ادبیات شفاهی توانائی غنی کردن و تکامل زبان ملتی را ندارد

هر زبانی در ارتباط با نوشتن و تدریس آن زبان در مواد درسی مختلف تقویت می گردد، زبانهائی که در حد گویش های محاوره ائی خانوادگی محدود می شوند، بتدریج غنای واژه ائی خود را از دست می دهند و بتدریج ساختارهای جمله سازی ساده تر می گردد و طبعاّ این نوشتار هست که امکان می دهد جمله سازی پیچیده تر شود، چون ما در موقع حرف زدن از ساده ترین ساختار های جمله سازی استفاده می کنیم،

حفظ ادبیات شفاهی ملتی منوط است به ظرفیت ذخیره سازی حافظه مردم یک منطقه و مردم هر منطقه زیر مجمعوعه ائی است از یک ملت کسترش یافته در یک سرزمین وسیعی مثل آزربایجان، که حافظه مردم مرتباّ درگیر مشغله های روزمره زندگی می باشد و در نتیجه قادر نیست همه ادبیات شفاهی را همانطور که هست در مغز خود ذخیره کند، بطبع خیلی از مطالب فراموش و خیلی مطالب اشتباهی در مغز ذخیره و جایگزین می شوند، مثلاّ در مورد دده قورقود، کوراوغلی و قاچاق نبی در محدوده هر منطقه ائی روایات مختلفی بیان می کنند و تا زمانی که ادبیات در جامعه بصورت مکتوب در کتابی درج نگردد، آن زبان ثروت معنوی خود را بمرور زمان از دست می دهد،
هر زبانی در ارتباط با نوشتن و تدریس آن زبان در مواد درسی مختلف تقویت می گردد، زبانهائی که در حد گویش های محاوره ائی خانوادگی محدود می شوند، بتدریج غنای واژه ائی خود را از دست می دهند و بتدریج ساختارهای جمله سازی ساده تر می گردد و طبعاّ این نوشتار هست که امکان می دهد جمله سازی پیچیده تر شود، چون ما در موقع حرف زدن از ساده ترین ساختار های جمله سازی استفاده می کنیم، البته به استثنای سخنواران، حافظه اجازه نمی دهد شما برای یک جمله و یا یک مطلب طولانی در مغزتان جمله بسازید، مغز انسان در لحظه تکلم و یا ادبیات شفاهی، قادر نیست که به قسمت های عقب موضوع برگردد و اشتباهاتش را تصحیح کند و یا تصحیح شده یک مطلب طولانی و پیچیده را در آرشیو ذهن خود حفظ و برای مدت طولانی ذخیره کند، مخصوصاّ در این دنیای مدرن و پیشرفته که هر روز بر حسب تکامل تکنولوژی لغت ها و واژه های جدیدی ساخته می شود، بنابرین ساختارهای پیچیده فقط با نوشتار میسر است و این ادبیات کتبی هست که باعث می شود حتی زبانهائی که توانائی چندانی ندارند بتوانند تواناتر بشوند و حتی در کشوری کثیرالملله ائی مثل ایران، توسط حاکمان فارس سالار، زبانی ضعیف تبدیل به زبان رسمی و کتبی می گردد و دیگر زبانها از جمله زبان ترکی که بمراتب تواناتر از زبان فارسی است در حدّ ادبیات شفاهی و محاوره خانوادگی محدود و گویش محلی به آن اتلاق میگردد، و بمرور زمان بخاطر عدم ثبت لغات ترکی غنائت واژه ائی خود را از دست می دهد و واژه های جدید فارسی، بجای واژه های ترکی، جایگزین می شود، به مرور زمان اصطلاحات زبان فارسی جای آن را می گیرد،
جامعه ای که در آن کودکی به زبان مادری خود تحصیل می کند سردرگمی مفهوم و درک را به مراتب کمتر از آن کودکی که به زبانی غیر از زبان مادری تحصیل می کند دارد، آدمها می‌توانند پدرهای زیادی داشته باشند، ولی بیش از یک مادر نمی‌توانند داشته باشند و انسانها فقط بزبان مادری می‌توانند احساسات واقعیشان را بزبان بیاورند، در واقع تربیت معلمین در دانشسراهای مقدماتی، عالی و سپاهی دا‌نش، بمنظور تربیت میسیونرهای زبان فارسی، به بهانه سواد آموزی انتقال مدرنیته، آنهم بزبان فارسی همراه با ممنوعیت زبان ترکی، جهت خشکاندن ریشه زبان ترکی و رویاندن زبان فارسی در آزربایجان صورت گرفت و متاسفانه، عملا نویسندگان و شعرای ترک زبان آزربایجانی هم بعنوان خادم زبان فارسی و میسیونر شکوفائی زبانفارسی واقع گردیدند

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: