رفتن به محتوای اصلی
یکشنبه 27 اردیبهشت 1405 - Sunday, 17 May 2026

● تریبون آزاد

احمد مداح
بسیاری از شما خود آتش افروزید! در این اتشی که از هر طرف در اطراف ایران برپاست شما نقش عمده ای داشته اید! همه این جنگ و جدال های ۴۷ ساله مگر از نتایج انقلاب ارتجاعی ۵۷ نیست؟ شما صلح طلبان و طرفداران ازادی و غیره چند بار دسته جمعی به خامنه ای نامه نوشته اید که مردم رانکُشد؟ در همین دوروزی که هزاران نفر را خامنه ای کُشت کجا بودید؟ بسیاریتان را می شناسم! برای خمینی که پایه های اسرائیل ستیزی را بنیان گذاشت غش و ریسه میرفتید و امام امام میکردید! و برای آدم کشی هایش کف میزدید! تشویق می کردید!
تقی روزبه
ن چه که این روزها باچشمانی بهت زده و یا چه بسا اشکبارشاهدش هستیم، همانا پرده‌برداری و آشکارشدن چهره واقعی و ضدانسانی «مداخلات بشردوستانه» مدنظر رضاپهلوی است. از کشتن دانش آموزان تا ویرانی بیمارستان‌ها و مدارس و مرگ مردم کوچه و بازار و بمباران خانه ها و تاسیسات زیرساختی و هر آنچه که متعلق به مردم ایران است. و این تازه فصل اول و مقدماتی داستان «رهایی» و حاصل دخیل بستن به این ناجیان است که بقول حافظ که عشق آسان نموداول ولی افتادمشکل‌ها!.
اصغر جیلو
خيانت مجدد دولت كارگري بريتانيا به مردم ايران را كه خواهان به گورسپردن جمهوري اسلامي هستند ميشد انتظار داشت، اما چنين رفتاري نسبت به نزديكترين متحدان عرب آن درمنطقه خاورميانه دور از انتظار بود.
ویژه ایران گلوبال
جنگ و فعال سازی شبکه ها, چرا مدیای اروپا ، تظاهرات ایرانیان پادشاهی خواه را کمتر انعکاس می دهند : کیانوش توکلی; مختار برازش ، هوشنگ اسدی :چنگیز امیری ، کیانوش توکلی; مختار برازش ، هوشنگ اسدی ، یاشار استهبان نژاد
بهرام فرخی

تاریخ این آب و خاک، دفتر قطوری از لحظه‌هایی است که مردمانش در برابر آن ایستاده‌اند، اشک در چشم و حسرت بر دل. گویی سرنوشت این سرزمین، بارها و بارها با واژهٔ "افسوس" گره خورده است, افسوس برای فرصت‌هایی که سوختند، برای رؤیاهایی که ناتمام ماندند، و برای جوانانی که می‌توانستند آینده را بسازند اما خود به بخشی از گذشته بدل شدند.
فرامرز حیدریان
با این همه، جنگ اگر در پاسخ به بیداد برخیزد، هرگز جشن نیست. در میدان جنگ، حلوای شیرین تقسیم نمیشود؛ تنها آنچه توزیع میشود، فقدان است: فقدان فرزند، فقدان پدر، فقدان مادر و خواهر و برادر و خویشان و دوستان.
همنشینی و گفتگو در خانه ایران گلوبال:
کیانوش توکلی با فریدون احمدی ، محسن کردی؛ یاشار استهپانژاد و هوشنگ اسدی
بهرام فرخی
در چسمت دیگر، اپوزیسیون این شرایط را فرصتی تاریخی می‌بیند و حتی به بازسازی بنیادین نظام یا احیای نهادهای گذشته فکر می‌کند. اما اگر چنین تغییری هم رخ دهد، مدیریت مرحله بعدی فوق‌العاده دشوار خواهد بود، حفظ انسجام، کنترل تنش‌های اجتماعی و گذار از بحران، همگی چالش‌های بزرگ هستند.
در لحظات بحرانی تاریخ، نخستین وظیفه خرد جمعی آن است که میان «ملت» و «نظام سیاسی» تمایز بگذارد.
اگر کشور وارد رویارویی نظامی شده باشد، این واقعیت نباید ما را از یک اصل بنیادین غافل کند: جنگ‌ها را دولت‌ها آغاز می‌کنند، اما هزینه آن را ملت‌ها می‌پردازند
تقی روزبه
خودآگاهی به مساله معوقه تاریخی چرخه استبدادی ایران و گشودن مسیربرون رفت از آن، زیرنظر گرفتن لحظه‌های گوادلوپ حکومت اسلامی و سودای تأسیس قدرت مؤسس کاذب و این بار عمدتا با قابلگی آمریکا و اسرائیل و از طریق مداخله نظامی و گسیل ناوگان‌های عظیم دریايی و بمب افکن‌های نامرئی، آن چه که ترامپ آن را «آرماداهای» زیبا و قشنگ می نامد، و بالأخره مهم تر از همه به میان آمدن عاملیت و خودآئینی جامعه و کنشگران‌ است که هم چون بنیان گذاران «قدرت مؤسس» واقعی، مهر ابطال بر پیشانی مدعیان کاذب وموج سوار بزنند.
اقبال اقبالی
جنگی که امروز آغاز شد، جنگی سرنوشت ساز است و به نظر می رسد که معادلات قدرت در ایران و منطقه را برای دوره ای طولانی تغییر خواهد داد. اما فراموش نکنیم که جنگ ملت ایران با رژیم اسلامی، خاستگاهی متفاوت دارد و با انقلاب «زن زندگی آزادی» آغاز شد و بایستی به پیروزی دست یابد و اهداف شکوهمند انسانی آن محقق شوند.
ابوالفضل محققی
لحظه سقوطی که می تواند به لحظه گذار دمکراتیک بدل شود .تیتری روشنفکرانه که اساس وهدف های کنگره تازه ایجاد شده زیر عنوان "کنگره برای آزادی ایران "را توضیح می دهد .
فرامرز حیدریان
ایرانیان برغم مصایب و زجرها و عذابها و شکنجه ها و دردها و ستمها و بیدادگریها و نامهربانیها از قعر نکبت قرون، با زخمهایی بر تن و آتشی در جان، ایستادند؛ نه بر پای انتقامخواهی؛ بلکه بر پای استقلال اندیشیدن.
اقبال اقبالی
در مجموع، دو رویکرد، از سوی بخشی از سلطنت‌خواهان و برخی احزاب کردستانی، به قطب‌بندی‌ها و جبهه‌گیری‌هایی انجامیده که با ظرفیت ملی، دموکراتیک و لائیکِ واقعاً موجود در جامعه ایران برای هم‌پیمانی و ساختن آینده‌ای مشترک همخوان نیست.
استراتژی همگرایانه، مترقی، فرهنگ‌مدار و آینده‌ساز «زن زندگی آزادی» در بطن جامعه ایران ریشه دارد و می‌تواند نیروی خود را برای هدایت سیاست به مسیری مدرن، انسانی، ایرانی، تبعیض‌زدا و دموکراتیک به میدان آورد.
ارسلان عزیزی
جمهوری اسلامی امروز به اختاپوسی می‌ماند که تقریباً بیشتر بازوهای حیاتی‌اش از کار افتاده‌اند؛ نه از مشروعیت عمومی خبری هست، نه کارایی فرهنگی‌اش رمقی دارد و نه چرخ‌های اقتصادی‌اش چون گذشته می‌چرخند. این موجود زخمی اکنون تنها با دو بازوی باقی‌مانده به بقای خود چنگ زده است: نخست، بازوی سرکوب عریان که با اتکا به سرکوبگران داخلی و نیروهای نیابتی، بی‌محابا به کشتار و بگیر و ببند ادامه می‌دهد؛ و دوم، بازوی جنگ سایبری و روانی که با دقت و پیچیدگی هدایت می‌شود.
بهرام فرخی
در این مقطع، با تکیه بر اطلاعاتی محدود و خبرهایی که هنوز کامل و موثق نشده‌اند، این سطور را درباره نشستی با عنوان "کنگره آزادی ایران" می‌نویسم, نه برای حکم و قضاوت نهایی، بلکه برای ثبت یک نگاه اولیه. آنچه پیش‌روست، بیش از آن‌که داوری باشد، تلاشی است برای فهمیدن، تلاشی برای آن‌که ببینیم این گردهمایی در کجای نقشه پرفرازونشیب سیاست ایران قرار می‌گیرد.
علی محمدی
در سال‌های اخیر، متأسفانه بخشی از نیروهای اپوزیسیون بیش از آن‌که انرژی خود را صرف نقد و مقابله با جمهوری اسلامی کنند، درگیر نزاع با دیگر طیف‌های مخالف شده‌اند. در ماه‌های اخیر و هم‌زمان با اوج‌گیری حمایت‌ها ازشاهزاده رضا پهلوی، این کشمکش‌ها نیز شدت بیشتری گرفته و دامنه آن‌ها گسترده‌تر شده است.
گفتگوی روز
«هر اعدام = سوزاندن یک قرآن»
یک جمله از علی کریمی، و موجی از بحث و جدل
اما سؤال اصلی این است:
آیا هر شعاری که از دل خشم می‌آید، به نفع مردم است؟
آیا مبارزه با حکومت دینی باید به جنگ با باورهای مردم تبدیل شود؟
در این قسمت ویژه از «گفت‌وگوی روز» بی‌پرده و صریح،
مرز میان خشم و خرد را بررسی می‌کنیم
گفتگوی کیانوش توکلی با فریدون احمدی ؛ جهانگیر لقایی با نظارت یاشار استهبان نژاد و هوشنگ اسدي در در خانه ایران گلوبال
این روزها شاهد رویداد های پر تلاطم وسرنوشت‌ سازی در کشور هستیم که قطعا مسیر ایران را تغییر خواهد داد . در واقع کتاب تاریخ کشورمان درحال ورق خوردن است حکومت مذهبی به پایان خود نزدیک شده است .
منوچهر مقصودنیا
من یک ایرانی با باورهای چپِ دموکرات با دو گرایش سوسیال و لیبرال هستم؛ جمهوری ‌خواهی که از نظام دموکراسی پارلمانیِ لیبرال وغیرمتمرکز دفاع می‌کند؛ نظامی غیرمتمرکز که یکی از اشکال آن می‌تواند فدرال باشد. الگوی جمهوری مطلوب من کشورهایی چون آلمان فدرال، اتریش و سوئیس است، یا نظام‌های سیاسی ـ حقوقی‌ای مانند سوئد وهلند که در آن‌ها به ‌جای پادشاه، رئیس‌ جمهوری منتخب پارلمان و فاقد اختیارات اجرایی قرار دارد. در عین حال، محتوای سیاسی ـ حقوقی و ساختار حکمرانی را بر شکل ظاهری نظام ترجیح می‌دهم و دراین چارچو
مختار برازش
ما در دورانی زندگی می‌کنیم که واقعیت‌های اجتماعی خیلی سریع‌تر از تحلیل‌های ما حرکت می‌کنند. اما انگار برای برخی از «رفقای سابقِ»، ساعت روی 57 متوقف شده است. این دوستان چنان درگیر کینه‌های قدیمی شده‌اند که ترجیح می‌دهند واقعیت دانشگاه را نبینند و به جای دانشجویان شعار بسازند.
در روزهای پرالتهاب سیاست، خیابان‌ها حافظه کوتاهی دارند. امروز جمعیتی فریاد "زنده‌باد" سر می‌دهد و فردا همان جمعیت، زیر فشار مشکلات روزمره و بحران‌های سیاسی، همان شور را به‌سختی به یاد می‌آورد. این نه از بی‌ثباتی مردم، بلکه از واقعیت زندگی انسانی ناشی می‌شود, زندگی‌ای که در آن، دغدغه نان و امنیت و آینده، احساسات جمعی را دگرگون می‌کند. اما در دل همین دگرگونی‌ها، چیزی هست که باقی
حنیف حیدرنژاد
با توجه به گستردگی حمایت بخشی از مردم ایران در داخل و خارج کشور از رضا پهلوی به‌عنوان رهبر دوران گذار، این ائتلاف با سکوت از کنار موضوع آلترناتیو و شخص رضا پهلوی عبور کرده است. چنین موضع‌گیری در آغاز اعلام موجودیت یک ائتلاف سیاسی، اگر ناشی از انکار باشد، از واقع‌گرایی سیاسی دور است و اگر از خصومت دیرینه سیاسی ناشی شود، نشان‌دهنده بی‌توجهی به اولویت نجات ایران بر منافع حزبی و سازمانی است.
هوشنگ اسدی سوادکوهی
اگر شکست‌ها و چندپارگی‌های جمهوری‌خواهان ایرانی با نگاهی واقع‌بینانه تحلیل شود، شاید نوع داوری و نقدها نیز تغییر کند. چه‌بسا واقع‌بینانه‌ترین راه، پذیرش نقش پهلوی در یک همکاری گسترده برای استقرار نظامی سکولار و دموکراتیک باشد؛ نظامی که بتواند زمینه‌ساز شکل‌گیری نهادهای پایدار و آینده‌نگر شود و در نهایت امکان انتخاب آگاهانه جمهور مردم را فراهم کند
رضا چرندابی
پس از حضور گسترده مردم در خیابان‌ها، این‌بار دانشگاه‌های ایران نیز ــ برای نخستین بار پس از دهه‌ها ــ صحنه شعارها و تجمع‌هایی در حمایت از نظام پادشاهی شدند. این تحول، چه از نظر نمادین و چه از منظر جامعه‌شناختی، نشانه تغییری مهم در فضای سیاسی و ذهنی جامعه است. با این حال، بخش قابل توجهی از فعالان غیرسلطنت‌طلب هنوز درک روشنی از واقعیت این دگرگونی ندارند و همچنان با معیارها و واکنش‌های کهنه، پدیده‌ای نو را می‌سنجند.
این دو شعار می‌توانند پرچم مشترک بخش پیشرو، دموکرات و لائیک جامعه ایران باشند؛ پرچمی که راه خود را از استبداد اسلامی و همچنین از هر شکل دیگری از اقتدارگرایی جدا می‌کند.
تجربه شعارهای دانشجویان دانشگاه تهران در روزهای گذشته، نشان داده است که هوشمندی در انتخاب گفتمان واحد، می‌تواند زمینه پیوند جنبش‌های پراکنده (دانشگاه، خیابان، محلات و .. )، و بازسازی اعتماد در میان اپوزیسیون را فراهم آورد.
فرامرز حیدریان
تاریخ نشان داده است که هیچ اندیشه‌ای با زورِ حذفِ کامل از میان نمی‌رود؛ بلکه یا دگرگون میشود، یا در حافظه‌ فرهنگی به شکل پرسش باقی می‌ماند.
یاشار استهبان نژاد
این مقاله با بررسی پیام جنجالی علی کریمی درباره «قرآن‌سوزی در برابر هر اعدام»، به تحلیل نسبت میان خشم انقلابی، سکولاریسم و رادیکالیسم در بستر تحولات کنونی ایران می‌پردازد. نویسنده با تمایزگذاری میان مبارزه با حکومت دینی و تقابل با دین به‌مثابه باور شخصی، نشان می‌دهد که سکولاریسم به معنای حذف مذهب از جامعه نیست، بلکه به معنای حاکمیت قانون مدنی بر تمامی نهادهای دینی است.
کیانوش توکلی : چرا مورد حمله سایبری قرار گرفتم , تضادی بین کار ژورنالیستی و فعالیت سیاسی وجود ندارد
احمد مداح
داریوش شایگان را می گویم هنگامی که گفت "باید اعتراف کنم شرمنده ام! نسل ما گند زد"بروی خود نیاوردید!
کیوان سلطانی
چرا هنگامی که درباره‌ی آینده‌ی سیاسی بحث می‌کنیم، به‌جای استدلال و گفت‌وگو، به توهین و تحقیر روی می‌آوریم؟ چرا اختلاف نظر به‌سرعت به دشمنی شخصی تبدیل می‌شود؟ این پرسش، ما را به لایه‌های عمیق‌تری از روان فردی و جمعی می‌برد.
محسن کردی
پارادوکس روشنفکری و ضرورت «لنگرگاه ملی»: چرا هنوز در درک نهاد پادشاهی مشکل داریم؟
بهرام فرخی
امروز، در دانشگاه‌های ایران، چیزی فراتر از یک درگیری ساده رخ داد، زخمی عمیق بر روح دانشگاه و بر وجدان ملی ما نشست. آنچه در دانشگاه صنعتی شریف به وقوع پیوست، تنها یک صحنه‌ی زدوخورد نبود، بلکه نشانه‌ای هولناک از شکافی است که اگر به آن بی‌توجهی شود، می‌تواند آینده‌ی ایران را نیز با خود درگیر کند.
دانشگاه، در حافظه‌ی تاریخی این سرزمین، همواره جایگاه گفت‌وگو و تضارب اندیشه‌ها بوده است و اگر درگیری و زدوخوردی هم رخ می داده اغلب از طرف دولت وقت به جامعه دانشگاهی تحمیل می شده.