چشم انداز جنبش مليتهاى ایران در سایه تحولات منطقه ای و بین المللی

ملیت ها در دوره صفویه از هرم قدرت سیاسی کنار زده شدند. همه ملیت ها حتی مشعشعیان، خاندان عرب حاکم در حویزه در اقلیم اهواز که شیعه بودند مورد ظلم و ستم قرار گرفتند. نام «عربستان» در این دوره

پیشگفتار

تاریخ پیدایش دولت معاصر در ایران به اوایل قرن شانزدهم میلادی، و مشخصا ۱۵۰۱ میلادی [۸۸۰ خورشیدی]، بر می گردد و همزمان با تاسیس دولت صفوی توسط شاه اسماعیل دولت در ایران ایجاد شد. در حقیقت دولت ایران در آن زمان بنیاد قومی نداشت بلکه ممالک مختلف و ملیت های غیرمتجانس و دارای استقلال چند خلق ناهمگون و مستقل را در بر می گرفتند . این خلق ها هیچ پیوندی با یکدیگر نداشتند. [1]

ایران قبل از اسلام جایگاه ادیان مختلفی همچون مانوی و مزدکی و مهرپرستی و زرتشت بوده است. پیروان این ادیان پس از فتح اسلامی و شکست ساسانیان در برابر عرب های مسلمان در نبرد قادسیه محل سکونت خود را ترک نکردند.[2]

خلق ها و ملیت های ساکن ایران فاقد اشتراکات قومی و زبانی و مذهبی و فرهنگی و در کل گروه های ناهمگون بودند. آنها از لحاظ تاریخی و سیاسی در هیچ مرحله ای حتی پیش از روی کار آمدن صفویان انسجام نداشتند. [3] [4]

تکوین ملیت ها در ایران در دوره معاصر

در دو دوره از تاریخ معاصر پنج قرنه در ایران یعنی عصر صفوی [۱۵۰۱-۱۷۳۶ میلادی] [۸۸۰-۱۱۰۱ خورشیدی] و پهلوی [۱۹۲۵-۱۹۷۹ میلادی] [۱۳۰۴-۱۳۵۷ خورشیدی] اقداماتی برای ذوب کردن ملیت های ساکن ایران در ملیت فارس انجام گرفته است.

دوره صفویه

ملیت ها در دوره صفویه از هرم قدرت سیاسی کنار زده شدند. همه ملیت ها حتی مشعشعیان، خاندان عرب حاکم در حویزه در اقلیم اهواز که شیعه بودند مورد ظلم و ستم قرار گرفتند. نام «عربستان» در این دوره بر اقلیم اهواز اطلاق گردید. صفویان دست به کشتار عرب ها در این منطقه زدند. صفویان مناطق گسترده ای از ما بین النهرین تا خلیج عربی در جنوب و هند در شرق را در تصرف خود درآوردند.

دوره پهلوی

رضا پهلوی با کودتای نظامی تمامی دستاوردهای انقلاب مشروطه را در هم کوبید. سیستم حکومتی ممالک محروسه که چندین قرن در کشور برقرار بود توسط رضا شاه برچیده شد. از اینجا بود که مساله خلق ها در ایران آغاز گردید.

رضا شاه کوشید با سرکوب مليت ها سیاست یکسان سازی را در ایران با اقتدار و به هر قیمتی که شده و با شتاب هرچه بیشتر در پیش بگیرد. ارتش و بوروکراسی و دربار سه پایه حاکمیت رضا شاه را تشکیل می دادند. رضا خان با استناد به این سه پایه برنامه های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی بلندپروازانه ای اجرا نمود.

رضا خان از طریق این سه پایه اصلاحات اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی بلندپروازانه خود را آغاز کرد. این برنامه ها با رویای تئوری پردازان پان ایرانیست در آن زمان همسویی داشت. [5]

در برهه زمانی ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۶ میلادی [۱۳۲۰-۱۳۲۵خورشیدی] سه رویداد مهم در ایران رخ داد؛ تشکیل حکومت ملی آذربایجان موسوم به «حکومت خود مختار آذربایجان» و حکومت ملی کردستان موسوم به «جمهوری مهاباد» و مطالبات عرب های اهواز [عربستان] برای کسب خودمختاری.

اوضاع ملیت ها در دوره رضا شاه پهلوی و پسرش [۱۹۲۵-۱۹۷۹ میلادی] [۱۳۰۴–۱۳۵۷]

دوره رضا شاه با فرآیند دولت ملت سازی آغاز شد. ایده دولت ملت توسط ناسیونالیست های راسیست فارس مطرح شده بود. مدل اروپایی دولت ملت سازی در قرن نوزدهم میلادی به شیوه ناقصی در ایران پیاده شد و به تشکیل نظام تازه سیاسی و هویت سازی انجامید که با وضعیت پیش از کودتای رضا شاه کاملا متفاوت بود.

پروژه دولت ملت سازی رضا پهلوی کاملا در تناقض با الگوی اروپایی آن بود. مدل اروپایی دولت ملت سازی بر پایه دموکراسی استوار بود اما شاه برای اجرای این پروژه دست به تعدیل و تغییر برخی از مواد قانون اساسی زد. قانون اساسی یکی از دستاوردهای انقلاب مشروطیت است.

و بدین ترتیب، قانون اساسی از مضمونش تهی گردیده و وظیفه مجلس تصویب لوایحی بود که توسط نظام به منظور ایجاد دولت مرکزی با اقتدار و مستبد تدوین می شدند.

نظریه برتری نژاد آریا [آریایی گری]

نظریه برتری نژاد آریا که همان ابراز تعصب ملی و فرهنگی ایرانی «فارسی» است از یک فرضیه تاریخی اشتباه سرچشمه می گیرد و بر پیوند خونی و نژادی تاکید دارد. با استناد به این نظریه، عرب ها و ترک ها در ایران آریایی نیستند و تنها کردها و بلوچ ها از قوم آریایی هستند. اسناد و شواهد تاریخی و باستان شناسی نشان می دهد که نژاد آریایی وجود خارجی ندارد. [6]

قانون اساسی ضد مليت ها

در ۱۰ اکتبر ۱۹۳۷ میلادی [۱۸ مهر ماه ۱۳۱۶ خورشیدی] بر اساس قانون جدید تقسیمات کشوری ایران اعلام شد و اسامی اصلی و تاریخی استان ها تغییر یافت. ایران طبق این مصوبه به شش استان تقسیم شد که عبارتند از: استان شمالی غرب، استان غرب، استان شمال، استان جنوب، استان مکران، استان شمال شرق. در ماه دسامبر همان سال [دی ماه] تقسیمات کشور دوباره و بر اساس موقعیت جغرافیایی تغییر یافت. بر اساس تغییرات جدید ایران به ۱۰ استان، ۴۹ شهرستان و ۲۹۰ بخش تقسیم شد.

روش برخورد رژیم جمهوری اسلامی با مليت ها

مليت های غیر فارس در انقلاب مردمی سال ۱۹۷۹ میلادی [۱۳۵۷ خورشیدی] علیه شاه به امید دستیابی به حقوق خود در یک سیستم حکومتی تازه و متکی به ارزش های اسلامی و عدالت و برابری و احقاق حقوق همه مليت ها صرف نظر از نژاد و قوميت حضور فعالی داشتند. انقلاب ۵۷ منجر به سقوط رژیم پهلوی شد.

اما آنچه اتفاق افتاد برخلاف انتظارات بود. رژیم نوپای جمهوری اسلامی دست به سرکوب گسترده قیام عرب های اهوازى در محمره «خرمشهر» و ترکمن ها در ترکمن صحرا و کردها در غرب ایران زد. پاسخ دولت به مطالبات برابری طلبانه و کسب خودمختاری تنها موج گسترده اعدام های دسته جمعی رهبران ترکمن و آتش گشودن به سمت معترضان در محمره «خرمشهر» و حمله به کردستان بعد از صدور فتوای جهاد از سوی خمینی رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی بود.

اعتراض ترک های آذربایجان واقع در شمال غرب ایران در چند سال اخیر در واکنش به نمایش برنامه توهین آمیز به ترک ها در صدا و سیما دوباره دست روی مساله ملیت های غیر فارس در ایران گذاشت. قیام مردم عرب اهواز در ۱۵ آوریل ۲۰۰۵ میلادی [۲۶ فروردین ۱۳۸۴ خورشیدی] را می توان در این قالب تعریف کرد. بهانه این قیام، افشای نامه منسوب به محمد علی ابطحی رییس دفتر رییس جمهور سابق محمد خاتمی بود که خواستار تغییر بافت جمعیت استان به زیان مردم عرب اهواز بود. مطالبات ملیت های غیر فارس که بیش از نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می دهند رو به گسترش است. می توان گفت عدم توجه به حقوق مسلم این ملیت ها کشور را در معرض تجزیه قرار می دهد.‌[7]

خط مشی رضا شاه و پسرش در رژیم جمهوری اسلامی دنبال شد. علاوه بر این، ویژگی تشیع به هویت دولت پارسی افزوده گردید. دار و دسته حاکم با تفکرات «ملی مذهبی» قدرت را در اختیار گرفتند و اقلیت های مذهبی و خلق های غیر فارس از حقوق بدیهی محروم شدند و هنوز در معرض همگون سازی و یکسان شدن فرهنگی هویتی قرار دارند.

نگاه امنیتی به مليت ها

نگاه دولت مرکزی به مطالبات مليت های غیر فارس نگاه امنیتی و بسته است که بر پایه سرکوب تحرکات ملیت ها قرار دارد. حسین رئیسی وکیل دادگستری می گوید «مجموع شرایط و تبعیضات نسبت به اقلیت های قومی و مذهبی جو حاکم بر اقلیت های مذهبی و قومی را امنیت محور ساخته است. این شرایط سرکوب شدید همه فعالین اتنیکی و مذهبی را با خود داشته به نحوی که «زندگی روزمره» همه اقلیت ها را دشوار و متاثر از این شرایط امنیتی ساخته است.»

او افزود «تبعیضات ناروا علیه اقلیت ها با پشتیبانی قانون اساسی به وسیله قوانین و مقررات عادی توسعه یافته و در سراسر ایران در حال اجرا است. در نتیجه شرایط تبعیض آمیز به نهادینه شدن فرهنگ تبعیض و خشونت علیه همه اقلیت ها منجر شده است.»[8]

تبعیض علیه اقلیت هاو ملیتها در قانون اساسی

قانون اساسی جمهوری اسلامی تبعیض علیه اقلیت های دینی و قومی را مستقر کرده است. حسین رئیسی وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر در ایران می گوید «به موجب اصل یکصد و هفتم اقلیت های مذهبی از انتخاب شدن به عنوان رهبر یا عضویت در شورای رهبری ایران منع شده اند. به موجب این اصل فقط اندکی از روحانیون شیعه در شرایط خاص از این حق برخوردار هستند. منع دسترسی اقلیت های مذهبی به تمامی مناصب سیاسی و مدیریتی و قضایی در تمامی سطوح آن. به طور مثال اصل ۱۱۵ حق نامزد شدن را صرفا برای افراد مذهبی و سیاسی قائل شده است. همچنین اصل ۱۲۱ درباره سوگند قانون اساسی رئیس جمهور بخصوص آن بخش که او را پاسدار مذهب رسمی معرفی می کند.[9]

مهم ترین تبعیضی که نسبت به اقلیت های قومی در قانون اساسی ایران وجود دارد در اصل ۱۵ قانون اساسی رخ داده است. با این اصل نوشتن و آموزش زبان و فرهنگ و ادبیات سایر اقلیت های قومی پذیرفته شده نیست. تسلط زبان فارسی سبب عدم توجه به زبان های محلی و به تدریج تضعیف و نابودی ادبیات و فرهنگ و موسیقی این مليت ها را در پی داشته و خواهد داشت.[10]

چشم انداز جنبش مليت ها در ایران

گرچه تنوع مليت های ایران بیشتر از دیگر کشورهای خاورمیانه است اما دولت های پیاپی همواره کوشیدند عمدا بر این واقعیت سرپوش بگذارند. این رویکرد توسط سازمان امنیت و اطلاعات دوره شاه موسوم به «ساواک» تشدید شد. [11] جریان ناسیونالیست و راسیست پارسی گرا هم در انکار کردن این واقعیت کوشید. آنها هیچ پژوهش معتبری درباره مليت ها در ایران انجام ندادند. [12]

همزمان با گسترش انقلاب اطلاعاتی و جهانی شدن و افزایش سطح آگاهی خلق های غیر فارس به حاشیه رانده شده که از عرصه تصمیم گیری کنار گذاشته شده اند پنهان کردن واقعیت تحرکات خلق ها و اقلیت ها غیر ممکن شده است.

واقعیت دیگر این است که پس از گذشت ۳۸ سال از عمر جمهوری اسلامی و تلاش گروه های اپوزیسیون برای سرنگونی رژیم ولایت فقیه برای همه ثابت شده که ساقط کردن نظام حاکم در ایران تنها و تنها از طریق مشارکت کلیه گروه های جامعه و در راس آنها خلق ها و اقلیت های مورد ستم امکانپذیر بوده و اینکه هیچ ملیتی صرف نظر از ظرفیت هایی که در اختیار دارد به تنهایی قادر به تغییر رژیم نیست. [13]

نکته آشکار در ۳۸ سال گذشته این است که تلاش های گروه های اپوزیسیون جمهوری اسلامی برای تغییر رژیم به نتیجه نرسیده است. در اینجا لازم است به دو مورد اشاره کنیم:

یکم: عملیات گسترده موسوم به «فروغ جاویدان» که توسط سازمان مجاهدین خلق در سال ۱۹۸۸ میلادی [۱۳۶۷ خورشیدی]‌انجام شد. نیروهای مجاهدین از مرز عراق و ایران در غرب وارد کشور شدند. ارتش ایران بر اثر جنگ هشت ساله با عراق کاملا ضعیف شده بود اما با این وجود نیروهای مجاهدین خلق بعد از چند روز درگیری با ارتش عقب نشینی کردند و در نهایت نیروهایی که در حال عقب نشینی بودند قتل عام شدند. بدین ترتیب، عملیات «فروغ جاویدان» شکست خورد.

دوم: قیام مردمی «جنبش سبز» در ژوئن ۲۰۰۹ میلادی [خرداد ۱۳۸۸ خورشیدی]. بیش از ۳ میلیون نفر در تهران در تظاهرات ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ شرکت کردند. این جنبش نیز با شکست مواجه شد.

با وجود فداکاری و دلاوری نیروهای مجاهدین خلق و معترضان جنبش سبز اما در هیچ تحلیلی به دلایل به نتیجه نرسیدن تلاش ها برای سرنگونی یا تغییر رژیم اشاره نشده است. به نظر بنده، می توان گفت که این دو حرکت به یک دلیل عمده یعنی عدم مشارکت سیستماتیک و موثر ملیت های غیر فارس در این اعتراضات به شکست کشیده شدند. سران مجاهدین خلق و جنبش سبز نقش ملیت ها و گسترده شدن دامنه اعتراضات و سرایت درگیری ها با رژیم به مناطق خلق ها را نادیده گرفتند.

عدم گسترش و تمرکز جنبش سبز در محدوده پایتخت، تهران این فرصت را در اختیار رژیم قرار داد تا با تجمیع نیرو به سرکوب این جنبش بپردازد. این اتفاق در زمان مجاهدین خلق هم اتفاق افتاد. این گروه با تکیه بر نیروهای خودی مليت های مورد ستم را در قیام علیه نظام کنار گذاشتند. بنابراین، می توان گفت هماهنگی عمومی و نافرمانی مدنی در شهرهای بزرگ همچون تهران و تبریز و نیز کردستان، اهواز، بلوچستان و ترکمن صحرا یعنی مناطق مليت ها که عرصه تحرکات گسترده ای هستند تنها راه پیروزی و موفقیت تحرکات و جنبش ها در آینده است.

در واقع این گونه به نظر می رسد که اگر جنبشی فراگیر باشد منجر به تضعیف شدید و تشتت قوای نظام می شود، چرا که نیروهای رژیم به مناطق مختلف اعزام خواهند شد. در این شرایط، رٰژیم تا حدود زیادی دچار پراکندگی و بی ثباتی گردیده و نیروهای کنونی به هیچ وجه توانایی کنترل اوضاع در چنین مناطق گسترده ای را نخواهند داشت. خیزش مردمی در اتحاد جماهیر شوروی سابق بهترین گواه چنین وضعیتی است.[14] [15]

چشم انداز جنبش مليت ها به عنوان یک نیروی تغییر و تحول

جنبش مليت های غیر فارس با توجه به گستردگی آن در پانزده سال اخیر یکی از مهم ترین نیروهای تغییر در ایران به شمار می رود. این نیروی عظیم از قدرت نرم و تحرکات گسترده در مناطق خلق ها نشات می گیرد. مليت های غیر فارس در ایران در برابر سرکوب و ستم ایستادگی می کنند. جنبش خلق های ایران شباهت زیادی به انقلاب های مخملی مردم کشورهای اروپای شرقی علیه رژیم های سرکوبگر دارد. [16]

مساله مليت های غیر فارس در ایران به عنوان قدرت نرم در محافل بین المللی و به ویژه پرونده حقوق بشری برای مقابله با رژیم حاکم در ایران به کار می رود. مساله حقوق بشر «پاشنه آشیل» حاکمیت ایران در نهادهای بین المللی است چرا که حکومت کارنامه بسیار بد و تیره ای در زمینه نقض حقوق ملیت های غیر فارس یا اقلیت های نژادی و مذهبی دارد. پرونده حقوق بشر ایران همواره در دستور کار سازمان ملل و شورای حقوق بشر قرار داشته و مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.

برخی موارد نقض حقوق مليت های غیر فارس در سازمان ملل ثبت شده اما با توجه به تحرکات و فعالیت های گسترده و هوشمندانه حکومت و متحدانش و لابی های تابع رژیم از یک سو و نبود تحرک در سطح کشورهای عربی از سوی دیگر این پرونده با وجود تصویب قطعنامه های بین المللی در محکومیت رژیم ایران اما به شورای امنیت برای تحقیق و بررسی ارسال نشده است.[17] نام عرب های اهواز در متن گزارش توزیع شده در سازمان ملل توسط هیات ایرانی حذف گردید. این گزارش در نهمین فرم اجلاس حقوق اقلیت ها در سازمان ملل در ژنو در ۲۴ و ۲۵ نوامبر ۲۰۱۶ میلادی [۴ و ۵ آذر ۱۳۹۵ خورشیدی] قرائت شد. [18]

 

 

جنبش مليت ها و اپوزیسیون جمهوری اسلامی

اغلب نیروهای اپوزیسیون جمهوری اسلامی مساله مليت های غیر فارس را نادیده می گیرند و رسوبات گفتمان ضد مليت های غیر فارس هنوز در بیشتر گروه های اپوزیسیون دیده می شود.

با اینکه مشارکت نیروهای ملیت فارس عامل تعیین کننده برای تغییر رژیم استبدادی است اما این نیروها یک نقطه ضعف عمده دارند و آن هم چند دستگی و پراکندگی و عدم انسجام و نیز بی اعتمادی بخش گسترده ای از نیروهای فارس به جنبش ملیت های غیر فارس و خودداری از ائتلاف فراگیر با خلق های غیر فارس است. ضمنا، بسیاری از گروه های اپوزیسیون با انگیزه مالی و عقیدتی سرسپرده رژیم آخوندی شده اند.

گرچه جنبش مليت های غیر فارس در ایران شاهد رشد و گسترش فزاینده ای است اما در عین حال این تحرک دچار کاستی هایی به ویژه در ارتباط با مطالبات مقطعی درباره حق تعیین سرنوشت هست. مليت های غیر فارس از لحاظ مطالبات و کسب حقوق پایمال شده به دو گروه عمده تقسیم می شوند. گروه های استقلال طلب خواهان تشکیل کشور مستقل هستند. گروه های فدرال خواه به دنبال برپایی نظام فدراتیو و غیر متمرکز به جای رژیم آخوندی و دست یابی به حق تعیین سرنوشت هستند.

با نگاهی به واقعیت جنبش مليت های غیر فارس می توان نقاط ضعف و قوت جریان های گوناگون در مليت های غیر فارس را در موارد زیر خلاصه نمود:

۱-ترک های آذربایجان: نقطه قوت ترک های آذربایجان در جمعیت زیاد آنها نهفته است. آنها پرجمعیت ترین ملیت در ایران هستند. ترک ها «بازار» یعنی اقتصاد بازار را در اختیار دارند و در نهادهایی مثل ارتش و سپاه و دستگاه های حکومتی نفوذ کرده اند. ترک ها دارای طبقه روشنفکر گسترده و پیشینه مبارزاتی طولانی از زمان انقلاب مشروطه [19] تا کنون هستند.

مليت ترک در ایران از برخی کاستی ها رنج می برد. آنها فاقد تشکیلات قومی نیرومند بوده و دچار تشتت و پراکندگی هستند. ترک ها همچنین از رهبری سیاسی منسجم برخوردار نیستند و در قیاس با بقیه ملیت های غیر فارس از رفاه نسبی و وضع معیشتی بهتری برخوردارند. ترک های بسیاری در بازار از نفوذ فراوانی برخوردارند و به خاطر اینکه نمی خواهند این امتیازات را از دست بدهند کمتر به سمت گرایش های استقلال طلبانه یا جدایی طلبانه و یا حتی مطرح کردن مطالبات توزیع قدرت و ثروت می روند. کما اینکه حاکمیت می کوشد تا با شیوه های گوناگون با ترک ها همراهی کند که نمونه آن را در تشکیل فراکسیون مناطق ترک نشین مجلس با حضور ۱۰۰ نماینده ملاحظه کردیم.

اختلافات تاریخی ترک ها و کردها بر سر مرز آذربایجان و کردستان یکی دیگر از نقاط ضعف مبارزات خلق ترک علیه رژیم ایران است. برخی مناطق ترک و کردنشین مورد منازعه طرفین است چرا که برخی شهرها و روستاهای کردنشین به جغرافیای آذربایجان و برخی شهرها و روستاهای ترک نشین به جغرافیای کردستان ضمیمه شده است. این اختلاف رو به رشد می تواند منجر به بروز جنگ داخلی و به تبع آن، تضعیف جبهه ضد جمهوری اسلامی شود.

۲-کردها: ملت کرد با تجربه ترین خلق غیر فارس از لحاظ فعالیت های تشکیلاتی و سازمانی هستند و سابقه مبارزاتی طولانی دارند. گرچه کردها از احزاب مختلفی برخوردارند اما آنها ساختار منسجم و رهبری نسبتا قوی دارند. اکثریت قریب به اتفاق ملت کرد به دور این احزاب که شمار آنها از انگشتان یک دست فراتر نمی رود گرد آمده اند. برخی از احزاب کرد از جمله حزب دموکرات کردستان ایران [حزب مادر گروه های کرد] مبارزه مسلحانه با دولت ایران اعلام کرده اند. این رویکرد مورد حمایت بین المللی قرار دارد.

ویژگی مهم دیگر کردهای ایران این است که اکثریت قریب به اتفاق آنان سنی مذهب هستند و این موجب تمایز مذهبی و فرهنگی آنها با ملیت فارس شیعه شده است.

نقطه ضعف کردها در پیوندها و اشتراکات قومی و زبانی بین آنها و فارس ها نهفته است. بخش گسترده ای از طبقه روشنفکر در دو ملت کرد و فارس خود را آریایی خوانده و بدین ترتیب آنها در برابر ملیت های غیر آریایی به ویژه عرب ها و ترک ها قرار می گیرند. ملت فارس همواره کوشیده تا با جلب حمایت کردها ائتلافی بر پایه گفتمان آریایی گری در منطقه تشکیل دهند.

۳- عرب های اهواز: مورخان فارس بسیاری به این مساله اذعان دارند که ملت عرب از چند هزار سال پیش و چندین قرن قبل از اسلام در سرزمین اهواز سکونت گزیده است. البته، گفتمان راسیستی افراطی این گونه ترویج می کند که قدمت حضور عرب ها در اهواز به دوره فتح اسلام در ایران برمی گردد که این دقیقا خلاف واقعیت تاریخی می باشد. [20]

نقطه قوت عرب های اهواز این است که آنها در درجه اول از پشتوانه قومی و فرهنگی یعنی پشتوانه عربی برخوردارند. گرچه مساله اهواز توسط رژیم های حاکم عرب نادیده گرفته می شود اما حمایت مردم کشورهای عربی از مبارزات مردم عرب اهواز رو به افزایش گذاشته است.

ضمنا مردم عرب ساکنان بومی اقلیم هواز هستند. آنها تا سقوط آخرین حاکم عرب [شیخ خزعل بن جابر الکعبی] در سال ۱۹۲۵ میلادی [۱۳۰۴ خورشیدی] صاحب یک امارت شبه مستقل بودند.

گسترش آگاهی ملی [قومی] ملت عرب اهواز عامل عمده تداوم مبارزات آنان است. البته عوامل دیگری مثل گسترش فعالیت ها و مطرح کردن مساله ملت عرب در اهواز و افشای اقدامات سرکوبگرانه حکومت های پیاپی در ایران در سطح داخلی و منطقه ای و بین المللی هم موثر است. برنامه های تغییر ساختار جمعیتی و به حاشیه راندن و فقیر سازی و کوچ اجباری و محو فرهنگ و هویت و میراث عربی به منظور محور وجود عربی در اهواز توسط کلیه حکومت ها در ایران دنبال شده و می شود.

نفت یکی از موانع اساسی بر سر راه جنبش خلق عرب اهواز و ضعف همراهی جوامع بین المللی با این جنبش است. به قول مردم عرب اهواز نفت به جای نعمت تبديل به نقمت شده است.

ویلیام استرانگ پژوهشگر معروف آمریکایی در کتاب «حکومت شیخ خزعل و سرکوب شیخ نشین عربستان» می گوید «همزمان با اکتشاف نفت در اهواز [عربستان] در سال ۱۹۰۸ میلادی [۱۲۸۷ خورشیدی] ۹۸٪ ساکنان منطقه عرب بودند.»

با اینکه پروژه فارسیزاسیون و کوچ اجباری توسط رژیم های شاهنشاهی و جمهوری اسلامی دنبال شده و با اینکه جمعیت مهاجران و غیر بومی ها به حدود ۳۰٪ رسیده اما ساختار جمعیتی دچار تغییر نشده است.

مردم عرب اهواز بر اثر گسترش فقر و بیکاری و بی سوادی عقب نگه داشته شده اند. فقر و بیکاری و بی سوادی ناشی از تبعیض و به حاشیه راندن در میان عرب های اهواز به مراتب بیشتر از بقیه خلق ها است. این رویکرد موجب بالا گرفتن گفتمان خشونت طلب و لزوم مبارزه مسلحانه با رژیم حاکم در واکنش به ظلم و ستم شده است. اما در نتیجه، اين مبارزات مدنی و مسالمت آمیز و دموکراتیک توده های مردم عرب اهواز است كه دست کم در دو دهه اخیر مایه آشفتگی رژیم شده است.

نیروهای سیاسی اهوازی ضمن عدم برخورداری از یک استراتژی دراز مدت دچار تشتت و پراکندگی هستند. برخی پژوهشگران می گویند اشتراکات مذهبی [تشیع] بین ملت عرب اهواز و فارس ها یکی از مهم ترین موانع مبارزات ملت عرب علیه رژیم ایران به حساب می آید.[21]

۴-بلوچ ها: خلق بلوچ سنی مذهب مورد ستم مضاعف ملی و مذهبی قرار دارند. بیشترین میانگین فقر و محرومیت و عقب ماندگی و عدم توسعه در مناطق سکونت خلق بلوچ به چشم می خورد. اشتراکات و پیوندهای قومی و روابط تنگاتنگ با بلوچ های پاکستان به مبارزات خلق بلوچ قوت بخشیده است. بلوچ های پاکستان و افغانستان از سیستم حکومتی فدرال برخوردارند. پاکستان و افغانستان عمق استراتژیک و لجستیک تحرکات خلق بلوچ در ایران هستند. بلوچ ها در کشورهای خلیج عربی هم دارای امتداد بوده و شمار فراوانی از آنان در پست های رده بالا و یا به عنوان کارفرما و کارمندان عالی رتبه در برخی کشورهای عربی فعالیت می کنند.

عقب ماندگی فرهنگی و اجتماعی و گسترش بی سوادی و نبود احزاب سیاسی [به جز برخی احزاب خارج نشین] و نبود استراتژی آینده محوری که مبارزات آنها را در قالب مشخصی قرار دهد از جمله نقاط ضعف بلوچ ها است.

جریان های سلفی در مناطق خلق بلوچ حضور فعالی دارند که این خود بیانگر عامل مذهبی است. حاکمیت به بهانه گسترش سلفی گری جنگ رسانه ای گسترده ای علیه مبارزات خلق بلوچ راه انداخته است. روشنفکران فارس مدعی هستند که بلوچ ها آریایی هستند اما آنها اشتراک مذهبی و زبانی با فارس ها ندارند.

۵- ترکمن ها: جمعیت ترکمن ها بسیار کمتر از مليت های دیگر است ترکمن ها با توجه به روابط و پیوندهای قوی با جمهوری ترکمنستان از سطح آگاهی فرهنگی بالایی برخوردار هستند. آنها با ترکمن های عراق و قوم ایگور در چین پیوند ملی دارند. ترکمن های عراق و قوم ایگور در چین عمق استراتژیک و لجستیک مبارزات خلق ترکمن در ایران هستند. زمین های کشاورزی حاصلخیز ترکمن به آنها قدرت خودکفایی بخشیده است.

نقطه ضعف مليت ترکمن در ایران این است که آنها توسط چندین استان فارس نشین احاطه شده اند و تجربه سازمانی و کار تشکیلات سیاسی را ندارند. بعد از انقلاب، ترکمن ها طلیعه دار مبارزات علیه جمهوری اسلامی بودند. ترکمن ها سنی بوده و اشتراک زبانی و مذهبی با مرکز ندارند.

۶- لرها و بختیاری ها: سکونت گاه تاریخی قبایل لر و بختیاری مناطق کوهستانی است و به همین دلیل لرها و بختیاری ها موفق به حفظ بافت ملی خود شده اند. طبقه باسواد و روشنفکر در جامعه بختیاری در سال های اخیر گسترش یافته است. آنها در زمان شیخ خزعل روابط خوبی با او داشتند.[22]

مهم ترین نقطه ضعف لرها و بختیاری ها این است که رژیم حاکم شمار زیادی از آنها را جذب کرده است. حالا این افراد صاحب نفوذ در دستگاه های امنیتی و ارتش و سپاه در مناطق عرب نشین ستون پنجم هستند.

کما اینکه حاکمیت به دلیل ادعاى آریایی بودن لرها و بختیاری امتیازات مادی و سیاسی فراوانی به آنها داده است. لرها و بختیاری ها در طرح تغییر بافت ساختار جمعیتی اقلیم اهواز نقش آفرینی می کنند. محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و فرمانده سابق سپاه که بختیاری است عده زیادی از لرها و بختیاری ها را از مناطق سکونتشان کوچانده و در مرکز محله ها و شهرهای عرب نشین اسکان داده است. رضایی و با حمایت حاکمیت زمین های کشاورزی و خانه مردم عرب را مصادره و به لرها و بختیاری ها واگذار کرده است.

استفاده ابزاری حکومت مرکزی از لرها و بختیاری ها برای اجرای طرح تغییر بافت جمعیتی در اقلیم اهواز زنگ خطر برای وقوع جنگ داخلی بین لرها و عرب ها در آینده را به صدا درآورده است.

 

پیامدهای تحولات منطقه ای و بین المللی بر مساله مليت ها

به باور پژوهشگران وجود نفت یکی از عوامل اصلی نادیده گرفتن مطالبات ملیت های غیر فارس در ایران توسط غرب است. شرکت های بزرگ نفتی در طول تاریخ به دلایل اقتصادی و نگه داشتن بازار مصرفی در ایران، داد و ستد با دولت با اقتدار مرکزی را بر تعامل با چندین کشور پراکنده و کوچک ترجیح داده اند. [23] کشورهای غربی به دلایل اقتصادی صرف حمایت قاطعانه خود را از یکپارچگی و عدم تجزیه ایران اعلام کرده اند. کما اینکه احتمال ایجاد بی ثباتی و آشفتگی امنیتی در ایران به دلیل موقعیت ژئواستراتژیک این کشور و نیز حفظ منافع اقتصادی از جمله علل مخالفت غرب با تجزیه ایران به شمار می روند.

نویسنده این پژوهش در چندین جلسه با مسئولان وزارت خانه های ذیربط به ویژه وزارت امور خارجه شرکت کرده و در آنجا معلوم شد که روسای جمهور آمریکا از کلینتون گرفته تا بوش و اوباما با مطالبات استقلال طلبانه خلق های ایران مخالفت می ورزند.

علاوه بر این موضوع، نویسنده این پژوهش در دیدارهای گوناگون با سران پارلمان اروپا در بروکسل متوجه شده که سران کشورهای عضو اتحادیه اروپا مطرح نشدن مطالبات استقلال طلبانه خلق های ایران را به عنوان شرط حمایت از حقوق خلق ها و مبارزات ملی آنها مطرح می کنند.

کشورهای منطقه هم با توجه به تنوع قومی و اتنیکی و زبانی و مذهبی در آنها حاضر به حمایت علنی از مليت های مورد ستم ملی در ایران نیستند.

نتیجه گیری

با توجه به آنچه گفته شد نویسنده پژوهش معتقد است که مليت های ایران باید یک برگ برنده را در صدر اولویت برنامه های خود قرار دهند. آنها باید به جامعه جهانی ثابت کنند که در صورت تغییر رژیم در ایران می توانند در کنار یکدیگر زندگی مسالمت آمیزی داشته باشند و دست در دست یکدیگر جلوی وقوع هرج و مرج و بی ثباتی را خواهند گرفت. ضمنا باید الگویی برای عدم تمرکز یعنی توزیع قدرت میان مرکز و پیرامون مطرح شود تا جلوی شکل گیری حکومت استبدادی در ایران در آینده گرفته شود. این سیستم حکومتی رویاهای نظام ولایت فقیه در ایجاد امپراتوری شیعیان را بر باد خواهد داد.

در واقع همزیستی مسالمت آمیز ملیت های گوناگون هند می تواند به عنوان یک الگو مد نظر ملیت هاى ایران قرار بگیرد و راهکاری برای مساله مزمن مليت ها در ایران ارائه نماید. چنین راهکاری می تواند جلوی تنش های منطقه ای و ماجراجویی های توسعه گرایانه جمهوری اسلامی در منطقه را بگیرد.

علاوه بر این، ملیت های غیر فارس باید خواهان درج سیستم غیر متمرکز و فدرال و قوی و شبه مستقل در قانون اساسی باشند. این امر ساده ترین راهکار برای رفع نابرابری های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی در ایران است. مليت های غیر فارس نباید از این مطالبات عقب نشینی کنند چرا که این خواسته ها برای تضمین تداوم برقراری دموکراسی و همزیستی مسالمت آمیز بین کلیه مليت ها از جمله ملیت فارس ضروری و حياتى هستند.

دکتر کریم عبدیان

منابع:

[1]Ethnic Identity Crisis in Iran: Dr. Ali Al-Taie, Shadegan Publication, Tehran 1999, p.165.

[2]عزیز الله بیات، از عرب تا دیالمه، نشر گنجینه، طهران،،1984، ص2

[3]Alireza Asgharzadeh, 3- Iran and the Challenge of Diversity, Islamic Fundamentalism, Aryanist Racism, and Democratic Struggle

[4]Nike R. Keddie, Modern Iran, Roots and Results of Revolution- New Heaven &London, Yale University Press 2003, P.2

[5]محمد قاسمي، شش سال از انقلاب مشروطه، انتشارات حزب توده " توفان "، 1974م، ص8

[6]ناصر پور پيرار، 12 قرن سكوت، كتاب أول، نشر كارنك، تهران، 1379، ص87.

[7]الاحتجاجات القومية.. حقوق الشعوب أم تفكك إيران؟ [اعتراضات خلق ها... حقوق ملیت ها یا تجزیه ایران؟] صالح حميد، العربیه.نت، این مطلب در لینک روبرو قابل مشاهده است: http://ara.tv/m4xvd

[8]حسين رئيسی، التمييز ضد القوميات والأَقَلِّيَّات الدينية في دستور الجمهورية الإسلامية الإيرانية [تبعیضات ناروا علیه اقلیت های قومی و مذهبی در قانون اساسی]. ترجمه جابر احمد. این مطلب در پایگاه الحوار المتمدن قابل مشاهده است: http://www.ahewar.org/debat/show.art.asp?aid=397321

[9]http://www.ahewar.org/debat/show.art.asp?aid=3973 متن قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در لینک زیر قابل مشاهده است: http://www.eslam.de/arab/manuskript_arab/verfassun...

[10]حسین رئیسی. منبع سابق.

[11]Keddi, p 113

[12]Joya Blondel Saad, The Images of Arabs in Modern Persian Liertature, University Press of America, Maryland, p3

[13]Manifesto, Congress of Nationalities for a Federal Iran http://www.iran-federal.org

[14]NYT Opinion 3/14/1988 Soviet nationalities seeking autonomy https://www.lib.uchicago.edu/e/webexhibits/sovietc...

[15]The challenge of Russian nationalism to soviet stability http://www.vqronline.org/essay/challenge-russian-n...

[16]Peter Ackerman and Jack Dual, A force More Poweful, a century of nonviolent conflict, palgrave,,2000 NYC, p. 494

[17]مراجعه شود به مقاله نویسنده در روزنامه الشرق الاوسط: کریم عبدیان بنی سعید. عبدیان: عرب ها باید در مواجهه با ایران از قدرت نرم استفاده کنند. [علی العرب استخدام القوه الناعمه فی الصراع مع ایران]. ۱۱ فوریه ۲۰۱۶. این مطلب در لینک زیر قابل مشاهده است: https://goo.gl/rgFHSP

[18]Ahmad Bina, Supervisor Iran High Council for Human Rights, Center of The Press and Publication of the Judiciary, Tehran 2016 http://ar.ahwaznews.tv/2016/12/AhwazUN.html

[19]Mostafa Ansari: The History of Khuzestan, 1878-1925,  PhD Dissertation, University of Chicago, Chicago, Illinois 1974,  p.1

[20]Mostafa Ansari: The History of Khuzestan, 1878-1925,  PhD Dissertation, University of Chicago, Chicago, Illinois 1974,  p.1

[21]Joya Blondel Saad, The image of Arabs in Modern Persian Literature, University Press of AmericaNew York and London, p.5

[22]William TH Srrunk, The Reign of Shaykh Khaz”l Ibn Jaber and the Suppression of the Principality of Arabistan: A  Study of British Imperialism in Southwestern iran. PhD Dissertation, 1977 University of Indiana, p.124

[23]Vali Nasr, The Shia Revival, How Conflicta Within Islam Shape the Future,  W.W. Norton  company, New York 2006, P. 212

منبع: 
کنگره ملیت های ایران فدرال و حزب تضامن اهواز
انتشار از: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب اصلا یا همان اسامه قدیم !
بوی افکار فاشیستی شما از فرسخ ها پیداست!
طالبان های ایران از طالبان های افغانستان درس بگیرند که می گفتند " تاجیک به تاجیکستان، ترکمن به ترکمنستان و هزاره ها به ایران بروند " چی شد ؟
تاریخ واقعی خودت را با مدرک معتبر از زبان هم زبان خود مثل ناصر پور پیرار یاد بگیر نا نگویی غیر فارس بوده پس دروغ هست !
تو که فرق مغول را با ترک درک نمی کنی و مثل قاشق نشسته فقط می پری روی حرف غیر فارس ، فکر کردی قوم تو مقدس و قدرت مطلق هست ؟
حقوق بشر در ایران در قالب فارسستان به فارسیت خلاصه می شود نه به انسانیت!
فراموش نکن ، کشورهای کوچکی بخاطر نجات از نسل کشی از ابرقدرت شوروی جدا شدند حالا فارسستان در قالب ایران که 70 درصد غیر فارس هست و انها اگر بخواهند از دست نسل کشی و انکار شماها جدا شوند شما چه کار از دست تان بر می آید ؟ ابرخیال که ابرقدرت نیست!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مناطق بختیاری و لر در اقلیم عربستان ایران در سال 1936 و برای محو و یا غیر عربی خواندن این اقلیم توسط رضا خان میر پنچ به عربستان الحاق شد، تا قبل از ان مردم عرب و بختیاری با هم همسایه و متحد بودند. سردار اسد از محمره و با کمک مالی شیخ خزعل برای کمک به مشروطه خواهان به تهران رفت.
همین باعث شد که رضا میر پنج بیش از 2000 بختیاری را قتل و عام کنه. این حقایق را فارسها و بعضی از لرهای ناسیونالیست پنهان میکنند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مقاله حرف حق و حقیقت را میزند و تقریبا حقیقت جامعه ایران است، هیچ مشکل سیاسی و اجتماعی در ایران بدون حل مشکل ملیتها امکان پذیر نیست.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سالام - جناب اصلا عزیز،تند رفتی،کمی آهسته برو،تا ماهم برسیم.
اکنون عصر اینترنت است،با زمان پیش برو،درست است که هنوز
حلقه های قدرت در دستان شماهاست،
ولی دنیای سیال ریشه یک بعدنگری را در آورده و تمام غبارهای ریخته شده عمدی بر روی تاریخ کم کم از روی تاریخ درحال پاک شدن است،
اگر باور کن امکانش بود،یعنی حلقه های ناجوانمردانه دلارهای نفتی کمی شل میشد،یعنی سرکوب های تفنگداران حاکم بانام اسلام ولی در کام شوونیسم نبود،
هیچ منطقی نمی توانست جوابگوی جعل تاریخی نوچه انگلیسی‌ها گردد.
برو خدا را شکر کن، هنوز مقداری زود است تا لالموتی ،بگیرند.
کوله های ازانگلیس آمده توسط شوونیسم بر پشتشان کول شود
تا بجایی روند، شترندیده است.
حالا تور کان غریبه و اجنبی شده وهندی الاصل ها صاحبان ایران؟
عزیز دلم ،برو یک کمی مطالعه کن تا بدانی که ایران سر زمین
تو رکان،بوده و آنکه مهاجر است هندیان پارسی زبان

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تمنا میشود از گذاشتن کامنت جعلی از طرف وطن پرستان ایرانی خودداری کنید.از این آب گل آلود ماهی نمیتوانید بگیرید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اصلا نام "خلیج فارس" چه ربطی بشما ترکها دارد که خود را نخود هر آشی میکنید ؟ اول بروید نامهای روسی مردم باکو را ترکی کنید تا رحیم اووف و زینب آوا نامیده نشوند.
آدم فضول را به ده راه نمیدادند، سراغ خانه کدخدا را می گرفت.
زبان فارسی از رشته زبانهای هندواروپایی است و باعستان و مردستان و ترکستان ، نامهایی ایرانی هستند و پسوند "ستان " یعنی محل و جا .
شما مغولزادههای بی وطن و بی هویت ! چنان نادان هستید که فکر میگنید با این کینه و عقدهها به جدا کردن یک متر از ایرانزمین نزدیکتر میشوید ولی کور خوانده اید.
ترک به ترکستان ! ایران میهن اقوام اصیل ایرانیست ! زبان و فرهنگ مردم ایران ، پارسی است !
قره باغ در دست ارامنه است . آذری ها روی نام خایج فارس برای اعراب سینه میزنند !
نادانی ادامه دارد تا انقلاب مهدی !

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای بیان ،درشهر تبریز مردم دوزبانه نیستند ! آنها یک زبانه هستند و مانند اهالی آستارا و ماکو واورمیه وزنجان ،ترکی آزبایجانی حرف میزنند.در همدان وقزوین وکرج وطهران مردم دو زبانه اند وفارسی و ترکی حرف میزنند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقایااستخانلو،ستان پسوندی است اززبان سانسکریت ،مانند هندوستان و پاکستان وبلوچسان وغیره.کازاقستان تصمیم دارد بجای ستان سانسکریت از کلمه ائلی تورکی استفاده بکند وکازاکائلی نام جددید آن کشور خواهد بود. نام اصلی خلیج ، خلیج بصره بوده است که ناصر خسروقبادیانی از آن اسم استفاده نموده است ودرزمان عثمانی وترکیه امروزین هم ازترم استفاده میشود.البته میتوان عربیه ، اوزبکیه ،مغولیه وبجای فارسستان (مناطق فارس نشین) ازلغت فارسیه استفاده کرد مانند روسیه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
از دوستان "ترک و مغول " تمنا میشود در این سایت دست از سانسور و محدود نمودن ایرانیان و پارسیان بردارند و مدام برای شناسایی افراد کوشش نکنند چون این سایت ایرانیست و زبانش فارسیست و آذربادگان هنوز بخشی از مملکت محروسه ایران است.
در ضرب المثلی آمده - اگر به مهمان رو بدهی، از میزیان خرسواری میگیرد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این کامنت فرستاده شده توسط استخانلو در ی., 08/13/2017 - 12:12 چقدر شبیه کامنت فرستاده شده توسط بامسی در جمعه, 08/11/2017 - 00:29 در زیر مقاله گلمراد مرادی هست.از استخانلو اینطور نوشتن بعید است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این قبیل نادان های سیاسی قومگرا نمیدانند که بغداد و تل آویو و عرستان و کردستان و پاکستان و ازبکستان و مغولستان و هزاران نام دیگر، اسامی ایرانی فارسی هستند و بقول سلطنت طلبان ؛ بخشی از حوضه ایران فرهنگی میباشند. حالا اینها دنبال نام خلیج فارس هستند.
این تازه سیاسی شدهها را باید یکروز دستگیر و در اردوگاههای شونیست زدایی ، پاکسازی و مغزشویی نمود، تا بفهمند یک من ماست چند کیلو کشک دارد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
1- انتشار متنی که در آن خلیج فارس را با نامی جعلی بکار برده مسلما برای این سایت ( با همه بی در و پیکری اش ) بدون تبعات حقوقی نخواهد بود
2- با استناد به همین مقاله آبکی، قوم گراییِ تهدید گر برای امنیت ایران تنها در اتاقهای فکر سازمانهای اطلاعاتی دشمنان منطقه ای و فرامنطقه ای ایران وجود دارد و نه در عالم واقع و بین مردم ساکن ایران
طبق ادعای مقاله از نظر قوم گرایی خطر چندانی ایران را تهدید نمی کند. چون قومیتهایی مثل آذری ها ( بازماندگان ترکمانهای قزلباش صفوی با آن سابقه کشتار ایرانیان ) تطمیع شده اند و تبریز توسعه یافته ترین شهر ایران است که اتفاقا در چند دهه گذشته اجازه ورود مهاجران جنگزده عرب خوزستان و عرب عراقی را ندادند!( البته اکثر آذریها به هیچ وجه مثل این چند نفر فعال در این سایت ایران ستیز نیستند.) عده ای مثل لرهای چادرنشین به خوزستان کوچانده شده و صاحب خانه و زمین هستند و

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بدبختی شما تجزیه طلبان اینست که ایران را نمی شناسید و از دهکورههای خود به اروپا رسیده اید و دچار خیال تجزیه ایران شده اید . این پان عرب شاداگانی هویزه ای حتی در شهر اهواز نبوده و آنجا را نمی شناسد حالا بفگر آب تخت جمشید و اهرام مصر در 3000 سال پیش در کویر افتاده.
خوشبختی ایرانیان اینست که با مشتی آدم بیسوادبی منطق شارلاتان روبروست که مثل طوطی جعل و تحریفات مشتی از خود بدتر را اینجا تکرار میکنند.
برای جدایی یک متر از خاک ایران اهورایی شما به افرادی نیاز دارید که سواد تاریخی فرهنگی سیاسی اجتماعی داشته باشند و حریف ایرانیان گردند. با پول دلار نفت شیوخ قرون وسطایی عرب بجایی نخواهید رسید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقاي بيش دستي، تاريخ ايران را مستشرقين غربي و براي أهداف خاص نوشتند و نه ( فارسها) در تمام طول تاريخ هر خانه و يا دهاتي در كنار يا نزديك اب ساخته ميشود، جطور تخت جمشيد را در بيابان و دور از اب ساخته اند!!!!؟؟؟
بل ها را بشت سرت خراب نكن و توي تاريخ بوشالي ايران غرق نشو، وقتي موقعش برسد اسناد انكليس درباره ساخت تخت جمشيد براي توجيه تاريخ فارسها هم فاش خواهد شد.
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تمامی اقوام ایرانی (یا ملیتها و یا هر اسم دیگری که دارد) باید با همبستگی و همدلی، دست در دست هم علیه سلطۀ فاشیسم مذهبی حاکم بر میهن مان به مبارزه ای متحد دست بزنند و رژیم پست و پلید جمهوری اسلامی را سرنگون کرده و راه استقرار دمکراسی در ایرانی را فراهم آورند. بی تردید پس از سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی، هموطنان کرد و ترک و بلوچ و عرب خوزستانی و ترکمن به حق قانونی و مشروع خود که همانا خودمختاری داخلی و آموزش به زبان مادری است، خواهند رسید.
اتحاد بین اقوام ایرانی(یا به قول بعضی از دوستان ملیتها)،رمز پیروزی ماست، رژیم پلیدجمهوری اسلامی برای فاصله اندازی و تفرقه‌افکنی بین قومیت‌ها تلاش زیادی می کند و قصد از بین بردن همبستگی ملی و اجتماعی ایرانیان را دارد. بیاییم با کنار گذاشتن اختلافات و با همبستگی ملی، رژیم قرون وسطائی جمهوری اسلامی را به زباله دانی تاریخ بیاندازیم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شعار استعمار ی خلقهای تحت ستم حزب توده به ستم پارس تبدیل شده است . این دروغ تاریخی میتواند یک جنگ تما م عیار را برای مردم ایران رقم زند .این دروغ تاریخی میخواهد جنایت نظام اسلامی ر ا به حساب مردم پارس زبان بگذارد و سرنوشتی مانند یهودان المانی را برای مردم پارس زبان در نظر گیرد. باید توجه داشت که هنوز در ایران حمله عرب و هجوم ترکان و قزباشان صفووی نقش باز ی میکنند . اسلام و تشیع و قبایل ترک ایران را میدان تاخت وتاز خود کرده اند . دزدی های ملیاردی همان راهزنی محمد پیغمبر اسلام به کاروان های تجاری است و قتل هر ایرانی برای اهداف پلید محمد است . جریان تجزیه طلب اکنون عامل روسوای دولت یهود و غرب است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این جناب ا....، پیشدستی نموده و خودش اولین کمنت گذار موضوع شده .
اعتماد به نفس و وحشت وی ، از نقد و نظر باید زیاد باشد.
موضع عربستان در برابر نام "عربستان نامیدن خوزستان" چه خواهد بود؟
سابق میگفتند خوزستان یعنی سرزمین نیشکر . حالا عربها از چه زمانی وارد جنوب غربی ایران شدند؟ دانشگاه جندی شاپور اهواز را هم ایرانیان دو هزار سال پیش ساختند که "گندی شاپور" نام داشت. عربها کجا بودند ؟شاپور ساسانی در شهرهای دیگر خوزستان مانند شوشتر و اهواز و چغازنبیل و پرنوشته مسحدسلیمان ، دهها اثر باستانی دیگر از خود بجا گذاشته. شهر شوش و سوسا هم که کاخ زمستانی هخامنشیان بوده. عربها در مداین و تیسفون عراق هم نبودند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شناخت مقوله های تاریخی ملیتها و تاریخ واقعی انان از منابع مستقل و خارج از حاکمیت تمامیت خواه و سرکوب گر که به دلخواه خود تاریخ سازی برای ملیتهای انجام میداده است،بسر امده ، و ضرورت شناخت حقیقت تاریخ اجتماعی و سیاسی ملیتها امروز به یک وظیفه تاریخی برای نحبگان ملیتهای غیر فارس در دنیای گلوبالیسم تبدیل شده است، دروغ و قلب تاریخ دیگر توانانی خود را از دست داده است.
لطفا مقاله را با عینک امروزی و بی طرفانه بخوانید، زیرا اگر با عینک شونیسم و تمامیت خواهانه به ان توجه شود، خود فریبی مطلق است و بس و نتیجه ان اشکار است.

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری