مسایل رهبری، سازماندهی، آلترناتیو در جنبش ایران

آلترناتیو حکومت حاکم، رسیدن به اهداف استراتژیک است. با تحقق آنها آلترناتیو حکومت کنونی حاصل میشود. که حکومتی ست جمهوری، با خصلت دموکراتیک، چند حزبی، برای تحقق دموکراسی، عدالت اجتماعی، رفع تبعیض، جدایی دین و دولت. و دیگر خواسته های به حق جامعه.
 رهبری، سازماندهی، آلترناتیو 
----------------
 
رهبری
اینکه فنومن رهبری در نقاط مختلف جهان و درگذشته چگونه بود همه داستان و نظریه اند به درد شرایط مشخص ایران نمیخورند.
اینکه آرزوی ما در مورد پدیده رهبری چیست ، باز به کار ما نمی آید.
آنچه برای ایران مهم است «واقعیت موجود» است. آن را باید بشناسیم. 
جنبش ایران دو بخش داخل و خارج دارد. وضع آنها در رابطه با فنومن رهبری چگونه است؟
 
خارج: اتحاد عملی
 
در خارج سازمانها و احزاب و گروههای مختلف ایرانی وجود دارند. « وحدت و جبهه و ائتلافی» به وجود نیامده است. اما بخش خارج عملاً  از بخش داخل در جهت سرنگونی حکومت حمایت میکند. 
این حمایت به معنی « اتحاد عملی» بخش خارج است. 
آنچه ضروری و مشکل گشاست همین «اتحاد عملی» برای حمایت است. اتحاد عملی در تاریخ ایران حداقل سابقه صد ساله دارد. اما مسئله تشکیل « وحدت و جبهه و ائتلاف» فاقد پیشینه است. همیشه به صورت آرزو مطرح بوده و به صورت آرزو هم باقی مانده است. جامعه مشکل را با اتحاد عملی حل کرده است. پس بنابرین میتوان گفت آنچه لازم است بخش خارج به آن دست یافته. 
سخن حکومت و حتی « اتحاد طلبان» درمورد « تفرقه و عدم اتحاد» بی مورد است. بخش خارج ضرورت دارد به عامل گره گشای« اتحاد عملی» موجود که سابقه تاریخی صد ساله نیز دارد آگاهانه توجه کند و فریب «تفرقه اندازی» حکومت را نخورد و به کج راهه ی «آرزوگرایی اتحاد طلبان» هم نیافتد. آنچه در پراتیک گره گشاست همین « اتحاد عملی» در حمایت از بخش داخل جنبش است.
اگر هم جریانهایی توانستند در خارج  « وحدت و جبهه و ائتلافی» آفرینند زهی سعادت. ولی آنچه در خارج باید باشد هست و مشکل گشاست. 
 
رهبری خارج
شرایط ایران طوری نیست که خارج داخل را رهبری کند. خارج با اتحاد عملی تنها میتواند حمایت گر باشد. و هست. و این کافی ست. گذشته از این، خارج در هیچ شرایطی نمی تواند یک جنبش داخلی را رهبری کند .چون از صحنه عمل دور است و «تصمیم گیری همیشه با صحنه عمل و عمل کننده است». و باید هم چنین باشد. در خارج صدتا « وحدت و جبهه و ائتلاف» هم صورت گیرد، گرچه مثبت است، ولی نمی تواند داخل را رهبری کند. در نهایت نقش خود را به همان  «حمایت گری و اتحاد عملی» محدود خواهد کرد. این هم دلیل دیگری ست بر اینکه بهتر است اهمیت اتحاد عملی را عمیقاً درک کنیم. « وحدت و جبهه و ائتلاف» های کنونی نیز بعد از پیروزی دچار گرگونی خواهند شد و کمتر و به سختی میتوانند برای آینده بکارآیند. درست است که آنچه باقی خواهد ماند مثبت است.
 
داخل : اتحاد عملی و رهبری
در داخل نیز این «اتحاد عملی» جهت براندازی حکومت وجود دارد. و در آینده نیز اگر جنبش رشد یابد گسترده تر و محکم تر خواهد شد. ولی برعکس خارج داخل عمدتاً  فاقد احزاب و سازمانهای برانداز است.
در واقع داخل احزاب رهبری کننده ندارد. پس چه دارد؟
 
داخل در شرایط عدم و جود احزاب و سازمانها تنها « جنبش» را دارد. جنبش طبیعی و خود جوش و برانداز را. جنبش خودش حرکت میکند. مانند یک موجود زنده و عظیم، به بزرگی یک کشور. آن اتحاد عملی دارد.
این «عمل و حرکت جمعی»  لازم است چگونه رهبری شود؟ ضروریست با اهداف تاکتیکی برای رسیدن به اهداف استراتژیک رهبری شود.
اهداف تاکتیکی مانند: رسیدن به خواسته های کوچک اقتصادی، سیاسی، حقوق بشری، انتخاب پوشش، آزادی زندانیان سیاسی  وغیره 
اهداف استراتژیک مانند: سرنگونی، استقرار جمهوری، دموکراسی( آزادی و برابری قانونی)، عدالت اجتماعی، عدم تبعیض. جدایی دین و دولت. و غیره.
نباید با رسیدن به اهداف تاکتیکی فریب حکومت را خورد و دست از رسیدن به اهداف استراتژیک کشید.
اهداف تاکتیکی تنها وسیله اند برای رسیدن به اهداف استراتژیک.
لازم است چه کسانی جنبش را به سوی اهداف تاکتیکی و استراتژیک رهبری کنند؟ 
عملاً خود جنبش مجبور است خودش را رهبری کند.به وسیله «هسته های رهبری مخفی». که «دارای عدم تمرکز اند و تا حد ممکن هماهنگ عمل میکنند». نه تنها محلی بلکه سرتاسری. هسته ها نباید در اعتراضات شرکت کنند. 
نباید از نظر خطر امنیتی به یکدیگر شناخته شده باشند. هماهنگی کار لازم است بدون خطر امنیتی صورت گیرد. 
 
سازمان یابی:
در هر نقطه ای که زندگی می جوشد لازم است تا حد ممکن به هر نحو و شکلی که میتوان متشکل شد. مخفی، نیمه مخفی، علنی. با توجه به مسایل امنیتی. زحمتکشان، تبعیض دیدگان، آزادیخواهان، در صفوف مستقل باید خودشان را متشکل کنند. و خواسته هایشان را به شعار های «عام و خاص» ، یا عمومی و اختصاصی، تبدیل نمایند. نیرویی که متشکل نشود، در جنبش شرکت نکند، نخواهد توانست مهر خود را بر جنبش بکوبد. 
 
آلترناتیو
آلترناتیو حکومت حاکم، رسیدن به اهداف استراتژیک است. با تحقق آنها آلترناتیو حکومت کنونی  حاصل میشود. که حکومتی ست جمهوری، با خصلت دموکراتیک، چند حزبی، برای تحقق دموکراسی، عدالت اجتماعی، رفع تبعیض، جدایی دین و دولت. و دیگر خواسته های به حق جامعه. باید مواظب چلبی سازیها، سلطنت سازیها، حکومت دوم اسلامی سازیها بود. 
نوع مناسب جمهوری برای جامعه ایران « جمهوری فدرال» است بر پایه دموکراسی و خصوصیات دموکراتیک. یعنی « جمهوری فدرال دموکراتیک ». آمدن صفت دموکراتیک در اسم لازم نیست باید خصوصیات دموکراتیک در قانون اساسی جدید گنجانده شود. تا مجلس مؤسسان همین نام « جمهوری» که  عام و عمومی ست کافی ست. 
 
---
در پیوند:
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
----آذربایجان
 
 
 
 
بخش: 
انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: