تلاشی درکالبد شکافی بن بست وحدت چپ

مشخص کردن اینکه کدام نیروها در وحله اول و مرحله آغازین در میان نحله های مختلف چپ ایران از همه بیشتر آمادگی نظری و روحی روانی شرکت فعال در پروژه وحدت چپ را دارا می باشند در این زمینه نقشی کلیدی و اساسی دارد. ائتلاف این نیروها در وحله اول میتواند نقش همان موتور کوچکی را بازی بکند که بتواند موتور بزرگ و پراکند چپ ایران را از جویبارهای پراکنده به یک رودخانه خروشان تبدیل بکند

دو سه ماه پیش در چهل و پنجمین سالگرد جنبش سیاهکل، صحبت از نقش پیشاهنگی و تاریخ سازی نسلی از جوانان آزاده ، روشنفکر و فداکاری  بود که چون شمعی خود سوختند و روشنی بخش راه نسل های بعدی گشتند. نسل هائی که ارزش ها و الگوهای آزادگی، عشق به انسانیت، دموکراسی، عدالت، تعالی علمی و مدنی انسانی را در جوانانی می یافتند که خود را فدائیان خلق نامیده بودند. آنها جوانانی بودند که کمر همت به شکستن بت های چنان دیکتاتوری مخوفی بسته بودند که از خوف آن مردم حتی  در درون چهاردیواری خانه های خویش هم از انتقاد از آنها وحشت داشتند.

  این روزها چپ ایران در شرایطی خاطره و نقش تاریخساز بهروز ارمغانی ها و حمید اشرف ها را گرامی میدارد که نسل های میلیونی روشنفکران و جوانان امروز ایران و حتی و از طرف دیگر به نظر من بخشی از نیروهایی که خود را در درون نیروهای چپ تعریف میکنند، این امید پیشگامی و پیشاهنگی را نه در چپ های دموکرات امروز ایران، بلکه در کسانی مثل خانم فائژه هاشمی رفسنجانی، اصلاح طلبان حکومتی و نئولیبرال دموکراسی اسلامی یافته و تعریف می نمایند. آیا امروز چپ ایران دریک مسیر قهقرائی غلط میخورد، یا نئولیبرالیسم اسلامی ایران به آن درجه از بلوغ اجتماعی سیاسی رسیده است که از چپ های دموکرات ایران روشنفکرتر، آزاده تر، مترقی تر و دموکرات تر می باشند.

پروژه ای که هشت سال پیش با نام وحدت چپ ایران آغاز شده بود، یک سال پیش با بن بست کامل مواجه شد. اعلامیه های مشترکی که توسط سه سازمان و حتی نُه سازمان سیاسی سکولار دموکراتیک داده میشد، به بخشی از تاریخ گذشته جنبش سکولار دموکراتیک تبدیل گردیده است.در حدود یک سال از ایست کامل پروژه وحدت چپ ایران نگذشته است که ما با اعلام آغاز مجدد ادامه همان پروژه از طرف نمایندگان همان سازمان های سیاسی مواجه هستیم. آیا بدون کالبد شکافی کافی از علل شکست ویا بن بست کامل پروژه قبلی میتوان امیدوار بود که همان نیروها و دست اندرکاران سابق قادر باشند روحی دوباره در این کالبد خفته بدمند؟  جواب ساده به این سوال منفی میباشد. نه تنها نمیتوان به این سادگی به این آغاز اینگونه با امیدواری کافی نگاه کرد، بلکه همه شواهد نشانگر آن است که هنوز از بن بست اخیر ما درس های لازم را نگرفته ایم و میخواهیم دوباره دور خودمان چرخ بزنیم. فاکتورهای چندی که در این رابطه در این مختصر به ذهن من میرسند  را در زیر می آورم.

یک- علل شکست پروژه قبلی را در چه عواملی میتوان یافت؟

پروژه سابق وحدت چپ، از نبود رهبری کارا، موثر با دورنمایی روشن و شفاف از پیاده کردن مرحله ای و زمانبندی شده برنامه ریزی هدفمند در رنج بود.  یکی از علل دیگر به بن بست رسیدن آن این بود که عده ای و یا بخش هایی از بعضی جریان های سیاسی آشکارا مطرح می کردند که خواهان وحدت با سازمان اکثریت نیستند، با وجود این بخاطر اهداف و منافع سیاسی ویژه ای از امکانات فراهم شده در درون پروژه وحدت چپ به نفع شخصی یا سازمانی استفاده میکردند. این در حالی بود که بخش های ویژه ای از سازمان اتحاد فدائی با وجود اینکه خواهان عدم تحقق وحدت پروژه چپ بودند، با تظاهر  به باورمندی به آن، این پروژه را سالهای سال به یوغ اسارت خویش کشاندند. آیا در ترکیب جدید و صحبت های مطرح شده میتوان شاهد بود که به این مشکلات غالب آمده شده باشند؟

دو-  آیا مشکل عدم وجود رهبری موثر در این حرکت نوین برطرف شده است؟

دست اندرکاران پروژه قبلی، آن را به کلوپی برای تبادل نظر تبدیل کرده بودند که در آن نه تنها هر کسی از گوشه ای ساز خود را میزد، بلکه خصوصا جناح های دگماتیک چپ مطرح می کردند که "یا باید حرف حرف آنها باشد، یا هیچ نظر دیگری را آنها تحمل نخواهند کرد. آنهائی که آشکارا خواهان وحدت چپ نبودند از یک طرف، و آنهائی که در ظاهر مخالف تحقق پروژه نبودند، اما چون در نیّت باطنی خویش خواهان شکست این پروژه بودند، موجب کش رفتن این پروژه به مدت هفت سال شدند تا بعد از هفت سال آن را به بن بست و شکست کشیده باشند، از طرف دیگر، موجب شدند که چنین ضربات تاریخی جبران ناپذیری به چپ ایران، و بصورتی غیر مستقیم بر جنبش آزادیخواهانه و عدالت جویانه مردمی ایران وارد بشود. آیا الان در میان نیروهای تازه به میدان آمده میشود مشاهده کرد که آن رهبری قدرتمند، موثر، کارا و هدفمندی موجود میباشد که قادر باشند این کاروان را از درون این بحران پر طلاطم به سرمنزل مقصود برساند؟ آیا کسانی که در ادامه پروژه قبلی میخواهند دوباره دور میز گرد آمده و همان پروژه قبلی را با روال سابق ادامه دهند، واقعا خواهان وحدت می باشند، یا هنوز در میان آنها کسانی هستند که باز هم آمال دیگری را در سر می پرورانند.

سه- آیا مناسب ترین نیروهای سیاسی برای وحدت چپ این چهار جریان می باشند؟

 آیا چپ ایران فقط با اتحاد فدائیان، فدائیان اکثریت، کنشگران چپ و اتحاد سوسیالیستها خلاصه میشود؟ جایگاه نیروهای دیگری مثل نحله های دیگر فدائیان، راه کارگر، کومله، اتحاد کمونیستها، حزب توده ایران، فرقه دموکرات آذربایجان و حزب دموکرات کردستان ایران و نیروهای مشابه دیگری که میشود آنها را به نحوی در چهارچوبه چپ ایران تعریف کرد، در کجای چنین پروژه ای قرار میگیرند؟ کدام نیروها آمادگی روحی روانی و نظری لازم را در چنان میزان قدرتمندی دارا میباشند که بتوانند این روند را با انعطاف های لازم به انسجام ساختاری همگون یا هماهنگی تعالی دهند.

البته این سوال را هم باید از کسانی پرسید که با روحیه ای احساسی و عاطفی واقعیت های عینی تاریخی نظری، روحی، روانی شکل گرفته در روند تاریخی موجود در میان نحله های مختلف چپ را نادیده گرفته و با نظری "آلتریستی" خواهان جمع شدن همه نحله های چپ دور یک میز برای روشن کردن عرصه های ممکن قابل همکاری آنها می باشند. آیا کسانی که با کینه ای فرسایشی هفت سال تمام پروژه وحدت چپ را فقط بخاطر اینکه از نظر روحی، روانی و کینه توزی های شخصی با سازمان اکثریت زندانی آمال خویش کرده بودند، حاضر خواهند شد با حزب توده ایران دور یک میز بنشینند و به شیوه ای مدنی صحبتی شفاف و بی غل و غشی را رد و بدل کرده و در راستای ائتلاف یا وحدت گام بردارند؟ در مقیاس جهانی "پول پت"، "یوناس ساویمبی کنگو"، " شجره کیم ایل سونگ در کره شمالی" و دهها جریان دیگر مشابه را میشود نام برد که خود را در ردیف "چپ سوسیالیستی" تعریف میکنند. آیا همتایان ایرانی آنها چون "چپ" نامیده میشوند، جایگاهی در هر نوعی از پروژه وحدت، ائتلاف و یا همکاری چپ دموکراتیک ایران میتوانند داشته باشند؟

در این زمینه من نظر خویش را باز هم تکرار می کنم. به نظر من این موتور کوچک می باشد که موتور بزرگ را در راستای برنامه ها و اهداف چپ هدایت خواهد کرد. مشخص کردن اینکه کدام نیروها در وحله اول و مرحله آغازین در میان نحله های مختلف چپ ایران از همه بیشتر آمادگی نظری و روحی روانی شرکت فعال در پروژه وحدت چپ را دارا می باشند در این زمینه نقشی کلیدی و اساسی دارد. ائتلاف این نیروها در وحله اول میتواند نقش همان موتور کوچکی را بازی بکند که بتواند موتور بزرگ و پراکند چپ ایران را از جویبارهای پراکنده به یک رودخانه خروشان تبدیل بکند. به نظر من این نیروها را در وحله اول باید در میان نحله های مختلف از هم جدا شده فدائیان " که کنشگران منفرد چپ هم بخشی از آنها می باشند" جست، و در وحله دوم باید نگاه کرد و دید آیا خارج از نسل فدائیان سازمان و نحله دیگری از نیروهای چپ وجود دارد که به آن درجه تکامل یافته ای از آمادگی  نظری روانی جهت وحدت در پروژه چپ رسیده باشد که بتواند در این روند بدون دردسر نقش تاریخی خویش را ایفا نماید.

چهار- وحدت یا ائتلاف چپ؟

 آیا چپ ایران احتیاج به پروژه وحدت چپ دارد، یا پروژه ای بصورت ائتلاف و همکاری مشترک نحله های چپ ایران؟ به نظر من ایندو پروژه تکمیل کننده هم می باشند، نه اینکه باید فقط یکی از آنها را انتخاب و دیگری را نفی کرد. مثلا اگر سازمان فدائیان اکثریت با بخش آماده اتحاد فدائیان، همراه با کنشگران چپ، در کنگره ای مشترک تشکیل سازمان فدائیان خلق ایران را "با حذف کلمه اکثریت" اعلام بکنند، سازمان شکل گرفته از این وحدت، میتواند همان موتور کوچکی باشد که چطر ائتلاف و همکاری عمومی چپ را روی نکات مشترک برنامه ای سیاسی گرد آورده و به همکاری موثر میان آنها منجر شود. سازمان فدائیان خلق ایران شکل گرفته از وحدت سازمان اکثریت، بخشی از اتحاد فدائی و کنشگران چپ، وزنه سنگین و قدرتمندی در درون ائتلاف و همکاری فراگیر چپ ایران خواهد بود که قادر خواهد بود به آن سمت و سو و جهت داده و بصورتی موثر و کارا چپ ایران را در صحنه سیاسی کشور به غرش در بیاورد.

پنج-  آیا ارتباطی بین پروسه وحدت چپ و کارزار سیاسی در خیابان وجود دارد؟

 طبیعتا چنین پروژه ای یک کار آکادمیک نیست که در کریدورهای دانشکده ها و کتابخانه ها پیش برده شود. این پروژه نوعی گرد هم آئی نظری ساختاری چپ های دموکرات ایرن را مد نظر خویش دارد. به همین خاطر هم این پروژه در حرکت سیاسی روزمره میتواند صیقل یافته و براق تر و شفاف تر گردد. این پروژه در حرکت سیاسی روزمره و از طریق حرکت سیاسی فعال در رابطه با مسائل سیاسی روز میتواند انسجام بیشتری به نیروهای شرکت کننده در آن ببخشد. دست اندرکاران درگیر در این پروژه نه تنها  در زمینه های نظری ساختاری باید با هدف فراروئی به سنتز نوین چپ ایران گام بردارند، بلکه بخاطر ماهیت سیاسی چپ های دموکرات، باید نیروهای شرکت کننده در این پروسه در حرکت سیاسی فعالانه مشترک از یک ائتلاف نظری سیاسی، به یک نحله سیاسی ساختاری چپ دموکرات فعال فرارویند.

شش – آیا پیوستن بخشی از نیروهای سازمان اتحاد فدائیان به پروژه وحدت یک شکست تلقی میشود، یا یک پیروزی؟

شاید شمار سازمان ها و احزاب چپ ایران را بشماریم، رقمی نزدیک به بیست سازمان را بشود در این ردیف قرار داد. آیا اگر این بیست سازمان به بیست و یک سازمان تبدیل گردند، این یک فاجعه سیاسی برای چپ های دموکرات تلقّی میگردد؟ این در حالی است که سرعت یافتن و موفقیت پروژه وحدت نه فقط ممکن است سه، چهار و یا تعداد بیشتری از این سازمان های را زیر یک چطر گرد هم بیاورد، بلکه چنین ائتلافی چنان وزنه سنگینی را در درون نحله های پراکنده چپ دموکرات ایجاد میکند که بخواهی نخواهی نحله های دیگر پراکنده را در راستای محوری حرکت خود هدایت خواهد کرد. این در حالی میباشد که نه تعویق انداختن پروسه وحدت به قیمت حفظ یکپارچگی ساختاری یک سازمان عملا تسلیم شدن به خواسته های آنهائی میباشد که به وحدت نکردن با سازمان اکثریت سوگند خورده اند.

 هفت - منشور مشترک، یا برنامه مشترک؟ اساسنامه مشترک، یا کنگره مشترک؟

با توجه به فرهنگ خود محوری حاکم بر بخش قابل توجهی از چپ ایران و عدم میدان حضور بخشیندن و  پذیرش  نظرات غیر خودی، اقدام کردن به تنظیم اسناد برنامه ای و اساسنامه ای سازمانی نوین در مراحل آغازین، عملا آب در هاون کوبیدنی بیش نمیباشد. این اقدام دوباره میتواند مثل سابقه هفت ساله پروژه قبلی منجر یا سیاه کردن صدها من کاغذ منجر شود. این در شرایطی است که هر کس به غیر از برنامه نوشتاری خویش، برنامه نظری کس دیگری را قبول نداشته  و انعطافی در رسیدن به توافق بینابینی از خود نشان نخواهد داد. باید تنظیم و تدوین چنین اسنادی را در دستور جلسات کنگره های مشترک قرار داد. امکان اینکه این سازمان ها و کنشگران چپ که غالبا همه شان به نحوی خود را با نسل فدائیان تعریف میکنند، بتوانند دوباره دور همدگیر گرد بیایند، تنها از طریق گرد آمدن بر محور منشورمشترکی می تواند شکل بگیرد که عمومی ترین و عمده ترین نکات محوری خواسته ها و نظرات چپ های دموکرات ایران را در خود گرد آورده باشد. تدوین و تصویب اسناد فراگیرتر برنامه ای و اساسنامه ای را باید بر عهده کنگره مشترک گذاشت.

دنیز ایشچی.

20-05-2016

 

انتشار از: