رفتن به محتوای اصلی
یکشنبه 19 مهر 1405 - Sunday, 11 October 2026

وقتی نام یک رفیق در فهرست خبرچینان ساواک ظاهر شد

وقتی نام یک رفیق در فهرست خبرچینان ساواک ظاهر شد

 

کیانوش توکلی در ادامه خاطرات زندان وکیل‌آباد مشهد، داستان جوانی را تعریف می‌کند که پس از اعتراضات دانشجویی دستگیر شده بود. توکلی او را از نزدیک نمی‌شناخت، اما پس از آزادی، آن جوان حتی به مغازه پدر توکلی رفته بود تا سراغ او را بگیرد.

سال‌ها می‌گذرد، انقلاب رخ می‌دهد و کتابی منتشر می‌شود که مدعی معرفی هزاران عضو و همکار ساواک است. توکلی می‌گوید در میان نام‌های آن کتاب، ناگهان نام همان جوان را می‌بیند.

این بار مستقیماً از خودش می‌پرسد: داستان چیست؟

پاسخی که توکلی روایت می‌کند ساده و در عین حال تلخ است. آن جوان همکاری با ساواک را می‌پذیرد و می‌گوید پس از بازداشت و تحت فشار قرار گرفتن، خبرچین شده بود؛ اما حتی این همکاری نیز مانع گذراندن دوران زندانش نشده بود.

توکلی سپس به نام‌های دیگری در آن فهرست اشاره می‌کند و درباره اعتبار کل آن پرسش‌هایی مطرح می‌سازد. در ادامه برنامه نیز بخشی از گفت‌وگوی پیشین آناهیتا دی‌پیر با احمد فراستی درباره همین فهرست پخش می‌شود.

این بخش تنها داستان «یک خبرچین» نیست؛ پرسشی است درباره یکی از دشوارترین مسائل پژوهش تاریخی:

چگونه میان خاطره، اعتراف، ادعا و سند معتبر تفاوت بگذاریم؟

زندان یا دانشگاه چریکی؟

گفت‌وگو با تاریخ ـ کیانوش توکلی

بخش ۷ - رفیقی که خبرچین شد

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

انتشار از:

کیانوش توکلی
برگرفته از:
ایرانگلوبال

تصویر

تصویر

تصویر