فدرالیسم برای ملیتهای یک کشور

من کوشش می کنم به عنوان کردی که منافع ملت خویش را در ایران، در فدرالیسم می بیند و اما کاملا بی طرفانه به قضاوت می نشیند. برای این کار مقاله “فدرالیسم، توطئه شوم” را جلو دست گذاشته و بر جملاتی که علیه فدرالیسم نگاشته شده، کامنتهائی بی طرفانه، اما باورمند به فدرالیسم می نویسم. بهمین دلیل و برای روشنتر شدن اذهان عمومی ازخوانندگان مبارز و محترم تقاضا دارم، اگر اشتباهی از نگارنده این سطور سر زده و یادرست نفهمیده است، حتما اورا تصحیح فرمائید و برایش بنویسید.

نگارنده مقاله "فدرالیسم، توطئه شوم" آقای داریوش (حسن) درشتی، مطلبی در تضاد با دمکراسی و بسیار به زیان ملیتهای اقلیت در ایران که تحت بد ترین شرایط زندگی ومبارزه می کنند، نگاشته اند. اولا تیترمقاله را بنظر من بسیار خصمانه انتخاب فرموده اند. چون احتمالا می دانند که حدودا 90 در صد خوانندگان عزیز فقط به تیتر نگاه می کنند و زود قضاوت خودرا بر محتوای مطلب، بجای می گذارند. دوما در مقدمه مقاله اینگونه ازفدرالیسم تعریف شده که تاحدودی درست است ومن عین آن رامی آورم: "فدرالیسم به مفهوم خودگردانی اداره کلیه امور مربوطه در منطقه یا استان و یا ایالت محل سکونت مردم بومی آن منطقه با توجه بر وضع و تصویب و اجرای قوانین داخلی جدا از حکومت مرکزی در مجلس محلی استان یا منطقه و یا ایالت اتلاق میگردد."
درادامه مطلب، نگارنده ضمن توضیح دلخواه خویش از"سیاست کلان" ایالات متحده آمریکا وآلمان فدرال تک زبانی رامثال می آورد، (در آمریکا زبان های دیگر مانند اسپانیولی وجود دارد، اما بنا به قانون فدرال آمریکا هنگام تابعیت همه زبان انگلیسی را پذیرفته و امضاء کرده اند). او بدون آنکه اشاره به کشورهای سویس چهار زبانی و چهارملیتی وبلژیک و کانادای دوزبانی و دوملیتی بکند! زیرا سویس وکشورهای نامبرده دیگر، مانند ایران بیشتر از یک ملت در آن ها زندگی و بیش از یک زبان تکلم می کنند. بعلاوه در آلمان و آمریکا سیستم آموزشی واقتصادرا برعکس آنکه در مقاله در ردیف ارتش متحد قرار داده شده، خود ایالات تعیین می کنند. فقط ارتش و روابط خارجی هستند که توسط دولت مرکزی تعیین وآنهم بارأی نمایندگان ایالات و ولایات که درمجلس شورای مرکزی اند، تصویب می شود. در مقدمه، به درستی می نویسد: "در واقع ایجاد یک سیستم حکومتی تحت عنوان عدم وجود تمرکز قدرت در دولت مرکزی میباشد که با در اختیار گذاردن مسئولیت اداره هر منطقه یا استان و یا ایالت به مردم بومی آن منطقه، برحسب لیاقت و شایستگی و تخصص و مهارت های علمی - تکنولژیکی و صنعتی و با توجه بر درنظر گرفتن یا بوجود آوردن امکانات درتمامی زمینه ها جهت پیشرفت در نظام اداری آن منطقه، بر پایه و اصول و مبانی متعارف قانونی و در نظر گرفتن همه اصول و مبانی حقوق انسانها با هر عقیده، طرز تفکر یا اندیشه، و باور مندی در ایجاد نظم دراداره تمامی امور منطقه یا استان و یا ایالت و در تمامی ابعاد آن می باشد. جهت گشودن این بحث یامطرح نمودن چنین موضوعی، بهترین نمونه آن، میتوان ایران را در نظرگرفت که برخی از هم میهنان، موافق چنین سیستم حکومتی بوده و برخی دیگر مخالف آن می باشند". من واقعا نمی فهمم چرا عده ای مخالف چنین طرحی باشند، اگر بر تری طلب نیستند و به دمکراسی باور دارند. دمکراسی به ما می گوید همه انسانها باید دارای حقوق اجتماعی و سیاسی برابر باشند.
بهر حال آقای داریوش (حسن) درشتی، محسنات و "مضررات" سیتسم فدرالیسم و موافقان و مخالفان را نوشته و توضیح می دهد. من در این جا، عین جملات موافق و مخالف را می آورم که خوانندگان دمکرات و آزادیخواه خود قضاوت کنند. من که فدرالیسم راقبول دارم بادیدگاه نخست که درزیر می آید، حدودا موافقم، اما توضیحاتی دارم که درباره دیدگاه دوم بدهم و خواننده محترم ودمکرات را به قضاوت دعوت کنم که خود تشخیص بدهند.
1- دیدگاه موافقین فدرالیسم:"سیستمی ایده آل ومتحول وپیشرفته میباشد که جامعه یامردم بومی آن منطقه را از بی تفاوتی و فرار از مسئولیت و یا بعبارتی دیگر بی مسئولیتی خارج نموده و حس واندیشه سازندگی و نهایتا اداره آن استان یا ایالت را با کوشائی فراوان به عهده گیرند و با ایجاد جاذبه و پذیرش مسئولیت درصحنه سیاسی– اجتماعی–اقتصادی–آموزشی–فرهنگی – صنعت وتکنولژی – بهداشت وزمینه های دیگر، یک رقابت مثبت و سازنده در برابر سایر استانها و یا ایالت ها قرار داده و در نتیجه دراین راستا با کوشش و تلاش در امر آبادانی و سازندگی و پیشرفت درتمامی زمینه های فوق الذکر، نهایت تلاش خودرا مبذول داشته تا بعنوان نمونه و الگو برای سایر استانها معرفی گردد، همانگونه که درآلمان و یابصورتی درامریکا، ماخارج نشینان شاهد آن می باشیم. دراین نوع سیستم، قدرمسلم درپاره ای ازموارد، این مناطق خودگردان نیازی به کسب دستور ازدولت مرکزی نداشته وبرحسب موقعیت های اقلیمی–فرهنگی بومی و شناخت لازم نسبت به سایر موارد مختلف، خود راسا اقدام مینمایند و بعبارتی دیگر سرنوشت و آینده خودرا خود مردم بومی با توجه برکسب مسئولیت در رده های مختلف اداری–حرفه ای و تخصصی بعهده میگیرند. احتمالا ممکن است که امتیازات دیگری هم مطرح بوده باشد که موافقین چنین سیستم حکومتی، بیشتر آنرا بر خواهند شمرد.
2- دیدگاه مخالفین فدرالیسم: 2- از دیدگاه مخالفین چنین سیستم حکومتی، میتوان معایب مختلفی را بر شمرد که بشرح زیر میباشند.
2-1- ایران کشوریست یکپارچه و با توجه بر سابقه تاریخی آن از چندین کشور یا منطقه و ایالت امیر نشین تشکیل نگردیده است که بتوان اکنون آنرا بصورت یک سیستم فدرالی اداره نمود.ی
این هم میهن عزیزم آقای داریوش(حسن)درشتی، اولا فدرالیسم را بافدراسیون یکی گرفته اند. درصورتی که این دو باهم فرق دارند که اگر علاقه ای بود برای توضیح بیشتر در خدمتم. دوما اوحتا ازتاریخ خودی کم اطلاع است و یا قصدا نمی خواهد واقعیت رابگوید. آقای درشتی که در همان نکته اول می فرمایند: "ایران یک پارچه بوده است"، اشتباه محض است. ایران تاقبل از رضاخان، یعنی بنیانگذار سلسله پهلوی، باوصف حاکمیت دیکتاتوری، ملوک الطوایفی بوده و ازممالک محروسه تشکیل شده بود. بهمین دلیل بعداز انقلاب مشروطه در قانون اساسی سیستم فدرالی به سبک آن زمان گنجانده شده بود (قانون ایالتی ولایتی). تقاضا دارم اگر دراین نکته خطائی مرتکب شده ام تصحیح کنید.
2-2-بدلیل وجود برخی ازایرانیان مرزنشین بومی، که خواهان جدائی منطقه یا استان محل زندگی یا زیست محیطی خود میباشند، خود یک معضل کاملا روشن و بارز در امر تجزیه بخشی از خاک کشور خواهد بود که این نوع طرز تفکر و ایده عامل نابودی یکپارچگی و تمامیت ارضی ایران تلقی میگردد.
در این بخش فوق، جمله احساسات بر انگیز جدائی و تجزیه بخشی از خاک کشور را مطرح کرده است. در صورتی که این طور نیست. تا کنون احزاب مهم کردی به هیچ وجه مسئله تجزیه ایران را دربرنامه خود نگنجانده اند. آنها در چارچوب ایران حقوق مساوی رامطرح کرده اند و اجرای دمکراسی. بعلاوه رژیم حاکم هیچ از خود پرسیده است، چرا گروهی از انسانها می خواهند ازکشور مادر جدا شوند؟! پاسخ من این است که ملیتهای اقلیت در ایران دیگر نمی خواهند به عنوان شهروند درجه دوم زندگی کنند. آن ها می خواهند حقوق برابر داشته باشند. امکاناتی که درتهران وجود دارند درهمه شهرستانها نیزباشند. اگراین نکات فوق اجراء شود،بدون شک تمامیت ارضی تضمین خواهدشد. بدلایل واهی به طبل تجزیه طلبی کوبیدن و به جای رعایت عدالت اجتماعی، احساسات مردم را جریحه دار کردن، بی تردید به تجزیه کشور سرعت می بخشد. بعلاوه اگر ما به دمکراسی قلبا باور داشته باشیم، چرا از تجزیه کشور باید وحشت کنیم؟ چرا ملیتهای آلمانی و فرانسوی و ایتالیائی در سویس 1200 سال است باهم زندگی می کنند، اکنون هیچ بفکر پیوستن بکشور مادر نیستند؟! در حالی که همه اروپائی هستند و اوضاع اقتصادی همه آنها شبیه هم است.
2-3- بدلیل وجود اقوام و تیره های مختلف در پهنه و گستره ایران، این خطر وجود دارد که سایر مردم بومی یا مرز نشین در استانهای دیگر، به تبعیت از جدائی خواهان منطقه یا مناطق مختلف دیگر، سر به شورش گذارده و اقدام به تجزیه کامل ایران نمایند که این امر دقیقا به یکپارچگی ایران لطمه وارد خواهد آورد و در این راستا در واقع بمثابه آب به آسیاب دشمنان ایران سرازیر نمودن است و خود را نیز تحت سلطه بی چون و چرای قدرت های استعماری یا بعبارتی دیگر دشمنان ایران قرار دادن است.
خواجه حافظ شیرازی درآرامگاهش نبزمی داند که ایران تشکیل شده ازشش ملیت مختلف باشش زبان ولهجه ها و فرهنگ گوناگون. اما همیشه دیکتاتوری بر جامعه حاکم بوده و در نتیجه ملتی که حکومت کرده، از نظر فرهنگی می خواسته همه چیز را برای ملیتهای زیر دست دیکته کند. بر تری طلبان و ناسیونالیستهای افراطی همیشه با شعار تجزیه طلبی وارد میدان شده اند. بخش سوم مانند بخش دوم است بادیگر جمله بندی. بنابراین تفسیر دوم برای بخش سوم نیزصدق می کند. متأسفانه چون مخالفین فدرالیسم، بحث قانع کننده ای برای رد فدرالیسم ندارند، لذا تنها سلاحی که بکار می گیرند، مسئله جدائی و تجزیه است.
2-4- ایران کشوریست با تاریخ و تمدنی بسیار کهن که از نقطه نظر تاریخی ارزش بسزائی داشته و در ضمن با توجه بر موقعیت جغراسیاسی( ژئوپلیتیکی) درجهان که دروازه شرق و غرب محسوب میگردد و با توجه بر ثروت سرشاروغنی زیر و روی زمینی آن، همواره مورد توجه ویا بعبارتی دیگر میتوان گفت مورد حسد منعفت جویان و مافیای قدرتهای اقتصادی جهانی جهت چپاول قرار گرفته که در این راستا طبعا بنا بر وجود نیروهای خودی ولی تجزیه طلب، پیرامون بدست آوردن چنین ثروت سرشار، راه خود را هموار دیده و با فریب این نیروها و شستشوی مغزی آنان با تبلیغات پر طمطراق و وعده های پوشالی و توخالی از قبیل بر گزیدن آنان بر مسند قدرت، تحت عنوان رئیس جمهور یا حکمران منطقه، تجزیه ایران را هموار نموده و در نتیجه به نابودی ایران ختم خواهد گردید".
همانطور که درپیش اشاره کردم، این عزیزان برتری طلب وبحد افراط ناسیونالیست، چیز دیگری جزمطرح کردن تجزیه طلبی در مغز ندارند که ملیت های اقلیت در ایران را با آن سرکوب کنند. این بار مسئله ثروت ومنابع طبیعی ایران را دست آویز قرار داده اند که احساسات مردم ساده خلق حاکم را بامطرح کردن آن بر انگیزند که گویا در گذشته و هم اکنون این جهانخواران طمعی به این ثروت ملی نداشته و ندارند! معلوم است که سیستم فدرالی خار آهنینی است در چشم این جهان خواران. آن ها فقط درسایه ی یک دیکتاتوری و حکومت مرکزی می توانند قرار دادهای اقتصادی، استثماری و اسارت بار را امضاء کنند. بنا بر این سیستم فدرالی مانع بزرگی است، در برابر این غارتگران. هم میهن عزیز آقای درشتی شرط نویسندگی وروزنامه نگاری را رعایت نمی فرمایند. ایشان بجای پیشنهاد، نخست نصیحت وار سیستم فدرالیسم را بطورکلی رد می کنند. تمنادارم بادقت به این جملات زیر توجه فرمائید:
"آن دسته ازایرانیانی که درکشورهای پیشرفته ای همانند آلمان یا امریکا وسایر کشورها بسر میبرند وبوق فدرالیسم رابدون توجه به میزان معیارهای فرهنگی و تاریخ ودلایل فدرالسیته شدن این کشور ها بصدا در میاورند را مد نظر نگرفته یا مطالعه جامعی از تاریخچه فدراله شدن جامعه محل سکونتشان را ندارند و در نتیجه این بوق تبلیغاتی رابصدا درآورده و در واقع بنوعی آب را به آسیاب دشمن سرا زیر نموده و یا بعبارتی دیگر، با تمهیداتی، جاده یا مسیر حرکت دشمنان ایران را جهت نابودی ایران هموار می نمایند. هم میهنانی که طرفدارتشکیل سیستم فدرالیسم میباشید، نگاهتان را به میزان آگاهی و دانش ومعیار فرهنگی ومیهن دوستی ایرانیان معطوف داشته تاعامل آن نگردیدکه جنگی خانمان سوز، شعله های آتش آن را به تمامی هستی و موجودیت ایران و ایرانی بکشانیم و در نهایت منجر به تجزیه و نابودی ایران و فلاکت و تیره روزی، بیش از این دچارنگردیم، بلکه نخست تلاشمان را در راه نجات و رهائی این مام میهن معطوف نمائیم. هم میهنان گرامی، امروزه پشت واژگان فدرالیسم، ترفندها و سیاستهای غیر انسانی و خطرناکی نهفته است .... در نتیجه باز تکرار مینمایم، آنانیکه امروزه بوق فدرالیسم را با شدت هر چه بیشتر بصدا در میآرند، یا ازسیاستهای پشت پرده بیخبرند و یا شوربختانه اینان بنوعی با تمهیداتی ریگی در کفش دارند".
من از همین جمله آخر آغاز می کنم و خطکشی زیر آن مطالبی از ایشان از من است. خوشبختانه من نه ریگی در کفش دارم و نه از سیاست های پشت پرده بی اطلاعم. اما در تعجبم که ایشان فدرالیسم را خطر ناک می دانند، بدون آن که توضیح دهد، چرا این مدرن ترین شیوه حکومت داری در یک کشور چند ملیتی و حتا تک ملیتی خطر ناک است؟ فراموش نشود آقای درشتی خود در کشوری تک ملیت با سیستم فدرالی زندگی می کند. من مایلم بسیار دوستانه از ایشان بپرسم، کجای این سیستم بد و خطر ناک است؟ ممکن است برای من و خوانندگان عزیز توضیح دهید که حد اقل یاد بگیریم! متأسفانه باید بگویم که این بیانات یک نوع سفسطه و جنگ افروزی می تواند باشد.
هایدلبرگ آلمان فدرال 30 سپتامبر 2017

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آزربایجان بعد از صد سال فرو رفتن در باتلاق آسیملاسیون در حال نیمه جان و نابودی است. آزربایجان در اخرین لحظات حیات خود واقع گردیده، نمایندگان کدام ملتی مسئول این فاجعه اتنوساید می باشند؟ بعد از این همه تلاش برای نابودی ملت ما، آیا آنها به التماس شما ترتیب اثر خواهند دهد؟ لامحالا! شما می توانید خودتان را فریب دهید. ولی ملت ترک آزربایجان، این مار گزیدگان تاریخی، هرگز اعتمادی به کسی نخواهند کرد، آزربایجان امروز علاقه ایی ندارد که بداند ناسیونالیسم و اومانیسم یعنی چه، آنها فقط می خواهند آشیانه اشان را از چنگ متجاوز رها سازند، از دست مهمان ناخوانده و اتور!یته تحمیلی فارس سالاری، خود را نجات دهند، اگر اسم این عمل ناسیونالیسم است، پس ما با افتخار می گوییم که ما ترکها ناسیونالیست های هفت طبقه هستیم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در سخن نخست باید خدمت حضرات چند ملیتی عرض کنم که یک ملت تاریخی از ملیت ها یا ملتها درست نمیشه بلکه از قومیت های خودش تشکیل میشه ما نه تنها در ایران ملت کرد ملت فارس ملت بلوچ ملت آذری ملت لر و .... نداریم بلکه اصلا اینها شامل تعریف ملت در علوم سیاسی نمیشن! قبل از اینکه ملیت ملیت و ملت ملت راه بندازیم باید ابتدا تعریف ملت رو درست بلد باشیم تا به هر اجتماعی نگیم ملت و پروژه ملت سازی راه نندازیم!
دوم اینکه :

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من به آن کسی که شهامت دارد و یک اسم حتا مستعار روی کامنتش می گذارد، پاسخ می دهم. ببینید عزیزم ، اگر شما حوصله داشته باشی و مقاله را با صبر تا آخر بخوانید، من مثال آورده ام، برای کشورهای فدرالیسم. بعلاوه هرچه مردمان ملیتهای فدرال نا آگاه باشند، نگرانی برای آینده آن استقلال بیشتر می شود. مطمئنا مردمان ملت کاتالون از حکومت مرکزی ناراصی هستند و مانند ایران دیکتاتور زده ملیتهای اقلیت شهروند درجه دوم هستند. من در مقاله مثال زدم: چرا ملتهای آلمانی، فرانسوی و ایتالیائی در سویس نمی خواهند به کشور مادر بپیوندند؟ متمنی است به این پرسش ساده من پاسخ بفرمائید

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تا زمانیکه ملتهای تحت ستم از ایران جدا نشده و استقلال نیافته اند برقراری دمکراسی در ایران (فارسستان) ممکن نیست. بعبارتی دیگر برقراری دمکراسی در ایران غیرممکن است و به همین علت بر قراری فدرالیسم در ایران غیرممکن است.

رفیق نویسنده گرامی، شما کورد هستید ولی از تجربیات تلخ فدرالیسم در کردستان جنوبی درس نگرفتید. لطفا فکر بکنید که چرا 93 درصد از مردم کردستان باشور به استقلال رای دادند؟
فدرالیسم جواب مسئله ملی را نمی دهد. کردستان باشور(جنوبی) و کاتالونیا آنرا در بالاترین و بهترین حالت تجربه کرد و هر دو شکست فدرالیسم را اعلام کردند. بیایید از آنها درس بگیریم. قرار نیست که چیزی را قبلا گفتیم و گرفتیم ولش نکنیم. بس است . من جای شما باشم از همین امروز به نقد و شکست فدرالیسم در کشورهای دیکتاتورزده و فاشیستی می پردازم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
یورش به صندوقهای رای کاتالانها در اسپانیا بیانگر این واقعیت تلخ تاریخی و درسی است برای دیگر ملتهای دربند که به هیچ وعده سر خرمنی اعتماد نکنند، حتی سکولار دمکراسی ناب اروپا هم نمی تواند ضامن حقوق اقلیتها باشد، بعبارت دیگر چماق حاکمیت در دست هر ملتی که باشد، خواسته های برحق دیگر ملل را با خشونت سرکوب می کند، و اتوریته ناحق خود را بر آنان، حتی بزور باطوم و شکنجه هم که شده، تحمیل می کند، اگر در اروپا سکولار دمکراسی اینگونه عمل کند، در ایران بعد از رژیم جمهوری اسلامی، سکولار دمکراتهای ایران، استقلال طلبان ملتهای غیر فارس را به جرم ارتداد از مرزههای پرگهر و تجزیه طلبی، با ریختن سرب داغ در حلق ترکهای آزربایجان از آنها پذیرایی می کنند، و زنان و کودکانشان را هم به مغولستان تبعید می کنند، من سر در نمی آورم در این میان اتوپیای فدرالیسم شما دیگر چه صیغه ائی است؟

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری