هوشنگ اسدی این بار برای نقد بخشی از چپ امروز اروپا، سراغ یکی از برجستهترین چهرههای تاریخ سوسیال-دموکراسی میرود: ویلی برانت؛ مردی که جوانیاش را در مبارزه با نازیسم گذراند، به تبعید رفت، با جنبشهای کارگری اسکاندیناوی ارتباط یافت و بعدها صدراعظم آلمان و برنده جایزه صلح نوبل شد.
اما پرسش اسدی تاریخی نیست؛ کاملاً امروزی است: اگر ویلی برانت امروز زنده بود و میدید بخشی از نیروهایی که خود را چپ و سوسیال-دموکرات مینامند، در خیابانهای اروپا در کنار جریانهای اسلامگرا حرکت میکنند، چه میگفت؟
در عین حال اسدی مرزی روشن میگذارد: سخن از دشمنی با انسانهای چپ یا نفی عدالتخواهی نیست. بحث بر سر آنجاست که یک اندیشه سیاسی، به ایدئولوژی بسته تبدیل شود و ارزشهایی را که زمانی برایشان مبارزه میکرد، قربانی اتحادهای تازه کند.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.