به مناسبت بازگشائی مدارس در ایران!

نگاهی بر برخی از مشکلات آموزشی
تعداد مشاهدات: 
2092
محتوی برنامه ای که در مدارس تدریس میشود، یکی دیگر ازمعضلات آموزشی در ایران است که ضروری است در رابطه با گشایش مدارس به آن هم اشاره شود. رژیم حاکم در ایران چنانچه میدانیم یک رژِیم سرکوبکر مذهبی است که 37 سال تمام است موازین مذهب شیعه را پایه و اساس تحصیل در مدارس و دانشگاه های کشور قرار داده است. کتابهای درسی همه در تبعیت از اصول مذهبی تالیف میشود و در کلاسها، تدریس مواد مذهبی در راس دیگر دروس قرار دارد

آغاز مهرماه، زمان  بازگشائی مدارس در ایران است. در کشور بلادیده ای که  بد ترین رژیم تاریک اندیش ارتجاعی در آن حاکم است، تردیدی نیست که وضع  آموزش و پرورش همواره آشفته و آکنده از مشکلات و ناهمواریها خواهد بود.  تا زمانی که  رژیم جمهوری اسلامی بدست توده ها ی زحمتکش از اریکه قدرت به زیر کشیده نشده است، وضع  ناهنجار و بلبشوی  آموزش و پرورش در ایران، همچنان ادامه خواهد داشت. یکی از اجحافات بیشماری که در حق ملت های غیر فارس در ایران اعمال میگردد، همانا  تحصیل اجباری در مدارس  به زبان فارسی می باشد.  در برخورد سطحی  به این مشکل اساسی آموزشی  و این پایمال  شدن آشکار حقوق انسانی  ملت های تحت ستم، برخی از محافل اصلاح طلب  متعلق  به ملت های غیر فارس، با اشاره به بندهائی از قانون اساسی ارتجاعی رژیم  دال بر  ضرورت  تحصیل به زبان مادری، از رژیم  میخواهند که به بندهای این قانون  عمل کرده و در نواحی و بخش هائی از کشور که زبان اهالی فارسی نیست تحصیل در مدارس به زبان بومی را قبول کند. باید گفت با این  توصیه ها  و تمناهای  اصلاح طلبانه  که بر پایه تایید موجودیت رژیم آزادیکش حاکم  پیش کشیده میشود، تغییری اساسی در ماهیت عمیقا ارتجاعی  و  ضد دموکراتیک امر آموزش و پرورش  در ایران  به وجود نمی آید و ذره ای از شدت و حدت ستم ملی در این کشور کاسته نمیشود . این یک واقعیت است که رژیم جمهوری اسلامی  ، این دشمن بی امان آزادی و دموکراسی، در هیچ زمینه ای اعم از سیاسی و اجتماعی، بهیچ وجه  اصلاح پذیر نیست.

+++++

از آغاز  حکومت  رضا شاه  تا به امروز، زبان فارسی، با زور و قلدری  بر ملتهای  غیر فارس کشور که بیش از نصف ساکنین ایران را تشکیل میدهند، تحمیل شده است. در تمام دوران حکومت استبدادی  خاندان پهلوی ، ملتهای  غیرفارس ایران در  سطوح مختلف در معرض  ستم و تبعیض ملی قرار داشتند.  پس از بر افتادن و سرنگونی  رژیم شاه به دست توده های محروم و زحمتکش دربهمن سال 1357، رژِیم ارتجاعی جمهوری اسلامی  نیز،همان سیاست سرکوبگرانه  رژِیم شاه را در زمینه  تحمیل زبان فارسی  بر ملت های غیر فارس  دنبال کرده و بر رسمی  بودن  زبان فارسی، مهر تصدیق نهاد.   بدین ترتیب، در طول نود سال گذشته رژِیم های ارتجاعی حاکم بر ایران  با تحمیل  زبان فارسی و رسمی قرار دادن این زبان،  آشکارا ظلم و اجحاف در حق ملت های غیر فارس ایران روا داشته و حقوق انسانی  این ملتها را در این زمینه  پایمال کرده اند. در مهرماه امسال، مدارس در ایران در حالی گشایش می یابند که  بیش از نصف اهالی کشور مجبورند بر خلاف میل خود به زبانی که  برای آنها زبان بیگانه محسوب می گردد، تحصیل کنند. در سالهای اخیر  در شرایطی که مخالفت با تحمیل زبان فارسی  در نواحی  غیر فارس نشین کشور شدت بیشتری پیدا کرده است،  رژیم جمهوری اسلامی جهت کاستن از دامنه مبارزات ملتهای تحت ستم علیه ستم ملی، در مواردی چنین وانمود میکند که با تدریس  زبا ن  بومی در کنار زبان رسمی کشور مخالفتی ندارد و اینجا و آنجا سردمداران رژیم به ملت های غیر فارس  وعده  و وعید میدهند که  در آینده  زبان بومی  این ملت ها به مثابه یکی  از مواد درسی در کلاسها تدریس خواهد شد! اما این دسایس و ظاهر سازیهای رژیم نباید کسی را فریب دهد. این نیرنگ بازیهای رژیم به منظور فرونشاندن خشم  روزافزون ملتهای غیر فارس، تنها محافل سازشکاری در بین فعالین سیاسی این ملتها را  به وجد و سرور می آورد که حل مساله زبان  ودیگر  عارضه های ناشی از ستم ملی را در چهارچوب رژِیم آزادیکش جمهوری اسلامی، امری  امکان پذیر  میشمارند. برای بر طرف ساختن ستم ملی در ایران و حل  مشکل تدریس زبان  در نواحی غیر فارس کشور، وعده های واهی رژیم در این زمینه ، دردی را دوا نمیکند . راه حل بر طرف شدن ستم ملی وهژمونی زبانی را در ایران، تنها و تنها باید در سرنگونی تمامیت رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی، جستجو کرد.  امیدوار ساختن ملتهای  تحت ستم به حل عادلانه مشکل زبان و  مساله ملی در ایران با وجود بقای رژیم جمهوری اسلامی،  معنا و مفهومی  جز به ساز این رژیم شوونیست دروغ پرداز رقصیدن ندارد.

+++++

مدارس  در ایران گشایش می یابند، در حالیکه  میلیونها  کودک دبستانی   در نقاط مختلف کشور به خاطر فقر و تهیدستی خانواده، کمبود مدرسه و معلم و کار کودکان در کارخانه ها و کارگاه ها و مزارع از رفتن به مدرسه محروم میباشند.آمار رسمی رژیم  دال بر این است که در بخش هائی از کشور که متعلق به ملتهای غیر فارس می باشد، در صد بیسوادی به مراتب بیشتر است. صد ها هزار از کودکان کشور، همه  ساله  به جای  رفتن به مدرسه، مجبورند برای سیر کردن شکم خود و خانواده، در ازای دستمزد حقیری،  هر روز ساعت ها در کارحانه ها وکارگاه های فاقد وسایل بهداشتی کار کرده و بیرحمانه در معرض استثمار کارفرمایان بیرحم قرار داشته باشند. بودجه ای که رژیم برای فرهنگ و آموزش و پرورش اختصاص میدهد، در مقایسه با  میلیارد ها  تومانی که صرف سپاه پاسداران و دیگر دستگاه های نظامی  شد مردمی و سرکوبگر میشود،  بس ناچیز است .  همه ساله   مبالغ کثیری از در آمد حاصله از نفت، صرف تعمیر  قبر خمینی، تعمیرات ونگهداری امامزاده ها و مخارج مساجد و مراکز اسلامی ، حمایت از دار و دسته های ارتجاعی اسلامی خارجی  و دیگر ولخرجی های مذهبی  میشود و پولی برای آموزش و پرورش و تاسیس مدارس و استخدام معلم بیشتر، باقی نمی ماند.  بخش قابل ملاحظه دیگری از  در آمدهای نفت  به مصرف  نگه داری  انبوهی از  مدرسه های مذهبی در نقاط مختلف کشور میرسد. این  موسسات  فرهنگی  مذهبی که باخرج  مبالغ کثیری از ثروت های کشوراداره میشوند، همه ساله هزاران تن آخوند تحویل  جامعه داده وهمچنان بر لشکر عظیم  ملایان تاریک اندیش و مفتخور می افزایند. میلیاردها  از در آمد نفت، در عین حال در نتیجه حیف و میل از اموال  دولتی،  ارتشا،، دزدی های کلان و فساد اداری بقول معروف لوطی خور میشود .  در چنین اوضاع و احوالی طبیعی است که بودجه ای که به امور آموزشی اختصاص می یابد، بسیار ناچیز خواهد بود . با این بودجه  محقر  نه مدرسه جدید میتوان باز کرد و نه امکان استخدام معلم لازم برای  تدریس در مدارس وجود دارد. در حالیکه در آمد های حاصله از نفت و دسترنج  کارگران و توده های زحمتکش  به جیب سرمایه داران و آخوندها و آقا زاده ها و سران سپاه پاسدار و دیگر دزدان و غارتگران هستی توده ها سرازیر میشود، معلمین  مدارس  حقوق های ناچیزی  دریافت میدارند که بهیچوجه   تامین کننده مخارج زندگی ساده آنها و خانواده هایشان نیست . در حالیکه به برکت  سلطه استبداد و  مطلق العنانی،  هر روز بر میلیاردها ثروت سرمایه داران و عمال و سردمداران رژیم افزوده میشود، معلمین که  عهده دار آموزش وپرورش  نسل جوان کشور هستند، در فقر و مسکنت کامل  زندگی میکنند و محرومیت وتیره روزی آنها حد و حصری ندارد . در مقابله و پاسخ  به ظلم و  اجحافی که در حق  معلمین اعمال میگردد ، البته  این بخش از محرومان و ستمدیدگان اجتماعی، ساکت و آرام نه نشسته  و تن به قضا و قدر نسپرده اند .  در سال های اخیر ما شاهد رشد دامنه  جنبش اعتراضی معلمین در سرتاسر کشور بوده ایم. معلمین، بیهراس از تهدیدات  رژیم  تاریک اندیش، همه جا به پا خاسته و باسازماندهی  تظاهرات و اعتصابات  رزمنده،  نارضایتی عمیق خود را از وضغ  رقت بار زندگی و ظلم و اجحافاتی که در معرضش قرار دارند، اعلام میدارند.  در حال حاضر، جنبش اعتراضی معلمین ایران در حال  رشد و اعتلا می باشد . معلمین در حرکت های اعتراضی پردامنه،  همبستگی خود را  با کارگران  آشکار ساخته و همواره با کارگران زندانی ابراز همدردی میکنند.  جواب رژیم آزادیکش جمهوری اسلامی به اعتصابات و مبارزات اعتراضی معلمین،  در طول سال ها چیزی جز سرکوب و حبس و تعدی نبوده است . رژیمی که  در نهایت بیرحمی مبارزات اعتراضی کارگران را  سرکوب کرده و با حبس و شکنجه و قتل و جنایت  به فریاد حق طلبانه آنها پاسخ میدهد، رژیم جنایتکاری که شاهرخ زمانی کارگر مقاوم و مبارز را در زندان و تحت شکنجه های  قرون وسطائی به قتل میرساند، در پاسخ به جنبش  اعتراضی  معلمین نیز  نمی تواند جز توسل به سرکوب و زندان وشکنجه، کار دیگری انجام دهد. اما باید گفته شود رژیم جمهوری اسلامی کور خوانده است!   سردمداران رژیم با توسل به بدترین  سرکوبگریها نیز نخواهند توانست جلو رشد مبارزات کارگران و معلمین را  گرفته و آنها را به سکوت  و آرامش  مجبور سازند . معلمین ایران تا نیل به حقوق حقه خود، دست از مبارزه و مقاومت بر نخواهند داشت.

+++++

 محتوی  برنامه ای که در مدارس تدریس میشود،  یکی دیگر ازمعضلات آموزشی  در ایران است   که  ضروری است در رابطه با گشایش مدارس به آن هم اشاره شود. رژیم حاکم در ایران چنانچه میدانیم یک رژِیم سرکوبکر مذهبی است که  37 سال تمام است موازین  مذهب شیعه را پایه و اساس  تحصیل در مدارس و دانشگاه های کشور قرار داده است. کتابهای درسی  همه  در تبعیت از اصول مذهبی  تالیف میشود و در کلاسها، تدریس مواد مذهبی  در راس دیگر  دروس  قرار دارد . در حقیقت امر، مواد درسی گنجانده شده  در زمینه ادبیات و تاریخ و فلسفه چیزی جز اشاعه معتقدات مذهب شیعه  دوارده امامی و مغز شوئی و تفتیش عقاید  محصلین دبستانها و دبیرستانها  نمی باشد.  هدف  اصلی از تحصیل  در مدارس، تبلیغ و رواج همه جانبه  خرافات دینی،  دشمنی با علم و دانش و مسخ تاریخ  گذشته زندگی انسانها است!  در جامعه ای  که اطاعت از دین حاکم  با زور  شلاق و زندان، بر اهالی ستمدیده تحمیل میگردد و مواد درسی مدارس بر اساس  اصول دین شیعه تنظیم میشود،   معلمین آزاد اندیش که اکثریت معلمین  مدارس را تشکیل میدهند،  از فشار روحی و وجدانی غیرقابل وصفی  رنج میبرند. در چنین جامعه ای معلمین  مجبورند بر خلاف  میل خود،  مطالبی را تدریس کنند که در نادرستی و خرافاتی بودن آن کوچک ترین تردیدی ندارند. شاگردان نیز  به همان ترتیب،  مطالبی را باید  فرابگیرند که مغایر با تمام واقعیت های ملموس محیط زندگی آنها می باشد. دنیای مسخره و مسخ شده ای است که رژیم دینی سرکوبگر و تاریک اندیش  با زور و قلدری بر  مردم کشور تحمیل کرده است! هدف  رژیم ضد مردمی  که با مکیدن خون کارگران و زحمتکشان ایران ارتزاق می کند، همانا جلوگیری از بیداری افکار و آشنائی  نوباوگان کشور با اندیشه های  ترقی خواهانه و ضد خرافاتی  می باشد. اما بر خلاف  خواست  رژیم جمهوری اسلامی،  نسل جوان ایران، نسلی  پوینده و معترض است . خرافات اشاعه داده شده از  رسانه های  رژیم و مواد درسی مذهبی را قبول نمیکند. همه جا میکوشد  بر خلاف  موج حرکت کند و بر واقعیت  پدیده ها و رخدادها پی ببرد.  این نسل معترض و عصیانگر،  همچون  ماهی سیاه کوچولوی صمد بهرنگی است که با تمام وجودش میخواهد دیوار سکوت را شکسته و  با تلاش وجنب و جوش  بیکران خود، به عمق و ریشه حقایق  وقوف پیدا کند. بی جهت نیست که   ماهی سیاه کوچولو  اینهمه  در بین نسل جوان کشور، محبوبیت پیدا کرده است. تجدید چاپ و اشاعه و رواج داستانهای  صمد بهرنگی  از قبیل:  ماهی سیاه کوچولو،  بیست و چهار ساعت خواب و بیداری ،  پسرک لبو فروش و یک هلو و هزار هلو از جانب نیروهای سیاسی  ترقی خواه  میتواند همچون سلاح برنده ای در مقابله با ادبیات عمیقا ارتجاعی و خرافاتی رژیم، مورد استفاده قرار گیرد. 

پایان

مهر ماه 1394     

 

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقای جداری با تاریخ شوخی میکند. در تاریخ ایران بهترین کارنامه با تمام نواقص از ان رضا شاه و محمد رضا شاه است .
کارنامه رجوی و خمینی و کیانوری و سید علی و حاکمان باکو در گذشته و کنون در برابر ماا ست.
ایا گناه از زبان پارسی است و یا سرشت دینی حاکمان ؟ سرشت دینی حاکمان بر خاسته از تشیع و اسلام است و این تشیع بدون قزلباشان شاه اسماعیل عملی نمیبود وزبان در برابر دین نقش اساسی ندارد . اما چرا افرادی از نوع اقای جداری این گونه می اندیشند؟ انچه ایران کنونی ویا شوروی سابق و یا اران را به این ان روز سیاه انداخت نه زبان روسی و یا پارسی بلکه دکترین مارکس و محمد است. تخم تلخی که حزب توده در ذهن ساده و خام مردم ایران پاشید امروز بزری جز چپ و دینی و تجزیه طلب ببار نیاورده است. حزب توده مسئول واقعی این همه جنایت و فجایع است که در

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای تبریزی... شما که به ( زبان) به غیر از ( ارتباط انسانی) هیچ ارزش معنوی و روحی قائل نیستید چرا این همه به زبان فارسی « حساسیّت بیش از حدّ» نشان میدهید؟ آنکه مرغ پخته را در تنور می خنداند ترجمه های بی منطق واژه های سیاسی به زبان فارسی از طرف شماست. (( زر سالاری)) دیگر چه معقوله ای است؟کسی که لااقل با الفبای سیاسی اشناست کلمه ((بورژوازی )) را می تواند تا اندازه ای درک بکند. آنچه که مرغ پخته را به خنده می آورد (( تک میهنی )) کردن کره زمین است. بهتر میدانید که تعداد کشورهای مستقل از بدو شروع سازمان ملل, همیشه نه کمتر, بلکه رو به افزایش بوده و خواهد بود.
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
( ..... از آغاز حکومت رضا شاه تا به امروز زبان فارسی با زور و قلدری بر ملت های غیر فارس کشور که بیش از نصف ساکنین ایران را تشکیل می دهند تحمیل شده است! ..... ) پس پیش از رضاشاه هزاران دبستان با زبان های دیگری مانند ترکی و کردی و لری و گیلکی و ..... کار می کردند اما پس از به روی کار آمدن رضاشاه همه دبستان ها ناچار شدند با زبان فارسی کار کنند! کاربرد چنین سخنانی برای کلاه گذاشتن بر سر جوانان کم سن و سال و ساده دلی است که با شنیدن چند سرود و ترانه پیرو پان های رنگارنگ شده اند و گر نه همگان می دانند که زبان دری که به نادرست فارسی خوانده می شود هزار سال است که زبان کاربردی همه ایرانیان است و پیدایش و کاربردی شدن این زبان از زمان رضاشاه داستان دروغی است که مرغ پخته را نیز در تنور می خنداند!