«رنسانس ايرانی» ارمغان نسل ديجيتالی

فضا برای تنفس ،مسوم از جااندازی است !ايران ما امروز بدست مشتی واپسگرای قرون وسطايی و جا اندازانی که بادروغ و ترفند می خواهند افکار قرون وسطايی اربابان خود را برجا نگه دارند ، گرفتار شده است . به باور ما ايران امروز نيازمند تولدی دوباره با دگرسانی های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در مسير غير قابل اجتناب خود بسوی سکولاريسم ، دموکراسی و مدرنيته می باشد . اين « رنسانس » بتوسط نسل امروز که به همه حيطه های علمی و بخصوص ارتباطاتی و ديجيتالی تسلط دارد ، انجام خواهد پذيرفت .

در انتخابات ریاست جمهوری 1392 و پس از روی کار آمدن روباه بنفش (حسن روحانی) برخی ذوب در دولت تدبیرو امید (در حقيقت : دولت اعدام و فساد مالی) شدند . بدين باور و گفتمان که او آمده تا رفورم را در کشور نهادینه کند ، تحریم ها را بردارد و حتی ایران را با دنیا آشتی دهد !!! اين گفتمان نادرست در رسانه های غير ايرانی ، اما فارسی زبان ، آمریکا و انگلیس هم به بوق و کرنا کشيده شد و گوش فلک را کر کردند که : « شيخ کليد دار» ناجی شماست !!! اصلاح طلبان جا انداز چنان جو زده شدند که حتی موسوی وکروبی را در زندانهايشان چال و فراموش نمودند و تقلب فاحش انتخاباتی با آن همه قربانی را انکار و تنفسی تازه را به رژیم تقدیم کردند .

اما زهی خيال باطل که نسل جوان ايرانی بيدار و هشيار است . در این فضای مسموم جا اندازی ، هنوز مبارزانی هستند که صدای آزادی خواهی ملت ایران و براندازی را فریاد می زنند و پرچم مبارزه را هنوز بالا نگاه داشته اند .

در همین 16آذر امسال در سالگرد روز دانشجو، بعد از سه ماه برنامه ریزی ، توانستيم در انجمن رهایی جوانان ایران با هماهنگی با دانشجویان و رهبران جنبش سکولار دموکراسی داخل ایران و همکاری با نیروهای سیاسی برون مرز فراخوانی را به تظاهرات اعتراضی ارائه دهيم و جنبش دانشجویی را بعد ازسه سال سرکوب زنده کنيم و شاهد اعتراضات دانشجویان درداخل ایران و تظاهرات هایی همزمان در سراسر جهان باشیم .

سپس ديديم که از رهبران جنبش سکولار دموکراسی (طبرزدی، امیرانتظام ، ملکی و خانم ستوده) در خواست وحدت رهبری جنبش سکولار دموکراسی شد و آنها هم با فعالیت های خود پاسخ روشن و آمادگی برای چنین درخواستی را باوجود هزینه هایش اعلام نمودند .

به باور ما ايران امروز نيازمند تولدی دوباره با دگرسانی های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در مسير غير قابل اجتناب خود بسوی سکولاريسم ، دموکراسی و مدرنيته می باشد . اين « رنسانس » بتوسط نسل امروز که به همه حيطه های علمی و بخصوص ارتباطاتی و ديجيتالی تسلط دارد ، انجام خواهد پذيرفت . برای شناختن آينده سازان ايران لازم است ابتدا سه نسل متولد شده در جمهوری اسلامی که همگی تا به امروز نقش مهمی در مبارزات آزاديخواهی داشته اند را برشماريم .

1) دهه پنجاهی ها (1350) : که نسل یار دبستانی نامیده شدند و 18 تیر 78 را رقم زدند

2) دهه شصتی ها (1360) : که جنبش سبز 88 را آفریدند

3) دهه هفتادی ها (1370) : که در 92 رای اولشان بود و جنبش بنفش را آفريدند

دهه پنجاهی ها و شصتی ها اگرچه کمی سازش کار بودند اما آگاه تر بودند . دهه هفتادی ها در حالی که کمی نا آگاه تر و بی تجربه تر از نسل های قبل در رابطه با مسائل سایسی بودند اما بسیار رادیکال ، تند تر و سرکش تر هستند . در همین جنبش بنفش شعار « زندانی سیاسی آزاد باید گردد » را خواسته اصلی خود کرده بودند (که البته بسیاری هم رای ندادند و با استراتژی تحریم فعال از فرصت استفاده کردند) و از سوی دیگر خط قرمز جمهوری اسلامی یعنی « حجاب را از سر برداشتند » و بزرگ ترین پارتی خیابانی مختلط در جمهوری اسلامی ، بعد ازصعود تیم ملی به جام جهانی در تهران و بسیاری از شهرهای ایران برگزار شد که این هم یکی دیگر از خطوط قرمز رژیم بود .

بخش کوچکی از نسل سوم و مردم به دلیل سرکوب شدید ، فشار اقتصادی و فقر و در نبود اپوزیسیونی منسجم ، به امید اندک تغییر در فضای سیاسی و بهبود وضعیت اقتصادی در انتخابات شرکت کردند . اما فراموش نکنيم که 15 میلیون نفر از مردم ايران بدون توجه به فريب رژيم و آگاهانه انتصابات رژيم را تحریم نمودند . ما (در انجمن رهایی جوانان ایران) از ماه های قبل بارها اپوزیسیون را هشدار داده بودیم و تمام تلاشمان را برای ایجاد امید و تشکیل اپوزیسیونی منسجم و ایجاد همبستگی در عمل کرده بودیم . اما متاسفانه خودمحوری ها ، کوته فکری ها ، عدم درک درست از مسائل سـیاسی اجازه چنین رخدادی را نـداد . اکثریت رهبران و گروه های سیاسی خارج کشور غرق در شعار « انتخابات آزاد » شده بودند وسرانجام هم همان طور که هشدار داده بودیم ، شعار انتخابات آزاد ،باتلاقی برای اپوزیسیون فريب خورده شد .

اما با همه این اوصاف « روحانی » آخرین برگ جمهوری اسلامی خواهد بود . دیگر گزینه ای نیست که بشود نسل جوان و مردم را بازی و فریب داد . نسل سوم و چهارم (دهه هفتادی ها و هشتادی ها) که تمام اطلاعات روز دنیا را با همه فیلترینگ با یک گوشی تلفن همراه می توانند دریافت کنند را نمی شود فریب داد . ما از نزدیک این نسل ها را می شناسيم که بر خلاف پدر و مادرانشان ، سرکش و شجاع هستند . امروز در خانه های ایرانی بچه سالاری است و به نوعی مرد سالاری « براندازی » شده است و به زودی رژیم را هم « براندازی » خواهند نمود .نسل سـوم و چـهارم پس از انقلاب را میتوان « نسـل دیجیتالی » نامید. آنها آمده اند که از همه ما عبور کنـند و « رنسانس ایرانی » با دگرسانی های اجتماعی ، فرهنگی لازم آن را رقم بزنند .

به باور حقير انتخابات 1392 آخرين انتخابات ریاست جمهوری جمهوری اسلامی به این شکل بود . این رژیم نمی تواند به این شکل به حيات خود ادامه دهد . اگر فضا را باز کند ، نسل دیجیتالی امروز از فرصت استفاده کرده و درب این قلعه را به طور کامل می گشاید و سناریو فروپاشی شوروی را در ایران شاهد خواهیم بود و اگر فضا را ببنـدد،پس از مدتی با یک خیزش اجتـماعی بزرگ با آرمان « بـراندازی » و « رنسـانس ایرانی » ، رو به رو خواهد شد و به پایانش سلام خواهد کرد . بازی باخت باخت جمهوری اسلامی آغاز شده است .

آرمان چاروستایی (سخنگو انجمن رهایی چوانان ایران،زندانی سیاسی سابق)

http://charostaei.com

منبع: 
www.charostaei.com
انتشار از: