سقوط قریب الوقوع جمهوری کهریزکی اسلامی پارسی ایران و اپوزیسیون مرتجع سرتاسری

ترکان آزربایجانی با هویت فردی و جمعی خود جائی دراین تشکلهای سنتی-ارتجاعی ندارند. فارغ از اینکه حکومت فارسی-شیعی فعلی بدنبال کودتای نافرجام سپاه, قیام مردم و یا دخالت نظامی از هم بپاشد آزربایجانی واقف است که تنها راه نجات, کنترل سریع سرزمینهای تاریخی خود و رفراندوم حق تعیین سرنوشت با نظارت سازمان ملل می باشد. آزربایجانی میخواهد از تمامی حقوق فردی و جمعی که فارسها برخورداند او نیز برخوردار باشد همانند داشتن کشوری با اتریبوتهای ملی خود

تمامی شواهد و قرائن نشان از سقوط قریب الوقوع رژیم فارسی-اسلامی ایران دارند. اپوزیسیون عقیم سرتاسری ایران, زانوی غم بغل گرفته و مدعی هستند که عدم وجود آلترناتیو مورد تاییدشان موجب ایجاد خلا سیاسی پس از سقوط شده و تمامیت ارضی ایران به مخاطره خواهد افتاد (بخوانید رژیم آخوندی را باید دو دستی جسبید). اینان بعبارت دیگر به ناکارآمدی خود در تشکیل یک نیروی سیاسی کارآمد در فردای بدون جمهوری کهریزکی اعتراف می کنند. در طول تاریخ سیاسی ایران تمامی احزاب چپ و راست و میانه ایرانی بدلیل سوهاضمه مزمن سیاسی و درک نادرست از ایدئولوژیهائی که ظاهرا منادی آن بوده و هستند, تنها و تنها در نقش دنباله رو نیروها و تشکلهای سنتی ارتجاعی ظاهر شده اند.
بخشهای سنتی - ارتجاعی اپوزیسیون فعلی جمهوری اسلامی به رهبری رضا پهلوی و مریم رجوی در تکاپوی تشکیل جبهه ای واحد هستند تا بتوانند جای حکومت آخوندی را بسرعت پر کنند. قدرتهای جهانی و منطقه ای با تجربه نهادینه ای که از جامعه فارس محور شیعی ایران دارند میدانند که این جامعه قادر به تحزب مدرن و همگرائی با جهان متمدن نیست و تنها نیروهای سنتی با اتکا به شیوه های تشکل فئودالی حول محورهای شاه و شیخ قادرند بخشهای فارس نشین کشور را نمایندگی کنند. با این تفاوت که نماینده کنونی جبهه شاهی با تقیه سعی در تصویر چهره ای شبه دموکرات از خود دارد و نماینده بخش مذهبیون یک زن با حجاب است. مشاورین ترامپ, سیاستمدان بریطانیائی و برخی در اتحادیه اروپا ظاهرا میانجی این ائتلاف نامیمون هستند تا دور تسلسل حکومت شاه و شیخ همچنان ادامه یابد و مشکلات منطقه هرگز حل و فصل نشود. رضا پهلوی که موقعیت سیاسی خود را از پدر به ارث برده با عوامفریبی شاهانه, خود را طرفدار دموکراسی و مبارز احقاق حقوق مردم از جمله حق انتخاب!!!! بر می شمارد. آقای پهلوی که ظاهرا با ژست دمکرات مآبانه, تعیین نوع حکومت را به رای مردم واگذار کرده است هرگز سخنی مبنی بر غیر دموکراتیک بودن نهاد سلطنت بزبان نمی آورد. ایشان از حق تعیین سرنوشت ملل غیر ایرانی نیز کلامی نمی گویند اما همچنان خود را پایبند به قوانین بین المللی میخوانند!!!! . مجاهدین خلق ایران , یاحسین گویان خواهان پس گرفتن جانشینی امام غائب هستند. خانم رجوی خود را رئیس جمهور منتخب مینامد!!! بعبارت دیگر او نیز نوعی ولی فقیه است که از طرف شواری ملی مقاومت ( مجلس خبرگان کوچک) به ریاست جمهوری ایران برگزیده شده است. درک مجاهدین و خانم رجوی از دموکراسی و حقوق جمعی و فردی مردم در همین حد است.
آنچه که مخالفان سرتاسری کهریزکیان خلا خطرناک قدرت می نامند , آنتراکتی از قبل اعلام نشده از خفقان مستمر شاه و شیخ است که فرصت ابراز وجود و تشکل را برای مظلومان و ستمدیده گان فراهم می سازد. فرصتی که توده مردم در محیطی بدور از سرکوب سیستماتیک وارد فاز تحزب گردیده وخود را آماده کارزار سیاسی بمنظور احقاق حقوق پایمال شده خویش بر اساس موزین دموکراتیک و حقوق بین الملل می سازند. جنبشهای ملل تحت ستم در ایران در یکصد سال اخیر همواره از این خلا پیش آمده بهره برده و احزاب قدرتمند مدرنی را تشکیل داده اند.
ترکان آزربایجانی با هویت فردی و جمعی خود جائی در این تشکلهای سنتی-ارتجاعی ندارند. فارغ از اینکه حکومت فارسی-شیعی فعلی بدنبال کودتای نافرجام سپاه, قیام مردم و یا دخالت نظامی از هم بپاشد آزربایجانی واقف است که تنها راه نجات, کنترل سریع سرزمینهای تاریخی خود و اجرای رفراندوم حق تعیین سرنوشت با نظارت سازمان ملل می باشد. آزربایجانی میخواهد از تمامی حقوق فردی و جمعی که فارسها برخورداند او نیز برخوردار باشد همانند داشتن کشوری  با  اتریبوتهای ائتنیکی وفرهنگی خود .
دیرنج مین ائللی- 13 مای 2018

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
☆ "ما مدافع برابری کامل همه ملیتهای کشورمان هستیم و زبان و فرهنگ هموطنانمان را ، از هر ملیتی که هستند ، در زمره سرمایه های انسانی تمام مردم این کشور می دانیم که باید در ایران فردا گسترش و ترویج پیدا کند"☆
از برنامه ده ماده ای "خانم مریم رجوی " رئیس جمهور برگزیده مقاومت، برای ایران فردا.
بدیهی است که حقوق برابر اتنیک ها در ایران، و همچنین حفظ یکپارچگی و تمامیت ارضی کشور ، در دوران پس از سرنگونی رژیم ، تنها و تنها با شورای ملی مقاومت و سازمان پرافتخار مجاهدین خلق ایران به عنوان تنها آلترناتیو دمکراتیک و سازمانیافته محقق خواهد شد.
بی تردید پس از سرنگونی رژیم، به خلق های قهرمان و شریف ترک و کرد و بلوچ و ترکمن و عرب خوزستانی، حق خودگردانی استانی و تحصیل و آموزش به زبان مادری اعطاء خواهد شد.
و اما آن ناسیونالیستهای کوتوله ی قوم گرایی که دم از تجزیه و تقسیم ایران می زنند، از اندک شعور