" تریبون جنبش ملی سکولار دموکراسی" ، علیه ملت های تحت ستم ایران

تعداد مشاهدات: 
5610
یک جمهوری خواه نژاد پرستی که مبلغ و پیش برنده سیاستهای شوونیستی بر اساس برتری قومی، زبانی و نژادی می باشد، فرق ماهوی با یک فر د شوونیست مدافع نظام سلطنتی نخواهد داشت

"تریبون جنبش ملی سکولاردموکراسی"، تریبونی علیه ملت های تحت ستم ایران!

حسن جداری

 

امروز در وسط صفحه اول سایت "ایران گلوبال"، تیتری دیدم  تحت عنوان" تریبون جنبش ملی  سکولار دموکراسی ایران". خیال کردم این تیتر برجسته، حاوی مقاله ای است در زمینه سکولاریسم در ایران.  اما در نهایت تاسف  در یافتم که این تیتر، صرفا اطلاعیه  ای تبلیغاتی در رابطه با سایتی  است  که در آن، مقالاتی نیز از کسانی که در سایت " ایران گلوبال" همواره در رد ستم ملی در ایران  مطلب می نویسند، درج شده است. معمولا در سایت " ایران گلوبال"، در مورد مساله ملی   نوشته هائی از دید های مختلف  انتشار می یابد و برای خوانندگان  این قبیل  نوشته ها امکان داده میشود که نظرات خود را در نقد  این  مقالات، مطرح سازند. اما راستی یک  آگهی تبلیغاتی، را چگونه میتوان نقد کرد؟  زرنگی مسئولین سایت "تریبون جنبش سکولار..." در این است که در یک سایت پر خواننده ای نظیر "ایران  گلوبال"،  به طور مجانی برای  نظرات خود، تبلیغ می کنند!  به نظر من این سکولار دموکراتها اگر  دموکرات واقعی بودند،  هرگز  به این ترفند برای پیشبرد اغراض و اهداف خود دست نمی  زدند و پای سایت "ایران گلوبال" را که در آن نظریات گوناگون درج  میشود، به میان نمی کشیدند.  وقتی  خواننده ای این آگهی  تبلیغاتی  را  در وسط صفحه اول سایت "ایران گلوبال"  می بیند،  فکر میکند که  گردانندگان این سایت نیز جزوی  از  همین  گروه  سکولار دموکراتها هستند و  به منظور شناساندن سایت جدیدی، این آگهی را در  صفحه اول "ایران گلوبال،" درج کرده اند .                              

                                      +++++

در هر حال ، این تریبون جنبش ملی سکولار دموکراسی را مورد نقد و بررسی اجمالی قرار د اده، به بینیم  این تیتر بلند بالای  پر طنطنه  و پر ابهت، چه معنا و مفهوم سیاسی دارد. سال هاست مطالبی  در نشریات و سایت های خارج از کشور در زمینه سکولاریسم  به مثابه یک  مکتب ومرام  سیاسی، به چشم میخورد.  افراد زیادی  در بین نویسندگان  و فعالین سیاسی، خودرا سکولار یا سکولار دموکرات، قلمداد می کنند.  این افراد مدعی سکولاریسم،  در مطالبی که در ستایش از این  ایده سیاسی، به رشته تحریر می آورند، کوچک ترین روشنگری در زمینه ماهیت طبقاتی حکومت سکولاری که میخواهند در ایران فردا بنا سازند، به عمل نمی آورند.  تردیدی نباید داشت که هدف وآرمان این  سکولاریست ها  همانا ایجاد جامعه سرمایه داری " مدرن"   تحت رهبری بورژوازی   می باشد.  اینها  در نوشته های ملال آور و گنگ خود، همچنان به  نحوه و راه  رهائی از  چنگ  رژیم  ضد دموکراتیک و آ زادیکش جمهوری اسلامی نیز، برخوردی نمی کنند. معلوم نیست  ایجاد ایرانی سکولار و دموکراتیک  که این افراد  در جهتش بذل مساعی میکنند،  از طریق  بر انداختن قهر آمیز رژیم  خواهد بود یا از راه  مبارزه مسالمت آمیز مدنی  و احیانا همه پرسی و رفراندم  و ..  اما تا آنجا که می توان استنباط کرد اغلب سکولار دموکرات های ما، با  قهر انقلابی در مقابله با قهر ضد انقلابی، میانه خوشی ندارند! این حکومت بورژوائی که این سکولاریست های  دو آتشه  میخواهند  برای  توده های  محروم  و زحمتکش ایران  به ارمغان بیاورند، از دید من،  وعد ه سر خرمنی بیش نیست. بورژوازی  برای  جلب  افکار عمومی به منظور جلوس بر اریکه  قدرت،    انواع  وعده ها را میدهد و بهر وسیله ای است میکوشد خود را دلسوز و حامی کارگران و زحمتکشان نشان دهد. اما به محض  اینکه  به قدرت  سیاسی  دست یافت،  وعده ها ی  دیروز خود  را فراموش کرده  ود رجهت  تامین منافع  طبقاتی ، به هر اقدام دیکتاتور منشانه و زورگویانه  متوسل  میشود . این بورژواهای سکولار که  به خاطرجلب توجه روشنفکران آزاد اندیش که از  اعمال استبدادی رژیم آزادیکش دینی سخت به ستوه آمده اند ، در نوشته های خود وعده  حکومتی  سکولار و دموکراتیک را در ایران فردا می دهند، اگر روزی  زمام  قدرت را دردست  گیرند ،سکولاریسم را به بهانه های مختلف  کنار گذاشته و برای بقا و  تداوم  سلطه  طبقاتی  خود، از حربه  دین ومذهب  یاری خواهند جست.  واقعیت این است که در کشوری مثل ایران، هر بخش و جناحی از بورژوازی قدرت سیاسی را در چنگ داشته باشد،  قادر نخواهد  بود بدون یاری خواستن از حربه دین و  مذهب، به سروری و آقائی خود ادامه د اده و سلطه  طبقاتی خود را  برای  چند صباحی  حفظ کند.                                            

                                   +++++

برسیم برسراین مطلب  که  دموکراسی در قاموس  این سکولاریست های  دو آتشه ای  که تریبون   جنبش  سکولار-دموکراتیک را  ایجاد کرده اند، چه  معنا و مفهومی دارد.  تا  آنجا  که  بیاد می آورم،  روشنفکران سکولار همواره در نوشته های خود،  خواهان  ایران یک پارچه ای   بوده اند که  تاریخ آن، تاریخ  کوروش ها، داریوش ها و شاپور ذوالاکتاف ها و زبان رسمی و ادبیات آن، زبان و ادبیات فارسی است. در ایرانی که این سکولاریست های دموکرات در ایجاد آن، اینهمه  رنج و  زحمت بر خود هموار میدارند، کشوری دارای یک زبان رسمی، یک فرهنگ رسمی و یک تاریخ  رسمی خواهد بود.  اغلب این سکولاریست ها در رد وجود ملت های  غیر فارس در  ایران وعشق وعلاقه به کوروش ها و دیگر شاهان باستانی، اهمیت قائل شدن به  زبان فارسی  و تاریخ ادبیات فارسی و نادیده  گرفتن و تحقیر زبانهای  ملت های غیر فارس،  هیچ  فرقی باسلطنت طلبان و دیگر شوونیست ها ندارند.  یک جمهوری خواه  نژاد پرستی  که مبلغ  و پیش برنده  سیاست های شوونیستی بر اساس برتری قومی، زبانی و نژادی  میباشد، فرقی  ماهوی با یک  فرد شوونیست مدافع  نظام سلطنتی نخواهد داشت.  در بین همین جمعی  که خود را تریبون سکولاریست های  دموکرات  مینامند و  سایت شان را در ایران گلوبال  آگهی  کرده اند،  شوونیست هائی وجود دارند  که زیر ماسک چپ و سوسیالیست و جهان وطنی بودن، به مثابه ناسیونالیست های پر و پا قرص ملت غالب، اشکارا منکر وجود ملت ها  در ایران  چند ملیتی شده،  وجود ستم ملی در این کشوررا، کشک  میدانند! دموکراسی این قبیل افراد شوونیست،  دموکراسی  آنهائی  که   هرگونه برخورد  به  مساله ملی و  ستم  ملی را در ایران مورد تخطئه و حمله قرار میدهند، دموکراسی  روشنفکران ناسیونالیستی  که  زبان و ادبیات فارسی را  میراث  همه ملت های ساکن در ایران  قلمداد میکنند وشاهان  خود کامه و مستبدی  مثل کوروش  را در  لباس  مبتکرین حقوق بشر نشان میدهند وبالاخره  دموکراسی آنهائی که اصل  حق تعیین سرنوشت ملل را رد میکنند،  بدون تردید دموکراسی یک  بعدی، دم بریده و دروغین است. هنوزاز حافظه عمومی خلق های ایران،  جشن های رسوای  2500 سالگی شاهنشاهی که  طی آن ،شاه خود کامه "آریا مهر"  فریاد زد: " کوروش آسوده به خواب ما بیداریم"،  فراموش  نشده است . شاهان خاندان پهلوی،  در طول 57 سال استبداد و خودکامگی، به منظور حفظ سلطه  جابرانه خود، سیاست شوونیستی  کوروش پرستی و داریوش پرستی و فردوسی پرستی را تبلیغ کرده،  زبان فارسی را زبان رسمی کشور قرار داده  و  ملت های غیر فارس  را  از  تحصیل  در زبان  مادری خود محروم ساختند .  پس از آنکه  سلطه خاندان پهلوی، با قدرت لایزال توده های زحمتکش سرنگون گردید، رژیم جنایتکار و قرون وسطائی جمهوری اسلامی نیز به پیروی از رژیم پهلوی، در طول 37 سال  گذشته،  سیاست  شوونیستی ستم  بر ملت های غیر فارس  ایران را همچنان دنبال کرده است.

                        +++++

در حال حاضر که توده های  محروم و زحمتکش ایران  در چنگال رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی  اسیرند، در ایران تحت ستم ، درشرایطی که کارگران و زحمتکشان  به بیرحمانه ترین وجهی از طرف سرمایه داران حاکم  استثمار میگردند،  زنان  ستمدیده از کلیه حقوق انسانی خود محروم بوده و استبداد عنان گسیخته ای، آزادی و دموکراسی را زیرپا  لگدکوب کرده است،  در میان انواع ستم هائی که از جانب رژیمی  آزادیکش بر توده های  زحمتکش  اعمال میگردد، ستم ملی و ستم مذهبی  هم  دمار از روزگار  مردم در آورده است . از ستم ملی،  کلیه ملت های غیر فارس ایران  که بیش از نصف اهالی کشور را تشکیل  میدهند، رنج می برند. ستم  مذهبی نیز شامل  میلیونها  از  ایرانیانی میگردد  که  دینی  غیر از دین رسمی  حکومتی  دارند.  کسی  که خواهان  سرنگونی سلطه این رژیم جنایتکار ضد مردمی است،  باید علیه  همه ستم گریها  و جنایت کاریهای این  رژیم خودکامه  مبارزه  کند. به قول  معروف، شتر سواری  دولا دولا نمی شود. شما - منظور اغلب  افراد  این تریبون  جنبش سکولار های دموکرات میباشند - مخالف  وجود ملت های  تحت ستم در ایران هستید ، ستم ملی را در ایران رد میکنید،  اکثرتان مبلغین  فرهنگ " ناب" ایرانی، نژاد" خالص" آریائی،  تاریخ باستانی ایران و شاهان خودکامه ای نظیر کوروش هستید  و از هژمونی  زبان فارسی دفاع می کنید و هنوز  هم  خود را انسانهای دمکرات منش می نامید!  به نظر من،  اکثر شما را یک  دید شوونیستی ضد ملت های غیر فارس ایران و عمدتا خلق تحت ستم ترک زبان آذربایجان، باهم متفق ساخته است. چنین است بر داشت من از اغلب شما سکولار دموکراتهای  تشکیل  دهنده "تریبون  جنبش  ....."      .  شما اگر به اصول آزادی و دموکراسی  احترامی  قائل هستید، باید قاطعانه سیاست های شوونیستی رژیم های ارتجاعی  شاه و جمهوری اسلامی را در تحمیل زبان و فرهنگ فارسی بر ملت های غیر فارس ایران محکوم ساخته،  به مثابه  انسانهای  دموکرات،  وجود ملت های  مختلف  در ایران چند ملیتی  و ستم ملی را که بر ملت های  غیر فارس اعمال میشود، قبول  کنید. در کشوری کثیر المله نظیرایران،  هر  فردی  که ادعای مبارزه علیه رژیم خود کامه جمهوری اسلامی را دارد، باید بدون قید و شرط علیه  همه ستمگریهای این رژیم و از آنجمله  علیه ستم ملی، پیگیرانه  مبارزه کند . فراموش نکنیم که ستم ملی بر ستم طبقاتی اثر گذاشته و بر شدت و حدت آن می افزاید. دموکراسی که  این روزها خیلی ها ادعایش را دارند، ایجاب  میکند که اصل حق تعیین سرنوشت ملل، در کشوری کثیر المله  مثل ایران، برسمیت  شناخته شود . اصل  حق تعیین سرنوشت همانا  به  معنای جدا شدن یک ملت معینی از یک کشور  چند ملیتی و تشکیل  دولت خودی نیز میباشد. شما اجتماع کنندگان در این "تریبون جنبش ملی سکولار دموکراسی ایران" – منظور اکثریت شماست-  که اصل  حق تعیین سرنوشت ملل را رد می کنید و  از تز  تمامیت ارضی  به منظور  مخالفت با این اصل  دموکراتیک که در کنکره بین الملل درسال 1896  در لندن به تصویب رسیده  مخالفت می ورزید، بهیچوجه از دید من افراد دموکراتیکی محسوب نمی شوید.            پایان     اردیبهشت 1395 

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای اقبالی چقدر نسبت به خلق ترک زبان آذربایجان احساس کینه می کنی . نمیدانم دلیل این امر چیست؟ ازدید من
این برخوردهای سکتاریستی شما و ناسیونالیست هائی نظیر شما، عمیقا نفاق افکنانه و نکوهیده است . راستی انتشار مطالبی نظیر "" ایران گلوبال به سمتی میرود که گورکن سیاسی پان ترک در خارج از کشور گردد"، چه کمکی به پیش برد موفقیت آمیز امر مبارزعلیه رژیم آزادیکش جمهوری اسلامی در خارج از کشور می کند؟ با این برخوردهای غلط و نفاق افکنانه ، شما به آسانی می توانید هر کسی را که مخالف نطراتتان در زمینه های مختلف سیاسی و از آن جمله در مورد وجود ستم ملی در ایران باشد، با حربه پوسیده مبارزه جهت دفن سیاسی " پان ترکیسم"، محکوم ساخته و مانع آزادی بیان و اندیشه مخالفین سیاسی خود باشید. به قول شاعر تند مران ای دلیل ره که مبادا خسته دلی در قفای قافله باشد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چند ساعت پیش در جواب کامنت آقای اقبالی در باره مقاله اینجانب تحت عنوان " تریبون جنبش ملی سکولار دموکراسی ایران " علیه خلقهای تحت ستم ، وانتقاد از لحن غیرد وستانه ایشان، مطلبی کوتاه به سایت ارسال داشتم که تاحال انتشار نیافته. میخواهم از آنهائی که این سایت را تاسیس کرده اند به پرسم موضع شان در باره وجود ستم ملی در ایران چیست ؟ چرا در بین مقالاتی که در سایت شان انتشار یافته، اشاره ای به این مساله سیاسی مهم نشده است؟ آیا این سکولاردموکرات های ما این واقعیت را قبول دارند که بیش از نصف اهالی کشور را ملت های غیر فارس تشکیل میدهند؟ آیا بر ای حقیقت واقفند که رژیم های ارتجاعی پهلوی و جمهوری اسلامی در طول 90 سال گذشته بر ملت های تحت ستم ایران ستم ملی روا داشته اند؟ آیا سکولار دموکراتهای نازنین ما حق انسانی تعیین سرنوشت ملل را در کشوری چند ملیتی نظیر ایران ، قبول دارند
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
درودهای صمیمانه خدمت جناب کرمی عزیز؛
چند مطلب را خدمتتان عرض می کنم.
1- به نظر من، ما در آغاز کار "تریبون" هستیم و تلاش نخست ما ناظر بر شناساندن تریبونی ملی برای ایرانیان است. تریبونی که میدان رزم سیاسی، فرهنگی ایراندوستان سکولار دمکرات باورمند به برچیدن حکومت اسلامی و ایجاد نظام سکولار دمکراتیک می باشد.
2- حرکت ما با پشتوانه اندیشمندانی که شجاعانه برای آزادی، سکولار دمکراسی و براندازی حکومت اسلامی قلم میزنند، امکان پیشروی می یابد. معرفی سایت در ایرانگلوبال و .. اقدامی جهت تحقق این هدف است.
3- ایجاد تریبون های شنیداری و دیداری جهت روشنگری سیاسی - ایجابی از خاستگاه ایراندوستانه، سوسیال و سکولار دمکراتیک، نیاز حیاتی جنبش ازادیخواهانه ایرانیان است. این امر هنگامی کارساز و سرنوشت ساز است که کمیت و کیفیت قابل توجهی از کارکشتگان بی غل و غش
تصویر دیرنج مین ائللی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دردموقراسی!! از نوع چنبش ملی سکولار دموقرات آقای اقبال اقبالی, دهان کسانی که پایشان لب گور است را گل میگیرند و انتقادات را یاوه سرائی نامیده لایق جواب نمی دانند و با اصرار و عصبانیت همچنان ادعا می کنند که دموقراتند. ایشان با عصبانیت دیگران را تهدید می کنند که یا شهامت سیاسیشان را ثابت کنند و یا اینکه پشت دوربین شکرخوری کنند. ما پیر مردهای 100 ساله بخاطر داریم که کهریزکیان پیش از انقلاب سال 57 انسانهای بسیار ملایمی بودند, وای به روزی که امثال اقبالیهای 99 ساله که هنوز کاره ای نیستند بر مسند امور بنشینند!!! از نظر آقایان پان ایرانیسم,= ملی و پان کردیسم = جنبش مظلومان, ولی باید پان ترکیسم و پان عربیسم با وجود اینکه در پرنامه هیچ گروهی نیست با خشم و کینه ای استالینی درهم کوبید. مشکل ایران تنها شاه و شیخ نیست و برای همین باید عطایش را به لقایش بخشید و آزربایجان مستقل را بنا نهاد.
تصویر ناصر کرمی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آقای اقبالی گرامی.... "تریبون جنبش ملی سکولار دموکراسی ایران" احتیاج به تبلیغات بیشتری دارد. فعالیّت آن باید در شرایطی باشد که بتواند مخالفان دیدگاهی خود را در اشکال مختلف دیداری، شنیداری، و نوشتاری به چالش بگیرد،
