آیا ایرانیان خارج از کشور باید در نزاع سیاسی میان چپ و راست اروپا بر سر اسلامگرایی، مهاجرت و هویت ملی یک طرف را انتخاب کنند؟
یاشار استهباننژاد پاسخ خود را با یک مرزبندی آغاز میکند: بخشی از این منازعه به ایرانیان مربوط است، اما ایرانیان نباید به سرباز هیچیک از دو اردوگاه سیاسی اروپا تبدیل شوند.
از نگاه او، ایرانیان تجربهای تاریخی با خود به غرب آوردهاند که بسیاری از شهروندان اروپایی نداشتهاند: تجربه زندگی زیر حاکمیت اسلام سیاسی. برای ایرانیان، ورود دین به حکومت، قانون، دادگاه، آموزش و زندگی خصوصی یک بحث دانشگاهی نیست؛ تجربهای زیسته است. بنابراین وقتی در اروپا درباره اسلامگرایی بحث میشود، ایرانیان دلیلی برای سکوت و تماشای آن از حاشیه ندارند.
اما او همزمان یک مرز دیگر میگذارد: «دشمنِ دشمن من الزاماً دوست من نیست.» مخالفت مشترک با اسلامگرایی نمیتواند دلیلی برای چشمپوشی از نژادپرستی یا مهاجرستیزی باشد. همانطور که مخالفت با نژادپرستی نیز نباید به نادیدهگرفتن خطر اسلامگرایی منجر شود.
استهباننژاد از همین زاویه از همکاری سیاسیِ موضوعمحور دفاع میکند. همکاری با یک جریان سیاسی در یک موضوع، به معنای پذیرش تمام افکار آن جریان یا واگذاری استقلال سیاسی نیست.
در پایان نیز حضور ایرانیان با پرچم شیر و خورشید را نه پیوستن به راست یا چپ اروپا، بلکه اعلام یک هویت مستقل میداند؛ ما با تجربه، خواسته و پرچم خودمان وارد این گفتوگو میشویم.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.