تقابل دو گفتمان «اقتدار سکولار» و «سکولار دموکراسی»
26.06.2022 - 05:56

متاسفانه بخشی از مخالفین جمهوری اسلامی تلاش میکنند که گفتمان«اقتدار سکولار» را به عنوان الترناتیو جمهوری اسلامی غالب کنند. بدین معنی که بعد از جمهوری اسلامی برای مدتی یک حکومت اقتدار گرای سکولار در جامعه حاکم شود و بعد از حداقل 10 سال اجازه دهند که شرایط برای انتخابات آزاد فراهم شود، چون از نظر انها جامعه ظرفیت دموکراسی ندارد. اینها رضا شاه و اتاتورک را به عنوان الگو خود قرار میدهند.

در مقابل بخشی دیگری از مخالفین سعی میکنند که روی گفتمان«دموکراسی سکولار» تمرکز کنند و معتقد هستند که بعد از صد و اندی سال از انقلاب مشروطیت نوبت آن است که جامعه حاکمان خود را انتخاب کنند و مردم مشارکت بیشتری در قدرت داشته باشند.

در روزها و ماه های آینده تقابل این دو گفتمان بیشتر و بیشتر مشاهده خواهد شد. در نهایت هر کدام از این گفتمانها غالب شود میتواند الترناتیو جمهوری اسلامی باشند. آنچه که مهم است شیوه تبلیغات و ترویج هر کدام از این گفتمانها نقش تعیین کننده در گسترش آن خواهد داشت. مهم تر از همه استقبال مردم و روشنفکران از آن چگونه خواهد بود.

محمد برزنجه

 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی
برگرفته از:
امیل رسیده

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما

دیدگاه‌ها

محسن کردی
محسن کردی

عنوان مقاله
تقابل دو گفتمان «اقتدار سکولار» و «سکولار دموکراسی»

 

آقای برزنجه نیز مانند سایر مخالفان پهلوی ها نظرات بخش غیر قابل مطرح و اقلیت تندروی ملی گرا (چه جمهوریخواه و مشروطه خواه) را مطرح می کنند. کسانی مانند آقای برزنجه و آقای احمد پورمندی در سیاست دست به سیاهنمایی میزنند تا روشنگری. در مورد رضاپهلوی که موضوع اصلی است سخنی ندارند میروند سراغ کسانی که هیچ ارتباطی با شاهزاده ندارند و فقط طرفدار او هستند. مثل آن است که ما بخواهیم چپ ایران را با استالین بسنجیم. در سیاست میتوان زیر خاک هر درختی را کند و کرمهایی را بیرون کشید آیا درست است که آن کرمها را به صرف این که پای آن درخت سینه میزنند شاهد بگیریم و ماهیت مثلا درخت سیب را با آن معرفی کنیم؟ درخت سیب میوه خودش را دارد و شایسته  این است که درخت سیب را با میوه اش بسنجیم. من نمیتوانم بگویم فلانی و فلانی قاتل بالفطره هستند چرا که زمانی جزو چپ های هوادار استالین و پل پوت بوده اند یا حتا زمانی در گروههای تروریست چریکی مانند فدائیان خلق و سازمان مجاهدین (بعنوان مثال) فعالیت میکردند و مستشار آمریکایی را ترور میکردند یا بمبگذاری میکردند. اما اگر بخواهم سیاهنمایی بکنم میتوانم همین کیانوش توکلی را نیز با سابقه چریکی اش مورد قضاوت قرار دهم. اما آنگاه باید به این سوال جواب بدهم که خراب کردن کیانوش چه نفعی به مبارزات مردم ایران در مقابل رژیم اسلامی میرساند؟ 

مضافا به این که تصور نمی کنم در ایران فردا اقتدارگرایی زمان شاه بتواند تکرار شود. هرچند با یک اقتدار گرایی مثبت در راه منافع ملی مشکلی ندارم آنچنان که با سیاست های زمان شاه بجز موارد مربوط به حقوق بشر مشکلی ندارم. من این اطمینان را دارم که در ایران فردا هر رژیم و هر گروهی که سر کار باشد این فساد دولتی و رانت تا مدتها دست از سر کشور بر نخواهد داشت. این کار نیاز به دهه ها وقت دارد تا جامعه تغییر کند. جمهوری اسلامی جامعه را فاسد کرده است سالم کردنش کار یک شب و دو شب نیست. و مشکل اساسی این است نه این که آیا دولت فردا اقتدارگرا خواهد بود یا خیر. امیدوارم که اقتدار گرا نباشد اما اگر اقتدارگرا باشد و در مسیر منافع ملی گام بردارد من شخصا با آن مشکلی ندارم و بر علیه آن فعالیت نمی کنم. چنین دولتی با بالا رفتن توقعات جامعه خودبخود دچار دگردیسی به نفع دمکراسی خواهد شد. اگر جمهوری اسلامی با همه سرکوبش امروز دچار دگردیسی هایی بنیادین شده سایر نظامها که این اندازه سرکوب گر نیستند جای خود دارد که نتوانند در مقابل تغییر بنفع دمکراسی مقاومت کنند. 

 

ی., 26.06.2022 - 13:07 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

عنوان مقاله
عنوان مقاله تقابل دو گفتمان «اقتدار سکولار» و «سکولار دموکراسی»

کیانوش گرامی ، شخصا با از قبل تعیین کرده زمان برای  تثبیت دموکراسی مخالف هستم و بر این باورم که باید آن را واگذار به  بلوغ  گروه های سیاسی حاضر در صحنه پس از فرو پاشی ج.ا کرد . در این مورد زاویه خود را با جناب بابک مینا که چنین نظری را مطرح کرده اعلام کرده ام. 
ولی جا دارد که با مغز سرد با این نظر برخورد کنیم :
۱) این نظر یک فرد است و دور از انصاف است که آن را به بک مجموعه فکری نسبت دهیم 
۲) برداشت من این است  که جناب بابک مینا این محدودیت دوره ده ساله را نه برای تمام احزاب بلکه برای احزاب افراطی که ۴ اصل را کعبه قبلا تعریف کرده را قبول ندارند تز‌هایی دربارهٔ آینده.
در پایین متن. نوشته ایشان را میاورم . در اینجا  از پلاتفرم محدود یاد میکند و منظورش    محدود کردن  فعالیت ۴ جریان  ی ایت که به قواعد بازی مشترک در یک نظام دموکراتیک پایبند نیستند   

۱. باید از تجربهٔ تلخ دموکراسی در عراق و افغانستان درس گرفت و آن را آسیب‌شناسی کرد. هدف این است: نباید بگذاریم این دو تجربهٔ شکست‌خورده در ایران تکرار شود.

۲. یکی از دلایل شکست این دو تجربه تمرکز بیش از حد بر انتخابات و رقابت سیاسی بود. دموکراسی فقط انتخابات نیست و تقلیل آن به انتخابات مضر است. رقابت سیاسی در نبود نهادهای جاافتادهٔ دموکراتیک که پاسدار حقوق اولیه شهروندان باشند، می‌تواند موجب بحران و فروپاشی کشور شود. ما در تاریخ ایران نیز دو تجربهٔ مشابه داریم: ده سال آخر دورهٔ قاجار و دههٔ بیست خورشیدی.

۳.  پیشنهاد من این است: اولویت دولتی که پس از براندازی بر سر کار می‌آید به خصوص در ده سال اول پاسداری از حقوق اولیه شهروندان، استقرار نهادهای پایه خصوصاً دادگستری عادلانه باید باشد. 

۴. انتخابات در آینده ایران باید پلتفرمی محدود باشد دستکم در یک دورهٔ ده‌ساله. بعد از آن می‌توان به موازات تغییرات سیاسی تجدید نظرهایی کرد و با اعتمادسازی دوطرفه گروه‌های بیشتری را در این پلتفرم ادغام کرد.

۵. قانون اساسی باید طوری نوشته شود که از قدرت گرفتن اسلام‌گرایان و تجزیه‌طلبان، گروه‌های کمونیست و فاشیست جلوگیری کند. آنها به عنوان شهروند ایران طبعاً باید از همهٔ حقوق اولیه برخوردار باشند. اما نباید در فرایند حکمرانی حضور داشته باشند. 

۶. نهادی مانند «دیوان عالی قانون اساسی» یا چیزی شبیه به آن باید مرجع تفسیر قانون اساسی باید باشد و تعیین کند اهداف چه گروه‌های سیاسی مصداق ضدیت با قانون اساسی هستند. دولت موظف است بنا به تفسیر این نهاد فعالیت سیاسی چنین گروه‌هایی را ممنوع کند. 

۷. فراسوی این، گروه‌هایی که در پلتفرم سیاسی آینده شرکت می‌کنند باید مضرات رقابت سیاسی را به حداقل برسانند. اولویت باید توسعهٔ ایران، ساختن نهادهای اساسی کشور، حل بحران محیط زیست و سروسامان دادن به اقتصاد کشور باشد. همه باید به ایران فکر کنیم و جاه‌طلبی سیاسی را تعدیل کنیم.

د., 27.06.2022 - 00:16 پیوند ثابت