محسن نامجو، خواننده و آهنگساز ایرانی که پس از نزدیک به دو دهه اقامت در خارج از کشور به ایران بازگشته، در دو ویدیوی تازه درباره وضعیت خود و واکنشها به بازگشتش سخن گفته است. نامجو در یکی از این ویدیوها میگوید احتمال میدهد «بهزودی» بازداشت شود و تأکید میکند که آزاد ماندن او پس از ورود به ایران نباید بهعنوان نشانهای از ارتباط یا همراهیاش با حکومت تعبیر شود.
بازگشت نامجو از همان ابتدا به دلیل سابقه حکم قضایی او در ایران و همچنین نحوه ناگهانی سفرش با پرسشها و واکنشهای گستردهای همراه شد. او سال ۱۳۸۸ در پروندهای مرتبط با اجرای آیاتی از قرآن به پنج سال زندان محکوم شده بود.
.
نامجو در کلیپ دیگری نیز به منتقدان خارج از کشور و بخشی از مخالفان جمهوری اسلامی حمله لفظی میکند و از تعبیر «اپوزیسیون دوزاری» استفاده میکند. این سخنان در ادامه موج انتقادهایی مطرح شده که پس از بازگشت او به ایران شکل گرفت؛ از جمله اتهامهایی در فضای مجازی مبنی بر اینکه ورود بدون بازداشت او میتواند نتیجه هماهنگی قبلی با مقامهای جمهوری اسلامی باشد. خود نامجو این برداشت را رد کرده و پیشتر گفته بود برای دیدن وطن و خانوادهاش بازگشته و این پرسش را مطرح کرده بود که آیا فقط در صورت بازداشت باید از او بهعنوان مخالف حکومت یاد شود.
***
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
خودنمایی کردن به هر قیمتی و رسوایی!
درود بر کیانوش عزیر،
تحشیه ای از مناره توپ و تانک و نقّاره زنی در معیّت شتر خان صحرانورد لب تغاری!
هر انسانی محقّ است که در باره هر چیزی که دلش میخواهد نظر شخصی خودش را بر زبان و قلم براند. امّا اظهار نظر، به خودیِ خود، نه کشف حقیقت است و نه سند مالکیّت آن. اینکه آدمی چیزی را فهمیده یا خیال کرده که فهمیده، مجوّز آن نیست که خود را کاشف حقیقت بداند و دیگران را بی خبرانی فرض کند که حالا باید به برکت کشف او روشن شوند و بابت این «امتیاز» نیز پاسخگو باشند. آقای نامجو یک خواننده است. خوب میخواند یا بد و چه چیزهایی میخواند، نه کار من است و نه تخصّص من. امّا فضولی در اموری که مشارٌالیه از آنها کمترین شناخت پیش پا افتادهای ندارد، چیزی جز به نمایش گذاشتن اندازه فهم، شعور و منش صاحبِ آن فضولی نیست. اگر ایشان خود را صاحب هنری میدانند، نیک است راه خودشان را بروند و دست از سر راه دیگران بردارند. هیچ سیاستمداری تا کنون نیامده به ایشان یاد بدهد که سه تار را چگونه در بغل بگیرد و یا بابت نوازندگی، برایشان «نسخه دوزاری! بپیچد»؛ چونکه هنوز به این اندازه عقل داشتهاند که نادانی و بلاهت در یک حوزه را با اعتماد به نفس در حوزهای دیگر جبران نکنند. این اظهار لحیههای بی جا معمولا از آدمهایی سر میزند که سالهاست مغزشان را تعطیل کردهاند و بعد هم، برای اطمینان، درِب فهم و شعور و آدمیگری را از پشت، چفت و قفل محکم بستهاند. همین.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان