رژیم، ما و آینده

سرانجام ایالت متحده در روز سه شنبه ۰۸/۰۵/۲۰۱۸ از پرونده برجام خارج شد، اتفاقی که شاید همه ما پیش بینی کرده و حتی در مقاله ای تحت عنوان " تغییر افراد در دولت امریکا به تغییرِ حکومت در ایران منجر خواهد شد؟!"به صحبتی که نخست وزیر اسرائیل بنیامین نتانیاهو در جمعی خصوصی در ماه های قبل مبنی بر اینکه ایالت متحده در برجام نخواهد ماند به نقل از سایت AXIOS اشاره داشته ام. دونالد ترامپ در سخنرانی خود از وضع تحریم های شدید و گسترده صحبت کرد و فردای آن روز به رژیم اسلامی ایران پیغامی فرستاد...

در این مقاله به چند مبحث پیرامون تصمیم دونالد ترامپ، سرنوشت ایران و شرایط داخلی کشور خواهم پرداخت:

در روز سه شنبه و ساعاتی قبل از اعلام نظر دونالد ترامپ شاهد افزایش قیمت دلار به ۸۰۰۰ تا ۸۵۰۰ تومان بودیم، این به معنی وخیم تر شدن شرایط اقتصادی کشور تعریف میشود و در همان زمان بسیاری از رسانه ها خبرِ متوفق شدن خرید و فروش دلار را انتشار دادند. همینطور قیمت نفتِ بِرِنتِ دریای شمال به ۷۶ دلار رسید، لازم به ذکر است در دو ماه گذشته نفت بِرِنتِ با قیمت ۵۰ تا ۵۵ دلار معامله می شد. و بورس وال استریت در آستانه خروج ایالت متحده از برجام شروع به تغییر و واکنش کرد، این بدان معنا است که شرکت های بزرگ اقتصادی در خطرِ سرمایه گذاری و میتواند سرمایه گذاران را دچار ریسک و تردید کند.

آنچه که آشکار مشخص است، ایالت متحده سخت ترین تصمیم را در قبال رژیم ایران گرفت: ۱- بیرون کشیدن پای خود از پرونده ای بی سود ۲- امضای از سرگیری تحریم های قبل از امضای برجام ۳- اجرای تحریم های جدید در غالب موضوعات و پرونده های دیگر، که البته لازم به یادآوری است رئیس جمهور امریکا با این تصمیم هدف دیگری را نیز دنبال میکند و نمیخواهد راه فراری نه برای ایران و نه برای کشورهای اروپایی بگذارد.یکی از اهداف خارج شدن ایالات متحده از برجام را میتوان در آغازی از اقدامات عملی و جدی دید که در نهایت باید رژیم ایران را به یک متحد خوب و سربزیر در زمین خود تبدیل کند با هدف تضعیف رقبایی مانند چین و روسیه. و این فشار ها تا پذیرفتن شروط امریکا و یا فروپاشی ادامه خواهد داشت.

ایالت متحده تصمیم خود را به گونه ای به امضا رساند که توسط کشورهای اروپایی رو دست نخورده و آنها را از شانه خالی کردن در همراهی رئیس جمهور امریکا منصرف کند. واکنش های کشورهای اروپایی و به طور کل اتحادیه اروپا را میتوان صرف یک نمایش دیپلماسی و سیاسی دید و نه بیشتر، چرا که آنها به خوبی از دست بالا داشتنِ امریکا در ۵+۱ خبر دارند. این اتفاق برای ما مشخص میکند که ایالت متحده تضمین و برنامه ای فراتر از برجام میخواهد. «ایران یا باید مذاکره کند یا اتفاق دیگری خواهد افتاد».

و از طرفِ ایران صحبتی جز حفظ برجام نشنیده ایم.تنها نکته در صحبت های آقای حسن روحانی ماندن در برجام و چاره را حفظ آن میدید. اما اینکه چقدر محتمل است که پای میز مذاکره برود و خواسته های جدید ایالت متحده را امضا کند، بسیار ناچیز است.

لیستی از تحریم هایی که با خروج ایالت متحده به صورت خودکار باز خواهند گشت

قانون اختیارات دفاع ملی: هدف از اعمال این تحریم، محدود کردن فروش نفت ایران با روشِ تحریم کردن بانک های خارجی در صورت معامله با بانک مرکزی ایران است. لازم به ذکر است که نیازِ جدی به نفت ایران از طرف دیگر کشور ها احساس نمیشود چرا که طبق گزارشات در رسانه های مختلف روزانه دو و نیم میلیون بشکه به صورت مازاد تولید میشود و با بازگشت این تحریم فروش نفت ایران طی ۳ سال آینده به ۵۰۰ هزار بشکه در روز خواهد رسید.

قانون آزادی و ضد اشاعه (هسته ای) ایران: هدف از اجرای این تحریم، محدود کردن ایران در حوزه های انرژی، کشتیرانی و کشتی سازی خواهد بود که با تحریم خرید و فروش کالاهای صنایع انرژی، کشتی رانی، کشتی سازی و خدمات مرتبط قصد محدود کردن ایران در این حوزه را دارند. شرکت ملی نفت، شرکت ملی نفت کشی و شرکت کشتیرانی ایران هدف اصلی این تحریم هستند. لازم به ذکر است فروش بنزین به ایران هم شامل این تحریم خواهد شد.

قانون تحریم های ایران (آیسا): هدف از طرح این تحریم نفت و گاز ایران خواهد بود و با تحریم شرکت ها با بیش از ۲۰ میلیون دلار سرمایه گذاری در صنعت نفت و گاز ایران قصد محدود کردن ایران در این صنعت را دارند. این تحریم میتواند قرارداد هایی که هنور به امضا نرسیده است را متوقف کند.

شش فرمان اجرایی رئیس جمهور امریکلا: هدف از اجرای این طرح، محدود کردن ایران در صنایع دیگر مانند قطعات خودرو و محصولات پتروشیمی خواهد بود.

افراد و نهاد ها، شرکت های ایرانی و غیر ایرانی نیز شامل تحریم خواهند شد. این تحریم ها تنها در زمینه هسته ای است.

وزارت خزانه داری امریکا پیش از این هم نیروها و شرکت های اقتصادی وابسته به سپاه را مورد تحریم خود قرار داده بود که با شرایط حال میتواند شدت بیشتری بگیرد. لیست اسامی و شرکت هایی که در لیست تحریم ها بودند از این قرار است: محمدعلی جعفری محمدرضا نقدی رستم قاسمی حسین طائب یحیی رحیم صفوی علی اکبر احمدیان عبدالله عراقی پرویز فتاح احمد فروزنده محمد حجازی مرتضی رضایی حسین سلیمی -شرکت‎ها و سازمان‎ها و موسساتی که در فهرست تحریم‎های آمریکا قرار گرفتند: قرارگاه سازندگی قائم، موسسه مهندسین مشاور ایمن‌سازان، شرکت حرا، موسسه مهندسی فاطر، نیروی مقاومت بسیج، دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله، بنیاد تعاون سپاه، قرارگاه سازندگی قرب کربلا، نیروی هوافضای سپاه، دانشگاه امام حسین، بانک مهر، موسسه رهاب، موسسه سرمایه‌گذاری مهر ایرانیان، شرکت صنعتی دریایی ایران، موسسه راه ساحل، شرکت تهران‌گسترش، شرکت مهندسی نفت و گاز سپانیر، شرکت فناوری آب‌های عمیق و سازمان خودکفایی هوافضای سپاه و... .

در نتیجه باید منظر تحریم های جدیدی در غالب موشک های بالستیک، دخالت در دیگر کشورهای منطقه، حمایت از تروریسم و حقوق بشر باشیم که هر کدام از این پرونده ها میتواند به صورت جداگانه لیستی از تحریم ها را به شکل بالا در مقابل رژیم اسلامی ایران قرار دهد. به این معنا خواهد بود که اعمال تحریم در غالب های جدید میتواند موقعیت رژیم اسلامی را در خارج و داخل کشور کاملا به خطر و راه فراری برای آن باقی نگذارد.

با توجه به خواسته های ایالت متحده در قسمت اول وبا شناخت از مختصری از تحریم ها در قسمت دوم، میتوان متصور شد که ایالت متحده به صورت جدی دو راه جلوی رژیم قرار داده است؛ یا با ما مذاکره میکنید( به معنای استحاله بسیار شدید و عمیق که احتمال این اتفاق را بسیار کم میبینم) و یا با شورش های درونی و فشار نظامی به پایان خط خواهید رسید.

مختصری از آنچه که در داخل میگذرد

افزایش حرکت‌های اعتراضی در ایران در سال‌ها و در ماه‌های اخیر، برای همه‌ی ما امری آشکار و روشن است. به نظر می‎‌رسد با تضادهای ِعمیق جامعه‌ی ایران که با تصمیم روز سه شنبه ایالت متحده مطمئنا شاهد وخیم تر شدن اوضاع خواهیم بود و ناتوانی و ناکارآمدی حکومت در اداره امور(به گفته علی لاریجانی رئیس مجلس رژیم) و پاسخگویی به مطالبات، میتوان پیش‌بینیِ افزایش چشمگیر اعتراضات و مطالبات – به ویژه در حوزه‌های صنفی و معیشتی را داشت.

در این قسمت سعی میکنم تا زمینه‌های اعتراضات، محتوا و انواع آن‌ها در سه ماه اخیر (بهمن، اسفند و فروردین) که به صورت روزانه ثبت شده را شرح دهم. نا گفته نماند که این آمار ها نمیتواند در برگیرنده تمامی اعتراضات و اعتصابات باشد.

در سه ماه گذشته ۶۸۸ حرکت اعتراضی صورت گرفته است. به طور میانگین ۲۲۹ مورد حرکت اعتراضی در هر ماه و ۷.۶ حرکت اعتراضی در هر روز. که از این تعداد اعتراض ۵۱۵ اعتراض شامل اعتراضات معیشتی و صنفی، ۶۶ اعتراض مربوط به مطالبات موسسات مالی و اعتباری، ۱۷ مورد مطالبات دانشگاهی، ۳۲ مورد مطالبات سیاسی و اجتماعی، ۷ مورد مطالبات زنان، ۱۵ مورد مطالبات قومی و ۷۶ مورد مطالبات در زمینه های دیگر رخ داده است.

معترضین سه ماه اخیر را میتوان در این اقشار از جامعه ایران دید:

زنان ایران مطالبه گر شده و حالت خنثی خود را از دست داده اند

اعتراضات پراکنده معیشتی

اعتراضات قومی-هویتی

اعتراض و مهاجرت به دلیل کمبود آب و خشکسالی (طبق اخبار و گزارشات آب استان یزد و خوزستان جیره بندی شده و با ادامه دار بودن این روند پیش بینی میشود به استان های دیگر انتقال پیدا کند و در ۱۵ سال آینده تنها شش استان آب خواهند داشت).

افزایش حاشیه نشینی (۱۹ میلیون) که میتواند در آینده بیشتر شده و به جمع معترضین اضافه شوند. پیوستن حاشیه نشین ها به معترضین از این حیث جدی است که آنها دچار فقرِ مادی هستند و توان زندگی در شهر را ندارند و از طرفی دیگر امکان بازگشت به سرزمین های آب و اجدادی را به دلیل خشکسالی، بی آبی، فقر و بی کاری امکان پذیر نمیدانند. از این جهت میتوان برداشت کرد که آنها در آینده  و با وخیم تر شدن شرایط اقتصادی-اجتماعیِ کشور دست به شورش های تند خواهند زد.

با توجه به مختصر توضیح در بالا در شرایط فعلی جامعه ایران با تراکمی از آسیب های اجتماعی روبرو است. مانند بحران اخلاقی-آشفتگی در نهاد خانواده هستیم. در کشور از هر سه ازدواج یکی از آنها به طلاق ختم میشود.رشد روزافزون اعتیاد،حاشیه نشینی، رشد جرم و جنایات با ۱۷ تا ۱۹ میلیون پرونده قضایی و... که یکی از دلایل آن نبود مدیریت کارا در امور اقتصادی است.

اقشار طرد شده مانند دراویش، بهائیان، مسیحیان، دگرباش های جنسی، زنان، اقوام ایرانی و... زیر فشار مضاعف رژیم هستند که تنها بدنبال فرصتی برای اعتراض میگردنند.

در نهایت با تصمیم رئیس جمهور امریکا ما از شک و تردید در مورد آینده ایران بیرون آمدیم. با توجه به این موضوع متوجه هستیم که در شرایط مطلوبی بسر نمی بریم. جامعه ایران در حال فروپاشی و انفجار است و با مسدود کردن راه های تنفس رژیم میتوان احتمال داد که در اینده شورش های بسیار گسترده ای در ایران رخ دهد که میتواند دستگاه سرکوب رژیم را به شکل رادیکال ترینِ آن به کار اندازد. مبارزین و معترضین ایران باید از این فرصت تاریخی بدست آمده قبل از آنکه رژیم اسلامی بخواهد ایران و ایرانی را همراه با خود به پرتگاه نابودی و انقراض بکشاند فکری کرده و چاره ای بیاندیشند. از پرتاب موشک توسط سپاه قدس به خاک اسرائیل اینطور بر میاید که آنها میخواهند با به راه اندازی جنگ سرنوشت خود را به سرنوشت ملت و کشور ایران گره بزنند و در صورت وقوعِ چنین سناریویی ما در آینده شاهد آوارگان میلیون نفری از ایران خواهیم بود و چیزی به نام کشور ایران باقی نمی ماند. فکری کرده تا دیر نشده میهن و هم میهنانِ گروگان گرفته شده توسط رژیم اسلامی را از اتفاق شوم آزاد سازیم.

همینطور که در مقاله قبل خود اشاره داشته ام با توجه به شرایط حال حاضر که بی شباهت به اواخرِ عمر صدام حسین نیست، ما اپوزیسیون و مبارزین و معترضین درونِ کشور راهی جزء اتنخاب بین بقا و انقراض نداریم. با برجام و بی برجام رژیم اسلامی ایران مردم را در تنگناها نگه داشته است. امروز موضوع محوری ما برجام و... نیست، بلکه گذار از این رژیم است.

از فرصت تاریخیِ بدست آمده استفاده کنیم. انتخاب با ماست.

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: