رفتن به محتوای اصلی
یکشنبه 19 مهر 1405 - Sunday, 11 October 2026

" حلقه قدرت نه، تکثر و تنوع " نیکروز و نقد حیدریان /پادکست

" حلقه قدرت نه، تکثر و تنوع " نیکروز و نقد حیدریان /پادکست
تهیه و تنظیم:
هوشنگ اسدی سوادکوهی

 

پادکست در رابطه با متن نیکروز اعظمی تحت عنوان " حلقه قدرت نه ، تکثر و تنوع " و نقد فرامرز حیدریان در ایران گلوبال
 


https://iranglobal.info/fa/node/202951

 

در این مقاله، اصل بر نهاد سازی و تنوع گرایش های مختلف معطوف به تشکیل حلقه قدرتی خواهد بود که از روند آزادی و دموکراسی در فردای سرنگونی نظام اسلامی صیانت خواهد کرد  ......

فرامرز حیدریان

صحبت شما از یک نگرانی واقعی آغاز میکند. سرنگونی جمهوری اسلامی لزوما به دمکراسی منجر نمیشود و صندوق رأی، بدون نهادهای نیرومند، ممکن است به بازتولید استبداد بینجامد. این نقطه آغاز، مهم و دفاع پذیر است .....

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

هوشنگ اسدی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد! 

دیدگاه‌ها

فرامرز حیدریان
فرامرز حیدریان

درود بر آقای اسدی گرامی،
تحشیه ای قبل از اذان صبح گیوتنیداران الهی به منظور اعدام جوانان میهن!

انصافا مکالمه جالب و دلنشینی بود، منهای بعضی خطاهای خوانشی. امّا در باره پرسش آخر باید عرض کنم که مراقبت از دمکراسی، پیش از هر چیز، به مسئولیّت فردی، جمعی و نهادی منوط است. علّتش هم اینست که انسان موجودی است با ابعاد بسیار پیچیده و گاه بسیار تاریک؛ یعنی موجودی که بخش شایان توجّهی از ظرفیّتها و استعدادهای درونی خودش را نیز نمیشناسد و نمیداند که ظرفیّتها و پتانسیلها در شرایط، اوضاع و زمانهای مختلف چگونه و تحت چه فشارهایی ممکن است از حالت بالقوّه به بالفعل در آیند و چه پیامدهایی برای خودش و برای همنوعانش به وجود آورند. به همین دلیل، کسی که در فضای دمکراسی زندگی میکند، نباید حتّا برای یک لحظه تصوّر کند که دمکراسی وضعیّتی تضمین شده و برگشت ناپذیر است و صرفا به این دلیل که جامعه‌ای یک بار به آن دست یافته، دیگر امکان از دست دادنش وجود ندارد. بر عکس، شاید نخستین شرط زیستن در جامعه و فضای دمکراسی این باشد که انسان همواره احتمال از دست رفتن آن را جدّی بگیرد.
این وضعیّت را میتوان به رانندگی در جاده تشبیه کرد. وقتی رانندگی میکنیم، میدانیم که هر لحظه احتمال وقوع تصادف وجود دارد. این احتمال البته به این معنا نیست که لزوما من مقصّر خواهم بود؛ بلکه ممکن است که دیگری خطا کند و من و دیگرانی، قربانی آن خطا شویم، همانطور که ممکن است که خطا از جانب من سر بزند و دیگران قربانی شوند. بنابر این، آگاهی از امکان تصادف به معنای این نیست که باید رانندگی را کنار بگذاریم و به این معنا نیز نیست که هر تصادفی حتما ناشی از تقصیر ما یا دیگرانست؛ بلکه معنایش فقط اینست که چون امکان حادثه وجود دارد، باید با دقّت، مسئولیّت و هوشیاری بیشتری حرکت کنیم. به گمان من، دمکراسی نیز وضعیّتی از همین جنس است؛ یعنی فضایی که در آن احتمال خطا، سوءاستفاده، انحراف و حتّا فروپاشی همیشه وجود دارد و همین احتمال است که مسئولیّت انسانها را سنگینتر میکند.
بنابر این، آنچه که میتواند دمکراسی را از گزندها مصون بدارد، بر پا کردن دیوار چین یا ایجاد سنگربندیهای توپخانه‌ای به گرداگرد جامعه نیست تا عده‌ای از بیرون بخواهند از آن مراقبت و محافظت کنند. دمکراسی بیش از آنکه به دیوار نیاز داشته باشد، به انسانهای بیدارفهم و وجداندار فرهیخته نیاز دارد. منظورم انسانهایی هستند که بدانند آزادی و دمکراسی چیزی نیست که یک بار به دست آورده شود و بعد بتوان آن را به حال خودش رها کرد. دمکراسی اگر قرار باشد دوام بیاورد، باید در آگاهی، مسئولیّت پذیری و بیدارفهمی انسانهایی که در فضای آن، زندگی میکنند، دائما بازتولید شود. به عبارت دیگر، دمکراسی فقط یک ساختار سیاسی نیست؛ بلکه نوعی مسئولیّت دائمی در قبال نحوه استفاده از قدرت، نحوه برخورد با دیگری و نحوه مراقبت از حقوق فردی و عمومی است.
از این منظر، مسئله فقط این نیست که چه کسی قدرت را در اختیار دارد؛ بلکه مسئله مهمتر اینست که قدرت تا چه اندازه در معرض مسئولیّت و پاسخگویی قرار دارد. هر کجا که ارگانها و نهادهایی در خدمت قدرت قرار بگیرند، امّا خود را از مسئولیّت و پاسخگویی در برابر جامعه انسانها مبرّا بدانند، همانجا باید نسبت به آینده دمکراسی نگران شد؛ زیرا قدرتی که پاسخگو نباشد، حتّا اگر در آغاز با نیّت حفاظت از جامعه شکل گرفته باشد، میتواند به تدریج از وسیله حفاظت به وسیله تهدید تبدیل شود و این شاید یکی از تناقضهای بزرگ زندگی سیاسی انسان باشد. گاهی آنچه که با عنوان حفاظت از یک ارزش آغاز میشود، اگر از نظارت عمومی و پایبندی ارگانها به اصل حقوق فردی و اجتماعی و همچنین از مسئولیّت و پاسخگویی تهی شود، میتواند به عاملی برای نابودی همان ارزشهای دمکراتیک و هنجارهای عالی فرهنگی تبدیل شود.
به همین دلیل، مراقبت از دمکراسی را نباید فقط در حفاظت از نهادهای ظاهری آن جستجو کرد. دمکراسی زمانی میتواند دوام بیاورد که انسانها نسبت به آنچه که در پیرامونشان میگذرد بی اعتنا و سر به هوا نباشند؛ یعنی وقتی که بدانند قدرت میتواند خطا کند، نهاد میتواند منحرف شود، اکثریّت میتواند اشتباه کند و حتّا خود فرد نیز میتواند در شرایطی به چیزی تبدیل شود که امروز از آن بیم دارد. شاید مهمترین بخش مسئولیّت دموکراتیک همین باشد که انسان امکان خطا را فقط در دیگری نبیند و همواره احتمال خطا را در خودش نیز به رسمیّت بشناسد. جامعه‌ای که فقط از خطای دیگران میترسد و نسبت به امکان خطای خودش نابینا است، دیر یا زود میتواند همان چیزی شود که از آن میترسیده است.
با این تفاصیل، دوام دمکراسی نه با اطمینان خاطر و قطعیّت مناقشه ناپذیر؛ بلکه با بیدارفهمی و هوشیاری و بینش انتقادی ممکن میشود؛ نه با تصوّر مصونیّت؛ بلکه با پذیرش دائمی امکان صدمه پذیری. دمکراسی را نمیتوان برای همیشه بیمه کرد و نمیتوان آن را پشت دیوارهایی چنان بلند پنهان کرد که هیچ خطری به آن نرسد. آنچه که میتواند از آن مراقبت کند، انسانهایی هستند که میدانند آزادی بدون مسئولیّت میتواند به بی نظمی، قدرت بدون پاسخگویی میتواند به استبداد و بی اعتنایی و سر به هوایی فردی و عمومی میتواند به فرسایش تدریجی همان فضایی منجر شود که همه تصوّر میکردند و میکنند برای همیشه باقی خواهد ماند.
شاید به همین دلیل است که دمکراسی بیش از آنکه یک دستاورد نهایی ایده آلهای بشری باشد، یک تمرین دائمی انسانی است؛ یعنی تمرین دیدن، پرسیدن، تردید کردن، پاسخ خواستن و مسئول بودن و شرافتمندانه و مسئولانه انتقاد ارزشمند کردن و درست از لحظه‌ای که انسانها تصوّر کنند دمکراسی دیگر نیازی به مراقبت ندارد، خطر اصلی آغاز شده است؛ زیرا دمکراسی را نه دیوارها حفظ میکنند، نه توپخانه‌ها و نه حتّا صرفا قوانین و جرایم. فقط انسانهای آگاه، مسئول و فرهیخته و بیدار فهم هستند که میتوانند آن را زنده و موثّر نگه دارند. همین.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان

س., 08.09.2026 - 22:17 پیوند ثابت