منازعه ترک - ارمنی از دیدگاه "بوریان"

تعداد مشاهدات: 
500
"وقتی کتاب بوریان را می خوانیم، چنین احساسی دست می دهد که انگار، امروز، حوادث مربوط به مسئله کرد را بررسی می کنیم. جالب است، بوریان حوادثی که 80 - 70 سال بعد اتفاق خواهد افتاد را در آن روزها دیده است. بوریان با جلب توجه به "قیام شیخ سعید" در ترکیه ( فوریه - مارس 1925) معتقد است که غرب این بار انگشت خود را روی "مسئله کرد" گذاشته است".

منازعه ترک - ارمنی از دیدگاه "بوریان"
علی قره جه لو
14 آوریل 2018
"منازعه ترک - ارمنی از دیدگاه بوریان"، پنجمین کتاب از سری کتاب های: "دروغ نسل کشی ارمنی با اسناد ارمنی" بشمار می رود که اولین بار در سپتامبر 2006 در ترکیه انتشار یافت. نویسنده کتاب، محقق و مورخ جوان ترک "محمد پرینچک" در این خصوص می نویسد:
"از آنجائی که انتشار اثر بزرگ و هزار صفحه ای بوریان در چارچوب سری کتاب های "دروغ نسل کشی ارمنی با اسناد ارمنی" نمی گنجد، ما آن بخش هایی از کتاب که مربوط به روابط ترک - ارمنی است، تقدیم خوانندگان خواهیم کرد. می توان گفت، بدون این که جزئیات مهمی از قلم افتاده باشد، کتاب بوریان را تلخیص کرده ایم".
"در این رابطه، منابع ارمنی را در چارچوب پروژه تقسیم آناتولی بوسیله غرب مورد بررسی قرار خواهیم داد. کتاب بوریان، "ارمنستان، دیپلماسی بین المللی، و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی" منبع اصلی ما است. کتاب بوریان یک کتاب هزار صفحه ای است که حاوی اسناد و مدارک بسیار مهمی است. در این بررسی، در کنار اسناد پرقیمت بوریان، از اسناد آرشیوهای دیگری، مانند، "آرشیو دولتی فدراسیون روسیه"، "آرشیو دولتی تاریخ نظامی روسیه"، " آرشیو دولتی تاریخ اجتماعی - سیاسی روسیه" نیز استفاده خواهیم کرد، که برای اولین بار، در اختیار خوانندگان ترک قرار می گیرد".
بوریان کیست؟
"باگرات آرتیموویچ بوریان" B.A.Boryan از دولت مردان، و رهبران حزبی مهم ارمنستان شوروی است. بوریان در "نیژینی چامباراد، الیزاوت پل" Elizavetpol .Nijini Chambarad در یک خانواده دهقانی بدنیا آمد. در سال 1903 به عضویت حزب کمونیست درآمد. بین سالهای 07 - 1905 در جنبش انقلابی باکو شرکت کرد. بین سالهای 13- 1912عضو کمیته باکوی حزب سوسیال دموکرات کارگری روسیه، و بین سالهای 15 - 1913 عضو کمیته تفلیس حزب سوسیال دموکرات گارگری روسیه بود. بعد از 1917 به عضویت کمیته پترزبورگ درآمد. بین سالهای 18- 1917 عضو کمیته باکو و فرمانده واحد های سرخ در منطقه صابونچی - بالاخان بود. او نقش مهمی در تاسیس حکومت شوروی در قفقاز ایفاء کرد. با لنین شخصا آشنا و با وی همکاری کرده است. در آن دوران بنابه دستور کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی، در باکو، تفلیس، ایروان، الیزابت پل، گومرو، قارص، ساری قامیش وظایف مهمی بعهده گرفت. بطور مرتب گزارشاتی از این مناطق به لنین می فرستاد. بعدها در کمیسریای ارضی و نمایندگی تجاری ارمنستان در روسیه، و بانک دولتی اتحاد شوروی و کمیسریای مالی کار کرد. در کنگره 16 - 15 حزب کمونیست شوروی به عضویت کمیته تفتیش حزب در آمد. بوریان در ارگانهای دولتی و حزبی شوروی تحقیقات متعددی را بچاپ رساند. بوریان، آن دوران را در نقش یک مقام عالیرتبه سپری کرده و شاهد و ناظر نزدیک تحولات آن دوران بوده است.
ارمنستان، دیپلماسی بین المللی، و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی (SSCB)
محمد پرینچک با استناد به کتاب بزرگ بوریان، مسئله ارمنی را از عثمانی تا معاهده لوزان (23 جولای 1923) مورد بررسی قرار می دهد.
کتاب ارمنستان، دیپلماسی بین المللی و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی در دو جلد (1000 صفحه) بین سالهای 29- 1928 در مسکو و لنینگراد، از طرف انتشارات دولتی اتحاد شوروی چاپ شد. بوریان بخاطر این کتاب از طرف ملی گرایان ارمنی خائن اعلام شده، و مورد انتقادات و حملات شدیدی قرار می گیرد. بعضی ها نیز چشم خود را بر این اثر بسته و تلاش کردند تا آنرا بدست فراموشی بسپارند. (1)
"بوریان در اثر خود، تا گذشته های تاریخی، ارمنستان را مورد تحقیق و بررسی قرار می دهد، شرایطی را که جریان های سیاسی امروزی ارمنی را آماده کرده، تثبیت، و تحولات امروز را روشنایی می بخشد. هر چند کتاب دارای کمبود هایی است، ولی اثر بوریان در این زمینه یکی از کتاب های اساسی است. کتاب از آن جائی که به اسناد قرن نوزده ارمنستان استناد می کند، که امروز دسترسی به آنها مشکل است، دارای اهمیت زیادی است".
"بوریان در کتاب خود، که دارای 30 فصل است، ماهیت مسئله ارمنی را با تحقیق در ریشه های تاریخی آن مورد بررسی قرار می دهد. همچون دولت مردان و مورخین دیگر ارمنی مانند، کاچازنونی، لالایان، کارینیان، میکویان ... به بحث های نسل کشی ارمنی نقطه پایان می گذارد".
جمع بندی منازعه ترک - ارمنی از دیدگاه بوریان
1) ارمنی ها در طول تاریخ به استثنای مراحلی کوتاه، هیچ وقت صاحب یک دولت دارای حاکمیت نبوده و همیشه تحت حاکمیت دولت های دیگر زندگی کرده اند. هوس غرب برای استفاده از ارمنی ها، که دارای هیچ گونه سنت دولت مداری نبوده اند، تا جنگ های صلیبی به عقب برمی گردد. دولت های کاتولیک اروپا، به ارمنی ها به عنوان ابزاری که بتوانند از آن، علیه مسلمانان استفاده کنند، نگاه می کردند. ارمنی ها نیز غرب را بعنوان امکانی برای تاسیس دولت جداگانه دیده اند.
2) ارمنی ها تا مداخله دولت های امپریالیستی و بویژه تا کنفرانس برلین (1878) در شرایط بسیار خوبی در ترکیه زندگی می کرده اند، از طرف دولت عثمانی مورد پشتیبانی قرار گرفته و حمایت می شدند. اسناد مربوط به آن دوران نشان می دهد که شرایط زندگی ارمنی ها در مقایسه با ارمنی های روسیه و ایران خیلی بهتر بوده است. بدین دلیل است که ارمنی ها از روسیه تزاری فرار و به عثمانی پناهنده می شدند.
- طبقات حاکم عثمانی در استثمار، تفاوت ملی قائل نشده اند. حتی دهقانان ارمنی در بسیاری جاها، نسبت به دهقانان مسلمان ثروتمند تراند. ارمنی ها، در تجارت و صنعت دارای جایگاه مهمی اند. خلق های دولت عثمانی بویژه ترک ها، کردها، ارمنی ها در یک هماهنگی کامل زندگی می کرده اند.
- بوریان با استناد به اسناد و واقعیت های تاریخی اثبات می کند که مسئله ارمنی از طرف دولت های غرب و روسیه تزاری برای تطهیر تلاش های اشغال ترکیه و بشکل مصنوعی ایجاد شده است. با ادعاهای باصطلاح زندگی ارمنی ها تحت شرایط ناگوار، افکار عمومی ایجاد شده، و بهانه ای برای سیاست های امپریالیستی ایجاد شده است. تاریخ نویسان شوونیست غرب و ارمنی، شرایط واقعی زندگی ارمنی ها، تحت حامیت عثمانی، را تحریف کرده اند.
3) ملی گرایی ارمنی، در هماهنگی با پروژه ی استفاده از ارمنی ها علیه ترکیه بوسیله غرب و روسیه تزاری رشد کرده است. بدین دلیل ملی گرایی ارمنی از زمینه های شوونیستی و تهاجمی تغذیه می کند. روشنفکران ارمنی قفقاز، در اواخر قرن نوزدهم، درهمدستی با دولت های امپریالیست به خیال تاسیس یک دولت ارمنی مستقل گرفتار شدند، و تلاش نمودند تا افکار خود را به ارمنی های ترکیه که از وضعیت خود راضی بودند، به زور تزریق کنند. ریشه ایدئولوژیک پروسه ای که داشناکسیون را بوجود آورد، از این پایه های ملی گرایی ارمنی نشات می گیرد.
- پروسه رشد ملی گرایی ارمنی در عمل نیز، این ویژگی ها را بشکل آشکاری منعکس می کند. اقدام به اعمال ترور، و حرکت های توده ای، تحت کنترل دولت های امپریالیستی، بعد از کنفرانس برلین و با تشویق دولت های غربی، شکل سیستماتیکی بخود می گیرد.
4) جنگ جهانی اول، در درجه اول بخاطر تقسیم عثمانی آغاز شد، و مسئله ارمنی، ابزار این سیاست گردید. دولت های بزرگ، که بدنبال تقسیم عثمانی بودند، سازمان های ملی گرای متعصب ارمنی را تحریک کرده و آنها را بسوی جنگ روانه کردند.
- برای داشناکسیون، و توده های ارمنی تحت کنترل آن، دو وظیفه عمده تعیین شده بود. ارمنی ها در پشت جبهه جنگ روسیه - ترکیه، با دست زدن به قیام، ارتش ترک را تضعیف خواهند کرد، و بوسیله واحدهای داوطلب ارمنی، در خطوط دفاعی ارتش ترک شکاف ایجاد کرده و اشغال روسها را تسهیل خواهند کرد.
- در بجا آوردن هر دوی این وظایف، ارمنی های ترکیه، نقش موثری بازی کردند. مسئله مربوط به کار چند تروریست داشناک نیست. توده های وسیع ارمنی در بوجود آوردن واحد های داوطلب و دست زدن به قیام شرکت کردند. حکومت ترک، اگر هم به اتخاذ تدابیر مناسب دست زده باشد، موفق به جلوگیری از این تمایل عمومی نشده است. این سیاست مرگبار برای توده های ارمنی، همراه دولت های امپریالیست، و مستقیما بوسیله رهبران ارمنی دنبال شده است.
- در صدها گزارش، که توسط ژنرال ها و افسران روسیه تزاری نوشته شده، و صورت جلسات دادگاههای نظامی روسیه تزاری و احکام صادر شده در دادگاههای نظامی روسیه تزاری نشان می دهد که در اثنای جنگ جهانی اول، در مناطق اشغالی روسیه تزاری، واحدهای داوطلب ارمنی بر علیه خلق های مسلمان بشکل سیستماتیکی قتل عام های وحشیانه ای سازماندهی کرده و اموال آنان را بغارت برده اند. فرماندهان روس، که باندهای ارمنی را مورد استفاده قرار می دادند، در مقابل جنایات وحشتناکی که ارمنی ها مرتکب می شدند، دچار دهشت شده اند. آغاز این قتل عام ها، قبل از "تهجیر" (جابجایی اجباری) ارمنی ها از مناطق جنگی، و انتقال آنان، به مناطق جنوبی قلمرو عثمانی، بویژه قابل تامل است.
- ظهور قیام های ارمنی در اثنای جنگ جهانی اول و بعد از آن، عملیات سرکوب ارتش ترک را ضروری کرده، و در این جنگ ها هر دو طرف تلفات داده اند. از طرف دیگر، سیاست های پاکسازی قومی باندهای ارمنی، توده های مسلمان (هم ترک ها وهم کردها) را با ارمنی ها رو در رو قرار داده و سبب قتل عام های متقابل (مقاتله) گردیده است. دولت عثمانی و توده های مسلمان، برعلیه قتل عام های ارمنی تدابیر جنگی اتخاذ کرده، و باند های ارمنی تحت کنترل و هدایت امپریالیست ها را بشدت سرکوب کرده، و دست به جنگ محقانه ای زده اند. به نظر بوریان، این جنگ، جنگ دفاع از میهن برای ترکها است. مسئول قتل عام های متقابل ارمنی - مسلمان، امپریالیست های غرب، روسیه تزاری و داشناک ها هستند.
- ارمنستان داشناک ( 1920 نوامبر 26 - 1918 مه 28) که بدنبال جنگ جهانی اول تاسیس گردید، بعنوان ابزاری برای تقسیم ترکیه، بوسیله امپریالیست های اروپا و آمریکا بکار گرفته شد. ارمنستان بعنوان پایگاهی برای تحقق طرح های غرب، علیه شرق بکار رفت. انعکاس این طرح در سیاست داشناک ها در پروژه ای تحت نام، "از دریا به دریا، ارمنستان بزرگ" (از دریای سیاه تا دریای مدیترانه) تجلی پیدا می کرد. حکومت داشناک بخاطر ایجاد یک دولت "خالص" و "ملی" بخش مهمی از جمعیت مسلمانی که در داخل مرزهای کنونی ارمنستان زندگی می کردند، بطور سیستماتیک نابود کرد. (2)
رهبران اتحاد شوروی این حقیقت را تثبیت کردند که ارمنستان داشناک، بین ترکیه انقلابی و روسیه شوروی دیواری کشیده است. بدنبال همکاری نظامی ارتش های ترکیه و ارتش سرخ، به حکومت داشناک پایان داده شد، و حکومت شوروی ارمنستان تاسیس گردید. عملیات نظامی ارتش های ترکیه در ارمنستان که امروز، از طرف ارمنی ها بعنوان نسل کشی تلقی می شود، در چارچوب دفاع از میهن ترکیه قرار دارد.
همراه با تاسیس ارمنستان شوروی، دوران جدیدی در روابط ترک - ارمنی آغاز گردید. در سایه این تحول، روابط حسن همجواری بین دو کشور برقرار گردید. رهبران شوروی، ترکیه را بعنوان پایگاه ایدئولوژیک و سیاسی جنبش های آزادی بخش ملی علیه امپریالیسم ارزیابی، و "انقلاب ترک" را، یکی از حلقه های مهم انقلابات جهانی، و حتی، یکی از عناصر مهم تعیین کننده سرنوشت آن تلقی می کردند. بدین دلیل جمهوری های شوروی در امضای "قرار داد قارص" (13 اکتبر 1921) به ترکیه امتیاز داده اند و بدین ترتیب بین دو کشور ، مسئله ای بنام مسئله ارمنی، خاتمه یافته است. (3)
مسئله ارمنی، در "کنفرانس لوزان" بوسیله امپریالیست های غربی یک بار دیگر به میز مذاکره آورده شد. هدف ایجاد فشار علیه دولت جدید التاسیس ترکیه، گرفتن امتیاز، و تحقق هدف های امپریالیستی بود. ولی در این هدف خود موفق نمی شوند. (4)
همچنان که دیده می شود، بوریان در اثر خود، نشان می دهد که نسل کشی ارمنی، یک دروغ بین المللی است. بوریان با استناد به اسناد آرشیو دولت ارمنستان، تاکید می کند که، مسئله ارمنی همیشه با هدف تقسیم ترکیه مورد استفاده امپریالیست ها قرار گرفته است.
بوریان، و مسئله کرد
پرینچک، در خاتمه جمع بندی خود از کتاب بوریان، و با استناد به بوریان، در خصوص مسئله کرد، حقیقت تاریخی مسئله کرد را نیز روشنی می بخشد:
"وقتی کتاب بوریان را می خوانیم، چنین احساسی دست می دهد که انگار، امروز، حوادث مربوط به مسئله کرد را بررسی می کنیم. جالب است، بوریان حوادثی که 80 - 70 سال بعد اتفاق خواهد افتاد را در آن روزها دیده است. بوریان با جلب توجه به "قیام شیخ سعید" در ترکیه ( فوریه - مارس 1925) معتقد است که غرب این بار انگشت خود را روی "مسئله کرد" گذاشته است".
بوریان در این باره چنین می نویسد:
"اگر مسئله ارمنی و ارمنی ها، در گذشته، با هدف "مداوای مرد بیمار"، و برای دخالت در امور داخلی امپراتوری عثمانی، بهانه، و ابزاری برای ایجاد افکار عمومی (علیه عثمانی) بود. این بار آشکار است که جای ارمنی ها را کرد ها گرفته اند".
بوریان، روی اهداف و روش های آن روز امپریالیست ها در رابطه با "مسئله کرد" را، این گونه تاکید، می کند:
"از طریق تربیت سردمداران کرد، سازماندهی قیام های کرد، و تصرف "حکاری" بعنوان لانه عصیان شیخ سعید".
"بوریان در آن زمان معتقد بود که از تجربه تاریخی جدائی خواهی ارمنی، بیشتر از همه باید جدائی خواهان کرد درس بیاموزند. این تثبیت در اصل، از سالهای 1920 تا سالهای بعد از جنگ جهانی دوم، مورد قبول همه سیاست مداران و مورخین ارمنی، که علیه امپریالیسم موضع گیری می کردند، قرار داشت".
توضیحات:
1) خوانندگان اگر دقت کنند، پی بردن به ماهیت "نسل کشی ارمنی"، از زبان رهبران اصلی ارمنی، بسیار ساده خواهد بود. بوریان در نقش یک محقق، و یک دولت مرد اتحاد شوروی، و از رهبران حزب بلشویک، کسی که حوادث آن روز را خود به شخصه زندگی کرده است، کتاب خود را در سالهای 29 - 1928 انتشار می دهد، و مورد لعن ملی گرایان ارمنی قرار گرفته و خائن اعلام می شود.
در عین حال، "هووانس کاچازنونی" اولین نخست وزیر "جمهوری دموکراتیک ارمنستان" که خود از رهبران اصلی حزب داشناک است، و دشمنی خونینی بین بلشویک ها و حزب داشناک وجود دارد، گزارش حزب داشناک را به کنفرانس حزبی بخارست (پایتخت رومانی) در سال 1923 تقدیم می کند، و در این گزارش با جسارت بی نظیری اعلام می کند که "حزب داشناک دیگر کاری از پیش نمی برد"، "بله من انحلال را پیشنهاد می کنم، حزب باید به انحلال دست بزند". یعنی یک جمع بندی واحد از دو جناح رقیب و دشمن هم در مورد افکار و اعمال حزب داشناکسیون و پروژه ی "از دریا به دریا، ارمنستان بزرگ" ( که خلق ارمنی را با فریب، و وعده و وعید، به قربانگاه فرستاد) و از زبان عالی ترین مسئولین و رهبران ارمنی بیان می شود.
این گزارش به صورت کتابی منتشر می شود، و جالب است که چندین دهه از دید خوانندگان پنهان می ماند، زیرا داشناک ها این کتاب را از کتاب خانه های اروپا و آمریکا پاکسازی می کنند!
گزارش کاچازنونی در ایران با عنوان، " گزارش نخست وزیر ارمنستان به کنفرانس حزب داشناک" با ترجمه فارسی آقای "سجاد زینالی" از طرف انتشارات "بوتا نشر"، اورمیه (1393) بچاپ رسیده است.
علاقه مندان همچنین می توانند ترجمه های ترکی، انگلیسی و آلمانی این کتاب را از لینک زیر در فورمات PDF دانلود کنند.
HTTPS://BLU173.MAIL.LIVE.COM/?TID=CM9O1FBFLT5BGRIDIDZ19F2G2&FID=FLINBOX
همچنین می توانید به نوشته های این نویسنده در لینک های زیر نیز مراجعه کنید:
نسل کشی ارمنی و اعترافات کاچازنونی
http://shahrvand.com/archives/26596
ماهیت نسل کشی ارمنی؟ مانیفست کاچازنونی
http://www.tribun.one/tarikh-adbyyat/tarikh/151-20...
2) مقایسه کنید پروژه "از دریا به دریا، ارمنستان بزرگ" را، با پروژه "کردستان بزرگ" امروز. در هر دوی این پروژه ها، سیاست پاکسازی قومی نقش ویژه ای دارند. نامردمی ها و زشتکاری های سازمان های کردی و در راس آن "پکک / پید، در حق اعراب سوریه، و بارزانی ها در حق تورکمانان عراق گویای همه چیز است. در هر دوی این پروژها، نقش تعیین کننده ی امپریالیست های غربی، و در راس آن آمریکا، در تلاش برای تحقق "پروژه کردستان بزرگ" آشکار تر از آن است که احتیاجی به بحث و استدلال داشته باشد!
منازعه ترک - ارمنی از دیدگاه بوریان دولت مرد ارمنی
http://shahrvand.com/archives/60309
حقایق تاریخی در روابط ترک - ارمنی
http://shahrvand.com/archives/70531
3) منظور از "انقلاب ترک"، جنگ آزادیبخش ملی ترکیه، بین سالهای 1923 - 1914 و بویژه سالهای بین 1923 - 1918 است. بیرون راندن امپریالیست های اشغالگر از ترکیه، سرنگونی سلطنت و خلافت عثمانی، و تاسیس جمهوری نوین ترکیه برهبری آتاترک، اولین پیروزی قطعی یک کشور تحت ستم شرق، علیه سیاست های اشغال و تقسیم امپریالیست های غرب بود. از این رو، انقلاب ترک، تبدیل به منبع الهام بسیاری از انقلابات ملل تحت ستم علیه غرب استعمارگر گردید. رهبران اتحاد شوروی روی این جنبه از انقلاب ترک تاکید خاص کرده، و از آن دفاع کرده اند.
4) آمریکا تاکنون، از برسمیت شناختن قرارداد لوزان، که قرار داد برسمیت شناختن مرزهای کنونی ترکیه،و کشورهای همسایه آن، از طرف دولت های اروپایی در گیر در جنگ جهانی اول است، طفره رفته است! در این رابطه می توانید به لینک بحث های بسیار آموزنده ی تلویزیونی پروفسور. دکتر. "چنگیز اؤز آکینجی" مراجعه کنید.
Prof.Dr.Cengiz Özakıncı: Lozan Antlaşması
https://www.youtube.com/watch?v=eWG8Wg7pnsA&featur...

         

 

نظردهی با فیسبوک: