دوراهیهای اخلاقی از دیرباز ذهن اندیشمندان را به خود مشغول داشتهاند و امروز در چهره فناوریهای نو پدیدار شدهاند. نمونه شناختهشده این چالش، «پرسمان تراموا» است که ما را بر سر گزینش میان مرگ شمار کمتری یا شمار بیشتری از آدمیان قرار میدهد. امروزه همین پرسش دشوار در برنامههای راهبر خودروهای خودران (بیراننده) بازتاب یافته است تا در برخوردهای ناگزیر، چگونگی پخش خطر را تعیین کنند.
این گره کور اخلاقی، درونمایه فیلم آلمانی «ترور؛ داوری با شماست» (Terror – Ihr Urteil) نیز بود؛ جایی که یک خلبان جنگی، هواپیمایی ربودهشده را با 164 سرنشین بیگناه سرنگون کرد تا از کوبیده شدن آن به ورزشگاهی با 70 هزار تماشاگر و رخ دادن فاجعهای بزرگتر جلوگیری کند.
در همه این نمونهها، هسته بنیادین گفتوگو، رویارویی میان دو فرجام ناگزیر است: مرگ n تن یا مرگ m تن، در حالی که m بزرگتر از n است. برخی بر این باورند که برای آلوده نشدن به گناه کشتن، باید از هرگونه کنش خودداری کرد و کار را به دست سرنوشت سپرد. اما حقیقت تلخ این است که در چنین تنگناهایی، «تصمیم نگرفتن» و خاموش ماندن، خود یک گزینه و تصمیمی تمامعیار است. بیکنشی در برابر فاجعه به معنای بیطرفی اخلاقی نیست، بلکه به معنای واگذاشتن میدان به فرجام هولناکتر و پذیرفتن مرگ آدمیان بیشتر است.
البته این داوری تنها هنگامی پذیرفتنی است که مرگ بهراستی گریزناپذیر، راه سوم ناممکن، پیامدها با اطمینانی خردپذیر پیشبینیپذیر، مداخله در حوزه مسئولیت و اختیار تصمیمگیرنده و جانهای در معرض خطر از دیدگاه اخلاقی سنجشپذیر باشند. با فراهم بودن این پیشنیازها، هنگامی که مرگ ناگزیر است، خویشکاری اخلاقی ما از «پرهیز یکسره از آسیب» به «کاستن از رنج و مرگومیر تا کمترین اندازه شدنی» دگرگون میشود.
نادیده گرفتن تفاوت میان مرگ کمتر و بیشتر به بهانه پایبندی به بنیادهای ذهنی، پشت کردن به ارزش راستین و برابر جان آدمیان است. اگر برای جان انسانها ارزشی ذاتی قائل باشیم، هنگامی که ناگزیریم میان مرگ شمار کمتری یا شمار بیشتری از آدمیان یکی را برگزینیم، رهانیدن شمار بیشتر، نمود عملی پاسداشت حرمت انسان خواهد بود.
ازاینرو، در دوراهیهای هولناکی که با فراهم بودن پیشنیازهای یادشده هیچ راه سومی در آنها نمیتوان انگاشت، برگزیدن گزینهای با مرگومیر کمتر، خویشکاریای ناگزیر است. در فرجام کار، اخلاق نمیتواند تنها در جهان آرمانها زیست کند؛ بلکه باید در جهان واقعی، مرهمی بر زخمها و کاهنده رنجها باشد. حتی اگر دستان ما در این گزینش دشوار به اندوه آلوده شوند، رهانیدن جانهای بیشتر، قطبنمای اخلاق کردار خواهد ماند.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!