روایتی نوین از نئولیبرالیسم

چطور جانی ترین قاتلان بشریت به ناجیان ملت تبدیل میشوند و دشمنان سعادت بشریت در جلد آزاده ترین یاران آنها بزک شده و به ما تحویل داده میشوند. برای تشریح این روایت نوین نئولیبرالی باید سناریو را به نحوی به تصویر کشید.

روایتی نوین از نئولیبرالیسم
همه ما مواردی را به یاد داریم که وقتی در را به روی بعضی ها می بندی، با زیرکی خاصی از پنجره وارد میشوند. چطور جانی ترین قاتلان بشریت به ناجیان ملت تبدیل میشوند و دشمنان سعادت بشریت در جلد آزاده ترین یاران آنها بزک شده و به ما تحویل داده میشوند. برای تشریح این روایت نوین نئولیبرالی باید سناریو را به نحوی به تصویر کشید.
اگر در مورد هر سناریوئی بطور مستمر و ادامه دار واقعیت ها را به میزان کمی هم که شده منحرف و مختلط کرده باشند، در ادامه و استمرار آن به مرحله ای خواهیم رسید که واقعیت ها صد و هشتاد درجه وارونه جلوه داده شده و کاملا در مقابل راهکاردرست، راستین و مردمی قرار میگیرند. از زبان این روایت سیاسی کار به جائی میرسد که تنها راه "نجات" مردم ایران از خفقان، دیکتاتوری و عذاب جمهوری اسلامی ایران را در وارد شدن آمریکا و انگلیس در لباس دوست جهت نجات مردم ایران به صحنه معرفی مینماید.
برای تصویر این روایت چندین پیش فرض لازم می باشد. کنار همدیگر چیدن این پیش فرض ها روایت نوینی از تئوری سیاسی نئولیبرالی به ما میدهد که از پنجره وارد شدن دزدی که از در فرار کرده بود را به ارمغان آورده و گرگ را در لباس میش به عنوان ناجی ملت ایران معرفی می نماید.
پیش فرض ها از این قرار به تصویر کشیده میشوند.
الف- جمهوری اسلامی ایران بزرگترین عامل بدبختی، ذلت و عقب ماندگی و .... مردم ایران میباشد.
ب – جمهوری اسلامی ایران باعث اصلی ناامنی در کل منطقه خاورمیانه می باشد.
پ – روسیه و چین بزرگترین دولت های قدرتمند بین المللی حامی جمهوری اسلامی ایران در عرصه جهانی میباشند.
ج – همه قدرت های بزرگ جهانی فقط و فقط به دنبال منافع شخصی خودشان می باشند و هیچکدام دلشان به حال مردم ایران نسوخته است.
چ – مردم ایران به تنهائی قادر به خلاص شدن از دست حکومت جمهوری اسلامی ایران نیستند، لذا احتیاج به حمایت جهانی دارند.
ح – کشورهای قدرتمند جهانی به دو جبهه تقسیم میشوند، جبهه آزادی و دموکراسی، که عمدتا کشورهای غربی امپریالیستی نئولیبرالیسم جهانی را شامل میشوند، و دیگری جبهه کشورهای قدرتمند دیکتاتوری چین کمونیستی و روسیه.
خ – نیروهایی که نبرد رهائیبخش را در ایران به پیش میبرند، باید با جبهه دولت های دموکراتیک غربی (آمریکا و انگلیس بطور خاص) مناسبات نزدیک برقرار کرده و از حمایت آنها در این نبرد رهایبخش بر علیه جمهوری اسلامی ایران استفاده کرده و با همدستی آنها قدرت سیاسی در ایران را بدست گرفته و آزادی و دموکراسی را به ایران بازگردانند.
د – سیاست یک چالش تنازع بقا برای حفظ خویش و رسیدن به هدف به هر قیمت و از طریق ائتلاف با قدرتمندترین نیروهای درگیر در تناقضات داخلی و منطقه ای میباشد.
ذ – کشورهای بزرگ غیر دموکراتیک جهانی از قبیل روسیه و چین، برای مردم ایران خطرناک تر از جبهه کشورهای غربی دموکراتیک میباشند. با حمایت کشورهای غربی باید جلو هرگونه نفوذ استعمارگرانه چین و روسیه در ایران را گرفت.
بگذارید پیش فرض ها را اینجا خاتمه دهیم. گرچه میشود این فرضیه ها را با جزئیات بیشتر تا چندین و چند مورد دیگر ادامه داد. اینها پیش فرضیه های تئوری نئولیبرالی نوین استراتژی سیاسی برای عبور از جمهوری اسلامی ایران میباشد. هدف تئوریسین های این روایت سیاسی نئولیبرال در اینجا این می باشد تا از طریق اختلاط واقعیت ها با غیر واقعیت ها از یک طرف، برجسته و اغراق کردن در مورد نقش جمهوری اسلامی ایران، چین و روسیه در فجایع دهه های گذشته خاورمیانه از افغانستان گرفته، تا عراق، سوریه، لیبی، عربستان، یمن، مصر و غیره .
با کم رنگ کردن نقش دولت های غربی و بخصوص آمریکا و انگلیس در همین فجایع دهه های اخیر خاورمیانه و همطراز نشان دادن این نقش در کشتارهای و آوارگی های میلیونی مردم کشورهای جنگ زده ، دولت ها و قدرتمداران این کشورها را نمایندگان مهد آزادی و دموکراسی و سعادت بشریت نامیده، نه تنها خلط مبحث مینمایند، بلکه با چرخاندن واقعیتها جریان به نحوی وارونه جلوه داده میشود و گرگ ها را در لباس میش وارد صحنه مینمایند.
تاثیرات این روایت سیاسی در شرایط ایران چگونه انطباق می یابد؟ این روایت چنین طرح میکند که، درست است که آمریکا در زمان مصدق کودتا کرده شاه را بر سر قدرت برگرداند و نفت ایران را از دست استعمار کهن انگلیس در آورده و به کنترل خود در آورد. درست است زمانی که شاه ایران نمیخواست حلقه به گوش امریکا باشد و تلاش میکرد تا حدودی بصورت مستقل عمل نماید، امریکا و غرب در زمان کارتر طبق تصمیمات کنفرانس گوادلوپ تصمیم به برداشتن شاه از یک طرف و حمایت از خمینی و در سر کار آوردن ایشان و تشکیل جمهوری اسلامی ایران گرفتند. درست است که ما تابحال شاهد دهها، بلکه صدها مورد دیگر دخالت های استعمارگرانه آنها در امور کشوهای خاورمیانه از جمله ایران بوده ایم، اما، با وجود این، روایت سیاسی نئولیبرالی نوین این طور طرح میکند که، خطر روسیه و چین برای ایران از استعمار پیر انگلیس و آمریکا بیشتر می باشد. بر اساس این روایت مگر نمیبینیم که روسیه و چین تنها حامیان بین المللی جمهوری اسلامی ایران میباشند؟ مگر نمیبینیم که روسیه در دریای خزر چه کارها که نمیکند و چینی ها ماهیگیری دریای عمان و خلیج فارس را در انحصار خود در آورده اند؟
ما یک مثل ترکی داریم که میگوید روزی ملا نصردالدین دو تا گوساله داشت که یکی از آنها بند ریسمان را پاره کرده و فرار میکند. ملا آمده و این یکی گوساله را که هنوز فرار نکرده بود کتکی حسابی میزند. میپرسند ملا چرا این گوساله را میزنی، جواب میدهد شما نمیدانید، اگر این یکی بند را پاره کرده بود، از آن یکی تندتر فرار میکرد. مثل مشابهی در انگلیسی وجود دارد که ترجمه مضمونی آن چنین میباشد که یارو چشمش را به حضورش فیل در خانه میبندد، ولی دنبال خرابکاری های موش در خانه میگردد.
در شرایطی که سرمایه داری مالی جهانی برای غلبه بر بحران های داخلی خویش به شدت به جنگ افروزی و تکرار رفتارهای استعمارگرانه روی اورده است، نئولیبرال های وطنی ما چشم به فجایع آفریده شده توسط دولت های آمریکا و انگلیس و یارانشان در جهان، خاورمیانه و کشور خودمان ایران طی دهه های گذشته بسته و کشتار و آوراگی دهها میلیون مردم توسط آنها را چشم پوشی کرده و خطر روسیه و چین را تا آن اندازه بزرگ میکنند که به بهانه ممانعت و جلوگیری از نقش آنها در ایران، دست به دامن حمایت و تقاضای کمک کردن از آمریکا، انگلیس و حتی عربستان و اسرائیل در ایران جهت بازگرداندن آنچه که آنها آزادی و دموکراسی نئولیبرالی ویژه خودشان مینامند، میزنند.
بلوک سیاسی مربوطه ای که نئولیبرال های وطنی خود را به آن متعلق میدانند شامل اعتلافی جهانی با آمریکا، انگلیس، اسرائیل، عربستان و آریاپرستان داخلی می باشد. آنها نه تنها در مورد اقدامات غیر بشری آمریکا، اسرائیل و دیگر اعضای این گروه بندی، از قبیل کشتار اخیر بیش از شصت نفر فلسطینی در نوار غزه سکوت میکنند، از تحریمات آمریکا علیه ایران دفاع می نمایند، بلکه از هر نوع دخالت، حمله و اعمال غیر انسانی اعضای گروهبندی مربوطه بر علیه کشورهای منطقه از جمله ایران بطور مستقیم و غیر مستقیم حمایت می نمایند.
در اینجا این سوال پیش می آید که آیا این حضرات نئولیبرال ایرانی خودمان هستند که از حمایت قدرتمداران غربی استفاده میکنند، و یا اینکه این آنها هستند که مثل عروسک های خیمه شب بازی آلت دست استعمار کهن انگلیس، و امپریالیسم به جنون افتاده و در حال از هم پاشیدگی آمریکا گردیده اند. دموکراسی وارداتی آنها از آمریکا و انگلیس چیزی بجز تحویل دودستی کشورمان به انحصار امپریالیسم به جنون افتاده در حال اهتزار نمیباشد.
دنیز ایشچی
18 می 2018

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: