● صفحه شما
دوستان و خوانندگان عزیز، امکان کامنتها واقعا به شما تعلق دارد. هدف ما ایجاد محیطی دوستانه برای تبادل نظر است. آزادانه نقد، نظر، خبر، تفسیر، تحلیل و... بنویسید اما خواهش می کنیم بدون نام بردن از اشخاص حقیقی و حقوقی در کمال امنیت برای خود و دیگران فضایی ایجاد نمائید که بدور از توهین و اتهام و جوسازی و مسموم کردن محیط تبادل نظر باشد. توجه داشته باشید کامنتهایی که این موارد را در نظر نگیرند، منتشر نخواهند شد.
لطفا اعتراض، انتقاد و پیشنهاد خود را به آدرس info@iranglobal.info ارسال کنید. از پاسخ به اعتراضات در کامنتها معذوریم.
مینویسی:
من مثل شماها فکرنمیکنم،موضوع ایران،شماهافکرمیکنید،الان آخوندحکومت میکند؟اینطورفکرنکنید، در ایران ،نبرد دموکراسی با دیکتاتوری است،
در پاسخ باید گفت از کرامات شیخ ما چه عجب! داداش ما از کی خواستیم تو به ما درس بدی؟ رفتی دکتر روانپزشک بهت گفته بودم؟ ببینم.. تو دوره طلبگی نگذروندی؟ همچی یه جورایی هستی. هرچی تو رو اینجا دست میندازن از رو نمیری. برو دنبال ترکستان بزرگت به ما درس نده. ما ایرانی هستیم مثل تو فکر نمی کنیم. من.. محسن کردی عقیده دارم اگر رضاشاه پس گردن پدربزرگ تو نمیزد که لباس آدمیزاد به تن بکنه و چادر رو از سر مادرت نمی کشید تو الان مداح بودی و داشتی وصف علی میگفتی. منتها عقل ناقص تو میگه رضاشاه انگار خوشش میومد پس گردنی بزنه به پدربزرگت. نه آقا.. مجبور بود و دمش هم گرم. خب؟ پس دیگه اینجا از دیکتاتوری رضاشاه نگو منو راهنمایی نکن! من اگر جای رضاشاه بودم به پدربزرگ تو دوتا پس گردنی میزدم (پدر بزرگ من با یک پس گردنی درست شد). چون اگر پدربزرگت دوتا پس گردنی خورده بود امروز تو میفهمیدی دمکراسی یعنی چی و مصادره به مطلوب نمیکردی. با اون پس گردنی ها بود که این ملت رو از پای منبرها به دبیرستان و دانشگاه و از حمام خزینه ای به حمام دوش و از قضاوت حقوقی آخوند و احکام شرعی به احکام مدنی کشاندند چرا نمیخوای بفهمی؟ سخته برات که یکی ناچار شد به این ملت پس گردنی بزنه؟ خب من اینقدر تحمل دارم که واقعیت رو قبول کنم اگه تو برات سخته که پدربزرگت پس گردنی خورده برو خودت رو از بالای بام بنداز پایین هم خودت رو راحت کن هم ما رو از خزعبلاتت. اگر رضاشاه این کار ضد دمکراتیک با معیارهای تو را نمیکرد تو الان طلبه بودی اینو میفهمی یا سخته برات؟ دمکراسی برای مردمی هست که دمکراسی بفهمند. پدربزرگ تو و حتما که پدر تو از دمکراسی چه میفهمیدند؟ تو خودت درک درستی از دمکراسی نداری چه برسه به پدرت. تو از عامل استعمار که پامنبری یاد گرفتی حرف نزن! تو خودت یک پا برده هستی نیازی نیست کسی تو را استعمار کنه. همین الان داوطلب استعمار کشور عثمانی شدی و اینجا تبلیغش رو میکنی یه روز با کردها یه روز با ارمنی ها یک روز با فارس زبانان.. اصلا اومدی کرم انداختی اینجا ایرانی ها رو به فارس و ترک و غیره تقسیم کردی. من به اون روانشناس های همشهری ات سفارش کردم بفرستنت امین آباد.. کار تو از این حرفا گذشته. خلاصه داداش.. من دیکتاتور و پانفارس هستم.. مشکلی هست؟ حالا تو شعار بدی مثلا من آدم میشم؟ نه نمیشم.. وقت خودت رو تلف نکن منو آدم کنی. عجب گیری کردیما! چقدر آدم باید زبون نفهم باشه.. آغا یکی ترکی بلده به این بابا حرفای مارو ترجمه کنه.
ناصر مسشتار : آقای محسن کردی گرامی !
اپوزیسیون مدتهاست که به یک طنز دردناک تبدیل شده است،اما نه به اندازه یی که شما این اپوزيسيون در و پیکر را به طنز کشیده اید.
سپاس
آقای مستشار گرامی،
جدا که کج سلیقه هستید. من تمسخر نکردم مطلبی به طنز نوشتم اونم با یاری گرفتن از سعدی. خداییش مشاهده کنید چه باحال دیباچه گلستان را به تن مطلب شما دوختم؟ این اتفاقا نهایت توجه و جدی گرفتن مطلب شماست. جدی گرفتن که حتما نباید در توافق مطل باشد. من فکر میکنم شما بیشتر برای جلب توجه مینویسید تا تحلیل عمیق یک مطلب. یعنی چه که همه تخم مرغ هایتان در در سبد مهدی نصیری میگذارید و از او حمایت می کنید (تازه اگر قبول کند) و اینجا هم مینویسید که اسم شاهزاده تفرقه آفرین شده است؟ همچی میگید من از شما حمایت می کنم انگار .. حالا فرخ نگهدار یا رضا علیجانی و سایر اهل اصلاحات همچه چیزی بگویند باز یه چیزی!
شاهزاده عامل تفرقه؟ پس سالها قبل که نام شاهزاده در میان نبود چرا بین مجاهد و چریک فدایی و توده ای و جبهه ملی جنگ و دعوا بود؟ اگر از داخل و خارج به این عبارت مهدی نصیری تاخته اند پس لابد یک مشکلی هست اما شما گز نکرده پاره کردید. من در مطلب ام با ظرافت تمام عاقبت همکاری با یک اصلاح طلب را نوشتم. در این سالها شما خواب بودید که چقدر اصلاح طلبان شراکت در قدرت را از خامنه ای طلب کرده و می کنند؟ از کجا به این ها اعتماد می کنید؟ نمی بینید که میگویند اصلاح طلب اصول گرا دیگه تمام ماجرا؟ مقاله شما بر خلاف این نظر مردم است. تاجزاده کجا از نظام عبور کرده؟ برای آلوده کردن شاهزاده و خراب کردن او نزد مردم کافیست که پروژه سپاه که پشت مهدی نصیری هست بگیرد و سناریویی که سعدی در مورد شاهزاده نوشت به اکران در بیاید. نه سپاه و نه خامنه ای هیچکدام چیزی از دست نمیدهند اما شاهزاده زمین میخورد. و شما خودت را بگذار جای سپاه. آیا مهدی نصیری را تشویق به این کار نمی کنی؟ سپاه چرا بخواهد تاجزاده را به شاهزاده نزدیک کند؟ مگر خودش دستش کج است که نتواند به اصلاح طلبان میدان بدهد؟ شما فکر میکنید برای سپاه کاری دارد که بخواهد یک تحول بزرگ بوجود بیاورد؟ ورود شاهزاده به عرصه سیاست داخلی در ایران یعنی فردایش مقابل دادگاه نشستن خامنه ای و خاتمی! مگر نشنیدید که خود رژیمیان عقیده دارند که فاصله بین خامنه ای و خاتمی فقط چند تا درخت دار است؟ مگر مغز خر خورده اند که بخواهند با سناریوی شاهزاده تاجزاده خودشان به دست خودشان خود را دار بزنند؟ شما اگر جای سپاه و خامنه ای بودید به چنین معامله ای تن در میدادید؟ پس چرا مهدی نصیری اجازه می یابد با چنین شعاری کشور را ترک کند و به مصاحبه با بی بی سی بنشیند؟ همین سپاه چرا به علی دایی اجازه نداد همراه خانواده اش ایران را ترک کند؟ کسی که نتواند این پارامترها را کنار هم بچیند و نتیجه منطقی از آن استخراج کند ... بهتر است از دیگران یاد بگیرد.
فقط یک جمله
آت آلان…
سالام.
فقط یک جمله
آت آلان سورویوشوب،یا دالدان آتان داش توپوقا دئییئر،
دوران شاه وشاهبازی تمام شده است،
شماها واقعن خیلی عقب تشریف دارید.
سالام
من مثل شماها فکرنمیکنم،
موضوع ایران،
شماهافکرمیکنید،الان آخوندحکومت میکند؟
اینطورفکرنکنید
در ایران ،نبرد دموکراسی با دیکتاتوری است،
نبردمردم ایران با عاملین استعماری
نفت وگاز ومعادن ودیگر داشته ها
ایران و منطقه است
اینگونه مبارزات،فقط تاوان بیش ازحد
یک مبارزه معمول را میدهد،خواهدداد،
مردم ایران را هرکس برشیرهای نفت و
گاز دیگرمنابع حاکم میشود،برای خود
،برای اربابان استعماری به گروگان میگیرند،
مبارزه برای نابرابری درتمام دنیا وجود
دارد،
متاسفانه درایران اززمان حاکم شدن
تفکرماسونی با عوامفریبی حاکمیت کرده اند،
وخودبه بدترین دیکتاتور تبدیل میشوند،
بهتراست بگویم ،تبدیلشان میکنند،
حجاب ،یکی از ابتدایی ترین حقوق انسانی است، تعرض بدان باید با اشدمجازات مواجه شود
بازنان چه درزمان رضاشاه بزور روسری برمیداشتن،چه الان که بدین نوع با
زنان ودختران ما برخوردمیکنند
وحوش هم این برخورد هارا تقبیح میکند
نه این مسلمانی وانسانی است،
نه آن که بزور روسری را از سر
خانمها برمیداشتند،
یکی بنام مدرنیسم،یکی بنام اعتقادات
عصر حجری،
حتی آورندگان این دین
ومذهب هم آنرا قبول ندارند
مردم ایران،ازهرقوم وهرتبار گرفتار
تفکرات دیکتاتوری وحوش هستند،
صدساله مردم گرفتارند،
تعدادی بازمیخواهند از نادانی ودیکتاتوری اینها ازآب گل آلود
ماهی بگیرند.
تازمانیکه سیاسیون ایران ،در داخل و
درخارج دست از تفکرات دیکتاتورساز وضد دموکراسی برندارند ،آش همان وکاسه همان خواهد بود،
تنها قوانین دموکراسی خواه هست که ریشه این جرثومه هارا خواهد کند.
............... عامل استعمارمارا به این روزانداخته،و پان ایرانیست های همسفره آنهارا ساپورت سیاسی کرده اند.
استعمارگران هم ما رابه بازی درمیدان این دو
وا داشته اند.
در یک فایل صوتی لو رفته اطلاعات سپاه نشان داده می شود که به قول یکی از فرمانده های سپاه ؛ اصطلاح « آیت الله بی بی سی » ساخته و پرداخته دستگاه اطلاعاتی رژیم است ؛ ضربه ای که بی بی سی در خصوص نیکا انجام بی نظیر بود
شازده اسدالله میرزا همان ارتش سایبری و همدست رژیم برای ابن افشاگری بی نظر بی بی سی است ؛ باهوش باشید
ناصر مستشار:
اقای محسن کردی هنوز ماه ژوییه نیامده است که صلوتی عنایت کرده باشیم !؟ تمام مطلب شما به سخره گرفتن است. یعنی مسائل سیاسی اپوزیسیون اینقدر مسخره شده است؟؟؟!!! لطفا کمی جدی باشید .ناصر مستشار
کمی آینده نگری بجای آرزو نگری
تاریخ : دوم ژوئن 2014
به گزارش ایران اینترنشنال و سایر خبرگزاری های سرشناس، با تشویق و پشتیبانی بسیاری از فعالین اپوزیسیون داخل و خارج از کشور، ظرف مدت کوتاهی اتحادی باورنکردنی ما بین شاهزاده و تاجزاده به انجام رسید. در ماه ژوئن سال 2024 با میانجی گری آقای مهدی نصیری طی نشستی در یورک تاون، شاهزاده رضاپهلوی و مصطفی تاج زاده تشکیل دولت در تبعید را با صدور یک بیانیه مشترک اعلام کردند. اعضای هیات دولت در سایه و پارلمان در سایه را بسیاری از چهره های سرشناس داخل و خارج از کشور تشکیل میدهند. اولین جلسه مجازی هیات دولت و پارلمان در سایه امروز دوم ژوئن برگزار شد. گفته میشود که بخشی از سپاه پاسداران نیز از این اتحاد اعلام پشتیبانی کرده اند. به دنبال این بیانیه جشن و پایکوبی در سراسر ایران و نیز ایرانیان خارج از کشور برقرار شده و تا پاسی از شب ادامه داد.
تاریخ: اول جولای2024
پس از اعلام سیاست انتخابات آزاد توسط بیت رهبری مصطفی تاج زاده برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری ده شب پیش با عجله از طریق فرودگاه امامخمینی به کشور وارد شد. جمع کثیری از اصلاح طلبان و سران سپاه پاسداران و اعضای دولت رئیسی نیز به استقبال آمده بودند. طی کنفرانس مطبوعاتی آقای تاج زاده از جمله گفت: وقتی انتخابات آزاد باشد دیگر ما مشکلی نداریم و نمیخواهیم کشور به هرج و مرج و اغتشاش کشیده شود. وقتی خبر نگار از ایشان در مورد اتحاد شان با شاهزاده سوال کرد آقای تاج زاده گفتند: همانطور که ملاحظه میفرمایید انتخابات آزاد است و اتوبوسی که هرکس که به ایران علاقه دارد میتواند سوار شود حتا شاهزاده رضاپهلوی. لذا وقتی موضوع حل شده باشد دیگر نیازی به تشکیل یک نیروی اپوزیسیون و به خطر افکندن امنیت کشور نیست.
دهم جولای 2024
شاهزاده رضاپهلوی طی یک برنامه تلویزیونی برنامه آینده شان را بدین شرح اعلام داشتند:
دیشب تأمل ایام گذشته میکردم و بالغ بر 26 فقره تشکیلات در این 45 ساله برپا کردم را ارزیابی میکردم و بر عمرِ تلفکرده تأسف میخوردم و سنگ سَراچهٔ دل به الماسِ آبِ دیده میسفتم و این بیتها مناسب حال خود میگفتم:
هر دم از عمر می رود نفَسی
چون نگه میکنم نمانده بسی
ای که پنجاه رفت و باز کلک خوردی
مگر این پنج روز دریابی
خَجِل آن کس که رفت و کار نساخت
هرچه تلاش کرد بار نساخت
خواب ساده لوحی بامداد رحیل
باز دارد پیاده را ز سبیل
هر که آمد به کلک چیزکی برساخت
رفت و منزل به دیگری پرداخت
مهدی نصیری پخت همچنین هوسی
وین عمارت به سر نبرد کسی
یار ناپایدار دوست مدار
تاجزاده زیباکلام را نشاید این افکار
اتحاد برف است و آفتابِ تَموز
هیچ نیست، چه جای غِرّه هنوز
ای تهیدست، رفته در بازار
ترسمت پُر نیاوری دستار
هر که کلک خود بخورد به خِوید
وقت رفتن از سیاست باید چید
بعد از تأمل این معنی، مصلحت چنان دیدم که در نشیمنِ عُزلت نشینم و دامنِ صحبت، فراهم چینم و دفتر از گفتهای پریشان بشویم و مِنبعد پریشان نگویم و سیاست به دیگران واگذارم و در مونت کارلو قایقی خریده
زبان بریده به کنجی نشسته صُمٌّ بُکمٌ
به از کسی که نباشد زبانش اندر حُکم
در پایان بیانیه شاهزده به قایق تفریحی رویال یات باز گشته و مشغول عیش و نوش شدند.
صلواتی عنایت بفرمایید.
بیبیسی رسانه نیست، مرداب کثافت و تعفن است. یک سال تمام مستندات قتل او را پنهان کرد تا به وقتش کارت برنده رو کند. تاخیری که نشان میدهد تجاوز در شیعه کارت برنده است. نیکا شاهدی است بر اینکه که چه کسانی از رنجهای ما فاند میگیرند. ژاندارک ایران در ۱۶ سالگی نه مدفون که مبعوث...
در این مورد با شما هم عقیده ام. حاضرند تحمل کنند زنان را لخت هم تحمل کنند اما به سفره انقلاب اینها کار نداشته باشند. چیزی که آخوند نداره مردانگی هست و شرف و آبرو. ما غیر آخوندها در مقابل این اصطلاحات بسیار حساس هستیم اما آخوند ضد این ضربه ها هست. ریشه اش در همان دوران طلبگی شان هست که شرف و آبرو و مردانگی را از اینها ستاندند.
کیانوش عزیز، یکی از منابع مهم شناخت نبض و وضعیت جامعه مراجعه به فضای مجازی هست و من همیشه دنبال میکنم. وضعیت اصلا تفاوتی با چند ماه قبل نکرده و زنان و دختران بسیاری بی حجاب هستند. این ویدیو را که تماشا میکنی به این فکر میافتی که پس اون ویدویی خبری اشکهای رادان در مقابل شعار نیروی انتظامی تشکر تشکر پس ینی تشکر واسه کشک؟ هاهاها
ویدئوی جالبی بود برای ما که ایران کنونی را نمی شناسیم؛ برای ما که هنوز ارزش مبارزه زنان ایران را درک نکرده ایم
درووود بر محسن عزیز!
مختصر و ضربتی!
اگر تمام زنان و دختران نیز کونپی شوند و لخت و برهنه به خیابانها بریزند، مطمئن باش که اتّفاقی نخواهد افتاد و ولی فقیه همچنان مصدر اقتدار و قدرت خواهد ماند؛ زیرا آخوند جماعت را هنوز هیچکس در تاکتیکهایش نشناخته است؛ سوای عبید زاکانی و حافظ و خیّام و ایرج میرزا و دهها متفکّر و شاعر درگذشته ایرانی.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان
دروود بر آقای مستشار گرامی!
قدرتپرستی و حسادت و بیمایگی!
خیلی مختصر و مفید.
اتّفاقا «شاه» با جبهه ملّی، حاضر به مصالحه شد و علنا گفت که مایل است نقش خودش را همچون سیستمهای پادشاهی انگلیس و نروژ و سوئد به صورت تشریفاتی اجرا کند و تمام قوا را به وزرا و نمایندگان مجلس بدهد. امّا حضرات «ملّیون» که نه معنای ملّت را میدانستند و هنوزم نمیدانند، نه به اندازه سر سوزنی از فلسفه سیاست و هنر کشورآرایی، چیزی میدانستند و هنوزم نمیدانند، بلافاصله تاقچه بالا گذاشتند و حاضر به همکاری نشدند و هنوزم نخواهند شد؛ زیرا همانطور که زنده یاد «خلیل ملکی» [نگاه کنید به خاطرات سیاسی ملکی] گفته است، حضرات ترجیح دادند که قهرمان ملّت باشند، نه مرد میدان همآوردی و سیاست.
این قصّه حسادت و قدرتپرستی و بیمایگی و حماقت ذاتی گرایشهای سیاسی نسبت به همدیگر، قدمتش تا اساطیر ایرانی ریشه دارد. نگاه کنید به واقعه تراژیک «ایرج و برادرانش در شاهنامه».
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان
هفته پیش آن برادر مجاهد خلق سیمای آزادی از جانب مسعود و مریم اینجا ترش کرده بود که برجستگی های خانم ها فوتوشاپ است. در این ویدیو ناف خانم ها و موهایشان بیرون است یکی اگه این بابا رو میشناسه بهش بگه نیاد اینجا یه وخ قلبش سنکوب نکنه! وقتی مجاهد جماعت حرف از آزادی میزنند آدم یاد پناه بردن از اژدها به مار غاشیه میافته. با اون قیافه های مصنوعی شان با آن کراواتهایی که به همان اندازه بی اعتقادی شان به پرچم شیروخورشید تقلبی بودن شان را نشان میدهد.
هفته پیش در مورد مچ اندازی خامنه ای با زنان و دختران ایران نوشتم. نوشتم که در گرمای تابستان تکلیف حجاب برای همیشه با پیروزی مردم روشن میشود. ویدیویی که لینکش را گذاشته ام متعلق به چهار روز قبل است. بنظر میرسد مچ خامنه ای بسیار زودتر از آنچه ما فکر میکردیم خوابیده است. این ملت چقدر ما را سورپرایز می کنند! تماشاکنید و حالشو ببرید. بنظر شما احتمال این که تا مرداد ماه خانمها با شلوارک بیرون بیایند چند درصد است؟
ســـالام دوســـلار..
اولین باری که من با این بی عدالتی یعنی کودکان قالی باف تبریز آشنا شدم سالی بود که کلاس نهم دبیرستان را می گذراندم. اولین کارم در زندگی در تابستان همان سال بود.کاری که مشغول شدم در استخر باغ شمال تبریز بود. کارم جمع کردن بلیط های ورودی اشخاص به استخر بود. برادرم معلم شنا, نجات غریق و عضو هئیت فدراسیون شنای آذربایجان زیر نظر رئیس هیئت یعنی آقای (( گوراوانچی )) بود . بعد از جمع کردن و شمارش بلیط ها و بایگانی کردن بلیط های پاره شده , من هم وارد استخر میشدم و از استخر استفاده میکردم. استخر ساعت 2 بعد از ظهر باز میشد تا ساعت 3 برای عموم و از ساعت 3 تا 4 برای تمرینات و آماده کردن شناگران برای مسابقات. اولین روز (( چهارشنبه )) هفته که وارد استخر شدم, متوجه شدم خیلی زیادی از کودکان و نوجوانان رنگ پوستشان سفید سفید و زرد بود که به آسانی قابل تشخیص بود که با سایر شناگران فرق میکرد. از داداشم پرسیدم که چرا این بچه ها این قدر سفید هستند بیماری یرقان دارند.. داداشم در جواب گفت که (( آخه امروز چهارشنبه است )) .!!!! تمام « ایل مَک چی ها .... گره زن ها ) منظور قالی بافان تبریز , هفته ای نیم روز , آن هم بعد از ظهرهای چهارشنبه تعطیل هستند. چون این بچه ها در زیر زمین ها و در اتاق های بسته کار میکنند و خیلی بندرت در زیر نور خورشید می باشند , رنگ پوستشان سفید سفید می ماند. بعد از آن هر وقت در خیابان های تبریز اگر کودکی و با نوجانی می دیدم که رنگ پوستشان سفید هست , می فهمیدم که ایشان کارگر قالی باف هست. متاسفانه این ها تنها کودکان (( پسر )) بودند که من متوجه شدم. حتم دارم که خیلی زیادی از دختران کوچک در دهات نزدیک و دور در این مملکت فلاکت زده به همین کمبود ویتامین D گرفتار
شده بودند و هستند. دوستانی هم سن من می باشند شاید یادشان باشد که در اطراف سینما کریستال تبریز واقع در خیابان شهناز , نو جوانی که می پلکید که با چهار دست و پا راه میرفت. ایشان بخاطر یک بیماری مزمن , نمی توانست روی پای خود بایستد. ماهیچه های پای این شخص قدرت تحمل وزن این نو جوان را نداشت. برادرم این شخص را برای یاد دادن شنا به استخر باغ شمال می آورد و برایش شنا یاد میداد. بعد از یاد گرفتن شنا , این شخص در مسابقات استانی و در رشته مقاومت نفر سوم شد. چند سال بعد , روزی در همان استخر (( آنطوری که بما گفتند )) حال برادم خراب میشود و تا بخانه بیاد در راه جانش را از دست می دهد. ایشان در آن موقع 44 سال داشت.
دروود بر ابوالفضل عزیز!
گپی برای آرامش روح!
ابوالفضل جان! فریادهای تو و کسانی همچون تو، مرا غمگین میکنند که سر پیری و نفسهای آخر، هنوزم فریادها میزنی و کسانی گوششان بدهکار تو و امثال تو نیست. راه دور اصل نرو. موانع باهمآیی و همبستگی را در فضای منظومه شمسی و دیگر منظومه های ناشناخته نجو. سمت چپ سایت «ایرانگلوبال»، یک مطلبی از «جیلو عزیز» است. فقط به کامنتها نگاه کن و عمق فاجعه را خودت برآورد کن. وقتی که کنشگرانی و گرایشهایی و سازمانها و احزابی و غیره و دالک به قوم و عشیره و قبیله و طایفه و ایدئولوژی و مذهب و مرام و دین و عقاید آکبندی و هارت و پورتهای علم نما و زر مفت زدنهای مدرن و مدرنیته و پست مدرن و اراجیف مشابه، سفت و سخت با انواع و اقسام زرّادخانه های اتّهامی و توهینی و ادّعایی مُجهّز و مسلّح هستند، بحث از «همبستگی» در نظرشان یک جوک به شدّت خنده دار می آید. یه نگاهی هم به سایتهای حضرات بینداز، ببین چه آشهای شله قلمکاری برای خودشان و دیگران میپزند که هیچ حیوانی حاضر نیست، نگاه به آنها بیندازد، چه رسد به آدمیزاد!
نه ابوالفضل جان! حضرات هنوز که هنوز است همچون همپالکیها و بدیل خودشان؛ یعنی ولایت فقاهتی که به جای نجات دادن خودشان از شرّ باتلاق اسلامیّت و شرایع و سوائق افسار گسیخته باشند، آمده اند و در صدد نجات ایدئولوژی/مذهب/عقیده/سازمان/قوم/طایفه و امثالهم هستند. شاید خروارها خون باید ریخته شود تا از گردآمد سطل به سطل خونها، «دریای همبستگی ایرانیانی که دیگر هیچ بقایی از آنها نیست»، ایجاد شود. شاید!. با این طیفهایی که من میشناسم، امیدی به امروز نیست؛ چه رسد فردایی که آمدن و نیامدنش را هیچکس نمیداند.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان
سالام.
درهمان روز دوم ،که آین متن ،ومحکومیت
فرح راگذاشتی ، من متن نوشتم،
نوشتم ،که اروپا وآمریکا بیایند،یک معامله کنند،
فرح و دارودسته اش را به ایران تحویل دهند،
چون آنها هم زیادجنایت کرده اند،
ما گول میدهیم درقبال ازادی توماج،دسته جمعی از درخواست میکنیم ،که فرح هم اعدام
نشود،
ماشالله ازبس سانسور وحذف های شما درموردنوشته های من زیاداست،
فراموش کرده اید،
حتی نوشتم ،که ما بایدکلا درخواست کنیم
که قانون اعدام را بردارند،
ما باهراعدامی مخالف هستیم،
این نوشته مقداری ازآن نوشته بود.
براساس گزارش..
.
بر اساس گزارشی که جروزالم پست منتشر کرده، "اسرائیل یکی از نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در خاک ایران کشته است". سایر رسانهها نام این فرد را "#رامین_یکتاپرست" عنوان کردهاند.
این روزنامه اسرائیلی نوشته "عامل حذف شده" به مراکز یهودی در #آلمان خسارت وارد کرده است. با این حال، غیر از شناسایی اولیه، هیچ اطلاعات یا جزئیات بیشتری در مورد ترور یا تایید اینکه چه کسی پشت آن بوده، منتشر نشده است.
پس از چند حمله به ساختمان چند کنیسه و مرکز یهودیان در ایالت نوردراین-وستفالن آلمان، دادستان کل این کشور تحقیقات در این باره را بر عهده گرفته است.
دسامبر ۲۰۲۲ شبکه اول تلویزیون آلمان در برنامه "کنتراسته" (ARD Kontraste ) به نقل از محافل امنیتی آلمان خبر از دخالت احتمالی سپاه پاسداران و یک ایرانی-آلمانی داد که در حمله به مراکز یهودیان در غرب آلمان شرکت داشته است.
برنامه کنتراسته این شخص را "رامین ی." معرفی کرد که یک ایرانی-آلمانی است و گفت در مرکز تحقیقات بازرسان قرار دارد. او ظاهراً در سپتامبر ۲۰۲۱ به ایران گریخته است.
روزنامه واشنگتن پست نیز در مارس ۲۰۲۳ در گزارشی از قول پنچ مقام امنیتی آلمان و دو مقام امنیتی غربی مسئول تیراندازی در شهر اسن آلمان به "کنیسه قدیمی یهودیان" را رامین یکتاپرست معرفی کرد.
به گفته این روزنامه آمریکایی، یکتاپرست به خواست "سپاه پاسداران جمهوری اسلامی" این حملات را هدایت کرده است.
این حملات بخشی از آن چیزی است که سرویسهای امنیتی آلمان آن را افزایش فعالیتهای رژیم جمهوری اسلامی در حمله به اهداف یهودی و همچنین مهاجران ایرانی در آلمان میدانند. این روزنامه تاکید کرد که این ارزیابی با افزایش تهدیدهای ترور و آدمربایی جمهوری اسلامی در اروپا و آمریکا نیز مطابقت دارد.
واشنگتنپست نوشت تحلیلگران میگویند "جمهوری اسلامی در حالی که در داخل کشور با اعتراضات مردمی مواجه است، به طور فزایندهای برای حمله به آنچه به عنوان تهدید خارجی برای رژیم میبیند از باندهای جنایتکار استفاده میکند".
نتانیاهو خبر دارد که بایدن در فشار است.
نتانیاهو میداند که بایدن دربدر دنبال راهی میگردد که از دست دانشجویان خلاص شود.
همچنین میداند که لابی یهودیان در آمریکا اگر قوی تر از دولت نباشد کم زور تر از آن نیست. این را وقتی نتانیاهو مستقیم و با محل سگ به اوباما نگذاشتن رفت و در مجلس نمایندگان سخنرانی کرد همه فهمیدند.
خب حالا نتانیاهوچه باید بکند؟
چندنفری را بفرستد بین دانشجویان و بگویند مرگ بر یهودیان و اسرائیل.حتی ممکن است یک دانشجوی یهودی را هم اگر لازم شد بکشند تا روغن داغش را زیاد کرده باشند. تعدادش مهم نیست مهم خوب فیلم گرفتن است مثل شعار رضاشاه روحت شاد خودمان.
حالا کار لابی شروع میشود این فیلم را میگیرند و اگراندیسمان میکنند و مثل پدرخوانده میفرستند به رسانه هایی که طرف معامله شان هستند. آنها هم در بوق میکنند که وا یهود ستیزی وا طرفداری از حماس که اسمش رفته تنگ هیتلر.
بعد که چند شب همه جا جار زدند ندا را به بایدن میدن که حالا تو حمله کن اینهم بهانه ات.
آنوقت دانشجویان میشوند همکار و همدست حماس که ریختن خونشان هم حلال است.
بهمین سادگی ! یک ترفند قدیمی هنوز هم کار کرد دارد.
توماج ؛ یک بار گفته بود اسمش رو بخاطر توماج درخشنده گذاشتند و اسمش بختیاری نیست
Freshteh Haghighatjoo
اعتراض من به این بود که نسبت دادن زندانی زیر حکم اعدام در اسارت جلادان اسلامی به یک گروه چریکی کار درستی نیست و همچنین کسی حق ندارد هویت ایدیولوژیک برای زندانی بدون اجازه او تعیین کند. ولی حالا شما مسئله دیگری را پیش کشیدید و ان این است که اگر شرافت انسانی در چپ ها وجود دارد و تفاوتی بین قربانیان قائل نمیشوند چرا از ارتشیان وطن پرست و خلبانان جان فشان و همافران و وزیران مثل وزیر فرخروی پارسای با انهمه خدمات که اعدام شدند اینجور مواقع یادی نمیکنند؟ انها وطن پرست بودند و هدفشان خدمت به وطن بود و نه در کمپهای تروریستهای فلسطین اموزش دیده بودند و نه از سازمان مخوف اطلاعات شوروی دستور میگرفتند و نه قصد داشتند ایران را تبدیل به ویتنام و قبرستان امریکا کنند.
کیا زستمی : با عرض معذرت. از نظر اخلاقی هم درست نیست که تفاوتی بین قربانیان چهار و نیم دهه یک رژیم فاشیست -اسلامی قائل گردید.
Freshteh Haghighatjoo
از نظر اخلاقی درست نیست که کسی را که زیر حکم اعدام است را کنار یک عضو چریک فدایی اعدام شده توسط جمهوری اسلامی قرار دهید و انها را یکی کنید. ایا از توماج صالحی چنین اجازه ای دارید؟ من از توماج صالحی حمایت میکنم چون طرفدار ازادی و دمکراسی و حقوق زنان و حقوق بشر است.
کیانوش گرامی شما انقدر تجربه سیاسی دارید که معنی پستتان را میدانید. تورج صالحی یک زندانی است. ایشان یک خواننده معترض است. هیچ جرمی مرتکب نشده و گفته عضو هیچ گروهی نیست. حکم اعدام او دنیا را تکان داده. شما بطور تلویحی ایشان را با استفاده از شباهت اسمی به یک اعدام شده گروه چریکی ربط دادید. این همان اتهاماتی است که رژیم به زندانیان میزند یعنی ارتباط با گروهای معاند مسلح. از طرف دیگر هویت سیاسی تورج صالحی را خودش در صحبهایش اعلام کرده و ربطی به چریکهای فدایی ندارد. شما میتوانید از حقوق توماج دفاع کنید بدون ربط دادن او به چریکهای فدایی که شما در گذشته از مسئولان ان بودید. اعتراض من به پست شما به این دلایل بود.
aryam Salehi
در اسفند ۵۷ که حکومت اشغالگر دستور حجاب داد،و در اولین روز جهانی زن بعد از انقلاب که زنان به خیابان آمدند و بر علیه اش تظاهرات کردند،خانم سیمین دانشور چنین گفت؛
سیمین دانشور نوشت: «ما هر وقت توانستیم این خانهی ویران را آباد کنیم، اقتصادش را سر و سامان دهیم، کشاورزیش را به جایی برسانیم، حکومت عدل و آزادی را برقرار سازیم، هر وقت تمامی مردم این سرزمین سیر و پوشیده و دارای سقفی امن بر بالای سرشان شدند و از آموزش و پرورش و بهداشت همگانی بهرهمند گردیدند، میتوانیم به سراغ مسائل فرعی و فقهی برویم، میتوانیم سر فرصت و با خیال آسوده و در خانهای از پای بست محکم بنشینیم و به سر و وضع زنان بپردازیم». (کیهان ۱۹ اسفند ۵۷ شماره ۱۰۶۵۷، صفحه ۶)
و مردان سازمان فرمودند که؛
کارهای مهم تری هست و حجاب نباید مسئله ای باشد!
دریغا که بعد از ۴۵ سال این مردان،البته هنوز همه هم نه!تازه دریافتند که درک زنان از آزادی برای همه یعنی چه!و زنان ۴۵ سال پیش بدرستی در یافته بودند که؛
خشت اول چون نهد معمار کج
تا ثریا میرود،دیوار کج!
از تیر ماه ۵۹ که ورود زنان به ادارات و اماکن دولتی بدون حجاب ممنوع شد،و از سال ۶۲ که حجاب اجباری شد،تا اکنون،این زنان هستند که دارند تاوان بد فهمی! یا بگو خطای بزرگ مردان را با در صحنه ماندن،پس می دهند.😢
“حجاب اجباری در ایران از ۱۸ مرداد ۱۳۶۲ و توسط مجلس شورای اسلامی با تصویب قانون مجازات اسلامی، برای عدم رعایت حجاب در معابر عمومی و تعیین مجازات عملی شد.”
سرنگون باد حکومت اشغالگر جنایتکار.
آزادی ایرانم آرزوست.🌻
Shahnaz Shirdelian
این دردها قلب انسان را می سوزاند بعد افرادی میان زیر پست هایی که از درد و رنج های و ظلم جامعه شکایت می کند، کامنت هایی در حمایت از رژیم میذارند!!!که چرا از اعدام رضا رسایی می نویسی!!!!!
Alireza Eskandariun
سلام. جناب محققی گرامی. گرچه هنوز هم "بالا کیشی" های بسیاری در قعر کارگاههای فرشبافی یا سطلهای زباله در صدد یافتن رزق بخور نمیر خود و گاه خانوادههاشان هستند ، نابرابری و ستم به شدت بیشتری تداوم دارد و فضای سانسور و سرکوب قلمها را شکسته و قدمها را قلم کرده است، اما این روایت شما که برگرفته از تجربهی زیسته تان در روزگار سلطنتی است، نه با خاطرات و روایتهای جذاب از آن زمان که با تحلیلها و موضعگیریهای امروزتان متعارض به نظر میرسد. به قول شاملو؛"غم همان، غمواژه همان، نام صاحب مرثیه دیگر" . با این حال دست مریزاد که تجربه زیسته تان را با قلمی شیوا و حتا معصومانه به اشتراک میگذارید. اما تحلیلها.، موضعگیریها، تفاسیر و آرای امروزتان به نظر من به واسطه دوری از ایران و هژمونی "رسانههای جریان اصلی" از واقعیت جامعه ایران دور است. من ضمن اختلاف بسیار با مواضع سیاسی امروزتان همچنان مخاطب پر و پا قرص روایتهای خاطره انگیز و نوستالژیک دیروزتان هستم. زنده باشید.
تاثيرات مخرب…
عنوان مقاله
تاثيرات مخرب تبعيضات ،،،
با سپاس فراوان از فرامرز حيدريان عزيز، كه با پاسخ هاي خود به افراد متعصب و مغرض زحمت من را كم كردند و من فقط يك جمله بيشتر براي گفتن ندارم: "به حكم طبيعت، ما همه بي اطلاع و نادان از مادر زاده ميشويم و لي در ادامه، عده اي از اين جمع بطور عجيبي ميكوشند تا آخر عمر همچنان احمق باقي بمانند".
اقای ع.ب.تورک اوغلی گرامی / کجا شما اعدام توماج را محکوم کرده اید که من آن را درج نکرده باشم چرا ...... می گوئید .؟
سالام
نظر اولی من را درزیر صحبت این خانم چاپ
نکردند.
متاسفانه اینها همچون اختاپوس هنوز رانتخواری میکنند.
سالام
عجب حرفی میزنی جناب کردی ،
ایکاش همیشه کوتاه بنویسی که متن هایت را
بخوانند،
پسرخوب اصلا معنی ایراندوستی رامیدانی؟
آخه جانم بقوربانت ،شما و .... کی ایران دوست بوده اند؟
کسی که توسط کمپانی هندشرقی و سازمان
مخوف ماسونی به حکومت برسد ایران دوست میتوان به او نام نهاد؟
ازآن بدتر کسی که طرفداراین کودتاچی های
خارجی باشد،ببین چی میشود!
جناب کردی لاقل تو نگو .............
که ازهر دری آویزان است وبه هر دزدی
پناه می آورد که رحمی به اوبکنند،
این شخص کعبه توست،تو وایراندوستی؟
موضوع دوم.
جناب کردی،مگر خودت نگفتی ستوان سه
بودی؟
مگر در ارتش نگفته اند،سعی کنید،سلاح
دشمن را بگیرید وبرعلیه خودشان استفاده
کنید؟
پسر خوب ونازنین، عقلت به این سفارش
سازمانی خود نرسید؟
حتمن رسید،ولی فکرکردی ،نتوانم جوابت دهم،
جناب کردی هیچ میدانی که بدبختی از
از اوجاق همین خانواده ایی است،
که انگلیس وآمریکا برسر کارآورد،
جناب کردی،بخداخیلی چیزهارا میدانی
ولی بخاطر.......... فکرمیکنی اگر
اشکارنگویی مردم به آنها پی نمی برند،
پسرخوب و نمک خورده ونمکدان نشسته
همین حوزه علمیه را رضا شاه کودتایی
انگلیسی ،باسفارش انگلیس بودجه داد،
تا آیت الله حائری یزدی بنا کرد،
چرا اینهارا نمی گید؟
میخواهی مولاها را از خانواده جلیل السلطنه
انگلیسی پالانی جدا کنی؟
نکن این کاررا،
خوبیت ندارد،
همه میدانند،که چکارمیکنند.
کمربسته امام رضا یادمان نرفته است.
راستی فکرمیکنی،ایران دوستی؟
عجب ..........
سالام.
انسانها وقتی بخواهند،در کوره راهی تنها راه برود،بخاطرترس خود آواز وباصدای بلند میخوانند،
اکثرا هم آوازهای بی معنی و بلند میخوانند.
بیشتر این بلندخوانی های کلمات و جملات فقط ازترسشان است.
دراین سایت چمباتمه زنها واقعا در عالم
هپروت و بخاطرترس توهمات خود،
آواز بی معنی ،بلند را بخاطرات تفکرات
توهمی و ترس خود میخوانند،
میگوید ،سندآزربایجان رابنام شما شش
دانگ بنام شما زده وبا ده انگشت امضا
میکنم،
ولی اگر یک کلمه فارسی استفاده کردی
زبانت را ازگلو درمی آورم،
عزیزدلم،من درهمان اولین نوشته ها
عرض کردم ،که مکتب سوسیال ناسیونالیسم چه آموزش میدهد،
.... شما درهمان روزهای اول مطالعه نوشته های شما برایم مشخص شد،که............ تشریف دارید
مثل مودبانه زدم ،که ناراحت نوشید.
ما دراین سایت که شما اصلا خبری از
وجودش نداشتی ،نزدیک ۲۰ ساله که
ما سیستم فدرال باقوانین غیر متمرکز
پیخواهیم،
یعنی هر نادانی بخواهد انگ تجزیه طلبی بزند،
بخاطرامیال نژادپرستی اش است که
میترسد،
قومک فاشیست خودش به پستو برود،
پس تجزیه طلب ها متمرکز خواهان ورفقا ی خودشان تشریف دارند.
دوم، تمام زبانها از همدیگر کلماتی کمک گرفته اند،بعضیها بیشتر،بعضی ها کمتر،
اگرکلمات عربی وتورکی را اززبان دری
یا فارسی شمای تورک آسیمله بگیرند،حتی یک جمله هم نمی توان ساخت،
چون این زبان فرهنگستانی صدساله
بیش از۶۵درصدش عربی،
بیش از۲۰ درصدش تورکی،
بقیه نیزمثل افعال هندی و یا لاتین وروسی میباشد،
شما بهتراست،اول این شروط رابا
خودتان وباتفکرخودتان گذاشته بعد با
دیگرفعالین هویت خواهان شرط بگذارید.
این نوشته های شما خیلی مسائل خطرناکی دارند،که وقت میخواهدبه
همه آنها جواب داد،
شما دراروپا نشسته مخالفتتان باجمهوری اسلامی،مدرنیسم و
حقوق مدنی وپیشرفت نیست،
بلکه نژادپرستی جمهوری اسلامی را
ضعیف از خودتان میدانید،
بهمین خاطر با جمهوری اسلامی دشمنی میکنید.
کسی که نداند،زبان تورکی زبان اکثریت
ملت ایران بوده واست،
ودنبال توهمات باستانگرایی عصر دوران نوسنگی بگردد،
واینگونه با زبانها وهویت طلبها برخورد
کند،،
دقیقا راهش راه موسیلینی وهیتلراست.
ازشما سندشش دانگ نخواستیم.
بلکه یک سیستم مترقی وپیشرفته و
انسانی عصرکنونی را مطرح ودرخواست کنید،
خواهشا خودتان را زیاد بالانگیرید،
کمی زیر پایتان هم نگاه کنید،
بلندپروازی درست نیست.
زمانه را دریابید،
عصرانفورماتیک راببینید.
درنهایت ،مگر استقلال طلبی جرم است؟
.............می چینی.
چهل میلیون تورک باید مدرسه بزبان
تورکی داشته باشند،
ازشیراز وبوشهرگرفته تا آخرخوراسانات،از گوموش تپه گرفته تا بازرگان،ازآستاراگرفته تا ایلام،
والا دودش به چشم همه ومخصوصا
شماها خواهدرفت،
راستی، فارسها،،،دری ،،،زبانها به قاشق،
قیچی،یاییلاق،قیشلاق،بشقاب،قوری
اوجاق،قاچاق،چاپار،گوجه ،قورمه سبزی،ووو،،چی میگویند؟
اگرکلمات تورکی وعربی را از این زبان
باستانی شما بردارند،میتوانی جمله ایی
بسازی؟
حتمن به قاشق بیلچه،به چنگال،شن کش کوچک،به توقف،استاپ لاتین،تشکر
سپاس روسی،
به سلام ،،یا سالام، دروووود حدادعادل
یا درود لرستان ،یا درودگر،،نجارعربی
میگویند؟
درموردسندزدن چیزی نمیرنویسم
که مثل نوشته های شما نشود.
واقعن
سن ساغ من سالامات
نوشتی که به اندازه نویسنده زحمت کشیده ای و باید کامنت هات بیاد. هیچ شده یک آدم عاقل از نوشته هات استقبال کنه؟ عزیز.. زحمت نکش جون مادرت! ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان. مگه تو تورک نیستی؟ اینجا جای علاقمندان به ایران است و کسانی که با رژیم مشکل دارند و به دنبال اتحاد بر علیه رژیم هستند. غم تو برای فقط ملت تورک است. برو این همه سایت تورکی هم تورکی بنویس هم تورکی مبارزه کن. رحم کن بکش بیرون جان مادرت! میدونم که عامل رژیم نیستی اما سپاه یه بطر ویسکی برات کنار گذاشته جایزه ات. رژیم را خوشحال نکن! به ما ظلم نکن، با ما بهتر از این باش (گریه به روش رائفی پور)
یک نیروی نه برانداز، حتا آنکه خواهان گذار مسالمت آمیز است، تنها سخنش با پایوران پوزیسیون و دولت حاکم، تنها مذاکره بر سر شرایط تسلیم است نه شریک شدن در قدرت. شما با یک رژیم عاقل طرف نیستید. با یک مار بد خط و خال طرف هستید که برای هیچ چیزی ارزش قائل نیست. مدتی شما را زیر نظر ناظران پخمه سازمان ملل بازی میدهد و از قبل هم ساخت و سازش را با ناظران چین و روسیه و اروپایی می کند و سر شما بی کلاه می ماند. صحبت ژنرال های شاه با فرستادگان خمینی تنها بر سر چگونی واگذاری قدرت با کمترین صدمه بود. عین همان کار امروز باید تکرار شود. برای این کار شاهزاده و نیروهای همکار او در طیف جمهوریخواه و مشروطه خواه تنها مرجع شناخته شده برای دریافت مدیریت و قدرت و سپاه تنها قدرت شناخته شده است که مشروعیت واگذاری قدرت را دارد چون قدرت واقعی بدست اوست.
ع.ب.تورک اوغلی هم طرفدار اعدام است ؛ چون اعدام توماج را محكوم نكرده است و بد تر اينكه محكوم كنندگان اعدام را هم محكوم مي كند ، ناسيوناليستهاي ترك وابسته به باكو واقعا سقوط كرده اند ؛ لعنت ابدّي بر تو ، ع.ب.تورک اوغلی
ســـالام دوســـلار....
همانطور که مشاهده میکنیم کاربر ایرانشهری نوشته است که حرف های من پشیزی ارزش ندارد و حتی حاضر نیستند ...((حاضر نیستم حرفهای شما را حتّا به مغازه بقّالی سر کوچه بدهم که بخواهد قیفچه از آن درست کند و درونش، زردچوبه و فلفل و دیگر ادویه جات را بریزد و به دست مشتریهایش بدهد. همچنین حاضر نیستم به حیث کاغذ باطله به شرکت کاغذ توالت سازی بدهم )) .
من از ایشان یک خواهش دارم حتما این کار را بکنند و از حرف های من یک قیفچه درست بکنند و زودتر به شرکت کاغذ سازی توالت بدهند. چون حرفهای که از (( خود توالت )) بیرون می آید , به یک بسته کاغذ توالت احتیاج می باشد. سیز ساغ من سلامت.
سالام
درقدیم پیرزنها چون کاری نداشتند،
وکاری ازآنها برنمی آمد،،
درب آستانه نشسته زاغ همه رامیزدند،
خواهشا یکی پیدا شود،
یک کمکی به این سایت بکند،
سالام
چرا نوشته من راچاپ نکردید؟
اینها خودشان با جمهوری اسلامی
و باآمریکا و اروپا همدست هستند،
الان که کنارگود نشسته اند
میخواهندازآب گل آلود ماهی بگیرند.
تپه های اوین یادشان رفته؟
مرضیه اسکویی یادشان رفته،
صمدبهرهنگ یادشان رفته،
دکترفاطمی یادشان رفته
فرخی یزدی یادشان رفته،
گلسرخی،کرامت دانشیان یادشان رفته،
قربانی کردن انسان زیرپای شوهرش
یادش رفته است؟
آقای توکلی بخدا توهم بیکاری ،،
دروود!
مختصر و مفید.
خطاب به آقای Esed Sadiq
1- من تا امروز به هیچ انسانی توهین نکرده ام. همه میدانند که من اهل توهین و لیچارگویی نیستم؛ ولی ضرورت ایجاب کند، زبان تند و تیزی دارم.
2- بالام جان! به هیچ وجه، توهین نیست؛ مگر اینکه شنونده به نوعی پیشداوریها مبتلا باشه و کژبرداشت کنه و آن را به مزاح و تحقیر تفسیر کنه.
3- وقت کردید، یک خانه تکانی مغزی بکنید. کلمات نخنما و بی بو و خاصیت را از مغزتون بریزید بیرون. دنیا را اینقدر سیاه و سفید نبینید که به ضرر و زیان خودتون تموم میشه. در هر خانواده ای حتّا خواهران و برادران مثل هم نیستن؛ برغم اینکه از یک پدر و مادرند. «شیخ و شاه» یعنی چه؟. این حرفهای بی پایه و مغز که عین شابلون شدن و اسلحه تهاجمی و تخریب مثل: «حقّ و باطل»، «پرولتاریا و بورژوازی». «کفر و ایمان». «امپریالیسم و جهان سوم» و دهها کلمات شطرنجی بی مغز و پایه که فقط نقش اسلحه و هوچیگری را تا امروز واتاب داده اند، پاسخگو و توضیح دهنده مسائل و معضلات نیستند و معناگر هیچ چیز دیگری نیز نیستند. «شاه» معنا و تاریخ و پسزمینه بسیار عمیقی خاصّ خودش را دارد. همینطور «شیخ» نیز تاریخ و معنای خودش را دارد. با ترکیب این دو نمیتوان هیچ چیزی را توضیح داد؛ زیرا موضوع نامعلومه و توهّم ذهنی. به نظر شما، مگر هر کسی از میهنش و تاریخ و فرهنگش سخن گفت به سلسله سلطنتی خاصی تعلّق دارد و پشتیبان آنهاست؟. مگر هر کسی ترکی حرف زد، بچّه ناف تبریز است؟. مگه هر کسی مسجد رفت، علی ابن ابی طالب است؟. مگر هر کسی گفت الله اکبر، خامنه ای است؟. چرا شما و افرادی امثال شما، مسائل را اینقدر قاتی پاتی میکنید؟. دنبال چی میگردید که به آدرس عوضی اومده اید؟.
4- جیلو عزیز مطلبی واضح و شفّاف نوشته است. کسانی که با محتوای مقاله؛ نه شخص «جیلو عزیز»، مشکلی دارند، باید با ذکر استدلال و منطق و دلیل بگویند که اشکالهای محتوایی و فکری مقاله چیستند و در صدد سنجشگری دقیق آنها با استدلال متّقن بر آیند. شخصی به نام آقای «رسول عبدیان» آمده و دلایلی را بدون فحّاشی یا پرت و پلاگویی در تقابل با مقاله جیلو عزیز ذکر کرده است بدون آنکه بیراهه های عوضی برود و قصد تبلیغ و پروپاگاندا و ساز و دهل زدن برای قوم و قبیله و عشیره و طایفه خاّصّی داشته باشد و علیه اقوام دیگر شاخ و شونه بکشد. جیلو عزیز نیز پاسخ لازم را بدون هیچ توهینی، با دلایل دم دست نوشته است. امّا بردارید یک نگاهی مجدّد به حرفهای دیگر حضرات مستعاری و حرفهای خودتان بیندازید، اگر توانستید از مجموع بی ربط گوییها، یک جمله که ارزش خوندن داشته باشد، دستچین بکنید، من مطمئن میشم که شما و دیگران، یک کلمه از حرفهای جیلو عزیز را فهمیده و گواریده اید.
5- تا زمانی که شما و کسانی مثل شما رفتار میکنند و حرف میزنند، اصلا درخور شنیدن نیستید؛ چه برسد به اینکه آدم بخواهد جوابتان را نیز بدهد. پاسخها و واکنشهای من، مخاطبانش کسانی هستند که مطالب را میخوانند و خاموشند و هیچ نشانه ای از آنها در سایت نیست؛ ولی هوشیارند و بیدار و پیگیری میکنند استدلالها را؛ نه لیچاربافیها را.
شادکام باشید.
فرامرز حیدریان
آقای حیدریان آنچه که مشخص است در مقابل منطق کم آورده اید و شروع به تحقیر و روش ناخوشایند مثل بالام جان و امثالهم روی آورده ای و در ضمن من با اسم حقیقی و حقوقی ام به شما جواب میدهم و آقای کیانوش نیز میداند منتها به آنهائی هم که با نام مستعار مینویسند نیز احترام میگذارم ولی کوچکترین احترامی به آنهایی که دنباله رو سیاست شاه و شیخ هستند نمی گذارم چون آنها را شریک ظلم و ستم میدانم که باعث بدبختی ملل ساکن ایران شده اند از جمله خود ملت فارس .
با سپاس فراوان از فرامرز حيدريان عزيز، كه با پاسخ هاي خود به افراد متعصب و مغرض زحمت من را كم كردند و من فقط يك جمله بيشتر براي گفتن ندارم: "به حكم طبيعت، ما همه بي اطلاع و نادان از مادر زاده ميشويم و لي در ادامه، عده اي از اين جمع بطور عجيبي ميكوشند تا آخر عمر همچنان احمق باقي بمانند".
پاسخی کوتاه به…
درووود!
پاسخی کوتاه به مجهولی به نام Esed Sadiq
بالام جان! این آخرین حرف من با شما و دیگرانی امثال شماست. قبل از اینکه کسانی را بخواهید قصاص کنید و شاهرگشان را ببرید، اول تحقیق کنید ببیند به چه اتّهام و جُرمی، بعد طرف را تیکه و پاره کنید و پُشتبندش، کباب کوبیده و کوفته تبریزی بخورید!.
یه انسان محترمی آمده و زحمت کشیده و بررسی کرده و فکر کرده و رنجها دیده و احساس مسئولیّتها کرده و خواسته است که حسب فهم و شعور و تجربه و درک و تشخیص فردی اش، نظراتی را برای گلاویز شدن با «معضلات ایران» یا اگر نمیپسندید و از شنیدن نام ایران به خشم می آیید؛ زیرا ساکنینش، کشوری به نام «آذربایجان» را قرنهاست که اشغال کرده اند و بر سر مردمش با سلسله هایی به نام «غزنویان، خوارزمشاهیان، صفویان، افشاریان، قاجاریان، سلجوقیان، آق قویونلوها، تیموریان، مغولها، امویان، عبّاسیان، طاهریان، خلفای الله [آخوندها] و امثالهم – چقدر قوم وقیح فارس ، تُخم و ترکه دارند و در این سرزمین حکومت کرده اند- ریشه شون بر آید الله اکبر! - » عذابها داده و تسمه به گرده هر احدی که یک کلمه آذری یا ترکی حرف بزنه، کشیده اند، آمده و خیلی معقول استدلالهای خودش را تحریر کرده است به این امید که آدمهای با شعور دیگری نیز پیدا خواهند شد که در باره نظرات و دیدگاههای او، حرفی برای گفتن داشته باشند.
یه عده ای که عمرا به دلیل جهالتها و نیندیشیدنها و بی خبریهای خود فقط بغض کرده اند و دنبال بهانه میگردند تا خشم بی عقلیها و بی فکریها و نمدانمکاریها و جهالتهای خود را بر سر دیگران خالی کنند، آمده اند و زر مفت در پای یک مقاله شایان اندیشیدن قنطور کرده اند.
بابا جان! کیفین نچورسن؟. یاخچی دی؟ چای ایچپسن؟. من فارس زبان، وقتی میخوام مطلبی را بنویسم یا بخونم و شک دارم که چطوری نوشته و خونده میشه، به لغت نامه هایی که «تورکها» برایم نوشته اند، نگاه میکنم. هنوزم دیوان شاعران ایرانی را که فارسی سروده اند، نمیفهمم خیلی کلماتشون را. هنوزم نمیتونم خوب، «شاهنامه» را بخونم و دقیق بفهمم. همش عاجزم. طوری حرف میزنی فارسی را به ما چپوندند، انگار که بند ناف تمام دیگر اقوام ایرانی را با زبان فارسی بریدند. همه ایرانیان، زبان فارسی را در مدرسه/مکتب/مسجد/ بیابون/کوه/درّه و جنگل آموخته اند. هیچکس هم ادّعای استادی زبان فارسی را تا امروز نداشته است. هیچکسم با مسلسل و توپخونه سراغ مردم نرفته است که اگه فارسی یاد نگیرید، خاندانتان بر باد فناست. چرا جنابعالی مشکلات شخصی ات را تصورّ میکنی، مشکل قومی و جهانیست؟. اینهمه استادان و خوانندگان و ترانه سرایان و نویسندگان و شاعران و هنرپیشه ها و هنرمندان و تاجران و کارگردانان و ناشران و غیره و ذالک وجود دارند که به شیواترین فرم ممکن به زبان فارسی سخن میگویند و مینویسند و عین بلبل نیز «ترکی یا زبانها و گویشهای دیگر ایرانی» را صحبت میکنند و هیچکس هم نگفته زبون مادری مرا بریدند و زبان فارسی را بخیه کردن به دهانم!.
کی به پیمان تبریزی گفت ترکی بخون؟. کی براش آهنگ و ترانه ترکی ساخت؟. مگه سوای این بود که آهنگساز و ترانه سرا (زنده یاد صمد نوریان) تورک بودن. مگه نسرود که: قیزیل گولیم، نه سولوبسان، بولود کیمی سن دولوبسان. هچ گورمدی بو آیاندا.... قیزل گولومه رنگی نیه سارالدی. ... آغلاما سن آغلاما. داغلاما سن داغلاما....
من که تمام عمرم از شنیدن تمام ترانه های اقوام ایرانی، عاشق و دلباخته و خوشبخت شدم تا همین ثانیه که میبینی.
همین مدیر سایت ایران گلوبال وقتی حرف میزنه، سخن گفتنش داد میزنه که مازندرانیه و زیر لب زمزمه میکنه که:.. کیجا ساروی، قدی پسی داری و رولی بیتی..... آی چپونه کیجا ...
زنده یاد «غلامحسین ساعدی» تا لب گور اگر کسی او را میدید، تصوّر میکرد که از پسکوههای آذربایجان با لهجه غلیظ اومده شهر. ولی این انسان عزیز و دوست داشتنی، تمام رمانها و نمایشنامه ها و داستها و فیلمنامه ها و حرفهایش را به زبان فارسی نوشت و وقتی پاش رسید به فرانسه، داشت دق میکرد و گریه و غم که من از میهنم و مردمم دور افتادم. آخرش هم دق کرد و مرد. یه کلمه، فرانسه هم نخواست که یاد بگیرد؛ زیرا خودش را متعلّق به کشوری و مردمی میدانست که «ایران» نامیده میشود.
آقا جان!. اینقدر چُسناله نکن. آدمهایی که بلدند فکر کنند مثل جیلو عزیز. خیلی خیلی عمیق، مسئله را فهمیده اند و راه و روش حلّ مسئله را بلدند منطقی و اصولی و ریشه ای به بحث بگذارند بدون هیچ نفرت و کینه ای به احدی. آدمایی مثل شما کی میخواهید سر فهم و سخن گفتن منطقی بیایید؟. کی دیگه؟. فعلا که ایران و مردمش تا ریزترین سوراخهای خانه مورچگانش نیز در تحت سیطره خلفای الله است و شریعت مبین اسلام. اگه بقایی از ایران موند، سهم آذربایجان خودت را حتما بردار. من از همین الان پای سند مالکیّت آذربایجان جنابعالی را امضاء میکنم و با ده انگشتم تضمین میکنم مال خودت باشه و اگه اومدم یک کلمه فارسی در جایی دیدم، خودم با دستهای خودم، زبونت را از حلقت میکشم بیرون. حالا هی بیا اینجا چسناله پشت چسناله بکن تا ببینیم شیر فهم میشی که: «اوزم و انگور و عنب و استافیل»، معنیشون چیه یا نه؟.
این گوی و این میدان.
خوشکام باشید.
فرامرز حیدریان
نویسنده این مقاله…
سالام
نویسنده این مقاله درهمان اول بااینکه
اگرکتاب مینوشت خیال مارا راحت میکرد،
وهیچ کس کتابش رانمی خواند،
اینجا لاقل سه چهارنفر همفکرش جمع بوده وبراش کف می زنند،
تاسوف براین است ،که تعدادی با توهمات کوروش پرستی و باستانگرایی
چنان به غول های عظیم تبدیل شده اند،که به مانقوردهم زکی میگویند،
میخواهد یک متنی بنویسد،
برایمان دیوان می نویسد،بااینکه میداند کسی این دیوان رانمی خواند،
وبا ادبیات وتفکرش آشناهستند.
.......................
آرام وآهسته برو،آی قارداش،
همه شماها جمع شوید،حتی با دولت فخیمه جمهوری اسلامی به اندازه دختران جمع شده طرفدار تراختور که تنها درتبریز جمع شدند،نمیتوانید، نیرو
جمع کنید،
مقاله نویس درهمان اول باتفکر قوم خوانی ملل ایران وآرزوی یکسان سازی ملت تفکر خودرا بواضحی روشن ساخته که بنظرم حتی نمی داند
کدام ملت وکدام زبان وکدام اتینیک
درجهان امروزی حرفی برای گفتن دارد.
آن کسی که اشرف دهقان را نام برد،
یا میگوید،هیچ کی رابزور فارس نکردند،دروغی میگوید،که فقط شاید
خودش باوردارد،
این ............نمی دانم کی میخواهند،یک تکانی به خودمیدهند ،که
شاید یک طرف بدنشان ازکما خارج شود
........ آنچنان فرمایشات رابسط میدهد
وازکلمات پان تورک استفاده میکند،انگار کلمه پان را ایشان اختراع کرده ودیگران ازمعنی پان عاجزند،
جایگاه هارا جابجا کرده و شاکی رامتهم ،متهم را شاکی معرفی میکند،
برای چاشنی نوشته خود فعالین تورک را علاوه برمحدودکردن به آزربايجان،
میخواهد به دولت تورکیه و جمهوری آزربايجان هم وصلشان کند،
دراینجاهم دقیقا آدرس عوضی میدهد،
.......................
را ،منافع آنها را در سیستم های مهندسی شده بتوسط آنهارا تبلیغ وترویج میکنند،ولی به دیگران که برای
حداقل حقوق بشری ازطریق فعالیت
مدنی مبارزه میکنند،
دقیقا جرم خودرا به آنها میزنند.
مانقورد ها برای تقویت جایگاه خود،وتفکرخود از آقای توکلی هم مایه
می گذارد،که ایشان زبانش مازنی است.
وبرای زبان مادری مبارزه نمی کند،
مثل اینکه ما باساختار زبان مازنی،لری،
تاتی وودری آشنایی نداریم،
واین استاد میخواهد،بما درس ادبیات بدهد،
درسایه حرکت کرده ومحافظه کارانه
تبلیغ فاشیستی ناسیونالیسیتی ضد خودرا همچون بهمن وحید میکند،
عزیزم، ما ازبس مارخورده ایم ، خود به
مارافعی تبدیل شده ایم،
این کشور یا فدرال باقوانین متمرکز
میشود،یا حق ملل ایران طبق منشور حقوق بشر استقلال است.
چون مخاطب من آقای حیدریان است اسم ایشان را میاورم ولی در کامنت قبلی من بجای اسم آقای جیلو نقطه چین گذاشته اید . آقای حیدریان یا بدون معلومات تشریف دارید یا به عمد حقایق را وارونه نشان میدهید اولا صمد بهرنگی و صدها شخصیت شناخته شده و ملت آذربایجان در کل به لحاظ زبان در سایه شونیزم فارس بی سواد هستیم ما تورکی را شفاهی یاد میگیریم ولی دو سطر بشکل صحیح نمیتوانیم بنویسم .دوم اینکه در زمان شاه چاپ و نشر کتاب بزبان تورکی ممنوع بود فقط تعداد محدود کتاب نوحه چاپ شده یعنی شما هم خوب میدانید صمد و دیگران امکان چاپ و نشر نداشتند بقول زنده یاد غلام حسین ساعدی فقط یک سال یعنی دوره حکومت ملی آذربایجان فرصت خواندن و نوشتن بزبان مادری را داشته . حالا شما میگوئید در تورکیه بشما میگویند ایرانی هستی پس چه بگویند امروز یک ملت آسیمیله شده و بیسواد به لحاظ زبان مادری وقتی حرف میزند مجبور به استفاده از لغات فارسی است وقتی با یک تورک تورکیه روبرو میشود همین که شروع به صحبت میکند مشخص میشود و خوشبختانه یک حرکت ملی در آذربایجان جنوبی در جهت عکس خواسته های شونیزم فارس در جریان است و این لرزه به اندام مرگزگرایان شونیست انداخته و هر خواست ملت آذربایجان را با عنوان پان تورک میخواهند سرکوپ کنند ولی آن سبو بشکست و آن باده بریخت و آب جویبار در حال رسیدن به دریاست
وقتي ترك هاي ايراني در همبستگي براي مبارزه با رژيم اسلامي مي نويسند، لشگر سايبري پان ترك حمله ور مي شوند وبه نويسندگاني چون بهزاد كريمي را ارمني تبار مي نامند ، اين ها به جز پروپاگاند ا كاري از دستشان بر نمي ايد
اصغر جیلو:
پاسخی به آقای رسول عبدیان. توجهتان را به نکات زیر جلب میکنم:
۱-به نقل از نوشته”حقوق و آزادیها سیاسی و شخصی در هر دو کشور ترکیه و آذربایجان، فاصله بزرگی با کشورهای آزاد اروپایی دارد، با این وجود بطور محسوسی بهتر از ایران است. از میان ۱۶۳ کشور جهان در سه زمینه مرتبط به هم یعنی آزادیهای انسانی، شخصی و اقتصادی؛ کشورهای آذربایجان و ترکیه تقریبا مشابه هم و به ترتیب در ردیف ۱۲۲ و ۱۲۴ قرار دارند. ولی ایران در ریف ۱۵۸ قررا دارد. آزادیهای انسانی محصول ترکیب آزادیهای شخصی و اقتصادی است .تفاوت نسبتا محسوس بین دو کشور آذربایجان و ترکیه از یکسو و ایران از سوی دیگر در این موارد، برای ایرانیان دارای جذبه بوده و بسیاری از آنها آرزو میکنند که حد اقل همان شرایط هم که بسی بهتر از و ضع جهنمی موجود در کشور است، در ایران هم فراهم میبود”. کاملا روشن است که من وضع ترکیه را عین ایران نمیدانم و قصد از مقایسه دیدن تفاوتها بر اساس داده های معتبر جهانی آنگونه که هستند، نه کم و نه بیش و برای من معلوم نیست چه عاملی باعث اعتراض جنابعالی شده است.
۲- این من نیستم که دلبخواهی وضع ترکیه و آذربایجان را در زمینه آزادی مطبوعات قرمز اعلام کردهام. همانگونه که میبینید، اندکس آزادی جهانی ۱۸۰ کشور را در پنج گروه طبقه بندی کرده که در آن آذربایجان، ترکیه و ایران در یک گروه و با رنگ خطر یعنی قرمز نشان داده شده اند. من کوشیدم آن جدول را برای مشاهده شما در اینجا بگذارم ولی این صفحه آن را قبول نکرد. توصیف شما از آزادی رسانه ومطبوعات در ترکیه بسایر شیک و برخلاف جهت داده ها و حقایق معتبر موجود است. بر کمتر کسی پوشیده است که دولت اردوغان بسیاری از جمله روزنامه نگاران منتقد خود را به اتهامات واهی تروریستی و وابستگی به کودتا گران و جنبش گولن از کار بیکار و به زندان انداخته است.
دولت ترکیه در سال ۲۰۲۳ تقریباً از کنترل کامل بر رسانه های سنتی برخوردار بود، به طوری که اکثر رسانه های عمده توسط افراد و مشاغل نزدیک به حزب حاکم و یا رسانه های زیر تهدید سانسور و تحریم های خودسرانه اداره می شدند. جای تعجب نیست که ترکیه در فهرست گزارشگران بدون مرز (RSF) ۲۰۲۳ جهانی آزادی مطبوعات با یک سقوط ۱۶ پله ای در میان ۱۸۰ کشور در رتبه ۱۶۵ و نه چندان دور از کره شمالی، در انتهای لیست قرار گرفت. روزنامهنگاری در ترکیه همچنان یک حرفه پرخطر باقی مانده است، زیرا روزنامهنگاران با تحقیقات، بازداشتها، محاکمهها و محکومیتهای توهینآمیز به دلیل گزارش یا تفسیر خود مواجه شده اند. اتهامات وارده به کارکنان رسانه ها شامل توهین به رئیس جمهور یا مقامات عالی رتبه، تحقیر ارزش های دولتی یا ملی، گسترش تبلیغات تروریستی، دامن زدن به دشمنی در بین مردم و بر اساس قانون بحث برانگیز مصوب سال ۲۰۲۲، “نشر اطلاعات نادرست” است. طبق گزارش انجمن روزنامه نگاران Dicle Fırat (DFG)، در مجموع ۲۸۰ روزنامه نگار در حداقل ۸۲۱ جلسه دادگاه در طول سال حضور یافتند، در حالی که یک سیاستمدار مخالف گزارش داد، دادگاه ها از ۷۲ روزنامه نگاری که توسط مجریان قانون بازداشت شده بودند، ۲۷ نفر را دستگیرکردند. گزارشی که توسط ائتلاف زنان در روزنامه نگاری (CFWIJ) منتشر شد، نشان داد که ترکیه در سرشماری تعداد روزنامه نگاران زندانی توسط کمیته حفاظت از روزنامه نگاران (CPJ) در سال ۲۰۲۳ و نیز از نظر آزار و اذیت روزنامه نگاران زن در جهان، در ردیف اول قراردارد. (https://stockholmcf.org/press-freedom-in-turkey-2023-in-review/).
«لایحه اطلاعات نادرست» که حزب حاکم عدالت و توسعه و متحد آن حزب جنبش ملی گرا ۲۶ مه به پارلمان ترکیه ارائه کردند، تلاشی بی سابقه برای سرکوب روزنامه نگاری در ترکیه بود. هفت سازمان روزنامه نگاری پیشرو مستقر در این کشور نگرانی های خود را ابراز کردند و هشدار دادند که این لایحه “می تواند به یکی از سنگین ترین مکانیسم های سانسور و خودسانسوری در تاریخ جمهوری [ترکیه] منجر شود.” (که شد)...ائتلافی متشکل از ۲۳ سازمان بین المللی آزادی رسانه در همبستگی با روزنامه نگاران ترکیه همراه شده و از پارلمان ترکیه خواستند که این لایحه را تصویب کند..قضات نیز می توانند دشمن مطبوعات باشند. شباهت دیگر لایحه اردوغان عین قانون “اطلاعات نادرست پوتین”، ابهام در تعاریف و عبارات آنهاست... به قضات دادگاه ها این اختیار داده می شود که طبق میل خود جرایم را تعریف و رسانه ها را تحریم کنند. این امر به ویژه در کشوری خطرناک است که سیستم قضایی آن توسط سیاستمداران حاکم تسخیر شده است و مکررا به سوء استفاده از قوانین برای مجازات روزنامه نگاری انتقادی متهم شده است(https://nieman.harvard.edu/articles/turkey-erdogan-free-press-crackdown/). رسانه ها و مطبوعات اصلی یا در اختیار دولت و یا از مدافعان آن هستند. درمطبوعات، صداهای انتقادی به چند نشریه کم تیراژ محدود می شود.تلویزیون رسانه اصلی خبری است، اگرچه مخاطبان به صورت آنلاین جذب می شوند. اظهارات مقامات و سخنرانی های زنده رئیس جمهور اردوغان از ویژگی های اصلی این پوشش است. تلویزیون دولتی TRT به بسیاری از زبان ها، از جمله زبان اقلیت اصلی، کردی کورمانجی، فعالیت می کند. بزرگترین گروه رسانهای «دمیرورن» حامی دولت است که صاحب روزنامههای معروف Hurriyet و Posta و تلویزیونهای CNN Turk و Kanal D است. رسانه های خبری مهم می توانند با یورش پلیس، جریمه های مالیاتی و سایر اقدامات خصمانه روبرو شوند. بیشتر روزنامه نگاران دستگیر شده به عضویت یا تبلیغ برای گروه هایی متهم شده اند که به عنوان سازمان های تروریستی. معرفی شده اند. خبرنگاران رسانه های کردی مرتباً بازداشت و زندانی می شوند. توهین به رئیس جمهور جرم است. دادگاه ها به طور معمول وب سایت ها را ممنوع می کنند، یا صفحات خاصی از جمله سایت های خبری مخالفان ... را مسدود می کنند. تا جولای سال ۲۰۲۲، ۷۲.۵ میلیون کاربر اینترنت وجود داشت که ۸۴ درصد از جمعیت را شامل می شد... قانون ۲۰۲۰ اختیارات قابل توجهی برای تنظیم محتوای رسانه های اجتماعی به دلوت می دهد. این سیستم عامل های اصلی را موظف می کند که داده های کاربران را در ترکیه ذخیره کنند و یک نماینده محلی را برای انجام درخواست های حذف محتوا تعیین کنند(https://www.bbc.co.uk/news/world-europe-17992011 ). طبق یک بر رسی توسط “انجمن مطالعات قانون ورسانه” اکثریت روزنامه نگاران ترک در جریان انجام کار خود مورد مورد حملات فیزیکی چون هل دادن و کشیدن و حملات با گازهای اشک آو و فلفل افشان ودیگر گازها وهم چنین حملات آن لاین قرار میگیرند. https://balkaninsight.com/2023/08/02/turkish-journalists-feel-unsafe-be… بسیار عجیب است که شما برای رد یا تعدیل داده های معتبر نوشته این جانب، به ادعاهای دولت ترکیه تاسی جسته و کودتا وتروریسم را علت دستگیری برخی از روزنامه نگاران ذکر کرده اید.
3-در نوشته آمده: -شاخص ”تصور فساد دولتی” و یا آزادی مطبوعات و روزنامه نگاری آزاد، در هر دوی این کشورهای فاصله چندانی با ایران جمهوری اسلامی ندارد. شاخص ردیف ترکیه ۱۱۵، ردیف ایران ۱۴۷، و ردیف آذربایجان ۱۵۴ از ۱۸۰ کشور جهان است. نمره شفافیت که در آن نمره ۱۰۰ پاکترین و صفر فاسد ترین است برای ترکیه ۳۴، برای ایران ۲۴ و برای آذربایجان ۲۳ در سال ۲۰۲۳ بوده است.
همانگونه که میبینید اولا من از یکسانی صحبت نکرده ام، بلکه از فاصله ها گفته ام ودر جدول مربوطه، ترکیه در این مورد ۳۲ کشورجلوتر از ایران است، یعنی وضع بهتری نسبت به کشور ما دارد و ثانیا در نمره شفافیت هم به اندازه ۱۰ نمره از ایران پیش است. اما باید پذیرفت هر، جزو لیست رفوزه ها بوده و کمتر از ۵۰ گرفته اند.
اعتبار این بر رسی ها، بسیار بیشتر از اعتبار تمایلاتی است که گفتن از عیب و ایراد ترکیه را به هر دلیلی نمی پسندند. عدم پذیرش آنها از سوی شما چیزی را در واقعیت امر تغییر نخواهد داد. خود منتقدین ترک بسی بیش از منتقدین خارجی حرف برای گفتن دارند، “هاکان یاووز، استاد علوم سیاسی دانشگاه یوتا در آمریکا میگوید؛ فساد در میان قضات به قدری بالا گرفته که پوشش رسانهای وسیعی در این خصوص در روزنامههای ترکیه مشاهده میشود. شما میتوانید براحتی قضات را بخرید و این به مسئله عیانی در جامعه تبدیل شده است. یکی از بازرسان اخیراً نامهای را منتشر کرده بود که در آن فهرست خدماتی را که افراد میتوانند با پرداخت پول از قضات دریافت کنند، دقیق مشخص میکرد. حتی قیمتها هم مشخص شده بود و اینها نشانههایی از فروپاشی سیستم قضایی کشور هستند”. امید وارم مدعی نشوید که اینها جز جنبش گولن و یا وابسته به کودتاگران هستند.
اصغر جیلو ۲۸/۰۴/۲۰۲۴
رسول عبدیان:
■ - همسطح دانستن آزادی بیان و رسانه در ایران و ترکیه واقعی نیست. در ترکیه بیش از ۳۵۰ کانال تلویزیونی فعالیت میکنند که ۹۰ درصد آنها خصوصی و آزاد هستند. همه گروههای فکری، فرهنگی و سیاسی از چپ تا راست افراطی صاحب رسانهاند و در بیان نظرات خود آزاد. در ترکیه تاسیس حزب و رسانه آزاد است و انتشار کتاب ممیزی نمیشود. طبق گزارش نشریات ایران، در سال ۲۰۲۱ بیش از ۴۰۰ میلیون کناب در ترکیه چاپ شده در حالی که در ایران کل تعداد کتابهای چاپ شده در همان سال کمتر از نیم میلیون نسخه بود. ترکیه صاحب نهادهای مدنی بسیار قوی و مستقل و با تاریخ طولانیاند در حالی که در ایران اینچیزها هنوز آرزوست.
- کاملا درسته که در ترکیه خبرنگاران زیادی زندانیاند و این نقض آشکار حقوق بشر در این کشور است. اما باید توجه شود که اکثر این روزنامهنگاران با دو گروه پکک و فتحالله گولن مرتبط هستند که اولی مسلحانه با دولت در جنگ است و دومی سازمانده کودتا علیه حکومت بود که جان بیش از ۲۵۰۰ انسان بیگناه را گرفته است. در ایران همه رسانهها مستقیم یا غیرمستقیم حکومتیاند و روزنامهنگاران زندانی هم کسانی مانند ویدا ربانی یا حسین رزاق هستند که هیچ جرمی جز شرکت در چند بحث کلاوبهاوسی ندارند.
- در ترکیه افراد مرتبط با پکک و گولن اگر بازداشت شوند، تنها زندانی میشوند و در تمام مراحل بازداشت و زندان به وکیل دسترسی دارند و از حقوق مشخص شده در قانون برخوردارند، و معمولا هم پس از مدتی - کم یا بیش - آزاد میشوند اما در ایران افراد مرتبط با گروههای سیاسی کرد یا بلوچ چند هفته یا چند ماه بازداشت اعدام میشوند. آخرین نمونه اعدام سه جوان کرد در چند ماه پیش بود که به اتهام اثباتنشده ارتباط با یک گروه سیاسی کرد در شمالغرب ایران بازداشت و چند ماه بعد اعدام شدند. در ترکیه عبدالله اوجالان با آن سابقه جنگ خونین با حکومت زندانی میشود اما عبدالمالک ریگی رهبر یک گروه مسلح بلوچ چند روز پس از بازداشت اعدام میشود. این یک تفاوت مهم ترکیه و ایران است.
- در ایران سالی بیش از ۷۰۰ نفر اعدام میشوند در ترکیه اعدام وجود ندارد. در طول تاریخ صد ساله جمهوری ترکیه تعداد اعدامها کمتر از شمار اعدامها در یک سال ایران است. از سال ۱۹۸۴ هیچ اعدامی در ترکیه صورت نگرفته و از سال ۲۰۰۴ نیز ممنوعیت مجازات اعدام وارد قانون اساسی این کشور شده است. بهراستی در یک فرایند طبیعی توسعه چند سال طول میکشد که در ایران هم کسی اعدام نشود؟
- در مورد شاخص ادراک فساد و شفافیت هم وضعیت ترکیه و ایران قابلمقایسه نیست. به این دلیل که یک منشا مهم فساد در کشورها، حضور و نفوذ قدرت و دولت در اقتصاد است. نقش دولت در اقتصاد ترکیه کمتر از ۱۰ درصد و بین ۵ تا ۱۰ درصد است در حالی که ۹۰ تا ۹۵ درصد اقتصاد ایران در دست دولت و نهادهای وابسته به ولایت فقیه است. نه در ایران و نه در خارج کسی نمیداند ثروت امپراتوری اقتصادی آستان قدس رضوی چقدر است و خرج و دخل آن چگونه است. همینطور خرج و دخل بنیاد مستضعفان، بنیاد شهید و شرکتها و موسسات تحت تملک سپاه و دیگر نهادهای آخوندی و مذهبی چگونه است. به همین دلیل معلوم نیست نهادهای بینالمللی ادراک فساد و شفافیت، آمار و اطلاعات خود در مورد ایران را از کجا به دست آوردهاند.
- فساد در کشورهای توسعهیافته هم هست و در ترکیه هم همینطور؛ اما به دلیل حضور نیرومند رسانهها و احزاب و نهادهای مدنی، اکثرا افشا و تحت پیگرد قرار میگیرند. در ایران اما اگر هم فسادی آشکار شود بیشتر ناشی از جنگ گرگها و اختلاف میان باندهای رانتخوار متصل به قدرت هستند و اگر روزنامهنگاری و رسانهای دست به افشای فسادی بزند فورا گرفتار میشود.
- این ادعای نویسنده که میگوید «عدهای مثل گذشته، بهشتی را در آنسوی مرز در همسایگی ما را سرمشق معرفی کرده و برای آن غش میکنند، همانگونه که چند دهه پیش “سوسیالیسم عملا موجود” در آن سوی مرز، به عنوان الگوی موفقی از توسعه عادلانه، رفاه و آسایش به مردم ایران معرفی میشد» به دور از واقعیت است. زیرا ترکیه مبلغ نظام ارزشی و ایدئولوژیک خاصی مانند «شوروی سوسیالیستی» و «نظام دینی» در ایران نیست. ترکیه بخشی از جهان آزاد و پارچهای از نظام لیبرالدموکراسی جهان - هر چند بخش کمتر توسعهیافته آن است. ترکیه کشوری پنهان پشت دیوارهای آهنین یا کشوری منزوی مانند ایران نیست که کسی نداند آنجا چه میگذرد و فریب تبلیغات یک عده به قول شما پانترک را بخورد. سالانه بیش از دو میلیون ایرانی از داخل و خارج کشور به ترکیه سفر میکنند و میدانند در آنجا چه خبر است.
- نظام سکولار ترکیه که در زمان آتاتورک طراحی شد به جای خود باقی است. تنها تعدیلهایی در عمل - بدون تغییر قانون اساسی - صورت گرفته که ضروری و لازم بود. لائیسم آتاتورک نسبت به بخشهای سنتی ترکیه بسیار سختگیر و در مواردی ناقض حقوق بشر بود. به عنوان مثال از تحصیل دختران روسریدار در دانشگاهها یا استخدام آنها در مراکز دولتی جلوگیری میشد که آشکارا نقض حقوق بشر بود. این بخشها تعدیل شده و گروههای سیاسی و اجتماعی غیرمذهبی جامعه ترکیه هم دوری از سختگیریهای گذشته و تنوع پوشش و سبک زندگی شهروندان و احترام به آنها را پذیرفته است.
- ترکیه در مقایسه با جهان توسعهیافته غرب خیلی چیزها کم دارد و باید یاد بگیرد و تکمیل کند، اما در مقایسه با ایران خیلی چیزها بیشتر دارد و ایرانیها باید به آن نگاه کنند و بیاموزند؛ چنانچه از مشروطه به بعد نگاه میکردند، چنانچه که رضاشاه نگاه میکرد. لازم هم نیست کسی نگران باشد!
رسول عبدیان
اگر خودرا اپوزیسیون ایران می دانی ؛ حتما این ویدئو را نگاه کنید . نصیری در این ویدئو 50 دقیقه ای استراتزی و تاکتیک های تغییر در نظام سیاسی ایران را بزبان ساده بیان کرده است . البته نقایصی هم دارد (.............)