مساله ملی، اپوزیسیون بورژوائی و طبقه کارگر!

در کشورهای چند ملیتی همچون ایران، کمونیست ها از اصل حق تعیین سرنوشت ملل که به مفهوم حق جدائی و تشکیل کشور خودی می باشد، دفاع میکنند. هر کمونیستی که حق تعیین سرنوشت ملل را قبول نداشته باشد،...اپورتونیستی بیش نیست.

 

 

هر روزکه میگذرد برابعاد مشکلات و بحرانهای اقتصادی و سیاسی که رژیم  ضد مردمی  جمهوری اسلامی را  از هر طرف احاطه کرده است ، افزوده گردیده، این رژیم ارتجاعی به آستانه سرنگونی توسط  توده های زحمتکش ایران، نزدیکتر میشود.  بحران اقتصادی غیر قابل علاج، افزایش روزافزون قیمت اجناس مورد نیازعمومی، بیکاری و بی خانمانی بیسابقه که  دامنگیر میلیون ها تن از اهالی کشورمی باشد، اختلاف و شکاف طبقاتی هرچه فاحش تر و بالاخره دزدیها و کلاشی های آشکارسردمداران غارتگر رژیم، خشم و انزجار عمومی را بر انگیخته، عصیان و مبارزه کارگران و توده های محروم و ستمدیده را علیه رژیم شکنجه و کشتار، شدت می بخشد. در عین حال، گسترش دامنه مبارزات حق طلبانه کارگران و زحمتکشان و تشدیدهرچه بیشترنارضایتی در بین طبقات و اقشار تحت ستم جامعه اسیر و دربند، بطور روز افزونی بر دامنه کشمکش ها و درگیریها در بین دارودسته های رژیم که همه ماهیتی ضد مردمی و ارتجاعی دارند، می افزاید.       

                                +++++

در شرایط حساسی  که تشدید مبارزات  حق  طلبانه  توده ها،  ناقوس مرگ رژیم را به صدا در آورده است، در درون اپوزیسیون مخالف رژیم، نیروهای سیاسی سازشکار متعلق به جناح های مختلف بورژوازی به حرکت  درآمده و در اغلب موارد،  با کمک  مالی بیدریغ این یا آن قدرت امپریالیستی، این یا آن رژیم ارتجاعی منطقه،  تلاش ها و تقلا های خود  را به منظور  نیل به قدرت سیاسی،  صد چندان ساخته اند. در این روزهای پر فتنه و آشوب در صحنه سیاست بین المللی ، گوئی درایران؛ تاریخ  تجدید میشود. ۳۸ سال پیش،  زمانی که  رژیم استبدادی شاه، آخرین نفس ها را میکشید و خمینی غدار و دار و دسته های فرصت طلب مذهبی و سکولار گرد آمده  در پایتخت فرانسه، در زمینه  به چنگ آوردن قدرت سیاسی به یاری قدرت های امپریالیستی طرح ریزی میکردند، کارگران و زحمتکشان  ایران  از داشتن ستاد  فرماندهی  خود  -  حزب انقلابی  طبقه کارگر – محروم بودند. در غیاب  رهبری و راهنمائی چنین حزبی،  کارگران و  میلیون ها تن از  توده های  زحمتکش ایران،  لاجرم  به پیرو و دنبالچه بورژوازی  مبدل گردیده  و زمینه ساز به قدرت رسیدن رژیم  ارتجاعی جمهوری اسلامی شدند. باید گفت که  در برخورد به مبارزات طبقاتی و قدرت سیاسی، بین  پرولتاریا و بورژوازی،  راه  میانه ای  وجود ندارد. کارگران و توده های  زحمتکش  در  رویداد های عظیم  انقلابی اگر فاقد حزب انقلابی  خود باشند، بدون تردید به دنباله این  یا آن  حزب و تشکیلات سیاسی  بورژوازی مبدل  خواهند شد . انقلاب شکست خورده  ۲۲ بهمن  سال ۱۳۵۷، گواه صادقی بر این ادعا میباشد.آخوند مکار وعوام فریبی همچون خمینی  که حامل قشری ترین نظریات  سیاسی و اجتماعی بود، توانست با  پبش کشیدن و طرح شعارهای مردم پسندانه و دادن  وعده های  سرخرمن،  توده های  زحمتکش را فریب  داده و آنها را بدنبال  خود بکشاند.  به عبارت دیگر آخوندهای  مفت خور و تاریک اندیش، تجار سود جوی بازار و دیگر غارتگران هستی توده ها، با مکر و ترفند و کمک و یاری اهالی نا آگاه ،  بار خود را به سرمنزل امن رساندند.              

                     +++++

اکنون نیز،همچون زمان سرنگونی حکومت خودکامه  شاه،  کارگران ایران از داشتن حزب انقلابی خود محرومند. اگر در آن زمان، خمینی با دادن شعار های عوام فریبانه،  توانست  میلیون ها تن از  زحمتکشان را به دنبالچه  خود مبدل سازد، امروز نیز در حالی که  رژیم ضد مردمی حاکم در چنگ  انواع  مشکلات دست و پا میزند،  گروه بندی های مختلف بورژوازی، از سکولارهای دو آتشه گرفته تا مذهبی های  مومن و دیندار، با  شعارهای فریبنده در صحنه سیاسی کشور ظاهر شده و برای جلب توجه کارگران و توده های محروم و زحمتکش،  خود را بهترین یاران اقشار ستمدیده و تهی دست و دلسوزترین هواداران طبقه کارگر،نشان میدهند. اگر کارگران ایران در زیر یوغ  رژیم  جمهوری اسلامی،  با انواع  محرومیت ها  و ستمدیدگی ها  روبرو هستند، حد اقل ازاین « نعمت خدادادی» برخوردارند که در بین احزاب و گروه بندیهای  بورژوائی مخالف  رژیم،  «هواداران و دلسوزان»  بیشماری دارند!  این هواداران سینه چاک امروز طبقه  کارگر و توده های محروم و زحمتکش، اینک همان  سیاست نیرنگ و فریبکاری را دنبال میکنند  که  دار و دسته ارتجاعی  خمینی  قبل از انقلاب  بهمن دنبال میکرد و  نیروهای  سیاسی مدافع نظام سرمایه داری در ایران و دیگر نقاط  جهان بارها و بارها به منظور نیل  به مقاصد سیاسی خود،  بدان متوسل  شده اند. در چنین اوضاع و احوالی، نیروهای سیاسی انقلابی که از منافع  طبقاتی کارگران  دفاع به عمل می آورند، باید در عین ادامه هرچه سرسختانه تر مبارزه مرگ و زندگی علیه رژيم  ارتجاعی  جمهوری  اسلامی، با تمام نیرو در تنویر افکار کارگران و توده های زحمتکش و آگاه ساختن آنها  از مکر و خدعه  بورژوازی – چه بورژوازیملت غالب  و چه بورژوازی  ملت های غیر فارس، کوشش به عمل آورند.  واقعیت این است که  این گروه بندیهای سیاسی متعلق به بورژوازی که اینهمه برای  کارگران  دلسوزی میکنند، اگر در فردای سرنگونی  سلطه جنایت کارانه  رژیم جمهوری اسلامی  به قدرت برسند،  با  چنگ و دندان از منافع سرمایه داران و غارتگران اجتماعی دفاع  بعمل آورده و به وعده های  خود  در زمینه  رعایت  و بهبود حال  کارگران و توده های  زحمتکش، سکولاریسم ،رفع  تبعیضات و ستم ملی و ...کوچک ترین وقعی  نخواهند گذاشت.                                                            

                       +++++

 در گذشته، بارها از سخنگویان و رهبران گروه بندی های  سیاسی مدافع  منافع سرمایه داری، -  مذهبی، سکولار، لیبرال، جمهوریخواه و مشروطه خواه -  این  قصه را شنیده ایم  که در صورت  تصرف  قدرت ساسی، عدالت اجتماعی را  رعایت کرده ، حوزه عمل سرمایه داری را  محدود ساخته و به کارفرمایان  اجازه  نخواهند  داد که بر کارگران ستم  روا دارند! کسانی  میتواند  این  وعده های تو خالی محافل مدافع سرمایه داری را باورکنند که  تاریخ  گذشته جوامعی مثل ایران برای آنها حامل  درس و تجربه ای  نباشد. به قول رودکی سمرقندی: آنکه ناموخت از گذشت  روزگار        هیچ ناموزد زهیچ آموزگار     اگر در کشورهای سرمایه داری کلاسیک نظیر انگلستان و سوئد و فرانسه، بورژوازی حاکم  قادر است برای حفظ سلطه طبقاتی خود، به  طبقه کارگراین کشورها  امتیازاتی بدهد،  اگر در چنین کشورهائی، کارگران و توده های زحمتکش در نتیجه مبارزات طولانی مدت ، توانسته اند دست آوردهائی داشته باشند، در کشور های  سرمایه داری وابسته ای همچون ایران، رژیم های بورژوائی حاکم، فاقد ظرفیت و توانائی برای دادن  حد اقل امتیاز به کارگران می باشند. چنین رژیم هائی تنها از طریق اعمال دیکتاتوری و قهرعریان می توانند سلطه  طبقاتی  خود را حفظ کنند. اگر هنوز کسانی  هستند که  فکر میکنند  با وجود نظام های  سرمایه داری، اعم از مذهبی  و « سکولار»،  امکان  نیل به دموکراسی  در ایران  وجود  دارد، باید  گفت  که سخت در اشتباه هستند. در طول  نود سال  گذشته، دو رژیم  ارتجاعی مدافع سرمایه داری حاکم  در ایران -  رژیم های  سلطنتی و اسلامی-  در عین حال  که با توسل  به زور و قلدری از منافع سرمایه داران و صاحبان دارائی  دفاع  به عمل آورده اند،  کوچک ترین فریاد داد خواهی  کارگران و توده های زحمتکش را با حبس و شکنجه و اعدام، پاسخ  داده اند. در ایران ، دموکراسی و آزادی  واقعی و نه صوری  برای اکثریت  عظیم اهالی زحمتکش،  تنها  با به قدرت رسیدن  طبقه  کارگر  و استقرار نظام سوسیالیستی، می تواند تامین گردد.  تجربه  تلخ  « بهار عربی» چند سال پیش،  درس آموزنده ای  در این زمینه بود!

                                  +++++   

  مدتهاست در صحنه سیاسی کشور، مساله  ملی،  به مساله  حادی  تبدیل شده است. بر خلاف  نظر شوونیست های  راست و «چپ» که  مصرانه و با نادیده گرفتن آشکاروجود ملت های  مختلف در ایران چند ملیتی،  همچنان منکر  وجود ملتها و ستم ملی در این کشور هستند، باید  تاکید  کرد که  در سرزمین پهناور ایران،  نه یک ملت، تحت نام «ملت ایران» ، بلکه ملت ها زندگی می کنند. همه این ملت ها که در پروسه تاریخی شکل  گرفته و به وجود آمده اند، دارای  زبان و فرهنگ و آداب و رسوم خاص خود میباشند. در حال حاضر، بیش از نصف اهالی کشور را ملتهای غیر فارس، تشکیل میدهند.  این  ملتها  در طول  نود سال سلطه استبدادی دو رژیم  شوونیست حاکم، همواره در معرض تبعیض، اجحاف وستم ملی قرار داشته اند. در بین ستم های بیشماری که اینک از جانب رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی بر توده های زحمتکش ایران روا داشته میشود،  یکی هم ستم ملی در ابعاد گسترده میباشد. رفع کامل ستم ملی در ایران  بهمین جهت نیز از خواستهای حقه ملت های  غیر فارس ساکن این کشور است. در کشور های چند ملیتی همچون ایران،  کمونیست ها  از اصل حق  تعیین سرنوشت ملل که به مفهوم حق  جدائی و تشکیل  کشور خودی  می باشد،  دفاع میکنند.  هر  کمونیستی که حق تعیین سرنوشت ملل را قبول نداشته باشد، در واقع امر اپورتونیستی  بیش نیست.  گرچه مساله ملی در کشورهای چند ملیتی در اصل،  مساله  بورژوازی ملت های  تحت ستم میباشد،  اما کارگران این ملت ها نیزاز وجود ستم ملی، رنج میبرند  و بهمین جهت نیز  کمونیست ها که از منافع کارگران دفاع میکنند،  پیگیرانه علیه ستم ملی مبارزه کرده و مجدانه خواهان رفع این ستم می باشند. وجود ستم ملی، راه رشد آگاهی را بر کارگران ملت های تحت ستم، ناهموار ساخته و با صدمه  زدن به  اتحاد و همبستگی کارگران سرتاسر کشور، آنها را به جان هم می اندازد. وجود ستم ملی،  در اغلب موارد، مساله  طبقاتی را نیز تحت الشعاع مساله ملی قرار میدهد.                       

                     +++++

با علم  به این  واقعیت که  جناح های مختلف  بورژوازی ملت های  تحت ستم  ایران، ماهیتی غدر ورزانه و سازشکارانه دارند ودشمن سرسخت رهائی طبقه کارگر، کمونیست ها و دیگر نیروهای انقلابی می باشند، عناصر و تشکل های پیگیر مدافع  منافع کارگران موظفند  در بین  کارگران  و توده های  زحمتکش متعلق  به ملت های تحت ستم، کار و فعالیت کرده و آنها را در عین  پرورش دادن با روحیه  انترناسیونالیستی،  از غدرورزی و خیانت  بورژوازی خودی، آگاه  سازند.  اگر نیروهای  انقلابی  مدافع   منافع کارگران  و زحمتکشان، دست روی دست  گذاشته و در وظیفه  عاجل  خود  در سازماندهی  مبارزات  توده های زحمتکش و تربیت کمونیستی ملت های تحت ستم غفلت ورزند،  اگر آنها  به کار سخت و طاقت فرسا در بین کارگران و توده های زحمتکش تن ندهند،  تردیدی  نباید داشت  که  بورژوازی کارخود را خواهد کرد و کارگران ملت های تحت ستم را به  ذخیره و یار و یاورخود، مبدل خواهد ساخت. درشرایطی که بورژوازی شوونیست حاکم از هیچ تبعیض واجحافی درحق ملت های تحت ستم خودداری نمیکند و قدرتهای امپریالیستی و ارتجاع منطقه برای جلب توجه  بورژوازی ملت های تحت ستم ایران به انواع دسایس دست می یازند،  وظایف نیروهای انقلابی در ادامه هر چه پیگیرانه مبارزه علیه  رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی، کار روشنگرانه در بین  کارگران و توده های  زحمتکش ملت های  غیر فارس،  افشای ماهیت فرصت طلبانه بورژوازی ملت های تحت ستم، دفاع بدون قید و شرط از اصل  حق تعیین سرنوشت ملل و مبارزه با شوونیسم ملت غالب، صد چندان میگردد.

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-آقای بشریت اگراین نوشته آخری ازشماباشد،بایدبه حال روشنفکری مثل شماگریه کرد.
آن ملتی که دراین نوشته شمابدان اشاره کرده اید،ازهمان ملت هیتلروموسیلینی ورضاشاه واحمدکسروی است.
اکنون دوران تعیین قیومیت برای هیچ ملتی نیست که شمابدان اشاره کرده اید.
اگرشیرهای نفت راازسران حکومت های صدساله شاه وشیخ ایران می گرفتند،باورکن تاکنون ده ملت درایران تشکیل شده بود.
تندروی شماوامثال شمااین ملت هارازودتربیدارخواهدکرد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به چه حقی بدون همه پرسی و انتخابت آزاد ملت کهن ایران را چند ملیتی معرفی می کنید. خیانت چپ ها در تفرقه و تدوام استبداد دیگر هر ادم با سواد متوسط می داند/ از قانون مشروطیت تا کنون حتی یک بار هم مردم ایران چنین اداعای کذایی چند ملیتی را تایید نکردند. کشور چند ملیتی یعنی ان شوروی ککعبه مقصود شما که ددید چگونه فروپاشید. کشور چند ملیتی شوروی بود که دو تا قاره با مللت های با فرهنگ و تاریخ جداگانه به یوغ گرفته است.
http://iranglobal.info/node/56807

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در جواب کامنت نویسهائی که تا می بینند کسی مطلبی به طرفداری از سوسیالیسم نوشته است در اغلب موارد بدون اینکه حتی مقاله آن نویسنده را دقیق بخوانند، شروع به حمله و هتاکی به سوسیالیسم و کمونیسم می کنند. از دید این عناصر ضد کمونیست ، سخن راندن از کمونیسم و سوسیالیسم، کار بیخود و بیهوده ایست . چون کمونیسم وسوسیالیسم مرده و سرمایه داری تا ابد همچنان درقدرت خواهد بود. به نظر من، سوسیالیسم و کمونیسم نمرده و زنده است. بشریت برای اینکه در چنگ تضادهای سرمایه داری نابود نشود ، مجبور به حرکت به سمت سوسیالیسم می باشد . اینهمه فساد و تباهی و جنگ ها و آدم کشی ها، اینهمه نابرابریها و اختلافات فاحش طبقاتی، همه و همه زائیده نظام ظالمانه سرمایه داری است. در قرن بیستم، در پروسه جنگ های بین المتتی اول و دوم ، ده ها میلیون تن کشته شدند و ویرانیهای فراوانی به وجود آمد. سبب

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شما هنور بورژواری مورژوازی می کنید و رژیم اینهمه چا\سده؟؟ الحقکه چبها چب اند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"" کمونیزم در دنیای گلوبلایزیشن، چهره شکست است "" ونزوئلا و کوبا، بدون کمک‌های کشور‌های غیر کمونیست، باید به آدم خواری روی می‌‌آوردند، در اقیانوس بی‌ ثبات خاورمیانه، تنها کشوری که ثبات و دموکراسی نسبی‌ دارد همان ترکیه است و این چپ‌ها و کمونیست‌ها بودند که دست در دست شاهنامه پرستان، از کودتا در ترکیه حمایت کردند تا تنها جزیره ثبات در منطقه مخصوصا برای ما ترکان آزربایجانی، بی‌ ثبات شود. درک کمونیست در همین حد است، هر چه منطقه را بی‌ ثباتی، شئورش، هرج و مرج فرا بگیرد بهتر است تا همه از گرسنگی بمیرند. ما در ایران، به کمونیست‌ها و ایدئولوژی پوسیده آنان نیاز داریم، ایران از درون خواهد پاشید، با طناب پوسیده کمونیزم، ما را در چاه کمونیستی، منزوی نکنید. نظریهای پان تورکیتان کافی‌ نیست که جوانان ما را ، به دست رژیم دادید؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خوبه ما نمردیم و چماق تکفیر رفقا در مکتب مارکسیسم سوسیالیسم را هم دیدیم
حالا خوب هست که شما ها تک و تنها هستید اگر هرکدام 100 تا مرید خر (که هر کدام بهتر از یک ده شش دانگ هست) داشتید ان وقت واویلا بود
این هم عاقبت مکتب گل و بلبل و عدالت و برادری

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای بهمن موحدی .... با نقل قول آوردن پی در پی از لنین میخواهد ثابت کند که در ایران ملتها وجود ندارند و ستم ملی و حق تعیین سرنوشت ملل افسانه ای بیش نیست که جداپی طلبان « بیوطن و خائن» آنرا اختراع کرده اند. اگر این شوونیست و پان ایرانیست سرسخت زحمت قبول فرموده و جزوه لنین را در باره حق تعیین سرنوشت ملل مطالعه کند، آن وقت خواهد فهمید که موضع لنین در مورد مساله ملی و ستم ملی چیست!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-آقای بهمن موحدی افکارشمافکر سوپرفاشیستی بوده وافکارسوسیال ناسیونالیستی ربطی به مارکس وانگلس ولنین ندارد.
شماازکلمات وجملات آنهاسوء استفاده کرده وبه تفکرفرقه گرایی خودارآنهایاری می رسانی.
همانطورکه ملاهاهرکدام تفسیرخودازقران ونهجه البلاغه میکنند.دنیای متمدن وحتی شوروی وتئوریسن های آنهانتوانستندازجملات مارکس وانگلیس ولنین قران ساخته ودرنهایت سرنوشت همه آنهاراهمچون ملاها که تفسیرمختلف ازاسلام دارندیکی شد.
اکنون عصرانفورماتیک ورباط واینترنت بوده وازآنهاحتی بجای انسان وبرای آسایش انسان استفاده میکنند.
افکارشمابه دردموسیلینی وصدام وپیونشه ورضاشاه وخمینی ورجوی میخورد.یعنی عصرتفکرشماسپری شده وشماهنوزدرخواب تشریف داری.
اکنون برای بدست آوردن پول وسرمایه دیگرنیازبه دست ونیروندارد.انسانهاازفکرواینترنت وغیراستفاده میکنند.سرخودوماراتنهابه دردآورده خودراراضی میکنی.
حتی نمیتوانی مدرنیسم وعلم را

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
همچنان خواهشمندم 2 مقاله کوتاه پیشنهادی ام را بخوانید و در یکی بلشویزم با مارکسیسم تعمقی بکنید.
موفق باشید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چقدر از نام خودت شرم داری که با نام دیگری کامنت میگذاری؟
کسی نمیداند کیستی، اما چون یک کامنت گذار 7 هزار تومانی سپاه جهل و جنایت بیش نیستی.
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
لنین با استناد به انگلس معتقد بود که تا پیش از ظهور امپریالیسم ، مرزها مرزهای طبیعی بوده اند. لنین در ترازنامۀ مباحثه ای پیرامون حق ملل در تعیین سرنوشت خویش که در سال 1916 نوشته است از قول انگلس توضیح می دهد : «" از جمله انگلس می گوید که مرزهای ملل بزرگ قابل بقای اروپا در یک جریان تاریخی شکل گرفتند که در مسیر خود یک سری ملل کوچک غیرقابل بقا را بر حسب زبان و علائق ساکنین در خود ادغام نموده اند. این مرزها را انگلس طبیعی توصیف می کند. در اروپا نیز در عصر سرمایه داری مترقی - حدود سالهای 1871-1848 چنین بوده است. اکنون سرمایه داری امپریالیستی ارتجاعی پیش از پیش این مرزها را که به طریق دموکراتیک تعیین گردیده درهم می شکنند. تمامی شواهد گواهی می دهد که امپریالیسم برای جانشین خود سوسیالیسم، مرزهایی که کمتر دموکراتیک هستند و یک سری مناطق الحاق شده در اروپا و سایر قسمت های جهان به ارث خواهد گذاشت"»
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
لنین در طرح اولیۀ تزهای مربوط به مسئلۀ ملی و مستعمراتی (برای دومین کنگره انترناسیونال کمونیستی) می گوید :«" نقض دائمی تساوی حقوق ملل و تضمینات حقوق اقلیت های ملی در کلیۀ کشورهای سرمایه داری..."» لنین به روشنی بین ملل و اقلیت های ملی تفاوت قائل می شود. در همین جا لنین می گوید: «" ثانیاً تمام احزاب کمونیست باید به جنبش انقلابی ملل وابسته یا غیر کامل الحقوق (مثلاً ایرلند یا سیاهان آمریکا و غیره) و مستعمرات مستقیماً کمک کنند"» جالب است که بدانیم که با وجود آنکه در آمریکا اقلیت های دینی ، زبانی و نژادی زیادی وجود داشته و دارد، لنین تنها از سیاهان نام می برد با وجود اینکه می داند سیاهان آمریکا از سراسر آفریقا آورده شده اند و یک ملت هم زبان هم فرهنگ و ... را تشکیل نمی داده اند و در ضمن لنین ایرلندی ها را ملت وابسته و سیاهان آمریکا را غیر کامل الحقوق می داند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب موحدی,
فرمودید " یک عده افراد مغرض و نادان و اپورتونیست.... و تجزیه طلبان بی مقدار با سوء استفاده ..... داعیۀ تجزیه ایران" را دارند.
احتمالا میدانید که چین صاحب یکی از قدیمی ترین تمدن های دنیاست و خردمندان بسیار داشته است. یک ضرب المثل چینی میگوید زمانی که با انگشت اشاره, کسی را متهم میکنی سه انگشت دیگر به سوی خودت بر میگردد. بحث و گفتگو, جای توهین و اتهام نیست مگر آنکه کسی منظور و یا مأموریتی خاص داشته و یا الفبای ادب و تربیت را نخوانده باشد. حق تعیین سرنوشت ملت ها در منشور جهانی حقوق بشر تصریح شده است. اینکه اعمال چنین حقی امروزه به صلاح ماست جای تامل دارد و با این بیهوده گویی ها نمیتوان به توافق رسید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به عنصر فالانژ:
دوباره عنصر فالانژ .... با نام من کامنت گذاشته گفته است: " کمونیستها پیرو کیانوری هستند. کیانوری هم که یک کمونیست خائن و نوکر روس ها بود، نوه شیخ فضل الله نوری بود!" پایان نقل قول. این آقای فالانژ نمی داند، که من رفتار، شخصیت و افکار سیاسی افراد را سوای ریشه تباری و خانوادگی و عشیره ای وی ارزیابی میکنم. در ضمن کمونیستها پیرو کیانوری نیستند. و نبودند. هر سازمان چپی دارای خط مشی و جهان بینی خود است و اتفاقا تفاوتهای اساسی نیز با حزب توده دارند. حزب توده نماینده سازمانهای دیگر نیست و نبوده است. ....

تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
رفقای مارکسیست لنینیست به اصل حق تعیین سرنوشت به مثابه یک اصل بنیادی باور دارند؛ آن آموزه های رهایی بخش و اصل حق تعیین سرنوشت مللی که در تفکر مارکسیستی وجود دارد و یک عده افراد مغرض و نادان و اپورتونیستهای چپ نما و تجزیه طلبان بی مقدار با سوء استفاده از آن امروز داعیۀ تجزیه ایران را مستند به آن می کنند هرگز در آثار مارکس و انگلس و لنین وجود نداشته است.
مقوله ملل تحت ستم که باید حق تعیین سرنوشت را به آنها داد اصولاً مقوله ای است که به اعتقاد لنین از عوارض جانبی ظهور امپریالیسم است که در سوسیالیسم باید حل شود و این امپریالیستها هستند که مورد خطاب قرار دارند. نه تنها ملل مورد نظر لنین شامل حال ساکنین ایران نمی شود بلکه اصولاً مربوط به سرزمین هایی است که کشورهای امپریالیستی با زور به خود الحاق کرده و یا به شکل مستعمره درآورده اند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
میتوان گفت نیازی به نگرانی نیست . به زودی زود طوفان خشم توده ها خلق طورمار نظام پلید سرمایه داری را در هم خواهد پیچید . اری رفقا پرچم سر خ توده های تحت ستم در اسمان کشور خلقهای ستم دیده در هر میدانی به بالا خواهد رفت و خیلی شعار ها . اما من عجیب حس همدردی با اقای جداری دارم .از اینکه استعداد ادبی این مرد قربانی همان خزعبلات و شعار های دروغین بالا شد ه است . به زبانی دیگر افرادی ماند اقای جداری از نگاه من قربانی خیر خواهی وانسان دوستی و فریب بزرگی بنام عدالت در جامعه کومونیستی شده اند انسانهای بزرگواری که همه چیز خود را قربانی یک سراب کردند . نه فقط از ایران بلکه از همه جهان به مسکو رفتند و زندانی شدند و ناامید و سیبری زده و عاقبت در یافتند که نه انچه گفته بودند دروغی بیش نبود و گمنام به کام مرگ رفتند..

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مارکس و انگلس 150 سال پیش مردند و در حال حاضر اجسادشان به همراه افکار ارتجاعیشان هم پوسیده است. باید گذشته را رها کرد و در زمان حال فکر چاره ای کرد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با عرض سلام خدمت اقای حسن جداری! کاملا درست فرمودید که:"مارکس و انگلس هر دو همواره در نهایت سرسختی از مبارزات ملت های اسیر و تحت ستم دفاع به عمل آورده اند. مارکس مدافع پیگیر حق تعیین سرنوشت ملل اسیر و در بند بود ".
اکثر اثار کارل مارکس و فدریخ انگلس در باره ستم ملی و حقوق اقلیت های ملی به زبان فارسی ترجمه نشده و یا نخواستند که ترجمه شود. چند اثر مهم و کلاسیک در رابطه با مسئله ملی در هند و ملیتهای ساکن در ان .
1-کارل مارکس و فدریخ انگلس ، نتایج اتی تسلط بریتانیا بر هند.
2-کارل مارکس و فدریخ انگلس، انگلیس،اریستوکراسی (اشرافیت) بومی و شاهزادگان در هند.
3- کارل مارکس ، اقتباس ترتیب زمانی تاریخ هند. و ........
در ان دوره که این اثار تالیف ونوشته میشد، تازه پروسه شکل گیری طبقه کارگر در هند انجام میگرفت.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در جواب نسیم محترم برخلاف نظر شما ، مارکس و انگلس هر دو همواره در نهایت سرسختی از مبارزات ملت های اسیر و تحت ستم دفاع به عمل آورده اند. مارکس مدافع پیگیر حق تعیین سرنوشت ملل اسیر و در بند بود . بهمین جهت نیز کسی نمی تواند مارکس و انگلس را در مساله دفاع از ملت های تحت سلطه از لنین و بلشویک ها جدا کند.کاری که آنارشیست ها میخواهند انجام دهند. مارکس موکدا از جنبش های رهائی بخش ایرلندیها و لهستانی ها علیه کشورهای زور گوئي که بر این ملت ها حاکم بودند، دفاع میکرد. مارکس گر چه در ابتدا در رابطه با مساله اسارت ایرلندی ها توسط امپراطوری بریتانی بر آن بود که جنبش انقلابی -سوسیالیستی - طبقه کارگر انگلیس، ایرلند را رها خواهد ساخت ، بعد ها و پس از تعمیق هرچه بیشتر اندیشه های خود وتغییرات سیاسی مهم در انگلستان و ایرلند، این نقطه نظر خود را کاملا تغییر داده و بر آن شد که تا ایرلند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای جداری ضمن احترام به حسن نیت شما میخواهم بگویم که کمونیست ها به معنی طرفداران جامعه شناسی علمی (بنیانگذاری شده توسط مارکس و سپس انگلس) طرفدار حق ملل در سرنوشت خویش نیستند، لنینیست ها و بلشویک ها هستند. عاقبت تئوری لنین هم سرکوب و الحاق وحشیانه آسیای میانه و تئوری سلطه جویانه راه رشد با خروجی هائی امثال قذافی و رابرت موگابه بود.
دوستانه خواهشمندم مقاله های کوتاه "نقش بریتانیا در هند - مارکس" و "نقش فرانسه در الجزایر- انگلس" را بخوانید.
مارکسیست ها طرفدار طبقه کارگر هستند نه بورژوازی ملی، علی الخصوص در قرن 21 ام !
البته کاملا می فهمم که نوشته های مارکس و انگلس نیز مربوط به 150 سال پیش بوده و نیاز به روز آوری دارند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
درپاسخ به سوآل کامنت نویس گرامی آتش دوست عزیر، در ایران طی ده ها سال، پان ایرانیسم،پان فارسیسم و شوونیسم و برتری طلبی قومی و زبانی تبلیغ و ترویج شده است. مغز های پوسیده عناصر شوونیست و پان ایرانیست آمادگی برای پذیرفتن حقایق ملموس سیاسی و اجتماعی و فرهنگی ملت های غیر فارس ساکن در ایران را ندارند. از دید این قبیل افراد متعصب و واپسگرا در ایران برای همیشه تنها یک زبان باید رایج و رسمی باشد، آنهم زبان برتر فارسی است. کساتی که به زبانهای دیگر تکلم میکنند، باید با میل و اشتیاق، به زبان برتر فارسی در مدارس تحصیل کنند!!! از دید این شوونیست ها، در این کشور پهناور تنها یک ملت وجود دارد ، آنهم ملت ایران است . ملتی باستانی دارای ریشه های اصیل آریائی! شوونیست های متصب فارس ، هر آن کسی را که سخن از وجود ملت ها در ایران به میان می آورد و

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام -باتشکرازجناب آقای جداری من درزیرمقاله شماچیزی ننوشته ام .این جاعل فکرمیکنم قابل شناسایی توسط سایت است .
ولی چراجلوی این کاررانمی گیردبرایم سئوال براگیزشده است.
آقای توکلی اگرچنانچه برایتان قابل شناسایی است لطفاجلوی این شخص بی منطق وجاعل رابگیرید.
ممنون میشوم/

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در گذشته در زمینه ماهیت شوونیستی و پان ایرانیستی آقای تبریزی نظر خود را در ایران گلوبال مطرج ساخته ام . از دید من، ستاره سرخی که ایشان در بالای کامنت های خود میگذارد، تمهیدی برای پوشاندن جهره عمیقا شوونیستی و ضد کمونیستی می باشد. بیش از این نمی خواهم در مورد ماهیت فرد بی منطق پان فارسیستی بنام تبریزی حرف بزنم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقا بهمن موحدی تو مسئله حقوق ملل و غیره را ول کن و برای ما بگو که این رهبر غایب مسغود رجوی کی ظهور خواهد کرد و جامعه بی طبقه توحیدی دولت دموکراتیک اسلامی امام زمان مسعود رجوی کی برقرار خواهد شد و قتل عام تجزیه طلب ها کی شروع خواهد عین نوشته بهمن موحدی « بنده برعکس شما خواهان برخورد شدید و سرکوب تجزیه طلبان خائن وطن فروش می باشم و باید آنها را به جایی فرستاد که عرب نی بیندازد ».
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
برای پیشرفت دین مبین اسلام مسلمانان باید به ساختن بتخانه ها همت گمارند تا مؤمنان در برابر آن بت ها سجده کنند و فرهنگ قرآنی در همه جا گسترده شود و برای آن که خداوندی که قرآن را فرستاده است از مسلمانان خشنود شود باید بت هائی مانند لات و منات و هبل و عزی یا پیدا شوند و یا بازسازی شوند تا مسلمانان مؤمن در برابر آنها به خاک بیفتند و سجده کنند و گر نه بدون آن بت ها دین اسلام پیشرفت نخواهد کرد! ***** دوستان گرامی، آیا بت پرست بودن با مسلمان بودن سازگار است؟ روشن است که ما در جهان حتی یک خر را نیز نمی توانیم پیدا کنیم که بگوید برای مسلمان بودن باید در برابر بت ها سجده کرد! همچنان که بت پرست بودن با مسلمان بودن سازگار نیست سوسیالیسم و کمونیسم نیز با ناسیونالیسم و پندارهای زهرآگین ناسیونالیستی مانند نژادپرستی و زبان پرستی و خاک پرستی و مرزپرستی و کهنه پرستی و مرده پرستی سازگار .....

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام. آقای حسن جداری از شما تشکر میکنم. بهمن موحدی بامدادان کاری جز کامنت نوشتن با اسامی دیگران ندارد. او یک شوونیست پان فارس است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بهمن موحد ی ( بامدادان) در کامنت هائی که مرتبا می نویسد، کاری جز هتاکی و ترور شخصیت انجام نمیدهد. این کامنت نویس فعال، سخت می کوشد ناسیونالیسم و شوونیسم خود را در پرچم ایرانی که در وسط آن ستاره سرخی می درخشد، به رخ همه بکشد. در کامنتی که اخیرا در زیر یکی از مقاله ها در رابطه با مساله ملی نوشتم ، اختصارا به ضد و نقیض گوئی های ایشان پرداخته، یاد آور شدم که ایشان نمیتواند در یک زمان هم کمونیست باشد و هم طرفدار سازمان مجاهدین که یک سازمان سیاسی دارای مرام مذهبی است. در همان کامنت مطرح ساختم که نظراتی که آقای موحدی در کامنت های خود ارائه میدهد، کوچک ترین نسبتی با مارکسیسم و کمونیسم ندارد. ایشان خود را کمونیست می نامد اما معتقد است که در ایران تنها یک ملت بنام ملت ایران وجود دارد و استعمال عبارت ملت ها در مورد این کشور، بهیچوجه درست نیست.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با سلام بخدمت آقای جداری.
آقای جداری هر پدر ، مادر عاقل از بچگی به کودکان خود مستقل بودن را توصیه کرده و نصیحت می کنند یعنی در اصل هم در عمل و هم در رفتار به آنها حسن مستقل بودن را یاد می دهند.
حال قبول این حق استقلال برای ملل چند ملیونی در جامعۀ ما چرا جا نمی افتد ، وبا این همه مشکل روبروست ؟ بنظر شما مشکل کجاست ؟ با سپاس

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به بهمن موحدی : کمونیستها پیرو کیانوری هستند. کیانوری هم که یک کمونیست خائن و نوکر روس ها بود، نوه شیخ فضل الله نوری بود!
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چقدر زشت و ناپسند است که فردی خود را نماینده تمامی کمونیستهای ایران بداند و از جانب آنها سخن بگوید. این آقای حسن جداری فکر می کند نماینده کمونیستهای ایران است!!! یک کمونیست راستین ایرانی هیچ گاه از تکه وپاره شدن ایران حمایت نمی کند زیرا مارکس و لنین وانگلس "حق تعیین سرنوشت ملل" را برای کشورها و ملتهای الحاق شده به وسیلۀ امپریالیستها و استعمارگران به رسمیت می شناختند و نه برای کشوری مثل ایران. هر کمونیستی که خواهان تکه وپاره شدن ایران باشد، در واقع اپورتونیستی بیش نیست. بله؛ کمونیستها مدافع اصل حق تعیین سرنوشت ملل هستند و از مبارزات ملل تحت ستم دفاع می کنند اما اصل حق تعیین سرنوشت ملل هیچ تناسبی با موقعیت ساکنین ایران ندارد، نه از دیدگاه رهایی بخش مارکسیستی و نه ازدیدگاه حقوقی و سازمان ملل.
محمدعلی عمویی کمونیست و از اعضای برجستۀ حزب توده در مصاحبه ای در باره شکل گیری حزب توده می گوید: