رفتن به محتوای اصلی
شنبه 24 مرداد 1405 - Saturday, 15 August 2026

حسین طائب و کشته شدن رئیسی

حسین طائب و کشته شدن رئیسی
تهیه و تنظیم:
محسن کردی

توضیح: 

مطلب زیر توسط دوست گرامی اینترنتی ام آقای فرزین قلیتا ارسال گردید برای درج در ایران گلوبال - محسن کردی 

 

حسین طائب با نام مستعار میثم در سال ۱۳۴۲ در منطقه ۱۷ شهریور تهران متولد شد. نام اصلی او حسن است و حسین نام برادر او بود که در جنگ کشته شد. طائب نام برادر کشته‌شده‌اش را بر روی خود گذاشت. این جابه‌جایی اسمی صرفاً یک تجلی عاطفی نبود، بلکه اولین عملیات فریب برای ساختن یک زره ایدئولوژیک نفوذناپذیر بود. او با نام حسین، خود را به تقدس شهید گره زد تا در دهه‌های بعد هرگونه نقد، بازرسی یا واکاوی عملکرد مخوفش معادل تعرض به آرمان‌های جنگ و مقام شهید تلقی شده و در نطفه خفه شود.

او از سال ۱۳۶۱ عضو سپاه شد و در ۱۸ سالگی فعالیت خود را در قلب سیاسی نظام، یعنی ساختمان مرکزی حزب جمهوری اسلامی آغاز کرد. او در این مقطع با مصطفی خامنه‌ایِ ۱۶ ساله همکار شد. این آشنایی با مصطفی خامنه‌ای و همچنین مجتبی خامنه‌ای در گردان حبیبِ لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله تهران، نخستین لایه از شبکه روابط راهبردی او را شکل داد. وی بلافاصله پس از ورود به سپاه تهران، به سپاه مشهد منتقل شد؛ اما این حضور بسیار کوتاه بود و به سرعت به تهران بازگشت. این بازگشت سریع نشان‌دهنده تمرکز او بر تثبیت جایگاه در مرکز ثقل قدرت بود.

تحصیلات مذهبی

پس از بازگشت از مشهد، وی آموختن دروس حوزوی را در تهران نزد اساتیدی چون آیت‌الله مجتهدی (در مدرسه سیروس تهران) و فاضل لنکرانی گذراند. پس از ازدواج، برای ادامه دروس خارج فقه و اصول به قم رفت تا مشروعیت علمی خود را در مرکز حوزوی ایران تثبیت کند. البته بعدها زمانی که مجتبی خامنه‌ای دروس خارج فقه در قم داشت، وی برای اهداف سیاسی‌اش در آن کلاس‌ها شرکت می‌کرد.

وصلت و ازدواج

حسین طائب در ازدواج خود هم استراتژی داشت. در سال ۱۳۶۲ با دختر سید علی‌اکبر موسوی حسینی (مشهور به حسینی «اخلاق در خانواده») ازدواج کرد؛ زیرا به خوبی می‌دانست پیوند با فرزند معلم متنفذ مدرسه علوی و چهره سرشناس تلویزیون، او را به لایه‌های اجتماعی و سنتی قدرت مذهبی می‌رساند.

 شروع صعود

همان‌طور که گفته شد، حسین طائب در ساختمان حزب جمهوری اسلامی با مصطفی خامنه‌ای همکار بود. در بخش تدارکات لشکر ۲۷ با مصطفی و مجتبی خامنه‌ای دیدار کرد و در گردان حبیب این پیوند تحکیم استراتژیک یافت که باعث رشد طائب شد. اینجا لازم است اعضای گردان حبیب را که همگی به واسطه پیوند با مجتبی در جمهوری اسلامی به ساختار قدرت رسیدند نام ببریم: علیرضا پناهیان، مهدی طائب (برادر حسین طائب)، حسن محقق، محمد کوثری، علی فضلی، ابراهیم جباری و حسین نجات.

 ورود به قدرت

در جلسات حزب جمهوری اسلامی، حسین طائب با چهره‌هایی همچون مرتضی رضایی (اولین رئیس حفاظت اطلاعات سپاه)، وحید حقانیان و سید علی‌اکبر موسوی آشنا شد. بلافاصله پس از تغییر رهبری، طائبِ ۲۶ ساله به دلیل اعتماد حاصل از رفاقت جبهه و گردان حبیب، در سال ۱۳۶۸ مدیر کل اطلاعات قم شد. در سال ۱۳۶۹ با حمایت میثم میرمحمدی و توصیه‌های مرتضی رضایی وارد بدنه مرکزی وزارت اطلاعات شد. سپس با حمایت جواد آزاده (مدیرکل واحد ضدجاسوسی واجا و بازجوی معروف وزارت اطلاعات در قتل‌های زنجیره‌ای و بازجوی همسر سعید امامی به نام فهیمه دری نوگورانی) عضو این واحد شد و در زمان وزارت فلاحیان به مدیریت این واحد رسید.

در سال ۱۳۷۵ پس از اخراج از وزارت اطلاعات به علت درگیری با علی رازینی (ریاست وقت سازمان قضایی نیروهای مسلح)، با حمایت مرتضی رضایی همکاری خود را با اطلاعات سپاه در امور داخلی آغاز کرد. این دوران، زمان کادرسازی پنهان و طراحی مدل «اطلاعات موازی» بود. هم‌زمان نیز با حضور در کلاس خارج فقه علی خامنه‌ای، پیوند خود را با بیت رهبری تثبیت نمود.

وی به مدت چند هفته در بازداشتگاه ۵۹ بازداشت شد، ولی به دلیل نفوذ بالا تنها شب‌ها برای استراحت به آنجا می‌رفت. این تنش‌ها حد فاصل سال‌های ۱۳۷۳ تا ۱۳۷۴ بود. در سال ۱۳۸۴ با حمایت مجدد مرتضی رضایی مسئول بخش فرهنگی سپاه شد تا پله‌های ترقی در سپاه را یکی‌یکی ولی تند طی کند. در همان زمان هم پیوندش با مجتبی خامنه‌ای ترک نشد، به طوری که هم‌زمان در دفتر بیت با سفارش مجتبی همکاری می‌کرد. در همان سال ۱۳۸۴ به یار قدیمی‌اش مجتبی خامنه‌ای (هم‌رزم گردان حبیب) کمک کرد تا در انتخابات ریاست جمهوری شخص احمدی‌نژاد از صندوق آرا بیرون بیاید. به خاطر همین خوش‌خدمتی، در سال ۱۳۸۶ نخست جانشین فرمانده بسیج و یک سال بعد از آن به فرماندهی نیروی مقاومت بسیج رسید تا بدنه اجتماعی لازم برای تغییرات امنیتی را سازماندهی کند.

در سال ۱۳۸۸ به دلیل معماری اصلی سرکوب جنبش سبز، قتل و ترور، وارد لیست تحریم‌های شدید آمریکا و اروپا شد. به واسطه این سرکوب‌ها، در مهرماه ۱۳۸۸ با حکم رهبری، معاونت اطلاعات سپاه به «سازمان اطلاعات سپاه» (یا همان «ساس») ارتقا یافت و او به ریاست آن رسید.

### پرونده ترانه موسوی

ترانه موسوی (متولد ۱۳۶۵) یکی از جان‌باختگان سال ۱۳۸۸ است. در روز ۲۴ تیر ۱۳۸۸ در جریان جنبش سبز، وبلاگ «ایرانیان چپ» خبر دستگیری دختری جوان به نام ترانه موسوی را که مشکوک به شکنجه و تجاوز بود منتشر کرد. این خبر به رسانه‌های غربی نیز راه یافت و اطلاعات همراه با یک عکس از این دختر جوان منتشر گردید. اعلام شد که خانواده این دختر جوان پس از تماس تلفنی از یک بیمارستان مبنی بر بستری شدن او به علت جراحت در دستگاه تناسلی، به بیمارستان مراجعه می‌کنند ولی دخترشان را در آنجا نمی‌یابند و مدتی بعد جسد سوزانده‌شده او را در منطقه‌ای دیگر پیدا می‌کنند.

ماجرا از آنجا آغاز می‌شود که ترانه موسوی در تقاطع خیابان‌های میرداماد و شریعتی کلاس آرایشگری داشت، ماشین خود را در یکی از خیابان‌های فرعی بین حسینیه ارشاد و میرداماد پارک کرده بود و در تماس تلفنی با یکی از دوستانش قرار گذاشته بود قبل از رفتن به آموزشگاه، به مسجد قبا سر بزند و آنجا یکدیگر را ببینند. در روز ۷ تیر، مراسمی به مناسبت سالگرد انفجار در دفتر حزب جمهوری اسلامی و ترور اعضای حزب (از جمله آیت‌الله بهشتی) در مسجد قبا برگزار گردید. فرزندان بهشتی که از مشاوران ارشد میرحسین موسوی بودند و عده‌ای از هواداران جنبش سبز که از ۲۲ خرداد در حال اعتراض به نتائج انتخابات بودند نیز به صورت گسترده شرکت کردند. در این میان بین نیروهای سرکوب و معترضان درگیری پیش می‌آید و عده‌ای دستگیر می‌شوند. هنگامی که دوست ترانه به محل قرار می‌رسد، شاهد دستگیری ترانه توسط نیروهای سرکوب که او را به زور وارد یک ون با پلاک شخصی می‌کردند می‌شود.

ترانه موسوی در محل بازداشت موقتش (ساختمانی در نزدیکی خیابان پاسداران)، شماره تلفن خانواده خود را به دستگیرشدگان دیگر می‌دهد تا در صورت آزادی به خانواده‌اش اطلاع دهند. پس از حدود ۳ هفته که خانواده‌اش از وی بی‌خبر بودند، افرادی ناشناس در تماس تلفنی به مادر ترانه گفتند دخترش در بیمارستان امام خمینی کرج بستری است. آن‌ها دلیل بستری بودن وی را تصادف در حومه خیابان شریعتی و پارگی رحم و مقعد عنوان کردند و همچنین تأکید داشتند بستری شدن ترانه به تجمع مسجد قبا بی‌ارتباط است. سپس گفتند ترانه مشکل ناموسی داشته و به همین دلیل می‌خواسته با شلنگ سرم خود را حلق‌آویز کند.

در پی این تماس تلفنی، خانواده ترانه به بیمارستان مراجعه کردند اما نتوانستند او را بیابند. مسئولان بیمارستان گفتند شخصی به این نام در بیمارستان بستری نیست، اما یکی از کارکنان بیمارستان به آن‌ها گفت لباس‌شخصی‌ها خانمی با مشخصات ظاهری ترانه را در حالی که بیهوش بود به بیمارستان آوردند و در همان حالت بیهوش او را برگرداندند. در این خبر گفته شد که احتمال تجاوز جنسی به او وجود دارد و پدر ترانه موسوی نیز که بیماری قلبی دارد، در پی بی‌اطلاعی از ترانه که تنها فرزندش بوده، در خانه بستری شده است.

طبق این روایت، یکی از دوستان ترانه از یافتن جسد سوخته ترانه موسوی در اطراف قزوین خبر داده و عنوان شد که به نظر می‌آید خانواده او از سوی مقامات امنیتی تحت فشار شدید و تهدید هستند و حتی زمان و مکان تشییع جنازه ترانه را مشخص نکردند.

در تاریخ ۱۳۸۸/۰۵/۱۹ سیمای جمهوری اسلامی با تهیه یک گزارش تلویزیونی در بخش خبری ۲۰:۳۰ اصل خبر را شایعه معرفی کرد. محتوای این گزارش توسط احمدرضا رادان (جانشین فرمانده وقت نیروی انتظامی) تأیید شد. اما این موضوع برای اولین بار توسط مهدی کروبی (کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸) فاش شد. مهدی کروبی در نامه‌ای علنی به هاشمی رفسنجانی، تجاوز به زندانیان ۸۸ را افشا کرد و عنوان نمود که نامه‌اش ابتدا به صورت محرمانه برای وزارت اطلاعات و رئیس وقت قوه قضاییه ارسال شده و به دلیل عدم پاسخ‌گویی، تصمیم به علنی کردن آن گرفته است. این اظهارات که قرار بود روز ۲۶ مرداد در روزنامه «اعتماد ملی» چاپ شود، به علت توقیف روزنامه از چاپ بازماند.

کروبی مطالبش را ابتدا بدون نام بردن از افراد عنوان کرد، ولی نامه گلایه‌مندانه‌ای در روزنامه جام جم مشخص کرد که حجت‌الاسلام سید حسین شاهمرادی نگارنده نامه، تحت عنوان برادر همسر ترانه موسوی است که در تلویزیون به او اشاره شد. اما کروبی در پاسخ به این نامه، حسین طائب (فرمانده بسیج) را عاملی در طراحی سناریو معرفی کرد. بر اساس آنچه مهدی کروبی بیان کرد و آنچه در نامه‌نگاری‌اش با سید حسین شاهمرادی آمد، فرمانده بسیج یعنی حسین طائب که باجناق آقای شاهمرادی است از طراحان این گزارش بود.

مرتضی الویری (شهردار سابق تهران و عضو کمیته تحقیق) چند ماه بعد در خرداد ۱۳۸۹ طی مصاحبه‌ای با روزنامه جوان گفت: «درباره ترانه موسوی مدارک و مستندات خاصی در اختیار دارم اما به دلیل آنکه قول شرعی داده‌ام تا به امروز این مدارک را منتشر نکرده‌ام.» طبق گفته‌های امید حبیبی‌نیا (روزنامه‌نگاری که برای اولین بار خبر مرگ ترانه موسوی را منتشر کرد) و همچنین اسناد مهدی کروبی و مرتضی الویری، شخصی به نام ناصر آسیابانی از اعضای بسیج متهم اول این جنایت و حسین طائب (رئیس وقت بسیج) از عاملان قتل ترانه موسوی هستند.

### اطلاعات سپاه

همان‌طور که گفته شد، در مهرماه سال ۱۳۸۸ حسین طائب معاونت اطلاعات سپاه را با حکم علی خامنه‌ای به سازمان اطلاعات ارتقا داد و به ریاست آن رسید. حال نگاهی اجمالی کنیم به ساختار «ساس» یا همان سازمان اطلاعات سپاه.

#### تاریخچه و تحولات اطلاعات سپاه

پس از بهمن ۱۳۵۷، ضرورت ایجاد یک نهاد امنیتی برای حفاظت از رژیم نوپا منجر به شکل‌گیری «اداره تحقیقات و اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» در سال ۱۳۵۸ شد. این ساختار در ابتدا منسجم نبود و از ادغام چند گروه و تفکر مختلف تشکیل شد که هر کدام نقش متفاوتی در سازماندهی آن داشتند. در این سال، چهره‌های کلیدی و بنیان‌گذاران این ساختار امنیتی، وظایف و خط‌مشی‌های اولیه آن را ترسیم کردند.

#### نقش‌آفرینان و چهره‌های کلیدی (۱۳۵۸)

* **یوسف کلاهدوز:** او به عنوان یکی از پایه‌گذاران اصلی سپاه پاسداران، نقش مهمی در تدوین اساسنامه و بخش‌های ساختاری سپاه از جمله بخش اطلاعات داشت. هدف وی بیشتر معطوف به ایجاد یک سازمان نظامی-امنیتی کلاسیک و منضبط برای دفاع از انقلاب بود.
* **محسن رضایی:** رضایی در ابتدای سال ۱۳۵۸ مسئولیت بخش اطلاعات سپاه را بر عهده گرفت. او توانست هسته‌های پراکنده اطلاعاتی را منسجم کند و پایه‌های اصلی سازمان اطلاعات سپاه را بنا نهد. تمرکز او در این دوره، مقابله با گروه‌های مسلح اپوزیسیون و کودتاهای احتمالی بود.
* **علی‌محمد بشارتی:** او از اعضای اولیه و کلیدی اداره تحقیقات و اطلاعات سپاه بود. بشارتی به دلیل تجربیات پیش از انقلاب (مانند حضور در فعالیت‌های سیاسی و گروه‌های مختلف)، نقش مهمی در بازجویی‌ها، کشف خانه‌های تیمی و پروژه‌های حساس سیاسی-امنیتی سال ۱۳۵۸ ایفا کرد.
* **احمد وحیدی:** وحیدی از همان ابتدا وارد ساختارهای اطلاعاتی سپاه شد و به دلیل توانمندی‌های مدیریتی و استراتژیک، در اواخر این سال و سال‌های بعد نقش کلیدی در توسعه بخش اطلاعات خارجی سپاه (که بعدها به سپاه قدس تبدیل شد) ایفا نمود.
* **غلامعلی حاج‌هاشم:** از دیگر چهره‌های مؤثر در هسته اولیه اطلاعات سپاه بود که در بخش‌های اجرایی و کشف شبکه‌های نفوذ فعال بوده و به راه‌اندازی بخش‌های تحقیقاتی کمک کرد.
* **مهدی هاشمی:** در سال ۱۳۵۸ مهدی هاشمی (که بعداً در دهه ۶۰ اعدام شد) نیز در بخش‌هایی از سپاه، به ویژه در ارتباط با نهضت‌های آزادی‌بخش فعال بود. حضور و تفکرات او در این دوره، یکی از چالش‌ها و جریان‌های موازی در کنار جریان اصلی اطلاعات سپاه (بشارتی و رضایی) به شمار می‌رفت.

#### منابع تأمین نیرو و ادغام تجربیات امنیتی

برای تأمین بدنه ۵۰۰ نفری این اداره و اشراف بر بحران‌های پیچیده سال ۱۳۶۰، اداره اطلاعات سپاه از سه منبع اصلی برای جذب نیرو و به‌کارگیری تجربیات پیشین استفاده کرد:

1. **نیروهای عقیدتی-سیاسی:** جذب نیروهای وفادار و کادرهای باانگیزه از حزب جمهوری اسلامی و واحد اطلاعات کمیته‌های انقلاب اسلامی.
2. **تجربیات ارتش (رکن ۲):** استفاده از دانش فنی و نظامی نیروهای متخصص واحد اطلاعات ارتش (رکن ۲) برای آموزش و سازماندهی اداری-عملیاتی.
3. **ساختارهای فنی ساواک منحله:** استفاده محدود و کنترل‌شده از کارشناسان و بایگانی‌های اداره دوم و اداره پنجم ساواک منحله جهت راه‌اندازی بخش‌های فنی و مستندسازی اطلاعاتی.

طرح برنامه‌ریزی و معماری این ادغام ساختاری و استفاده از تجربیات ارتش و ساواک به طور مشترک توسط احمد وحیدی و سید کاظم کاظمی طراحی و عملیاتی شد.

#### ورود به دفتر علی خامنه‌ای و تغییرات در لایه حفاظتی (۱۳۶۰–۱۳۶۳)

در همین بازه زمانی (۱۳۶۰ تا ۱۳۶۳) دو تحول مهم دیگر در لایه‌های عالی اطلاعاتی رخ داد. وضعیت اسناد در سال ۱۳۶۳ بیان می‌کند در پایان این دوره، اطلاعات سپاه دیگر یک واحد نوپا نبود، بلکه به سازمانی با حدود ۵۰۰ نیروی آموزش‌دیده تبدیل شده بود.

#### پله سوم نردبان: ارتقا به معاونت اطلاعات ستاد کل سپاه و رقابت ساختاری (۱۳۶۳–۱۳۶۸)

سال ۱۳۶۳ نقطه عطفی در ساختار نظامی ایران بود. در این سال با تغییر چارت سازمانی، واحد اطلاعات سپاه به «معاونت اطلاعات ستاد کل سپاه پاسداران» ارتقا یافت. این تحول ساختاری هم‌زمان با تأسیس وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بود.

تا اینجا با پیشینه و فلسفه تغییر سازمان اطلاعات سپاه آشنا شدیم؛ حال این پرسش مطرح است که چرا معاونت تبدیل به سازمان شد؟ تا پیش از سال ۱۳۸۸، بار اصلی امنیت داخلی و ضدجاسوسی بر عهده وزارت اطلاعات (واجا) بود و معاونت اطلاعات سپاه بیشتر تمرکز خود را بر امنیت نظامی و حفاظت از خود سپاه قرار می‌داد.

جنبش سبز نقطه عطفی شد که طی آن نظام به این نتیجه رسید که وزارت اطلاعات به تنهایی قادر یا متمایل به سرکوب و مهار همه‌جانبه بحران نیست. بنا به دستور رهبر جمهوری اسلامی، معاونت اطلاعات سپاه با ادغام چند واحد دیگر (از جمله ادغام معاونت اطلاعات و اداره کل اطلاعات بسیج) به «سازمان اطلاعات سپاه» ارتقا یافت و حسین طائب اولین رئیس آن شد.

این تغییر ساختار چند هدف عمده داشت:

* **حذف بوروکراسی نظارتی:** بر وزارت اطلاعات نظارت مجلس و دولت وجود داشت، اما سازمان اطلاعات سپاه مستقیماً زیر نظر رهبری بود و به هیچ نهاد انتخابی پاسخگو نبود.
* **ایجاد بازوی موازی اطلاعاتی:** برای جلوگیری از تمرکز قدرت در وزارت اطلاعات و ایجاد رقابت امنیتی.

#### جایگاه سازمانی در نیروهای مسلح

برای درک عمق ساختار، ابتدا باید آن را در کلان‌ساختار نظامی ایران دید. سازمان اطلاعات سپاه مستقیماً زیر نظر فرماندهی کل سپاه پاسداران قرار دارد، اما در عمل رئیس این سازمان کانال ارتباطی مستقیمی با دفتر عمومی حفاظت اطلاعات بیت رهبری دارد.

نکته کلیدی اینکه **سازمان اطلاعات سپاه (ساس)** را نباید با **سازمان حفاظت اطلاعات سپاه (ساحفاسا)** اشتباه گرفت. سازمان حفاظت اطلاعات (ساحفاسا) یک نهاد درونی است که وظیفه آن ضدجاسوسی در درون خود سپاه و نظارت بر پرسنل سپاه است؛ در حالی که سازمان اطلاعات سپاه (ساس) یک نهاد بیرونی و کلان است که وظیفه آن امنیت ملی، ضدجاسوسی کلان، سرکوب جریانات سیاسی، اقتصادی و سایبری در سطح کشور و خارج از آن است.

#### کالبدشکافی معاونت‌ها و دفاتر تخصصی (قلب تپنده سازمان)

ساختار داخلی ساس بر پایه چند معاونت فوق‌سری و تخصصی بنا شده است که هر کدام وظیفه اداره یک بخش از امنیت کشور را بر عهده دارند:

* **الف) معاونت ضدجاسوسی (یا معاونت امنیت داخلی):** این معاونت قدرتمندترین بخش سازمان است که مستقیماً با معاونت ضدجاسوسی وزارت اطلاعات در رقابت است. وظایف آن عبارت‌اند از: کشف و خنثی‌سازی شبکه‌های جاسوسی بیگانه (به ویژه موساد و سیا)، بازداشت دوتابعیتی‌ها و اتباع خارجی به اتهام جاسوسی یا پروژه نفوذ، و نظارت بر سفارتخانه‌ها و دیپلمات‌های خارجی در ایران.
* **ب) معاونت بررسی (یا معاونت سیاسی-فرهنگی):** این بخش مغز متفکر سازمان در حوزه جنگ نرم و تحلیل سیاسی است. پروژه‌های مربوط به برخورد با فعالان مدنی، روزنامه‌نگاران و سلبریتی‌ها در این معاونت طراحی می‌شود.
* **ج) معاونت اقتصادی:** مبارزه با مفاسد اقتصادی از جنجالی‌ترین بخش‌های سپاه است.
* **د) معاونت سایبری (فرماندهی پدافند سایبری):** این معاونت ارتباط اندام‌واری با «گرداب» (مرکز بررسی جرائم سازمان‌یافته) دارد.
* **هـ) معاونت عملیات ویژه:** این معاونت بازوی اجرایی و خشن سازمان است.

#### شبکه بازداشتگاه‌های سری و موازی

یکی از مشخصه‌های بارز ساس، داشتن زیرساخت‌های قضایی و بازداشتگاهی مستقل از سازمان زندان‌های کشور است.

#### جغرافیای قدرت (شبکه استانی اطلاعات سیدالشهدا)

ساختار سازمان اطلاعات سپاه فقط متمرکز در تهران نیست، بلکه ساختاری مویرگی در سراسر کشور دارد.

#### اضلاع و بازوان حسین طائب در ساس

طائب امپراتوری خود را بر ویرانه‌های وزارت اطلاعات بنا کرد و با دستیابی به بودجه‌های نجومی و خارج از نظارت، بر تمام ارکان دیپلماتیک، شریان‌های اقتصادی و حوزه‌های فرهنگی اشراف پیدا کرد. او بازجویان بدنام قتل‌های زنجیره‌ای مانند جواد آزاده و تیمش را (با وجود اینکه از وزارت اطلاعات اخراج شده بودند) دور خود جمع کرد. واژه «نفوذ» را به یک ابزار جراحی سیاسی تبدیل کرد تا هر مهره‌ای که همسو با جریان بیت نبود را با برچسب جاسوسی از صحنه بازی حذف کند.

#### مثلث پروپاگاندا و مهندسی ادراک (از قرارگاه عمار تا سریال گاندو)

طائب برای تقدس‌بخشی به فتوحات خود، یک کارتل عملیات روانی سه‌بعدی را مدیریت کرد:

1. **ضلع تئوریک:** برادرش مهدی طائب در رأس «قرارگاه عمار» با بودجه‌های کلان لجستیکی، هر حرکت حسین را به عنوان «نقشه الهی» و «واجب شرعی» برای بدنه حزب‌اللهی تبیین می‌کرد.
2. **ضلع اطلاعاتی:** ناصر قره‌باغی صومعه (معاون وقت سازمان) در عملیاتی هماهنگ، بیش از ۱۰۰ صفحه از اسناد طبقه‌بندی‌شده و فوق‌محرمانه پرونده‌های ملی را به «مؤسسه شهید آوینی» نشت داد.
3. **ضلع رسانه‌ای:** مجتبی امینی با استفاده از همین رانت اطلاعاتی، سریال «گاندو» را ساخت. هدف این پروژه، ترور شخصیت تیم دیپلماسی و دولت وقت و ساختن چهره «دانای کل» و «منجی» از حسین طائب در ذهن توده‌ها بود تا قدرت او فراتر از نقد رسانه‌ای تثبیت شود.

### گوشه‌ای از عملیات‌ها و قتل‌های انتسابی

#### قتل حمید حاجیان

چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۸، حمید حاجیان در پارکینگ دفترش در کامرانیه جنوبی به قتل می‌رسد. برای آشنایی با او باید گفت در آخرین جلسات دادگاه حسین هدایتی (سروان سابق سپاه که اهالی فوتبال او را به عنوان طرفدار متمول تیم پرسپولیس می‌شناختند)، مطرح شد که حاجیان ۵۰ میلیارد تومان پول او را خورده و برده است. هدایتی مدعی شد: «حاجیان به من گفت که اگر در دادگاه اسم او را ببرم از من شکایت می‌کند؛ شاید فرار آقای یقینی نیز دست ایشان است.»

به گزارش رکنا، حاجیان به همراه همسر ۲۴ ساله‌اش که وی نیز هدف اصابت گلوله قرار گرفت کشته شد. پس از شنیدن صدای گلوله، کارمند دفترش به پارکینگ می‌رود؛ حاجیان از ناحیه سر، ران و کمر هدف گلوله قرار گرفته و سپس در بیمارستان دچار مرگ مغزی شده و می‌میرد. در گزارش اولیه عنوان شد که خانم ۲۴ ساله همسرش است، ولی نکته جالب در اطلاعیه قوه قضاییه (که توسط قاضی شهریاری، سرپرست دادسرای جنایی وقت تهران صادر شد) این خانم را موکل حمید حاجیان معرفی می‌کند.

دلیل قتل حاجیان هم دقیقاً اطلاعاتی بود که به دلیل وکالت وی در پرونده‌های مفاسد اقتصادی متعدد (چون حسین هدایتی، فوتبالیست‌های مشهور، باشگاه‌های ورزشی، فدراسیون‌ها و...) داشته است. از دیگر پرونده‌های مهم حمید حاجیان، وکالت «سید علیرضا شیرازی» (مدیر شرکت‌های «امین سیما» و «شبکه سبز» در صنعت تبلیغات محیطی فوتبال) بود. در رابطه با هم‌زمانی پرونده حسین هدایتی و قتل حاجیان، رئیس شعبه سوم دادگاه ویژه مفاسد اقتصادی می‌گوید قتل حاجیان هیچ ارتباطی به این پرونده ندارد و دوربین‌های پارکینگ خراب بوده و لحظه حمله خونین مرد ناشناس ثبت نشده است.

در مورد قتل حمید حاجیان، پدرام سلطانی (عضو سابق اتاق بازرگانی) در توییتی مدعی می‌شود که قتل حمید حاجیان اعلام ورود مافیای اقتصادی کشور به آدم‌کشی است. این مافیا کیست که چنین پشتوانه‌ای دارد؟ جواب این سؤال رابطه حسین طائب را با مافیای اقتصادی روشن می‌کند؛ این مافیا کسی نیست جز بابک زنجانی که از حمایت کامل حسین طائب و البته بقیه ارکان قدرت بهره‌مند است.

اسنادی که توسط گروه هکری «عدالت علی» منتشر شد، دخالت ساس را در رسیدگی به پرونده قتل حمید حاجیان نشان می‌دهد. در این سند ذکر شده که متهم، خط قرمز حسین طائب است. محمود شهریاری (معاون دادستان و سرپرست دادسرای عمومی و انقلاب استان تهران) در تاریخ ۳۱ خرداد نوشته است: «سازمان حفاظت اطلاعات سپاه با لحنی تهدیدآمیز به مقام قضایی گفته که متهم خط قرمز آقای طائب است و نمی‌توانید او را احضار کنید، چرا که در حال حاضر مسئولیت مهمی نزد آقای طائب دارد.» بنا بر مستندات، اولیای دم از هویت پاسدار صادقی (که افسر پرونده اقتصادی حمید حاجیان در زمان حیات وی بوده) شکایت کردند. اگر همین خط را از پاسدار صادقی دنبال کنیم به حسین طائب می‌رسیم. این تنها مورد حمایت حسین طائب از بابک زنجانی نیست؛ رابطه این دو بسیار پیچیده‌تر از حمایت، بلکه شامل ترور بنا به درخواست و بسته‌های مالی است.

#### بازارچه شهرک غرب

۱۱ مهر ۱۳۹۲ خبرگزاری مهر گزارش داد که صدای مهیبی در ساعت ۵ صبح، ساکنان منطقه ایران‌زمین را بی‌خواب کرد. بحران از ماه‌ها قبل یعنی اردیبهشت همان سال شروع شد. در اردیبهشت‌ماه، ستاد بحران استان تهران از ساکنان خانه‌های گلستان چهارم ایران‌زمین خواست تا به دلیل شکاف‌های عمیقی که در خانه‌هایشان ایجاد شده این مکان را ترک کنند. در این محل بازارچه قدیمی وجود داشت که در حال تبدیل شدن به ساختمان‌های بلند بود. مالک و پیمانکار این زمین شخصی نبود جز بابک زنجانی.

جدا از اینکه این تخریب چقدر می‌توانست به مردم عادی ضرر برساند (آن هم برای سود بیشتر یک شخصی رانت‌خوار)، ما به دنبال این هستیم که بابک زنجانی چگونه این زمین را تصاحب کرد. با لابی حسین ولایتی (پسر علی‌اکبر ولایتی)، زمینی را پایین‌تر از بیمارستان آتیه به سپاه قدس (یا به عبارت بهتر حوزه قدس) دادند که به ۱۱۹ بیت معروف شد؛ ۱۱۹ بیت‌المقدس که محدوده شهرک غرب و سعادت‌آباد را پوشش می‌داد. این پوشش شامل مسجد قدس، میدان قدس سعادت‌آباد (یعنی بالای خیابان‌های توحید یک، توحید دو، توحید سه و ایران‌زمین) و یک مسجد دیگر هم می‌شود.

پایگاه ایران‌زمین با لابی شخص مهدی طائب (فرمانده قرارگاه عمار و برادر حسین طائب) خریداری و به بابک زنجانی منتقل می‌شود. فرمانده آن پایگاه شخصی به نام مهدی عباسی است (فرزند محمود عباسی معروف به حاج حسن عباسی که او هم فرمانده پادگان دستواره در چیتگر است. لازم به ذکر است که اولین پادگان آموزشی یگان صابرین هم متعلق به همین پادگان چیتگر است). مهدی عباسی بعدها معاون شهردار منطقه ۳ و بعدتر شهردار منطقه ۱۷ شد. در همان زمان مجوزهای خاص با لابی همین فرد برای این زمین ایران‌زمینِ زنجانی صادر شد. از جمله این مجوزها، ۳۱۴ هزار متر مربع مسکونی، تجاری و خدماتی برای همین زمین صادر شد. بعدها وسط خاک‌برداری، این زمین رها شد و برای تصفیه بدهی زنجانی با وزارت نفت، با کارشناسی جعلی ارائه گردید.

#### بازداشت محمدحسین رستمی

رستمی متولد ۱۳۶۴ در شهرری بود. بعد از عضویت در سپاه، در بخش تفحص در مناطق جنگی کار می‌کرد (واحدی که سپاه پاسداران برای یافتن بقایای کشته‌شدگان ایران و عراق داشت). او بعدتر در حراست سازمان شهرداری‌ها مشغول به کار شد و پس از آن به وزارت رفاه رفت. وی در سال ۱۳۸۹ سایت خبری-تحلیلی «عماریون» را بنا کرد. در مقطعی تحت عنوان سپاه قدس به سوریه رفت.

محمدحسین رستمی فعالیت سیاسی‌اش را از ستاد انتخاباتی محمود احمدی‌نژاد در سال ۱۳۸۴ آغاز کرد. سال ۱۳۹۵ به اتهام حمل سلاح گرم بازداشت شد. نکته قابل توجه اینکه رد اثر انگشت او هیچ‌وقت روی سلاح پیدا نشد و این موضوع در گزارش پرونده ذکر شده است. در مهرماه ۱۳۹۸ به سفارش حسین طائب، اعترافات او به شکل برنامه تلویزیونی از شبکه دوم صداوسیما پخش شد که در آن به اتهاماتی نظیر ارتباط و فروش اطلاعات به کانال تلگرامی «آمدنیوز» و شخص روح‌الله زم اعتراف کرده بود.

پس از پخش اعترافات تلویزیونی، رستمی با انتشار فایل‌های صوتی از داخل زندان اوین، اعترافات خود را تحت فشار و شکنجه خواند. در این فایل‌ها مستقیماً حسین طائب را به پرونده‌سازی متهم کرد (مانند دلیل اخراج او از وزارت اطلاعات به خاطر پرونده‌سازی علیه مهدی هاشمی رفسنجانی؛ روزنامه ایران در آبان ۱۳۸۸ نیز همین مطلب را عنوان کرد)، و همچنین او را به فساد مالی (مانند پرونده آهن‌فروشی)، انحصارطلبی و بهره‌گیری از شبکه‌های پنهان متهم نمود.

محمدحسین رستمی مدعی شد که دلیل اصلی بازداشتش مطلع شدن از اقدامات و شبکه تحت نظر شخص حسین طائب بوده است. وی ادعاهایی جالب پیرامون پرونده کاووس سیدامامی (فعال محیط زیست)، هلدینگ یاس و نقش آقایانی مانند مرتضی رضایی و محمود سیف و نحوه مواجهه اطلاعات سپاه با مسئولین دولتی و رسانه‌ها مطرح کرد. این افشاگری‌ها هیچ‌وقت تکذیب نشد. در کنار موارد مشابه از سوی برخی دیگر از زندانیان مانند رضا گلپور (نویسنده کتاب «شنود اشباح»)، چالش‌هایی در افکار عمومی پیرامون عملکرد سازمان اطلاعات سپاه در زمان ریاست حسین طائب ایجاد شد. بعدها رضا گلپور در سفری به عمان، در برنامه‌ای با حضور شهرزاد میرقلی‌خان (معشوقه سرافراز، رئیس اسبق صداوسیما) در مورد هلدینگ یاس و نقش قالیباف افشاگری‌هایی کرد.

#### عملیات استانبول (سال ۱۴۰۰)

حسین طائب عملیاتی را در ترکیه طراحی کرد که این عملیات قبل از شروع لو می‌رود. یک تیم ۳ نفره از ساس (سازمان اطلاعات سپاه) به سرپرستی سرهنگ پاسدار سید محمدطه سیدی ثانی (با درجه ۱۶ و جایگاه ۱۷) برای عملیات ضد اسرائیل و شخصی به نام «تدی سارافی» وارد ترکیه می‌شود. سرهنگ پاسدار سیدی ثانی در سازمان اطلاعات سپاه آذربایجان شرقی از نیروهای سردار اصغر عباسقلی‌زاده بود و در آنجا با عنوان کارشناس خارجی در خاورمیانه، فوق تخصص انفجار، انتقال بانکی و مالی، پول‌شویی، کریپتو و فوق تخصص خرید تجهیزات انفجاری خدمت می‌کرد. ذکر فعالیت مسئول این عملیات (یعنی سید محمدطه سیدی ثانی) از این رو شد که بدانیم با چه شخصیتی روبرو هستیم.

این تیم ۳ نفره پس از ورود به ترکیه، در منزلی که خانمی به نام ندا (از پرستوهای ساس) اجاره کرده بود مستقر شدند. افرادی که در ترکیه به این تیم به عنوان سلول‌های ساس در ترکیه کمک می‌کردند عبارت بودند از حمید، سردار و یاشار (که این ۳ تن از اهالی ترکیه بودند) و شخص دیگری به نام مورات کاراباغ. خانه تیمی آن‌ها در محله «سیددوغان» بود. دقیقاً روز قبل از عملیات اصلی، گروهی که برای کنترل آخر عملیات رفته بودند توسط پلیس ترکیه به بهانه احراز هویت متوقف و درگیر می‌شوند. هر ۳ نفر در این درگیری مسلحانه با پلیس ترکیه کشته می‌شوند.

### سقوط طائب

سقوط طائب از آذرماه سال ۱۳۹۹ آغاز شد. از دلایل سقوط وی ترور محسن فخری‌زاده، ترور صیاد خدایی و دلیل دیگر شکست یگان ۸۴۰ نیروی قدس در ترکیه (همان‌طور که روایت شد) بود. البته علاقه طائب به پرونده‌سازی‌های جنجالی مثل پرونده فعالان محیط زیست مزید بر علت شد.

چهارمین دلیل حذف طائب، جنگ قدرت در رأس بود؛ دو باند «اصفهان» و «اهواز» با همدستی قاآنی و خطیب زیر پای طائب را خالی کردند. باند اهواز با پشتوانه تشکیلات نفت متشکل از رضایی، شمخانی، غلامعلی رشید، حسن شاهوارپور، احمد خادم‌الشهدا (یا همان احمد دانش‌پژوه سابق، همگی از سرداران سپاه) و سرهنگ حسن حسین‌نژاد بود. باند اصفهان نیز شبکه‌ای از فرماندهان باسابقه لشکر ۱۴ امام حسین و لشکر ۸ نجف اصفهان مانند رحیم صفوی، محمدعلی جعفری و حسین سلامی بودند که به علت رقابت اقتصادی علیه حسین طائب جبهه‌ای دیگر گشودند.

علاوه بر همه این‌ها و رقابت‌ها، اخراج نماینده طائب به عنوان فرمانده ساس توسط بشار اسد در سوریه مزید بر علت شد. زمانی که طائب برکنار شد، از طرف مجتبی خامنه‌ای مأمور شد تا با نزدیک شدن به رئیسی، فعالیت‌های رئیسی علیه مجتبی را رصد کند. برای این کار، او که قبلاً به قالیباف نزدیک بود، به محمدعلی جعفری (که دشمن قالیباف بود) نزدیک شد تا اعتماد رئیسی را به دست آورد.

در این مابین ماجرایی رخ داد که باعث حذف کامل طائب از قدرت و به حاشیه رفتن او شد. ماجرا از این قرار است که در یک گروه واتس‌آپی، ابراهیم رئیسی به طور خصوصی از وحید حقانیان درباره چگونگی جانشینی خامنه‌ای مشورت گرفت. این فایل از طریق مهدی مجاهد (با نام تشکیلاتی چوپانی که معاون پیگیری‌های ویژه دفتر رئیسی شده بود) لو می‌رود. مهدی چوپانی پیشتر مدیرکل سابق حوزه ریاست ساس در دوره طائب بود. بعد از لو رفتن این فایل، علی خامنه‌ای از طائب، مجتبی و حقانیان عصبانی می‌شود؛ یکی اخراج، یکی به قم تبعید و دیگری هلیکوپترش به کوه خورد!

بعد از حسین طائب، محمد کاظمی جانشین وی در ساس شد.

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

محسن کردی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!