ايرانيّت جواد ميرى، ايرانيّت ميانه ها؟!





در نقد مكانى كه زيبا نيست:

جواد ميرى مى نويسد:
( امروز دو پست از دو طیف برای من ارسال شد، یکی مرا "ایران ستیز" و دیگری "ایران پرست" خطاب کرده است. بقول حکماء حقیقت همیشه در میانه ها قرار دارد و خیر الامور اوسطها. من بارها گفته ام که پان ها همواره مقوم و موید همدیگر هستند. حال این پان به اسم محفل آذریون باشد که تلاش دارد هویت ترکی و عربی و کردی .... ایرانیان را نفی کند یا به اسم پانترکیسم و پانعربیسم و پانکردیسم ... به دنبال نفی ایرانیت باشد. افراطیون در هر طیفی انسان را از هویت انسانی اش تهی میکنند و برای بهروزی انسانیت مضر هستند. من سالها در اروپا زندگی کردم و یکی از معضلات اروپای قرن بیستم نژاد پرستی و دغدغه پوست و رنگ و نژاد بوده است و این طیفها همیشه با سیاستهای حذفی خود انسان های متفاوت را سرکوب میکنند. یکی از مولفه های اصلی ایده توحید، ایده وحدت انسانی است و جهان برای کامروایی باید ایده وحدت انسانی را تقویت کند تا جهان فردای ما مکانی زیباتر برای زیست گردد. )

نقطه ى مشترك من با ميرى در اين است كه هر دو با ايرانيّت طباطبايى و آذريون مى ستيزيم. ما اما نقاط افتراق و متضاد زيادى داريم. قبول نكردن ايرانيّت و بحث بر سر مبانى بدون جغرافياى توحيدى ميرى افراط گرى نيست. به نظر من ايرانيّتى وجود ندارد كه تعريفى هم داشته باشد. در نظر ما چيزى كه از آن با نام ايران ياد مى كنند ممالك محروسه و زندان مليت هاست.

اينكه ميرى ايرانيّت آذريون و طباطبايى را مى كوبد دليل بر كوبيدن ما نمى شود. ايرانيّت ميرى بر مبناى ايده ى توحيد است و در نوشته هايش مدام دنبال توحيدى از جنس شريعتى و مطهرى مى گردد. هم شريعتى و هم مطهرى سُنّى ستيزترين راويان تشيع شعوبى هستند. تجربه ى بعد از انقلاب ثابت كرد كه توحيد ايرانى و هلال شيعى بيشتر بر خصومت و دشمنى در جهان اسلام و خاورميانه افزوده است تا وحدت. همين ايده ى توحيد با صدا و سيمايش، و با آموزش و پرورشش دارد مدام بر طبل انسان ستيزى مى كوبد و جهان امروز ما را جهنم كرده است.

واقعيت اين است كه ايران توحيدى ميرى اصلاً جاى زيبايى نيست و آنچه كه مى بينم بى عدالتى و تبعيض و ظلم است نه وحدت انسانى. ميرى از افراطيونى حرف مى زند كه انسان را از هويت انسانى تهى مى كنند و براى بهروزى انسانيت مضر هستند. ميرى فراموش كرده است دارد سنگ كسانى را به سينه مى زند كه افراطى ترين انسانهاى روى زمين هستند. كسانى كه براى ايدئولوژى با الله اكبر و صلوات آدم مى كشند.

ميرى هم تسليم ادبياتى است كه با كلى گويى هايى نظير پانتوركيسم و پانعربيسم و ... صورت مسئله را مى پوشاند. متاسفانه ميرى هم مثل بيشتر مدافعان ايده ى توحيد يك مسلمان ايرانى است نه يك مسلمان.

جغرافياى ايده ى توحيد كجاست؟ آيا ايران ميرى تنها جغرافياى ايده ى توحيد است؟ آيا افراطيون اين نظريه در تاريخ به سركوب و قتل عام فرهنگى ديگران برنخاسته اند؟ آيا اينهمه سركوب فرهنگى و زبانى و سياسى كه در حق ديگران محروسه در ايران روا مى دارند از جانب سيستمى نيست كه غرق در ايده ى توحيد ميرى ها مى باشد؟

هم ايرانيّت ميرى و هم ايرانيّت طباطبايى انسان را به يك اندازه طرد و انكار مى كنند.

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: