امروز، ۱۷ اوت ۲۰۲۶، میتواند از نظر سیاسی روزی نمادین باشد. این تاریخ با پایان بازه ۶۰روزه توافقنامه اخیر جمهوری اسلامی و ایالات متحده همزمان شده؛ توافقی که قرار بود راه کاهش تنش را باز کند، اما چشمانداز دیپلماسی دوباره تیره شده است. به گزارش رویترز، مذاکرات در بنبست قرار دارد و تردد تجاری در هرمز بهشدت کاهش یافته؛ شنبه تنها پنج کشتی کالایی و یکشنبه هیچ کشتی کالایی ثبتشدهای از تنگه عبور نکرد.
تهران تفسیر آمریکا و میانجیها از این بازه ۶۰روزه را قبول ندارد. بنابراین امروز را نمیتوان «ضربالاجل رسمی برای حمله» دانست. اما پایان این دوره نشان میدهد فرصت رسیدن به توافق پایدار رو به پایان است.
چند ستون قدرت همزمان زیر فشار
بحران جمهوری اسلامی با جنگ آغاز نشده است. سالها سرکوب، بحران اقتصادی، فساد، مهاجرت و شکاف میان حکومت و جامعه، پایههای اجتماعی نظام را فرسوده کرده بود. تفاوت امروز این است که فشار داخلی با تضعیف نظامی، انزوای منطقهای و فشار اقتصادی خارجی همزمان شده است.
آمریکا اعلام کرده میتواند محاصره دریایی ایران را ادامه دهد. در مقابل، جمهوری اسلامی هنوز هرمز را یکی از مهمترین اهرمهای خود میداند.
اما هرمز شمشیری دولبه است. مختل کردن آن به اقتصاد جهانی فشار وارد میکند، ولی محاصره بنادر و دشوار شدن تجارت دریایی، اقتصاد ایران را نیز تحت فشار قرار میدهد. اگر این وضعیت طولانی شود، پرسش درباره توانایی حکومت برای ادامه این راه به درون حلقه قدرت نظام نیز خواهد رسید.
حکومتهای اقتدارگرا الزاماً زمانی سقوط نمیکنند که مردم ناراضی باشند. مرحله خطرناکتر زمانی آغاز میشود که افراد درون حلقه قدرت نیز به آینده نظام تردید کنند و محاسبات ذهنی انسانها تغییر کند: آیا ماندن در کنار حکومت همچنان امنتر از فاصله گرفتن از آن است؟
غرب و پرسش آلترناتیو
در هفتههای اخیر در آمریکا بحث درباره آینده ایران جدیتر شده است. چهرههایی در جریان محافظهکار آمریکا، از جمله مارک لوین، از حمایت بیشتر از شاهزاده رضا پهلوی و اپوزیسیون سخن گفتهاند. حتی ایده شناسایی یک ساختار سیاسی در تبعید مطرح شده؛ هرچند این پیشنهادها هنوز سیاست رسمی آمریکا نیستند.
پرسش مهم این است: اگر جمهوری اسلامی قادر یا مایل به تغییر نباشد، ایران پس از آن چگونه باید از فروپاشی و هرجومرج مصون بماند؟
حمایت بینالمللی از اپوزیسیون نباید به معنای تعیین حکومت آینده ایران از خارج باشد. تعیین نظام آینده حق مردم ایران است. اما جامعه بینالمللی میتواند اپوزیسیون را آلترناتیوی جدی بداند و برای انتقال احتمالی آماده شود.
جایگاه شاهزاده رضا پهلوی:
مزیت اصلی شاهزاده رضا پهلوی، رهبر انقلاب شیر و خورشید، در همین نقطه قرار دارد.
شاهزاده رضا پهلوی بارها تأکید کرده که نمیخواهد شکل حکومت آینده را به مردم تحمیل کند و مردم باید درباره آن تصمیم بگیرند. او خود را آماده ایفای نقش در دوره گذار معرفی کرده و بر اتحاد و همکاری ملی طیفهای مختلف اپوزیسیون تأکید کرده است.
حمایت از شاهزاده نباید مانع دیدن ضعفهای اپوزیسیون شود. گزارش تحقیقی رویترز نیز به پراکندگی و مشکلات سازمانی مخالفان اشاره کرده است.
اگر ما به تفکر فراحزبی و محوریت شاهزاده رضا پهلوی برای رسیدیدن به یک گذار ملی اعتقاد داریم، باید به گروهبازیها، موازیکاریها، منیتهای شخصی و رفتارهای انحصارطلبانه برای تحمیل یک خط مشخص حکومتی پایان دهیم. باید تلاش کنیم ائتلاف پیرامون شاهزاده رضا پهلوی گستردهتر شود و طبق خواست خود شاهزاده، شرایط جذب همه طیفهای اپوزیسیون، از پادشاهیخواه و مشروطهخواه تا جمهوریخواه، لیبرال، چپ دموکرات، اقوام مختلف ایران و نیروهای سکولار فراهم شود. باید به مردم ایران و جامعه بینالمللی نشان دهیم که یک اپوزیسیون متحد میتواند بر سر اصول دوران گذار همکاری کند.
مهمترین نبرد در ذهن انسانهاست
آینده ایران را تعداد B-52ها یا F-35های آمریکا بهتنهایی تعیین نخواهد کرد. حتی یک حمله گسترده نیز الزاماً جمهوری اسلامی را ساقط نمیکند. عامل تعیینکننده میتواند تغییر محاسبات ذهنی انسانها باشد.
مردم باید باور کنند جمهوری اسلامی ابدی نیست. کارمند دولت باید بداند بعد از آن کشور همچنان دولت خواهد داشت. یک مقام ارتش یا فرد نظامی باید بداند تمامیت ارضی ایران حفظ خواهد شد. نیروهایی که در سرکوب و جنایت مشارکت نکردهاند باید بدانند آیندهای در ایران جدید دارند. مردم نیز باید آیندهای با اقتصاد متصل به جهان را تصور کنند.
پیام اپوزیسیون باید روشن باشد:
ایران پس از جمهوری اسلامی نیز ایران خواهد ماند.
شاید زمان تصمیم نزدیکتر شده باشد
پایان بازه ۶۰روزه توافقنامه اخیر جمهوری اسلامی و ایالات متحده به این معنا نیست که حکومت امروز یا فردا سقوط خواهد کرد. جمهوری اسلامی هنوز دستگاه امنیتی و توان نظامی قابلتوجهی دارد. ادعای سقوط فوری، تحلیل را به آرزو تبدیل میکند.
اما انکار جهت حرکت نیز اشتباه است. فشار اقتصادی، کاهش تجارت دریایی، جنگ فرسایشی، تضعیف نظامی و مشکلات داخلی میتوانند یکدیگر را تقویت کنند.
هدف اپوزیسیون نباید جایگزین کردن یک دیکتاتوری با دیکتاتوری دیگر یا تحمیل یک حکومت مشخص از سوی کشورهای بیگانه باشد. هدف باید ایجاد شرایطی باشد که مردم پس از یک دوره انتقال امن، درباره نظام آینده خود آزادانه تصمیم بگیرند.
موفقیت شاهزاده رضا پهلوی نیز هم به حمایت جامعه بینالمللی و هم به ائتلاف گستردهتر نیروهای اپوزیسیون وابسته است. جمهوری اسلامی امروز در یکی از ضعیفترین موقعیتهای سیاسی، نظامی و اقتصادی تاریخ خود قرار گرفته است. زمان آن رسیده که جامعه بینالمللی اپوزیسیون ایران را بهعنوان آلترناتیوی جدی با ظرفیت شکلدهی به یک حکومت در تبعید و مدیریت دوران گذار مورد توجه قرار دهد؛ و نیروهای اپوزیسیون نیز یکدستتر شوند و به گروهبازیها و رقابتهای فرساینده پایان دهند.
اعتماد مردم ایران و گردآوردن گستردهترین طیف نیروهای ملی و دموکراتیک حول یک هدف مشترک، راه رسیدن به پایان جمهوری اسلامی، حفظ ایران و سپردن آینده کشور به رأی آزاد ایرانیان خواهد بود.
محمود اشکانیان
روانپزشک، دکترا (PhD)
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!