حذف تدریس زبان انگلیسی در مدارس ابتدایی و تغییر نام وزارت آموزش و پرورش

در این روزها، دو خبردر رسانه ها درج پیدا کرد که در صورت اجرا میتواند به علم و دانش باقیمانده موجود درسیستم آموزشی ایران لطمه جدی بزند. این دو خبر در میان اخبار فراوان اعتراضات مردم برعلیه حکومت موجود، مورد توجه در خور رسانه ها و اساتید قرار نگرفت

خبر اول حذف تدریس زبان انگلیسی در دوره آموزش ابتدایی بود و خبر دوم تغییراحتمالی اسم آموزش و پرورش به "وزارت تربیت رسمی و عمومی" اختصاص داشت.
چرا زبان انگلیسی مورد هدف است؟
زبان انگلیسی خواهی نخواهی از مهمترین زبانهای بین المللی دنیا بوده و طرفداران زیادی در دنیای امروزدارد. بسیاری از متون علمی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی به این زبان نوشته میشوند و همینطور بخش مهمی از روزنامه های معتبر دنیا به زبان انگلیسی چاپ میشوند.
ازهر5 نفر در جهان امروز یک نفر میتواند یا به انگلیسی صحبت کند و یا با این زبان آشناست، انگلیسی زبان علم و اطلاعات و کامپیوتر است، و کمک زیادی به افراد در یافتن شغل درهر گوشه دنیا میکند. انگلیسی زبان رسمی 53 کشور و زبان مادری حدود 400 میلیون نفرمی باشد. انگلیسی زبان رسانه واینترنت است، یعنی بی نیازازمترجم، میتوان از طریق اشنایی با آن براحتی در دنیای ارتباطات بی مرز قرارگرفت. نکته دیگری که حایز اهمیت است اینست که یادگیری زبان انگلیسی در سطح مکالمه روزمره بسیار آسان است، و پیچیدگی های زبانهای دیگر را ندارد.
تحقیقات سال 2017 سایت آماری استاتیستا نشان میدهد که انگلیسی، محبوبترین زبان اینترنتی است، و حدود 25.3 درصد از کاربران از آن استفاده میکنند و بعد از آن، زبان چینی با میزان 19.8 درصد کاربر در مقام دوم قرار میگیرد. البته بیشترین کاربران اینترنت متعلق به چینی هاست ولی نه به علت محبوبیت زبان بلکه به علت جمعیت زیاد آنهاست(1).
انگلیسی در اواسط قرن 20 جایگزین زبان آلمانی در مناسبات علمی شد و به عنوان زبان آکادمیک و تحقیق، در بسیاری از کشورهای جهان انتخاب گردید. اطلاعات فوق نشان میدهد چرا مسولین حکومتی در ایران و بخصوص شخص رهبر، به این اندازه نسبت به آموزش زبان انگلیسی حساسیت منفی دارند، آموزش زبان انگلیسی در ایران، شیوه ای برای یادگیری و ارتباط با دنیای علم و آگاهی و جهان مدرن معاصر در قرن حاضر است. علیرغم چنین حقیقت آشکاری، یکی از مسولین آموزشی، یادگیری بهتر زبان فارسی را دلیل محدودیت زبان انگلیسی اعلام کرده است، ولی وی توضیح نداد که چرا آموزش زبان عربی را در مدارس و از همان ابتدای ورود به مدرسه برای دانش آموزان اجباری کرده اند، اگر هدف حقیقتا حفظ زبان فارسی است، پس چرا ساعات تدریس زبان عربی را محدود نمی کنند؟
مسولین باید به سوال دیگری نیز جواب دهند، آیا آنها بدنبال دلایل علاقمندی کودکان، نوجوانان و جوانان این کشور رفته اند که دریابند چرا این گروههای سنی، زبان انگلیسی را با اشتیاق می آموزند ولی انگیزه قوی تری برای یادگیری زبان فارسی ندارند؟ آیا آنها نمیدانند که تغییرات متون درسی از نظر مضمونی و نا همخوانی با نیازهای زندگی امروزه آنان باعث شده است که آنها به دنبال زبان آموزش دیگری بروند و دنیای خود را در آن بجویند؟ آیا والدینی که کودکان خود را به مدارس خصوصی زبان انگلیسی، فرانسه و آلمانی می برند، از زبان ملی خود نفرت پیدا کرده اند، یا اینکه هیچ امید و آینده روشنی را در افق سیستم آموزشی ایران برای فرزندان خود نمی بینند؟
آیا واقعا ترس مسولین از آموزش زبان انگلیسی صرفا محدود کردن جوانان ایران از دسترسی به اینترنت نیست؟ آیا با افزایش ساعات تعلیمات دینی و کلاس قرآن توانسته اند مسلمانان نوین معتقد به حکومت اسلامی بسازند؟ آیا تجربه نا موفق بیش از سه دهه درتخریب نهادهای آموزشی کافی نیست که همچنان دربدتر کردن و تخریب آن میکوشند؟ آیا اعتراضات دیماه 1396 به مسولین درسی نمیدهد که 90 درصد از شرکت کنندگان آن جوانان زیر 25 ساله ای بودند که درهمین سیستم آموزشی جاری آموزش دیده ولی الان آنرا به چالش میکشند؟
اما تغییر دیگری که ابتدا توسط علیرضا کاظمی معاون آموزش پرورشی و فرهنگی وزیر آموزش و پرورش اعلام شد تغییر نام وزارت آموزش و پرورش بود، که آنهم درراستای حذف بیشتر علم و دانش و تکیه بر تربیت مسلمانان معتقد است نه آموزش کودکان برای رقابت در عرصه های محلی و منطقه ای و بین المللی. گمان میرود حذف آموزش زبان انگلیسی در دوره ابتدایی و محدود کردن اینترنت در کشور، و فیلتر کردن سایتهای آموزشی، همه به موازی هم حرکت میکنند تا سیستم آموزشی کشور را بطور کامل با مدل ایدئولوژیک -اسلامی مورد نظر برنامه ریزان راس نظام منطبق سازند.
تغییر احتمالی نام آموزش و پرورش به "وزارت تربیت رسمی و عمومی"
به گزارش خبرگزاری موج در 18 دیماه 1396 علیرضا کاظمی معاون پرورشی و فرهنگی وزیر آموزش و پرورش در گردهمایی مشترک شورای معاونین و مدیران کل ستادی و استانی گفت: مطابق سند تحول بنیادین قرار است وزارت آموزش و پرورش از یک نهاد علمی و آموزشی صرف به یک نهاد فرهنگی و تربیتی تبدیل شود و به نام" وزارت تربیت رسمی و عمومی" تغییر نام دهد.
گرچه او دو روز بعد گفته خود را تکذیب کرد ولی فاکتهای دیگری وجود دارد که حرف اورا تایید میکنند، بطور مثال یکی دیگر از مسولین میگوید لزومی ندارد که ما دو کلمه آموزش و پرورش را داشته باشیم، زیرا عنوان "تربیت"هردو معنی را در خود با هم دارد. باید توجه داشت که نکته مرکزی سند تحول بنیادین، در افزایش مسایل تربیتی و پرورشی است نه مسایل علمی و آموزشی، به همین دلیل بنا به گفته اسداله عباسی عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس، سند تحول بنیادین به تغییرات ساختاری توجه دارد نه تغییر نام. در حالیکه عنوان آن "سند راهبردی تحول نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی جمهوری اسلامی ایران" می باشد (2).
مقدمه سند میتواند این ادعا را نیز تایید کند:
"از سند تحول بنیادین در آموزش وپرورش به مثابه نقشه راهی برای تحقق ارزش ها و آرمان های متعالی انقلاب اسلامی مانند احیای تمدن عظیم اسلامی، حضور سازنده، فعال و پیشرو در میان ملت ها و کسب آمادگی برای برقراری عدالت و معنویت در جهان و تحقق بخش حیات طیبه، جامعه عدل جهانی وتمدن اسلامی - ایرانی تعبیر شده است ؛ قرار است اجرای این سند منجر به " کسب موقعیت نخست تربیتی در منطقه و جهان اسلام و ارتقاء فزاینده جایگاه تعلیم و تربیت ایران در سطح جهانی " شود. این سند بر مبنای سه اثر 1- مبانی فلسفی تعلیم و تربیت جمهوری اسلامی 2- مبانی نظری نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی 3- رهنامه نظام فلسفه تعلیم و تربیت رسمی و عمومی در جمهوری اسلامی تنظیم شده است"(3).
برای اثبات اسلامی-نظامی کردن مدارس، به برنامه هفت ساله رئییس بسیج مستضعفان غلامحسین غیب پرور توجه کنید که قصد تربیت یک میلیون دانش آموز مدرسه را دارد که برای آینده، لشکربسیجیان معتقد به نظام اسلامی را پرورش دهد و به اعتقاد او «مدارس ما قبل از آموزش باید کانون تربیت باشند». او اضافه میکند این طرح ویژه سازمان نظامی است وآن را «نقطه پیوند مسجد، مدرسه و خانه» میداند. او در جهت تایید سند تحول بنیادین گفت: «مدارس ما قبل از آموزش باید کانون تربیت باشند». ریس بسیج، این طرح را زمانی اعلام و معرفی میکند که در تظاهرات اخیر ایران، دانش اموزان زیادی شرکت داشته اند، بطوریکه تعدادی از دانش آموزان را دستگیر کرده و تا بحال حد اقل دو نفر از آنان را نیزکشته اند(4).
حتی اگر اسم وزارت آموزش و پرورش تغییر نام رسمی ندهد، مسولین بسرعت در جهت پیاده کردن مضمون سند تحول بنیادین در مدارس هستند، در واقع کاملا در جهت مخالف سند توسعه پایدار 2030 سازمان ملل که با هدف ارتقا سطح سواد و افزایش کیفیت آموزش و اشنایی با حقوق شهروندی تنظیم شده بود.
اگر موارد مطروحه در سند تحول بنیادین در وزارت آموزش و پرورش به مرحله اجرا در آید، سیر آموزشی در کشور بیشتر به سمت تربیت طلبه و بسیجی پیش رفته و مضمون آن بیش از پیش تهی از مضامین جدی آموزشی منطبق با نیازهای روز افزون در کشور برای توسعه و پیشرفت خواهد بود. چنین فرایندی بی هیچ شبهه ای، آینده ای تاریک را برای فرزندان این کشور و رشد وتوسعه حداقل آن در پی خواهد داشت. هوشیار باشیم.
دکتر ناهید حسینی
لندن- ژانویه 2018
منابع:
(1)https://www.statista.com/statistics/262946/share-o...
(2)http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=1390092200...
http://www.fanoosedu.ir/?p=136 (3)
(4) https://www.radiofarda.com/a/iran_basij_schools_pl...

انتشار از: 

         

نظردهی با فیسبوک: