اگر وارد بند سیاسی زندان وکیلآباد مشهد در اوایل دهه ۱۳۵۰ میشدید، با یک جمع یکپارچه از «زندانیان سیاسی» روبهرو نبودید.
به روایت کیانوش توکلی، درون همان دیوارها پنج کمون اصلی شکل گرفته بود: کمون حزب توده، چریکهای فدایی خلق، مجاهدین خلق، مذهبیها و مائوئیستها. هر کدام جهان سیاسی و فکری خود را داشتند.
توکلی در بخش چهارم این گفتوگو از چهرههای هر یک از این کمونها، روابط میان آنها و اختلافات ایدئولوژیکشان سخن میگوید. او از افسران قدیمی حزب توده یاد میکند که سالهای طولانی زندان را پشت سر گذاشته و به زبانآموزی و ترجمه کتاب پرداخته بودند؛ از کادرهای مجاهدین که برخی از آنها پیش از انشعاب رسمی سال ۱۳۵۴ به مارکسیسم گرایش یافته بودند؛ و از رابطه نزدیک فداییان و مجاهدین در آن دوره میگوید.
در سوی دیگر، مذهبیها و اعضای مؤتلفه قرار داشتند و کمون پنجم نیز مجموعه ناهمگونی از گرایشهای مائوئیستی و دیگر جریانهای چپ منتقد شوروی بود.
اما شاید یکی از جالبترین بخشهای روایت توکلی، رسم برخورد با زندانی تازهوارد باشد: کمونها او را دعوت میکردند، درباره گذشته و عقاید خود توضیح میدادند و زندانی نیز با فضای فکری آنها آشنا میشد.
به این ترتیب، بند زندان فقط محل حبس نبود؛ به روایتی که توکلی ارائه میکند، به میدان برخورد، رقابت و گاه تغییر ایدئولوژیهای مختلف نیز تبدیل شده بود.
بخش چهارم
پنج کمون؛ پنج جهان سیاسی در یک زندان!
«زندان یا دانشگاه چریکی؟»
گفتوگو با تاریخ ـ کیانوش توکلی
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.