اسلام چون سلاح سیاسی بخش شانزدهم

جای دارد که برای جواب به این سئوال بظاهر ساده ،ولی بسیار پیچیده ، دهها جلد تاریخ استعمار انگلیس در سراسر کره خاکی را نوشت، همچنانیکه محقین و مورخین شایسته این نام ، درکشور های بزرگ و دانشگاه های معتبر دنیا نوشته ا ند ومی نویسند. اما در وطن بلاکشیده من، قرنها غرق در جهل و خرافات یک مشت آخوند جاهل فاقد عرق ملی و میهنی است، مسئله ما ملت ایران این نیست که بدانیم چرا قرنها است که این ملت و مملکت اسیر استعمار گران رنگارنگ تاریخ ، چون روس، انگلیس ، آمریکا ، و عاملان آنان هستیم،بلکه...

پیشگفتا ر *

مدرنیته (تجدد) و تفسیر دینی آن ،

ظهور مدرنیته در غرب ، دارای سه معیار مشخص می باشد.این سه معیار عبارتند از :سرمایه داری ، دموکراسی ،و لائیسیته.(به معنی جدائی دین از سیاست). اما برای درک این پدیده ، باید ، نقش سه دین معروف به ادیان صاحب کتاب ، یعنی یهودیت ، مسیحیت ، واسلام را مورد مطالعه و دقت قرار داد .اروپا وقتی توانست قدم در راه مدرنیته بگذارد،که با اندیشه های فلسفی یونان باستان آشنا شد. با دست یافتن به فلسفه یونان باستان، اروپا وارد دورهً رنسانس گردید .این استراتژی ، به اروپای عصر رنسانس ، این امکان را داد ،که این قاره ، مدرنیته رابر پایه های لائیسیته زندگی اجتماعی ، بنا کرده و اعلام نماید :

انسان ها در هر عصری ، تاریخ خود را می سازند، و برای ساختن تاریخ معاصر خود، انسان ها حق نو آوری داشته ، وسنت های گذشته را پشت سربگذارند.ظهورمدرنیته عصر رنسانس ، گسستن قطعی با اصول جوامع سنتی پیش از مدرنیته ،حتی گذ شتن از سنت های مسیحیت ، و نظام حاکم فئودالیسم را فراهم آورد.

در حالیکه برعکس ، رنسانس جهان اسلام در قرن نوزدهم ، هرگز نتوانست از معیارهای تعین شده در دین اسلام خود را آزاد بکند.آنچه که برای رنسانس اسلام ، لازم و ضروری محسوب می شد ، بریدن از سنت ها ی واپسگرا،و آشنا کردن جامعه با مفاهیم آزادی و دموکراسی بود.اسلام سیاسی معاصر ، ساخته و پرداخته مشخص وقانونی تودهً مسلمانان نیست.اسلام سیاسی ، ساخته و پرداخته شرق شناسان در خدمت قدرت استعماری انگلیس در هند است.اسلام سیاسی ، با رد مفهوم و ارزش های مدرنیته آزادی بخش ، در عین حال ، اصول دموکراسی و حقوق فردی واجتماعی انسان را ، در جامعه رد می کند.همین امر ، مانع رشد و توسعه فرهنگی – اقتصادی و سیاسی کشور های مسلمان در خاورمیانه و آفریقا می شود.(ماًخذ-1)

* * * *

کتاب روبرت دریفوس( Robret Dreyfusse ) با عنوان (Divail’s Gam ) بازی شیطانی ،در واقع یک تشریح و تحلیل سیاست قدرت های استعماری ، و در راًس آن استعمار انگلیس ، در جهان اسلام در طول دو قرن گذشته است ،که از بطن آن سیاست استعماری انگلیس ، اسلام سیاسی .(Islam politique ) با تکیه بر ایدئولوژی پان اسلامیزم ، که بظاهر خوشباورانه ،خیالپردازی و عوام فریبانه بود و همین امروز هم عوام فریبانه است، با پوشش لفظی« اتحاد مسلمانان جهان» در تقابل با استعمار گران و فرهنگ غربی ،توسط روحانیون سیاسی ،و روشنفکران مذهبی ، چون : سید جمال دین اسد آبادی معروف به افغانی این مرد مرموز هزار چهره،محمد عبدو در مصر ، رشید رضا در سوریه و لبنان ، حسن البناء ، سعید رمضان در مصر (بنیانگذاران سازمان تروریستی اخوان المسلمین در مصر )سید مجتبی میرلوحی معروف به نواب صفوی بنیانگذارسازمان تروریستی فدائیان اسلام به کمک آیت الله ابوالقاسم کاشانی و روح الله خمینی ، شعبان جعفری معروف به بی مخ تاجبخش ، اسامه بن لادن سعودی ، ایمن الظواهری مصری ، ملاًعمر افغانی ، ،شیخ احمد یس ، بنیانگذار حرکت اسلامی حماس در فلسطین،و دهها رهبران وسازمان های دیگر سلفی ، وهابی ،با سرمایه های خانوداه سلطنتی ابن سعود ، در مناطق مختلف مسلمان نشین ،که هرکدام خود را امیر المئومنین می نامد، (آیت الله خمینی شکسته نفسی فرمودند و به عنوان امام سیزدهم ،رهبر مستضعفان جهان قناعت کردند !!!) با سازمان های مذهبی –سیاسی –نظامی خود،از نیمه قرن نوزدهم میلادی ،تا امروز در راستای اهداف خود در ظاهربرای ایجاد ام القراء اسلامی همراه با عملیات سیاسی – نظامی ، در ابعاد مختلف آن ،که در واقع اولین قربانیان آنها خود ملت های مسلمان هستند وارد جهان سیاست شدند.شوره بختی اینجاست ،که در همین راستا ، یک مشت «روشنفکران اسلامی » علم مبارزه با غرب زدگی را برافراشتند، تا جائی که روخ الله خمینی هم بدون آنکه غرب را بشناسد، دادش در آمد که ما «غرب زده شده ایم !!!»

جنگ ایران و عراق ، جنگ دو حاکم جاهل و نادان در جهان اسلام، که یکی میخواست اسلام ناب محمدی را صادر بکند ،و از راه کربلا بیت المقدس را آزاد سازد، و آن دیگری سردار قادسیه دوم بشود، نه تنها هزان ایرانی و عراقی را بخاک و خون کشید، و هردو مملکت را ویران کرد، در عوض ملیارد ها دولار به شرکت های فراملی اسلحه سازی و کمپانی های نفتی سود آورد.

اشغال نظامی عراق درسال 2003،توسط آمریکا و همپیمانان نظامی اش تا امروز ، بیش از 700 هزار ، کودک، زن ، پیر و جوان از انسان های مظلوم ،کشته بجای گذاشته است وهروز عملیات تروریستی بین گروهای مذهبی شیعه و سنی ، دهها انسان بیگناه را بنام فدائیان اسلام ،از بین می برند.بیش از 4 ملیون عراقی ، اغلب قشر تحصیل کرده،که سرمایه های عظیم این ملت بودند ، عراق را ترک کرده و در کشورهای همجوار با فقر و بد بختی زندگی می کنند.30 سال جنگ در افقانستان ،31 سال حا کمیت جهل ،استبداد ، چپاول ، قتل ، شکنجه ، حتی تجاوز به ناموس زندانیان در بند ، در ایران اسلامی ،جنگ داخلی لبنان ،از بین بردن سازمان لائیک الفتح ، توسط گروهای افراطی اسلامی ،نمونه های کوچک این اسلام سیاسی و پان اسلامیزم ایست که گردانندگان اصلی آنان در طول دو قرن گذشته ، عاملان آگاه و چه بسا ناخود آگاه امپریالیسم انگلیس بودند ، که بعد از جنگ دوم جهانی متحدان سیاسی - نظامی این کشور ، یعنی امریکا واسرائیل ،در راستای منافع خود ، به این سیاست ویرانگر پیوستند. امروز ملت های مسلمان که دنیا آنها را تروریست ، فناتیست ، جاهل و نادان معرفی می کنند، یکی از تاریک ترین مرحله حیات سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی خود را طی می کنند. فلسفه ایجاد اسرائیل ، در منطقه سوق الجیشی خاورمیانه ،بین سه قاره اروپا ، آسیا ،و آفریقا ، با ذخائر نفتی عظیم ، درراستای همین سیاست استعماری بوده است. اسطوره دروغین ایکه صهیونیست ها تبلیغ می کنند ،که قباله سرزمین اسرائیل را خدا ی یهود بنام این قوم هبه کرده است ، از جنبه تاریخی به مفهوم علمی آن دروغ بیش نیست. در تاریخ ، قوم یهود به عنوان یک گروه انسان با مشخصات نژادی ، وژنتیکی مخصوص و جود ندارد.

نگاه گذرا به حضور امپریالیسم انگلیس در هندوستان و شرق میانه و ظهور پان اسلامیزم .

- در سال 1922 ،یعنی چهار سال بعد از جنگ جهانی اول ،امپراطوری انگلیس به مساحت 33 ملیون کیلومتر مربع،یعنی 22 در صد وسعت کره خاکی ، با جمعیتی 458 ملیون نفر ، یعنی یک چهارم جمعیت دنیا را بصورت مستعمره زیر سلطه خود داشت.(ماًخذ 2 )

- در آن سال یعنی در سال 1922 کل جمعیت (بریتانیای کبیر ،44 ملیون نفر بود.به عبارت دیگر ، هر انگلیسی ، بیش ازده نفراز جمعیت کره خاکی را در انقیاد خود داشت.(ماًخذ 3)

وقتی که ما به این دو واقعیت تاریخی دقیق می شویم ، این سئوال را می توانیم از خود بپرسیم ، قدرت استعماری چنین امپراطوری بنام بریتانیای کبیر کجا نهفته است؟

جای دارد که برای جواب به این سئوال بظاهر ساده ،ولی بسیار پیچیده ، دهها جلد تاریخ استعمار انگلیس در سراسر کره خاکی را نوشت، همچنانیکه محقین و مورخین شایسته این نام ، درکشور های بزرگ و دانشگاه های معتبر دنیا نوشته ا ند ومی نویسند. اما در وطن بلاکشیده من، قرنها غرق در جهل و خرافات یک مشت آخوند جاهل فاقد عرق ملی و میهنی است، مسئله ما ملت ایران این نیست که بدانیم چرا قرنها است که این ملت و مملکت اسیر استعمار گران رنگارنگ تاریخ ، چون روس، انگلیس ، آمریکا ، و عاملان آنان هستیم،بلکه ملیونها ساعات عمر این ملت را با داستان های صحرای کربلا،زینب کبرا ،علی اکبر و علی اصغر مشغول کرده اند !!! گویا تازه گی ها هم از منظر آخوندها ، مشکل اساسی ملت ایران ، این است که آیا این ملت با پای راست وارد مستراح بشوند ، یا با پای چپ ؟

در راستای سیاست و قدرت استعماری انگلیس ،نگاه بسیار کوتاه به نفوذ این کشور در هندوستان از جنبه طرفند های استعماری ،وسوءاستفاده این کشور از باور های مذهبی ساکنان شبه قاره هند ،که مسلمأ امروز انعکاس این سیاست را در ظهور سازمان های تروریستی با نام های مختلف و با پسوند و پیشوند های اسلامی و جنگ شیعه و سنی ، مسلمان هندو را ناظر هستیم ، نظر می اندازیم .

تاریخ استعمار هند و به دنبال آن استعمار ملت های آسیائی توسط قدرت های بزرگ اروپا ،از سال 1498 میلادی ، زمانی که که دریانورد معروف پرتقالی واسکو دوگاما (Vasco de Gama-1469-1524 ) در مالابار (Malabar) ساحل جنوب غربی هندوستان ،ایالت فعلیKerala لنگر انداخت شروع می شود.

بعد از آنکه انگلستان در زمان سلطنت ملکه الیزابت اول (تولد 1533-مرگ 1603 معاصر شاه عباس بزرگ) ، ناوگان معروف اسپانیا، معروف به ناوگان شکست ناپذیر این کشور ، متشکل از 112 کشتی جنگی را که بوسیله قدرت های سیاسی - مذهبی ، آن زمان ، پاپ رهبر کاتولیک های جهان ، کشور فرانسه رقیب دیرین انگلیس پشتیبانی می شد، را در 8 اوت 1588 در سواحل انگلیس شکست داد، از آن تاریخ ، تا پایان جنگ دوم جهانی ، بریتانیای کبیر، تبدیل به بزرگترین قدرت استعمار جهانی شد،واین قدرت بزرگ سیاسی - نظامی ، اقتصادی ، صنعتی و مالی به یک قدرت امپریالیستی تبدیل گردید ،که ما امروز دنباله سیاست استعماری این قدرت را در پیوند و اتحاد مصلحتی باایالات متحده آمریکا ، شاهد هستیم.

درسال 1600، ، ملکه الیزابت اول حکم تشکیل کمپانی هند شرقی را صادر کرد. در قرن هیودهم میلادی،بنا به اسناد معتبر تاریخی ، 20 درصد تجارت خارجی دنیا را کالاها و منسوجات تولیدی هندوستان قبل از استعمار تشکیل می دادند.این مقدار نسبتأ با اهمیت تولید ثروت، بعداز چهار قرن و نیم استعمارمستقیم و غیرمستقیم انگلیس ،در هندوستان ،در سال 1947، به 5 درصد کاهش یا فته بود. تا سال 1757 ،کمپانی هند شرقی ، به مرور، بر تمام شبه قاره هندوستان ، مسلط شد و خانواده سلطنتی گورکانیان هند که نواد ه گان تیمور بودند، به مرور آنان را از قدرت برکنار کرده و بر تمام اموراداری و اقتصادی کشور عظیم هند مسلط شدند.کمپانی هند شرقی ، بخش مهم مزارع گندم و برنج هندوستان را در راستای سیاست استعماری خود از بین برد ،و آن مزارع را تبدیل به مزارع کشت خشخاش کرد . از آن طریق نه تنها ساکنان شبه قاره هند را به گرسنگی مزمن تبیدل کرد ، بلکه انها را معتاد به تریاک نمود و بخش بزرگ تریاک تولیده شده را به زور ناوگان جنگی خود ، به چین صادر می کرد و از این طریق نیز چینی ها را معتاد به تریاک می کرد ،که جنگ تریاک جنگ بین امپراطوری انگلیس با کشور چین در سال 1839-1842در تاریخ معروف است.

اولین قیام نظامی و سیاسی ملت هند ،علیه استعمار انگلیس در سال 1757.

کمپانی هند شرقی انگلیس ، برای تحکیم قدرت خود،یک نیروی نظامی ،متشکل از افسران و درجه داران انگلیسی ،و سربازان بومی ،سازمان داده بود.آماری که مورخین معتبر از این نیروی نظامی مزدور کمپانی هند شرقی به قلم می آورند، چنین است :40 هزار نفر، افسرو درجه دار انگلیسی تبار ، 200 هزارافراد بومی مسلح متشکل از مسلمانان و هندو ها ،که در کٌل آنها را سپاهی می نامیدند،نیروهای مسلحی بودند که از طریق کمپانی هند شرقی انگلیس ، برای پیشبرد اهداف استعماری بریتانیا در هندوستان سازمان داده شده بود . این نیروی نظامی در ادبیات نظامی – سیاسی با عنوان –Cipayes- که مشتق از کلمه فارسی ،سپاه و سپاهی است معروف بودند.این تعداد افراد نظامی مسلح در هندوستان تحت فرمان افسران انگلیسی ، از تعداد نیروهای نظامی انگلیس مستقر در خود انگلستان بیشتر بود.

در سال 1757 اولین قیام این نیروی نظامی بومی علیه انگلیسی ها و تمام مظاهر حضور این قدرت خارجی ،جرقه زد که بعد ها ، بنام قیام سپاهی در تاریخ معروف شد. این قیام مدت یکسال تمام ، اغلب ایالات هندوستان را دربرگرفت.از آنجائیکه این قیام مسلحانه سپاهیان بومی ،و نتایج بعد از خواباندن این قیام توسط دولت انگلیس ، تغیرات عظیمی در نحوه سیاست استعماری انگلیس در هندوستان و مستعمرات مسلمان نشین این کشور روی داد،و این سیاست تا امروز خط مشی سیاست نو استعماری انگلیس ، آمریکا و اسرائیل است ، چند لحظه روی این قیام مسلحانه سپاهیان بومی هندوستان مکث می کنیم.

خوانندگان ایکه تجربه سپاهیگری دارند، می دانند یکی از مشکلات نظامیان در هنگام عملیات جنگی ،گیر کردن فشنگ در داخل لوله تفنگ یا مسلسل است.برای اینکه فشنگ ها زنگ نزنند، معمولأ انها را با یک لایه بسیار ظریف روغنکاری می کنند.در سالهای 1700 ، هنوز نفت و مشتقات آن چون گریس وجود نداشت. لذا فشنگ هائیکه نیروهای سپاهی مستقر در هندوستان برای تفنگهای خود معروف به تفنگ – Lee-Enfield- که از سال 1756 سلاح سازمانی آنها بود، بکار می بردند ، کارخانه سازنده آنها ، در چربی برگرفته از چربی گوشت گاو ،و یا چربی گوشت خوک ، آغشته می کردند.سربازان بومی نیروی نظامی کمپانی هند شرقی ، متشکل از مسلمانان و هندو ها، در عملیات جنگی ،مجبور بودند، جعبه های کارتونی خشاب فشنگ را ، با دندان خود پاره بکنند.از آنجائیکه خوک در باور دینی برای مسلمانان حیوان نجس ،وناپاک است،و گاو برای هندو ها ، حیوان مقدس محسوب می شود ، لذا نباید آن را کشت،تا چه برسد براینکه دندان خود را به چربی آن حیوان آغشته کرد، این عمل مخالف با باورهای مذهبی سربازان بومی ، باعث شروع عصیان و شورش مسلحانه نیروهای نظامی ، علیه فرماندهان انگلیسی و تمام تاسیسات و نماد های کمپانی هند شرقی در هندوستان شد.این شورش یکسال طول کشید،که در واقع قیام علیه حضور انگلیسی ها در هندوستان بود.بعد از یکسال جنگ و خونریزی ، قتل و کشتار و جنایات از هر دو طرف ، حتی کشتن زنان و کودکان انگلیسی تبار ، توسط شورشیان، در نهایت دولت انگلیس توانست ،این شورش را بخواباند و برای چشم زهر گرفتن از رهبران شورشی و ملت هند، فرماندهان انگلیسی ، رهبران شورشی را در ملأ عام ، در میادین بزرگ به دهنه توپ بستند ،که امروز هم تابلو های نقاشی شده این جنایات ، در موزه های هندوستان ،در معرض دید مردم قرار دارند دارند.(ماًخذ4)

سیاستمداران انگلیس ، با تحلیل و تفسیر قیام و دلائل آن ، به روش علمی ،سیاست استعماری خود را درهندوستان کاملأ عوض کردند.از سال 1758 یعنی یک سال بعداز خواباندن قیام ، امور اداری هندوستان ، از کمپانی هند شرقی پس گرفته شد ،و این بار خود دولت انگلیس و در راًس آن خانواده سلطنتی ، رسمآ هندوستان را تا سال 1947 (سال استقلال هند و پاکستان ) از جنبه سیاسی ، نظامی ، و سیاست اقتصادی ،و فرهنگی اداره می کردند. درسال 1877 ملکه ویکتوریا ،(تولد 1819- مرگ 1901 ،دوران سلطنت از 1837 تا 1901) خود را ، به عنوان ملکه هندوستان معرفی کرد ، و حاکم هندوستان مستعمره انگلیس ، عنوان جانشین پادشاه را داشت.

سیاست استعماری انگلیس ، از شورش و عصیان سپاهیان مزدور ،چه آموخت ،و چه سیاستی را بعد از آن اتخاذ کرد؟

دراین مرحله از تاریخ استعمار قدرت های اروپائی ،در راستای شناخت عمیق از آداب و روسوم ،روانشناسی اجتماعی ، فرهنگ و زبان ،دین و باور های مذهبی ساکنان مناطق شرق اروپا، یعنی از شرق مدیترانه تا ژاپن،علوم شرق شناسی گسترش و توسعه یافت . در دانشگاه ها ومراکز علمی کشورهای مهم غرب ،چون انگلستان، فرانسه ،آلمان ، روسیه، رشته های شرق شناسی، باستان شناسی ،مرکز مطالعات زبان های شرقی ،شناخت ادیان مختلف ملل شرقی ، با ارتباط تنگاتنگ با وزارت خارجی و امور مستعمرات ، .سازمان های اطلاعاتی این کشور ها گسترش پیدا کرد.البته سابقه شرق شناسی اروپائیان ، به سال 1312 میلادی می رسد ،که کلیسای کاتولیک به رهبری پاپ ،کلمان پنجم (Clément V ) دستور ایجاد کرسی زبان های شرقی مرکب از زبان عربی ،یونانی ،عبری ،وسریانی را صادر کرد .این سیاست شناخت زبان های شرقی از طرف پاپ، البته برای اهداف سیاسی و در راستای نفوذ قدرت های غربی در شرق بود. اگر به دنبال نفوذ نظامی و اقتصادی انگلیس در هند ،مطالعات شرق شناسی در تمام زمینه ها ، بخشی از سیاست های همین انگلستان می شود، این عمل در راستای اهداف سیاست استعماری این کشور بود.منافع قدرت های استعماری در شرق میانه و جهان اسلام، با کشف نفت در این منطقه ،که در حقیقت خون اقتصاد پویای جهان سرمایه داری را تامین می کند،امروز به مراتب بیشتر ،و حیاتی تر از زمانی است که انگلستان بر هندوستان حکم رانی میکرد. در طول این دو قرن گذشته ، همین قدرت های استعماری ، برای حفظ سلطه خود ، یا برای گسترش و رقابت های سیاسی و اقتصادی خود ، دوجنگ جهانی اول و دوم را ، راه انداختند.جنگ جهانی اول ،8 ملیون نفر ، جنگ جهانی دوم 60 ملیون نفر کشته از خود بر جای گذاشتند. این دو جنگ عمق و اهمیت رقابت های قدرت های بزرگ در دست یافتن به مناطق و مواد اولیه استراتژیک را نشان می دهند. اگر چه امروز بخاطر وجود سلاحهای مخرب اتمی ، جهان در یک مرحله صلح مسلح زندگی می کند، ولی جنگ های منطقه ای در راستای اهداف استعماری ادامه دارند و در نهایت ملت های مظلوم و فقیر خسارات مادی و انسانی این جنگ ها را می پردازند. همین امروز ، جنگ خونین ولی رسمأ اعلام نشده بین دولت های فرانسه ، آمریکا و چین ، در آفریقای مرکزی ، درجهت حفظ مناطق نفوذی سرشار از مواد اولیه استراتژیک چون اورانیوم ، نفت ، گاز ، طلا ف مس ، کوبالت ، از طرف فرانسه برای حفظ منافع استعماری سابق خود ، ونفوذ از طرف آمریکا و چین ، توسط سازمان های مختلف بظاهر مذهبی سیاسی در جریان است . به عبارت دیگر ، نوع استعمار اگر چه عوض شده است ، امٌا سیاست استعماری در جهان توسط قدرت های بزرگ ادامه دارد. آن رهبران سیاسی – مذهبی و« روشنفکران اسلامی » دنیای اسلام ،که می خواهند جوامع اسلامی امروز را با قوانین و باور های خرافی 14 قرن پیش جامعه عشیره ای عربستان اداره بکنند، یا از جهان سیاست و اقتصاد ، دیپلماسی چیزی نمی دانند، یا درحین نادانی ، آلت دست قدرت های استعماری هستند، وآب در آسیاب این قدرت های می ریزند.

اینکه بعضی از روشنفکران کشور های عقب مانده ،مخصوصأ روشنفکران شرقی ،چه مسلمان و چه مسیحی آه و ناله می کنند ، غرب استعمار گر برای غارت ثروت های مادی و معنوی ملت های شرقی ، مکاتب شرق شناسی (Orientalistes ) ایجاد کرد !!! این آه و ناله ها ،هیچ دردی از ملت های شرقی را دوا نمی کند. مسئله ملت های شرقی ، مسئله قدرت های استعماری غرب نیست. قدرت های استعماری ، در طول تاریخ ، در سطوح مختلف ،با شرایط گوناگون وجود داشته و وجود خواهند داشت.این مسئله و جواب آن بر عهدهً روشنفکران واقعی ، رهبران سیاسی ومسئولان صدیق وطن و ملت دوست است که مسئله را بشکافند ، تجزیه و تحلیل بکنند ،و بفهمند ،چرا ملت های شرقی ، خصوصأ مسلمانان ، در طول سه قرن گذشته ، شرف و حیثیت ، هستی و ثروت های مادی و معنوی شان ، این چنین بدست قدرت های خارجی ، به غارت رفته و به غارت می رود؟وقتی که آقای خمینی می گوید : اقتصاد مال خر است، ما برای خربزه انقلاب نکرده ایم ، ما برای اسلام عزیز انقلاب کرده ایم !!! وقتی که آقای مصباح یزدی می گوید:وطن پرستی عین گاو پرستی است !!! آیا این آخوند های جاهل و نادان با این شعور سیاسی ،می داند چه خدمتی به قدرت های استعماری می کند؟

با تمام معذرت از تمام خوانندگان گرامی ، مجبورم در این راستا ، یک ضرب المثل تودهً روستائیان آذربایجانی را ،برگرفته ازتجربه ً زندگی روزانه خود شان است ، و درست نیز زبان حال ملت های اسیر و در بند نیز می باشد ، در اینجا بدون سانسور بیان بکنم. ضرب المثل روستائی آذری می گوید:دوران اوکوز، یاتان اوکوزون باشینا سیچار.( ترجمه به زبان فارسی :گا و بیدار ، برسر گاوبه خواب رفته ، عن می کند ) .ملتی که در پایان هزار دوم ،92 درصد اش (چه تحصیل کرده و دانشگاهی، چه بیسواد ) هیجان زده ، از یک آخوند بیسواد امام سیزدهم می سازد،و تمام سرنوشت یک ملت و یک مملکت را با عنوان ولی فقیه ، ولایت مطلقه فقیه ،در اختیار او می گذارد، و عکس خمینی را در ماه جستجو می کند،این ملت نباید تعجب بکند که قدرت های استعماری ،در اشکال مختلف ، با سیاست های گوناگون ، با عاملان و وابستگان مختلف خود این ملت ، آنان را در چنین فقر و بد بختی و ظلم و استبداد نگه می دارند، که ما امروز شاهد هستیم.

وقتی که نظام های دموکراتیک، برخاسته از راًی آزاد ملت ، برجامعه و مملکت حکومت می کنند، بخاطر عقل گرائی و حاکمیت شعور اجتماعی ، وبالابودن فرهنگ جامعه ،وبینش علمی به مسائل اجتماعی ، هر اشتباه و هرشکست سیاسی ، نظامی ، اقتصادی ، بطور دقیق ، مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند.

رهبران سیاسی انگلیس ، در تجزیه و تحلیل قیام مسلحانه شورشیان سپاهی هند ،به یک اصل بسیار مهم پی بردند. این اصل همبستگی مسلمانان با هندو ها ، در مبارزه و تلاش برای بیرون راندن انگلیسی ها اشغالگر از وطن شان هندوستان بود.در این جا است که ما به تغیر کامل سیاست استعماری انگلیس در هندوستان در راستای دو سیاست کاملأ معین و مشخص برخورد می کنیم .

1-ایجاد هرچه بیشتر اختلاف قومی و مذهبی بین هندو ها ومسلمانان.

2- تبلیغ هرچه بیشتر دین و مذهب و جنبه های ارتجاعی آن .ایجاد و گسترش مدارس دینی و تبلیغ خرافات .( شروع ساختمان دارالعلوم دوبندی (Darul Uloom Deoban ) با مکتب و فقه حنفی و ابن تیمییه در سال 1866 ، گشایش رسمی آن درسال 1877 ) اهدائی ملکه ویکتوریا به مسلمانا ن هند ،سالی که ملکه ویکتوریا ، رسمأ خود را ملکه هندوستان ،و حاکم انگلیسی آنجا را با عنوان جانشین پادشاه انگلستان به ملت در بند و اسیر استعمار معرفی کرد. همین دار العلوم دوبند ، یکی از مراکز تبلیغات دین و تعلیمات عملیات انتحاری و تروریستی است،که شعبات مختلف در پاکستان ، افغانستان دارد ،که با کمک مالی عربستان سعودی اداره می شود.( ماً خذ 5)

3- تضعیف هرچه بیشتر هویت ملٌی ، ملت دوستی ، وطن دوستی ، وجایگزینی آن با پان اسلامییزم، اسلام سیاسی ،اسلام فراملی،ایجاد اخوان المسلمین ، با تئوری های بی پایه و خیال پردازی ها خارج از منطق عقلی و علمی رهبران مذهبی سیاسی مسلمانان ، تربیت شده چنین دارالعلوم های اهدائی انگلستان ، نمونه های تغبر خط مشی سیاست استعماری انگلیس بعد از شورش مسلحانه ، سال 1757 است ،که امروز ما شاهد آن هستیم .(ادامه دارد )

پاریس 8 اکتبر 2010 .

-اقتباس بطور کامل و یا به اختصار ، با ذکر نام نویسنده ،و نام سایت ف کاملأ آزاد است .

*- پیشگفتار ، ترجمه ای از مقد مه مقاله ایست به قلم دکتر سمیر امین. دکتر سمیر امین در سال 1931 در مصر ، در شهر بندری پرت سعید ، از پدر مصری و مادر فرانسوی ،که هردو پزشک بودند ، به دنیا آمد .تحصیلات دبیرستانی خود را در مدرسه فرانسوی در مصر گذراند . در فرانسه در رشته علوم سیاسی ادامه تحصیل داد و در سال 1955 درجه دکترا در علوم سیاسی گرفت و سه سال بعد در رشته اقتصاد و آمار نیز موفق به در یافت درجه دکترا شد. سمیر امین ، در تاریخ استعمار ملت ها ی مسلمان و آفریقا ، از صااحبنظران معتبردانشگاهی بشما رمی آید .و در این رابطه آثار متعددی بصورت کتاب و مقاله در زبان های فرانسه و انگلیسی ،و عربی دارد.

ماًخذ در زبان فرانسه .

1-http://ajol.info/index.php/ad/article/view/22184

2-http://fr.wikipedia.org/wiki/Empire_britannique

3- http://fr.wikipedia.org/wiki/D%C3%A9mographie_du_R...

4- http://fr.wikipedia.org/wiki/R%C3%A9volte_des_Cipayes

5-http://www.worldlingo.com/ma/enwiki/fr/Deobandi

 

انتشار از: 

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری