آذر و آذری

اصطلاح «آذری» را کسروی و هم‌پالکی‌های او جعل نکردند، بلکه آن را به نفع ترکی‌ستیزان مصادره کردند. این اصطلاح قرن‌ها پیش از ظهور نامیمون آن‌ها وجود داشت و به کار می‌رفت و در معانی گوناگون کاربرد داشت...
تکواژ «آذر» مرکب از دو جزء az و ər, ریشه ی کهن ترکی دارد و در معنای «آذ مرد» یا «آس مرد» فروزه ای است که ترکان آذربایجان از ماوراء تاریخ, خود را چنین نامیده اند. آویزش این تکواژ با «آذر» یا «آتهر» athar در معنای «آتش» را نیز روشن ساختیم و گفتیم كه...

توضیح: این نوشته بخشی از کتاب دکتر صدیق تحت عنوان
 «فرضیه زبان آذری و کسروی» است. 
لینک دانلود کتاب :  http://www.duzgun.ir/

 

1 - آتش âtəş

تکواژ «آتش» âtəş که امروزه در فارسی نیز رایج است, در گویش پهلوی میانه و پهلوی دوره ی ساسانی, به صورت Atiş تلفظ میشده است که در آن هر دو واک (a) و (I) کوتاه بودند. [1]   معنای اصلی آن «جرقه ی جهنده از سنگ» است. [2] و بعدها در معناهای شعله, اخگر, هیمه ی افروخته, دوزخ و جهنم به کار رفته است. [3]   و معانی فرعی و ثانوی چون: تندی, تیزی, ایذاء, بلا و مصیبت نیز به خود گرفته است. [4] و تركیبات چندی مانند:. آتشپاره, آتش بس, آتش پرست, آتشخوار, آتشزنه, آتشفشان و غیره دارد [5]

تلفظ اصلی و کهن آن, یعنی:. Atis هنوز هم در فارسی رایج است و در بسیاری از فرهنگها ضبط شده است [6] مرحوم معین . آن را در فرهنگ خود به صورت آدیش Adiş ضبط و «آتش» معنی کرده است [7]

به معنای اصلی آن, فردوسی نیز اشاره دارد و آن را «برشده» و در معنای «جهنده» میآورد. آنجا که از چهار عنصر صحبت میکند, میگوید:

یكی آتشی برشده تابناك,

میان باد و آب از بر تیره خاك. [8]

و یا:

همی برشد آتش, فرود آمد آب,

همی گشت گرد زمین آفتاب. [9]

«برآمدن» و «جهیدن» معنای اصلی و باستانی تكواژ «آتش» است كه در متون فارسی, غیر از شاهنامه هم, فراوان به آن اشاره شده و میتوان سراغ آن را در فرهنگها گرفت. [10] اسدی طوسی گوید:

گر آتش برآمد بر مغ, چه باک,

از آتش بد ابلیس و آدم ز خاک. [11]

در متون کهن ترکی نیز این کلمه وجود دارد. مثلا در دیوان لغات الترک به صورت آتیش Atis ضبط شده است و جهیدن و پریدن یا پرش معنا میدهد. [12]

در ترکی اویغوری کهن و در ترکی جغتایی هم که منشأ «ترکی شرقی» هستند, به آتش, ATIŞ گفته میشود. [13] امروزه در ترکی اوزبکی, قرغیزی و قازاخی هم, به آتش, علاوه بر yald in که در معنای آتش و نار است,Atəş نیز گفته میشود.[14]

بدینگونه میتوان ادعا کرد که میان کلمه ی «آتش» در فارسی با Atiş ترکی پیوند وجود دارد. به نظر ما, با توجه به این که تکواژ Atiş در سیاهه ی لغات سومری [15] و کتیبه های اورخون نیز آمده است, میتوان «آتش» فارسی را مأخوذ از Atiş در ترکی به حساب آورد.

2. آذر

کلمه ی «آذر» (Azir / ažər) در فارسی دوره ی اسلامی و واژه ی «آدر» در گویش پهلوی دوره ی ساسانی نیز به همین معنا به کار رفته است. هنوز هم در روستاهای اطراف کرمان  و یزد , زرتشیان به آتش, آدر (adeır) میگویند. [16] این تکواژ به نظر پورداود , مأخوذ از ریشه ی اوستایی آتهر (Athir) و آتر (atr) است و در معنای: «آزمایش روز پسین است که از آهن گداخته و آتش جهنده بر روی گناهکاران میاندازند. » [17]

به نظر میرسد کلمه ی «آذر» در معنای آتش نیز, مانند خود آن تکواژ, مأخوذ از معانی کهن مصدر آتماق (atmaq) در ترکی باستان در معنای «جهیدن جرقه» و اسم مصدر آن یعنی: آتېش Atis در معنای جهش جرقه باشد.

پیافزوده ی صفت ساز چهار شکلی ir / ir / ur / ur بر بن این مصدر وارد شده و از آن, صفت مفعولی آتیر (Atir) را ساخته است. این لفظ در دیوان لغاتالترك معنای «شفق به خون شكافته» و «جرقه ی بر جهیده» را میدهد [18] و بیگمان کلمه ی «اثیر» در عربی به معنای کرهی آتش و فلک نار (بالای هوا) نیز با تکواژ آتیر Atir در ترکی ارتباطی دارد که باید تحقیق شود.

3. آذ

اما تکواژ «آذ» (AZ) که نخستین جزء کلمهی «آذربایجان» است, ربطی به مصدر آتماق (atmaq) و الفاظ آتش (ATIŞ) و آتهر (Azir = Athir) ندارد و بنواژهای جداگانه است که در فارسی و ترکی در تنهایی به صورت «آز» و در ترکیب با جزء «آر» (ər), به صورت «آذر» نوشته شده است.

این تکواژ در کتاب پهلوی بندهشن چنین معنا میشود: «! نام دیوهایی از ترکان که همه چیز را فرو برند و بخورند و اگر طعمهای نصیبشان نشود, خودشان را بخورند» [19] (فصل 28. بند 27)

در کتاب دینکرت میگوید که:

«این دیوان فاقد مرتعاند و آنان را اهریمن برای ایجاد مرگ فرستاده است و در کوه قاف زندگی میکنند.» [20] (فصل 9, بند 4)

در کتاب داتستان دینیک نام دیو دیگری به اسم نیآذ (= نیاز Niaz) آمده كه دیوان آذ را وا میدارد آرزو کنند بیفرزند بمانند. [21](فصل 37, بند 52)

دو کلمه ی «آز» و «نیاز» که امروزه در فارسی در معناهای جدیدتری به کار میرود, تا سدههای شش و هفت, معانی اصلی خود را حفظ کرده بود; چنانکه فردوسی گوید:

چنین داد پاسخ که آز و نیاز,

دو دیوند پتیاره و دیوساز! [22]

با توجه به این که در متون پهلوی, از جمله در کتاب ایاتکار زریران به ترکان ساکن قفقاز و کوه قاف «دیو» [23] و در متون کهنتر «دهای وه» (dəevə) اطلاق میشود, میتوان ادعا کرد که منظور از « دیوان آذ », سلحشوران و دلاوران قبیله ی« آذ »(AZ) یکی از کهنترین قبایل ترکان آذربایجان است که روزگاری بر همهی عشایر و قبایل همسایه, از جمله بر «اوز» ها و «ارمن» ها غلبه کردند و دولت عشیرتی خود را « آذر »نامیدند. این کلمهی مرکب, از دو جزء:

1. آذ (az) نام قبیله

2. ار (ər) در معنای دلاور رزمنده

تشکیل یافته است و نامی است که آذان  پس از غلبه بر دیگر قبیله ها, بدنهی دولت و ملت خود را, در ماوراء تاریخ چنین نامیدند و رود پهناور سرزمین خود را نیز «ار آذ» (ər az) یا ارس نام دادند که در واقع تلفظ باژگونهای از «آذر» (آذ + ار) است.

میدانیم که در ترکی باستان, آواک «ذ» (z) بیش از حرف «ز» (z) کاربرد داشته است و در متون کهن فارسی, ویژگی املایی کلماتی که با «ذالالترکی» تلفظ میشد, حفظ گشته است. حتی در بسیاری از نسخ خطی منابع تاریخی فارسی نظیرراحةالصدور و آیةالسرور این الفاظ با «ذالالترکی» (و نه زاء اختالراء) نوشته شده است. راوندی خود فصلی با عنوان «اندر تاختن آذان بر آوذان» دارد که مصحح بیخبر از تاریخ ترکی, هر دو کلمه ی فوق را به صورتهای آزان و اوزان (!) در آورده است.

4. آذری

کلمه‌ی «آذری» ažəri از سه جزء تشكیل یافته است كه دو جزء‌ اول و دوّم آن دو تكواژ až و ər و جزء‌ سوم پی‌افزوده‌ی (i) است.

پی‌افزوده‌ی چهار شکلی i/ı/u/ü در تركی از فعّال‌ترین پی‌افزوده‌ها است که:

1. بر بن فعل می‌آید و اسم می‌سازد. مانند:

بات ← باتی (batı) یعنی: مغرب.

یاپ ← یاپی (yapı) یعنی: ساختار.

سور← سورو (sürü) یعنی: گله.

دوغ ← دوغو (duğu) یعنی: مشرق.

2. بر بن اسم می‌آید و فعل می‌سازد. مانند:

داش ← داشییماق (daşı + maq)، یعنی: حمل کردن.

قاش ← قاشیماق (qaşı + maq)، یعنی: خار اندک.

یئر ← یئریمک (yer + imək). یعنی: راه رفتن.

این پی‌افزوده در ترکی باستان، صورت چهار شکلی ıq/üg/uq/ig را داشته است؛ چنان‌که کلمه‌ی دیری (diri) در متون کهن و سنگ‌نبشته‌های باستانی در شکل دیریگ (dirig) آمده است.

از سوی دیگر، در هم‌زیستی دو زبان ترکی و فارسی، به عنوان پی‌افزوده‌های دخیل در فارسی راه یافته و از دو طریق در تکوین ساختار تکواژهای فارسی کارگر افتاده است.

1. انتقال سازه از ترکی به فارسی. مانند:

تورش ← تورشو (turşu) که در فارسی شکل «ترشی» یافته است.

2. تظاهر وجودی به عنوان پسوند نسبت. مانند:

انسان ← انسانی،

آذر ← آذری.

گرچه برخی از فارسی‌پژوهان باور آورده‌اند که یای نسبت از گویش پهلوی به فارسی انتقال یافته است، اما فراموش می‌کنند که همین پسوند در پهلوی به شکل «ایک» به کار رفته است و خود آن را باید پسوند دخیل ترکی در پهلوی به حساب آورد. مانند: دینیگ (dinig) که امروزه «دینی» تلفّظ می‌شود. آنچه باعث متروک شدن و غربت لفظ اصیل و ناب «آذری» در میان ما شده است، نتیجه‌ی تبلیغ گسترده‌ی پيروان کسروی از اتیمولوژی عامه‌پسند و روایی و غیرعلمی از این کلمه است که آن را مشتق از «آذر» در معنای «آتش» می‌انگاشت. چنان‌که «شمیران» را هم‌ریشه با «سمیرم» و «تهران» را هم‌لفظ با «جهرم» می‌پنداشت. و در اتیمولوژی عامیانه ولی با ژست علمی، چنان افراط کرد که حتی به بسياری لغات جعلی دساتیری مانند طرجود، اپرخید، فرنود، فرزبود، آمیغ، اشکیود، پاچایه، تیمسار، نوتاش، دشمیر و ده‌ها لغت جعلی و ساختگی دیگر، شناسنامه‌ی ایرانی صادر کرد. و بسیاری تکواژ نیز به پندار خود، با بازیافت از لغات فارسی، در انشاء و نگارش مردم رواج داد. مانند: سهش (گویا در معنای احساس)، شوند (گویا در معنای دلیل و برهان)، آخشیج (گویا در معنای ضد و مخالف.)

وی، در این راستا، تئوری «آذری یا زبان باستانی آذربایگان» را نیز پیش کشید و نزدیک نیم قرن زبان‌شناسان کشورمان را سرِ کار گذاشت تا سال‌ها فرهنگ مردم نجیب تالش و تات و كرد را تخریب کنند و از میان الفاظ و لغات این دو نیم‌زبان، زبان موهومی با نام «آذری» اختراع نمایند. ولی تا‌کنون با این زبان موهوم، حتی یک جمله‌ی کامل نتوانسته‌اند بیابند و یا حتی بسازند! در سال‌های اخیر بسیاری از زبان‌شناسان و دانشوران ایرانی در باب تخریب این گویش‌ها به حساب این زبان موهومی به مباحثه‌های علمی برخاسته‌اند.

بدین‌گونه ادعا می‌کنیم که «آذر» Azər یک کلمه‌ی اصیل و ناب ترکی و در معنای «دلاور مردم قوم آذ» است و لفظ «آذری» ترکیب کهن از لحاظ ترکی در معنای «منسوب به مردم آذر» به شمار می‌رود.

به دنبال این بحث، بی‌جا نیست تأکید کنیم که علم اتیمولوژی به ما اجازه نمی‌دهد پیوندی میان «آذر» در معنای «مرد آذر» با دو لفظ «آذر» و «آتش» مأخوذ از مصدر آتماق (Atmaq) قائل بشویم و گرنه گرفتار گونه‌ای اتیمولوژی عامیانه خواهیم شد؛ چرا که این دو کلمه با آن یکی، هم‌ریشه نیستند و زبان‌شناسی علمی اجازه‌ی قضاوتی جز این نمی‌دهد.

این دو گروه تکواژ را نمی‌توان به دلیل شباهتی که در شکل و فرم و شاید هم به نحوی حتی در معنا دارند، مشتق از هم به حساب آورد و خط سیر پژوهشی را به نادانی آلوده ساخت.

از این بحث‌ها نتیجه‌ می‌گیریم که تکواژ «آذر» مرکب از دو جزء az و ər، ریشه‌ی کهن ترکی دارد و در معنای «آذمرد» یا «آس مرد» فروزه‌ای است که ترکان آذربایجان از ماوراء تاریخ، خود را چنین نامیده‌اند. آویزش این تکواژ با «آذر» یا «آتهر» athar در معنای «آتش» را نیز روشن ساختیم و گفتیم كه تكواژ «آتش» atış هم که در قاموس‌های فارسی با کسر دوّم ضبط شده است، ریشه‌ی ترکی دارد و روند سیر اتیمولوژیک آن را نشان دادیم. همچنین با تکیه بر اصل منشأ ترکی پی‌افزوده‌ی منسوبیت چهار شکلی i/ı/u/ü، گفتیم که ترکیب‌هایی مانند «آذری» (Azər+u) و «تورشو» (turş+u) نیز، با همین پی‌افزوده‌ ساخته شده‌اند و بی‌گمان سازه‌ی ترکی دارند. از تأثیر و نفوذ این پی‌افزوده‌ی کاربرددار به گویش‌های همجوار ترکی نظیر: اردو، فارسی، سغدی، افغانی، پشتون و جز آن اندکی سخن گفتیم. اینک با بحث پیرامون سوءاستفاده‌های به ظاهر عالمانه با اغراض سیاسی گوناگون از روند پیدایی این تکواژ و خوار داشتن دانش زبان‌شناسی و واژه‌پژوهی به وسیله‌ی آذری‌بازان، به بررسی برخی فرضیّه‌ها خواهیم پرداخت.

دو گونه نگرش بیمار‌گونه وجود دارد که تکواژ «آذ» و ترکیب «آذری» را از ریشه‌ی پهلوی (!) می‌انگارند.

گونه‌ی نخست، نگرش ترکی‌پژوهانی است که دوران کهن فرهنگ ترکی آذربایجان را انکار می‌کنند و طبق فرضیّه‌ی جعلی «ذکی ولدی طوغان»، اصرار دارند که ثابت کنند عنصر ترک از سده‌ی هفتم به این سوی وارد ایران شده است و زبان ترکی پس از حمله‌ی مغول و به ویژه پس از تشکیل حکومت صفوی در خاورمیانه گسترش یافته است.

این ترکی‌پژوهان، تاریخ ادبیات آذربایجان را از «عزّالدین پورحسن اسفراینی» شروع می‌کنند و دو غزل ترکی بازمانده از او با تخلّص حسن اوغلو را نخستین نمونه‌ی (!) ادبیات ترکی آذربایجان به حساب می‌آورند و آثار عدیده‌ای مانند قوتادغو بیلیغ، عتبةالحقایق، دیوان لغات‌الترک، نهج‌الفرادیس، دیوان جوجی، دیوان تورکی کیشی، تفاسیر و تراجم بازمانده از سده‌های چهارم و پنجم هجری، فتوت‌نامه‌ها، سلجوق‌نامه‌ها، سالتوق‌نامه‌ها و ده‌ها میراث فرهنگی ترکی ایرانی پیش از مغول را جزو تاریخ فرهنگ آذربایجان نمی‌شمارند! کتیبه‌ها و سنگ‌نبشته‌های یافته شده در خراسان بزرگ را نیز بیرون از این مقوله به حساب می‌آورند، مایل به کنکاش در ترکی سومری و ترکی آذری کهن نیز نیستند و می‌گویند:«سومریان چه ارتباطی با ما دارند!» و یافته‌های نوین جهان ترکی‌پژوهی را هم به پشیزی نمی‌گیرند و طبق فرضیه‌ی ارتجاعی طوغان – کسروی، دوران کهن آذربایجان را به غیر ترکان می‌بخشند.

این گروه ترکی‌پژوهان، عثمانی‌زدگانی هستند که تاریخ فرهنگ ترکی در ایران و خاورمیانه را، از تاریخ فتح ملازگرد توسط الب ارسلان سلجوقی شروع می‌کنند. البته شکی نیست که تاریخ حضور فعّال نظامی و فرهنگی عنصر ترک در آسیای صغیر و آناتولی از همین حادثه‌ی مبارک شروع می‌شود. اما نباید از نظر دور داشت که «غزان» و «آذان» که به چنین فتحی توفیق یافتند، قرن‌ها پیش از آن، در دو سوی خاور و باختر دریای خزر، پیدایش و تکوین یافته بودند و با بومیان و اقوام گوناگون سوی‌های خود در تعامل بودند و فرجامین جهان‌گشایی آنان در آن روزگار، فتح آناتولی بود و با این کار توانستند آسیای صغیر را از ید تصرّف روم و بیزانس به درآورند و فرجام دوران کهن تاریخ شرق را به آغاز قرون وسطی با فتح استانبول به دست سلطان محمد فاتح پیوند زنند. و اسلام را در آسیای صغیر و اروپای شرقی گسترش دهند.

بنابراین باید گفت این آسیای صغیر است که تاریخش تابع تاریخ آذربایجان و ایران است نه آذربایجان که ترکی‌پژوهان مرتجع، تاریخ این دیار را تابعی از تاریخ عثمانی به حساب می‌آورند.

در سرزمین آذربایجان قرن‌ها پیش از اسلام، گرچه اقوام گوناگونی می‌زیستند، اما ترکان، پیوسته بر همه تغلّب داشته‌اند و اکثریت به حساب می‌آمده‌اند. مرحوم میرعلی سیدوف در کتاب باارزش خود با عنوان آذربایجان خلقی‌نین سوی‌کؤکونو دوشونرکن و شادروان محمدتقی زهتابی در پژوهش توان‌فرسای خود با عنوان ایران تورکلری‌نین اسکی تاریخی، به این‌گونه نگرش نوین به کاوش در دوران کهن تاریخ آذربایجان، سمت و سوی علمی داده‌اند و امروزه جوانان دانش‌پژوه ما، با گام‌های استوار خود، داده‌های نوین دانش دیرین‌شناسی را نظم و نسق می‌دهند و کشف رازهای گذشته‌‌ی پرافتخار اجداد و نیاکان خود را در آن پی‌جویی می‌کنند.

کشف ده‌ها کتیبه با الفبای «گؤی تورک» و صدها چرم‌نبشته با الفبای «اویغوری» و چندین متن «گاسی» با الفبای «آپوستاق» و انبوهی از یافته‌های باستان‌شناسی در کناره‌های «گؤی مسجد» در تبریز و دیرین‌کاوی در نمونه‌های منظوم و منثور فولکلور آذربایجان، و دقّت عالمانه در دقائق زبان‌شناسی و نیز غور در اسرار اسماء جغرافیایی این سرزمین، اکنون نظریّه‌ی ارتجاعی با اغراض سیاسی ذکی ولیدی طوغان را باز پس نهاده است.

با توجّه به این‌که ما اکنون در عصر انفجار اطلاعات هستیم، دیگر بر آن نیستیم که «هر نوشته‌ای به یکبار خواندن می‌ارزد.» و یا «هیچ سیاهه‌ای خالی از فایده نیست.» (لایَخلُو سَوادٌ عَن مَنفعتِه.) از این رو، به دلیل آن‌که نگاشته‌های این پژوهشگران از آن‌جا که ساختار و بافتار منطقی ندارد و فاقد غنای علمی و تتبع باارزش و روزآمد، جامعیّت استناد به منابع معتبر روز، ابتکار و تحلیل بسامان نیز هست، ذکر آن‌ها شایسته‌ی تحلیل در این گفتار نیست. ما اندیشناک نیستیم که مبادا جوانانمان در دام این کم‌سوادان خودنگر گرفتار آیند و مباحثه با آنان را ضرور نمی‌شماریم.

اما، گونه‌ی دوم، نگرش خصمانه و موذیانه‌ی کج‌روانی است که در فرآیند تدوین و تنسیق فعالیت‌های خود و برآیند استنتاجات بیمار‌گونه‌ی خویش، به القائات شبه‌عالمانه می‌پردازند و تئوری پوچ و درهم تنیده و برهم‌ریخته‌ی کسروی را اساس کار خود قرار می‌دهند.

اصطلاح «آذری» را کسروی و هم‌پالکی‌های او جعل نکردند، بلکه آن را به نفع ترکی‌ستیزان مصادره کردند. این اصطلاح قرن‌ها پیش از ظهور نامیمون آن‌ها وجود داشت و به کار می‌رفت و در معانی گوناگون کاربرد داشت که شرح خواهیم داد.


[1] فرهوشی, بهرام. فرهنگ پهلوی , مادهی: «آتش».

[2] پورداود, ابراهیم. هرمزدنامه , تهران, 1351, ص 260.

[3] معین, محمد. فرهنگ فارسی , ج 1, مادهی: «آتش».

[4] همانجا.

[5] همانجا.

[6] از جمله فرهنگهای: آنندراج, غیاثاللغات, ناظمالأطبا, انجمنآرا و غیره.

[7] معین, محمد. فرهنگ فارسی , ج 1, ص 37.

[8] شاهنامه , چاپ مسكو, ج 1, 4 ص.

[9] همانجا.

[10] رك. لغت نامه ی فارسی از انتشارات مؤسسهی لغتنامهی دهخدا, ج 1, مادهی: آتش.

[11] اسدی طوسی. گرشاسب نامه , چاپ تهران, ص. 96.

[12] کاشغری, محمود. دیوان لغاتالترک , برگردان فارسی از: دکتر حسین محمدزاده صدیق, تبریز, نشر اختر, 1383 ص 108.

[13] Karşılaştırmali Türk Ləhceləri Sözlüğü, c.1, s 32.

[14] Sümrecə Kesin Türkçedir, Ist., 2002, S.52.

[15] محمدزاده صدیق, حسین. یادمان های ترکی باستان , واژهنامه.

[16] مركز كرمانشناسی. واژه نامه ی کرمانی , ص 62.

[17] پور داود, ابراهیم. یادداشت های گاتها , تهران, 1356 ص 100.

[18] دیوان لغاتالترک , پیشین, همانجا.

[19] Das Fundament des iranischen Gligious durch LH Grau, Tinte. R. Cama Oriental Institute Veröffentlichung, Nr. 5, Bombay, p. 111.

[20] همانجا.

[21] همانجا.

[22] رضازاده شفق, فرهنگ شاهنامه , مادهی: «آز».

[23] كلمهی «دیو» در اصل در معنای «شخص تنومند, سپید پیکر و روشن پوست و نورانی» است. تلفظ آن در سانسکریت (dəevə) است و در وداها نامی برای ایزدان نور است. ولی در اوستا جزو سیاهیان اهریمن به شمار میرود.

[24] Doğan, İsmail. Türk Dili, 1997, s. 66.

[25] كسروی, احمد. نام های شهرها و دهها , تهران 1323.

[26] پور داود, ابراهیم. لغات دساتیر (مقدمه ی برهان قاطع) , تصحیح مرحوم دکتر معین, تهران: امیرکبیر, ص 62.

[27] كسروی, احمد. زبان پاك , تهران, 1322.

[28] كسروی, احمد. آذری یا زبان باستان آذربایگان , تهران 1321 (برای تحلیل این تئوری ر. ك. نوچههای احمد کسروی از نگارندهی این سطور.)

[29] حاجتپور, حمید. آذری یا تالشی , مجلهی زبانشناسی, س 7, ش 2, (1369) 59 ص به بعد. / عبدلی, علی.غزلهای آذری یا تالشی بدر شیروانی , مجلهی آینده, س 6, ص 719 به بعد .

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
درباره نژاد و زبان اذربایجان به طور کامل در بخش کامنت لینک های زیر پاسخ داده شده است:

http://www.iranglobal.info/node/59400

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
هم‌ميهن گرامي‌ام، پاپك خرم‌دين- با درود فراوان، هنگامي كه نويسنده‌اي در نقد و بيان يك موضوع از واژه‌هاي ناسزاگونه‌اي مانند «هم‌پالکی‌ ويا ظهور ناميمون و ...» استفاده مي‌كند، آشكار است كه بايد منتظر چه نوع نوشته‌اي بود. من اين فرد و اطرافيانش را بخوبي مي‌شناسم. كافي است از اظهارات استادشان نكته‌اي به انتقاد بيان كنيد، اگر نگويم با هتاكي و پرخاش كتك مي‌خوريد، گزافه گفته‌ام. ادبيات هتاكانه و مملو از ناسزا از خصوصيات نوشته‌هاي آقاي صديق (دوزگون) است. شاد باشيد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اگه شما يادتون بود چرا قبلا اعلام نكردي؟نيتتون خير بود خودت پيشقدم ميشدي؟واقعا كه داري كم مياري

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقاي داس و چكش و ستاره سرخ شما كه پيشتر ميدونستي چرا يادت رفت؟بهتره كمي راجع به خودت بنويسي و پيشينه خودت رو كه چيكارا براي مبارزه با ظلم و بي عدالتيها انجام دادي بگي،تا بدونيم شما در حدي هستي كه در مورد اين نويسنده صحبت بكني يا ميخواي از آب گل آلود ماهي بگيري؟
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ششم اردیبهشت هم آمد و رفت. ششم اردیبهشت سالروز به گلوله بسته شدن مرضیه احمدی اسکوئی هم آمد و رفت اما کسی در تارنمای ایرانگلوبال هیچ یادی از مرضیه نکرد! چون مرضیه احمدی اسکوئی ترک تبار و ترک نژاد و ترک زبان و ..... ترک ..... ترک ..... ترک ..... را همه فراموش کرده اند حتی ترک پرستان!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
باي بك خان با دو نقطه اضافه ميخواهي حقيقت را تحريف كني؟ پاپك ديگه چه صيغه اي است؟ بك ان حتماً تركي است مثل اتا بك و از اينها گذشته وقتتو بذار روي معني فارس و پارس

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ائلیار گرامی، من در آخرین کامنتم خدمت باسعادت شما عرض کردم بحث ما به نتیجه نمی رسد. بنابراین کامنت آخرتان را به حساب همان میل مفرط شما به خطابه و موعظه از موضع دانای کل می گذارم. اساسا برای بحث سازنده اول باید طرفین بر سر یک سری از مفاهیم و ارزشهای بنیادین توافق داشته باشند، که من و شما نداریم. تکرار مکرر و بی وقفه "آزادی بیان" از طرف شما هم نه تنها مشکلی را حل نمی کند، بلکه موضع دانای کل بودن شما را بیشتر آشکار می کند. واقعیت این است که اگرچه من همیشه عاشق یادگرفتن هستم، ولی ترجیح می دهم معلمانم را خودم انتخاب کنم. همیشه از بحث با کسانی که خودشان را پیشاپیش معلم دیگران می دانسته اند و بی آنکه کسی خواسته باشد کلاس درس دائر کرده اند، گریزان بوده ام. شما آزادید اینرا به حساب "خطی بودن" من بگذارید. سرزنده باشید

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقاي باي بك فارس يا پارس معني دارد كه اين سايت ان را پخش نميكند وقتتو بگذار براي نقد ان

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آ ن قدر نوشتار شما در مو رد آ زر و آ ز ر ی بی ارزش بود که حیفه وقت که که آدم بخو ا ند و بر ان نقد ی بنو یسد . اما لازم دیدم به عنو ا ن یک آ ز ر ی ایران دوست عر ض کنم حیف و افسو س از این کم سواد ی آ زر بهم معنی تخم است . از دست شما ترک ها و عرب ها به کجا باید ......

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خانم صلواتی گرامی، مگر پاسخ من در باره زنده یاد کسروی چه چیز نادرستی دارد که اینگونه از آن گلایه می کنید؟ من عین همین دیدگاه را در مورد شیوه برخورد به دکتر صدیق و دیگران هم دارم. اگر به کامنت های بالا نگاهی انداخته باشید انتقاد های من از دیدگاه آقای صدیق ناظر به محتوای نوشتار بالا و دیگر گفته ها و نوشته های ایشان است. آنجا که از رفتار سیاسی آقای صدیق و وابستگی شان به رژیم یاد کرده ام، در پاسخ به کامنت های آقایان تبریزی و الیار بود نه در نقد مقاله. پس مهر نموده، در مچگیری از دیگران کمی شکیبا تر عمل کنید تا دچار لغزش نگردید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جواب آقاي ايرانخواه را ببينيد وقتي به مراسم كتاب سوزي احمد كسروي و پيروانش اشاره كردم چطور چنين شخصي كه محقق علمي و دانشمند ياد ميكنيد اين چنين بود"خانم صلواتی گرامی، ارجاع من به نوشتار " آذری یا زبان باستان آذربایجان" بود نه به تمامی آراء، سخنان و کردار های زنده یاد کسروی، اعم از شخصی و دینی و فلسفی و هنری و.... سخن بر سر یک نوشتار پژوهشی است، نه کاوش در امور شخصی و نقاط قوت و کاستی شخص پژوهشگر. زمانی که از نظریه تکامل داروین سخن می گوییم شما سراغ کتاب " منشأ انواع" او می روید یا می روید ببینید چارلز داروین درباره موسیقی یا ادبیات چه گفته یا مثلاً با همسر و فرزندانش چگونه رفتار می کرده؟! مسلماً زنده یاد کسروی امام معصوم نبوده و در اندیشه ها و سخنان خود مانند هر انسان دیگری اشتباه هم داشته. اما اینجا گفتگو بر سر کسروی پژوهشگر تاریخ و زبانشناسی است نه کسروی شعرشناس و هنرشناس ....
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
رازی گرامی، من اصول سایت ایران گلوبال را برای شما ذکر کرده ام- که مورد موافقت من نیز هست. بر اساس این اصول « مداح حکومت» هم میتواند تئوری خود را در باره مسئله ملی اینجا مقولات - آذر و آذری- در معرض نقد و قضاوت دیگران قرار بدهد. همانطور مداح شاه و سلطنت.که جنایتکاری شامل هر دو حکومت نیز میشود. ما حق سانسور این کار را نداریم. اگر شما این را نمی پذیرید- مشکل خودتان است و به ما مربوط نیست.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ائلیار گرامی همانطور که در گامنت قبلی نوشتم مساله این دوستان نقد یک مقاله علمی نیست.بلکه درد اینان درد پان ایرانیسم است. اینان با هوچیگری وسفسطه و با فرا فکنی می خواهند سطح یک مقاله چنین علمی را نازل کرده و به ابتذال بکشند.در یک گامنت ایشان برای شما مینویسد که این مقاله علمی نیست که ما برایش نقد بنویسیم. خوب اگر این مقاله علمی نیست چرا کک به جانتان انداخته. ترستان از چیست؟ چرا عوض نقد مقاله با هوچیکری وفرافکنی وبا گرو گرفتن شخصیت نویسنده مقاله میخواهند روی مساله سر پوش بگذارند؟ تمامی مثالهای اقای تبریزی قیاس مع الفارق است ایشان سعی میکند با مغالطه ، برخورد اشتباه امیز خود با متن مقاله را توجیه بکند. نه اقای تبریزی ونه همپالگی هایش مانند ایران خواه ورازی وایدین که مطمئناً نام تیریزی و ایدین را اگاهانه انتخاب کرده اند تا کنون حتا یک جمله نتوانستند نقدی در ارتباط با متن مقاله بنویسند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ائلیار گرامی، با تشکر از موعظه جدید شما در باره رفتار خطی. برداشت من این است که مرغ شما یک پا دارد و این بحث به نتیجه نخواهد رسید، زیرا شما کوچکترین تلاشی برای درک انگیزه من نمی کنید و همان شعارهای کلیشه‌ای خودتان در باره آزادی بیان را (باز هم از موضع دانای کل) تکرار مکرر می کنید. من مداحی یک دیکتاتور جنایتکار را "نظر" نمی دانم، ولی شما ظاهرا می دانید و هیچ مشکلی با ستایش از خمینی ندارید، من ستایشگر خمینی را شریک جرم او می دانم، و شما ظاهرا نمی دانید. بسیار خوب این حق شما است و ما بر سر این موضوع هیچوقت به توافق نخواهیم رسید، پس بحث بی نتیجه است.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
رازی گرامی، نشر اندیشه خودی و غیر خودی نمیشناسد. همه حق دارند نظریات خود را در معرض قضاوت قرار بدهند. قبلاً نوشته ام آزادی بیان محدود به غیر حکومتی نیست. حکومتی هم میتواند تئوری خود را در معرض نقد قرار بدهد. او ممکن است فارسی زبان باشد یا ترکی زبان یا کردی و عربی زبان. و یا میتواند از بقایای سلطنت باشد. بکوشید رفتار خطی را کناز بگذارید. و ما را هم به رفتار و اندیشه خطی دعوت نکنید. خوش و خرم باشید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ائلیار عزیز،
شما مسلما و شاید بهتر از من با مفهومی بنام "پرسپکتیو" آشنا هستید. تفاوت من و شما در همین پرسپکتیو است. شما می گویید باید به این مقاله برخورد علمی کرد، حالا نویسنده هرکس که می خواهد باشد و برای دفاع از نویسنده شمشیر می کشید و سپر بدست می گیرید، من می گویم "مداح دیکتاتوری" آنهم دیکتاتوری مثل خمینی نباید جایی در میان نیروهای اپوزیسیون داشته باشد. مشکل من محتوای نوشته های این آقا نیست. مشکل من تفکر اپورتونیستی حاکم بر ایران گلوبال است که به بهانه "برخورد علمی" پای مداحان دیکتاتوری را به صفوف اپوزیسیون باز می کند. شاید دغدغه اصلی شما این باشد که "آذ" ترکی است و فارسی نیست، ولی دغدغه من و امثال من این نیست. من نسبت به هرگونه همکاری با عوامل رژیم آخوندی حساسم و "توضیحات" شما را چیزی بیشتر از "توجیهات" نمی دانم. سؤال این است: «آیا به بهانه تحقیق علمی می شود پای مداحان خمینی جانی را

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقاي به اصطلاح تبريزي ! اگر ممكن است راجع به خودتان و سابقه مبارزاتيتان به خوانندگان توضيح دهيد،آقاي صديق در سايتشان خودشان را معرفي كرده اند و ناشناس نيستند،اما ما از شما غير از نام تبريزي و ستاره سرخ(احتمالا شوروي) چيز ديگه اي نميدانيم لطفا بخاطر اينكه مقاله منتشر ميكنيد و صاحب اكانت سايت هستيد خودتان را معرفي كنيد تا بيشتر راجع به شما و تحصيلات و سابقه مبارزاتيتان بداتيم.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
رازی گرامی، کسی نگفته شما کم خوانده اید. یا ما همه چیز دانیم. بارها نوشته ام حقیقت نسبی را میخواهیم با هم پیدا کنیم. تنها در این رابطه است که نظریات یکدیگر را نقد میکنیم. اشاره به درست و نادرست و یا نیمه درست و نیمه نادرست به معنای باد به غبغب انداختن وهمه چیز دانی نیست.اگر مدیریت سایت آن بود که شما برداشت کرده اید اکنون ایران گلوبال مثل ارگان یک سازمان سیاسی بود.در حالیکه اینجا هرکس موزیک خود را مینوازد. اجازه بدهید به دیگری هم حق بدهیم که قاطعانه نقدش را بنویسد و با دلیل و استدلال نظرش را پی بگیرد. این خلاف قاعده حقیقت نسبی مشترک نیست. * خوب عزیز، نقد همین است که شما از همان دهها مقاله نکات مهم و ناقض تئوری نویسنده را بیاورید و با خوانندگان درمیان بگذارید. از سوی دیگر نظرتان را همینطور که نوشته اید - روش برخورد نویسنده به دیگران درست نیست بیان کنید. پس می بینید میشود بدون حاشیه روی نقد
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تبریزی گرامی، 1- روش من عمدتاً پرداختن به کلیت حکومت حاکم است نه به جزئیات آن. و مسایل ضروری را هم نوشته ام و در صورت نیاز باز هم خواهم نوشت.2- علم ظاهراً با سیاست کاری ندارد. ولی از آنجایی که آگاهی ست و زداینده نادانی در خدمت سیاست است. کار دانش و ادبیات غیر مستقیم است. اما مقاله سیاسی مستقیم عمل میکند. سایت ایران گلوبال بخشهای مختلف دارد از جمله گوناگون و هنر و ادبیات. و دیدگاهها-یعنی سایت تنها سیاسی نیست. کار سایت روشنگری ست در همه زمینه ها. حتی در زیبایی شناسی ادبیات، و فولکلور ؛ توسط نویسندگان داوطلب. موضوع مقاله مورد بحث هم علمی ست و هم سیاسی اجتماعی و ملیتی. اینکه تئوری درست است یا نادرست تکلیف اهل نظر است. متاسفانه به جای پرداختن به خود موضوع دوستان حاشیه روی کردند. * مدیریت برای هیچ مناسبتی برنامه نمی چیند. کارش با گروهای سیاسی متفاوت است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
از نوشته‌های جناب دکتر در مقاله
'' تأملي درباره‌ي زبان‌ها و موقعيت زبان تركي'' : ''بدين‌گونه بايد پذيرفت كه زبان‌های تركي در پژوهش‌هاي نوين افق‌هاي جديدي را فراروي محققان خواهد گشود و شيوه‌ها و گويش‌هاي ناشناخته‌اي نظير گويش تركي كهن «گاسي» و تركي «آلاسكايي» و تركي «سرخ‌پوستي»، مسير تدوين آكادميك خواهد يافت.''

ترکی‌ سرخ پوستی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با درود- چگونه مي‌توان مقاله‌ي كسي را كه خود را محقق و زبان‌شناس مي‌داند، و مي‌نويسيد «...اصطلاح «آذری» را کسروی و هم‌پالکی‌های او جعل نکردند، ..» قابل ارزش دانست. آقاي صديق كسي است كه قضاوت‌هايي عصبي و مغرضانه و معمولا همراه با ناسزا و فحاشي به برخي مفاخر ايراني دارد. در ميان نوشته‌هاي ايشان كمتر مي‌توان به سخني راست و منصفانه برخورد كرد. يك زمان مي‌گويد زبان فارسي گويشي از زبان‌هاي تركي است، زماني ديگر به كسروي (كه افتخار بي بديل آذربايجان است) بدترين دشمنامها را مي‌دهد. متاسفانه از ميان نزديكان ايشان كسي نيست كه به او بگويد استاد! اينگونه ننويسيد. فحاشي نكنيد، ناسزا نگوييد، اگر ادعاي مقاله‌ي علمي داريد، روشي ديگر در پيش گيريد.
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی، آ.ائلیار، چکیده سخن شما این است که شما کاری با خوب بودن و بد بودن نویسنده یک نوشتار نداشته باشید و به ارزیابی نوشتار او پرداخته و در این باره نوشته بنویسید. پرسش من از شما این است: نه تنها من بلکه ده هزار نویسنده نیز اگر نوشتار این نویسنده را ارزیابی کرده و در آن باره نوشته بنویسیم سودی که به دست خواهد آمد چه خواهد بود؟ و این ارزیابی ها و نوشتارها اگر صدهزار برگ نیز باشند زیانی که به رژیم آخوندی خواهد رسید چه خواهد بود؟ چرا من و دیگران نیرو و زمانی را که می توانیم برای کوبیدن رژیم آخوندهای مفت خور به کار ببریم باید برای پرداختن به درستی و نادرستی نوشتاری به کار گیریم که بود و نبود آن نه زیانی برای رژیم دارد و نه سودی برای مردم دردمند و درمانده ایران؟ در ایران بهای نان در ۲۴ ساعت ده برابر شد و اکنون به پانزده برابر نیز رسیده است! و زمین لرزه نیز ..........
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ایرانخواه گرامی، کارهای فرهنگی صدیق- منهای درستی و نادرستی شان- در زبان مادری با ارزش هستند. حتی ترجمه هایش از آثار خمینی. و غیره. زبان له شده ما به همه چیز نیاز دارد. حتی به این چیز ها. اما شیوه کار او که بر اساس «هدف وسیله را توجیه میکند» قرار دارد نادرست است و برای من غیر قابل پذیرش. چون اندیشه من بر این پایه هست که ابزار لازم است با هدف خوب - مطابقت داشته باشد. ولی هر کس راه خود را خودش انتخاب میکند. صدیق را آذربایجانی ها از زمان صمد بهرنگی میشناسند. او قبل از انقلاب هم همین نظریات را داشت. و همین راه را میرفت. تنها فرقش اینست که اکنون برای کار فرهنگی آنچنان عمل میکند که خودش میگوید. من در مقاله ایکه در مورد شب شعر بانوان نوشته ام نقد خود را به این شیوه کار فرهنگی مطرح کرده ام. پان ترکیسم مثل پان ایرانیسم مربوط به پیش از انقلاب 57 است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای الیار گرامی، ترجمه آثار خمینی توسط دکتر صدیق بر خلاف آنچه که شما می فرمایید کوشش یک پژوهشگر برای ثبت اسناد تاریخی نیست، بلکه مأموریتی است از سوی رژیم به عاملی که خود اقرار دارد شیفته روح الله خمینی است. به گفتار خود آقای صدیق توجه فرمایید:
" بعد از انقلاب‌، گفتارها و نوشته‌ هاي‌ امام‌ را به‌ مناسبت‌ هاي‌ گوناگون‌ به‌ زبان‌ تركي‌آذربايجاني‌ ترجمه‌ كردم‌ و در مطبوعات‌ منتشر ساختم‌، تا آن‌ كه‌ پس‌ از ارتحال‌ حضرت‌امام‌ (ره‌)، از سوي‌ «موسسه‌ تنظيم‌ و نشر آثار امام‌» به‌ اين‌ كار فراخوانده‌ شدم‌. از آن‌تاريخ‌، اين‌ كار را نظم‌ و نسق‌ دادم‌ و براساس‌ برنامه‌اي‌ منظم‌ به‌ ترجمه‌ و تدوين‌ و نشرآثار امام‌ به‌ زبان‌ تركي‌ آذربايجاني‌ مشغول‌ شدم‌. اين‌ مؤسسه‌، تاكنون‌ توانسته‌ است‌ ازميان‌ ترجمه‌هايم‌، ترجمه‌كامل‌ وصيت‌ نامه‌ (با حواشي‌ و فهارس‌ كامل‌) كلمات‌ قصار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ائلیار عزیز،
در لحن شما وبقیه مسئولین ایران گلوبال، بخصوص مسئول کامنتها یک تبختر و خود برتربینی و یک نگاه عاقل اندر سفیه هست که شدیدا توی ذوق می زند. باور بفرمائید نه شما مخترع دموکراسی و آزادی بیان و نقد علمی و امثالهم هستید، و نه ما که با این نوشته برخوردی برای شما غیر قابل درک و "غیر علمی!!!" می کنیم، دیروز از پشت کوه قاف آمده ایم. باور بفرمائید ما هم شاید بیشتر از شما در باره "هرمنوتیک" و "ساینتیفیک آنالایزیس" و "کونستراکتیو کریتیسیسم" خوانده و آموخته ایم. اینها را به اسم اصلی شان نوشتم، که بدانید غیر از نخبگان گردآمده در ایران گلوبال دیگرانی هم به این علوم بزبان اصلی شان دسترسی دارند و شما و دوستانتان صاحبان انحصاری حقیقت و معرفت نیستید. پس مرحمت فرموده اینقدر از موضع عاقل اندر سفیه بالای منبر وعظ و خطابه نروید، که اینکار برازنده انسان قرن 21 نیست. این علوم کیمیا و

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آ.ائلیار! بحث فقط ترجمه نیست چرا با آسمان ریسمان بافی‌ قصد تبرئه ایشان رو دارید نظرات وی درمورد آقای خمینی کاملا واضح و آشکاره. صدیق: صحبت در خصوص امام و ذکر فضایل و کمالات انسانی ایشان نیاز به فرصت و مجالی بیش از آنچه که فعلاً ‌در اختیار ماست دارد.همواره اعتقاد داشته ام که امام از شخصیتی والا برخوردار می باشند. توجه به زندگی پاک و بی آلایش ایشان همواره احترام نسبت به ایشان را چندین و چند برابر کرده است............................

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان گرامی فراموش نکنید که سربازان گمنام امام مهدی همانند هر کس دیگر آزادنه در ایران گلوبال هم مقاله درج میکند و هم آزادانه نظر میدهد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من زبان شناس نیستم و زمینهٔ کاری‌ام علوم تجربی‌ ‌ست. از دید علمی‌ در مقاله‌ بالا هیچ پیوند محکمی بین ادعا، دلیل و نتیجه گیری وجود ندارد و تمام نتیجه گیری‌ها بافتهٔ ذهنی‌ نویسنده است. نویسنده بیان کرده `` این دو گروه تکواژ را نمی‌توان به دلیل شباهتی که در شکل و فرم و شاید هم به نحوی حتی در معنا دارند، مشتق از هم به حساب آورد و خط سیر پژوهشی را به نادانی آلوده ساخت. `` اما به مراتب خود مرتکب این اشتباه شده است. بر اساس اصل پارسیمنی توضیح کلاسیک پذیرفتنی تر است تا شقّه کردن یک کلمه به ۴-۵ مفهوم که هر یک پاراگرافی توضیح نیز دارد.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان گرامی، ترجمه وصیت نامه و شعر خمینی برای هیچکس دلیل «عامل فرهنگی» رژیم بودن نمیتواند باشد. این چیز ها سند است از خمینی. باید هم به زبانهای دیگر ترجمه شوند. حتی رساله اش. مردم و آیندگان نیاز دارند بدانند این تحفه کی بود و چکار کرد. شناخت خمینی شناخت خودمان است. همینطور شاهان و دیگران. دید خود را وسعت دهید. اینقدر به دیگران اتهام نزنید. نوشته های هیتلر و موسولینی هم به زبانهای مختلف ترجمه شده است. قوم « آذ» هم قومی بوده در تاریخ آذربایجان تئوری نویسنده
اینست که کلمه آذربایجان از این نام بوجود آمده است. و دلایل خودش را هم ذکر کرده. تشخیص صحت و سقم آن هم کار نقد تئوریهای تاریخی ست. هرکس اهل فن است میتواند وارد قضیه شود. با طرح مسایل نامربوط نمیتوان با این تئوریها در افتاد. اما اینکه نام «آذری» پیش از کسروی استعمال شده و اشاره به زبان ترکی آذربایجانی ست مورد تأیید من هم هست.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خدمت تمام مخالفين زبان ترکی و ملت ترک آذربايجان ! از شما خواهش ميکنم يک جزوه و يا نوشتار که جوابيه کتاب تاريخ ترکها در ايران توسط دکتر زهتابی باشد بنويسيد تا ما هم بفهميم که شما هم حرفی برای گفتن داريد و در ضمن با خواندن کامنت باصطلاح تبريزی و ايرانخواه ، انسان متوجه ميشود که اينها در مقابل نوشته دکتر صديق کم آورده اند و رفتند به حاشيه ، و معنی اين حاشيه رفتن اين است که دنيای علم - اينترنت و ماهواره بدجوری حال شونيزم را گرفته و شونيزم سانسورچی کلافه شده.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دنیز گرامی ، از نظر من هر کس - بدون توجه به زندگی شخصی او- و بدون توجه به شرایط و روش کوششهایش- و سوابقش -آزاد است که « نظریه و تئوری» خود را در زمینه علوم بیان کند. و نقادان هم لازم است به «متن کتاب و مقاله» توجه کنند و نقد خود را بنویسند. دیگر به کار و زندگی و سوابق و غیره و غیره شخص که مربوط به متن نیست نپردازند. آنان که به جای متن به چیزهای دیگر می پردازند یا نمیدانند نقد چیست و یا میدانند و از روی غرض میخواهد شخصیت نویسنده را خراب کنند چون در مورد متن نمی توانند چیزی بگویند. این هم روش و کار شناخته شده و بسیار نادرستی ست. و ضرورت دارد جهت دیالوک مدرن به کنار گذاشته شود. هر چیز را در جای خود بحث میکنند. اگر موضوع «زندگی و شخصیت و فعالیت فرهنگی» یک نوییسنده باشد آنوقت میتوان همه چیز را مطرح کرد. ولی وقتی سخن برسر نقد یک نظریه و تئوری ست لازم است تنها به اندیشه پرداخته شود.
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ایرانخواه گرامی کامنت شما حذف نشده است. کامنت شما باید همانند انبوه کامنتها بررسی می شد و این کار به دلیل اینکه کارهای دیگری هم برای انجام دادن داشتم، چند ساعتی طول کشید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سایت ایران گلوبال، چرا کامنت من در پاسخ به کامنت آقای الیار را حذف کردید؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای الیار گرامی، من با انتشار نوشتار آقای صدیق مخالفت نکردم بلکه نوشتم که از آن استقبال می کنم. لطفاً اول کامنت را بخوانید و بعد پاسخ دهید! ضمناً ایرادهای محتوایی این نوشتار را هم در همان کامنت ذکر کرده ام. اینجا هم در داوری شتاب کرده اید و به خطا رفته اید. اشاره من به عامل رژیم بودن آقای دکتر صدیق به این دلیل بود که شما در کامنت دوم خود در زیر این نوشتار خواسته بودید این واقعیت را بپوشانید و ایشان را یک پژوهشگر ناوابسته جلوه دهید که تنها نمی خواهد با رژیم " مشکلی داشته باشد". به دید من پان ترکیسم فارس ستیز یکی از ابزار های جمهوری اسلامی برای پایدار ماندن است که آن را آگاهانه به دست کسانی چون دکتر صدیق پیش می برد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست عزیز جناب ائلیار سخن اصلی من با شما است ولی قبل از ان این مقاله علمی که کک نه جان این دوستان پان ایرانیست انداخته ومزاحم خواب خوش ورویائی انها شده ودوستان را چنین پریشان خاطر کرده که از فرط عصنانیت یک کلمه درست وحسابی در رابطه با متن مقاله ندارند. غیر از پرت وپلا وتوهین وتحقیر وتهمت نه یک جمله بلکه یک کلمه هم در ارتباط با نقد مقاله در کامنت انان نوشته نشده. حالا بنده با اقای ایران خواه واقای رازی کاری ندارم. اگر اقای تبریزی واقعا تبریزی باشد حتما اقای دکتر صدیق را باید بشناسد. چون اقای دکتر صدیق حتا قبل از انقلاب 57 در تبریز فردی مشهور وشناخته شده در ارتباط با مسائل ملی و فرهنگی اذر بایجان بودند. اگر یادشان بیاید در ان فرصت کم ازادی مطبوعات بعد از انقلاب اقای صدیق حد اقل دو روزنامه به نامهای اولدوز ویولداش منتشر می کردند که در ارتباط با مسائل ملی و اذربایجان بودند. که با تحکیم جمهوری
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ای کسانی که خفته اید از خواب بیدار شوید! ای جوانان کم سن و سال و ساده دلی که پیرو پان های رنگارنگ شده اید از خواب بیدار شوید! ..........

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ائلیار، با تشکر از جواب شما. بد نیست بدانید که سایت لغتنامه دهخدا هم در ایران فیلتر است، همنطور جستجوی جمله "بسم الله الرحمن الرحیم" در گوگل حداقل تا یکماه پیش به فیلتر برمی خورد. ممنوعیت کتاب در ایران دلیل بر هیچ چیزی نیست، ولی مجوز انتشار دلیل بر خیلی چیزها است، بخصوص اگر نویسنده مداح بیت امام خمینی و مترجم آثار ایشان به زبان ترکی باشد، آیا کتابهای ترکی ایشان در مورد ائمه اطهار و وصیت نامه خمینی و اشعار آقای خامنه ای هم توسط رژیم پانفارسیست بدلیل نوشتن به زبان ترکی ممنوع شده اند؟
من بحث جناب تبریزی را درست می دانم و سؤال ایشان را تکرار می کنم: «زیانی که رژیم آخوندی از این نوشته ها می برد چیست؟ کدام درد از دردهای بی شمار مردم گرسنه ایران که در دوزخ رژیم ولایت فقیه گیر افتاده اند با این چرندنامه های ناسیونالیستی درمان می شود؟» خطر اینجاست که شما هیزم کش جنگهای قومی آینده شده اید.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
رازی گرامی، ایران گلوبال و خود من همیشه از رفع تبعیض و حقوق برابر دفاع کرده ایم. و نژادپرستی و برتری جویی را در هر کجا که بوده و هست - در هر جلد و لباسی - چه قومی و چه آریایی و شاهنشاهی-نقد نموده ایم. نوشته های من همه گواه آنند. خطای شما اینجاست که نمیتوانید تبعیض را از چیزهای دیگر جدا کنید. دید خطی به مسایل دارید. و این بسیار خطرناک است. خطر اینجاست که بعد از بیست سی سال تباهی عمر به اشتباه خود پی می برید که ضایعه ی چبران ناپذیری ست. محض اطلاع بگویم که کتاب این نویسنده بعد از انتشار در ایران ممنوع شده است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ائلیار،
طرفداری بی قید و شرط شما و بقیه مسئولین ایران گلوبال از قومگرایان و نژادپرستان چیز تازه ای نیست و طبعا تعجبی برنمی انگیزد. من جوابی برای جناب تبریزی نوشتم، نه در باره آقای صدیق. بحث اساسا بر سر این نیست که آیا "حکومتی" حق ندارد برای زبان مادری خودش زحمت بکشد. مسئله بر سر این است که دوستان قومگرا و تجزیه طلب شما مرتبا این حکایت ملال آور را تکرار می کنند که جمهوری اسلامی یک رژیم پانفارسیست است و درست به همین دلیل با حقوق زبانی شهروندان غیر فارس دشمن است. نمونه آقای صدیق نشان می دهد که این حرفها چیزی غیر از پرت و پلا نیست. برای جمهوری اسلامی فقط و فقط سرسپردگی محض مطرح است، حتی اگر بنده خانه زاد بیت رهبری یک قومگرای افراطی باشد. شما اگر اشعار امام را ترجمه کنید، کتابتان با هر محتوایی مجوز چاپ می گیرد. همین و بس
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای ایرانخواه گرامی، بله مشکل همین است که ما منتظر «نقد» هستیم ولی به جای نقد مطلب و اندیشه « اخ» تحویل میگیریم! در این کامنتها غیر از اولین کامنت که خود من در یک جمله نوشته ام باقی ربطی به متن ندارد. و نقد نیست. پریدن به خود شخص نویسنده است. شما عجب ایده ی دموکراسیخواهی نابی بیان میکنید که نویسنده « عامل فرهنگی رژیم » است. خوب باشد. مگر کسی گفته این نویسنده ضد رژیم است؟ ایران گلوبال هرروز نظریات مقامات رژیم را در ص. اول با تیتر درشت به اطلاع همگان میرساند . و سخنان شاه و ولیعدش را. با نظر شما چون این نویسنده حکومتی ست نباید نظرش به اطلاع دیگران برسد! عجب دموکرات مابی نشان میدهید. آزادی بیان محدود به غیر حکومتی نیست - حکومتی هم میتواند نظریه و تئوری خود را بیان کند. خواننده هم کار درستش آن است که به جای پریدن به کار و زندگی و شخصیت نویسنده نوشته اورا نقد کند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای الیار، زمانی که نوشتاری منتشر می شود باید منتظر نقد هم بود نه اینکه بر هر انتقادی خشم گرفت و نسبت های ناروا به منتقدان داد. سخن من هم همین است که مردم از جمله آذربایجانی ها، در برگزیدن راه خود آزادند و کسی نمی تواند ادعای نمایندگی و سرپرستی فرهنگی آنها را بنماید. اما در باره نویسنده مقاله بالا، آقای دکتر صدیق، باید گفت که قضیه به آن سادگی که شما می گویید نیست که "...با سیاست کشور داری نادرست حکومت هم به خاطر پیش برد کار فرهنگی نمیخواهند مشکلی داشته باشند." آقای صدیق یک عامل فرهنگی رژیم جمهوری اسلامی است که از جمله مترجم وصیت نامه روح الله خمینی و دیوان به اصطلاح اشعار این جنایتکار بزرگ می باشد. نوشتار بی پایه بالا از بس که تلاش کرده با زور و فشار واژه آذربایجان را به " آذ " بچسباند بیشتر به نوشته ای طنزآمیز همانند است تا علمی. جالب است که پانوشت های نمایشی پایان مقاله هیچ ربطی به
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
فرض کنیم سخن کسروی درست است- آذربایجان در گذشته از ناف فارسی زبان بوده- باز فرض کنیم به قول خود کسروی مردم آذربایجان حالا دارای زبان توانای ترکی شده اند- خوب - که چی؟ هر کس در کشورهای پیشرفته کم و بیش 5 سال ماند شهروند همان کشور میشود. این مردم دهها میلیونی ترکی زبان بعد از حد اقل 1000 سال حکومت در ایران «مهمان» هستند؟ و در ایران و آذربایجان بیگانه؟ نباید راه زندگی جمعی خودشان را-غلط یا درست- خودشان انتخاب کنند؟ باید از دیگران و از شما ها «اجازه»بگیرند؟ نباید فرهنگ حد اقل هزارساله یشان را خفظ کنند و خودشان تصمیم بگیرند که چه خاکی به سرشان بریزند؟ مردم آذربایجان در گذشته فارسی زبان بودند، خوب، بودند که بودند- حالا نیستند- این چه مسئله ای را حل میکند؟ زن و شوهر زمانی عاشق یکدیگراند - بعد جدا میشوند- عشق گذشته چه مشکلی را حل میکند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ما حتي اگر موفق نشيم اينها را دمكرات و مقيد به رعايت اصول انساني و احترام به عقايد مخالف بكنيم همين كه خواب راحت را از چشم اينها بگيريم تا نتوانند دولاره فرياد زنند كه آسوده بخواب ما بيداريم راضي هستيم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان...یکی از دلایل عقب ماندن ,ما مردمان خاور میانه, را درست در کامنت ...تبریزی میتوان پیدا کرد ...چون هنوز ما, زندگی کردن در فضای باز دموکراسی را یاد نگرفتیم ایشان به جای کامنت دادن در باره ( موضوع) بحث که در باره زبان است را کنار گذاشته و با انتقاد کردن از سایت ایران گلوبال شروع به بحثی میکند که با موضوع مقاله خوب آقای حسین محمد زاده صدیق مغایرت دارد. کامنت ...تبریزی در باره نوع و سیستم دولتی را نشان میدهد که بشریت این سیستم را امتحان کرد و لی شکست خورد. ولی هنوز ایشان مردن ستاره سرخ را نمی خواهند بپذیرند..مردمانی که به زندگی کردن در زیر یک دیکتاتوری عادت دارند همیشه یک دید ( تونلی) دارند و همیشه به غیر از عقاید خود , عقاید و اکثر موضوعات دیگران را (( چرت و پلا )) حساب می کنند..
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بخشی از تمامیت ارضی خواهان در رسانه ها اعلام کردند درصورت حمله نظامی به ایران در کنار جمهوری اسلامی خواهند ایستاد. همه ما این اخبار را دیدیم و خواندیم .اکنون عده ای از دوستاران زبان و فرهنگ مادری در داخل ایران و به اجبار زیر پرچم حکومت - درانتشار فرهنگ زبان مادری خود و نظریاتشان میکوشند . در دانشگاهها تدریس میکنند.حتی مسلمان شیعه هستند. با سیاست کشور داری نادرست حکومت هم به خاطر پیش برد کار فرهنگی نمیخواهند مشکلی داشته باشند. خوب دوستان عزیز مشکل شما چیست؟ چرا تحمل نظریات مخالف « تئوری زبان آذری کسروی» را ندارید.50 سال دیگران تحمل کرده اند نظرات شما را.حالا تحمل یک مقاله را ندارید؟ بجای پرداختن به خود نویسنده بکوشید مطلب اورا با استدلال رد کنید.تا کی میخواهید با این سخنانتان نقش خاله خرسه را بازی کنید؟ دوست دارید ایران یوگسلاوی بشود؟ خوب فکر کنید. تا فرصت هست. راه حل غیر خطی ارائه دهید

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تبریزی گرامی، چنانکه به درستی نوشته اید، نوشته بالا " پان نامه " ای بیش نیست که تلاش کرده خود را " علمی" جا بزند. ولی ادعا و استدلال های آن بیشتر سبب خنده است تا پیگیری علمی. ضمناً نویسنده فوق نیازی به نوشتن توبه نامه ندارد، زیرا همین حالا هم از نور چشمی های وزارت ارشاد جمهوری اسلامی است و اگر گشتی در اینترنت بزنید خواهید دید "استاد" مرتباً در مراسم رسمی دولتی در دانشگاه های ایران دعوت شده، به ایراد سخنرانی های "علمی" می پردازند! اما در باره عدم انتشار چنین نوشتار هایی با شما همساز نیستم. زیرا بیشینه خوانندگان سایت های سیاسی چون ایران گلوبال را روشنفکران دانش آموخته تشکیل می دهند، که بخوبی کاستی های استدلال های مضحک چنین نوشتار هایی را در می یابند و از این راه با راه و روش فریبکاران نژاد گرا بهتر آشنا می شوند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ببخشید لینک مربوطه در مورد آقای صدیق و رابطه ایشان با "امام خمینی" را فراموش کردم:
http://www.duzgun.ir/akhbar/emam.php
البته اگر یک دکتر حسین محمد زاده صدیق دیگر با نام هنری (دوزگون) وجود داشته باشد که به ایشان ربطی نداشته باشد، همینجا از ایشان معذرت می خواهم. همانطور که می بینید ایشان نیازی به خوردن دو تا سیلی ندارد و بقول خراسانیها «بی دنگ می دنگد»!!!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تبریزی گرامی، با سلام ودرود
خوشحالم که بالاخره کس دیگری هم از همین زاویه به سیاست ایرانگلوبال نگاه و آنرا نقد کرد. من بارها و بارها نوشته ام که سایت ایران گلوبال هر روز بیشتر شبیه مجلات زرد می شود، مجلاتی که در آنها مطالبی از آخرین رسوائی مالی فلان سیاستمدار گرفته تا بالا رفتن مالیات و راههای لذت بیشتر از رابطه جنسی پیدا می شود. همچنین گفته ام و باز هم تکرار می کنم که این سیاست اگرچه تعداد خوانندگان را بیشتر می کند، ولی سطح سایت را پائین می آورد، که البته گردانندگان سایت گوش شنوایی برای انی حرفها ندارند و همانطور که در کامنت بالا می خوانید، توجیهاتی میکنند که از خواندنش بر سر هر انسان عاقلی چغندر سبز می شود.
ولی تا جایی که به آقای صدیق مربوط می شود، ایاشن هیچ احتیاجی نیست که دوتا سیلی بخورند تا از هواداران جمهوری اسلامی بشوند. در سایت زیر می توانید ترجمه اشعار خمینی را بدست ایشان

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
انسان که شرفش را زیر پا نهاد؛ سیاه نمایی و پرت و پلا نویسی در حق دیگران برایش بسیار آسان خواهد نمود../ امروز "سعید متین پور" نمونه بارز و زنده کسی است که صرفا به جهت دفاع از زبان و فرهنگ تورکی آذربایجانی و بزرگداشت آن 8 سال از عمر خود را در زندان قرون وسطائی رژیم منفور جمهوری اسلامی تحت بدترین شرایط می گذراند و برخلاف برخی مدعیان دروغین و دو آتشه مدافع حقوق زحمتکشان توبه نیز نکرده است! بدون شک می توان اسامی صدها تن دیگر را که گرفتار خسارتهای جانی؛ شکنجه و زندان شده اند را به این لیست اضافه نمود. هفته نامه دیلمانج؛ امید زنجان و صدها نشریه دانشجوئی و غیر دانشجوئی دیگر که در همین راستا فعالیت می نمودند بسته شدند و مسئولانشان مورد محاکمه قرار گرفتند و. طبیعتا کسانی که ایران را صرفا فارسی می خواهند و آسیمیله شدن سایر ملل در ایران برایشان پشیزی ارزش ندارد چنین نوشته ها و فعالیت هایی را پرت و پلا

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای تبریزی ایرانگلوبال همه موضوعات مطرح در عرصه سیاسی ایران را انتشار داده و مورد بحث قرار میدهد.از جمله پان ایرانیسم، پان آریاییسم،پان ترکیسم، سوسیالیسم، انترناسیونالیسم، شاهپرستی،دموکراتیسم، سکولاریسم، و غیره . همینطور زلزله، دیکتاتوری، اتحاد و همبستگی و... هنر و ادبیات و ... هر خواننده ای طبق گزینش خود مطلبی را انتخاب میکند. ایرانگلوبال فاقد ایده لوژی خاصی ست. و سایت یک سایت خطی نیست. رسانه ایکه شما نام برده اید یک سایت خطی ست. و ...توجه کنید که خطهای خوشبخت کردن مردم، جامعه ایران را به اینجا کشانده اند نه دموکراتیسم.
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان گرامی گرداننده تارنمای ایرانگلوبال، یک وند برای این که گفته می شود تارنمای ایرانگلوبال روز به روز به جای پیشرفت، پسرفت می کند ..........
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آتش : در فرهنگ معین چاپ هشتم : در زبان پهلوی Atərş آمده است.

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری