می گویند و قتی اصفهان در محاصره بود و میرفت تا سقوط کند و خان به جان آمده و عاصی افغان وارد حرمسرای سلطان شود و کفار رافضی!(نامی که سُنی بنیاد گرا بر شیعه می نهد) را تا انجا که در توان داشت بکشد، روضه خامس آل عبا و قرائت قران از دربار شاه صفوی قطع نشد و ان آش نذری معروف هم با ان همه زحمت و دعا نهایتا بکار نیامد! و محمود با زنان و جواهرات شاه صفوی دوران خوشی طی کرد.
مردم ایران ۴۷ سال است در محاصره ملایان و عوامل مسلح و غیر مسلح آنهاهستند، می کشند و غارت می کنند و میبرند و هرروز به بهانه ای آزار میدهند و هردم ماجرائی تازه آغاز می کنند تا یکدم مردمان آسایش نداشته باشند، یک روز میخواهند از کربلا به قدس بروند، دیگر روز با آل سعود و آل خلیفه ور میروند، روز دگر می خواهنداسرائیل را نابود کنند، و فردایش در خیال اخراج امریکا از منطقه...و آزار لا ینقطع زنان و جوانان با بهانه هائی که ربطی به دنیای امروز و مقتضیات آن ندارند. تصور نمی کنم در هیچ کجای جهان در ده ها مدرسه دختران دانش اموز هفته ها با گاز سمی روانه بیمارستان شوند! و از آن بدتر مسببین آن مصونیت داشته باشند، یا بر چهره زنان اسید پاشی شود و اسید پاشان هرگز معرفی نشوند...داستان ادم کشی ها و کور کردن ها را هم که همگان میدانند.
با نگاهی به شبکهX و ایستاگرام و فیس بوک و ....به نظر میرسد اسیر ان استبداد و غارت و جنایت که سرنوشت فردایشان نامعلوم است همه ان می کنند که به کارشان نیاید، فقر مزمنی که به گرسنگی کشیده شده، کودکان رنجور و لاغر، کارگران بیکار، کشور در محاصره ای مضاعف را فراموش کرده اند و چسبیده اند به بازگشت فلان خواننده به کشورش!اگر امروز برای رهائی از هردو محاصره فکری نشود،هیچ کس نمی تواند تصور کند چه بر سر اسیران خواهد آمد.حکومتی که براحتی هزاران می کشد و در شرایطی که فقر و فلاکت بیداد می کند کماکان دارائی مردم را برای اربعین و طلاب داخلی و خارجی و شیعیان لبنان هزینه می کند برایش مهم نیست اگر هزاران نفر هم از فقر و مرض بمیرند، ایران ویران شود، تمدنی کهن ویران، حسابهای حکومتگران در روسیه و چین و ارپا و کانادا سرشار از دلار است...
نمیدانم محسن نامجو چگونه خواننده ایست؟ شانس شنیدن صدایش را مگر بر حسب تصادف نداشته ام، اما با نگاهی گذرا به زندگیش برگشتنش به ایران چرا گروهی را این چنین خوشحال و گروه دیگر را تا این حد عصبی کرده است؟ این آقا هرگز مبارز سیاسی نبوده است، کسی هم از او نقد اصولی از حکومت نشنیده است، روزی کشورش را به جهتی غیرسیاسی ترک کرده و پس از حدود ۲۰ سال برگشته است، این کجایش غیر عادی است، به نظر من حق هر ایرانی مقیم خارج است که اگر دلش خواست بر گردد!
خصوصا که آقای نامجو راه ورود را هم قبلا هموار کرده است، یکی دوسال است که به تنها الترناتیو حکومت بد گفته و پس از کشتار و جنگ روایت حکومت را تکرار کرده است.
حکومت با رفتاری ابلهانه از شانسی که برای پایان در گیری و تحریم داشت استفاده نکرد، با کشتار دیماه سال گذشته راه مصالحه با مردم را بست، تمام کشورهای منطقه را بر علیه خویش بر انگیخت، بر گشتن چند خواننده ویا نوازنده و یا حتی کسانی چون سروش و کدیور ورق را به نفعش بر نمی گرداندو کمکی به ماندگاریش نمی کند.
در این شرایط بسیاری از انها که ظاهرا از حکومت بریده اند و به خارج رفته اند برسر اصل جمهوری اسلامی، وقایع بهمن و دشمنی باپهلوی ها اگر با رژیم همراه باشند به نظر من می توانند برگردند و مورد استقبال قرار گیرند، مهم هم نیست از چه طایفه فکری هستند.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!