آزادی فرا خواهد رسید .
11.10.2022 - 09:45

آزادی فرا خواهد رسید .

شب را نهایتی است.

"زمانه سیاه سپری می شود.

روشنائی بر آستانه ایستاده است.

باران فرو خواهد نشست.آسمان صاف خواهد شد.

آرامش فرا خواهد رسید.

شور بختی ها پایان خواهند گرفت.

اما تا این همه فرا رسد.

چه رنج ها که بر ما نخواهد رفت ! " ترانه اتریشی

سال هاست که می نویسم از سرنوشت تلخ مردمان این سرزمین. درزمانه تلخی که بر آن ها رقم زده شده است.اما نیک می دانم!که هرگز این پایان کار نیست .چراکه با تمام فراز وفرود ها، مستبدان و ایدولوژی هامی آیند بیداد می کنند .سخت جانی نشان می دهند تخم نفاق ،می افشانند جان های آزاد را به بند می کشند!اما سر انجام می روند. اما ملت این اقیانوس همیشه در تب وتاب، این موجودیت عظیم وسیال مرتب در تغیر! از درون خود قهرمانان خویش را بیرون می دهدو پایدار می ماند.

روح های آزاد در مقابل جباران تاریخ قد علم می کنند وحقیقت آن چه که حکومت سرکوبگراز مردم دریغ داشته برملا می سازند.

نشان می دهند که هرگز سرکوب زندان ،شکنجه و کشتار قادر نیست آزادگی نهفته در اعماق جان انسان هائی که بی هراس پای به میدان می نهند از میان بر دارد.

در سخت ترین روزهای تاریخ ملت ها در سیاه ترین شب ها نیز همیشه نوری تابیده و می تابد! نوری جاودانه که از انسانیت تاریخی و عشق نهفته به آزادی در بطن انسان نشات می گیرد

آزادی اکسیژن تاریخ است واکسیر حیات .ملت ها تا مرز خفگی هم می روند.اما جوششی در اندرونه خلق پیوسته نو وجوان شونده وجود دارد که نهایت مانند آتشقشانی دهان می گشاید و سرریز می گردد. بخصوص درزمانی که انسان امروزی در یک ارتباط بزرگ جهانی در عصر تبادلات عظیم اطلاعاتی و در راه گشودن بسیار ندانسته ها درحرکت است

دنیای عظیم فن آوری دیجتالی ،جهان انیترنتی ، اطلاعات ،دانش و آگاهی را از دسترس عده ای محدود خارج می سازد و به گونه ای همگان را به میدان می کشد.آزادی اندیشه این اکسیر جاودانی تداوم حیات ملت هاکه انگبین در دهان آزادی خواهان وجام زهر در کف متحجران و دیکتاتور هاست.امان از حاکمان مستبد می گیرد و راه نفس آسوده بر آن ها را تنگ می سازد.

این در ذات دبکتاتور هاست .که وجود حتی یک صدای مخالف یک جان آزاد صاحب آرمان را بر نمی تابد و برای خاموش کردن آن تا مرز جنون پیش می رود.

سال ها پیش نوشتم ."این توده عظیم وجوان که نفرت از حکومت وجه مشترک آن هاست هرکدام به تنهائی انبار باروتی هستند که هر آن جرقه ای کوچک منفجرشان می سازد.انباری لبریز از کینه ونفرت وخشم که بر ترس ازتفنگ و گلوله فائق می آید."

امروز لشگری از جوانان بمیدان آمده باپرچم آزادی و آزادیخواهی. که ازسویدای جان شعار "زن ، زندگی ،آزادی " را فریاد میزند ورهائی طلب می کند.فریادی که در حکومت وحشی و سرکوبگر جمهوری اسلامی جواب آن گلوله شکنجه و زندان است

کدام حرکت مدنی؟ کدام خواسته ونیاز اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی است که در چهل سال حکومت نکبت بار جمهوری اسلامی حکومت به حداقلی از این خواسته ها تن در داده باشد؟

هیچ نمونه ای ازدر نظر گرفتن خواست واراده مردم در عمل کرد حکومت اسلامی دیده نمی شود.دراین خانه ویران تنها یک مجنون خود شیفته ای حکم می راند که سایه خدا را هم بر بالای سر خود تحمل نمی کند .مردی کینه توز ،مستبد تکیه داده بر سر نیزه نظامیان که هیچ نظری غیر نظر خود را بر نمی تابد و هر معترضی را دشمن خارجی می نامد.

این مردم جان به لب رسیده این جوانان چه باید بکنند؟ این نیروی جوان !این لشگر فرزندانمان برای دفاع از کرامت وخواست انسانی خود ،کرامت انسانی من وتوبمیدان آمده اند.

آمده اند!

" تا به عمق ریشه های ما بروند و ما را نجات دهند

تا میراثی را زنده کنند که راهزنان زندگی

قرن ها پیش از ما دزدیده اند."اکتاویو پاز

نه سلاحی بر دست دارند. نه بمب آتش زنه ای .اما حکومت فضا را چنان به خشونت کشیده که جائی برای طرح هیچ خواسته ای و هیچ حرکت مدنی باقی نگذاشته است .فضائی لبریز از کینه در مقابل جنایت کارانی که گلوله جواب ساده ترین خواسته است. خشونتی که راهی جز شهامت ایستادن روبروی تفنگ. جزمرگ با عزت بر کف خیابان و برافراشتن پرچم آزادی به قیمت جان برای تو باقی نمی گذارد.

آی آزادی که در راهی !

میدانی که نسل ها ونسل ها ! در جستجوی تواز چه سخت راه ها وگاه کژ راهه ها که عبور نکرده اند؟ افتادند!برخاستند !اما هرگز عشق ونام ترا از یاد نبردند.نسلی هائی که در جای جای این سرزمین که بنگری! نشانی از داغ دل آنان خواهی یافت. نشان داغ دل عارف این شاعر آزادی ، نشان میرزاده عشقی ،فرخی یزدی ."نشان داغ دل ماست لاله ای که شکفت ."

در گورستان های خاموش. در پای گل نسترن در باغ شاه تبریز.درتپه های سبزی چلر زنجان. در خاوران ها !که هزاران جان عاشق درگورهای بی نام آن! با یاد و نام تو خفته اند.

جان های عزیزی که نام پرشکوه ترادرسپیده دمان اعدام با حنجره های خونین خواندند. تا امروز خورشید آزادی از گلوی این نسل طلوع کند.

آی آزادی بهای تو چه سنگین است !اما چه میزان شیرین !

 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

ایران گلوبال

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما