ،  C.E.I. – ( اتحادیه کشور های مستقل . منظور اتحادیه جمهوری های سابق شوروی است ) در سال 2006  تمرینات  را در راستای حفظ امنیت مرکز اتمی ارمنستان به اجراء گذاشت ، تا از این طریق  سطح آمادگی نیروهای امنیتی  را در راستای حفظ  امنیت و انتقال انرژی را در مناطق نفت خیز بالا ببرد . تعجب آور نخواهد بود که ما شاهد آن باشیم  که سازمان :C.S.T.O   در آینده بیش از پیش در تامین امنیت مناطق تولید و انتقال نفت و گاز ، فعالیت بیشتری را بر عهده بگیرد.  نیروهای دریائی منطقه  چون : Black Sea Force  - نیروی دریائی دریای سیاه ، و :Caspian Sea Fore  - نیروی دریائی  دریای خزر ، در چهار چوب عملیات تامین امنیت  در حوزه قفقاز مورد استفاده قرار می گیرند.

یک واقعیت است که در حال حاضر نیروهای نظامی غرب نیز  در تامین امنیت  انتقال مواد انرژی زا ، یعنی نفت و گاز  ، از حوزه دریای خزر به اروپا ، رسماً شکت می کنند. افسران ارتش ترکیه ، همراه با همقطاران گرجستانی و آذربایجانی ، بطور منظم ، در مانورهای نظامی  در راستای تامین امنیت  شاه لوله های انتقال نفت از باکو به تفلیس و بندر جیحان ( B.T.C   ) و تامین شاه لوله های انتقال گاز  از باکو به تفلیس و ارض روم ( B.T.E  ) شرکت  می کنند . وهمچنین قرار دادی بین نیروهای ناتو و نیروهای نظامی آمریکا و شرکت مستقیم  ارتش آمریکا  در راستای تامین امنیت این لوله های نفت و گاز و هچنینی آموزش واحد های نظامی گرجستان و آذربایجان  برای حفظ امنیت این لوله ، بسته شده است .  ولو اینکه ناتو و آمریکا شرکت و هرنوع دخالت مستقیم خود  در تامین امنیت لوله های انتقال نفت و گاز از آذربایجان و گرجستان را نفی میکند ، ولی بنا به اظهارات مقامات مهم آمریکا و ناتو ، در باره حفظ و تامین امنیت این لوله ها ، تاکنون جلسات متعددی  در سطوح بالای مسئولین آمرکائی و یپمان ناتو  بر گزار شده است .همین جلسات ، اهمیت ژئوپولیتیک و ژئواستراتژیک  قفقاز جنوبی را برای آمریکا و اروپا را ، چه از منظر انرژی  نفت و گاز و چه از منظر نفوذ در منطقه و جمهوری های سابق  اتحاد جامهیر شوروی را نشان می دهد . (ادامه دارد ) 

ایمیل نویسنده: 
برگرفته از: 
ایمیل رسیده
انتشار از: 

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری