بایرام گلیر-عید می آد

نوخود باسدیق کوفته میزه
گلمیر هله، ات ائومیزه
فقط نخود مونده توکوفته مون
گوشت نمی آد به خونه مون

 

 

 

 

بایرام گلیر کندیمیزه

خرج گیریری خرجیمیزه

بوروخ توشوب وار یوخوموز

اؤکوز گیریر دؤنگه میزه

گلن باخیر پرده میزه

جیرق چاتیب چیینیمیزه

ایینه ساپی گتیر منه

گئدممیرم درزیمیزه

قارقامیزا سئرچه میزه

دن سَپن یوخ دردیمزه

آریقلیقدان شورتوموزدا

گن گلیری، اَینیمیزه

نوخود باسدیق کوفته میزه

گلمیر هله، ات ائومیزه

آغزی گؤزون بوزن باخیر

میلچک توشن تیلته میزه

گلن سیچیر بندیمیزه

یومروق آتیر انگیمیزه

پئیقمبر ایوب هاردادی؟

حئیران قالسین صبریمیزه

توخوم اکدیم کردیمیزه

آغاج اولسون پوسته میزه

یئر کؤکو چیخدی بایرامدا

یئمک ایسترسن؟ گل بیزه

سن باخ بیزیم رنگیمیزه

گل بیر ایش گؤر خئیریمیزه

گئت دئنه کی میرده شیره

بایرام گونو گلسین بیزه

هاممی گلسین فاته میزه

اوزاتسینلار قیبله میزه

بایرام خرجی سن دئنه کی

سبب اولدو اؤلمه میزه

سلام گؤندر کندلیمیزه

بیزدن اوزاق کئفلیمیزه

الحمد اوخوماسان گئنه

دور گل ایشه قبریمیزه.

 

 

عید داره می آد به ده مون
زیاد می شه مخارج مون 
یه گاونر رها می شه 
سر پیچ کوچه هامون. 

پاره -پوره ان پرده و  لباس مون 
نمی تونیم بریم  پیش خیاط  
بیارین نخ و سوزن برامون.

واسه کلاغ و گنجشک ها مون
کسی نیست دونه بیاشه
از لاغری، به تن مون 
گشاد شده شورتمون.  

فقط نخود مونده توکوفته مون 
گوشت نمی آد به خونه مون
 نگاه مون به یه توپول مگسه
 که افتاده تو تیلیت کوفته مون. 

هر کی می آد  میده فحش مون 
میگیرن زیر مشت شون
بنازم به این صبر ما
که ایوب هم برده مات شون. 

پسته کاشتم تو باغچه مون 
عوضش هویچ در اومد توخونه مون
اگه توهم عیدی میخواهی
بیا و نوش جون کن تو تاقچه مون.

یه نگا به رنگ روی ما کن
یه کار خیلی خوب بهرما کن
برو به مرده شور خونه
بگو عید مون بیاد بخونه.  

همه بیان به قبله مون
فاتحه بخونن برامون
پرسیدن بگید مرده
از مخارج عید قشنگ مون.

سلام برسون!
به اون هم ولایتی مست مون
که خیلی خیلی دوره ازمون 
بگو فاتحه هم اگه نخواس بخونه
دست کم بیاد برینه رو قبرمون!

برگرفته از: 
ایمیل رسیده
انتشار از: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ع.ب.تورک اوغلی، اولا که به عنوان یک آذربایجانی بسی مایه خوشحالی و خوشنودی و سرافرازی شخص من است که جمهوری آذربایجان در طی این سالها با مدیریتی به مراتب کارامدتر و عقلایی تر از جمهوری اسلامی موفق شده است علی رغم همه اشکالات و نقصانها و کمبودهای موجود، مسیری رو به رشد داشته باشد؛ به نحوی که مملکت از وضعیت اسفبار و ورشکسته دهه آخر قرن گذشته، به وضعیت نسبتا آبرومند فعلی رسیده و نرخ فقر بسیار کاهش پیدا کرده. ضمن این که در این بین، جمهوری اسلامی و پان ایرانیستهای رنگارنگ نیز هر چه سنگ به دستشان رسیده، سر راه این جمهوری نو پا انداخته اند تا آن را زمین بزنند که البته کار چندانی از پیش نبرده اند و نخواهند برد. خلاصه این را بگویم که موفقیت و سعادت و پیشرفت برادران و خواهرانمان در جمهوری آذربایجان، از بزرگنترین آرزوهای من است. فکر می کنم که شما منظور من را بد متوجه شده اید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-این شعرنشان دهنده وجودفقردرجامعه ایران را روشن میکند.البته تورم آنچنان بالاست که فکرنکنم شاعرمحترم توانسته آنرادر شهرهابدرستی بتصویرکشیده علت نیزناآشنایی ملموس ایشان بعلت دوری ازایران است.ولی واقعیت موجودراتوانسته بقلم آورد.ضمن آرزوی موفقیت برای ایشان وتمام شعرای سرزمینم آزربایجان درخواست عاجزانه دارم درموردتاریخ موسیقی موقام . حقوق زن.روابط انسانها.قوانین پیشرفته.اجرای عدالت درتاریخ ترکان.فولکوریک ترکان.سینما.وتیاتر.کارکرده ومارا مستحفیظ نمایید.به آقای معماهم سفارش میکنم مسایل شخصی خودراکه نشات ازتفکرحاکم برمغزخودداردوارداین معقولات نکرده وعقده فکری خودکمتربروزدهند.فقروگرانی ایران وآزربایجان وافغانستان وعراق وسوریه.آلمان.آمریکا.فرانسه نمیشناسد. تنها مدیریت توسط حاکمیت میتواندتعادل نسبی رادرجامعه بوجودآورد.آنهم اگردرکشوری که دلارهای نفتی بادآورده ایی همچون منطقه فقیرعرب نشین خوزستان
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
عزیز، ممنون از توجه شما. و سپاس از زحمت های طاقت فرسایتان برای مطالبی که لطف کرده به سایت می فرستید.
برای من هنر و ادبیات در عین حال که کاری فردی ست-کار جمعی نیز هست. به ویژه برای ما تبعیض دیدگان فرهنگی.
نویسندگان زبان فارسی برای انتشار یک مطلب دهها ادیتور و نقاد و مترجم دم دست دارند، و مطالب را از زوایای گوناگون نقد و بررسی و اصلاح و تغییر و تراش میدهند -و بعد منتشر میکنند. اما ما متأسفانه از همه اینها محرومیم. محرومیت در هرقدم یقه ی ما را گرفته است. ما از هیچ امکان بالندگی برخوردارنیستیم.

یادم هست زمانی به یک نقاد فارسی زبان گفتم به نوشته ی من نگاهی بکن و نظرت را برایم بگو که مهم است.
بعد که دید ترکی زبان هستم -گفت باشد -اگر حوصله داشتم -این کار را میکنم. و هرگز هم حوصله نیافت.
نوشته ی من هم نه به ترکی-بل به فارسی بود. خوب ، درست یا غلط- من احساس تبعیض کردم- از این برخورد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ائلیار عزیز! ممنون از بابت توضیحات و ادیت زیبای ترجمه فارسی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست عزیز! ممنون از ابراز لطف و علاقه تان

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اشعار و نوشته های آقای احمدی زاده واقعا نعمت بزرگی هستند. شعر گفتن به این شیوایی از زبان توده مردم، بی اغراق کار هر کسی نیست. آقای احمدی زاده قریحه و استعداد فوق العاده ای در شعر دارند؛ ضمن این که این استعداد را در مسیر صحیح آن که همان دفاع از حقوق اکثریت ستم کش جامعه است به کار انداخته اند. من به ایشان پیشنهاد می کنم حتما اشعارشان را برای نشریه های ادبی جمهوری آذربایجان نیز بفرستند. چرا که این اشعار صرفا متعلق به جامعه ما نیست و شکاف طبقاتی و مصائب ناشی از آن را مسلما توده های زحمت کش در آن جمهوری نیز با تمام وجود احساس می کنند. مجددا از ایشان تشکر می کنم و امید این که کارهای خوبشان ادامه دار باشد.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
موضوع «عید و فقر»، حداقل از زمان مشروطیت در نظم و نثر و طنز نویسندگان آذربایجان کم و بیش مطرح بوده است. و کسانی چون صابر و معجز شبستری و دیگران فقر مردم را در این روز به نحوی در نوشته های خود منعکس کرده اند.
با دید قلمزنان آذربایجانی این «فقر» نتیجه ی کشورداری ناشایسته است که در «گرانی» و «بیکاری» و «اختناق» موجود نمود پیدا کرده . فشار فقر در این روز-عید- در چهره ی کودکان-پدران-مادران- بخوبی نمایان میشود.
نوشته ی احمدی زاده ی عزیز بازتاب این فشار در بین مردم ندار جامعه است.که خواننده را با چهره ی فقر در ایام عید آشنا میکند.ایام عید زمانی ست که چهره ی فقر و نداری هرچه بیشتر عریان میشود.
-یک عده مست اند. و کلاه خود را محکم چسبیده که باد نبرد.
-یک عده دارا هستند و با چهره ی فقر آشنایی ندارند.

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری