خدیجه جابری گل سرخ کرمانشاه در بهار پرپر شد!

تعداد مشاهدات: 
511
شوهر خدیجه جابری هنگام کشتار زندانیان سیاسی در تابستان سال ۱۳۶۷ اعدام شد و خود خدیجه جابری هم که به همراه شوهرش (ابراهیم نجاران) دستگیر و پس از بازجوئی ها و شکنجه های فراوان سال ها در سیاهچال های رژیم دوزخی ولایت فقیه به زنجیر کشیده شده بود دچار تشنج عصبی شده و تعادل روانیش را از دست داد که سرانجام پس از سال ها درد و رنج و زندان و شکنجه روز نوزدهم فروردین ماه سال ۱۳۹۷ درگذشت!

 

 

گل پرپر کجا گیرم سراغت؟

صدای گریه می آید ز باغت

صدای گریه می آید شب و روز

که می سوزد دل بلبل ز داغت

(هوشنگ ابتهاج)

بدبختانه درباره زیستنامه زنده یاد خدیجه جابری آگاهی فراوانی در دست نیست اما از نوشته های گوناگون این چنین فهمیده می شود که خدیجه جابری دختری کرمانشاهی و کمونیست بود که پیش از انتحار اسلامی در شهر کرمانشاه آموزگار بود، در کرمانشاه کویی بود که (اربابی) نام داشت اما در این کوی ارباب ها و پولدارها زندگی نمی کردند و کوی (اربابی) جایگاه کارگران و رنجبران و ندارهای کرمانشاه بود، خدیجه جابری در کوی (اربابی) آموزگار بود و به همراه آموزگاران دیگری که مانند خودش کمونیست بودند به روشنگری های سیاسی می پرداخت.

خدیجه جابری چون کمونیست بود پس از انتحار اسلامی و جایگزین شدن دوزخ آخوندی به جای زندان آریامهری هوادار سازمان راه کارگر شد و پس از چندی در سال ۱۳۵۹ از کرمانشاه به کرج رفت و در آنجا به کارهای سیاسی پرداخت، در پی برنامه انهدام فرهنگی رژیم ولایت فقیه خدیجه جابری پس از سال ها کار در آموزش و پرورش از کار بیکار شد اما خانه خدیجه جابری در کرج جایگاه برگزاری نشست های سیاسی بود و خدیجه جابری با آن که پس از بیکار شدن دچار تنگدستی بود از اینجا و آنجا پول گردآوری می کرد و همه را به سازمان راه کارگر می داد و گذشته از راه کارگری ها از هیچ گونه یاری به چپ گراهای دیگر نیز دریغ نمی کرد، در کرج خدیجه جابری با یک پسر شمالی به نام ابراهیم نجاران که در روستای (کولج) پیرامون (طالقان) در استان گیلان زاده شده بود آشنا شد، خدیجه و ابراهیم عاشق یکدیگر شدند و سرانجام در سال ۱۳۶۲ پیمان زناشوئی بسته و زن و شوهر شدند، البته ابراهیم نجاران نیز مانند خدیجه جابری کمونیست بود.

پس از کشتارهای ددمنشانه و بگیر و ببندهای فراوانی که رژیم دژخیمان و شکنجه گران به راه انداخت ابراهیم و خدیجه که از سیاسی کاران و کمونیست های سرشناس کرج بودند ناچار شدند به شهر ساری بروند و در آنجا یک زندگی پنهان را با نام های مستعار و شناسنامه های جعلی در پیش بگیرند، بدبختانه پس از خیانت های چند خائن خودفروخته رژیم آخوندی توانست تور گسترده ای برای شناسائی و دستگیری نیروهای ضد رژیم بگستراند، بسیاری از نیروهای ضد رژیم توانستند از چنگ سگ های گوش به فرمان رژیم ولایت فقیه خود را برهانند و به فرامرز بروند اما ابراهیم و خدیجه در سال ۱۳۶٤ در شهر ساری از سوی مزدوران آخوندیسم شناسائی و دستگیر شدند و بیدرنگ به تهران و شکنجه گاه های رژیم ولایت فقیه در تهران فرستاده شدند!

بازجوئی ها و شکنجه ها بی درنگ آغاز شدند و از ابراهیم نجاران و خدیجه جابری با بارانی از مشت و لگد و سیلی و تازیانه پذیرائی شد! ابراهیم و خدیجه که اطلاعات مهمی از نیروهای سازمان راه کارگر و چپ گراهای دیگر داشتند در برابر ددمنشانه ترین شکنجه ها پایداری کرده و سگ های هار آخوندیسم را برای دستیابی به اطلاعات و رازهای امنیتی ناکام گذاشتند و بسیاری از نیروهای ضد رژیم از شناسائی و دستگیری در امان ماندند!

ابراهیم نجاران در بیدادگاه رژیم ولایت فقیه به دوازده سال زندان محکوم شد اما هنگام کشتار زندانیان سیاسی در تابستان سال ۱۳۶۷ در روز هفتم شهریورماه به دار آویخته شد! کسی که برای اعدام ابراهیم نجاران و چند چپ گرای کرجی دیگر کوشش ها و دوندگی های فراوان کرد آخوندی به نام سیدحسین مرتضوی بود که پس از رسیدن به پست های ریز و درشت از مقامات دانه درشت رژیم ولایت فقیه شده بود! (البته هم اکنون سیدحسین مرتضوی اصلاح طلب درجه یک و جنبش سبزی درجه یک و آزادیخواه دوآتشه از آب درآمده است!!!)

خدیجه جابری که عاشقانه ابراهیم نجاران را دوست داشت پس از آن که در زندان شنید ابراهیم اعدام شده است در پی سال ها زندان و شکنجه تعادل عصبیش را از دست داد و دچار روان پریشی شد، خدیجه تا سال ۱۳۶۹ زندانی بود اما چون اعدام ابراهیم را باور نداشت نمی خواست از زندان بیرون برود و می گفت که باید به همراه ابراهیم از زندان بیرون بروم! سرانجام خویشاوندان خدیجه او را به کرمانشاه بردند و او ده ها سال با رنج های جانکاه روانی زندگی کرد و سرانجام سی سال پس از اعدام ابراهیم که او را عاشقانه دوست داشت در بیمارستانی در کرمانشاه درگذشت!

آری، خدیجه جابری دختر کمونیست و گل سرخ کرمانشاه پس از سال ها درد و رنج و زندان و شکنجه در بهار پرپر شد، همچنان که یار و دلدارش ابراهیم نجاران نیز سی سال پیش به دست دژخیمان و شکنجه گران رژیم گندیده و پوسیده ولایت فقیه در بهار زندگیش پرپر شده بود!

★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★

 

 

منبع: 
منابع گوناگون
بخش: 
انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: