21 آذر، روز فجر و شکست

بر خلاف تبلیغات مغرضانه، حکومت خودمختار فرقه آذربایجان و حرکت مشروع مردمی آن آفریده مسکو و خواستار تجزیه ایران نبود. برعکس، استالین بخاطر نگرانی از رشد نهضت ناسیونالیستی در آذربایجان و تمایل آن به روابط دوستانه و همکاری با ترکیه مجبور به حمایت، کنترل و فروپاشیدن بموقع آن بود. با آنکه مطالبات بالحق آذربایجانیها قربانی سیاستهای جهانی شد میتوان ادعا کرد که اصلاحات گسترده یک سال فرقه در آذربایجان محرک اصلاحات بعدی در ایران بود.

روز چهارشنبه 21 آذرماه سال 1324 شمسی مجلس ملی آذربایجان آقای سید جعفر پیشه وری، رهبر فرقه دموکرات آذربایجان، را مسئول تشکیل دولت محلی تعیین کرد و درست یکسال بعد سحرگاه روز سه شنبه 19 آذر ماه 1325 سه ستون ارتش شاهنشاهی از تهران عازم غرب شد و در 21 آذر ماه با داخل شدن ارتش به شهر تبریز دولت محلی آقای پیشه وری انحلال یافت.

در باره حکومت محلی فرقه دموکرات آذربایجان کتاب و مقاله های بسیاری نوشته شده است و طبیعتا ما در این مقاله امکان بررسی و نقد تمام آنها را نداریم لذا برای روشن شدن روند حوادث به بازگوئی از برداشت و تحلیل خود از چند منبع متفاوت، بخصوص کتاب ٌایران بین دو انقلابٌ نوشته پروفسورآبراهامیان استاد ایرانی در دانشگاه نیویورک خواهیم پرداخت.

پس از سال 1320 بموازات جنگ جهانی دوم و ورود ارتش سرخ به مناطق شمالی ایران شرایط سیاسی کشور بکل تغییر یافت. تعدادی از مارکسیست و کمونیستهای ایرانی معروف به دسته 53 نفره و 9 نفره که چند سال قبل دستگیر شده بودند در سوم شهریور 1320 آزاد شدند. چندی بعد 27 نفر از آن گروه 53 نفره در منزل آقای ایرج اسکندری گرد آمده حزب توده به رهبری اسکندری را بنیان میگذارند. بنابه مجله جوان (تهران 26ـ8ـ1357 ص 19) آقای پیشه وری که یکی از دستگیر شدگان گروه 9 نفره بود یکی از اعضای اولین هیئت رهبری 18 نفری حزب توده بود در حالی که آبراهامیان در کتاب خود اعضای نخستین گروه کادر رهبری توده را 15 نفر ذکر میکند و از پیشه وری جزو آن عده یاد نمیبرد و همچنین سایر منابع نیز فعالیت سیاسی پیشه وری را د ر خارج از حزب تائید میکند.

در هر حال آقای سید جعفر پیشه وری با افکار پان فارسیستی رهبران حزب توده و بخصوص آقای ارانی، بنیانگذار اصلی حزب و رهبر گروه 53 نفره، که خود آذربایجانی بزرگ شده پایتخت بود آشنائی قبلی داشت. پیشه وری بشدت استدلال فکری رهبران حزب را در روزنامه آژیر که پس از خلاصی از حبس به نشر آن در تهران مشغول بود انتقاد میکرد. ایشان بر این باور بود که نه دولت و نه احزاب سیاسی بخصوص حزب توده علاقه چندانی به مشکلات اقلیتهای زبانی و منطقه ای ندارند. لذا به مشورت چند آشنا از تهران به تبریز میرود و در سال 1323 بنمایندگی برای دوره 14 مجلس شورای ملی کاندید میشود. ایشان با اینکه با بیشترین آرا انتخاب شدند سایر نمایندگان مجلس با رد اعتبارنامه اش وی را از نمایندگی مجلس محروم ساختند. البته در بعضی از منابع تاریخی به اشتباه ویا مغرضانه گفته میشود که حزب توده نمایندگی پیشه وری از تبریز را پیشنهاد داده بود در حالی که اکثر اسناد تاریخی نشانگر این است که ایشان با اعتقاد عمیق به افکار مارکسیستی و چپی، پی در پی حزب توده را انتفاد میکرد. بهر حال با وجود 8 نماینده حزب توده در مجلس شورای ملی آقای پیشه وری موفق به نمایندگی منتخبین خود در مجلس نشد.

پیشه وری با این باورکه جنبش کمونیستی ایران، بخصوص حزب توده نمیتواند سخنگوی راستین منافع ملت آذربایجان باشند همواره در پی همفکران جدید در تلاش بود. روز دوشنبه دوازدهم 1324 با دو تن از اعضای سابق حزب کمونیست دکتر جاوید و آقای کاویان اعلام تشکیل سازمان جدیدی بنام فرقه دموکرات آذربایجان در تبریز میکند و در نخستین بیانیه خود اعلام میکنند که فرقه طرفدار باقی ماندن آذربایجان تحت حاکمیت ایران هست، اما خواستار:
ـ استفاده زبان آذربایجانی در کنار زبان فارسی در مدارس و ادارات دولتی در آذربایجان
ـ صرف درآمدهای مالیاتی محلی برای رشد و توسعه خود منطقه
ـ تشکیل انجمنهای ایالتی مقرر در قانون اساسی ایران

در 14 شهریور با پیوستن شبستری به فرقه دموکرات نشریه ٌانجمن آذربایجانٌ ارگان رسمی فرقه میشود و در 16 شهریور تعداد کثیری از اعضای کمیته مرکزی محلی حزب توده و شورای متحده به فرقه دموکرات میپیوند. چند روز بعد در اواسط مهر ماه نخستین کنگره فرقه در تبریز برگزار میشود و شرکت کنندگان خواهان حق تعیین سرنوشت آذزبایجان بوسیله مجالس ایالتی و ولایتی و همینطور ایجاد سازمان نظامی از داوطلبان مسلح جهت حفظ حقوق آذربایجانیها در صورت عدم پاسخ مطلوب از طرف دولت مرکزی به مطالباتشان میشوند. بدنبال آن فدائیان آذربایجان با دستیابی به سلاحهای سبک از ارتش سرخ، بدون خونریزی به تصرف شهرهای آذربایجان یکی پس از دیگری آغاز میکنند.
در مورد این حوادث کنسول انگلیس گزارش میدهد ٌ گرچه غیر قابل تصور است که این جنبش بدون حمایت روسها به نتیجه برسد.... نمیتوانم باور کنم که این نهضت کاملا کار روسها باشدٌ 
(British Consul in Tabriz ”Report of visit to Mianeh” india office/L/P&S/12-3417)

کنگره ملی آذربایجان 26 آبان افتتاح گردید و پس از آن بیانیه خود مختاری (حکومت محلی) اعلام شد. بار دیگر مجلس ملی آذربایجان در 21 آذر تشکیل شد و با اصرار در جدا نشدن آذربایجان از ایران یک دولت محلی به رهبری آقای پیشه وری و بدون وزارت خارجه انتخاب شد. قابل توجه این بود که هیچکدام از وزرا (به غیر از بی ریا، عضو سابق حزب توده) رابطه ای با حزب توده که مستقیم از طرف استالین حمایت میشد نداشتند. همانطوری که کنسول انگلیس نیز بیان میکنند بر خلاف افکار رایج در میان اشخاص ضد فرقه بنظر میرسد که مسکو چاره ای جز حمایت محدود از نهضت فرقه نداشت وبرای کنترل کردن آن حتی تعداد زیادی از توده ایها را به پیوستن به فرقه تشویق میکند.

در عرض حکومت یکساله، فرقه موفق به اصلاحات گسترده ای در آذربایجان شد. 
ـ نخستین بار در تاریخ ایران زنان از حق رای برخوردار شدند
ـ نخستین اصلاحات ارضی توسط فرقه اجرا شد
ـ تنبیه بدنی ممنوع شد
ـ قانون جامع کار به تصویب رسید
ـ شوراهای نظارت بر کار نهادهای دولتی تاسیس شد
ـ با گشودن فروشگاههای دولتی قیمتهای مواد غذایی ثابت ماند
ـ کلاسهای سوادآموزی، مدارس و دانشگاه بزبان آذربایجانی تاسیس شد
ـ درمانگاههای رایگان در اختیار مردم قرار گرفت
ـ خیابانها آسفالت کشی شد و همچنین یک ایستگاه رادیویی تاسیس شد

اصلاحات فرقه چنان گسترده بود که حتی مخالفانشان قبول کردند که خدمات یک ساله فرقه بیش از کارهای دوران بیست ساله رضاشاه بود. 
R.Cottam, Nationalism in Iran (Pittsburgh, 1964, p.126)
با آن همه اصلاحات، همچنان فرقه در صحنه سیاست ضعیف باقی ماند و با حکومت مرکزی، چپ گرایان تهران و دولت شوروی همواره در بحث و جدال بسرمیبرد. استالین حکومت خودمختار فرقه آذربایجان را بعنوان مهره ای در سیاست جهانی مینگریست و پی در پی نگران رشد خارج از کنترل نهضت ناسیونالیستی و تمایل آنها به همکاری با ترکیه بودند لذا ارتش سرخ با تامین تجهیزات نظامی سبک برای فدائیان آذربایجانی شدیدا مواظب بود که فرقه به سلاح سنگین دسترسی پیدا نکند. از طرف دیگر مسکو از طریق باقروف قول حمایت ارتش سرخ از فرقه در صورت حمله ارتش حکومت مرکزی داده بود. چنانچه اواخر شهریور ماه 1325 ارتش مرکزی از تهران عازم آذربایجان بود اما نیروهای مسلح شوروی اجازه عبورآنها را از قزوین به طرف تبریزندادند و بناچار ستونهای ارتشی به تهران بازگشتند.

چپ گرایان پایتخت با دو دلی به حکومت خود مختار پیشه وری مینگریستند. از طرفی حزب توده اصلاحات فرقه را آشکارا در ارگانهای رسمی خود میستود و از سوی دیگر خواستار جنبش کارگری در کل ایران بودند و از فرقه میخواستند به جبهه تازه تاسیس شده احزاب مترقی بپیوندد.

امریکاییان نگران توسعه نفوذ کمونیستها در ایران بودند و بخاطر آن ارتش شاه را به خودرو، تانک، سلاحهای سنگین و مشاوران نظامی مجهز کردند. با توجه به حضور ارتش سرخ در آذربایجان و حمایت آنها از حکومت خودمختار فرقه، شاه امکان درگیری مسلحانه مستقیم نداشت. در نتیجه اقدام به راه اندازی شورشهای محلی در آذربایجان کرد. در زنجان به طایفه ذوالفقاری، در اطراف میاندوآب به قبایل افشار و در حومه اردبیل ـ مشگین به شاهسونها سلاح و پول هنگفتی جهت تضعیف حکومت فرقه ارسال شد. بخاطر این بخش عظیمی از فدائیان داوطلب مسلح فرقه مدام درگیر شورشهای قبیله ای بودند.

در کنار در گیری با آشوبهای قبیله ای و اصلاحات ارضی، بدی آب و هوا به ویژه طغیانها و بارشهای دیر هنگام باعث برداشت ضعیف محصول غلات در تابستان 1325 گردید که موجب نگرانی مردم در کمبود مواد غذایی شد. حکومت خودمختار فرقه غافل از سیاستهای پشت صحنه ابرقدرتها و سازش تهران با مسکو در گیر حل این مشکلات بود تا اینکه 19 آذر ماه ارتش شاه بدون ممانعت روسها عازم تبریز شد. با پخش حمله ارتش شاه مقامات شوروی به آقای پیشه وری توصیه میکنند که در مقابل ارتش مقاومت نشان ندهند. واکنش رهبران فرقه به دو نوع بود. گروهی به رهبری جاوید و شبستری معتقد بودند که ایستادگی در مقابل ارتش شاه مجهز به سلاح سنگین و تانک تنها موجب کشته شدن فدائیان مجهز به سلاح سبک خواهد بود. درحالی که گروه دیگر(اکثریت) به رهبری آقایان پیشه وری و بی ریا اعتقاد به مقاومت و ادامه مبارزه بصورت چریکی در آینده داشتند. پس از یک بحث طولانی و با مداخله کنسول شوروی پیشنهاد جاوید و شبستری غالب میاید و فورا فرمان آتش بس داده شد. بدین ترتیب ارتش بدون ممانعت به طرف تبریز پیشروی کرد و 21 آذر ماه وارد شهر شد.

در چند روز بعدی نزدیک به 500 نفر از فرقه به انواع گوناگون جان خود را باختند. جاوید و شبستری در تهران مورد عفو شاه قرار گرفتند ولی پیشه وری و بی ریا همراه با 1200 نفر به شوروی گریختند. شاعر بی ریا و عضو سابق حزب توده بخاطر تمایل برگشت به ایران به 10 سال حبس محکوم شد و پیشه وری دو سال بعد در یک تصادف اتومبیل جان خود را باخت. طبق بعضی منابع از جمله کتاب ٌ من متهم میکنمٌ نوشته کشاورز عضو کمیته مرکزی حزب توده و نامه بی ریا به مقامات عالی رتبه شوروی (ٌوـ9ـ 419 آرشیو، ک.گ.ب) مرگ پیشه وری نقشه از قبل طرح ریزی شده بود.
دو روز قبل از حادثه شوفر پیشه وری در موقع سانحه، کارنیک ملکیان، برای به راه انداختن نقشه با یک تلگراف فوری از یروان آورده میشود. شوفر با مهارت کامل به سمت راست اتومبیل که پیشه وری نشسته بود صدمه وارد میاورد..

در پایان باید گفت که بر خلاف تبلیغات مغرضانه، حکومت خودمختار فرقه آذربایجان و حرکت مشروع مردمی آن آفریده مسکو و خواستار تجزیه ایران نبود. برعکس، استالین بخاطر نگرانی از رشد نهضت ناسیونالیستی در آذربایجان و تمایل آن به روابط دوستانه و همکاری با ترکیه مجبور به حمایت، کنترل و فروپاشیدن بموقع آن بود. با آنکه مطالبات بالحق آذربایجانیها قربانی سیاستهای جهانی شد میتوان ادعا کرد که اصلاحات گسترده یک سال فرقه در آذربایجان محرک اصلاحات بعدی در ایران بود.
لوند 1382
دکتر م. سببی

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
Yasha bey!
Kheyli maghalee jaleb ast

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
برام جای سوال که چرا ما اینجوری بزرگ شدیم که هیچ حقی‌ برای دیگران قائل نیستیم!! آره قبول دارم شما هم حق دارید ولی‌ فلانی تجزیه طلب بود!!!! گیرم که تجزیه طلب بود مگه تجزیه طلب بودن گناهه؟ شاید در دنیای کوچک ما گناه باشه ولی‌ داشتن استقلال حقوق اولیهٔ هر انسانی‌ می‌باشد. اگر من فکر کنم که بدون خر شنیدن از شما راحتتر زندگی‌ می‌کنم گناه کردم؟ حس نژادپرستی در ایران امروز اونقدر زیاد که اجازه استقلال طلبی را به هیچ کس نمیده و استقلال طلبی را از گناهان کبیر به حساب میاره همین گناهی که کاتالان‌های تجزیه طلب اسپانیا چند هفته پیش مرتکب شدند!!!!!!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اشاره کردم که جامعه فارسی‌ همیشه در """ تشخیص موقعیت خود چه در بعد محلی و چه در بعد جهانی‌ مشکل داشته """ چند نمونه """ ترکان بیشتر از ۱۰۰۰ هزار سال بر ایران حکومت کردند و در تمام این دورهٔ هزار ساله، ایران را ۳ سه‌ زبان نگاه داشتند، عربی‌ زبان علم و فلسفه، ترکی زبان دربار و قشون، فارسی‌ زبان شعر و شاعران بود. با آمدن رضا خان و جایگزینی "" سیستم جدید "" که ایران را فارس و زبان را فارسی‌ تعریف میکرد زبان فارسی‌ به عنوان تنها زبان ایران شروع به قلع و قمع دیگر زبانها کرد. ۲- شکست مشروطیت مدرنترین انقلاب ایران تنها به دست رضا خان فراهم نشد، چپ ایرانی مرکز گرا در شکست انقلاب مشروطیت نقش مهمی‌ ایفا کرد، با ایدئولوژی چپی و کمونیستی جامعه نیمه راه از درک انقلاب مشروطیت، تمرکز خود را به سوی شوروی سوق داد و ایدئولوژی چپ باعث چنان کاج فهمی‌ از تحولات دنیا در این کشور شد که امروز جامعه با مخلوطی از

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" جناب کرمی و معضل جامعه فارسی‌ """ عزیزان تفکر جناب کرمی تفکر "" مرکز گراست "" که معضل "" بحران مشروعیت "" در ایران را به خوبی‌ نمایان می‌‌سازد. قبلا نیز اشاره کردم که """ جامعه فارسی‌ "" همیشه در تشخیص موقعیت خود چه در محیط بومی چه در محیط جهانی‌ مشکل داشته، اصلا پیشرفت و توسعه محصول و تابع """ حل بحران مشرویت "" است. آماده سازی فرهنگی‌ و ذهنی‌ جامعه فارسی‌ برای تحول کّل ایران یک ضرورت تاریخی است ولی‌ جامعه فارسی‌ سیاست """ حذف و تقسیم ایران به خودی و غیر خودی """ را در سیستم مرکز گرا به یک اصل تبدیل کرده. با این سیستم ما قادر به حل تضاد‌ها در حوزه‌های """ فرهنگ، اقتصاد و سیاست "" نخواهیم شد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب کرمی لطف کنید به مسائل راسیونال!!! وضدانسانی خودبه پردازیدمسائل حقوق بشری رابصاحبانشان بگذارید شما که ازبرابری وحقوق بشری خیلی فاصله دارید.با خودتان روراست باشیددرصدسال اخیراینهمه مشاهیرسیاسی ازحیدرعمواوغلی،ستارخان وباقرخان،محمدتقی پسیان،محمدخیابانی،پیشه وری دربالای سرهرسیاستمداری ومصدق نوه قاجار،همه ازسرزمین قهرمان خیز آذربایجان،با عرض معذرت ازفارس زبانان بجزفاطمی وزیرخارجه مصدق یک نفردیگرفارس زبان نام ببرید!!!درکنفدراسیون دانشجویان مشهوربودکه میگفتند*ازفارس مردی برنخواس *باعرض معذرت ارفارس زبانان مبارزوضدنژادپرست

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای کرمی پیشنهاد میکنم کتاب ایران بین دو انقلاب نوشته آبراهمیان استاد دانشگاه نیویورک که خود نیز ارمنی و از مخالفان فعالان ترک آزربایجان نیز هستند را مرور کنید. آقای پیشه وری قیل از منشور جنابعالی در روزنامه آژیر که پس از خلاصی از حبس به نشر آن میپرداخت افکار خود را بارها بیان کرده بود. استدلال فکری ایشان بر این باوراستوار شده بود که نه دولت و نه احزاب سیاسی بخصوص حزب توده علاقه چندانی به مشکلات اقلیتهای زبانی و منطقه ای ندارند. لذا در سال 1323 بنمایندگی برای دوره 14 مجلس شورای ملی کاندید میشود تا امال و اهداف خود را در مراکز سیاسی مطرح کند. لطفا دست از این بازگوئی جعلی بردارید
تصویر ناصر کرمی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به جناب آقای .....Lachin….......... موضوع تجزیه طلبی آذربایجان یک مورد صرفأ سیاسی بین اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحدهءِ آمریکا در ایران و در رابطه با قطب بندیها در عرصهء گلوبال بعد از جنگ دوّم جهانی است.● ایجاد جمهوری های إتنیکی کوچک آذربایجان و مهاد ( کردستان) وفادار و در خدمت شوروی، .......

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آقای کرمی، واقعا شما آدم عجیبی هستی. نویسنده را متهم به روش غیرمنطقی (ایراسیونال) و تاریخ نگاری شفاهی با کل گوئی های مثل ادبیات جمهوری اسلامی محکوم میکنید و در عین حال هم انتظار دارید در دیالوگ منطقی سهیم باشید. لطفا در رونمائی حقایق با استناد به تاریخ نگاران بی طرف و متعهد تلاش کنید

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای کرمی شما فقط کریم ادعا و تحریف و حق ستیزی هستید وگرنه اگر ملاک انسان وحقوق انسانی است کجای برنامه های حکومت ملی آذربایجان ودر ادامه آن حرکت ملی کنونی مخالف اعلامیه جهانی حقوق بشر است در مقابل اگر تهمت ها وافتراها ی شما را بررسی کنیم چیزی جز کینه ایدئولوزیک و راسیستی نیست . همیشه توهمات بیمار گونه حاکم بر نوشته هایتان است وغرق در دروغهای بزرگ خود باورکرده اید که نه جواب بلکه تجویز درمان طلب میکند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای کرمی. لطفآ اسنادی که بر خلاف نوشته های آقای م. سببی است ارائه دهید تا ما هم اطلاع داشته باشیم. ولی می توانم من یک حقیقتی را برای شما بازگو کنم و آن اینکه یکی از افراد فامیلی مادری من در 21 آذر که از تبریز به طرف زنجان برای دفاع از آزادی که اجداد ما در آن انقلاب با شکوه مشروطیّت خون ریخته بودند حرکت کرده بود, کشته شد.. بقول شاعر اجتماعی آزربایجان "میرزا علی معجز شبستری" که می گوید. ( منه بیر باده ور ساقی کی می دینه ضرر ورمز.. دلیل محکم ایستر ادعا, بوش سوز ثمر ورمز ).. ساقی بده پیاله ای از شراب که ضرری به دین نمی رساند... دلیل محکم بر هر ادعا واجب است, حرف پوچ ثمره ای نمی رساند.
در ضمن ما آزربایجانی ها نمیدانیم که چرا یک فارسی زبان, خواندن و نوشتن به زبان مادری خود را یکی از حقوقهای اصلی حقوق بشری خود می داند ولی یک آزربایجانی ....
تصویر ناصر کرمی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این نوشتار حتّی مطابق با روشهای ایراسیونال تاریخ نگاری شفاهی و داستانی شرقی، از پشتوانهءِ مستند دوران تاریخی و از متدولوژیک روشنگری متعهد و دانش محور برخوردار نیست. این نوشتار فقط غرض ورزی و کینه گری قبیله ای عصر فئودالیته و عشیره ای است. تاریخ نگاری روایتی و افسانه ای و شفاهی به پرده برداری از مسائل کمکی نمیکند و دوران آن بسر آمده است، چنین تلاشی فقط و تنها فرد نویسنده و فرهنگی که در آن تربیت شده است و با اهداف شومی که دارد را با نمایی زشت به خوانندگان با شناخت معرفی میکند.
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ناصر جان ، نام نويسنده رادوبار درج كردي، خواهشا دفعه بعد يادت باشه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شما میگوئید که """ استالین بخاطر نگرانی از رشد نهضت ناسیونالیستی در آذربایجان و تمایل آن به روابط دوستانه و همکاری با ترکیه مجبور به حمایت، کنترل و فروپاشیدن بموقع آن بود """ ، رژیم ایران نیز امروز فعالان آزربایجانی را به بهانه پان ترک بودن راهی‌ زندان می‌کند، همچنین رژیم ایران با حمایت از ارمنستان به اشغال ۲۰ درصد اراضی‌ آزربایجان توسط ارمنستان ادامه میدهد، حالا نگاهی‌ به شرایط دنیا بکنیم، چپ برای همیشه شکست خورده، روسیه و ترکیه در حال تبدیل شدن به "" متحد استراتژیک "" هستند، مثلث اتحاد "" رژیم ایران، ارمنستان، سوریه "" در حال شکست است، چپ سنتی که مواضع آن یکسان با مواضع ارمنستان است با سرنگونی اسد برای همیشه از صحنه حذف خواهد شد، رژیم ایران نیز با فروپاشی این اتحاد ضعیفتر از آن‌ خواهد شد تا بر علیه آذربایجان اقدام کند، قرن ۲۱ قرن آزربایجان خواهد بود.