پان ایرانیست اسلامی، کپی ناموفق مارکسیست اسلامی

شیوه جدید حاکمیت برای فریب ایرانیان
اتاق های فکر در نهادهای امنیتی و نظامی از جمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی متوجه شده اند که برای جذب جوانان، که اکثریت جمعیت ایران را شامل می شوند، و به دست آوردن محبوبیت در حوزه عمومی، باید اندیشه و گفتمان جدیدی معرفی و بکار گرفته شود....علاوه بر برجسته کردن نقش فرمانده سپاه قدس، قاسم سلیمانی، که مسؤولیت فعالیت های نظامی رژیم در خارج از ایران را دارد، اعلامیه های اخیر فرماندهان نیروی سپاه پاسداران، گمانه زنی در مورد استفاده از شعار های ایرانگرایانه و ملی گرایانه را تقویت می کند

 این کتابچه به مناسبت یکصد و دوازدهمین سالروز انقلاب مشروطه به پیش گاه ملت ایران و تمامی ایرانگرایان راستین اهدا میگردد.

در آغاز لازم میدانم تا به کوتاهی به مفهموم واژه گفتمان اشاره نموده و سپس توصیف مختصری از گفتمان ایرانگرایی اصیل و رابطه آن با اندیشه اسلامگرایی در تاریخ معاصر ایران به خواننده ارایه نمایم. با توجه به نوشته های آقای داریوش آشوری میتوان دریافت که ایشان کلمه گفتمان را برابر معنی کلمه دیسکورس لاتین قرار داده اند که به مفهوم فکر غالب و مطرح در میان متفکران میباشد. این دقیقا بدان مفهوم است که نمی توان فکر و اندیشه ای را از همان آغاز کار گفتمان نامید. اما اگر آن فکر و اندیشه توانست مطرح شود، مورد اعتنا و پذیرش عمومی قرار بگیرد و بصورت فکر غالب در آید آنگاه تبدیل به یک گفتمان می شود. به اعتقاد نویسنده با توجه به تمامی شواهد میدانی موجود که مورد تایید تمامی ناظران داخلی و خارجی مستقل و بدور از حب و بغض بودن است، گفتمان ایرانگرایی به عنوان مقبولترین، بهترین و سریعترین راهکار کارآمد برای نجات ایران از این استبداد سیاسی اسلامگرایان، تباهی اجتماعی، عقب ماندگی اقتصادی، و فقر فرهنگی باید مورد توجه سیاستمداران داخلی و بین المللی قرار بگیرد. حمایت حداکثری که از سوی عموم مردم ایران در سراسر کشور از گفتمان ایرانگرایی میبینیم شاهدی بر شکست اندیشه اسلامگرایان و نیز اندیشه های غیر بومی و التقاطی است که در طول دویست سال گذشته در صحنه سیاسی و اجتماعی ایران مطرح گردیده است.
گفتمان ایرانگرایی در تاریخ سیاسی معاصر ایران:
در طول تاریخ کشورمان، گفتمان ایرانگرایی و اندیشه اسلام گرایی، غالبا در تقابل با یکدیگر و بندرت نیز بنا به ضرورت زمانی و تاریخی در تعامل با یکدیگر بوده اند. در آغاز قرن بیستم، ایرانگرایی به همراه استبداد ستیزی و تجدد خواهی، موتور محرکه انقلاب مشروطیت گردید و ایران را با سرعتی زیاد وارد عصر جدید نمود. درعصر پادشاهی پهلوی که با پادشاهی رضاشاه بزرگ آغاز شد، همزمان با تشکیل نخستین دولت – ملت در ایران، گفتمان ایرانگرایی به روح حاکم بر سیاستهای کلان حکومت برای دستیابی و تحقق خواستهای اساسی انقلاب مشروطه که معطل مانده بود تبدیل شد و با افزودن گرایش به تجدد و مدرنیته، تبدیل به یک اندیشه و گفتمان برتر و ایران ساز گردید.
با نگاهی به تاریخ سیاسی معاصر ایران، در مییابیم که گفتمان ایرانگرایی و اندیشه اسلام گرایی در دو هنگام به صورت تعاملی و توسط سیاستمداران آن روز برای تامین اهداف سیاسی خود مورد استفاده قرار گرفتند. نخستین بار در جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران و همکاری آقای محمد مصدق با آقای کاشانی و دگر بار در نخستین شش ماه از آغاز جنگ ایران و عراق و مجددا در آخرین سال این جنگ خانمانسوز که پس از هفت سال ممنوعیت پخش سرود ای ایران از رسانه های تبلیغاتی حکومت، سرانجام با کست اجازه از آقای خمینی این سرود از سیمای جمهوری اسلامی به جهت تشویق مردم برای اعزام داوطلبانه به جبهه های جنگ مجددا پخش گردید.
تفاوتهای اساسی و بنیادین گفتمان ایرانگرایی با اندیشه اسلامگرایی را از دو بعد فردی و اجتماعی که به صورت تصاعدی بر یکدیگر تاثیرات مستقیم دارند، میتوان بررسی و مشاهده نمود. گفتمان ایرانگرایی در بعد فردی، بر پایه اصل برخورداری از حقوق شهروندی ایران، برای همه اهالی و ساکنین ایران و بدون هرگونه تفاوتی به لحاظ جنسی، قومیتی، مذهبی، فرهنگی و یا هر گونه تقسیم بندی دیگری می باشد. امکان دسترسی به آب پاکیزه و هوای پاکیزه و سه وعده غذای روزانه کافی و دسترسی به خدمات بهداشتی ضروری و لازم و دسترسی آموزش و تحصیل رایگان تا پایان دانشگاه و آزادی مشارکت سیاسی برای تعیین سرنوشت خود از آن جمله می باشد. این در حالیست که در اندیشه اسلامگرایی تمامی انسانها بلافاصله به گروه های مختلف با ایمان و بی ایمان و اهل اسلام و اهل کتاب وغیره تقسیم میگردند و بنا بر قرارگرفتنشان در هر گروه از امتیازات و تکلیفهای متفاوتی ( نه آنگونه که به غلت و به اسرار اسلامگرایان معاصر داخلی و خارجی سعی بر آن است که این تکلیف ها و امتیازات را همردیف با حق و حقوق عرفی که توسط انسانها و برای مدیریت جوامع متمدن وضع گردیده است قرار دهند) برخوردار میگردند. اصولا گفتمان ایرانگرایی خواسته هایی را برای ایرانیان مطرح می کند که یک نظام اسلامی به دلیل اصول مذهبی و اعتقادیش از برآورده کردن آنها ناتوان است و همین ناتوانی اندیشه اسلامگرایان حکومت و ملت را وارد مرحله تشنج ها و برخوردهای اجتماعی و سیاسی نموده و در نهایت منجر به ظهور نافرمانیهای مدنی در حکومت های اسلامی میگردد.
گفتمان ایرانگرایی در بعد اجتماعی، بر پایه اصل تامین منافع ملی ایرانیان در بعد سیاستهای داخلی و خارجی، برای تمام اهالی و ساکنین ایران می باشد. نادیده گرفته شدن این اصل اساسی از سوی نظام حاکم آن را به چالشی بزرگ بر علیه جمهوری اسلامی تبدیل نموده و ایرانیان را در عرض چهار دهه گذشته در تعارض با اسلامگرایان قرار داده است. نظام اسلامی حاکم، همواره منافع ملی ایرانیان را قربانی منافع اندیشه اسلامگرایی خود نموده است و با تنظیم وهدایت سیاستهای داخلی و خارجی خود بر آن اساس، ایران و ایرانیان را در یک انزوای سیاسی و اقتصادی و در برابر خطرهای جدی قرار داده است. تنظیم سیاستهای کلان خارجی بر اساس منافع ملی ایرانیان، بهره گیری صحیح و کارآمد از ثروتهای ملی، جذب سرمایه های خارجی، سرازیر شدن داراییهای ایرانیان برونمرز به درونمرز و همکاری سازنده با سازمانهای بین المللی میتواند به بهبودی وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشور کمک کرده و رفاه عمومی را به سرعت افزایش دهد. اما به دلیل ماهیت اسلامگرای نظام فعلی، امکان پاسداشت منافع ملی و نیل به شکوفایی اقتصادی و اجتماعی، امکان پذیر نمی باشد.
با توجه به اندیشه های اصیل ایرانگرایی از قرن چهارم میلادی میتوان دریافت که سه پایه اساسی گفتمان ایرانگرایی، عبارت است از خرد، دادگری و آبادسازی گیتی. خرد ستایی آنگونه که در تعلیمات زرتشت، بزرگمهر، فردوسی و خیام و بسیاری دیگر از اندیشمندان ایرانی توصیف شده است عبارت است از عقلی اخلاقمند که در نگاهش به اجتماع و سیاست، باورهای ایدئولوژیک و متافیزیکی نقشی ندارد. داد که در واژه به معنی هنجار و قانون بود، به تدریج به دو مفهوم عدل (هر چیزی و هر کسی را در جای خود نهادن) و عدالت (هر حقی را بجا آوردن و ادا نمودن) رسید. دادگری جزو شرایط پایه ای فرمانروایی بوده و شهریار بیدادگر، از فره ایزدی بی بهره بوده است. دادگری ایرانی به همراه خرد، همواره یکی از بزرگترین فضیلت های انسانی و شهریاران بوده است.
بنیان گذاران اندیشه ایرانگرایی در ایران:
متاسفانه در طی چند سال اخیر، شاهد آن هستیم که بعضی از افراد بصورت آگاهانه و نا آگاهانه و بدلیل ضعف شخصیتی و یا در جهت آلوده کردن گفتمان ایرانگرایی با افکار التقاطی و اسلامگرایی، تلاش بیهوده ای را آغار کرده و مدعی بنیان گذاری گفتمان ایرانگرایی و وطن پرستی می گردند. گویا این افراد این تصور خام را دارند که با ترور شدن نشر دهندگان گفتمان ایرانگرایی در داخل و خارج از ایران (همچون ترور احمد کسروی در تهران در بیستم اسفند ماه ۱۳۲۴خورشیدی، ترور دکتر سیروس الهی در پاریس در اول آبان ‌ماه سال ۱۳۶۹خورشیدی، ترور دکتر احمد تفضلی در تهران در بیست و چهارم دی ماه ۱۳۷۵خورشیدی، ترور دکتر کورش آریامنش در پاریس در هفتم خرداد ۱۳۷۵خورشیدی و ...) و یا فوت سایر نشر دهندگان این گفتمان (همچون دکترعبدالحسین زرین کوب، دکتر فریدون آدمیت، دکتر شجاع الدین شفا و دکتر مسعود انصاری و ...) اینک فرصت مناسبی برای مصادره و مال خود کردن گفتمان ایرانگرایی برایشان فراهم گردیده است. این پیامبران دروغین با سو استفاده از رسانه های اینترنتی و با اندکی تغییرات در نوشته های این نویسندگان وطن پرست، به بازنشر اصول و پایه های گفتمان ایرانگرایی که در طی یک روند تکاملی تاریخی در طی یکصد و پنجاه سال گذشته شکل گرفته است پرداخته و به دروغ خود را بنیان گذار گفتمان ایرانگرایی معرفی می نمایند.
اصولا عصر بیداری و روشنگری در ایران معاصر از زمان میرزا فتحعلی آخوندزاده در نیمه دوم قرن نوزدهم آغاز میگردد. او نماینده تفکر انتقادی و علمی و پایه گذار اندیشه ناسیونالیسم ایرانی و آغاز کننده و نشر دهنده تفکر جدایی دین از سیاست در ایران معاصر میباشد. بهرام چوبینه از محققین تاریخ معاصر ایران در صفحه یازده کتابش تحت عنوان نگاهی کوتاه به تاریخ بیداری ایرانیان بدرستی اشاره میکند که فتحعلی آخوندزاده در کتاب مکتوبات که در یکصد و پنجاه سال پیش منتشر نموده است اینگونه میگوید که: باید دین از سیاست جدا شود و سلطنت علما را در اداره امور کشور شریک خود نسازد ... علمای روحانیه به امور مرافعه (قضاوت و دادگستری) مداخله نکنند ... پادشاه حقیقی به کسی اطلاق می شود که تابع قانون بوده و در آبادی و آسایش وطن و در فکر تربیت و ترقی ملت باشد ...
ترویج گفتمان اسلامگرایی پس از تشکیل حکومت اسلامی:
پس از آنکه اسلامگرایان دربهمن ماه ۱۳۵۷ به قدرت رسیدند، به سرعت اندیشه های ایران گرایی و ملی گرایی را مورد حمله های به شدت خشونت آمیز تبلیغاتی و حقوق شرعی و موازین امنیتی خود قرار دادند. اسلامگرایان در سه دهه نخست حکومتشان، به دروغ ایرانگرایی را یک اندیشه ضد شیعه و ضد ملت اسلامی، و ملی گرایی را برابر با نژادپرست بودن و در نتیجه یک ایدئولوژی بیگانه غربی معرفی کردند که به عنوان نمادی از ارتداد و ارزشهای ضد اسلامی به ایران وارد شده است. از این رو تمامی فعالیت های افراد و گروه های ایران گرا، احزاب ناسیونالیستی را غیر قانونی اعلام نمودند. جبهه ملی را نیز که در ابتدای کار با تکفیر شاپور بختیار و پذیرفتن رهبری آقای خمینی و با همراه داشتن حمایت گروه التقاطی ملی مذهبی تصور میکردند که قادر خواهند بود تا سهم خودشان را در تشکیل دولت آینده بدست آورند، بلافاصله پس ازاعتراض شدید اعضایشان مجبور گردیدند تا مخالفتشان را با قانون مجازات اسلامی بصورت رسمی اعلام نمایند، از سوی آقای خمینی مورد تکفیر قرار گرفنتد و به عنوان یک گروه سیاسی ضد اسلام شناخته شده و فعالیتشان ممنوع شد.
اینک پس ازچهار دهه، شاهد آن هستیم که هرچند اسلامگرایان توانستند در چند کشور منطقه خاورمیانه قدرت سیاسی را به دست آورند، اما در ارایه راه کارهای مناسب برای اداره امور اقتصادی و سیاسی کشورشان نتایج موفقیت آمیزی را ارایه ندادند. اخوان المسلمین در مصر در یک کودتای نظامی و با اندیشه ملی گرایی سرنگون شد. حزب اننهادا در تونس مجبور شد که از یک حزب سکولار پیروی کند. به همین ترتیب در ایران شاهد آن هستیم که علارغم چهاردهه تیبلیغات و آموزش سیستماتیک اسلامگرایی از مدارس ابتدایی تا پایان دانشگاه اینک این گفتمان ایرانگرایی است که موفق به باز پس زدن اندیشه های اسلامگرایی و اندیشه های التقاطی گردیده است.
بخشی از این پیروزی در بازپس زدن اسلامگرایان بدلیل عدم موفقیت نظام اسلامی در حذف فرهنگ ایرانی در بین ایرانیان که یک ریشه عمیق تاریخی یافته است و نیز عدم تسلیم و دلسردی ایرانگرایان و ادامه فعالیتهای آموزشی و فرهنگی شبانه روزی آنان در مقابله با اندیشه اسلامگرایی و اسلامگرایان نوین که به عنوان روشنفکر مذهبی معرفی میگردند بوده است. بخش دیگری بدلیل صعود مرگبار فساد مالی و اخلاقی در بدنه اصلی نظام و بخشی هم حاصل یک نیاز تاکتیکی نظام به حمایتی گسترده و مردمی است که می‌داند در صورت مقاومت در مقابل درخواست‌های دولت ترامپ بدان نیاز خواهد داشت.
معمولا در گذشته، زمانیکه حکومت اسلامی با بحرانهای خارجی روبرو می‌گردید، به‌جای اندیشه بر اینکه چگونه می‌تواند حمایت عمومی را پشت سر خود بیاورد، به بسیج نیروهای مذهبی و برگزاری راهپیمایی‌های حکومتی و نمایش‌های خیابانی رو می‌آورد. اما اینک بدلیل روشنگریها و افشاگریهای پیاپی در مورد فساد عمیق و گسترده اخلاقی و دزدیها و غارت نجومی اموال عمومی و ملی ایرانیان به توسط یک حلقه بسته و محدود مافیایی در طول چهل سال گذشته حکومت اسلامی دچار ریزش شدید نیروهای مذهبی و طرفدار جمهوری اسلامی گردیده و قادر به استفاده از تاکتیکهای قدیمی اسلامگرایی صرف برای جلب حمایت عمومی از جمهوری اسلامی نیست و دقیقا به همین دلیل با توافق سران نظام و با الهام گیری از اندیشه های التقاطی مارکسیست های اسلامی در طول پنجاه سال گذشته و با یک هماهنگی کامل در دستگاه عظیم تبلیغاتی نظام اقدام به ایجاد یک اندیشه التقاطی جدید تحت عنوان پان ایرانیست اسلامی نموده است.
روشهای مقاومت ایرانگرایان در برابر اسلامگرایان:
در نخستین دهه از جمهوری اسلامی، نیروهای اجتماعی و سیاسی در داخل کشور به دلیل سرکوب و خفقان شدید و سیستماتیک امکان متشکل شدن را نیافته اند. در دهه دوم و سوم از جمهوری اسلامی، پس از بفدرت رسیدن اسلامگرایان اصلاح طلب، در یک موضوع اصلی با سایر نیروهای درون حکومت اتفاق نظر دارند و آن تقسیم شهروندان ایران به دو گروه افراد خودی و غیرخودی است. این دیدگاه به گوناگونی فرهنگی و مذهبی جامعه ایران بی توجه است. به همین دلیل هر چند در ابتدا توانستند فقط در بین طبقات متوسط بالا در شهرهای بزرگ و به صورت محدودی از طرفداری جوانان برخوردار گردند اما از نیمه دهه سوم این تاکتیک حکومت برای کنترل و مدیریت نسل جوان دیگر نمیتواند موفقیت آمیز باشد.
تحقیقات میدانی و محلی نشان میدهد که نیروهای مخالف واقعی در داخل ایران را می توان به یک آپوزیسیون فرهنگی ایرانگرای گسترده وعمیق و یک آپوزیسیون سیاسی کوچک و محدود تقسیم نمود. آپوزیسیون فرهنگی آن بخشی از نیروهای اجتماعی هستند که به دلایل مختلف از جمله اعمال استبداد شدید و همچنین عدم موفقیت نیروهای آپوزیسیون سیاسی راه جدیدی در پیش گرفته اند و تا حد امکان در فرهنگی متفاوت از آنچه جمهوری اسلامی میخواهد و تبلیغ میکند، عمل میکنند. این آپوزیسیون فرهنگی بعد از اتمام جنگ هشت ساله وعدم موفقیت جمهوری اسلامی در انکار و یا تغییرهویت و سنت های ایرانی به صورت چشمگیری فعالیت های خود را گسترش داده و ازحمایت بخش عظیمی از مردم عادی در سراسر ایران برخوردار گردیدند. این فعالیتها در زمینه های گوناگون فرهنگی همچون ادبیات و تاتر و سینما و روزنامه نگاری آغاز گردید و شایان توجه است که بخش بزرگی از این فعالیتها توسط بانوان ایرانی و به صورت بسیار ماهرانه ای صورت میگیرد.
فعالیتهای این آپوزیسیون فرهنگی ایرانگرا تا بدان جا بر روی مردم ایران تاثیر گذار بوده و هست که باعث وحشت جمهوری اسلامی و سازمانهای امنیتی پس از دهه دوم در حکومت شد و به صورت یک واکنش بسیار خشونت آمیزی از سوی حکومت و به شکل قتل های زنجیره ای و آدم ربایی و اعترافات تلویزیونی و تخریب شخصیتی جلوه گر گردید.
شاید یکی از بزرگترین آسیبهایی که آپوزیسیون سیاسی خارج از ایران با آن روبرو است ، بدرستی عدم همکاری و هماهنگی لازم و کافی آنان از این مجموعه آپوزیسیون فرهنگی ایرانگرا در داخل و خارج از ایران میباشد. غالبا همکاری نزدیک بین این دو آپوزیسیون بسیار محدود بوده و معمولا زمانی صورت می گیرد که یکی از فعالین فرهنگی توسط نیروهای امنیتی حکومت دستگیر و یا محاکمه میگردند. نکته بسیار مهم در ارتباط با این کمکاری این است که بیشتر مردم در شهرهای متوسط و کوچک ایران یا از آپوزیسیون سیاسی بیخبرو یا اصولا نسبت به آن بی اعتنا و بی اعتماد هستند. اما همین مردم از اکثر فعالیتهای آپوزیسیون فرهنگی باخبر بوده و آن را از نزدیک دنبال می کنند.
بعنوان مثال تحقیقات نشان میدهد که تعداد زیادی از مردم در ایران ازبینندگان تلویزیونهای خارج از کشورهستند. اکثر ما وقتی که در ایران بودیم شاهد این واقعیت انکار ناپذیر بوده ایم. اما نکته مهم اینجاست که این امر با نفوذ آپوزیسیون سیاسی تفاوت اساسی دارد. این استفاده از رسانه های برون مرزی تا حدود زیادی با پر کردن اوقات فراغت مردم توضیح داده میشود. مردم اکثر برنامه های هنری و فرهنگی مورد علاقه خود را دنبال میکنند درحالی که نسبت به بیانیه های سیاسی در این تلویزیونهای خارجی به همان اندازه توجه نمی کنند و تقریبا بی اعتنا هستند.
نویسنده در بخش آسیب شناسی اپوزیسیون در کتاب آینده ایران در اکتبر ۲۰۱۶ به تحقیقات و تایید اندیشمندان خارجی در مورد گفتمان ایرانگرایی بعنوان بهترین وعملی ترین شیوه مقابله با اسلامگرایان و نجات ایران اشاره کرده است:
به نظرمن تنها راه عملی برای حل این مشکل (رژیم تمامیت خواه مذهبی جمهوری اسلامی)، ایجاد یک همبستگی ملی بر اساس ایران گرایی و اعتقاد به سیاست همزیستی مسالمت آمیز در داخل و خارج از مرزها است. نظریه همبستگی ملی بر اساس ایران گرایی حتی از سوی متخصصان خارجی نیز مورد تایید قرار گرفته و به عنوان یک راه حل اساسی به آپوزیسیون ایرانی توصیه شده است. بعنوان مثال می توان از ریچارد رورتی نام برد که از مهم‌ترین فیلسوفان تحلیلی معاصر و به‌عقیدهٔ برخی بزرگترین فیلسوف آمریکایی است. این فیلسوف مشهور آمریکایی، بعد از آخرین دیدارش از ایران و در یکی از آخرین گفت و گوهایش که در روزنامه کوریره دلاسرای ایتالیا انتشار یافت، ملی گرایی را تنها پاد زهر در مقابل اسلام گرایی سیاسی در ایران دانسته و می گوید که: فکر می کنم که نظرات من از این جهت برای برخی از روشنفکران ایرانی جالب توجه است که با عقاید یورگن هابرماس همخوانی دارد و بدنبال تایید طرح وی بر مبنای دموکراسی میهن پرستانه هست. (رادیو فردا- ۴ تیر ۱۳۸۶)
ساختن اندیشه پان ایرانیست اسلامی تاکتیک جدید اسلامگرایان:
بدون شک میتوان گفت که مراکز تحقیقاتی جمهوری اسلامی به ویژه اتاق های فکر در نهادهای امنیتی و نظامی از جمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی متوجه شده اند که برای جذب جوانان که اکثریت جمعیت ایران را شامل میشوند و به دست آوردن محبوبیت در حوزه عمومی، باید اندیشه و گفتمان جدیدی معرفی و بکار گرفته شود.
شواهد متعددی در سیستم تبلیغاتی رژیم حاکی از آن است که شعارهای ایرانگرایانه و ملی گرایانه یک ابزار عالی برای این منظور حاکمیت مورد توجه جدی قرار گرفته است. نیروهای وابسته به اسلامگرایان علاوه بر برجسته کردن نقش فرمانده سپاه قدس قاسم سلیمانی که مسولیت فعالیتهای نظامی رژیم در خارج از ایران را دارد، اعلامیه های اخیر فرماندهان نیروی سپاه پاسداران، گمانه زنی در مورد استفاده از شعار های ایرانگرایانه و ملی گرایانه را تقویت می کند.
از نمونه های این تغییر شیوه گفتمان میتوان به مثالهایی از سخنان حسن روحانی رییس جمهور فعلی و یکی از با سابقه ترین ماموران بلند پایه امنیتی در جمهوری اسلامی و نیز تعدادی از مشاوران و سخنرانان اسلامگرا همچون محمود سریع القلم و حسن عباسی و علی اکبر رائفی پور و تعدادی از سرداران سپاه پاسداران اشاره نمود.
دکتر محمود سریع القلم در کتاب جهانی شدن و ایران که در آبان ۱۳۸۴ و به توسط پژوهشکده تحفیفات راهبردی مجمع تشخیص مصلحت نظام چاپ گردیده است، در پی بررسی و ارائه ی راهکار پیرامون نوع تعامل جمهوری اسلامی ایران با فرآیند جهانی شدن است. او توضیح میدهد که مفهوم جهانی شدن پس از فروپاشی شوروی، به عنوان مهم ترین مفهوم در تعیین ماهیت روابط بین الملل، اقتصاد سیاسی بین الملل و روابط میان دولتها مطرح شد. وی برای جلوگیری از پیشامد مشابهی که در شوروی رخ داد و برای جلوگیری از سقوط نظام جمهوری اسلامی راه حلی را پیشنهاد میکند که در همان زمان مورد توجه هاشمی رفسنجانی و فرد مورد اعتمادش حسن روحانی قرار میگیرد. فرضیات اساسی این اثر آن است که تجربه ی ایران با غرب، در دو قرن گذشته عمده ترین مانع پیش روی تعامل ایران با جهانی شدن است. مفروض دوم اثر این است که تا زمانی که خواسته های اسلامی جمهوری اسلامی ایران از محیط بین المللی خود جنبه ی حداکثرگرایی داشته باشد، تعارض موجود همچنان ادامه پیدا خواهد کرد. او توصیه میکند که تحول جدی و پایدار در سه زمینه زیر، آسیب پذیری های جمهوری اسلامی ایران را کم کرده و بهره برداری از امکانات و فرصت های بخصوص اقتصادی جهانی شدن را میسر و تسهیل خواهد کرد:
• تقویت بنیان های فرهنگی و ایجاد استحکام در هویت ملی؛
• ایجاد ثبات سیاسی از طریق شایسته سالاری و اتکا حاکمیت و قدرت ملی به طبقات تحصیل کرده، حرفه ای و صاحب سرمایه در کل جامعه و تقلیل پوپولیسم؛
• اجماع فکری و تسلسلی عملی نخبگان سیاسی در کانون های متعدد قدرت در افقها و جهت گیری و محتوای راهبرد ملی.
او که اینک در مقام مشاور مخصوص حسن روحانی رییس جمهور ایران قرار دارد به روشنی در این کتاب توصیه به کنترل و کاهش گفتمان اسلامگرایی و جایگزین کردن آن با گفتمان ایرانگرایی دارد.
همچنین اخیرا تعدادی از مقام های بلند رتبه سیاسی و نظامی حکومت اسلامی آشکارا لحن صحبت های خودشان را تغییر داده و تاکید خاصی بر مسایل ملی و ایرانگرایانه نموده اند که از آنجمله میتوان به افراد زیر اشاره نمود:
حسن روحانی در هشدار خود به پرزیدنت ترامپ میگوید که ایران دارای هفت هزار سال سابقه تاریخی است. این چنین اشاره ای به سابقه تاریخی ایران برای کسب افتخار و بدست آوردن یک جایگاه در صحنه بین المللی در دوران آقای خمینی کاملا غیر قابل بیان و ممنوع بود و میتوانست منجر به تکفیر گوینده از سوی خمینی طلبان گردد.
جواد ظریف، وزیر خارجه دولت حسن روحانی، در مراسم روز خبرنگار در پانزدهم مرداد۱۳۹۷ به روشنی به تبلیغ ایرانگرایی اسلامی پرداحته و میگوید که ما به مردم ایران اتکا مکنیم چون مردم سرمایه ملی هستند. رعایت حقوق بشر مردم و حقوق شهروندی مردم و بهبود وضعیت اقتصادی مردم و نگران بودن برای نگرانیهای مردم یک صحبت تجملی نیست بلکه ضرورت امنیت ملی ما است.
امیر حاتمی، وزیر دفاع دولت حسن روحانی، روز پنجشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۶، افزایش موشک‌های بالستیک و کروز و همچنین حمایت از نیروی قدس سپاه پاسداران را از جمله برنامه‌های خود اعلام نمود. وزیر دفاع با اشاره به تصویب تحریم‌های آمریکا بر علیه ایران گفت که حمایت‌های خود را از جبهه مقاومت و رکن اساسی آن یعنی نیروی قدس سپاه و سرلشکر سلیمانی پیگیری خواهیم کرد.
محمدعلی جعفری، فرمانده سپاه پاسداران، روز جمعه، ۵ مرداد۱۳۹۷، با تأکید بر اینکه تهدید نظامی آمریکا «‌خیلی جدی نیست» تاکید میکند که ضعف‌ها و تهدیدات داخلی جدی‌تر است. فرمانده کل سپاه پاسداران با اشاره به ابوالحسن بنی‌صدر، نخستین رئیس جمهوری ایران، او را به نادیده گرفتن «استفاده از ظرفیت‌های داخلی» و «استفاده از جوانان» متهم کرد.
قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس، که درشهریور ۱۳۷۹ از سوی سید علی خامنه ای به عنوان دومین فرمانده نیروی سپاه قدس منصوب شد، میگوید که ملی‌گرایی اگر به معنای حب وطن باشد بد نیست، این ملی‌گرایی به این معنا است که وطن را بسازد. او همچنین با تحریف تاریخ و برای حمله به ملی گرایان به نادرستی میگوید، زمانی که ایران که قلب ملی‌گرایی است از طرف دشمن دیرینه و تاریخی ایران مورد تهاجم قرار گرفت، پس کجا بودند این ملی گراها.
سعید قاسمی، که از فرماندهان سپاه در جنگ ایران و عراق بوده است و همواره خود را به عنوان یکی از نیروی حزب الله معرفی می کند و بر ارزش های اسلامی و انقلابی تأکید دارد، با کپی برداری و تکرار صجبتهای آقای محسن پزشکپور در مجلس شورای ملی در ارتباط با بحرین و سایر پان ایرانیست ها، در ۲۵ فروردین ۱۳۹۵، در کنفرانس دو قرن مقاومت بر ضد استعمارگر در بوشهر میگوید: بحرین یک استان ایران است و باید به جمهوری اسلامی پیوندد و سرزمین این کشور متعلق به استان بوشهر است.
تکرار اینگونه سخنان ملی گرایانه حزب پان ایرانیست از سوی سرداران سپاه در مورد بحرین دقیقا نشاته توجه و درک این بخش از حکومت اسلامی به اهمیت و مقبولیت گفتمان ایرانگرایی در بین ایرانیان میباشد. محمد رضا شاه پهلوی، در سال ۱۹۷۰، با تصمیم بریتانیا با یک همه پرسی عمومی در بحرین موافقت کرد، در حالی که حزب پان ایرانیست به شدت با این طرح اختلاف نظر داشت. آقای محسن پزشکپور، رهبر حزب در آن زمان، برنامه ای برای تجدید نظر دولت ارائه داد. اما با وجود مخالفت پان ایرانیست ها، جدایی بحرین از ایران با ۱۸۷ رای موافق و ۴ رأی مخالف در سال ۱۹۷۰ به تصویب رسید.
اسلام گرایان و پان ایرانیست ها، اصولا دارای دو دیدگاه کاملا متفاوت می باشند. اسلام گرایان معتقد به مفهوم فقهی امت و نیز ملت بعنوان شریعت و پیروان آن و بدنبال تشکیل دادن حکومت جهانی اسلامی میباشند. اما پان ایرانیست ها معتقد به مفهوم ملت در معنی علمی و امروزی آن و بدنبال اتحاد مجدد تمامی قسمتهای جدا شده از ایران با یکدیگر و ایجاد ایران بزرگ می باشند. پس از جنگ جهانی دوم و با ورود نیروهای متفقین به ایران در ۱۵ شهریور ۱۳۲۰ و شکل گرفتن احساسات ملی گرایانه بر علیه حضور نیروهای خارجی در ایران و با تشکیل گروه های زیرزمینی و ضربت توسط جوانان هسته های اولیه پان ایرانیست ها ایجاد گردید و نهایتا از سال ۱۳۳۰ به صورت یک حزبی سیاسی و رسمی شروع به فعالیت نمود. پان ایرانیست ها تحت تاثیر ایده های ملی گرایانه، خود را به عنوان یک نیروی مخالف با حضور نیروهای خارجی، به ویژه انگلیس و روسیه، معرفی می کردند و با شعار مرگ بر امپریالیسم روسیه و بریتانیا وارد صحنه سیاسی ایران گردیدند.
اما علارغم تفاوتهای اساسی بین پان ایرانیست ها و اسلامگرایان این دو نیرو دارای شباهتهایی نیز بودند. لازم به تذکر است که اسلام گرایان نیز همزمان در ایران به طور مشابه در مورد حضور نیروهای بیگانه و نفوذ آنان در ایران هشدار میدادند. از سوی دیگر، پان ایرانیست ها با اندیشه های چپ و کمونیستها مخالف بودند و در این راستا، با جناح اسلامگرایان نظرات مشترکی داشتند. یک نمونه از این نظرات مشترک، همکاری دو جانبه این دو جناح در برگزاری نشستهای حزبی بر علیه فعالیت کمونیستها در ایران است. پان ایرانیست ها نیز همچون اسلامگرایان، کمونیست ها را دشمن اصلی خود دانسته و از شعار "مرگ بر حزب توده، مخالف اسلام" استفاده میکردند.
نکته مهم در اینجا آن است که هرچند پان ایرانیست ها و اسلامگرایان نظرات مشترکی در مخالفت با حضور نیروهای نظامی بیگانه و نیز در مخالفتشان با سوسیالیست ها و کمونیست ها داشتند اما با این حال، اسلام گرایان و پان ایرانیست ها راه های مختلفی برای پیشبرد اهدافشان دارند. پان ایرانیست ها بر سرزمین و برتری فرهنگی ایران تأکید دارند، در حالی که اسلامگرایان ایران به اسلام انقلابی اعتقاد دارند و مسائل اسلام را بر مسائل ملی ترجیح می دهند.
اما با وجود این اختلافات اساسی، بدلیل افزایش تنش میان ایران و عربستان سعودی که نتیجه بحران های منطقه ای و به خصوص حضور نیروهای نظامی وابسته به سپاه قدس در سوریه و یمن است، چهره ها و موسسات اسلامگرا نتیجه گرفته اند که تأکید بر مسائل ملی و هویت ایرانی می تواند حمایت افکار عمومی از فعالیت های سپاه در منطقه را افزایش دهد. تحقیقات میدانی نشان می دهد که دستگاه تبلیغاتی جکومت اسلامی در یک حرکت هماهنگ با سپاه پاسداران این موضوع را در دستور کار خود قرار داده است و با استفاده از اعلام حمایت چهرهای سینمایی و ورزشی که در بین جوانان محبوبیت دارند سعی بر ان دارند تا حمایت جوانان از فعالیتهای سپاه قدس در خارج از ایران را افزایش دهند.
لازم به یادآوری است که این تلاش برای ترکیب ملی گرایی با اسلام، در ارتش ترکیه نیز مورد آزمایش قرار گرفته است. در دهه ۷۰، ارتش ترکیه با درگیری های در حال رشد میان احزاب راست و چپ در داخل ترکیه مواجه شد. آنها مدل ترکیبی اسلامی و ترکیه را برای سرکوب ایدئولوژی کمونیست و چپ و ایجاد یک حس وحدت ملی طراحی کردند. در این مدل، تأکید بر سه مؤسسه "خانواده، مساجد و ارتش" وجود داشت. این امر موجب ایجاد یک روحیه محافظه کارانه و حفظ نظم و وضعیت موجود میشد. اما در نهایت نتیجه این تاکتیک التقاطی منجر به تقویت اسلامگرایان در عرصه سیاسی ترکیه در دو دهه اخیر شد.
هرچند تاکید پان ایرانیست ها در گذشته بر ضرورت احیای مجدد مناطق ایران بوده است که در طی دو قرن اخیر از ایران جدا شده اند. اما نویسنده معتفد است که این نگرش پان ایرانیست ها با توجه به شرایط زمانی و قوانین بین اللملی نیازمند یک بازنگری اساسی میباشد. نویسنده معتتفد است که پس از فروپاشی حکومت اسلامی در ایران لازم است که برنامه ریزی و توجه دقیقی برای ایجاد یک اتحاد و رابطه بسیار نزدیک فرهنگی در بین تمامی مناطقی که از ایران جدا گشته اند صورت پذیرد و با ایجاد یک منطقه ایران متحد و تشکیل بازار مشترک ایران اقدام عملی برای نزدیک کردن تمامی فارسی زبانان ساکن در منطقه و بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی آنان پرداخت.
سیر تحولات داخلی و خارجی بزودی نشان خواهد داد که آیا تقابل کنونی بین اندیشه های اسلامگرایی و گفتمان ایرانگرایی در آینده ای نزدیک منجر به پیروزی یک انقلاب ملی در ایران خواهد گردید؟
و آیا پیشی گرفتن گفتمان ایرانگرایی در صحنه اجتماعی و سیاسی ایران منجر به متوقف کردن طرح اسلامگرایان برای ترویج اندیشه التقاطی پان ایرانیست اسلامی خواهد شد؟

پاینده باد ایران و ایرانی

دکتر بهمن جلدی
چهاردهم مرداد ماه ۱۳۹۷

 

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: