رفتن به محتوای اصلی
چهارشنبه 21 مرداد 1405 - Wednesday, 12 August 2026

به تحقیر ملت ایران پایان دهید، با سرنوشت ایران بازی نکنید!

به تحقیر ملت ایران پایان دهید، با سرنوشت ایران بازی نکنید!

به تحقیر ملت ایران پایان دهید، با سرنوشت ایران بازی نکنید!

پایان تحقیر ایران، بی‌تردید با پایان حکومت اسلامی و استبداد گره خورده است. اما رها کردن کشور و منابع انسانی، نظامی و اقتصادی آن، بدون سپر دفاعی کارا، در برابر بمب‌افکن‌های آمریکا و متحدانش، نه سیاست و نه تدبیر، بلکه حماقتی تاریخی است.

در شرایطی که برتری نظامی و هوایی آمریکا و متحدانش آشکار است و ادامه بمباران‌ها پیامدهایی فاجعه‌بار برای ایران دارد، سران حکومت اسلامی با سیاست‌های خود، عملن راه را برای ویرانی بیشتر کشور هموار می‌کنند و به تداوم این جنگ دامن می‌زنند.

سیاست حکومت اسلامی، برخاسته از ماهیت ایدئولوژیک و خشونت‌طلب آن بوده، سیاستی انتحاری است که هزینه‌اش را نه حاکمان، بلکه ملت و میهن ایران می‌پردازند.

آنان که نه ریشه‌ای در ایران دارند و نه آینده خود را در این سرزمین می‌بینند، کشور را به پرتگاه نابودی می برند، در حالی که برای خود و خانواده‌هایشان پناهگاه‌ها و مسیرهای امن در داخل و خارج از کشور تدارک دیده اند.

سران حکومت اسلامی، پیش از آنکه ایرانی ویران را به قدرت‌های خارجی تحویل دهند، باید داوطلبانه قدرت را به ملت واگذار کنند و خود، با سرمایه‌های غارت شده، راهی کشورهای امن شوند.

با توجه به نفوذ گسترده دستگاه‌های اطلاعاتی کشورهای دیگر در مراکز حساس حکومت اسلامی، این پرسش بیش از گذشته مطرح می‌شود که آیا جنگی که با حمله اسرائیل آغاز شد، اکنون نیز در بخش‌هایی از طریق شبکه‌های نفوذ، در جهت منافع همان بازیگران هدایت نمی‌شود؟

ملت ایران هیچ منفعت و هیچ توجیهی برای جنگ با آمریکا و اسرائیل ندارد. اگر حذف سران حکومت نیز محصول درگیری قدرت‌های حاکم باشد، این رخداد نه حاصل اراده ملت است و نه مردم ایران در آغاز و اهداف این جنگ سهمی داشته‌اند.

حکومتی که در بستر اسلامیزه شدن ساختار حکومت پهلوی، گسترش شبکه‌های انگلی روحانیت و سیاست بهره‌گیری قدرت‌های غربی از جریان‌های اسلامی علیه بلوک شرق به قدرت رسید، از نظر تاریخی، فرهنگی و سیاسی با ایران ناسازگار بوده است. اکنون نیز به نظر می‌رسد به پایان تاریخی خود نزدیک شده باشد، پایانی که نخستین نشانه‌های آن در انقلاب «زن زندگی آزادی» آشکار شد.

سید علی خامنه‌ای و اساسن حکومت اسلامی، تعلقی به ایران تاریخی، فرهنگی و سیاسی ندارند که مرگشان اندوه و سوگ ملی برانگیزد. چه کسی است که خشنودی بخش بزرگی از جامعه ایران را از حذف چهره‌های اصلی این نظام ندیده باشد؟

با این همه، پایان استبداد تنها از مسیر یک تحول و انقلاب ملی امکان‌پذیر است. در غیر این صورت، استبداد و ارتجاع، هر بار در شکلی تازه بازتولید خواهند شد. شیشه عمر حکومت اسلامی نه در دست قدرت‌های خارجی، بلکه در دست ملت آگاه، متحد و سازمان‌یافته ایران است. تنها جامعه ایران می‌تواند این چرخه استبداد را درهم بشکند و راه را برای آزادی، دموکراسی و حاکمیت ملی بگشاید.

شبکه‌های دینی ـ فاشیستی، به دلیل ریشه‌های اعتقادی، اجتماعی و سازمانی خود در جوامعی چون فلسطین، ایران، ترکیه و دیگر کشورها، با انقلاب ملی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی از میان می‌روند. تجربه ناکامی اسرائیل در نابودی حماس، می‌توانست درسی برای طراحان این جنگ باشد.

محسن رضایی در تازه‌ترین مصاحبه خود گفته است که تنها جنوب و غرب ایران امکان هدف قرار گرفتن دارد، زیرا: «دیگر چیزی جز این نمانده است.»  اگر واقعاً چیزی باقی نمانده، پس چرا مردم و دارایی‌های ایران را در معرض حمله قرار می‌دهید و با سیاست‌های خود، زمینه تداوم جنگ را فراهم می‌کنید؟  آیا این پرسش، بیش از هر زمان دیگری، در برابر افکار عمومی قرار ندارد که چه کسانی در خدمت تداوم این جنگ قرار گرفته‌اند؟

به تحقیر ملت ایران پایان دهید. بزرگ‌ترین تحقیر این ملت، موجودیت حکومت اسلامی است.

ایران امروز بیش از هر زمان دیگر به انقلابی عمیقن دموکراتیک، آزادی‌خواه، عدالت‌جو، اجتماعی و میهن‌دوستانه، از جنس انقلاب «زن زندگی آزادی» نیاز دارد، انقلابی که نیروی محرکه آن جامعه آگاه و متحد ایران، و نه مداخله قدرت‌های خارجی است. آینده ایران را نه بمب‌های امریکایی- اسرائیلی، نه شبکه های مافیایی و غارتگر حاکم، بلکه اراده ملت ایران رقم خواهد زد.

به تحقیر ملت ایران پایان دهید، با سرنوشت ایران بازی نکنید!

زن زندگی آزادی

اقبال اقبالی

14.07.2026

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

اقبال اقبالی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد! 

دیدگاه‌ها

ارشان آذری
ارشان آذری

عنوان مقاله:
آقای اقبالی، پیش از هر چیز بهتر است کمی بر عصبانیت خود مسلط شوید

.

آقای اقبالی، پیش از هر چیز بهتر است کمی بر عصبانیت خود مسلط شوید و سپس دوباره نوشته‌تان را بخوانید. تکرار دوباره چند بند یکسان، آن هم در پاسخی که قرار بود استدلالی باشد، بیشتر از آشفتگی و خشم شما خبر می‌دهد تا قدرت استدلال.

شما چند فرد فحاش را به کل مشروطه‌خواهان تعمیم می‌دهید و سپس همه را با عنوان اوباش محکوم می‌کنید. در حالی که بارها حساب‌ها و افرادی که با ادبیات فحاشی در میان مشروطه‌خواهان فعالیت می‌کردند، به‌عنوان عوامل مشکوک، نفوذی یا وابسته به جمهوری اسلامی افشا شده‌اند. جمهوری اسلامی سال‌هاست می‌کوشد با ایجاد حساب‌های جعلی، تحریک اختلافات و آلوده‌کردن فضای مخالفان، نیروهای سیاسی را به جان یکدیگر بیندازد.

جمهوری‌خواهان ضد پهلوی اکنون از همین فرصت سوءاستفاده می‌کنند. چند فحاش یا عنصر مشکوک را به نام میلیون‌ها مشروطه‌خواه معرفی می‌کنند تا یک جریان بزرگ سیاسی را تخریب کنند. این روش نه منصفانه است و نه دموکراتیک. آیا اگر فردی با نام جمهوری‌خواه فحاشی کند، می‌توان تمام جمهوری‌خواهان را اوباش نامید؟ قطعاً نه. پس چرا همین اصل ساده درباره مشروطه‌خواهان رعایت نمی‌شود؟

از همه بدتر اینکه شما کشتار گسترده مردم در دی‌ماه، شعارهای خیابانی و نام‌بردن آشکار مردم از پهلوی را نادیده می‌گیرید، زیرا با روایت جمهوری‌خواهانه شما همخوانی ندارد. مردمی کشته شدند، زندانی شدند و هزینه دادند، اما چون شعار آنان مطابق سلیقه سیاسی شما نبود، در روایت شما جایی ندارند. این همان تحقیر واقعی ملت ایران است.

شما خود را مدافع اراده مردم معرفی می‌کنید، اما فقط بخشی از اراده مردم را می‌پذیرید که با عقیده شما هماهنگ باشد. وقتی مردم نام شاهزاده رضا پهلوی را فریاد می‌زنند، ناگهان از اوباش، ارتجاع و زن‌ستیزی سخن می‌گویید. این رفتار نشان می‌دهد مشکل شما با فحاشی نیست؛ مشکل اصلی حضور نام پهلوی در جنبش مردم است.

شما و برخی همفکرانتان سال‌ها در یک دایره بسته و کوچک با یکدیگر سخن گفته‌اید و تصور کرده‌اید صدایتان نماینده تمام جامعه ایران است. اما واقعیت بیرون از این دایره کاملاً متفاوت است. با تحقیر مشروطه‌خواهان، حذف شعارهای مردم و نادیده گرفتن وزن اجتماعی شاهزاده رضا پهلوی نمی‌توان جنبش ملی ساخت.

پس آرام‌تر، منصفانه‌تر و بدون خشم بنویسید. کسی که نمی‌تواند با هموطن مخالف خود گفت‌وگوی سالم داشته باشد، چگونه می‌خواهد از دموکراسی، همبستگی و جامعه شهروندی سخن بگوید؟

پ., 16.07.2026 - 16:54 پیوند ثابت
اقبال اقبالی
اقبال اقبالی

عنوان مقاله:
عنوان مقاله: .تحقیر ملت ایران فقط کار جمهوری اسلامی نیست

درودتان باد!
براستی مجال نیست تا در مورد کالبدشکافی انقلاب سخن گفت و این واژه شریف را از زیر آوارهای ارزش گذاری های ارزان بیرون آورد.
از "انقلاب شیر و خورشید" سخن گفتید. من از این "انقلاب"، نیروی محرکه آن، اقشار اجتماعی دخیل در انقلاب، شکل ظهور و اهداف و تاریخچه آن بی خبر هستم. اگر منظورتان آکسیون های خارج ازکشور است، باید خدمت شما عرض کنم که "انقلابی" ارتجاعی، ضد اجتماعی، زن ستیز، آزادی ستیز و مخرب است. من سالهای گذشته در همین ایرانگلوبال نوشتم که اگر آقای رضا پهلوی موفق شود سلطنت طلبان را در یک حزب متحد کند و اوباشانی که شاهد رفتار و شعارهای آنها بودیم را کنترل کند، بزرگترین خدمت را به دمکراسی برای ایران انجام داده است و بیش از این هم توقعی نیست.

درودتان باد!
براستی مجال نیست تا در مورد کالبدشکافی انقلاب سخن گفت و این واژه شریف را از زیر آوارهای ارزش گذاری های ارزان بیرون آورد.
از "انقلاب شیر و خورشید" سخن گفتید. من از این "انقلاب"، نیروی محرکه آن، اقشار اجتماعی دخیل در انقلاب، شکل ظهور و اهداف و تاریخچه آن بی خبر هستم. اگر منظورتان آکسیون های خارج ازکشور است، باید خدمت شما عرض کنم که "انقلابی" ارتجاعی، ضد اجتماعی، زن ستیز، آزادی ستیز و مخرب است. من سالهای گذشته در همین ایرانگلوبال نوشتم که اگر آقای رضا پهلوی موفق شود سلطنت طلبان را در یک حزب متحد کند و اوباشانی که شاهد رفتار و شعارهای آنها بودیم را کنترل کند، بزرگترین خدمت را به دمکراسی برای ایران انجام داده است و بیش از این هم توقعی نیست.
طیف سلطنت که در کردار و گفتار مدافع آزادی و دمکراسی است، متحد جنبش اقدام در خیابان و همسنگر برای برچیدن حکومت اسلامی است. در جبهه ضد فاشیسم حاکم، همه اقشار موظف به حضور در مبارزه میدانی هستند (ازجمله آقای رضا پهلوی بعنوان شهروند برابر حقوق با سایر ایرانیان) و البته با تمرکز بر برچیدن حکومت اسلامی و استقرار آزادی، دمکراسی و سپردن سرنوشت ایران به ملت بزرگ مان (جامعه شهروندی) در خروجی تشکیل مجلس موسسن نظام نوین.
عالیجناب!
ایجاد جنبش ملی بر بنیاد نقاط افتراق، ناممکن است و جریان سلطنت خواه نیر نظیر طیف گسترده اپوزیسیون (مشروطه خواه، ملی گرایان، لیبرال دمکرات ها، سوسیال دمکراتها، سوسیالیست ها، کومنیست ها، آنارشست ها و ..)، در جبهه بزرگ برچیدن حکومت اسلامی هستند و بایستی قانون همبستگی در عمل و پذیرش تفاوت در نظر را به رسمیت بشناسند.
من از انقلاب "زن زندگی آزادی" سخن گفتم، زیرا سرفصل تازه ای پیکار ملت ایران، در فرهنگ، اخلاق، سیاست و تاریخ ایران است. انقلابی که تحسین جهان متمدن، پیشرو، ازادیخواه و برابری طلب را برانگیخت و تصویری دیگر از ایرانیان به جهان مخابره کرد و افق شکوهمندی برابر جامعه ایران قرار داده است.
سپاس از شما
با احترام
اقبال

پ., 16.07.2026 - 10:55 پیوند ثابت
ارشان آذری
ارشان آذری

عنوان مقاله:
.تحقیر ملت ایران فقط کار جمهوری اسلامی نیست

.

آقای اقبالی، تحقیر ملت ایران فقط کار جمهوری اسلامی نیست؛ کسانی هم که خیزش امروز مردم و انقلاب شیر و خورشید را نادیده می‌گیرند، اراده ملت را تحقیر می‌کنند.

شما از اتحاد در برابر جمهوری اسلامی سخن می‌گویید، اما به جای حمایت از جنبش ملی امروز، همچنان به «زن، زندگی، آزادی» بازمی‌گردید؛ گویی جامعه ایران باید برای همیشه در سال ۱۴۰۱ متوقف بماند. آن خیزش مرحله‌ای مهم از مبارزه مردم بود، اما امروز پرچم شیر و خورشید، شعارهای ملی و نام شاهزاده رضا پهلوی در مرکز بخش بزرگی از جنبش قرار گرفته است.

مشکل از جایی آغاز می‌شود که انقلاب مردم دیگر مطابق سلیقه جمهوری‌خواهان ضد پهلوی پیش نمی‌رود. به جای پذیرفتن واقعیت تازه و پیوستن به مردم، به گذشته پناه می‌برید و همان اشتباه نیروهای سال ۵۷ را تکرار می‌کنید؛ یعنی تحمیل برداشت سیاسی خود به جای شنیدن صدای واقعی جامعه.

کسی که واقعاً به ملت احترام می‌گذارد، انقلاب مردم را با نام، پرچم و رهبری‌ای که خود مردم برگزیده‌اند می‌پذیرد، نه فقط زمانی که با خواسته‌های سیاسی خودش هماهنگ باشد.

چ., 15.07.2026 - 16:25 پیوند ثابت