رفتن به محتوای اصلی
یکشنبه 15 شهریور 1405 - Sunday, 6 September 2026

نگاهی دیگر به کتاب "عصر تیرگی فرهنگ ایران"

نگاهی دیگر به کتاب "عصر تیرگی فرهنگ ایران"

 نگاهی دیگر به کتاب "عصر تیرگی فرهنگ ایران"(خویشتن ناخویش آگاه)

 

"خویشتن ناخویش آگاه" ایرانی یعنی چه؟

 

"ناخویش‌آگاه" اشاره به وضعیتی دارد که انسان هنوز به خویشتنِ خویش آگاهی نیافته است؛ یعنی خویشتن به‌ نحوی وجود دارد، اما خودآگاهیِ لازم برای بازشناسی، فهم و دریافت آن هنوز پدید نیامده است. از این منظر، "خویشتنِ ناخویش‌آگاه" خویشتنِ فردی و فرهنگی‌ای است که هنوز به آگاهی از خود نرسیده و ازاین‌رو قادر نیست خود را به نقد کشد، به خود تکانی دهد و انقلابی درونی در خویش برپا کند. با چنین تعریفی از "خویشتنِ ناخویش‌آگاه"، می‌ توان گفت سخن از انسانی است که هنوز به خویشتنِ درونیِ خود و نیز به خویشتنِ فرهنگیِ خویش آگاهی نیافته است. و همین ناتوانی، نشان از ناتوانی در نگریستن به عمق مسئله و مواجهه انتقادی با مبانی شکل‌ دهنده به خویشتن دارد. چنین خویشتنی، هنگامی که وارد عرصه اندیشه‌های مغرب‌ زمین می‌شود، به جای مواجهه‌ای آگاهانه و سنجشگرانه با آن، پیوسته دچار تپق‌زدن می‌شود؛ و نمی تواند از جایگاه خویشتنِ خود به آنچه در برابرش قرار گرفته بنگرد و نسبت خویش را با آن به‌ درستی دریابد. 

 

باری، کتاب "عصر تیرگی فرهنگ ایران / خویشتنِ ناخویش‌آگاهنگره‌ای است به فرهنگ و "تاریخ" ایران و جهان‌بینی اعتقادی‌ای که در شکل‌گیری و تداوم آن نقش داشته است. و در سه دفتر سامان یافته است. این سه دفتر، با وجود استقلال موضوعی، در امتداد یکدیگر قرار دارند و از سه منظر به زمینه‌های سیاسی، فرهنگی و فکری شکل‌دهنده تاریخ معاصر ایران می‌پردازند. دفتر نخست به بررسی قرون دوم تا ششم هجری اختصاص دارد؛ دوره‌ای که در کتاب "عصر زرین فرهنگ ایران"، برآمده از مصاحبه‌های حسن قاضی‌مرادی، "عصر زرین فرهنگ ایران" نامیده شده است. کتاب حاضر با بازخوانی این دوره و به نقد کشیدن این تلقی، استدلال می‌کند که این قرون را نمی‌ توان صرفاً بر پایه ظاهر شدن برخی دانش‌ها و آثار، عصر زرین فرهنگ ایران نامید؛ بلکه باید تیرگی‌های فرهنگی و موانعی را نیز که در بطن این دوره شکل گرفتند و به‌تدریج در ساختار فرهنگ ایرانی رسوخ کردند، مورد بررسی قرار داد. از جمله این موانع، آنچه بعدها "فلسفه" اسلامی نام گرفت؛ نه گسستی از جهان‌بینی اعتقادی ایرانیان، بلکه در امتداد و برآمده از همان جهان‌بینی و با آمیزش و بهره‌گیری از مفاهیم فلسفی یونانی شکل گرفت و به‌تدریج به یکی از موانع ظهور و زایش فکری در فرهنگ ایران بدل شد.

 

دفتر دوم با عنوان "انقلاب ۵۷ بر کدام مقبولیت ارزشی ـ هنجاری استوار بود؟" به بررسی رویداد سال ۱۳۵۷ می‌پردازد و می‌کوشد سرچشمه‌های اعتقادی، ارزشی و معنویِ پشتوانه آن را آشکار سازد. پرسش محوری این دفتر آن است که این رویداد بر چه مقبولیت ارزشی و هنجاری استوار بود و پشتوانه اعتقادی و معنوی آن از چه زمینه فرهنگی‌ای سرچشمه می‌گرفت.

 

دفتر سوم با عنوان "انقلاب و ضدانقلاب؛ کاوشی در معنای انقلاب" به مفهوم و معنای انقلاب می‌پردازد و با تمایز نهادن میان انقلاب و شورش، استدلال می‌کند که رویداد ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، با توجه به معنای دقیق و تاریخی مفهوم انقلاب، شورش بود، نه انقلاب.

 

پیش از آغاز دفتر نخست این کتاب، بخشی به توضیحات عظمت‌خواهی ایرانیان و "عظمت ایران باستان" و تداوم آن در صورت و قالب "عظمت اسلام" یا "عظمت ایران اسلامی"، اختصاص یافته است. در این بخش، ویژگی‌ها و مؤلفه‌های این عظمت‌خواهی بازشناسی می‌شوند و تداوم آن در صورت‌های تاریخی و فرهنگی گوناگون مورد بررسی قرار می‌گیرد.

 

بنابراین، سه دفتر کتاب را می‌توان سه گام در یک کاوش واحد دانست: بازخوانی تیرگی‌های فرهنگ ایران، واکاوی زمینه‌های ارزشی و هنجاری انقلاب ۵۷، و بازاندیشی در معنای انقلاب.کتاب در این مسیر می‌کوشد نسبت میان جهان‌بینی اعتقادی، سیاست، فرهنگ و امکان گسست از میراث فرهنگیِ بازدارنده را به پرسش بگیرد. 

 

نیکروز اعظمی

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!