آیا سلاح به دست گرفتن زنان در نبرد با داعش درست است؟

این نقش، نه فقط نقش همطرازی نظامی زنان با مردان را به نمایش می گذارد، بلکه نمایشگر ارزش های عمیق سکولاریسم، مترقی، مدرن و انسانی تاریخ معاصر می باشد. ارزش هایی که عمیقا با ارزش های آن به اصطلاح رهبرانی که به قول شما در ایران و درون گود دارند مبارزه می کنند، فاصله دارند.

قبل از اینکه به پاسخ این سوال پرداخته باشم، این سوال برای من مطرح بود که آیا من به عنوان یک مرد اجازه دارم در مورد مساله زنان بنویسم، یا این مساله مختص فعالین جنبش زنان و نویسندگان مدرسه فمنیستی  میباشد و هیچ مردی از جمله من حق ورود ود اظهار نظر در این زمینه ها را نمیتوانم داشته باشد. دخالت من به این می ماند که یک نفر مسیحی بخواهد در مورد اسلام، یک نفر ملی گرای کرد بخواهد در مورد مساله ملی آذربایجان، یک نفر آتئیست بخواهد در مورد ریشه های دین و غیره بنویسد. در هر حال به دنبال کلنجار کوتاهی به این نتیجه رسیدم که به احتمال زیاد خیلی از حیطه گرایانی که به سختی مخالف دخالت های نظری کسان دیگر در حیطه های اجتماعی دموکراتیک تحت تمرکز نظری آنها می باشند، هم مقاله من را نشر نخواهند کرد و هم اهمیتی به آن نخواهند داد. این مساله دلیلی نمیشود که من با حساسیت ویژه نظر خویش را در مورد این مساله طرح نکرده باشم.

مقاله چند روز پیش خانم آزاده دواچی  تحت عنوان "نظامی کردن زنان: مبارزه علیه خشونت داعش یا تشدید آن" برایم دور از انتظار بود، ولی نه خیلی تعجب آور.  گرچه من تلاش های خستگی ناپذیر ایشان را در زمینه گالوانیزه کردن، بسط و گسترش چالش های اصلاح گرانه جنبش زنان ایران در راستای احقاق حقوقشان ارج می نهم، ولی همیشه با جوهره استراتژیک راهکار ایشان مشکلاتی جدی داشته ام که الان جایش نیست به آنها بپردازم. شاید  یکی از بازتاب های  جوهره این نوع چالش استراتژیک را در جمله ای اخیر از ایشان که چندی پیش در یک جائی در مورد آقای موسوی چنین نوشته بودند یافت که به اهمیت تحول گرایانه و بنیادین "رهبرانی که در درون ایران و در بین مردم تلاش می کنند" مطرح کرده بودند که مبارزات آنها بمراتب حیاتی تر و کلیدی می باشد، تا آنهایی که خارج گود هستند. به نظر من مشکل این شیوه نگرش در وحله اول مشکل ارزش شناسی  ماهیتی دوران گذر دموکراتیک در این مرحله، از جمله جنبش زنان در این مرحله می باشد. آیا آقایانی که به قول ایشان در "درون گود" هستند، چه ارزش هایی را نمایندگی میکنند، اصلا مورد توجه قرار نمیگیرد.

مقاله ایشان بصورت طبیعی با افشاء جنایات داعش آغاز شده و به دامنه فجایعی در این فجایع در مورد زنان اعمال می شود و در پرده های رسانه ای کمتر انعکاس پیدا می کند می پردازند. ایشان با احساس مسئولیت خستگی ناپذیر همیشگی خویش این فجایع را عریان کرده و به افشاگری ستم مضاعف در چنان شرایطی نسبت به توصیف وضعیت زنان کرد می پردازند. اینجاست که متاسفانه در مرحله بعدی، شیوه مبارزه پسیویستی خویش را که در مورد جنبش زنان ایران بصورت پیگیری دنبال می کنند، در مورد نقش پیشگامانه مقابله گرایانه مسلحانه زنان کرد در مقابل "داعش" توصیه می کنند.

به باور من، هر پردایم نظری، اندیشه ای و رفتاری در وحله اول باید در درون دامنه گستره ویژگیهای خود همان پردایم مورد ارزیابی قرار گرفته و ارزیابی شود، سپس تاثیرات این چالش ها در پردایم های دیگر مشابه آن مورد تجزیه و تحلیل قرا بگیرد. کمی روشن تر بگویم، وقتی در مورد یک پدیده اقتصادی، یا فرهنگی صحبت می کنیم، اول تلاش می کنیم تا در چهارچوبه معیارهای سنجشی اقتصادی و یا فرهنگی  همان پدیده را مورد سنجش قرار دهیم، سپس بازتاب ها و تاثیرات متقابل سیاسی و اجتماعی آن را میتوانیم به نمایش بگذاریم. وقتی یک حرکت اجتماعی از یک دامنه محیطی به فاز و مرحله دیگری گذر کرد، باید با ویژگیهای مشخص مرحله نوین به تجزیه و تحلیل آن پرداخت. به صورت مشخص تر، وقتی یک وضعیت سیاسی اجتماعی این نیاز را بوجود می آورد تا نسبت به آن چالش سیاسی  برخورد نظری سیاسی فعالی صورت بگیرد، چنین دخالتی باید با بکارگیری ارزش ها  و متدولوزی های سیاسی به پیش برده شود. وقتی وضعیت اجتماعی وِیژه، به مرحله نظامی امنیتی گذر می کند، دیگر باید با ویژگیها، ابزارها و متدولوژی های مشخص پردایم ویژه خود به آن پرداخت.

نیروهای "داعش" به چهل کیلومتری "اربیل" پایتخت اقلیم خود مختار کردستان عراق رسیده اند. صحبت از همان داعشی میرود  که شما نصف بیشتر مقاله خود را به توصیف جنایات غیر قابل توصیف آنها پرداخته اید. اینجا صحبت از همان داعشی وی رود که نه فقط قتل عام های وسیع غیر خودی ها را به وحشیانه ترین شیوه ها به پیش می برند، بلکه دفاتری نیز جهت ثبت نام اجباری زنان و دخترانی را که هنوز زنده مانده اند تشکیل می دهند که بصورت اجباری آنها را به نکاح همین آدمخواران در می آورند، یا بصورت کنیزکان آنها را بفروشند.  این نیروها به چهل کیلومتری محل اقامت شما نزدیک شده باشند و بسمت شهر شما پیش روی میکنند. آیا زنان، مثل مردان حق دفاع از هستی و حیات خویش را دارند، یا باید به شیوه توصیه شما دست به اسلحه نبرند، مبادا که این کار مورد تشدید خشونت می شود.

اولا که دست به اسلحه بردن زنان کرد، حالت تهاجمی ندارد، بلکه برعکس، نقش دفاعی از زیست و حیات طبیعی خود و خانواده هایشان می باشد. در وحله دوم اینکار جهت دفاع و نجات زنان، کودکان، پیرمردان و روستائیان بی دفاعی می باشد که با دست های خالی به کوهها زده اند تا بلکه بتوانند از قتل عام داعش جان سالم به در ببرند. ثالثا، برابری همسنگرانه مدافعه گردانه دوشادوش زنان با مردان، نه فقط موجب ارتقاء اعتماد به نفس، احترام عمومی، ارتقاء موقعیت اجتماعی و سیاسی آنها می گردد، بلکه فتح قله بلندی در چالشهای جنبش زنان می باشد که میتوانند از آنجا، هدف رسیدن به قله های بلندتری را برنامه ریزی بکنند. اتخاذ چنین تاکتیکی از طرف آنها به مراتب تاثیر موثر تری بر بهره وری و بازده جنبش زنان در کردستان خواهد داشت تا شیوه های پسیو مبارزاتی شما که در ایران امروز از انتصاب فلان وزیر زن توسط ریاست جمهوری اسلامی ایران اظهار خوشنودی می کنید و فردا خزعبلات همان خانم وزیر انتصابی را به انتقادهای بیرحمانه خود می کشید.

پردایم مبارزاتی در کردستان عراق در مقابل داعش یک پردایم مقابله دفاعی نظامی می باشد. این پردایم یک مبارزه هست و نیستی همگانی می باشد. در چنین شرایط امنیتی نظامی تحمیلی، زنان مسلح نه به ایجاد و گسترش خشونت، بلکه به دفاع از خود در مقابل آن می پردازند. در چنین شرایطی شیوه توصیه گرانه شما نتیجه ای جز قتل عام تمامی همان زنانی را در پی خواهد داشت که شما از حقوق آنها دفاع می کنید. این را هم می دانیم که دختران و زنان قتل عام شده نه تنها قادر به برداشت اسلحه نخواهند بود، بلکه قادر به دفاع  پسیو از حقوق زنان را هم نخواهند داشت.

درست است که افراطی گری اسلامی توام با خشونت ورزی بی حد و حصر خاور میانه را فراگرفته است. توصیه شما هم در زدودن چنین خشونت ورزی هایی از جنبش زنان، تبدیل کردن جنبش زنان به موتور محرکه جنبش اجتماعی همزیستی مسالمت آمیز، صلح آمیز با آرمان زدودن ریشه های هرگونه تبعیض اجتماعی، خصوصا تبعیض علیه زنان قابل تقدیر می باشد. گرچه من به این شیوه مبارزه پسیویستی شما کمی با دیده احتیاط توام با کم اعتمادی نگاه می کنم، ولی باید منتظر بود و دید در درون مجموعه پردایم های مختلف مبارزات دموکراتیک تا چه اندازه ای موثر می باشد. در شرایطی که دفاع در مقابل داعش از ویژگیهای پردایم مشخص خود متاثر می باشد که باید در چهارچوبه همان ویژگیها مورد بررسی و مطالعه قرار بگیرد.

نمیدانم توصیه شما به زنان آسوری، زنان مسیحی دیگر، ایزدیها و غیره چیست؟ پیشگامی و همسنگری برابرانه و برادر خواهرانه پیشمرگه های زن کرد، میوه های اجتماعی خویش را در فردای کردستان به صورت هر چه بیشتر ارتقا یافتن موقعیت اجتماعی سیاسی زنان در حیات اجتماعی کشورشان نشان خواهد داد. این ارتقا موقعیت ها، با انتصاب های نمایندگان کاغذی انتصابی ریاست جمهوری های  ایران تفاوت فاحشی خواهند داشت. دانه هایی که بدین صورت در کردستان کاشته می شود، فردا ثمره های خود را در رویش درختان پر بار جنبش زنان نشان خواهد داد. این نقش، نه فقط نقش همطرازی نظامی زنان با مردان را به نمایش می گذارد، بلکه نمایشگر ارزش های عمیق سکولاریسم، مترقی، مدرن و انسانی تاریخ معاصر می باشد. ارزش هایی که عمیقا با ارزش های آن به اصطلاح رهبرانی که به قول شما در ایران و  درون گود دارند مبارزه می کنند، فاصله دارند.

دنیز ایشچی 17/08/2014

 

 

انتشار از: