رفتن به محتوای اصلی
یکشنبه 15 شهریور 1405 - Sunday, 6 September 2026

وصیتنامه خامنه ای: نام مجتبا هست؟

وصیتنامه خامنه ای: نام مجتبا هست؟

 

 

سناریوهای جانشینی و فرضیه‌ی وصیت‌نامه‌ی علی خامنه‌ای: شایعات و پرده‌نشینی مجتبی و حاکمیت عریانِ امنیتی
 

مسئله‌ی جانشینی پس از علی خامنه‌ای یکی از مبهم‌ترین و در عین حال سرنوشت‌سازترین مباحث در علوم سیاسی و جامعه‌شناسی معاصر ایران است. در سال‌های اخیر، نام مجتبی خامنه‌ای به عنوان اصلی‌ترین گزینه برای جانشینی پدر مطرح شده است. با این حال، تحلیل دقیق رفتارهای رسانه‌ای، خاستگاه‌های فقهی-سیاسی، عدم حضور علنی فرزندان خامنه‌ای و الگوهای سرکوب حاکمیت، سناریوی متفاوتی را پیش رو می‌گذارد: شایعه‌ی جانشینی مجتبی نه یک واقعیت قطعی، بلکه ممکن است یک مانور امنیتی و تله‌ی اطلاعاتی برای انحراف افکار عمومی و تست حساسیت جامعه بوده باشد. این مقاله به بررسی ابعاد نفوذ بیت، توانایی یا بلاهت مفروض فرزندان، نقش احتمالی وصیت‌نامه‌ی خامنه‌ای، نحوه رفتار نیروهای مسلح و واکاوایی جامعه‌شناختی واکنش مردم می‌پردازد.

۱. پرده‌نشینی فرزندان؛ ناتوانی در سخنوری یا تاکتیک سیاسی؟
یکی از تفاوت‌های آشکار بیت خامنه‌ای با بیت روح‌الله خمینی، عدم حضور علنی و رسانه‌ای فرزندان اوست. در حالی که احمد خمینی نقش یک بازوی اجرایی، سخنگوی آشکار و چهره‌ای پرنفوذ را ایفا می‌کرد، از هیچ‌یک از فرزندان خامنه‌ای — به‌ویژه مجتبی — سخنرانی، مقاله یا حضور زنده و اثرگذاری در مجامع عمومی دیده نشده است.

در تحلیل این غیبت، دو فرضیه مطرح است:
۱. عدم برخورداری از هوش و توان سخنوری: شخص علی خامنه‌ای که خود را فردی خطیب و مسلط به کلام می‌دانست، نسبت به وجاهت ساختاری بیت حساسیت داشت. عدم اجازه به فرزندان برای حضور در مجامع عمومی می‌تواند ناشی از آگاهی پدر از عدم صلاحیت، ضعف در سخنوری یا حتی بلاهت فرزندان از جمله شخص مجتبا باشد که علاوه بر بلاهت بلندپروازی احتمالی هم داشت برای همین از بیت طرد شد.  دهان باز کردن فرزندان خامنه ای و مقابل رسانه ها قرار گرفتن شان می‌توانست میزان این عدم توانایی را آشکار کند. «تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد» و روزی سپاه میتواند این «سخن نگفتن» را تا ابد هم ادامه دهد تا امیالش را پیش ببرد.  نقل‌قول‌های اخیر مبنٰی بر نفوذ ندادن مجتبی به برخی بخش‌های بیت در زمان حیات پدر نیز موید وجود اختلافات و عدم پذیرش او حتی در لایه‌های فوقانی قدرت است. 

محمدباقر خرازی (از چهره‌های حوزوی و از بستگان سببی خانواده خامنه‌ای و بسیار نزدیک به مجتبا خامنه ای)   ویدیوی افشاگرانه خود  پیرامون تحولات پشت‌پرده بیت رهبری و قدرت در ایران جزئیاتی را مطرح کرد که با اتکاء آن بخشی از این مقاله به رشته تحریر در آمده است:

  طرد سه ساله مجتبی  

خرازی مدعی شد که در سه سال پایانی دوره علی خامنه‌ای، یک توطئه در بیت جریان داشت و مجتبی خامنه‌ای توسط علی‌اصغر حجازی از امور دفتر «طرد» و کنار گذاشته شده بود. محدودسازی دسترسی: به گفته او، حضور مجتبی تنها به خواندن برخی نامه‌های امنیتی و اطلاعاتی خاص محدود شده بود و حتی برخی از نزدیکان و بستگانش نیز از او دور نگه داشته شده بودند.نقش حجازی در جلسات: خرازی اشاره کرد که حجازی با حضور در جلسات کلیدی و طرح مسائل خاص، عملاً مانع نقش‌آفرینی و دخالت مجتبی در ساختار اداری بیت شده است. جریان‌های رقیب: خرازی همچنین مدعی شد که اگر مقاومت و حضور مجتبی نبود، بخش‌هایی از دفتر رهبری تمایل داشتند افراد دیگری نظیر صادق لاریجانی را برای جایگاه ولایت‌فقیه مطرح کنند. این اظهارات جنجالی با واکنش و تکذیب از سوی دفاتر مرتبط مواجه شد، اما ابعاد تازه‌ای از جنگ قدرت و اختلاف‌نظرهای درونی میان چهره‌های کلیدی بیت رهبری و بستگان آن‌ها را عیان کرد. 
 

۲. «بازی با شایعه» به‌عنوان ابزار جنگ روانی و امنیتی
 درست که بلاهت مجتبا مانع درد آوری برای خامنه ای بوده است. اما او بعنوان یک فرصت طلب بارها نشان داده است که از دل فلاکت ها میتواند پیروزی هایی برای خود دست و پا کند. او احتمالا خود در دامن زدن به شایعه جانشینی مجتبا با همکاری اطلاعات سپاه دست داشته است. داستان جانشینی مجتبی در طول سال‌ها پیوسته دامن زده شد تا بخشی از یک تاکتیک اطلاعاتی مشترک میان دستگاه‌های امنیتی و شخص خامنه‌ای باشد و این امر مسبوق به سابقه است:

تست حساسیت و سوزاندن گزینه‌ها: پررنگ کردن نام مجتبی، تمرکز اپوزیسیون و رسانه‌های خارجی را روی تز «حکومت موروثی» قفل کرد.

ایجاد سورپرایز و رسوا کردن رسانه‌ها: همان‌طور که غیبت‌های طولانی خامنه‌ای و دامن زدن به شایعه‌ی فوت یا استفاده از بدل، که بارها توسط کسانی مثل روح الله زم و علی جوانمردی دامن زده شد بارها برای بازی دادن این دو شخص و نیز سکه‌یک‌پول کردن رسانه‌ها به کار گرفته شد، مطرح کردن مجتبی نیز می‌تواند تله‌ای باشد تا در نهایت با گشودن وصیت‌نامه و نفی صریح موروثی شدن، آخرین برگ بازی رو شود. دستگاه اطلاعات رژیم از این به بازی گرفتن ها و دست انداختن رسانه ها خیلی خوشش می آید. 

۳. وصیت‌نامه، شوک احتمالی و انتقال قدرت به هسته‌ی سخت
اگر خامنه‌ای در وصیت‌نامه خود رسماً جانشینی فرزندانش را نفی کرده باشد، حکومت می‌تواند مدعی نفی سلطنت و مانور روی «مردمداری» شود. در چنین شرایطی، قدرت نه به یک فرد از خاندان، بلکه به یک ائتلاف نظامی-امنیتی (سپاه پاسداران و یکی دو آخوند بعنوان عروسک و حفظ ظاهر) منتقل خواهد شد.

سپاه پاسداران در توجیه این مانور، به بهانه همیشگی «فریب دشمن برای حفظ نظام» متوسل خواهد شد. در ادبیات امنیتی، رفتارهایی که در عرف دستگاه اطلاعاتی رژیم ننگ و عار وجود ندارد و هر بی‌ابرویی یا خدعه به‌عنوان «تدبیر و تیزهوشی» مدال می‌گیرد.

۴.  در صورت مواجهه با سناریوی انتقال قدرت یا خدعه‌های امنیتی، واکنش جامعه ایران چگونه خواهد بود؟

پاسخ در یک کلمه خلاصه میشود: هیچ! 

واپسی و بی‌اعتنایی (Apathy): به دلیل خستگی عمیق اجتماعی، ناامیدی از تغییر و آگاهی از سرکوب بدون مرز، بخش بزرگی از مردم ممکن است ترجیح دهند سوار اتومبیل‌های خود شده و به سمت شمال راه بیفتند تا اینکه خود را درگیر بازی‌های سیاسی کنند. از نگاه آنان سگ زرد و شغال تفاوتی ندارند. مهم نیست «دمکراتیک» انتخاب شوند یا با بامبول بازی. 

نتیجه‌گیری
مسئله‌ی جانشینی خامنه‌ای و شایعات حول مجتبی، بیش از آنکه یک پرونده‌ی واقعی برای انتقال موروثی قدرت باشد، یک مانور اطلاعاتی برای سرپوش گذاشتن بر عریان شدن هسته‌ی سخت قدرت (سپاه) است. فرزندان خامنه‌ای به دلیل عدم برخورداری از صلاحیت  دانش عمومی و کلامی و سیاسی، شانسی برای رهبری ندارند. آینده‌ی سیاسی ایران نه در بیت، بلکه در میزان پایداری انحصار خشونت توسط سپاه، میزان انفعال یا طغیان جامعه، و متغیرهای مداخله‌گر بین‌المللی رقم خواهد خورد.

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

محسن کردی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!