نمیدانم امکانات شما در سطحی هست، در اختیار داشتن یک کانال تلویزیونی بد نیست، جلسات پالتالکی، و اسکایپ بصورت عمومی میتواند به شناساندن دیدگاه و هدف افراد این تریبون کمک کند.
و افراد مخالف از جمله نوینسدهء این نوشتار بدون پشتوانه را به گفتگوی مستقیم دعوت کند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به بخشید آقای اقبال اقبالی، بر خورد شما به نظر من بر خورد ی سیاسی و مودبانه نیست . دارید به کدام پان ترک ها " این مرده های سیاسی متحرک ..... که میانگین سنی شان 70 است و پایشان لب گور ...." اشاره می کنید . این پولمیک ارزان قیمت شما چه ربطی به مقاله اینجانب در باره سکولار دموکراتها دارد ؟ مگر اینکه هر کس حط مشی و نطرات سکولار دموکرات ها - از هر گروه و دسته - را مورد نقد قرار داده و ماهیت طبقاتی آنها را روشن و آشکار سازد ، حتما باید پان ترک باشد!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای اقبالی میدانید که پان عربیزم و پانتورکیزم خلق شد برای لجام زدن به پان فارسیزم و زده است.
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
توضیح در باره چند نکته؛
1- پاسخ به یاوه سرائی های قلمزنان پان ترک، این مرده های سیاسی متحرک جبهه اردوغان - داعش که میانگین سنی شان 70 ست و پای شان لب گور است، شایسته ما نیست و براستی ارزش هزینه وقت ندارند.
2- استنادی که به برخورد سایت "تریبون جنبش ملی سکولار دموکراسی ایران" در ماه ژانویه سال 2016 صورت گرفته است، بر اساس مطلبی ست که ما خود در سایت درج کرده ایم تا واکنش حقیرانه به آغار فعالیت خود را بازتاب دهیم.
کسانی که نوشتند: "در ارزیابی ما، این سایت برای تخطئه اپوزیسیون سکولار دموکرات ایران در خارج، به وجود آمده" یا باید شهامت سیاسی از خود نشان دهند و ادعای شان را ثابت کنند، ویا در رسانه رسمی خود و تلویزیون هائی که چنین ادعائی را کرده اند، از گردانندگان «تریبونِ جنبش ملی سکولار دمکراسی ایران» پوزشخواهی کنند.
یاران ما بدرستی برخورد به آن واکنش حقیرانه را شایسته خود ندانستند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
برایم جالب است که توده ای ها و چپی های بی وطن که با کشتار و ترور و دروغ ، ایران ما را به این روز انداخته اند، اکنون دلسوز مردم ایران شده اند. چیزی که مایه خنده است این است که این به اصطلاح روشنفکرانِ کهنه و تاریخ گذشته، گمان می کنند می توانند در این وضعیت نابسامان و نداری و بدبختی مردم ایران از آب گل آلود ماهی بگیرند. این جمله که گفته:
"از ستم ملی، کلیه ملت های غیر فارس ایران که بیش از نصف اهالی کشور را تشکیل میدهند، رنج می برند."
نشان از قصد و غرض نویسنده دارد. شما دشمنان ایران هنوز نمی دانید به چه کسی گفته می شود «فارس» و به چه کسی گفته می شود تورک. شما در میان عربهای تازی و مسلمیین عرب پرست، همانند دارید. زمانی که از آنها می پرسیم «نجس» چیست؟ هیچ پاسخی ندارند. واژه ی «فارس» نیز مانند واژه ی «نجس» در ذهن یک مسلمان، ساخته و پرداخته ذهن بیمارش است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چنین به نظر می آید که سایت" تریبون جنبش ملی سکولار دموکراسی ایران" در ماه ژانویه سال 2016 میلادی یعنی همین چند ماه پیش، تشکیل یافته است. سایت "جنبش سکولار دموکراسی ایران" در شماره 29 تا 31 ژانویه 2016 خود، در رابطه با ایجاد سایت فوق الذکر، چنین توضیح میدهد." ک توضیح ضروری اخیرا یک سایت اینترنتی با نام ( تریبون جنبش ملی سکولار دموکراسی ایران) آغاز به کار کرده است که آشکارا نام پایگاه و جنبش ما را دزدیده است. بدین وسیله اغلام میشود که در ارزیابی ما، این سایت برای تخطئه اپوزیسیون سکولار دموکرات ایران در خارج، به وجود آمده و در ارتباط با تشکیلات ( همبستگی) داخل کشور که اعوانش در انتخابات اخیر متقاضی کاندیداتوری شده اند، تحت لوای( ضرورت هدایت جنبش سکولار دموکراسی از داخل کشور،) می خواهد تا جنبش ما را از نفس بیاندازد. به همه کسانی که این سایت مقالاتشان

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقایی انونیموس به اظهار نظر های غیر منطقی و غرض آلود شما البته جواب دندان شکن و منطقی دارم . اما تا زمانی که حد اقل با اسم مستعار کامنت نه نوبسید با شما حرفی نخواهم داشت.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
حسن آقا! با این چیزها برای فاطی تومان کؤینک نمیشود. به بغل مردم آزربایجان قارپوز ندهید! لطفا سعی کنید شترخود را در جلوی دکان دیگری بخوابانید. مردم آذربایجان احتیاجی به وکیل و قیم ندارد، شما سعی کنید در فکر مغازه درب و داغون خود باشید، که بقایای آن نیز درحال فروپاشی است. پانفارسی مثل حسن آقا که آرامش قبل از توفان را حس میکند، در فکر چاره برای موجودیت خود باشد. جهنم ایران پیش کش اش. حسن آقا و حسن آقا ها، خود بهتر میدانند، که ملل ایران به هربهائی که باشد، خود را از زندان جهنم موسوم به تمامیت ارضی رها خواهند کرد. این موضوع فقط دیرو زود دارد. اما سوخت و سوز ندارد. توصیه من به حسن آقا این است، کلاهش را محکم بچسد باد نبرد. التماس دعا. ده ده قوربان.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
میگویم ماهها اخباری در رابطه ارتباط تورکیه با داعش « منبع خبر روسها و روزنامه تابناک رژیم ایران و امثالهم » را آقای اقبالی و کاوه جویا در این سایت پخش کردند و عکس کباب فروش را بعنوان تماس رهبر داعش و پسر اردوغان پخش کردند همچنین کامیونهای کردهای عراق را به عنوان حامل نفت داعش به ترکیه پخش کردند ولی الان حدود ٢ ماه است که تقریبا هر روز میان داعش و ارتش و پلیس ترکیه درگیری است و ٢٧ نفر ساکن بی گناه در داخل خاک ترکیه « کیلوس » توسط توپهای داعش جان سپرده و کلی از منازل مردم توسط داعش خراب شده و بیش از ٣٠٠٠ داعشی فراری از سوریه توسط ارتش و پلیس تورکیه دستگیر شده ، ولی هیچ خبری حتی بای یکبار هم که شده توسط این آقایان پخش خبر انتشار داده نشده .اینجا این سوال را باید کرد پس چه شد ؟ شما که داشتید اطلاع رسانی میکردید ؟ حنای تان رنگش را از دست داده ؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آغاز اعتصاب غذای عباس لسانی و ۱۱ زندانی دیگر
عباس لسانی فعال ترک (آذری) تبعیدی به زندان عادل‌آباد شیراز از صبح روز جاری در اعتراض به عدم آزادی در موعد مقرر و پرونده‌سازی جدید دست به اعتصاب غذا زده است. همزمان دست کم ۱۱ زندانی عقیدتی دیگر در حمایت و همراهی با این زندانی در اعتصاب غذا به سر می برند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، مدت محکومیت عباس لسانی فعال ترک (آذری) که بصورت تبعیدی در زندان عادل‌آباد شیراز نگهداری می شود بایستی روز گذشته ۲۹ اردیبهشت‌ماه پایان می‌پذیرفت و ایشان آزاد می شد اما با پرونده‌سازی های جدید از آزادی این زندانی ممانعت بعمل آمده. او در اعتراض به این اقدامات از صبح امروز دست به اعتصاب غذا زده است.

آیت مهرعلی بیگلو، رسول رضوی، حسین علی محمدی و مرتضی مرادپور در زندان مرکزی تبریز، میثم جولانی، مرتضی پروین، مصطفی پروین،

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
لاچین عزیز ، تاریخ ایران و کشور های مشرق زمین را از دوران سلطنت مطلقه کوروش تا سلسله پهلوی ورق بزنیم خواهیم دید که همه جا در همه زمانها، شاهان، حاکمان و سلاطین مستبد و خودکامه زمام قدرت را در دست داشته اند. نمونه یک حکمفرمای مستبد را ما در دوران سلطنت شاهان پهلوی می بینیم . در زمان سلطنت رضا شاه البته هیات وزرا و مجلس شورای ملی وجود داشتند، اما همه کارها زیر نظر شاه شاهان بود و وزرا و وکلا همه عروسک هائی در دست ذات ملوکانه بودند. در سال 1933 انگلیسی ها به دست رضا شاه ، قرارداد نفت را به ایران تحمیل کردند که صد در صد به ضرر صاحبان اصلی نفت و به سود امپراطوری بریتانیا بود. در آن زمان سید حسن تقی زاده سمت وزیر دارائی را بر عهده داشت و به همین سبب نیز قرارداد ننگین نفت به امضای وی رسیده بود .البته این تنها یک فرمالیته بود و وزیر دارائی وقت،

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
(به مناسبت هفتادمین سالگرد جنبش ملی 21 آذر

رفقای گرامی!

کمیته مرکزی حزب توده ایران هفتادمین سالگرد جنبش 21 آذر را به شما تبریک می گوید.

در چنین روزی خلق آذربایجان به رهبری رفیق پیشه وری و فرقه دمکرات آذربایجان به پیروزی بزرگی دست یافتند و برای اداره سرزمین خود اولین جکومت خود مختار را در ایران به وجود آوردند .

خلقهای کشور چند ملیتی ما ایران همچون سایر آزادی ها و حقوق دمکراتیک از حقوق ملی نیز محروم هستند. در برنامه حزب توده ایران حق تعیین سرنوشت خلق ها در چارچوب ایران همواره جای ویژه خود را دارد . در تاریخ هفتاد و چهار ساله حزبمان ، توده ای ها همواره مروج حق تعیین سرنوشت خلق ها بوده ، از آن دفاع نموده و به هنگام عمل در چنین حرکاتی شرکت کرده اند. بنابراین از همان آغاز جنبش 21 آذر ، حزب توده ایران نه تنها در حرف بلکه در عمل و با تمام نیرو عمیقا از آن پشتیبانی نمود وو)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای بابک خرمدین....بدبختی جامعه ایران هم درست در همین دو کلمه ( پادشاه و سلطنت ) است . اگر پادشاهان به جای « حکومت » کردن مثل پادشاهان انگلستان و یا سوئد ( سلطنت) میکردند , شاید جامعه ایران وضع بهتری داشت و دست آورد های انقلاب مشروطیّت به نتایج خوبی میرسید. این همان خواسته های زنده یاد دکتر محمد مصدّق بود که می گفت (( شاه بایستی سلطنت بکند نه حکومت)). ولی طبیعتآ پادشاهان برگزیده شده از طرف بیگانگان, هیچ وقت , تن به این کار نمی توانستند بدهند. در ضمن نوشته بودید که که پادشاهان ترک ایران در طول نهصد سال بر سر ملت ایران بدبختی آورده اند . خوب شما که ادعا می کنید تاریخ ایران و آریائی , تاریخ دوازده هزار ساله را دارید , لطفآ بفرمائید و بگوئید که شما در عرض این یازده هزار و صد سال در کجا تشریف داشتید؟ اون ملت و دولت نوینی که کوروش برپا کرده بود راستی به کجا رفت؟.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
منم با بک خرمدین ازآذربایجان: جناب جداری چرا وقت مارو میگیری ای خدا ای امان .با کمال احترام به جناب عالی نظام سلطنتی را دیدم در تاپیک نوشتار خواستم چند خطی از این بد بختی که ترکان در طوله این نهصد اندی سال بر سر ما ملت ایران آورده اند نکته ای را عرض کنم ما ملت تشکیل شده از چندین اقوام ملت یک پارچه تاریخی دارای شناسنامه اولین دولت مدون جهان که تا به امروز ادامه دارد. ما در فرهنگ پر افتخار ایران لغت پادشاه را داریم اما لغت سلطنت واژه ای است
ترکی که تلفیق ان با خلیفه گری اسلامی و خان و خان بازی ترکی مغو لی پدیده شومی بعنوان سلطنت پدید آورده .نخستین بار واژه سلطان از غزنویان شروع شده محمود غزنوی نخستین سلطان ترک تبار است که به ایران حکومت کرده به عبارتی آغاز سیاه بختی ما ایرانیان .بهر حال تا قبل از ترکان ما سا مانیان ,آل بویه ,صفاریان را داریم اما با آغاز غز نویان با واژه سلطان رو

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
صد آفرین به آقای جداری ،دیکتاتورها هزار بار دمکرات تر از این آفایان به اصطاح سکولار دمکرات ها هستند .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
حسن آقا جداری من نیز به همان شکلی که شما مراجعه کرده اید مراجعه کردم و با اسامی ضد ملل غیر فارس روبرو شدم در تبریز ما مثلی داریم که میگویند عینالی نجه زیارتگاه دیر جواب وئررلر باخ زوارینا یعنی عینالی چگونه زیارتگاهی است جوا ب میدهند نگاه کن به زوارش